
نگاهي اجمالي به حماسه پاوه و رشادت
دليرمرداني كه حماسه آفريدند
پس از ثبت نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و آرا
اكثريت 98 درصد ملت ايران در داخل و خارج از كشور به
جمهوري اسلامي ايران و نااميدي امريكاي جنايتكار از
بازگشت مجدد به ايران توطئه هاي مختلفي شكل گرفت كه يكي
از اين توطئه ها تحريك و تشويق ضدانقلابيون در منطقه غرب
كشور و كردستانات بود. مخالفين در قالب احزاب و گروههاي
مختلف اعم از سلطنت طلب
كمونيست
ليبراليست و
جدايي طلب گردهم آمدند و با حمايت مستقيم رژيم بعث
عراق و حمايت غيرمستقيم امريكا اقدام به حمله به پادگانها و
مراكز مختلف دولتي و به غارت بردن سلاحهاي پادگانها و
ايجاد ناامني براي مردم خوب و وفادار كردستانات نمودند.
اين ناامني از شمالي ترين نقطه آذربايجانغربي آغاز و به
سمت جنوب كردستانات و منطقه اورامانات كشيده شد و به
خيال خام خود مي خواستند آخرين سناريوي از پيش تعيين
شده اربابان خود را براي جدايي اين مناطق از پيكره جمهوري
اسلامي ايران و اعلام استقلال كردستان ايران اجرا نمايند اما
غافل از آنكه مردم مسلمان كرد اين مناطق همراه با نيروهاي
مسلح تا آخرين قطره خون خود ايستادگي كرده و مشت
محكمي بر دهان ياوه گويان خواهند كوفت .
اغتشاشات اورامانات كه از منطقه بانيگان آغاز گرديد به
سمت شهر شهيد پرور و انقلابي پاوه گسترش پيدا كرد و ظرف
مدت چند روز
تمامي ضدانقلابيون در اين منطقه تجمع
نمودند و با حمله به مراكز مختلف از آن جمله در پاسگاههاي
ژاندارمري و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و مردم بي گناه
جنايات فجيعي آفريدند.
ضد انقلاب مسلح با محاصره كامل شهر پاوه و بستن كليه
خطوط ارتباطي كرمانشاه به بانيگال و بانيگال به كرمانشاه
امكان هر گونه كمك رساني را محدود كرده بودند.
در چند روز محاصره پاوه كه با سقوط پاسگاههاي
ژاندارمري و به شهادت رسيدن تعدادي از مرزداران قهرمان
صورت گرفت حمله مسلحانه ضدانقلابيون به مقر سپاه
پاسداران انقلاب اسلامي و پاسداران بومي و غيربومي افزايش
يافت و تعدادي از پاسداران مجروح و زخمي شدند و در يك
جنايت هولناك كه تعداد 25 پاسدار مجروح بومي و غيربومي
كه در بيمارستان پاوه بستري بودند به پشت بيمارستان منتقل و
ضمن بستن دست و پاي مجروحان پس از شكنجه هاي قرون
وسطايي همه آنها را تيرباران و به شهادت رساندند. در آن
شرايط هيچ يك از مدافعان حقوق بشر و معترضين دروغين
مبارزه با تروريست اعتراض نكرده و اين جنايات را محكوم
نكردند.
در شرايطي كه 25 پاسدار بومي و غيربومي
پاسداران
شيعه و سني و مدافعان حريم مقدس جمهوري اسلامي ايران با
شكنجه به شهادت رسيدند. مردم بيگناه و مظلوم پاوه به دليل
حمايت از جمهوري اسلامي ايران در خانه هاي خود محبوس
بوده و اجازه خارج شدن از منزل را نداشتند و در شرايطي كه
پاسداران مجروح و سالم از تنها مقر باقي مانده « پاوه » دفاع
مي كردند و به ضد انقلاب اجازه نزديك شدن به مقر سپاه و
اشغال مركزيت شهر را نمي دادند. قهرماني دلسوخته
وفادار و
از خود گذشته دكتر مصطفي چمران خود را به شهر پاوه رساند
و فرماندهي مقاومت مردمي و پاسداران را بعهده گرفت . ورود
شهيد چمران به پاوه و مقر سپاه موجب دلگرمي همه گرديد.
فرمانده قهرمان و شجاع سپاه شهيد « اصغر وصالي » به
همراه تعدادي از پاسداران به استقبال چمران رفتند و براي
دفاع از ميهن اسلامي در برابر متجاوزين و فريب خوردگان
درخواست كمك كردند.
شهيد چمران كه داراي تجربه هاي فراوان در مناطق جنوب
لبنان و فلسطين اشغالي بود
به عنوان يك چريك و مبارز
واقعي ضمن تشكر و دلجويي از پاسداران مجروح براي دفاع و
شكستن روحيه دشمن برنامه ريزي نمود. و از برادران ارتش
درخواست كمك رساني و خارج نمودن مجروحين را كرده
تيزپروازان هوانيروز در بعدازظهر روز 58
5
26 در ميان آتش
و گلوله با يك فروند بالگرد
خود را به پاوه رسانده و در كنار
انبار هلال احمر به زمين نشستند. پس از تخليه مهمات و آذوقه
مجروحين را داخل بالگرد قرار دادند و با عشق خدمت به
مجروحين و مدافعين پاوه به حركت در آمدند اما بر اثر آتش
سنگين انواع سلاح ضد انقلاب كه در كوهها و تپه هاي اطراف
مستقر بودند بالگرد مورد هدف قرار گرفت . در اين باره شهيد
چمران در كتاب كردستان خود چنين مي نويسد :
دو هليكوپتر در ساعت 4 بعدازظهر در محل تعيين شده به
زمين نشست
رگبار گلوله دشمن از هر طرف باريدن گرفت ما به
سرعت مشغول تخليه آب و نان و خرما و مهمات مختلفي
شديم كه تيمسار فلاحي براي ما فرستاده بود از طرف ديگر
عده اي نيز كشته ها و مجروحين را از داخل بهداري حمل كرده
و سوار هليكوپتر مي نمودند.
همه چيز آماده شد و آخرين پيام ها را به خلبان دادم و
نوشته كوچكي نيز براي تيمسار فلاحي نوشتم و به دست
خلبان داده و هليكوپتر صعود كرد از روي اضطراب
زير رگبار
گلوله ها كه خلبان مي خواست هر چه زودتر اوج بگيرد
كنترل
خود را از دست داده و پروانه هليكوپتر به تپه جنوبي تصادم
كرد و شكست و هليكوپتر كه چند متري بيشتر بالا نرفته بود به
زمين نشست و دوباره بلند شد و دوباره از نقطه اي ديگر به
زمين خورد و مثل فنر از نقطه اي بلند مي شد و در نقطه اي چند
متر آنطرفتر بزمين اصابت مي كرد... در هر چرخش خود
هنگاميكه به زمين نزديك مي شد كسي را ضربه ميزد و بي جان
به زمين مي انداخت ... »
پس از سقوط بالگرد و به شهادت رسيدن كادر پرواز
مجروحين و تعدادي از پاسداران اميد به هر گونه كمك رساني
و حمايت از باقي مانده مدافعين
قطع گرديد و تنها اميد شهيد
چمران و پاسداران به حمايت و كمك خداوند قرار گرفت .
شهيد چمران و اصغر وصالي به همراه باقي مانده پاسداران
به مقر سپاه بازگشتند و براي مقابله با حملات ضدانقلابيون
برنامه ريزي كردند . شب بيست و هفتم مردادماه سال 58 در مقر
سپاه چه گذشت . آن شب
شب وداع
شب دفاع
شب تنهايي
شب عشق بازي با خداوند
شب راز و نياز و شب شهادت بود.
شهيد چمران ساعات و لحظات آن شب را چنين ترسيم كردند :
« ... در اين شب مخوف فقط تعداد كمي پاسدار مجروح و
دلشكسته در ميان محاصره هزاران مسلح ضد انقلاب در ميان
گردابي از بلا و مصيبت غوطه مي خوردند و فقط راه پر افتخار
شهادت باقيمانده بود.
پرچمداران انقلاب با حقانيت و مظلوميت خاص در خون
خود مي غلطيدند و نوكران اجنبي و خونخواران ضد انقلاب
پيروزي منحوس خود را جشن گرفته بودند...
من هيچ اميدي به صبح نداشتم
دل به شهادت بسته بودم
با زمين و آسمان وداع كرده بودم و فقط تصميم داشتم كه در
آخرين معركه زندگي آنچنان ضرب شستي به دشمن نشان دهم
كه هر وقت اصحاب كفر و نفاق آنرا بياد بياورند بر خود
بلرزد... »
پاسداران مجروح با تني خسته و گرسنه آن شب را به اميد
امداد و كمك الهي به صبح رساندند و آماده حمله همه جانبه
ضد انقلابيون بودند كه حلقه محاصره را كاملا تنگ كرده بودند
اما در اولين ساعات روز بيست و ششم مردادماه 58 بزرگترين
امداد الهي كه پيام حماسه آفرين رهبر و مقتداي خود خميني
كبير (ره ) بود از صداي جمهوري اسلامي پخش گرديد. پيام
امام خميني فرمانده معظم كل قوا كه به مناسبت جنگ خونين
مرداد 58 به تاريخ 1358
5
26 و در آخرين ساعات شب
صادر و در صبح روز 58
5
27 از صدا و سيما پخش گرديد
بشرح زير مي باشد :
بسم الله الرحمن الرحيم
از طرف ايران گروههاي مختلف ارتش و پاسداران و مردم
غيرتمند تقاضا كرده اند كه من دستور دهم بسوي پاوه رفته و
غائله را ختم كنند من از آنان تشكر مي كنم و به دولت
ارتش و
ژاندارمري اخطار مي كنم اگر با توپها و تانكها و قواي مجهز تا
24 ساعت ديگر حركت بسوي پاوه نشود همه را مسئول
مي دانم من بعنوان رياست كل قوا به رئيس ستاد ارتش و
ژاندارمري دستور مي دهم كه فورا با تجهيزات كامل عازم
منطقه شوند و به تمام پادگانهاي ارتش و ژاندارمري دستور
مي دهم كه بي انتظار دستور ديگر و بدون فوت وقت با تمام
تجهيزات بسوي پاوه حركت كنند و به دولت دستور مي دهم
وسايل حركت پاسداران را فورا فراهم كند. تا دستور ثانوي من
مسئول اين كشتار وحشيانه را قواي انتظامي مي دانم و در
صورتيكه تخلف از اين دستور نمايند با آنان عمل انقلابي
مي كنم مكررا از منطقه اطلاع مي دهند كه دولت و ارتش كاري
انجام نداده است من اگر تا 24 ساعت ديگر عمل مثبتي انجام
نگيرد سران ارتش و ژاندارمري را مسئول مي دانم .
والسلام
اين پيام پيامبرگونه بارها از صداي جمهوري اسلامي ايران
پخش گرديد. شنيدن پيام ولي فقيه زمان ; امام خميني (ره )
آنچنان قدرتي به پاسداران مجروح و مدافعان واقعي جمهوري
اسلامي ايران داد كه در برابر حملات و تجاوزات ضد انقلاب
مردانه ايستادگي كردند. پخش پيام روح بخش امام خميني (ره )
در فضاي شهر پاوه موجب دلگرمي مردم شهيد پرور پاوه و
تضعيف روحيه ضد انقلابيون گرديد بگونه اي كه در اولين
ساعات روز بيست و ششم و قبل از رسيدن نيروهاي كمكي
ضد انقلابيون مسلح از شهر عقب نشيني كرده و به ارتفاعات
شهر پناه بردند.
با رسيدن نيروهاي كمكي حمله به تپه ها و ارتفاعات آغاز
گرديد و در كوتاه ترين زمان ضد انقلابيون تار و مار گرديده و به
سمت شمال غرب فرار كردند.
نقش پيام حضرت امام از زبان شهيد چمران شنيدني
است :
« در صبح 58
5
27 بر بالاي ديوار خانه پاسداران
ايستاده بودم و به شهر مي نگريستم و گلوله از هر طرف همچنان
مي باريد
يكبار فرياد « الله اكبر » پاسداران به هوا بلند شد
پرسيدم كه چه شده است گفتند امام خميني (ره ) اعلاميه اي
صادر كرده است ... اعلاميه اي تاريخي كه اساس بزرگترين
تحولات انقلابي كشور ما بشمار مي رود
اعلاميه اي كه
سرنوشت كردستان و اميران را دگرگون كرد
انقلابي ترين
اعلاميه اي كه از بزرگ مردي 80 ساله بدون آنكه دروس نظامي
خوانده باشد و استراتژي نبرد را بداند و يا در تاكتيك هاي
نظامي تجربه داشته باشد
صادر شده است .
امام خميني فرماندهي كل قوا را به دست مي گيرد و فرمان
مي دهد كه ارتش بايد در عرض 24 ساعت خود را به پاوه
برساند و ضد انقلاب را قلع و قمع كند...
موجي از هيجان سرتاسر ايران را فرا مي گيرد هزاران نفر در
پشت نخست وزيري طلب اسلحه مي كنند كه رهسپار پاوه
شوند. كميته هاي شهرها و پاسداران و يگانهاي زيادي از
داوطلبين ارتش خواستار اعزام به پاوه مي شوند...
اين موج احساسات مردم و هيجان بي نظير ملت بزرگترين
سند كوبنده عليه ضد انقلاب بود كه هميشه با شعارهاي خلقي
و توده اي مي خواست بگويد كه از پشتيباني توده ها و خلق ها
برخوردار است ولي يكبار در رستاخيز كردستان مشاهده كرد
كه خلق ها و توده ها و مردم در جانب امام خميني (ره ) و انقلاب
هستند و عليه احزاب چپ و ضدانقلابي مي جنگند... اما بعد از
فرمان منقلب كننده امام
ديگر جاي سكوت و تماشا نبود
وقت حركت و قاطعيت و شجاعت بود
امام بزرگ امت فرماني
انقلابي صادره كرده بود و اين فرمان بايد بطور انقلابي پياده
شود. »
عشق دكتر مصطفي چمران به رهبر و مقتداي خود و
تبعيت پذيري اين مرد علم و عمل براي خود فروختگان
دگرانديشان
ليبرالها و مخالفين ولايت فقيه خواندني است .
« راستي كه شب پيش كه شب شهادت
شب نااميدي
شب
شكست و سقوط بود. با فرمان امام آنچنان تغيير كرد كه شب
بعد به شب آرامش
شب اميد و شب پيروزي مبدل شد.
چه كسي مي توانست چنين معجزه اي بوجود آورد كه از
يك شب هولناك و يك نقطه تاريك چنين تحول و تحركي
خلق كند كه مبدا جنبش و حركت و پيشروي بسوي انقلاب
راستين اسلامي باشد.
در اين چند روز مصيبت
ميتوانم به جرات بگويم كه حتي
يك قطره اشك نريختم و در برابر سخت ترين فاجعه هاي
منقلب كننده با اينكه در درون خود گريه مي كردم ولي در ظاهر
قدرت خود را بشدت حفظ مي نمودم و همه دردها و رنجها و
ناراحتي ها را در ضمير نابخرد حبس مي كردم
تا لحظه اي كه
در فرمانداري به عكس امام برخوردم
يكباره سيل اشك
ريختن كرد و همه عقده ها و فشارها و ناراحتي ها آرامش يافت
و خوب احساس مي كردم كه فقط يك قدرت روحي بزرگ در
يك ابرمرد تاريخ قادر است چنين معجزه اي كند و اميدوارم كه
ملت ما نيز قدر رهبر عظيم انقلاب خود را بداند و تحت
رهبري او همه توطئه هاي دشمنان اسلام و ايران را نابوده كند. »
حادثه حماسه پاوه و بررسي نقش بي بديل حضرت امام
خميني (ره ) بعنوان ولايت فقيه و رهبر انقلاب اسلامي در
تهييج حركت مردم و نيروهاي مسلح براي دفاع از تماميت
ارضي و آرمانهاي انقلاب اسلامي درس عبرتي است كه :
1 ـ اگر روزي انقلاب اسلامي و سرزمين ميهن اسلامي مورد
تجاوز قرار گيرد و رهبر و مقتداي اين انقلاب آيت الله العظمي
خامنه اي فرمان صادر كند مردم و نيروهاي مسلح همانند بيست
و ششم مرداد 58 به خروش آمده و دشمنان داخلي و خارجي
را قلع و قمع خواهند نمود.
2 ـ ارتباط مردم مسلمان و نيروهاي مسلح با مرجع و مقتداي
خود ارتباطي عميق
اسلامي و ناگسستني است و در زمان
كارزار به شعارهاي ما همه سرباز توايم خامنه اي
گوش به
فرمان توايم خامنه اي و شعار واي اگر خامنه اي حكم جهادم
دهد ارتش دنيا نتواند كه جوابم دهد.
با همه وجود عمل خواهند نمود.
سرتيپ دوم پاسدار
محمدعلي آسودي

*****
سياه و سفيد
|

تغذيه خوب
در اردوگاه
كهريزك كه بودم از طرف مسئولين براي پر
كردن اوقات فراغت ما مسابقات ورزشي از جمله (فوتبال
بسكتبال و پينگ پنگ ) انجام مي شد و لوازم ورزشي از قبيل
كفش و لباس در اختيارمان قرار داده مي شد علاوه بر ورزش
مسابقات فرهنگي هم وجود داشت كه براي ما خيلي جاذب بود
مثل مسابقه حفظ قرآن كريم و صوت و ترتيل و تجويد قرآن
مجيد.
وضعيت تغذيه ما خوب بود بطوريكه هر هفته سه بار به ما
ميوه هاي مختلف مي دادند و از مسئولين كميسيون اداره اسرا
كه پيوسته از ما ديدار مي كردند و بفكر كمبودهاي ما بودند
صميمانه تشكر مي كنم
وسائل زيست شبانه روزي از جمله
خنك كننده و گرم كننده به گونه اي بود كه ما احساس
نمي كرديم كه اسير هستيم در پايان از امام راحل (ره ) و حضرت
آيت الله خامنه اي بخاطر سفارشي كه نسبت به اسرا كرده اند
متشكرم .
اسير سعيد الشمري
يك شير آب براي 400 نفر
كتك كه خورديم
چشممان به آسايشگاه روشن شد
يك
آسايشگاه خشك و خالي . شب اول را گرسنه و تشنه
بدون
داشتن حتي يك پتو سركرديم . صبح آمدند
در را باز كردند و
رفتيم بيرون . به هر نفر
لباس
سه پتو
يك كفش
جوراب و
يك زيرانداز دادند. بعد از آن
موهاي سرو صورتمان را
تراشيديم . به هر نفر
نصف يك تيغ داده مي شد. يك شير آب
در اردوگاه بود كه 400 نفر بايد از آن استفاده مي كردند و
سرشان را خيس مي كردند تا تيغ راحت تر روي آن حركت كند.
هر روز
از ساعت 8 تا 12 و بعد از ظهرها از ساعت 2 تا 5
وقت قدم زدن در آفتاب داغ بود اگر كسي در سايه قدم مي زد
با
كابل سياهش مي كردند. موقع قدم زدن نيز بايد سرها را پايين
نگه ميداشتيم و حتي اجازه نداشتيم كه دستها را تكان دهيم .
برادر آزاده سعيد قندالي

| |