روزنامه جمهوري اسلامي 02/06/1382 صفحه مقالات

  • شكوفه هايي از بوستان نهج البلاغه
  • مدرسه مكاتباتي نهج البلاغه دانش پژوه مي پذيرد
  • ويژگي هاي دولتمرد شايسته از ديدگاه اميرالمومنين علي (ع )
  • *****
    شكوفه هايي از بوستان نهج البلاغه


  • ث تمثيل در آئينه بوتراب
    علي روشني زاده
    ايلام : برگ نشر آذين
    64 ص رقعي
    ث جامعيت حكومت امام علي (ع )
    قربانعلي محمدي مقدم
    مشهد : به نشر
    148 ص رقعي
    ث جلوه هاي مديريت در نامه هاي حضرت علي
    حسين الوان كار
    قم : كتاب آشنا
    80 ص رقعي
    ث جهان بيني امام علي (ع ) در خطبه اول نهج البلاغه
    درسهاي آيت الله زين العابدين قرباني
    گردآورنده : محمدعلي قرباني
    تهران : نشر سايه
    376 ص وزيري
    ث چهل دليل در امامت اميرالمومنين (ع )
    محمدحسين صفاخواه
    تهران : نشر آمه
    160 ص رقعي
    ث چهل حديث امام مهدي (عج ) در كلام اميرالمومنين (ع )
    صادق سيدنژاد
    قم : مسجد مقدس جمكران .
    66 ص جيبي
    ث خودشناسي تكامل و عرفان
    محمدتقي جعفري
    گردآورنده : محمدرضا جوادي
    تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي
    ث حديث الدار
    علي حسيني ميلاني
    قم موسسه امام علي (ع )
    40 ص رقعي
    ث حديث الطير
    علي حسيني ميلاني
    قم : موسسه امام علي (ع )
    60 ص رقعي
    ث حديث الولايه
    علي حسيني ميلاني
    قم : موسسه آل البيت لا حيا التراث
    40 ص رقعي
    ث حقيقه الشيعه الاثني عشريه
    وحيد قاسم
    قم : نشر معارف اسلامي
    196 ص رقعي
    ث حديثه المنزله
    علي حسيني ميلاني
    قم : موسسه امام علي (ع )
    44 ص رقعي
    ث حديثه الغدير
    علي حسيني ميلاني
    قم : موسسه امام علي (ع )
    44 ص رقعي
    ث حضرت علي (ع ) مظهر زيبائي ها
    رضا باقريان موحد
    قم : نشر فكرآوران
    160 ص رقعي
    ث حق و باطل از ديدگاه امير مومنان (ع )
    تهران دارالكتب الاسلاميه
    72 ص رقعي
    ث حيات سياسي امام علي (ع )
    مجيد معارف
    تهران : نشر نبا
    56 ص جيبي
    ث داستانهائي از نهج البلاغه
    عباس قرباني
    تهران : نشر آرون .
    16 ص ج ا رقعي
    ث وصيت نامه حضرت اميرالمومنين علي (ع ) در بستر شهادت
    نادر فضلي
    تهران : نشر مهرآوران
    118 ص رقعي
    ث در سايه سار نهج البلاغه (ويژه دختران )
    مسلم قلي پور گيلاني
    تهران : انتشارات برگ
    160 ص رقعي
    ث در سايه سار نهج البلاغه (ويژه پسران ).
    مسلم قلي پور گيلاني
    تهران : انتشارات برگ
    160 ص رقعي
    ث در محضر اميرالمومنين (ع )
    مصطفي دلشاد تهراني .
    تهران : نشر دريا
    352 ص رقعي
    ث زندگاني امام علي بن ابيطالب
    عباس رحيمي
    تهران : بنياد نهج البلاغه
    194 ص
    ث درسهايي از متون اسلامي قرآن نهج البلاغه صحيفه سجاديه
    محمدرضا امين زاده
    قم : انتشارات انصاري
    48 ص رقعي
    ث دوستي در كلام اميرالمومنين (ع )
    جعفر شيخ الاسلامي
    قم : تبليغات اسلامي
    72 ص رقعي

  • *****
    مدرسه مكاتباتي نهج البلاغه دانش پژوه مي پذيرد


  • مدرسه مكاتباتي نهج البلاغه در هشتمين دوره خود دانش پژوه مي پذيرد.
    به گزارش بنياد نهج البلاغه در اين دوره 17 عنوان درس درباره آشنايي با مفاهيم نهج البلاغه تدريس مي شود.
    علاقه مندان مي توانند براي عضويت و دريافت دروس مشخصات خود را به نشاني تهران ـ صندوق پستي 11365 635 و يا خيابان استاد نجات اللهي كوچه افشين شماره 8 ارسال كنند .
    گفتني است بنياد نهج البلاغه به منظور آشنايي نسل جوان با فرهنگ علوي بويژه كتاب شريف نهج البلاغه درسهاي مدرسه مكاتباتي نهج البلاغه را برگزار مي كند.

  • *****
    ويژگي هاي دولتمرد شايسته از ديدگاه اميرالمومنين علي (ع )


  • تهيه و تنظيم از : سليمان طايي
    بخش دوم
    ويژگي هاي رفتاري دولتمرد شايسته
    قسمت سوم
    1 ـ اطاعت از رهبري
    كارگزاران اسلامي بايد تابع رهبر باشند و از او اطاعت كنند. امام علي (ع ) وقتي كه به پيشنهاد مالك اشتر ابوموسي اشعري را در مقام خودش ابقا مي كند بعدا بخاطر عدم اطاعت او از رهبري و جلوگيري از همراهي مردم با ايشان براي جنگ با ناكثين مجبور مي شود او را از كار بركنار كند.
    كارگزاران در عين اطاعت بايد نظرات خيرخواهانه خود را به رهبر ارائه دهند و در فرهنگ اسلامي از اين عمل به « النصيحه لائمه المسلمين » تعبير شده است . امام علي (ع ) عده اي از ياران خويش را بخاطر سرپيچي از دستوراتش مورد نكوهش قرار داده مي فرمايد :
    شما به سبب نافرماني و بي اعتنائي راي و تدبيرم را تباه ساختيد تا اينكه قريش گفتند : پسر ابي طالب مردم شجاع و دلير است لكن با فنون جنگ و كارگزار آشنايي ندارد . » (1 )
    در بياني ديگر امام علي (ع ) اطاعت از اوامرش را ضمانت پشت گرمي ذكر نموده و فرمود :
    « شما حق را ياوران و در دين برادران و روز سختي سپرها و خواص اصحاب سر و ياران (من ) هستيد. به كمك شما شمشير مي زنم به كسي كه (به حق ) پشت كرده است و به اطاعت و پيروي كسي (به حق ) رو نموده اميدوارم پس با خير خواهي كه نادرستي و ترديد در آن راه نيافته مرا ياري كنيد . (آنچه مي گويم بپذيريد) سوگند به خداوند من سزاوارترين افراد به مردم هستم . » (2 )
    امام علي (ع ) در نامه اي خطاب به « قثم بن عباس » كه از جانب حضرت بر مكه حكمفرما بود اطاعت از رهبري را مورد تاكيد قرار مي دهد و مي فرمايد :
    « براي پاسداري حوزه مسووليت خود (حكومت مكه و حفظ نظم و آرامش آن ) مانند فردي دور انديش و نيرومند و خيرخواه كه پيرو سلطان خويش و مطيع امامش است ايستادگي كن و مبادا كاري كني كه به عذرخواهي بكشد . » (3 )
    حضرت علي (ع ) در بياني ديگر خطاب به عبداله بن عباس كه از جانب حضرت فرمانرواي بصره بود درباره مهرباني نمودن به قبيله بني تميم نوشت :
    « اي ابوالعباس خدا تو را بيامرزد در نيك و بدي كه بر دست و زبان تو جاري مي شود (در گفتار و كردارت با رعيت ) مدارا كن زيرا ما در گفتار و كردار با هم شريك هستيم (چون تو از جانب من حكم مي راني و چنان باش كه گمان نيكوي من به تو باشد و انديشه ام درباره ات سست نگردد . » (4 )
    2 ـ داشتن عزت نفس و عفيف بودن
    نامه 31 نهج البلاغه از وصيت هاي اميرالمومنين علي (ع ) است كه پس از مراجعت از جنگ صفين خطاب به امام حسن (ع ) نوشته و در آن راجع به كرامت نفس مي فرمايد :
    « نفس خويش را از هر ذلت و زبوني گرامي دار هر چند تو را به مقاصد بلند برساند زيرا تو در مقابل آنچه از آبروي خويش مي دهي بهايي بدست نمي آوري .... چقدر زشت است خضوع و فروتني به هنگام نياز و جفا و ستم و تنگدستي هنگام توانگري و بي نيازي » (5 )
    از نامه هاي اميرالمومنين علي (ع ) به كارگزارانش كه خراج گير بودند :
    « پس با مدارا و انصاف با مردم رفتار كنيد و برخواهش هايش شكيبا باشيد زيرا شما خزانه داران رعيت و وكيل هاي مردم و نمايندگان پيشوايانيد (كه بوسيله شما درباره رعيت دستور مي دهند) و كسي را از درخواستش به خشم نياوريد و از مطلوبش منع نكنيد. (خلاصه او را سرگردان ننمائيد) . (6 ) امام علي (ع ) خطاب به فرزندش امام مجتبي (ع ) ضمن توصيه به اينكه اگر درخواستي داري فقط از بارتعالي بخواه مي فرمايد :
    « و اگر توانايي داري كه بين تو و خداوند بخشنده اي نباشد چنان باش (آبروي خود پيش ديگري مريز) زيرا تو (از خوان دنيا) قسمت خود را دريافت خواهي كرد و سهم است را خواهي گرفت و مقدار كمي كه از جانب خداي سبحان برسد برتر و ارجمندتر از مقدار زيادي است كه از خلق او برسد هر چند همه از اوست ... تلخي ياس وفاداري بهتر از دست دراز نمودن به مردم است و كار باعفت و پاكدامني خوب تر از توانگري باگناه » (7 )
    حضرت علي (ع ) در جاي ديگر مي فرمايد :
    « آبروي تو بسته است (محفوظ مي باشد) درخواست كردن آن را مي چكاند و مي ريزد بنگر آن را پيش چه كسي مي ريزي (از مردم پست چيزي نخواه كه اگر خواسته ات را انجام ندهد شرمنده مي گردي و اگر رواسازد هميشه تو را فروتن مي خواهد . )(8 )
    3 ـ رعايت عدالت
    امام علي (ع ) در پيمان مشهور خود به مالك اشتر وي را به انصاف و عدل سفارش و به برپا داشتن دادگري تاكيد مي نمايد و مي فرمايد :
    « پس بر هوا و هوس خود مسلط باش (مهارش را به دست گير تا در سختي هايت نيفكند) و نسبت به چيزي كه براي تو جايز نيست بر نفست سخت گيري كن زيرا بخل بر نفس انصاف وعدل در چيزهايي است كه خوشايند يا ناخوشايند اوست ... نيكوترين چيزي كه حكمرانان را خشنود مي دارد برپا داشتن عدل و دادگري در شهرهاست . » (9 )
    همچنين امام (ع ) خطاب به فرزندش امام حسن (ع ) مي فرمايد :
    « اي فرزندم ! در روابط بين خود و ديگران خويشتن را ترازو قرار مده پس آنچه براي خود دوست مي داري براي ديگران دوست بدار و آنچه را براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند و ستم مكن . همانگونه كه دوست نداري به تو ظلم شود. و نيكي كن همانطور كه دوست داري به تو نيكي شود و آنچه را از ديگران قبيح مي شماري از خود نيز زشت شمار » (10 )
    در نامه 27 نهج البلاغه كه از پيمانهاي آن حضرت به محمد بن ابي بكر مي باشد او را به عدالت و برابري بين مردم امر كرده و فرمود :
    « با آنان (زيردستان ) گشاده رو باش و آنها را به نگريستن زير چشمي و خيره شدن در روي يكنواخت بدار (مساوات و برابري را مراعات كرده و بين كوچك و بزرگ تفاوت مگذار و ثروتمندان و بزرگان را بر زيردستان و مستمندان امتياز نده و با همه يكسان باش ) تا بزرگان به ظلم و ستم تو (دوري از درستكاري ) به سودشان طمع ننمايند. (نسبت به زير دستان ستم روا ندارند) و ناتوان از عدل و درستكاري تو نوميد نگردند . » (11 )
    اميرالمومنين علي (ع ) هنگامي كه زياد بن ابيه را به عنوان جانشين عبداله بن عباس براي حكومت و كارگزاري فارس برگزيد ضمن كلامي طولاني كه بين آنها بود حضرت وي را از زود گرفتن ماليات نهي مي نمود و به او فرمود :
    عدل و انصاف را بكاربر و از بيراهه رفتن و ستم بترس زيرا بيراهه رفتن منجر به آواره گي مي شود و ظلم و ستم به شمشير مي كشاند.
    حضرت علي (ع ) خود شهيد راه عدالت بود و داستان مشهور برخورد حضرت با عقيل برادرش نمونه عدالت اوست . عقيل در جنگ صفين از رزمندگان شجاع سپاه علي (ع ) بود.
    ابن ابي الحديد دانشمند معروف اهل تسنن مي گويد : روزي معاويه از عقيل پرسيد داستان آهن گداخته چيست عقيل گفت : روزگار بر من سخت شد و از فقر و تهيدستي به تنگ آمدم . نزد برادرم رفتم هر چه با اصرار تقاضاي كمك نمودم پاسخ مثبت نشنيدم چاره اي نديدم جز آنكه همه فرزندانم را برداشته و به خانه علي (ع ) بردم .حضرت فرمود شب بيا تا چيزي به تو بدهم . در تاريكي شب يكي از فرزندانم دست مرا گرفت و به خانه علي (ع ) برد. او به پسرم فرمود از اطاق بيرون برود. وقتي اطاق خلوت شد فرمود : اكنون بگير با يك دنيا حرص و آز به گمان اينكه اكنون هميان طلا به من خواهد داد به سرعت پيش رفتم ولي ناگهان دستم برآهن تفتيده اي قرار گرفت . آن را از دست افكنده و مثل گاو عربده كشيدم . فرمود : مادرت به عزايت بگريد اين حرارت آهن است كه انساني آن را با آتش دنيا داغ كرده است پس در فرداي قيامت به من و تو چه خواهد گذشت اگر ما را به رشته هاي زنجير آتشين دوزخ بكشند سپس آيه را تلاوت كرد و فرمود جز آنچه كه خداوند براي تو تعيين كرده است حقي از بيت المال در نزد من نداري . برو به خانه ات . معاويه در تعجب فرو رفت و گفت : افسوس افسوس كجاست زني كه مانند علي (ع ) فرزندي بياورد(12 )
    4 ـ وظيفه شناسي
    اميرالمومنين علي (ع ) در نامه اي به كميل بن زياد نخعي كه حكمران هيئت (شهري در كنار فرات ) بود و در آن او را بخاطر عدم جلوگيري از سپاه دشمن كه براي تاخت و تاراج (شهرها) از شهر او مي گذشتند سرزنش مي نمايد و مي فرمايد :
    « حمايت و غارت تو بر اهل قرقيسيا (شهري در كنار فرات ) و رها كردن مرزهائي كه تو را بر آن گمارده ايم در حالي كه كسي نيست از آن دفاع و با لشكر دشمن مقابله كند انديشه پراكنده اي است پس تو در حقيقت پلي شده اي براي (گذشتن ) دشمناني كه مي خواهند دوستانت را غارت كنند . » (13 )
    امام (ع ) در نامه اي به مالك اشتر با تعيين دقيق وظايف و تفهيم مسووليت ها به كارگزاران راه هرگونه عذري را مي بندد و مي فرمايد :
    « و لازم است با جديت از ناحيه خود در پيروي از اين عهدنامه كه براي تو ترسيم نمودم و نسبت به اجراي آن از تو عهد و پيمان گرفتم و با اين عهدنامه حجت خود را بر تو استمرار نمودم سخت بكوشي تا در آن هنگام كه نفس تو براي اشباع هوا و هوسش به هيجان آمد بهانه و عذري نداشته باشي . » (14 )
    امام علي (ع ) در نامه اي به كميل بن زياد نخعي مي فرمايد :
    « اما بعد! از دست دادن شخصي چيزي را كه بر آن گماشته شده و به او سپرده اند و رنج بردن در كاري كه آن را به او نگماشته و به ديگري واگذارده اند ناتواني آشكار و انديشه اي است كه دارنده اش را به تباهي مي كشد. (چون منشا آن كم خردي است ) . (15 ) حضرت در وصيت اش به امام حسن (ع ) مي فرمايد :
    « براي هر يك از زير دستان (و كاركنان ) خود كاري معين كن كه او را در مقابل آن مسئول بداني و اگر آن را انجام نداد او را مواخذه كني ). زيرا اين امر براي اينكه آنها كار تو را به يكديگر موكول نكنند مناسب تر است . » (16 )
    امام علي (ع ) در بياني ديگر مي فرمايد :
    « هرگاه (انجام ) مستحبات به واجبات زيان رساند آنها را ترك كنيد » (17 ) زيرا كسي كه در انجام واجبات كوتاهي كند نافرماني كرده به كيفر خواهد رسيد. حضرت علي (ع ) در فرمايشات ديگري كه به جابر بن عبداله انصاري دارد قدرت را يك نعمت الهي دانسته و دوام آن را مشروط به رعايت حقوق مراجعه كنندگان ذكر كرده و مي فرمايد :
    « هر كس كه نعمت هاي خداوند بر او زياد شود درخواست هاي مردم نيز به او زياد مي شود پس اگر بخاطر خدا در آن نعمت ها به آنچه واجب است قيام كند آنها را در معرض دوام و بقا قرار داده است و هر كس به آنچه در آنها واجب است قيام كند آنها را در معرض زوال و فنا قرار داده است . (18 )
    پي نويس :
    1 ـ نهج البلاغه خطبه 27 ص .96
    2 ـ همان خطبه 17 ص 368
    3 ـ همان نامه 32 ص 943
    4 ـ همان نامه 18 ص 869
    5 ـ همان نامه 31 صص 930 و 935
    6 ـ همان نامه 51 ص 984
    7 ـ همان نامه 31 ص 930
    8 ـ همان حكمت 338 ص 1249
    9 ـ همان نامه 53 صص 994 و 1008
    10 ـ همان نامه 31 ص 922
    11 ـ همان نامه 27 ص 889
    12 ـ داستان هاي نهج البلاغه ج 2 محمد محمدي اشتهاردي چاپ سوم صص 28 و .27
    13 ـ نهج البلاغه فيض الاسلام نامه 61 ص 1047
    14 ـ همان نامه 53 ص 1034
    15 ـ همان نامه 61 ص 1047
    16 ـ همان نامه 31 ص 940
    17 ـ همان حكمت 271 ص 1222
    18 ـ همان حكمت 364 ص 1262