
ابراهيم اميري
« اين ملت حق دارد
دست شما را گرفته آورده اين بالا
نشانده
شما بايد خدمت كنيد به اين مردم ; شما
ما
همه بايد
خدمتگزار اينها باشيم و شرافت همه ما به اين است كه خدمت
به خلق خدا كنيم . » (1 ) 60
5
11 امام خميني
« مردم » يكي از مهمترين اركان نظام جمهوري اسلامي
هستند كه هم در تاسيس و استقرار نظام
نقش مهمي را ايفا
كردند و هم در تثبيت و حفظ و استمرار آن تلاش
فداكاري و
جانفشاني از خود نشان دادند و در راه آن از هستي
جان و مال
خود دريغ ننمودند. آينده نظام نيز بدون پشتوانه
حمايت
همراهي و مشاركت مردمي
قادر به ادامه حيات نخواهد بود.
با توجه به نقش اساسي مردم در نهضت
بنيانگذار
جمهوري اسلامي ايران
امام خميني از ابتداي حركت خويش
عليه رژيم طاغوتي شاه
همواره حضور مردم تاكيد و بر نقش
مردم ايمان و اعتقاد داشت و در پيام ها و بيانات خود بارها بر
آن اشاره مي نمود.
ايشان چنين نگرش و با توجه به نقشي كه براي مردم در
پيروزي انقلاب قائل بود پس از پيروزي انقلاب اسلامي
يكي
از وظايف مهم حكومت را خدمتگزاري و خدمت رساني به
مردم به خصوص اقشار محروم و مستضعف جامعه بيان
مي كند
و اين مردم را شايسته هرگونه خدمات مي داند.
با توجه به اينكه در آستانه شهادت شهيدان عاليمقام
رجايي و باهنر و آغاز هفته دولت مي باشيم
مروري گذرا در
چند محور بر رهنمودهاي ارزشمند امام خميني در ديدار با
مسوولان نظام اسلامي كه به مناسبتهاي مختلف صورت گرفته
است
داريم تا درسي براي تمامي دست اندركاران باشد و آنها
را سرلوحه و الگوي برنامه هاي خود در تمامي مراحل قرار
دهند.
1 ـ خدمت
عبادتي بزرگ و شكرگزاري خداوند : به اعتقاد
امام خميني خدمت به مردم به خصوص محرومين جامعه
عبادتي بزرگ است : « شما توجه داشته باشيد
شمايي كه
خدمت به مستضعفين مي كنيد و شمايي كه خدمت به
جنگزدگان مي كنيد و اميد است انشاالله و هست اينطور كه
انگيزه هاي شما انگيزه هاي اسلامي ـ انساني باشد. شما بدانيد
كه در يك طاعت بزرگ هستيد و هميشه به طاعت حق تعالي
قيام كرده ايد و ثواب عبادتهاي پنجاه ـ شصت ساله ديگران
است . » (2 )
خدمت به مردم در نظام اسلامي را نبايد به عنوان يك
امتياز دنيايي دانست بلكه موهبت و توفيقي است الهي كه
برعهده مسوولين گذارده شده است و بايد در شكرانه آن
نعمت
خدمت به خلق خدا نمايند : « در شكرانه اين نعمت
خدمت به خلق بكنيد و خدمت به احكام اسلام بكنيد و براي
اينهايي كه اولياي ما هستند
اين پائين شهري ها و اين
پابرهنه ها به اصطلاح شما
اينها ولي نعمت ما هستند.... ما اگر
تا آخر عمرمان به اينها خدمت كنيم
نمي توانيم از عهده
خدمت اينها برآييم خداوند به ما توفيق بدهد كه يك
خدمتگزاري براي اينها باشيم و به اين نعمت موفق
بشويم . » (3 )
با توجه به اينكه كشور ايران
به عنوان يك كشور اسلامي
است و اكثريت مردم مسلمان مي باشند
خدمت به اين مردم
بزرگترين خدمتها به اسلام است : « خدمت به مردم بزرگترين
خدمتهاست به اسلام . » (4 )
2 ـ حكومت
خدمتگزاري است : در نگاه امام خميني
« حكومت » به عنوان « خدمتگزاري » و « حاكمان » به عنوان
« خادمان » مردم مي باشند چنانكه در معارف ديني هم آمده
است : « رئيس القوم خادمهم » .
امام خميني در روزهاي اوليه ورود به ايران و قبل از تحقق
كامل پيروزي در تاريخ 14 بهمن 1357
خود را « خادم ملت »
معرفي كرده و فرمودند : « من از بيرون آمده ام كه خدمت به شما
بكنم
من خادم شما هستم
من خادم ملت شما هستم . » (5 )
ايشان نه تنها مسوولان نظام جمهوري اسلامي را به عنوان
خدمتگزار ملت معرفي مي كنند بلكه انبياي الهي را نيز به عنوان
خدمتگزاران ملت دانسته و در يكي از بيانات خويش پس از
آنكه توفيق خدمتگزاري به مردم را
موهبتي الهي برشمرده
اظهار مي دارند : « انبيا خودشان را خدمتگزار مي دانستند
نه
اينكه يك نبي اي خيال كند حكومت دارد به مردم
حكومت در
كار نبوده . اولياي بزرگ خدا
انبياي بزرگ همين احساس را
داشتند : كه اينها آمدند براي اينكه مردم را هدايت كنند
ارشاد
كنند
خدمت كنند به آنها. شما هم احساس قلبي اتان اين
مطلب باشد كه واقعا ما آمديم كه به اين مردم خدمت كنيم و
اين خدمت به مردم
خدمت به خودمان است . » (6 )
با توجه به اينكه نظام اسلامي
خود را در مسير حكومت
علوي مي داند
امام خميني در ترغيب و تشويق مسوولان نظام
اسلامي به خدمتگزاري و دلسوزي براي مردم
به عنايت و
توجه ويژه اميرالمومنين در دلسوزي براي محرومين اشاره
كرده و سفارش مي نمايند كه : « دولت واقعا بايد با تمام قدرت
آن طور كه علي عليه السلام براي محرومين دل مي سوزاند
اين
هم با تمام قدرت دل بسوزاند براي محرومين
مثل يك پدري
كه بچه هايش اگر گرسنه بمانند
چطور با دل افسرده دنبال اين
مي رود كه آنها را سير بكند
يك دولت تابع اميرالمومنين بايد
اينطور باشد . » (7 )
تاكيدات مكرر امام خميني مبني بر اينكه حكومت در نظام
جمهوري اسلامي
به عنوان خدمتگزاري است كه نمونه اي
اندكي از آنها در بالا آمد
نشانگر آن است كه ايشان همواره در
صدد القاي اين نكته است كه مبادا مسوولان خود را به عنوان
حاكم و مردم را به عنوان رعيت و زيردست بدانند. بلكه
حكومت اسلامي بر اين اساس بنا شد تا نظام طاغوتي و تفكر
حاكم و زيردست را از بين ببرد و به اين نكته مهم توجه دهد كه
مسوولان خود را خدمتگزار ملت دانسته و در اين راه از هيچ
كوشش و تلاشي دريغ نورزند.
3 ـ مسوولان
مديون مردم : متوليان امر در نظام اسلامي
ايران بايد بر اين اعتقاد باشند كه مقام و منصب آنها از سوي
مردم به آنها واگذار شده و خود را مديون مردمي بدانند كه آنها
را به سبب ايثار
فداكاري و رشادت از حبسها و زندانها بيرون
آوردند و در راس نظام قرار دادند. به پاس ارج نهادن به
زحمات و مجاهدتهاي آنها تمامي تلاشهاي خود را در راه
خدمت به مردم صرف نموده و خود را خادم آنها بدانند. چنان
كه رهبر كبير انقلاب در ديدار با گروهي از مسوولان اجرايي
مي فرمايند : « اين قلبهاي صاف پاك مردم را نگه داريد. اين
كشاورزها و ـ نمي دانم ـ كارگرها و اينها بودند كه شما را به
استانداري رساندند
والا شما را استاندار نمي كردند.... آن
چيزي كه اساس است در اين مملكت
هم سياست اقتضا
مي كند
هم ديانت اقتضا مي كند
هم انصاف و وجدان اقتضا
مي كند
اين است كه اين خدمتگزارهايي كه مجاني براي شما
دارند خدمت مي كنند و براي حكومت دارند خدمت مي كنند
اينها را ارجشان را بدانيد . (8 )
مسوولان حكومتي بايد بدانند ملت ايران همان كساني
هستند كه در مراحل مختلف نهضت اسلامي فعاليت كردند چه
قبل از پيروزي انقلاب كه با حضور چشمگير و سرنوشت ساز
خود در راهپيمايي ها و تظاهرات ضدشاهنشاهي
خواستار
برپايي نظام جمهوري اسلامي شدند و با عنايت الهي كشور را
از دست ستمگران گرفتند و به مسوولين تحويل دادند و در اين
راه
شهدا و جانبازان زيادي را تقديم نمودند.
و پس از پيروزي انقلاب و در دوران تثبيت نظام هم با
توطئه ها و آشوبهاي گوناگون داخلي و خارجي دشمنان مقابله
كردند و نظام اسلامي را در برابر تمامي حوادث و نابسامانيها
حفظ و بيمه نمودند و 8 سال دفاع مقدس را به بهترين صورت
اداره كردند و بدون واگذاري يك وجب از خاك ايران اسلامي
جنگ را به پايان رساندند. امروزه بزرگترين خيانت است كه
كساني در صدد حذف مردم از صحنه نظام و يا نااميد كردن آنها
از حكومت باشند.
بنابراين مردم ايران با اينهمه خدمات و سابقه درخشان
خود
بر مسئولين نظام حق بزرگي دارند و بر تمامي متوليان امر
است كه به پاس اين زحمات
از هر گونه خدمت و توجهي به
مردم دريغ نورزند. امام خميني : « اينانند كه بر همه ماها و
شماها حق دارند و همه مي بايست دين خود را به آنان ادا كنيم
و در خدمت ملت خصوصا مستضعفين كه سنگيني اين
جمهوري به دوش آنان بوده و بدون كوچكترين توقعي در
خدمت اسلامند
با جان و دل كوشا باشيم . مادام كه همه ما و
شما در خدمت مردم هستيم آسيبي به جمهوري اسلامي وارد
نمي شود . » (9 )
4 ـ تاسيس بنيادهاي خدماتي : در راستاي خدمت به مردم
و كمك به اقشار محروم و مستضعف جامعه
از بدو پيروزي
انقلاب اسلامي
به امر امام خميني سازمانها و بنيادهاي
گوناگون خدمات رساني همچون جهاد سازندگي
بنياد مسكن
بنياد مستضعفان
بنياد 15 خرداد
كميته امداد و ... تاسيس شد
تا در زمينه هاي مختلف در خدمت به مردم و محرومين باشند.
و تاكنون خدمت بسياري صورت گرفته است .
5 ـ هماهنگي سيره و گفتار : امام خميني همچنان كه در كلام
و گفتار همواره مسئولان نظام را به خدمت رساني به مردم
تشويق و توصيه مي كردند و آنرا به عنوان يك حق براي مردم به
حساب مي آوردند
در سيره و عمل نيز خود بر آن پايبند بوده و
دلسوز و پيگير امر مردم بوده و لحظه اي از رسيدگي به مردم و
محرومان غافل نبودند. سيره عملي ايشان چه قبل از پيروزي
انقلاب و چه پس از آن گواه روشني بر اين امر است .
هنگامي كه زمان جنگ كمبودها و نابسامانيهايي در امر
توزيع نان مردم رخ مي دهد
ايشان ضمن نگراني از آن
دستور
رفع آنرا به نخست وزير صادر و خواستار برخورد با اخلالگران
مي شوند!(10 )
امام خميني زماني كه وضعيت بد زندگي گروهي از مردم را
در فيلمي مشاهده مي كند منقلب و ناراحت مي شود. شهيد
آيت الله محلاتي در اين زمينه نقل مي كند : دو روز قبل از اينكه
امام از تهران به قم تشريف ببرند
در مدرسه رفاه
فيلم كاخ و
كوخ را نشان مي دادند كه وضع بد زندگي مردم را در
حلبي آبادها نشان مي داد
امام حالشان خيلي منقلب شد . (11 )
نيز آيت الله توسلي از شدت اهتمام و عشق امام نسبت به
مردم مي گويد : همان طور كه توده مستضعف و محروم به امام
عشق مي ورزند
ايشان نيز به همين نسبت به اين قشر محبت
داشتند ما اين تعبير را مكرر از امام مي شنيديم كه مي فرمودند :
« من شرمنده اين مردم مستضعف هستم و از اين كه نتوانستم در
اين مدت براي اينها كاري انجام دهم خجل هستم استكبار
نگذاشت كه به وعده هايي كه داده بودم
عمل كنم و براي اين
مردم محروم و مستضعف كاري انجام بدهم . » (12 )
اوج عنايت و توجه امام خميني نسبت به مردم و محرومان
را در آنجا مي ببنيم كه ايشان سهم الارث پدري خود در خمين
رابه امر خانه سازي براي فقرا و مستمندان اختصاص
مي دهند . (13 )
6 ـ ارائه خدمات به مردم : در مدت قريب 25 سالي كه از
برپايي نظام جمهوري اسلامي مي گذرد
خدمات بسيار
ارزشمندي در دوره هاي مختلف انجام شده است كه قابل
مقايسه با تمامي خدمات حكومتهاي قبل از انقلاب نيست .
اين در حالي است كه از ابتداي پيروزي انقلاب توطئه ها و
موانع گوناگوني در مسير حركت انقلاب قرار گرفته است
همچون : آشوبهاي داخلي در ماههاي اوليه پيروزي
جنگ
تحميلي عراق كه چندين استان را با تخريب زياد روبرو
ساخت
محاصره اقتصادي و ...
با توجه به اقدامات انجام شده در كشور
امام خميني در
برهه هاي مختلف از خدمات انجام شده توسط دولتها
حمايت
و قدرداني مي كرد و در برابر كساني كه اشكال تراشي و
سياه نمايي و احيانا سد راه دولت مي شدند
مقابله و برخورد
مي نمود. و به منظور در جريان قرار گرفتن مردم از فعاليتهاي
صورت گرفته ; همواره از دولت و دست اندركاران امور اجرايي
كشور مي خواست تا خدمات ارائه شده را به ملت گزارش
دهند. « من كرارا به متصديان امور عرض كرده ام كه كارهايي كه
انجام داده ايد با آن حجم بسيار به ملت بازگو كنيد
خصوصا
مي بينيد تمام رسانه هاي گروهي و تمام اشخاص منحرف دنيا
دائما به گوش جهانيان القا مي كنند كه پيروزي براي اسلام
تاكنون حاصل نشده است
بلكه اين جمهوري رو به زوال
است
آنچه كه عمل كرده ايد به مردم
بگوئيد . » (14 )
همانگونه كه در دوران حيات امام خميني
همواره گروهي
در برابر اقدامات اساسي دولت سياه نمايي مي كردند و چهره اي
منفي از نظام و دولت به جامعه و جهانيان ارائه مي دادند پس از
ايشان و هم اكنون نيز برخي با بزرگ نمايي مشكلات و كاستي ها
و ناديده گرفتن و كوچك جلوه دادن اقدامات انجام شده و با
سياه نمايي
به تخريب نظام پرداخته و مردم را نااميد
مي نمايند. البته انتقاد سالم و سازنده همواره راهگشاي نظام و
دولتها در پيشبرد برنامه هاي اقتصادي و سازندگي خواهد
بود.
پاورقي :
1 ـ صحيفه امام
ج 15
ص .76
2 ـ همان
ص .385
3 ـ همان
ج 16
ص 24
4 ـ همان
ج 17
ص .165
5 ـ همان
ج 6
ص 48 ـ 49
6 ـ همان
ج 15
ص 358
7 ـ همان
ج 18
ص 158
8 ـ همان
ج 13
ص .385
9 ـ همان
ج 15
ص .280
10 ـ همان
ج 17
ص 515
11 ـ برداشتهايي از سيره امام خميني
ج 1
ص .252
12 ـ همان
ص .228
13 ـ صحيفه امام
ج 18
ص .390
14 ـ همان
ج 17
ص 372
تاكيدات مكرر امام خميني مبني بر اينكه
حكومت در نظام جمهوري اسلامي
به عنوان
خدمتگزاري است
نشانگر آن است كه ايشان
همواره در صدد القاي اين نكته است كه مبادا
مسئولان خود را به عنوان حاكم و مردم را به
عنوان رعيت و زيردست بدانند. بلكه حكومت
اسلامي بر اين اساس نباشد تا نظام طاغوتي و
تفكر حاكم و زيردست را از بين ببرد
حضرت امام خميني :
اينانند كه بر همه ماها و شماها حق دارند و همه
مي بايست دين خود را به آنان ادا كنيم و در
خدمت ملت خصوصا مستضعفين كه سنگيني اين
جمهوري به دوش آنان بوده و بدون
كوچكترين توقعي در خدمت اسلامند
با جان و
دل كوشا باشيم . مادام كه همه ما و شما در
خدمت مردم هستيم آسيبي به جمهوري
اسلامي وارد نمي شود

*****
حديث نور
|
نخستين سخنراني در فرانسه
1357
7
17
نخستين سخنراني حضرت امام خميني پس از تضييقات
وارده از سوي مقامات عراقي و عمال شاه
در حضور جمعي از
دانشجويان و ايرانيان مقيم كشورهاي خارجي در فرانسه
ايراد شد. كه در آن
ضمن اشاره به جنايات شاه و استمرار
قيام الهي مردم ايران بر اين اصل تاكيد مي كنند
كه منشا همه مفاسد ايران
رژيم شاهنشاهي است و حافظ
اين رژيم
سرنيزه آمريكاي خبيث است . امام خميني
متواضعانه خطاب به تمامي اقشار ملت بپاخاسته ايران
مي فرمايند : « من كه يك طلبه هستم
دينم را ادا مي كنم . »
امام
با اشاره به واقعه عظيم 17 شهريور
سفر هوا كوفنگ
رهبر چين به ايران را شديدا محكوم مي كنند و در فرازي
ديگر مي فرمايند : « ما نمي خواهيم آمريكا سرپرست ما باشد
ما نمي خواهيم همه منافع اين ملت را آمريكا ببرد... گاز را
شوروي ببرد و نفت را آمريكا ببرد... ما سرپرست لازم نداريم
... تا آمريكا نرود و تا دست اين ابرقدرتها از روي مملكت ما
برداشته نشود
ما نهضتمان برقرار است ... نترسيد از اين
ابرقدرتها. »
امام خميني در پايان سخنان خود
ضمن وعده پيروزي
قريب الوقوع
دوري از تفرقه و حفظ وحدت و برادري در
قشرهاي مبارز داخل و خارج كشور را ضامن تداوم نهضت
مي دانند.
دخالت در سياست
تكليف شرعي است
1357
7
21
امام خميني در ميان جمعي از دانشجويان و ايرانيان مقيم
پاريس در رابطه با ادامه حكومت نظامي در بعضي از شهرهاي
ايران و همچنين اعتصابات سراسري سخناني ايراد كردند و در
آن حقوق بشر و اصلاحات آمريكايي شاه را مورد انتقاد قرار
دادند.
ايشان در اين سخنراني
ضمن اشاره به محدوديتهايي كه
از سوي دولتهاي عراق و فرانسه براي فعاليتهاي سياسي ايشان
وجود داشته
عزم خود را بر ادامه راهي كه انتخاب كرده اند
اعلام داشته و فرمودند : « ... اسلام مثل جاهاي ديگر نيست
مثل مذاهب ديگر نيست كه ذكر و دعا باشد. اسلام سياستش با
ساير احكامش با هم هستند
و من دخالت سياسي مي كنم . و
من هم اعلاميه مي دهم و هم در ضبط حرفهايم را ضبط مي كنم
و هم اگر مقتضي شد در منبر صحبتهايم را مي كنم و اين يك
تكليفي است شرعي براي من
گفتند كه آخر ما يك تعهداتي با
دولت ايران داريم
با آن تعهدات نمي شود اين كارها. گفتم
خوب
من هم
ـ قريب به اين معني ـ يكي تعهداتي با اسلام
دارم و با ملت ايران
من هم نمي توانم كه از تعهداتم دست
بردارم . »
امام در قسمتي ديگر از بيانات خود
منطق دروغين حقوق
بشر را به باد انتقاد گرفته سكوت مجامع بين المللي در برابر
غارت منابع مشرق زمين توسط شوروي
چين
دول غربي و
خصوصا آمريكا را به شدت محكوم مي كنند و دولت آمريكا را
مسئول ادامه جنايات شاه و انهدام كشاورزي ايران مي دانند.
ايشان فرياد مظلوميت و آزاديخواهي ملت ايران را به گوش
جهانيان رسانده تلاش در اين جهت را تكليف شرعي و
وجداني همه قشرها و گروههاي داخل و خارج كشور بر
مي شمرند.
امام خميني منطق شكست خورده كساني را كه در 15
خرداد 1342 و پس از آن
سكوت خود و حمايت از رژيم را با
شعار فريبنده « گوشت نمي تواند با سر نيزه مقابله كند » توجيه
مي كنند
را محكوم نموده مي فرمايند : « اگر چنان چه يك ملتي
ايستاد و حق خودش را خواست
سرنيزه نمي تواند جلويش را
بگيرد. »
امام با تاكيد بر شعار عمومي « مرگ بر شاه » و لزوم ادامه
آن
كار را بر احزاب و جمعيتها و شخصيتهايي كه با شعارهاي
انحرافي ديگر سعي در تغيير مسير نهضت دارند
دشوار
مي كنند!

| |