اشاره
« ميخائيل كارالوف » نايب رئيس مدرسه عالي بين المللي
روسيه و « لئونيد گوسييف » كارشناس ارشد مركز تحقيقات
بين المللي در دانشكده دولتي روابط بين الملل وزارت امور
خارجه روسيه در مصاحبه هاي جداگانه اي با واحد برون مرزي
صداي جمهوري اسلامي ايران ديدگاههاي خود را در مورد
رژيم حقوقي درياي خزر و مداخلات آمريكا در تحولات اين
منطقه تشريح كردند. با هم ابتدا مصاحبه آقاي « كارالوف » و
سپس مصاحبه آقاي « گوسييف » را مي خوانيم .
آقاي كارالوف
ارزيابي شما از وضعيت بوجود آمده درباره
تعيين رژيم حقوقي درياي خزر چيست به نظر شما
روند
مذاكرات در خصوص اين مسئله چگونه پيش مي رود
البته به نظر من
پيشرفتي فعلا ديده نمي شود و اگر بخواهيم
صادقانه صحبت كنيم
هيچكس بطور جدي در اين زمينه تلاش
نمي كند چرا كه وضع موجود در حال حاضر به سود كشورهاي
ذينفع در اين مسئله است . آنها در انتظار تغييراتي در روابط
بين المللي مربوط به بحران عراق و همچنين قضيه ايران هستند
كه به طور ناگهاني با توجه به افزايش توجه آمريكا نسبت به ايران
رو به وخامت گذاشته و تا زماني كه اين مسائل حل نشود
اظهارنظر در اين خصوص دشوار است .
البته همانطور كه مطلعيد
مذاكرات درباره اين موضوع فقط
مربوط به يك روز و يك سال نمي شود و تقريبا 12 سال است كه
ادامه دارد در اين مدت مسئله عراق و ايران به اين شدت مطرح
نبوده است . بنابراين دليل واقعي اين مسئله چيست
آنچه باب طبع آنهاست در وهله اول
امكان ادامه مذاكرات در
آينده است كه هدف از آن سود بردن از زمان به منظور بدست
آوردن امتياز و منافع بيشتر است . ثانيا موضوع مورد علاقه
كشورهاي منطقه
درباره تقسيم قدرت در منطقه است
براي
اينكه اين مسئله امكان شانتاژ كردن طرف هاي قدرتمند در
مذاكره مانند روسيه را با استفاده از حضور آمريكا در منطقه از
يك سو و دامن زدن به خطرات موجود از جانب برخي اقوام را
فراهم مي سازد.
ثالثا استفاده كردن از روند حوادث چچن در منطقه قفقاز
است كه در حال حاضر « شوارد نادزه » رئيس جمهوري
گرجستان از چنين تهديدي استفاده مي كند. در واقع اين روابط
براي حفظ ثبات فعلي مناسب است . در مورد مدت مذاكرات
بايد بگويم كه اين مذاكرات چيزي شبيه مذاكرات صلح
خاورميانه است كه بيش از نيم قرن است ادامه دارد.
آقاي كارالوف
همانطور كه شما تا حدودي اشاره كرديد
نفوذ
ايالات متحده آمريكا در منطقه و در روند مذاكرات مطرح است .
به نظر شما اين مسئله تا چه حد بر روند مذاكرات تاثير
مي گذارد
ميزان كارايي اين نفوذ با تمايل نداشتن ساير كشورها براي راه
دادن آمريكا به اين به اصطلاح سفره پهن شده
كاهش پيدا
خواهد كرد. براي اينكه تمام كشورهاي ساحلي درياي خزر به
طور واضح داراي منافع خودخواهانه خويش در منطقه هستند.
در اين خصوص مسلما روسيه نيز از اين امر استثنا نيست و به
دلايل غيرقابل انكار
راه يابي آمريكا به اين منطقه به نفع ما هم
نيست .
زيرا آمريكائيان سعي دارند پس از عمليات خود در
افغانستان باقي بمانند والبته در خصوص عراق نيز همين طور
است .
به همين دليل عامل حضور آمريكا در منطقه
عامل تحريك
مضاعفي است كه متاسفانه از سوي بعضي شركت كنندگان در
مذاكرات براي حفظ وضعيت موجود حمايت مي شود.
علاوه بر اين
تفاسيري نيز در مورد دست يابي روسيه به
موفقيت در انعقاد موافقت هايي دوجانبه با قزاقستان و آذربايجان
ديده مي شود. بسياري از تحليل گران
اين مسئله را بيانگر آن
مي دانند كه دستيابي به توافقات به خاطر چراغ سبزي بود كه
واشنگتن به رهبران قزاقستان و آذربايجان نشان داده بود چرا كه
حمايت هاي سياسي واشنگتن از باكو و كمك هاي فني نظامي آن
را به قزاقستان نبايد فراموش كرد.
به نظر من
اين توافقات زودگذر است چرا كه آمريكا حقيقتا در
روند حوادث بين المللي مواضعي شبيه انگلستان را دنبال
مي كند
يعهني در واقع هيچ كس را دوست دائمي يا دشمن دائمي
به حساب نمي آورند و تنها چيزي كه برايشان مطرح است
منافعشان است . كمك هاي فعلي آمريكا به برخي كشورها
در
نهايت به ضرر آنها تمام خواهد شد.
بنابراين شما معتقديد كه موافقت نامه هاي دوجانبه روسيه با
قزاقستان و آذربايجان موثر نيست
به هيچ وجه توافقات كارآمد و موثري نيست براي اينكه هر يك
از كشورهاي شركت كننده
هر زمان ممكن است با توجه به منافع
خويش به طور كامل تغيير موضع بدهند.
آقاي كارالوف
همانطور كه مي دانيد
روسيه در واقع وارث
تمام و كمال حقوقي اتحاد جماهير شوروي به شمار مي رود و
همچنان نفوذ زيادي در جمهوري هاي سابق شوروي دارد. در
خصوص مسائل مربوط به درياي خزر هم روسيه
مواضعي
قدرتمندانه دارد. ارزيابي شما از سياست روسيه درقبال حل
مسئله درياي خزر چيست
متاسفانه هرچند روسيه وارث حقوقي شوروي محسوب
مي شود
ولي از نفوذ سابق خويش در منطقه استفاده نمي كند.
يعني با وجود امكان استفاده از اين شرايط
اراده سياسي لازم
براي انجام دادن آن وجود ندارد. به همين دليل روسيه فقط از
امكان حضور در اين منطقه برخوردار است و تنها به ثبات در آن
علاقمند است و تمايلي به استفاده از منابع طبيعي و اقتصادي و
ساير امكانات منطقه ندارد.
بارها از سوي روسيه يا ساير كشورها اعلام شده است كه
همكاري تهران
مسكو در خصوص مسئله درياي خزر
ممكن
است تاثير مثبتي بر تمام منطقه داشته باشد و مسلما مي تواند
وزنه اي مقابل دخالت سايرين در امور مربوط به كشورهاي
منطقه باشد. ولي انعقاد موافقتنامه هاي دوجانبه به نوعي منابع
ملي ايران را تهديد مي كند و همكاري دو كشور را زير سئوال
مي برد. نظر شما در اين باره چيست
شما به درستي به اين مسئله اشاره كرديد. در واقع جهاني شدن
به صورت روند جريانات بين المللي با حضور آمريكا در هر
منطقه اي از جمله درياي خزر
ساير كشورها را مجبور به انعقاد
موافقتنامه مي كند. ائتلافات يا اتحاديه هايي ايجاد مي شوند و
موافقتنامه هاي موقت منعقد مي گردند كه مسلما چنين توافقاتي
دوام چنداني نخواهند داشت و نمي تواند نقش مهمي در روابط
جهاني ايفا كند چرا كه تنها يك بازي تاكتيكي و سياسي
محسوب مي شود.
به نظر شما
روابط روسيه و ايران در خصوص حل و فصل
مشكلات مربوط به درياي خزر به چه صورت بايد باشد
فقط در منافع استراتژيك ملي گاهي اختلافاتي وجود داشته
است چرا كه بين روسيه و ايران به جز چند مورد جنگ
همواره
به طور معمول روابط عادي وجود داشته است به همين خاطر
وجود اختلاف نظر ميان طرفين باعث بهتر شدن يا تيره شدن
روابط نمي شود روابط روسيه و ايران معمولا داراي ثبات است و
غالبا براساس زيربناي اقتصادي و منافع مشترك دو كشور
پايه ريزي شده است و اميدوارم كه همين طور باقي بماند.
گذشته از آن
همانطور كه مي دانيد مسئله غيرنظامي كردن و يا
بهتر بگوييم اجتناب از نظامي شدن منطقه خزر نيز مطرح است .
در اين خصوص توصيه خاصي داريد
اين مسئله در واقع تنها جنبه ظاهري دارد. چرا كه با توجه به
اقداماتي كه اخيرا صورت گرفته مشخص است كه حقيقتا در
مورد غيرنظامي كردن منطقه
هيچ يك از سياستمداران به طور
جدي فكري به حال اين مسئله نمي كنند. كشورهاي منطقه بر
مساله تقويت حضور نظامي خود در منطقه تاكيد مي كنند و از
آنجا كه روسيه داراي بزرگترين ناوگان در منطقه است
بنابراين
ساير كشورها با روي آوردن به مسابقه تسليحاتي و با تكيه بر
حضور آمريكا در منطقه
سعي دارند مقابل روسيه در منطقه
درياي خزر بايستند و در صددند به هر نحو ممكن چيزهاي از
دست رفته را بازپس گرند.
مصاحبه آقاي « گوسييف »
آقاي گوسييف
ارزيابي شما از اوضاع بوجود آمده در زمينه
تعيين رژيم حقوقي درياي خزر و در مجموع روند كلي مذاكرات
در اين خصوص چيست
اين مسئله 12 سال است كه پس از فروپاشي اتحاد جماهير
شوروي و بوجود آمدن كشورهاي مستقل در اطراف درياي خزر
كه شامل روسيه
قزاقستان
تركمنستان و آذربايجان مي باشد
هنوز حل نشده است .
طبيعتا در زمان شوروي
طرف مقابل فقط ايران بود و اين دو
كشور درياي خزر را بين خود تقسيم كرده بودند.
اكنون وضعيت به گونه اي شده است كه به جز روسيه و
ايران
سه كشور جديد مستقل نيز پديد آمده اند و اين مسئله در
دوازده سال منجر به روند حوادث موجود شده است . به نظر من
مسلما در اين سالها پيشنهادات مختلفي براي حل مشكل درياي
خزر مطرح شده است . از جمله تقسيم بر مبناي بستر دريا
تقسيم سطح فوقاني آن و پيشنهاداتي از اين قبيل .
بايد توجه داشت كه اين مسئله را بايد به طور قطعي حل و
فصل كرد تا راه حل قابل قبولي براي تمام طرفين پيدا شود. ولي
اينكه چگونه مي توان اين كار را انجام داد
مسئله اي است كه هر
يك از طرفين در موارد و نكاتي توجه دارند
مثلا طرف ايراني به
نكات خاصي اشاره مي كند
روسيه نيز بر مواردي پافشاري
مي كند و كشورهايي نظير قزاقستان و جمهوري آذربايجان نيز
پيشنهادات خاصي را ارائه مي دهند.
به عقيده من هر مشكلي را مي توان حل كرد. البته در صورتي
كه هم روسيه و هم ايران و هم نمايندگاني از سوي دولت هاي
ذي نفع و هم از شركت هاي نفتي استخراج كننده نفت در منطقه
درياي خزر در مذاكرات شركت داشته باشند به نظر من از اين
طريق مي توان به نتيجه مورد قبول همگي دست يافت .
آقاي گوسييف
بسياري از كارشناسان و تحليل گران خطر
دخالت و نفوذ كشورهاي فرامنطقه اي بويژه ايالات متحده آمريكا
را در كل روند تحولات مربوط به تعيين رژيم حقوقي درياي خزر
گوشزد مي كنند. نظر شما در اين باره چيست
من هم معتقدم كه نفوذ كشورهاي ديگر در اين مسئله بسيار زياد
است . بويژه از سوي ايالات متحده چرا كه به نفع آنهاست كه
انتقال نفت از خاك آذربايجان و سپس تركيه صورت بگيرد و نه
از طريق روسيه و منطقه نووروسيسك
در حقيقت اين مسئله كاملا مشخص است . چه در روند
مذاكرات و چه وقتي اقداماتي پشت پرده از سوي دولت آمريكا
صورت مي گيرد و قطعا چنين نفوذي وجود دارد.
شما به اين نكته اشاره كرديد كه همكاري بين ايران و روسيه
مي تواند به طور جدي به حل اين مسئله كمك كند. اگر حقيقتا
چنين است
پس چرا روسيه به انعقاد موافقتنامه هايي با
آذربايجان و قزاقستان مبادرت كرده است چرا كه اين كار به
منزله اقدامات مقابله جويانه اي در قبال ايران تلقي مي شود.
من با اين مسئله موافقم كه دقيقا همكاري روسيه با ايران در اين
زمينه مي تواند امكان حل بسياري از مسائل را فراهم كند. نظر
شخصي من
بعنوان يك متخصص اين است كه بيشتر به نفع
روسيه بود كه به انعقاد قرارداد گسترش روابط با ايران
مي پرداخت . ولي ظاهرا در اين مسئله ملاحظات سياسي مطرح
است . در خصوص همكاري با جمهوري آذربايجان بايد بگويم
كه روسيه به خصوص اين اواخر كه سلامتي حيدر علي اف بسيار
رو به وخامت گذاشته است
بيشتر سعي دارد تا با انعقاد
قراردادهايي كه بيشتر به نفع جمهوري آذربايجان باشد
اين
كشور را تحت نفوذ خويش حفظ كند. البته اين مسئله نياز به
بحث مفصل تري دارد ولي از نظر من برقراري روابط با ايران
بيشتر به نفع روسيه بود.
آيا در اين قراردادها عامل فرامنطقه اي بويژه ايالات متحده
آمريكا هم درنظر گرفته مي شود
ج : مسلما اين طور است . در خصوص جمهوري آذربايجان قبل
از هر چيز
دليل اين اقدامات واضح است . همانطور كه مطلعيد
در حال حاضر روسيه از منطقه قفقاز
در واقع بيرون رانده شده
است و پايگاهش تنها در ارمنستان باقي مانده است و ديگر هيچ
پايگاهي در گرجستان و جمهوري آذربايجان ندارد. اين مسئله
پس از تحولات افغانستان در مورد آسياي مركزي نيز صادق
است .
به همين دليل حكومت روسيه سعي دارد نفوذ خود را در
آذربايجان به نحوي حفظ كند و دليل موضعگيري هاي روسيه در
قبال مسئله خزر نيز همين مسئله است . ولي متاسفانه ضرر اين
كار متوجه روابط با ايران شده است .
در سال هاي گذشته
مسئله غيرنظامي كردن يا در واقع
جلوگيري از نظامي شدن حوزه آبي درياي خزر مورد توجه قرار
گرفته است . نظر شما در اين باره چيست با توجه به اينكه
اقداماتي از سوي قزاقستان براي ايجاد ناوگان دريايي مستقل
خود در خزر صورت گرفته است . اين طرح تا چه حد عملي
است
البته اگر درياي خزر به منطقه اي غيرنظامي تبديل مي شد
بسيار ايده آل بود. مسلما اين امر به نفع تمام كشورهاي ساحلي
مي شد ولي در حقيقت حوادث روي داده با خواسته واقعي ما
مطابقت ندارد و به همين دليل قزاقستان در حال ايجاد نيروي
نظامي در خزر است . علاوه بر اين گرايشات آذربايجان به سمت
ناتو در اين خصوص موثر است .
به نظر من در آينده نزديك هم پيشرفت خاصي در روند
حوادث غيرنظامي كردن منطقه حاصل نخواهد شد.
ارزيابي كلي شما از اوضاع چيست و دورنماي مسئله تعيين
رژيم حقوقي درياي خزر را چگونه مي بينيد
قطعا مسئله بسيار پيچيده شده است و همانطور كه مي دانيد
12 سال است كه حل و فصل آن ادامه دارد و همچنان نتيجه اي
حاصل نشده است . در واقع طرفين درگير اين مسئله هر يك
پيشنهادات و نظرات خاص خود را مطرح مي كنند كه بعضي از
كشورها آنها را قبول كرده و برخي ديگر با آنها موافقت نمي كنند.
مذاكرات به بن بست مي رسد و بعد مجددا از سر گرفته
مي شود. به نظر من تمام كشورهاي ذينفع بايد گردهم آيند و به
صورت قطعي مسئله را پايان دهند و درياي خزر را به گونه اي
تقسيم كنند كه رضايت همه كشورهاي ساحلي فراهم و به منافع
تمام آنها توجه شود.
به عقيده من
حقيقتا روند حوادث ثابت مي كند كه با مذاكره
و دادن امتيازات خاصي به يكديگر مي توان در اين خصوص به
توافق رسيد. چرا كه به هر حال اين مسئله بايد حل شود و نبايد
باعث تيرگي روابط كشورهاي منطقه شود.
به دلائل غيرقابل انكار راهيابي آمريكا به
منافع درياي خزر به نفع هيچيك از كشورهاي
ساحلي اين منطقه نمي باشد
حضور آمريكا در منطقه خزر عامل تحريك
مضاعفي است كه متاسفانه از سوي بعضي
طرفهاي ذي نفع درحاشيه درياي خزر
حمايت مي شود

*****
نگراني واشنگتن از فعاليت محرمانه موساد
در آمريكا
|
رياض ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : روزنامه « الوطن »
چاپ عربستان روز هفته جاري در مقاله اي نوشت
كارشناسان
آمريكائي « مبارزه با تروريسم » از فعاليت هاي محرمانه سازمان
جاسوسي اسرائيل « موساد » در آمريكا نگرانند.
اين روزنامه با استناد به گزارش هاي منتشر شده آمريكايي
افزود : محافل آمريكايي متخصص در زمينه مبارزه با تروريسم به
اطلاعاتي دست يافته اند كه نشانگر حضور غيرعلني « راوي
ايتان » يك عضو ارشد موساد در آمريكا از فوريه گذشته است .
گزارش هاي منتشر شده در اين باره حاكيست
« ايتان » كه در
دهه 1360 رياست دفتر عمليات ويژه موساد در آمريكاي شمالي
و اروپاي غربي را برعهده داشته بدون اطلاع به دستگاه هاي
ذيربط در واشنگتن و با استفاده از نام مستعار وارد آمريكا شده
است .
به گفته كارشناسان مبارزه با تروريسم آمريكا
رژيم
صهيونيستي ادعا كرده بود كه ايتان پس از رسوايي « جاناتان
بولارد » از مسئوليت خود در موساد استعفا داده اما سپس ثابت
شد كه وي براي سازمان جاسوسي اسرائيل
فعاليتهاي
جاسوسي ويژه انجام مي داده است .
بولارد
كارمند نيروي دريايي آمريكا بود كه به درخواست
ايتان
جاسوسي براي موساد را پذيرفت و اطلاعات مربوط به
كشورش را به اين سازمان منتقل مي كرد.
به نوشته الوطن
كارشناسان آمريكايي با توجه به اطلاع
قبلي رژيم صهيونيستي از حوادث 20 شهريور سال 1380
آمريكا از ورود محرمانه ايتان نگران هستند.
نگراني آنان از اين موضوع است كه ايتان به دستور موساد و
با استفاده از برخي افراد در آمريكاي لاتين
انجام عمليات
تروريستي عليه آمريكا را با هدف استمرار ترس و وحشت در
آمريكا طراحي كند و سياست خارجي واشنگتن را در وضعيت
بي ثباتي نگه دارد.
به اعتقاد كارشناسان مزبور
وجود تشنج و بي ثباتي در
آمريكا از يكسو موجب تقويت روابط ميان واشنگتن و تل آويو
مي شود و از سوي ديگر ذهن كاخ سفيد را از مساله فلسطين
منحرف كرده و طرفداران رژيم صهيونيستي در آمريكا را تقويت
مي كند.
الوطن با اشاره به نگراني ديگر كارشناسان آمريكايي از
فعاليت موساد نوشت : سازمان هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي
اخيرا در ارزيابي عمليات تروريستي آمريكا به اين نتيجه
رسيده اند كه تل آويو از اين عمليات منافع بسياري كسب كرده
است .
اين كارشناسان معتقدند كه حوادث تروريستي
تغييرات
راهبردي در سياست آمريكا ايجاد كرده و رژيم صهيونيستي نيز
به عنوان عاملي كه همواره از اين تغييرات سود برده است
در
مقابل اين حوادث سكوت كرده و يا تلاش مي كند براي كسب
منفعت بيشتر
عامل اينگونه حوادث باشد.

| |