روزنامه جمهوري اسلامي 02/06/1382 صفحه سياسي

  • دغدغه هاي آل سعود
  • انگليس ابزار اراده آمريكا در بحران عراق
  • *****
    دغدغه هاي آل سعود


  • واحدمركزي خبر : عربستان سعودي درگير مبارزه اي سخت با اسلامگراياني شده است كه از خانواده سلطنتي و متحد آن آمريكا ناراضي هستند و بر اين اساس با حكومت مبارزه مي كنند.
    درپي درگيري روز سه شنبه هفته گذشته ماموران امنيتي عربستان باگروههاي اسلامي تحت تعقيب در رياض يك عربستاني مظنون به ارتباط با شبكه تروريستي القاعده كشته و هفت نفر ديگر دستگير شدند. شمار تلفات نيروهاي امنيتي عربستان در اين درگيري نيز به چهار نفر رسيد.
    از زمان حادثه انفجار در 22 ارديبهشت در رياض كه طي آن 35 نفر از جمله نه آمريكائي كشته شدند تا كنون دست كم 16 نفر بازداشت و 11 پليس سعودي كشته شده اند .
    شركت هواپيمايي « بريتيش ايرويز » اعلام كرد تا اطلاع ثانوي به دلايل امنيتي همه پروازهاي خود را به عربستان سعودي لغو كرده است . بريتيش ايرويز اعلام كرد اين تصميم پس از گفتگوهاي مقامات اين شركت و وزارت حمل ونقل انگليس اتخاذ شد. بريتيش ايرويز به نگراني هاي امنيتي ويژه اي كه موجب اتخاذ اين تصميم شده است اشاره نكرد.
    « كمال خاشقچي » تحليل گر سعودي گفت تدابير شديد امنيتي و درگيري در خيايانها چيزي جديدي است كه ما به آن عادت نكرده ايم .
    انفجارهاي رياض به مثابه پيامي براي دولت عربستان بود.
    وي افزود اسلامگرايان سرانجام مهار خواهند شد ولي با اين حال تهديد ثبات بزرگترين كشور صادر كننده نفت هنوز مبهم و پيچيده است .
    « نيل پاتريك » تحليل گر از اكونوميست در لندن گفت مقامات عربستان هم اكنون براي مبارزه با روحانيوني كه به اعتقاد آنها تشويق كننده افراط گرائي هستند مصصم شده اند.
    اين در حاليست كه برخي روحانيون برجسته و متوسط از زمان حملات 20 شهريور با حكومت عربستان اعلام همبستگي كرده اند . در حمله 20 شهريور سال 1380 در آمريكا حدود 15 سعودي از مجموع 19 نفر شركت داشتند اين حادثه در ائتلاف قدرتمند بين سعوديها با آمريكا شكاف بزرگي ايجاد كرد.
    اساس اين رابطه منافع نفتي تجاري و امنيتي مشترك است .
    « مي يماني » پژوهشگر سعودي كه مقر آن در لندن قرار دارد گفت سعوديهاي ناراضي از اسامه بن لادن حمايت كنند. وي افزود تندروهاي اسلامگرا پراكنده اند ولي همه آنها با بن لادن همدري مي كنند آنها همچنين با اسامه در مسئله مبارزه با كفار بويژه آمريكائيها و خانواده سعودي همفكرند.
    اين پژوهشگر افزود اين عربستان بود كه به سازمان اطلاعات مركزي آمريكا سيا در پشتيباني از مجاهدان عرب و افغان در جنگ با نيروهاي روسي در افغانستان در دهه هشتاد كمك كرد و سپس از طالبان حمايت ديپلماتيك و مالي به عمل آورد. طالباني كه با اسلامگرايان افراطي رابطه خوبي داشت .
    اين منبع افزود : سعوديها براي نخستين بار فهميده اند كه آن حيوان وحشي كه در خلق آن كمك كرده اند الان از كنترل خارج شده است .
    « عبدالباري عطوان » سردبير روزنامه القدس العربي چاپ لندن در اشاره به مبارزه عربستان سعودي با افراط گرائي اسلامي گفت انفجارهاي رياض و فشار روزافزون آمريكا بر عربستان منجر به فروپاشي اتش بس نانوشته بين مقامات سعودي و افراطيون شده است .
    وي افزود سعوديها دريك جنگ بسيار سخت درگيرند. افراطيها ظاهرا توانسته اند در نيروهاي امنيتي نفوذ كنند و ائتلاف قديمي بين خانواده حاكم و نهاد ديني وهابي با انقلاب افراطيون عليه حكومت به پايان خط رسيد. حكومت عربستان شبكه القاعده را به سازماندهي فعاليتهاي افراطي در كشور متهم كرده است ولي پاتريك مي گويد حضور شبكه القاعده در كشور همانند سطح جهاني برجسته نيست .
    وي افزود القاعده براي اينكه در عربستان لو نرود و كشف نشود در قالب سلولها و سازمانهاي كوچك فعاليت دارد.
    وزير كشور عربستان سعودي روز چهارشنبه هفته گذشته اعلام كرد افرادي كه در جريان حمله اخير در رياض كشته يا بازداشت شدند با شبكه تروريستي القاعده به رهبري اسامه بن لادن در ارتباط بودند.
    شاهزاده نايف بن عبدالعزيز درباره افراطيون سعودي كه در حمله روز سه شنبه گذشته دست داشتند گفت آنها به همان گروههايي تعلق دارند كه نيروهاي امنيتي دنبالشان بودند و با شبكه القاعده و طرز فكر آنها در ارتباط بودند.
    وزير كشور عربستان سخنان يك مقام آمريكايي را مبني بر اين كه عربستان در خصوص ماجراي يك حمله تروريستي عليه هواپيماهاي فرودگاه رياض اطلاعاتي در اختيار داشته است تكذيب كرد. نايف گفت مقامات عربستان اطلاعات خاصي در باره نقشه تروريستها براي حمله يا ربودن يك فروند هواپيماي فرودگاه بين المللي ملك خالد رياض ندارند.
    يك مقام آمريكايي اخيرا گفته بود عربستان سندي را كشف كرده بود كه نشان مي داد تروريستهاي مظنون به ارتباط با شبكه القاعده كه روز سه شنبه در رياض دستگير شدند فرودگاه بين المللي ملك خالد را به منظور تدارك عمليات تحت نظر قرار داده بودند.
    شاهزاده نايف گفت حمله روز سه شنبه گذشته به افراد مظنون با تكيه بر اطلاعات مربوط به طرح تروريستي احتمالي حمله به فرودگاه و يا ربودن يك فروند هواپيماي تجاري اين فرودگاه صورت نگرفت .
    سعد فقيه مخالف سعودي مقيم لندن گفت نيروهاي امنيتي عربستان تاكنون حدود 3000 افراد مظنون را بازداشت كرده اند و بقيه براي حمله به اهداف آمريكائي به عراق رفته اند.
    وي افزود : مردم عربستان ديگر به حكومت اعتمادي ندارند و خيليها مي گويند آنها مزدور آمريكا هستند.
    سعد الفقيه اسلامگراي ميانه رو كه مبارزه مسالمت آميز را ترجيح مي دهد به سازمانهاي جهادي توصيه كرده است حملات خود به خارجيها بويژه به آمريكائيها و اعضاي بلند پايه خانواده سعودي را كاهش دهند.
    وي افزود احتمالا القاعده چند صد عضو در عربستان دارد و چند هزار نفر نيز با القاعده ابراز همدردي مي كنند.
    اين چند هزار نفر از نسل جديد هستند كه در افغانستان بوسني يا چچن نجنگيده اند آنها به شدت از آمريكا متنفرند.
    اكونوميست : حادثه 20 شهريور آمريكا در روابط آمريكا و حكومت سعودي كه بر پايه منافع نفتي تجاري و امنيتي استوار است شكاف بزرگي ايجاد كرد
    يك پژوهشگر عربستان : همه تندروهاي اسلامي با بن لادن هم دردي مي كنند و در مبارزه با آمريكائيها همفكر يكديگرند

  • *****
    انگليس ابزار اراده آمريكا در بحران عراق


  • روزنامه لبناني « المستقبل » اخيرا در مقاله اي با عنوان « ايالات متحده و انگليس صعود يك امپراتوري و افول امپراتوري ديگر » نوشته است : بدون ترديد صاحبان ثروت و نفوذ سياسي در آمريكا تقسيم منافع با هيچ كس را نخواهند پذيرفت .
    روزنامه المستقبل نوشت : جنگ هاي متعدد آمريكا كه در دو دهه قرن بيستم و تا امروز به وقوع پيوسته است به خصوص جنگ عراق نشانگر ائتلاف نزديك ميان آمريكا و انگليس است . اما در شرايطي كه آمريكا يك ابرقدرت و انگليس نماد امپراتوري افول كرده اي است كه با پايان جنگ جهاني دوم قدرت خود را از دست داده و به يك كشور كوچك تبديل شده ائتلاف ميان جرج بوش و توني بلر چگونه قابل تفسير است آيا اين امر ضرورتا به معناي ائتلاف ميان دولت راستگراي افراطي آمريكاـ كه محافظه كاران جديد بر آن تسلط دارندـ و حزب كارگر چپ گراي انگليس است يا اينكه اين مساله به روابط ميان دو قطب سرمايه داري « آنگلوساكسون » در دو سوي اقيانوس اطلس و منافع مشترك آنها بر مي گردد.
    روزنامه المستقبل مي افزايد : پاسخ گويي به اين سئوال مستلزم بررسي تحولات اوضاع جهاني از زمان جنگ دوم جهاني تاكنون است چنانكه انگليس در پايان اين جنگ بسياري از مستعمرات مهم خود به ويژه هند پاكستان و جنوب افريقا را از دست داد و تلاش كرد با نزديك كردن خود به آمريكا از حمايت آن برخوردار شود.
    المستقبل مي نويسد : در اين ميان برخي انگليس را به « آتن دنياي باستان » و آمريكا را به « رم جديد » تشبيه كرده اند اما امپراتوري رم جديد به محض تشكيل شدن تنها چيزي را كه مد نظر قرار داد قدرت نظامي و موشك هاي قاره پيماي خود بود. « كوندوليزا رايس » مشاور امنيت ملي بوش در اين زمينه گفته است : انگليس مي تواند از نزديكترين هم پيمانان ما باشد و از وجود اين كشور در هر گونه مشاركتي كه آمريكا در آن منافعي براي خود بيابد استقبال خواهد شد.
    به نوشته المستقبل اين اظهارت نشانگر آن است كه منافع براي آمريكا حرف اول را مي زند. صرف نظر از اينكه شريك احتمالي چه كشوري باشد. مي توان گفت كه تنها استثناي اين قاعده اسراييل است يعني آمريكا در رويكرد خود با اسرائيل منافع و سود و زيان را كنار مي گذارد و به مصالح اسرائيل مي انديشد.
    روزنامه المستقبل درجايي ديگر از مقاله خود آورده است : آيا باتمامي اين شرايط انگليس مي تواند شريك واقعي آمريكا باشد
    پاسخ اين سئوال مشخص است چرا كه صاحبان زر و زور در آمريكا منافع را با هيچ كس تقسيم نمي كنند.
    المستقبل نوشت : با پايان جنگ عراق شاهد آن هستيم كه شركتهاي انگليسي شروع به شكايت كرده اند كه به رغم تمامي مواضع توني بلر و اطرافيان وي در جهت ائتلاف با بوش سهم چنداني از عراق نصيب اين كشور نشده است .
    واقعيت اين است كه رفتاري كه آمريكائيها از 29 اسفند گذشته عليه عراق در پيش گرفته اند توازن نيروها در خاورميانه را برهم زده است . برخلاف نظر آمريكائيها كه تلاش مي كنند جبهه روياروي عراق را « نيروهاي ائتلاف » لقب دهند اين جنگ كاملا آمريكائي بوده زيرا حتي انگليسي ها كه تنها نيروي شركت كننده در كنار نظاميان آمريكائي بوده اند جايگاه يكساني با آمريكائيها نداشته اند. نظاميان انگليسي در اين جنگ سه نقطه ضعف عمده داشته اند. اول آنكه فرمانبر آمريكائيها بوده اند. دوم آنكه حضورشان در جنگ عليه عراق با مخالفتهاي جدي در داخل انگليس در ميان مردم نمايندگان مجلس عوام و حتي كادرهاي دولتي همراه بوده و سوم آنكه در بهره برداري از دستاوردهاي اين جنگ اجازه و اختيارشان در دست آمريكائيهاست . بنابراين اين جنگ را نمي توان مانند جنگ سال 70 ـ1369 آمريكا و متحدينش كه در برگيرنده نيروهاي نظامي 27 كشور جهان بوده است تلقي كرد و از واژه « نيروهاي ائتلاف » در مقابل عراق استفاده نمود.
    بدشانسي ديگري كه انگليسي ها دراين جنگ داشته اند آن است كه در تمامي موارد بي اعتنائي و بي احترامي آمريكا به سازمان ملل و قوانين بين المللي شريك جرم آنان شده اند. بطوري كه جبهه گيري جامعه بين المللي عليه سياستهاي مداخله جويانه آمريكا خواهي نخواهي به منزله جبهه گيري عليه انگليسي ها نيز شده است . مشكل ديگري كه لندن در مقطع فعلي دچار آن شده اين است كه لشكركشي نيروهاي آن كشور به خليج فارس در شرائطي صورت گرفته كه انگليس مانند آمريكا در حال حاضر شديدا به بحران اقتصادي مبتلاست . اين وضعيت بحران سالهاي پاياني دهه چهل هجري انگليس را تداعي مي كند. در سال 1347 هجري شمسي وقتي « هارولد ويلسون » رهبر وقت حزب كارگر انگليس لزوم خروج نيروهاي انگليسي از خليج فارس را مطرح كرد دلائلي را براي آن برشمرد كه بسيار در خور توجه و تامل است . او در بيان علت اين تصميم به بحران شديد اقتصادي انگليس افزايش نرخ تورم هزينه سنگين نگاهداري نيروها در منطقه و از همه مهمتر تشديد جو ضدانگليسي در منطقه خليج فارس و نفرت مردم اين منطقه از حضور نظاميان انگليس در پايگاههاي اين كشورها ذكر كرد. ويلسون به دليل اين بحرانها در انتخابات سال 1349 از رقيب محافظه كار خود ادوارد هيث شكست خورد ولي دلائل او براي خروج نظاميان انگليسي از خليج فارس به حدي منطقي بود كه اين نيروها مركب از 27 هزار نيروي زميني و 18 هزار نيروي دريائي و هوائي در سال 1350 از خليج فارس خارج شدند .
    شرائطي كه آن روز انگليسي ها را وادار به خروج نيروهايشان از خليج فارس كرد امروز نيز دقيقا وجود دارد. امروز نيز انگليس دچار بحران شديد اقتصادي است . امروز نيز مانند آن روز و شايد بيشتر از آن روز نفرت ضدانگليسي بر منطقه حاكم است . تفاوت عمده اي كه شرائط امروز با آن روز دارد اين است كه انگليسي ها در آن روز يكه تاز و بي رقيب بودند در حالي كه امروز مانند يك نظامي فرمانبر و مطيع ناچارند در چهارچوب منافع آمريكائيها عمل كنند. به عبارت ديگر عملكرد نظامي امروز انگليس در خليج فارس به مراتب تحقيرآميزتر و ذليلانه تر از شرايط سه دهه قبل مي باشد.
    به همين دليل نظريه پردازان و مفسران غربي معتقدند امروز زمامداران انگليسي مترصد فرصتي هستند تا ازدغدغه هاي حاصل از حضور در عرصه جنگ عراق خود را رهائي بخشند و نيروهاي خود را از باتلاق خليج فارس بيرون ببرند. انگليسي ها بويژه سابقه تلخي از حضور نظامي در عراق دارند. آنان در سالهاي پس از جنگ اول جهاني نيروهاي خود را در نقاطي از خاورميانه از جمله در عراق مستقر كردند اما در 1920 با موج سازمان يافته اي از قيام شيعيان عراق مواجه شدند و ضربات جاني و مالي و حيثيتي فراواني را بخاطر روياروئي با انقلاب مردمي اين كشور متحمل شدند.
    قيام شيعيان عراق در آن سال زماني شكل گرفت كه انگليسي ها به عنوان قدرت مسلط آن روز دولتهاي فاتح جنگ اول جهاني را با تطميع و فريب و فشار وادار به پذيرش طرح قيموميت خود بر عراق كردند و تلاش نمودند تا با استفاده از اقتدار منطقه اي خود عراق را به اشغال نظامي خود درآورند.
    در همان زمان نيز براي تمامي نخبگان سياسي عراق و تحليلگران بي طرف مسائل خاورميانه بروشني مشخص بود كه بوي نفت و ثروتهاي زيرزميني كشورهاي منطقه استعمار انگليس را وسوسه كرده بود. به همين دليل زماني كه انگليسي ها با طرح مذكور كشورهاي عراق و سپس اردن فلسطين و كويت را تحت اشغال خود درآوردند طي ماده اي مجوز غارت و چپاول سرمايه هاي ملي و منابع اين كشورها را نيز براي خود كسب نمودند.
    ولي نقشه استعماري و اشغالگرانه انگليسي ها كه در مراحل اجرائي از حمايت مهره هاي وابسته به غرب سلطنت طلبان و سياسيون باصطلاح ملي گراي عراق برخوردار بود از ابتدا با مقاومت شيعيان اين كشور مواجه گرديد. انقلاب شيعيان عراق كه سياستهاي خاورميانه اي استعمار انگليس را با بن بست خردكننده اي مواجه كرد سبب شد لندن عميقا به اين نتيجه برسد كه در محاسبات خود در كشورهاي اسلامي و از جمله عراق نمي توان احساسات اسلامي مسلمانان بويژه شيعيان هشيار و بپاخاسته را ناديده گرفت .
    از انقلاب شيعيان عراق بيش از 80 سال مي گذرد ولي افتخار آن مجاهدتها و جانفشاني ها به عنوان اسناد گوياي غيرت و جوانمردي شيعيان دست كم به دو نسل از ملت اين كشور منتقل شده است و امروز تمامي آنهائي كه در سرزمين بحران زده عراق مايل نيستند ننگ وخفت سلطه استعماري غرب را بپذيرند و در برابر طرحهاي طمعكارانه و اشغالگرانه آمريكا و انگليس موضع مخالفت دارند خاطره نهضت اسلامي شيعيان عراق را فراموش نكرده اند. انگليسي ها نيز طعم تلخ آن روياروئي را در ذائقه خود دارند و اين را نيز به خوبي مي دانند كه شيعيان عراق امروز نيز مانند آن روز از انگيزه لازم براي شورش و قيام عليه مداخله گران بيگانه برخوردار هستند.
    نكته اي كه زمامداران انگليسي بايد از آن مطلع باشند اين است كه آمريكائيها به آنان اجازه نخواهند داد كه دو كشور بر سر سفره غارت سرمايه هاي عراق سهم يكساني داشته باشند. امروز انگليسي ها به صورت ابزار اراده آمريكا عمل مي كنند ولي ايفاي اين مسئوليت پاداشي نخواهد داشت و تنها بار انزواي سياسي روزافزون خود را در اروپا و افزايش نفرت جهاني عليه خود را بايد بر دوش خود هموار سازند.
    بنابر اين سئوالاتي كه روزنامه « المستقبل » طرح كرده كه « ائتلاف ميان بوش و بلر در چنين شرائط چگونه قابل تفسير است » و « آيا انگليس مي تواند شريك واقعي آمريكا باشد » سئوالاتي منطقي و قابل طرح است . واقعيت اين است كه آمريكا به انگليسي ها به عنوان ابزار اراده خود مي نگرند ولي به آنها اجازه نشستن بر سر سفره غنائم عراق را لااقل آنگونه كه خود مي خورند نمي دهند.
    نكته اي كه زمامداران انگليسي بايد از آن مطلع باشند اين است كه آمريكائيها به آنان اجازه نخواهند داد كه دو كشور بر سر سفره غارت سرمايه هاي عراق سهم يكساني داشته باشند.