روزنامه جمهوري اسلامي 02/06/1382 صفحه سرمقاله
*****
منازعه بر سر موضوعات مورد اتفاق !


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    ذره اي ترديد وجود ندارد كه رئيس جمهور بهيچوجه انتشار كتاب هاي مبتذل يا كتابهائي كه در آنها به مقدسات اهانت شده باشد را نه تنها تاييد نمي كند بلكه با آنها بشدت مخالف است . اين از بديهياتي است كه نياز به استدلال ندارد. كما اينكه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز به انتشار چنين كتاب هائي رضايت نمي دهد و از نويسندگان و ناشران آنها حمايت نمي كند. او از خانداني روحاني و اصيل است كه همواره در خدمت ترويج دين بوده اند و طبيعي است كه راهي جز آنچه اقتضاي دين و اخلاق است را نپيمايد.
    اينكه در اعتراض به برخورد دستگاه قضائي با نويسندگان و ناشران كتاب هاي مبتذل و موهن نامه هائي ميان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رئيس جمهور تبادل شده و در آن نامه ها از اين برخورد ابراز نگراني گرديده قطعا بدين معني نيست كه آنان از چنين نويسندگان و چنين كتاب هائي حمايت مي كنند. دليل روشن اين مدعا تاكيدي است كه آقاي رئيس جمهور در پاسخ نامه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بر ضرورت رعايت قانون توسط نويسندگان و ناشران و همچنين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و همه دست اندركاران فرهنگ مكتوب نموده است .
    دادگستري كل استان تهران نيز در اطلاعيه اي كه در همين زمينه منتشر كرده اعلام نموده است با متهمين نهايت مدارا صورت گرفته و ضمن رعايت كليه حقوق قانوني از جمله انتخاب وكيل و برگزاري محاكمات علني با حضور اصحاب مطبوعات و « هيچيك از متهمين حتي براي ساعتي بازداشت نشده اند و نهايتا پس از اخذ آخرين دفاع دادگاه در موعد قانوني راي خود را بصورت غيرقطعي و قابل تجديدنظرخواهي اعلام كرده است » . همين اطلاعيه تاكيد مي كند « محتويات كتابهاي توقيف شده مشحون از توهين و اهانت به مقدسات اسلامي و تحريف آيات قرآن و تاريخ اسلام مي باشد بطوري كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به صورت غيرمحسوس دستور جمعآوري آنها را صادر كرده و اگر نبود تدبير دستگاه قضائي اين موضوع مي توانست به يكي از بحرانهاي عظيم جامعه و حتي بين ايران وساير كشورهاي اسلامي تبديل شود » .
    در صحت آنچه درباره نقطه نظر رئيس جمهور و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نسبت به نشر كتابهاي مبتذل و موهن آورديم و همچنين اتقان آنچه در اطلاعيه دادگستري كل استان تهران آمده است ترديدي نداريم . بدين ترتيب نبايد ميان آنچه مسئولين دولتي معتقدند و آنچه دستگاه قضائي انجام داده اختلافي وجود داشته باشد اما مي بينيم كه متاسفانه وجود دارد و حتي به رسانه ها كشيده شده است چرا اين سوالي است كه اگر اينجا به آن پاسخ داده شود ريشه بسياري از منازعات آشكار خواهد شد.
    شايد ارائه گزارشهاي ناقص و يكسويه به مسئولين دولتي عامل اين اختلافات باشد. قطعا در گزارشهاي كلي و اجمالي گزارش دهنده برداشت يا اعتقاد خود را به دريافت كننده گزارش منتقل مي كند و آنكس كه گزارش را مي خواند از جزئيات مسائل باخبر نمي شود. اينكه گزارش دهنده با چه نيت و هدفي چنين مي كند مبحث ديگري است كه هرچند بسيار حساس و مهم است ولي بررسي آن فرصت و مجال ديگري را مي طلبد اما بهرحال نتيجه چنين گزارشهائي همين است كه مخالفان انتشار كتابهاي مبتذل و موهن را در برابر همديگر قرار مي دهد وقت نيرو و اعتبار آنها را صرف منازعات مي كند و صد البته زمينه را براي بهره برداري دلخواه فرصت طلبان و بدخواهان فراهم مي سازد. راه چاره چيست
    آيا بهتر نيست مسئولان سطح بالاي كشور اعم از اجرائي و قضائي در خصوص اين قبيل مسائل با همديگر تبادل اطلاعات داشته باشند آيا اين اقدام نمي تواند مشكل را براي هميشه حل كند و از هدر رفتن وقت ها امكانات و حتي اعتبار مسئولين و دستگاه ها جلوگيري كند ! چرا از اين راه هاي ساده و سالم گريزان هستيم و گرهي كه با دست باز مي شود را مي خواهيم با دندان باز كنيم
    آنچه اين روزها موضوع اختلاف و دعواست كتابهائي با مضامين مبتذل و موهني است كه حتي رژيم وابسته و ضد دين پهلوي هم جرات انتشار آنها را نداشت . در نظام جمهوري اسلامي مردم با اعتمادي كه به اين نظام و مسئولين آن دارند به سراغ اين مسائل نمي روند و اقدامي نمي كنند. اما اگر از اينهمه ابتذال و اهانت به مقدسات مطلع شوند قطعا نويسندگان ناشران و صادركنندگان مجوز چنين كتاب هائي را بشدت تنبيه خواهند كرد و حتي دستگاه قضائي را اگر بي تفاوت بماند و اقدامي نكند بر سر مسئولان آن ويران خواهند كرد. در اينكه چنين كتابهائي نبايد چاپ و منتشر شوند مسئولين دولتي وقضائي و مردم اتفاق نظر دارند. بنا بر اين دعواهاي موجود قطعا بيهوده است و مسئولين بايد با عناصري كه براي ايجاد منازعات آنهم بر سر موضوعات مورد اتفاق زمينه چيني مي كنند برخورد نمايند.