
گفتگو با همسر آقاي سعيد ابوطالب (مستند ساز)
اشاره :
وقتي خبر دستگير شدن آقايان سعيد ابوطالب و سهيل
كريمي توسط اشغالگران آمريكايي در عراق از تلويزيون پخش
شد , كمتر كسي بود كه نگران حالشان نشود. آمريكايي ها تاكنون
خلاف آنچه درباره آزادي بيان و شعارهاي فريبنده ديگرشان
مي گويند , عمل كرده اند. آنها اين شعارها را در زمانهاي خاص
براي رسيدن به منافعشان سرمي دهند اما اگر كسي بخواهد خارج
از منافع آمريكا گام بردارد با برخورد مستكبرانه آنها بايد متوقف
شود.
سعيد ابوطالب فردي بود كه از طرف شبكه دو سيماي
جمهوري اسلامي ايران براي ساختن يك برنامه مستند به عراق
اعزام شد تا آنچه بر مردم مظلوم عراق مي گذرد به تصوير بكشد ,
اما اين به مذاق آمريكايي ها خوش نيامد و باعث دستگيري وي و
همراهانش شد. بدين خاطر به سراغ خانواده او رفتيم تا آخرين
خبرها را از آنها جويا شويم و شما خوانندگان محترم را در
جريان اين ديدار قرار دهيم .
با هم اين گفتگو را مي خوانيم .
بعنوان اولين سوال قصد داريم براي ما و خوانندگان روزنامه
در مورد آقا سعيد صحبت كنيد و ايشان را برايمان معرفي كنيد.
بسم الله الرحمن الرحيم . آقا سعيد متولد شهريور ماه سال
1348 هستند . دوران دبستان , راهنمايي و دبيرستان شان را در
مدرسه علوي گذراندند و بعد از آن در سال 1367 در رشته
مهندسي شيمي در دانشكده علوم پايه دانشگاه تهران با رتبه بالا
قبول و تا سال 1372 به تحصيلاتشان ادامه دادند .
ايشان يك سال پس از شروع تحصيلات دانشگاهي به شغل
معلمي در زمينه دروس شيمي , ادبيات و عربي در دبيرستان هاي
مختلفي مانند دبيرستان بحرالعلوم , دبيرستان ملاصدرا ,
دبيرستان نور , دبيرستان شهدا و مركز استعدادهاي درخشان
پرداختند واين كار بصورت مستمر و مداوم در كنار ديگر كارها
انجام مي دادند.
بيشتر كار آقا سعيد در رشته شيمي بود و همزمان با كار
تدريس و تحصيلاتشان دست به تاليف جزوات درسي هم
مي زدند. او كتابي براي آمادگي در زمينه آزمون كارشناسي در
رشته شيمي نوشت و به چاپ رساند. فعاليت هاي مطبوعاتي او
نيز مربوط به زمان تحصيلات دانشگاهي و بعد از آن مي شود. آقا
سعيد مدتي با مطبوعات همكاري داشت و در صفحه جوانان
روزنامه جمهوري اسلامي قلم مي زد و مقالات متعددي نوشت و
نقدهاي زيادي بر فيلم ها داشت .
از طرفي ديگر به دليل علاقه و استعدادي كه در زمينه
فيلمبرداري داشتند در سال 74 ـ73 همكاري خودش را با شبكه
چهار سيما آغاز كرد و همه اين كارهايي كه گفتم , يعني تدريس ,
تحصيل و پرداختن به نويسندگي و مسائل هنري در كنار هم
انجام مي دادند ولي از سال 1378 به طور حرفه اي كار خودشان
را باتلويزيون شروع كردند و به طور مستمر در حال پيگيري
كارهاي تلويزيوني بودند و آثار مختلفي از خود به جا گذاشتند.
دلايلي كه ايشان را بعنوان شريك زندگي انتخاب كرديد چه
بود
مهم ترين و اصلي ترين دليل اين بود كه ايشان انساني بسيار
مومن و متعهد بودند و من هم آرزو داشتم در كنار اين ايمان و
تعهدشان يك فرد هنرمندي هم باشند كه ايشان بودند.
هر هنري داشته باشند
همين هنري كه همراه داشتند مد نظرم بود.
اگر امكان دارد كمي هم در مورد كارهاي هنري شان براي ما
بگوئيد
مهم ترين كارهاي هنري ايشان مربوط مي شود به كارهاي
تلويزيوني مانند
1 ـ مجموعه 13 قسمتي مستند گزارشي « ايدز » , توليد و
پخش از شبكه دو سيما زمستان 81
2 ـ مجموعه 7 قسمتي گزارشي « زندگي براي تو » (اهدا
قلب , و كليه و ... ) توليد شبكه دو و پخش شده مرداد 82
3 ـ مجموعه 6 قسمتي « اينترنت و ما » بزودي از شبكه
دو
4 ـ مجموعه تركيبي و « اينك مهر » (در مورد دوستي و
محبت ) توليد و پخش سال 1380
5 ـ مجموعه 10 قسمتي « و اما عشق ... » (در مورد عشق و
زندگي و سابقه آن در ادبيات ) توليد و پخش شده از شبكه چهار
سيما
6 ـ مجموعه 10 قسمتي مستند « حيات آبي خليج فارس »
(در مورد ماهيها و ساير موجودات زير آبهاي جزيره كيش )
توليد 79 الي 81 و آماده پخش در شبكه بين المللي
سحر
7 ـ برنامه بلند مستند گزارشي « زمستان 81 » (در مورد
وضعيت فقر در جامعه ) توليد و پخش شده از شبكه دو سيما در
سال 81
8 ـ برنامه تركيبي « پيوند » (در مورد زندگي عرفا و علما با
كمك فرهنگسراي ولا)
9 ـ برنامه گزارشي « فيلم فجر » (در مورد جشنواره بين المللي
فجر 79 ) توليد و پخش شده از شبكه دو سيما
10 ـ برنامه « شعر و موسيقي قشقايي » آماده پخش

اما يكي از هنرمندانه ترين كارهاي ايشان همان برنامه « و
اينك مهر » بود كه بنده شاهد تلاش شبانه روزي ايشان براي
تاثيرگذارتر ساختن اين برنامه بودم . او سعي داشت برداشت هاي
متفاوت را از واژه و معناي مهر را براي اقشار مختلف مردم به
تصوير بكشد. وقتي اين كار را شروع كردند , چنان غرق كار
مي شدند كه وقت خواب و استراحتشان به هم مي ريخت و در
يك شبانه روز ممكن بود كمتر از چهار پنج ساعت
بخوابند.
باز مي توانم از برنامه « حيات آبي خليج فارس » نام ببرم .
ايشان در اين برنامه استعدادهاي مختلف هنري خود را به منصه
ظهور رساندند. مانند تصويربرداري زير آب , نوشتن متن ,
تدوين و كارگرداني . و اين نشان از توانايي و استعداد ذاتي ايشان
در ابعاد مختلف اين كار هنري مي باشد. او همه اين استعدادها را
در كنار يك ديگر داشت و اين ويژگي در اغلب كارهاي او نمايان
بود.
آيا زماني كه كارهاي ايشان در خارج از منزل طولاني مي شد ,
تماسي هم با شما مي گرفتند
بله . يكي از ويژگي هاي بسيار مهم ايشان مهربان بودنشان
است . و وابستگي شديدشان نسبت به اعضا خانواده است .
امكان نداشت به مسافرتي بروند و در طول روز دوبار با منزل
تماس نگيرند. گر چه براي انجام اين برنامه ها از ما دور مي شدند
اما با تماس هاي تلفني , او را در كنار خود احساس مي كرديم .
حاصل زندگي مشترك شما چند فرزند است
حاصل زندگي ما دو پسر است . مجتبي فرزند بزرگمان 8 ساله
و مرتضي فرزند كوچكمان 11 ماهه است .
آنها در غيبت پدرشان در چه حالي هستند
پسر بزرگم به شدت فرد توداري است . او از آن دسته بچه هايي
نيست كه غرولند كند و مثل بقيه بچه ها بهانه پدر را بگيرد ولي
مدتي است كه او را در گوشه اي مي بينم و مدام در فكر فرو رفته
است .
او هر گاه ناراحت مي شود گلويش ورم مي كند و نمي تواند
غذا بخورد. من هر شب او را در اين حال مي بينم . او در خواب با
پدرش صحبت مي كند و گاهي گريه مي كند. او احساسات زمان
بيداريش را در خواب بروز مي دهد. من هم از فرصت استفاده
مي كنم و وقتي او را در اين حال مي بينم احساساتم را رها مي كنم
و پا به پاي او گريه مي كنم . شايد اين تنها زمان مناسبي باشد كه
هردويمان به دور از چشمان يكديگر احساسمان را بروز بدهيم تا
موجب ناراحتي همديگر نشويم .
ايشان به چه جرمي دستگير شدند
آنها هيچ جرمي مرتكب نشده اند ولي به دليل اينكه آنها
مستند ساز بودند و شغلشان ايجاب مي كرد واقعيات حاكم بر يك
جامعه را آن طور كه هست نشان بدهند. آنها رفته بودند تا
واقعيتي كه جامعه عراق پس از حمله آمريكا به آن كشور با آن
دست و پنجه نرم مي كرد به تصوير بكشند. و ايشان در تماس هاي
تلفني كه با ما قبل از دستگيري داشت اشاره به كمبود آب و
غذاي سالم در عراق مي كردند. و برجسته كردن اين نقاط براي
آمريكايي ها ناخوشايند بود , چه بسا اين كار موجب نشان دادن
عملكرد ضعيف و غيرانساني آمريكايي ها در قبال مردم عراق
مي شد لذا به اين علت آنها را به اين جرم دستگير كردند.
آيا بجز آقاي ابوطالب و آقاي كريمي كسي ديگر هم با آنها
دستگير شده است .
گفته مي شود كه يك راننده و يك مترجم كه هر دوي آنها
محلي بودند همراه با آنها دستگير شده اند.
آيا آنهاهم در اسارت به سر مي برند
آن طور كه ما اطلاع داريم . بله
شما فكر ميكنيد آقاي ابوطالب با آن روحيه ظريفي كه دارند
چه احساسي نسبت به خانواده اش دارد
شديدا دلتنگ هستند.
فكر مي كنيد وظيفه جامعه هنري و مطبوعاتي در قبال او
چيست
آقا سعيد يك هنرمند مستند ساز است , نه فقط مطبوعات
كشور و جامعه هنري داخلي بايد خواهان آزادي او و محكوم
كردن رفتار آمريكايي ها در قبال او و همكارش باشد بلكه دنيا نيز
بايد نسبت به اسارت او و همكارش اعتراض و واكنش نشان
بدهد. مطبوعات هم بايد نقش خودش را در بيان بيگناهي آقاي
ابوطالب و آقاي كريمي ايفا كند.
او براي چه برنامه اي به عراق سفر كرد
براي ساخت برنامه مستند كه به سفارش شبكه دو سيما بود به
عراق اعزام شدند.
آيا نسبت به خطرات اين سفر آگاهي داشتند و آيا فكر
مي كردند روزي توسط آمريكايي ها دستگير شوند
اصلا چنين تصوري را نداشتند. چون خيلي از خبرنگاران
رفته بودند و پس از انجام ماموريت برگشته بودند. و آن طور كه
از ادعاي آمريكايي ها در مورد نحوه برخورد با خبرنگاران سراغ
داشتند فكر نمي كردند چنين خطري وجود داشته باشد.
آنها (آمريكايي ها) نه فقط بر خلاف ادعايي كه مي كنند عمل
نمي كنند بلكه پس از دستگيري ايشان , او و خانواده را از حق
ملاقات نيز محروم كرده اند. اينها همه حاكي از ادعاهاي توخالي
آمريكايي ها در مورد حقوق بشر است و ما اكنون حدود پنجاه
روز است كه در بي خبري به سر مي بريم .
مگر حضور ايشان و همكارشان در عراق غير قانوني بوده
است
خير. ايشان كاملا به شكل قانوني به آنجا رفتند و كارت
خبرنگاري به همراه داشتند و ورودشان به عراق كاملا قانوني
بوده است .

آيا وقتي به عراق رفتند موفق شدند با شما تماس تلفني داشته
باشند
ايشان از وقتي كه وارد عراق شدند به دليل محدوديتهاي
موجود براي تماس خارج از عراق , تقريبا يك روز در ميان با ما
تماس مي گرفتند ولي از تاريخ 8 تيرماه كه آخرين تماس تلفني با
ما داشتند ديگر تماسشان به طور كلي قطع شد ولي به خاطر
شناختي كه نسبت به روحيه آقا سعيد داشتيم و اينكه او هميشه
با ما تماس مي گرفت دريافتيم كه اتفاق بدي برايش افتاده . و دو يا
سه روز بعد از آخرين تماس اعلام شد كه ايشان همراه با آقاي
سهيل كريمي دستگير شدند.
يعني از آن روز تا كنون شما در بي خبري كامل به سر
مي بريد
البته نامه اي چند روز پيش توسط صليب سرخ به دستمان
رسيده كه فقط نشان دهنده زنده بودن ايشان است .
محتواي نامه چه بود
دستخط ايشان به شكل نام و نام خانوادگي و آدرس منزل .
همين
همين .
آيا در ديدار نمايندگان صليب سرخ با ايشان تصويري و يا
فيلمي از اين ديدار براي شما ارسال شده است
به هيچ عنوان . ما هيچ تصويري از ايشان دريافت نكرديم حتي
هيچ فرد ايراني موفق به ديدار با ايشان نشده است تا ما بتوانيم
حال سعيد و همراهش را از ايشان بپرسيم .
به نظر شما آيا نبايد طبق قوانين بين المللي به شما اجازه
ملاقات با ايشان داده شود
ما پيش از جريان ملاقات خواهان آن هستيم كه آمريكايي ها را
براي آزادي مستند سازانمان تحت فشار قرار دهند تا هرچه
زودتر آزاد شوند.
چه كسي بايد آمريكايي ها را تحت فشار قرار دهد
مسلما دولت جمهوري اسلامي ايران بايد اين كار را انجام
بدهد.
مگر تاكنون دولت اقدامي در اين زمينه نكرده است
ما نامه اي از طريق خانواده خدمت آقاي خاتمي داديم كه
ايشان طي اين نامه به وزارت امور خارجه و شوراي امنيت ملي
دستور دادند كه اين مساله را پيگيري كنند. وزارت خارجه و
صدا و سيما تلاش هاي خودشان را در اين زمينه مي كنند. ما هم
در مقابل سفارتخانه سوئيس (حافظ منافع آمريكا) در تهران
تجمع كرديم واز كاردار سفارت درخواست كرديم كاري در اين
زمينه انجام بدهند. اما تاكنون هيچ خبري نيست .
آيا ديداري هم با سفير انگليس در تهران داشتيد
بله , ما به اتفاق خانواده به سفارت انگليس رفتيم و از سفير
درخواست همكاري براي آزاد سازي مستند سازان كرديم .
آيا سفير انگليس قول همكاري را داد
بله , او گفت ما از جريان باخبر بوديم و خبرنگار بودن اين
افراد محرز شده و تمام تلاشمان را به كار مي بريم تا اين افراد را
آزاد كنيم .
شما بعنوان همسر آقاي ابوطالب نسبت به آينده ايشان چه
احساسي داريد آيا فكر مي كنيد مدت اين اسارت طولاني شود
يا خير
من با اميد و توكلي كه به خدا دارم مطمئن هستم كه آقاي
ابوطالب و همكارشان آزاد مي شوند. اين دو نفر بدون ارتكاب
هيچ جرمي دستگير شدند و به اسارت گرفته شدند و من مطمئن
هستم كه آمريكايي ها براي گرفتن امتيازهاي سياسي از ايران اين
كار را انجام داده اند و آمريكايي ها براي اينكه اين ننگ را از دامن
خودشان پاك كنند هر چه سريعتر بايد آزادشان كنند. و اين
اطمينان را هم دارم اگر افكار عمومي جهان آمريكا را تحت فشار
قرار دهد , آنها آزاد خواهند شد. انشاالله
انشاالله . ة گفتگو از : سيد محمود جوادي
سفير انگليس به ما گفت : ما از جريان باخبر بوديم و
خبرنگار بودن اين افراد براي ما محرز شده و تمام
تلاشمان را به كار مي بريم تا اين افراد را آزاد كنيم
آمريكايي ها براي اينكه اين ننگ را از دامن خود
پاك كنند هرچه سريعتر بايد مستندسازان را آزاد
كنند و اين اطمينان را دارم كه اگر افكار عمومي
جهان آمريكا را تحت فشار قرار دهد آنها آزاد
خواهند شد
ما هيچ تصويري از ايشان دريافت نكرده ايم , حتي
هيچ فرد ايراني موفق به ديدار با ايشان نشده است تا
ما بتوانيم حال سعيد و همراهش را از ايشان بپرسيم
ما پيش از اينكه خواهان ملاقات باشيم خواهان آن
هستيم كه آمريكايي ها را براي آزادي
مستندسازانمان تحت فشار قرار دهند
آنها هيچ جرمي مرتكب نشده اند , شغلشان ايجاب
مي كرد واقعيات حاكم بر يك جامعه را آن طور كه
هست نشان بدهند. برجسته كردن اين نقاط براي
آمريكايي ها ناخوشايند بود. چه بسا اين كار موجب
نشان دادن عملكرد ضعيف و غيرانساني آمريكايي ها
در قبال مردم عراق مي شد , لذا به اين علت آنها را به
اين جرم دستگير كردند.

|
زنان و كارآمدي خانواده , راهبرد استراتژيك نظام اسلامي
|
ميلاد راز جاودانه هستي و زهره درخشان عصمت ,
فاطمه (س ) , ظهور « حقيقتي ديگر » و « هويتي ممتاز » است كه
اين فرصت را به دست مي دهد تا با تصحيح نگرش ها و تطهير در
زلال هميشه جاري اش به چهره اي پاك و تصويري روشن و
ماندگار از « زن » دست يابيم .
بي شك آن چه فاطمه را , به رغم كوتاهي عمر و محدوديت
اسناد تاريخي , الگويي بي بديل ساخته است . « جامعيت
شخصيت » و هماهنگي كامل نقش هاي فردي , خانوادگي و
اجتماعي اوست . فروغ شخصيت معنوي , آثار جاويدان علمي ,
استقامت راي و خودباوري در حيات سياسي و اجتماعي ,
فضايل و كمالات اخلاقي و حضور موثر در خانواده , به عنوان
« همسر » و « مادر » , چنان ترسيمي از شخصيت فاطمه (س ) ارائه
ميدهد كه مي توان از تركيب عناصر ماندگار شخصيت او با
ظرفيت ها و ويژگي هاي زمان و مكان , به الگويي جامع از
شخصيت زن دست يافت و چار چوب ها و شاخصه هاي « برنامه
عمل ملي زنان در نظام اسلامي » و « منشور هويت زن مسلمان در
عصر حاضر » را تدوين كرد.
و اينك با گذشت 25 سال از تشكيل نظام اسلامي , زنان
فرهيخته , با اذعان به تلاش هاي پرثمري كه براي ارتقاي وضعيت
زنان انجام شده و ميشود , به حق اين مطالبه را از نهادهاي
حكومتي و مجامع ديني خواهند داشت كه شكوفايي شخصيت
زن مسلمان , كارآمدي زن و خانواده , دفاع از حقوق زنان و
هماهنگي نقش هاي فردي , خانوادگي و اجتماعي آنان را براساس
كدام « الگو » چه سياست و چه برنامه جامعي پي مي گيرند و ابعاد
شخصيتي آن « بانو » ـ صرف نظر از شورها و شعارهاـ چگونه در
تعيين راهبردهاي استراتژيك نظام اسلامي نمود
مي يابد
امروزه به جرات مي توان ادعا كرد كه منشا بسياري از
مشكلات اجتماعي , ناكارآمدي خانواده است , چنانچه تغيير
نگرش ها نسبت به زن , اصلاحات اجتماعي و حتي حضور جدي
نظام در عرصه هاي بين المللي مرهون كارآمدي خانواده است .
ضرورت نگاهي دوباره به خانواده
اين كه در ادبيات ديني ما از تشكيل خانواده با عنوان
دوست داشتني ترين و گرامي ترين بنيان ها(1 ) و زمينه ساز حفظ
شخصيت ديني ياد ميشود(2 ) و مقدمه سازي براي ازدواج , از
وظايف اولياي خانواده و اجتماع شمرده ميشود(3 ) , از آن
روست كه خانواده , زمينه ساز شكل گيري بنيان هاي شخصيت
فرزندان , عامل موثر در ايجاد تعادل رواني و نشاط روحي , مهم
ترين عامل توسعه انساني جوامع به دليل پرورش انسان هاي
كارآمد و مقاوم , مهم ترين محل بازپروري عاطفي و ايجاد كننده
تعادل در روابط جنسي , زمينه ساز پويايي اقتصادي و عامل
انتقال فرهنگ و ارزش ها به نسل بعدي است . خانواده سالم و
كارآمد , همواره مهم ترين عامل حفظ هنجارها و مقاوم ترين سد
در مقابل تهاجم فرهنگ بيگانه بوده و هست و صد البته زن در
نقش خطير « همسري » و « مادري » مهم ترين ركن حيات و
بالندگي خانواده است .
با اين وجود , سوگمندانه در عصر حاضر , استحكام و پويايي
خانواده از دو ناحيه با مخاطرات جدي روبه روست . از يك سو ,
نگرش سنتي با ناديده گرفتن تحولات جديد اجتماعي و
فرهنگي , از تحليل شرايط جديد و تاثيرات متقابل خانه و
اجتماع , طفره مي رود و با تحقير شخصيت زن و ناديده گرفتن
نقش او در تحولات مثبت فرهنگي و اجتماعي از ارائه برنامه اي
براي حمايت از زن در خانواده و پويايي وي باز مي ماند و از
سوي ديگر , تجديدگرايي اهميت خانواده را چنان كه بايسته
است درك نمي كند و نقش هاي خانگي زنان را صرفا يكي از
دهه ها گزينه پيش رو و نه چندان مهم مي شمرد و با كليشه اي
خواندن « همسري » و « مادري » , برنامه حذف نگرش هاي
كليشه اي را به عنوان فعاليتي آزادي بخش براي زنان ارائه مي كند
و « مادري » را نقشي اجتماعي مي داند كه فرهنگ هاي سنتي بر
زنان تحميل كرده اند.
برآيند هر دو نگرش , با وجود اختلافات ظاهري فراوان ,
تحقير زن در خانواده , كم ارج شدن شان خانگي زنان , كم شدن
پيوند سازنده خانواده و اجتماع , سست شدن روابط خانوادگي و
ناكارآمدي خانواده در عصر كنوني است . از اين جا مي توان به
ضرورت تبيين نگاه نظام مند دين به زن و خانواده , و ترسيم
ادبيات « تناسب محور » پي برد , ادبياتي كه با تاكيد بر ارزش مندي
زن و برابر انساني زن و مرد , براستعدادهاي ويژه زنان و نقش
سازنده عناصر زنانه در استحكام و پويايي خانواده پاي فشرد و
خانواده را مهم ترين جايگاه كارآمدي زن و موثر در تحولات
اجتماعي بداند و صد البته حضور در فعاليت هاي اجتماعي و
سياسي را ناديده نگيرد , بلكه به دنبال يافتن معادله اي براي
هماهنگي نقش هاي مختلف زنان باشد.
بحران خانواده در بسياري از كشورهاي جهان كه كشورهاي
اسلامي را نيز تا حدودي درنورديده است , به انديشمندان اين
هشدار را داده است كه بايد به دنبال تدوين الگويي جديد از
خانواده باشند , الگويي كه بر بنيان هاي فرهنگي ديني و ملي آنان
استوار باشد. متاسفانه اين احساس ضرورت , هنوز به مرحله
تدوين و ارائه نرسيده و به حوزه عمل راه نيافته است . تدوين
منشور خانواده و ترسيم جايگاه زن در خانواده , ضرورتي است
كه نيازمند عزم نخبگان و سياست گذاري و حمايت حكومت
است و نبايد گمان كرد كه بدون همكاري و پيوند جامعه علمي و
كارشناسي با نظام مديريت كشور , با فعاليت هاي فردي و
پراكنده , مي توان به اين مهم دست يافت .
خانواده كارآمد
آنچه خانواده را در نگاه دين از جايگاهي رفيع برخوردار
كرده كار كردهاي منحصر به فردي است كه از خانواده , بنياني
مقدس و از ازدواج , پيماني الهي مي سازد. در اين نگرش ,
خانواده از يك سو اعتبار هميشگي خويش را از خداوند مي گيرد
واز سوي ديگر , حلقه اتصال ميان حيات جسماني و معنوي و
تعادل بخش به زندگي بشري است و به همين دليل نه صرفا
سرپناهي براي همسفره بودن , كه پايگاهي براي امنيت , آرامش و
رشد است و بايد آن را مهم ترين پايگاه فرهنگي هر جامعه
دانست .
خانواده كارآمد , خانواده اي است كه كانون محبت , انعطاف
و رحمت باشد. از اين رو آرامش رواني و كاهش اضطرابات ,
مهم ترين كاركرد خانواده سالم است . در ادبيات ديني زمينه هاي
پيوند عاطفي از سوي خداوند در زن و مرد نهاده شده است . (4 )
اقناع نيازهاي جنسي زوجين , وجهي ديگر از كارآمدي
خانواده ونيز موثر در افزايش پيوندهاي عاطفي است . از آن جا
كه آموزه هاي ديني و اخلاقي ارتباط جنسي را تنها در چارچوب
خانواده , مجاز دانسته و براي روابط آزاد جنسي , محدوديت هاي
جدي مقرر كرده اند , توجه به ارتباط جنسي سالم ميان زوجين
اهميت بيشتري مي يابد.
كاركرد زيستي خانواده , ضامن بقاي جامعه انساني است و
كاركرد پرورشي آن زمينه ساز تربيت فرزنداني است كه براي
ساختن جامعه فردا آماده مي شوند. تعادل رواني , استحكام
شخصيتي و قوت اراده , ديگر گرايي , قدرت رويارويي با
مشكلات و صبر و ناملايمات , ميل به تلاش و تمايل به سازندگي
و ابتكار , ارتباط با خداوند و ميل به عبوديت , همگي صفاتي
هستند كه در شكل گيري و تقويت آن ها خانواده مهم ترين نقش
را ايفا مي كند و در يك كلام مي توان خانواده سالم را بهترين
بستر رشد فرهنگي و سلامت جسم و روان و مهم ترين عامل
انتقال ارزش ها و پرورش عاطفي و مهم ترين عامل كاهش
آسيب هاي اجتماعي و ارتقاي امنيت هر جامعه دانست و « زن » به
عنوان عنصري پرورش دهنده و فرهنگ ساز مهم ترين عامل در
تحقق اين آثار شگرف است . اگر توسعه انساني , مهم ترين عامل
توسعه جوامع شمرده ميشود , خانواده به دليل موقعيت منحصر
به فرد آن كه كانون پرورش و آموزش با محوريت عاطفه و نظارت
است , بهترين زمينه ساز توسعه انساني است و زن مي تواند در
اين فرآيند , نقش آفرين ترين عامل باشد.
آسان سازي تشكيل خانواده , متعادل ساختن انتظارات از
يكديگر , رابطه مسئولانه والدين نسبت به يكديگر و فرزندان , به
ويژه ايفاي نقش مديريت فعال و شايسته توسط پدر و ايفاي
نقش سازنده عاطفي و تربيتي توسط مادر , تلطيف روابط حقوقي
با حسن خلق , ارتباط خويشاوندي مسئولانه به منظور
برخورداري از حمايت ها و هدايت ها و تقويت نشاط در زندگي ,
توجه به شرايط اجتماعي و انعطاف در فعاليت ها و نقش ها به
منظور حل مشكلات اجتماعي , توجه به پرورش ديني و اخلاق و
آداب اجتماعي , و هماهنگي با نهادهاي آموزشي و پرورشي از
مواردي است كه خانواده ها را براي انجام رسالت تاريخي خود
توان مند مي سازد.
اما نقش عوامل بيروني را در استحكام و كارآمدي يا تزلزل و
ناكارآيي خانواده , هم به عنوان مانع يا تقويت كننده عملكرد
والدين و هم به عنوان تاثير گذار در شخصيت و كاركرد آنان ,
نمي توان از نظر دور داشت . آنچه امروزه براي نظام اسلامي حائز
اهميت است , اتخاذ سياست ها و روش هايي است كه فعاليت كليه
نهادها را در جهت ارتقاي جايگاه خانواده هماهنگ و تقويت
كند و موانع كارآمدي را تا حد امكان از ميان بردارد.
ناكارآمدي خانواده و نمودهاي آن
نتايج نگران كننده انجام شده در مجامع علمي و آمارهاي
مختلف , نشان از آسيب پذيري و حركت خانواده ايراني به قهقرا
دارد. نمودهاي ناكارآمدي را مي توان در موارد زير مشاهده
كرد :
1 ـ كم شدن تمايل به تشكيل خانواده : آمارها نشان مي دهد كه سن ازدواج
دختران به مرز 24 سالگي و پسران به مرز 27 سالگي رسيده
است . (5 ) مهم ترين عوامل افزايش سن ازدواج : تغيير فرهنگ
اقتصادي , افزايش سطح انتظارات از ازدواج , نظام تحصيلي
موجود , بيكاري مردان و اشتغال زنان , وجود زمينه هاي ارتباط
جنسي بدون نياز به ازدواج , ترويج فرهنگ بيگانه , به ويژه در
رسانه هاي جمعي مبني بر لزوم حفظ استقلال و آزادي هاي فردي
و فرار از محدوديت هاي ازدواج است .
2 ـ عدم تناسب در ازدواج : طبق آمار ارائه شده از سوي برخي نهادهاي
دولتي زنان , در سال 1380 بالغ بر 41 درصد از دختران
روستايي زمينه ازدواج را از دست داده اند. به نظر مي رسد
مهم ترين عامل آن , مهاجرت پسران به شهرها براي تحصيل ,
اشتغال و ميل به همسرگزيني از جامعه شهري است . از سوي
ديگر , استقلال پسر و دختر در تصميم گيري و كم شدن نقش
سازنده و هدايتگر والدين در ازدواج آنان كه هم در كم شدن نقش
حمايتي والدين از فرزندان موثر است و هم در رعايت نشدن
تناسبات خانوادگي , از جمله عوامل بروز ناسازگاري و
آسيب پذيري خانوادهاست . امروزه يكي از عوامل رشد آمار
طلاق , كم رنگ شدن نقش والدين در ازدواج ها و در نتيجه
رعايت نشدن تناسبات فرهنگي و خانوادگي است . (6 )
3 ـ عدم تعادل در پيوندهاي جنسي و عاطفي : امروزه , به دليل ناآشنايي با
تاثير روابط جنسي سالم در تقويت پيوندهاي عاطفي و نشاط
روحي ; اشتغالات خسته كننده زوجين , به ويژه در مورد زنان كه
بار سنگين فعاليت خانگي را نيز بر دوش مي كشند; فقدان
آموزش هاي موثر(7 ) و صحيح , و حاكميت نگاه منفي و
زهدگرايانه به روابط جنسي , زوجين در ايجاد روابط جنسي
سالم و ايجاد رابطه كلامي و برقراري ارتباط موثر با يكديگر
ناتوانند و اين خود در كاهش رضايت مندي از زندگي تاثيرگذار
است .
رشد 46 درصدي طلاق در سال 81 نسبت به سال 76 (8 ) و
رشد 13 درصدي آن در سال 81 نسبت به يكسال قبل (9 ) ,
نشانگر ازدواج هاي ناهمگون , تغيير سطح انتظارات از زندگي ,
عدم موفقيت زوجين در برقراري پيوندهاي عاطفي , ناآشنايي
آنها با چگونگي مواجه شدن با مشكلات و بحرانهاي زندگي ,
تنهايي و عدم برخورداري از حمايت خويشاوندان در
موقعيتهاي خطير است . گرچه مهم ترين عامل افزايش طلاق را
اعتياد شمرده اند , اما فراموش نكنيم كه اعتياد نيز مي تواند معلول
شرايط نابسامان در خانواده ها و حس تنهايي و شكست در
زندگي باشد . آمار 80 ـ 85 درصد درخواستهاي طلاق از سوي
بانوان (10 ) علاوه بر آن كه نمايانگر سنگيني مشكلات زناشويي بر
دوش آنان است , نيز نشان از ناآگاهي آنان از پيامدهاي طلاق
دارد. در جوامع پيشين , زن پس از طلاق , غالبا به خانه خويش
باز مي گشت , تحت حمايت آنان قرار مي گرفت و زمينه ازدواج
مجدد , به سهولت براي وي مهيا بود , اما امروزه چنين
سيستم هاي حمايتي چون گذشته موجود نيست و زنان
سرپرست خانوار با مشكلات بسياري , از جمله فقر و بي سوادي
اعضاي خانواده دست به گريبانند و حمايت هاي دولتي تنها
بخش كمي از نيازهاي آنان را پاسخ مي دهد . (11 )
4 ـ ضعف بنيانهاي پرورشي و تربيتي : خانواده هايي را مشاهده مي كنيم كه
فاقد مديريت منسجم و عنصر هماهنگ كننده , نظارت و هدايت
صحيح است و والديني را مي يابيم كه رسيدگي به معيشت و
سپردن فرزندان به مراكز رسمي آموزشي , تنها دغدغه آنان است .
آموزش « چگونه زيستن » , « چگونه آموختن » , « چگونه ساختن »
و « چگونه شكيبا بودن » كم كم از صورت ذهني والدين محو
مي شود. دستگاههاي فرهنگ ساز نيز به جاي آشنا كردن والدين با
مسئوليتهاي خود و ايجاد پيوند ميان دو نسل , بي تفاوتي و تك
روي را به نسل جوان مي آموزند.
از سوي ديگر عدم حضور كافي والدين در كنار فرزندان به
كاهش بعد نظارتي و هدايتي و ضعف پيوندهاي عاطفي
مي انجامد.
تغيير الگوي اقتصادي خانواده , بالا رفتن سطح توقعات , به
فراموشي سپردن فرهنگ ساده زيستي و تمايل به حضور در
عرصه هاي اقتصادي , زمان حضور پدر و مادر را در خانه كاهش
داده است . آمار رشد 15 درصدي فرار دختران از خانه كه بيشتر
آنها در سنين 14 ـ 17 سالگي اند(12 ) و به 70 درصد آنان تعرض
جنسي مي شود(13 ) و بسياري از آنان در خانواده هاي آسيب ديده
(به ويژه خانواده هايي كه مادر به حضور در كنار فرزندان و
ارتباط با آنان اهتمام نمي ورزد) پرورش يافته اند , زنگ خطري
در گوش خانواده ها و سياستگزاران نظام است .
آن چه بر نگراني ها و بار مسئوليت نظام اسلامي مي افزايد آن
است كه گروه زيادي از پدران و مادران به دليل اعتماد به رسانه ها
و نهادهاي فرهنگي نظام , بخشي از مسئوليت تربيتي خود را به
آنها واگذار كرده اند , حال آنكه برخي نهادها در انجام وظايف
خود موفق عمل نمي كنند و برخي نيز خود از عوامل انحطاط
خانواده اند. نتيجه ضعف عملكرد والدين و نهادها : شخصيت
شكننده و آسيب پذير نسل جوان , بالا رفتن سطح انتظارات و
توقعات آنان , و كاهش رضايت مندي از زندگي است .
عوامل ناكارآمدي خانواده
ناكارآمدي خانواده به عوامل بسياري وابسته است كه جامعه
كارشناسي كشور بايد به دقت , تمامي آنها و ميزان تاثيرگذاري هر
يك را شناسايي كند. آنچه در اين مجال مدنظر است اشاره به
برخي از اين عوامل است ; عواملي كه بيشتر از زاويه برنامه ريزي
اجتماعي و فرهنگسازي به آنها توجه مي شود. بي شك يكي از
وظايف نخبگان , آسيب شناسي خانواده از منظر كاركردي و
كارآمدي به منظور دست يابي به سياستهاي روشن و برنامه هاي
هماهنگ است .
1 ـ ناهماهنگي گروه هاي مرجع : خانواده در جوامع سنتي , هم در آموزش
و هم در پرورش مهم ترين نقش را ايفا مي كرد. با صنعتي شدن
جوامع و پيچيدگي مقوله آموزش و تربيت ; نهادهاي آموزش ,
رسانه ها , نهادهاي ورزشي , احزاب و گروه هاي سياسي و
اجتماعي , نقش پررنگ تري يافته و بسياري از فضاهايي را كه
قبلا در كنترل و حاكميت خانواده بود اشغال كرده اند , به گونه اي
كه گاه فرزندان , پدر و مادر خود را با الگوهاي ارائه شده از
نهادها مي سنجند. چنين روندي گرچه لازمه پيچيده شدن
شرايط اجتماعي است , اما مشكل آن گاه ايجاد مي شود كه
ارزشهاي حاكم بر نهادهاي تاثيرگذار با ارزشهاي خانوادگي
ناهمسو و در تعارض باشد. امروزه به جاي آن كه نهادهاي ديگر
نقش مكمل خانواده را ايفا كنند , والدين به دنبال آنند كه مكمل
نقش نهادهاي ديگر و كارگزاران رسانه ها و نهادها باشند , از اين
رو معضلات پيچيده خانواده ها پژواك ناهمگوني سياستها و
تعارض و ضعف برنامه هاي نهادهاست .
2 ـ ترويج فرهنگ بيگانه : دستگاه سياست گذاري و برنامه ريزي
كشور و رسانه ها , به ويژه از اوايل دهه دوم انقلاب اسلامي و آغاز
عصر سازندگي , براي جذب مولفه هاي فرهنگي , اجتماعي ,
سياسي و اقتصادي غرب , به ويژه مدلهاي ارائه شده توسط
مجامع بين المللي اهتمام كردند. الگوي توسعه غربي كه با هدف
تامين رفاه مادي و توسعه تمايلات , شكل گرفته و مفاهيمي چون
فردگرايي , كام جويي , حقوق محوري , نسبيت گرايي و
ارزش زدايي را در درون خود مي پرورد , آثار عميقي بر خانواده بر
جاي گذاشت .
از يك سو , رسانه ها به ترويج مصرف گرايي و تجمل گرايي
پرداختند و برخورداري از امكانات اقتصادي كافي را از
ضرورتهاي آغاز زندگي مشترك قلمداد كردند و نمونه هايي از
روابط زناشويي بيگانه از فرهنگ ديني را به نسل جديد ارائه
دادند. از سوي ديگر , نظام برنامه ريزي كشور هم براساس
الگوهاي وارداتي , به سمت حذف نگرشهاي مبتني بر جنسيت ,
اهتمام كرد. وزارت آموزش و پرورش موضوع حذف نگاه
جنسيتي در آموزش و تربيت را در قالب تصاوير و عبارتهايي كه
مرزهاي زنانه و مردانه را به تصوير مي كشيد و بر تفكيك نقشها
صحه مي گذاشت , در دست مطالعه قرار داد و نهادهاي ديگر به
رغم وجود بحران بيكاري ـ كه آثار خود را مستقيما در تشكيل و
اداره خانواده برجاي مي گذارد ـ و بدون توجه به اولويت زنان و
مردان سرپرست خانواده و جوانان در آستانه ازدواج , با شعار
برابري و تشابه , شرايط خاص اجتماعي و فرهنگ بومي جامعه را
ناديده گرفتند. توجه به ظرفيتهاي زنانه و نقش منحصر به فرد
آنان در خانواده و اجتماع , حمايت از تشكيل خانواده , پايين نگه
داشتن سطح انتظارات و آستانه رضايتمندي از زندگي و ايجاد
تفاهم ميان دو جنس از امور مهمي بود كه در عصر سازندگي در
حاشيه قرار گرفت .
3 ـ فقدان سياستهاي روشن در مورد خانواده : آن چه به وضوح از
لابه لاي شعارهاي خانواده محوري , دفاع از زن و ضرورت
حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي , اقتصادي و مديريتي
مي توان دريافت آن است كه در چند دهه گذشته , هيچ تصوير
روشني از خانواده متعادل و نقش زن در خانه و اجتماع ارائه
نشده است تا بتوان مقياسي براي ارزيابي سياستها , روشها و
سنجش پيشرفتها و عقب گردها تعيين كرد و آن چه مبناي
قانونگذاري و برنامه ريزي بوده است از نگاهي منسجم و
انديشه اي استوار حكايت نمي كند. تاسف بار آن است كه هر يك
از نهادهاي مختلف نيز با تاكيد بر ضرورت نگاه نظام مند ,
نهادهاي ديگر را مسئول تدوين الگو و ترسيم ديدگاهها دانسته و
همت خود را به امور ديگر معطوف مي كنند. كارشناسي سطحي ,
فقدان آموزشهاي كافي , ناآشنايي با فرهنگ ديني و عدم پيوند
علمي با نخبگان , دستگاه برنامه ريزي كشور را از نگاه اصولي ,
كلان و برنامه اي نسبت به زن و خانواده بازداشته است .
4 ـ كم توجهي به جايگاه خانواده در حل معضلات اجتماعي : امروزه مسئولان
كشور , نهادها و فرهيختگان , معضلات اجتماعي را با نگراني
پيگيري مي كنند و هر يك به سهم خويش علاقه مندي خود را به
از ميان برداشتن آنها نشان مي دهند . افزايش اعتياد كه علت 50
درصد از طلاق ها عنوان شده , (14 ) افزايش آمار مبتلايان به ايدز
(15 ) , كودكان فراري و روابط نامشروع , زنگ خطرها را به صدا
درآورده است , اما در مقام عمل و ارائه راهكارهاي اصلاحي ,
نسبت به اصلاح فرهنگ خانواده و ارتقا نقش زن در خانه و
خانواده به منظور حل مشكلات موجود , حساسيت كمتري نشان
داده مي شود.
5 ـ ضعف نظارت و كنترل اجتماعي : زماني مي توان به استحكام روابط
خانوادگي و تمايل به تشكيل خانواده اميدوار بود كه در كنار
روشهاي حمايتي و هدايتي , با بزه كاران و عوامل جرم زدايي كه
خانواده را تحت تاثير قرار مي دهند , مقابله شود.
از منظر جامعه شناختي , نظارت و كنترل اجتماعي در
جوامع كنوني نيازمند طراحي مدلها و ابزارهاي جديدي است كه
تاكنون از سوي مراكز علمي حوزه و دانشگاه به آنها كمتر توجه
شده است . به راستي رسانه ها , به ويژه رسانه هاي تصويري , در
مقابل آسيبهايي كه به پي ريزي , پويايي و پايايي خانواده وارد
مي كنند , تا چه حد پاسخگو هستند و چه سيستم نظارتي بر
عملكرد آنها در نظر گرفته شده است براي مقابله با فرهنگ
ابتذال , شكستگي حرمتهاي خانوادگي و هنجارهاي فرهنگي
خانواده و ترويج گونه هاي بديل براي زندگي خانوادگي چه
برنامه هايي در نظر گرفته شده و آيا « امربمعروف و نهي ازمنكر » به
عنوان راهبرد اصولي نظام اسلامي , برنامه اي ملي و وظيفه اي
همگاني نيست كه نيازمند فرهنگسازي به منظور افزايش دغدغه
عمومي نسبت به حل مشكلات اجتماعي , حمايتهاي معنوي و
افزايش آموزشها باشد
بايسته ها
اگر بر اين باوريم كه در عصر جهاني سازي , خانواده يكي از
مهمترين سنگرهاي مقاومت و مرزبان ارزشهاست و مي توان با
كارآمدي خانواده , به ويژه با ارتقاي جايگاه و نقش زنان ,
تحولات اجتماعي و تاريخي را به نفع توسعه ارزشهاي انساني و
مفاهيم جاودانه اسلامي جهت داد , بايد نظام اسلامي با نگاهي
آسيب شناسانه بر عملكرد گذشته خويش , راهي به سوي اصلاح
خانواده و بهينه سازي كاركردهاي آن بيابد و از جمله با توجه به
موارد زير , اصلاحات را هدايت كند :
1 ـ تدوين منشور خانواده : قبل از تدوين منشور بايد چشم انداز
نظام اسلامي در عرصه زيست خانوادگي و اجتماعي روشن شود.
اين چشم انداز است كه در مرحله نظر ما را به تدوين يك منشور
كارآمد هدايت مي كند و در مقام عمل سمت گيري رهبران ,
برنامه ريزان و افراد جامعه را بر نقطه مطلوب , متمركز مي سازد.
در منشور خانواده به تلقي نظام اسلامي از خانواده , تشكيل
خانواده , نقش و جايگاه خانواده , سياست حمايتي نظام از
تشكيل و كارآمد ساختن خانواده , جايگاه پدر و مادر و فرزندان ,
حقوق و وظايف اعضاي خانواده , آموزش خانواده , چگونگي
حل مشكلات خانوادگي , مكانيزم توانمندسازي خانواده در
عصر جهاني سازي و دهها موضوع ديگر توجه قرار خواهد شد.
اين منشور بايد به تاييد نهادهاي ديني و كارشناسي كشور برسد
و مستند اصلاحات قانوني و برنامه اي كشور قرار
گيرد.
تدوين منشور خانواده , هم موضع شفاف نظام را در عرصه
داخلي , براي سامان مندي و جهت گيري اصلاحات , روشن
مي كند و هم در عرصه بين الملل , ادبياتي رقيب در برابر الگوي
تشابه محور غربي ارائه مي نمايد كه به حمايت از زن و خانواده
مي انديشد , مزاياي نگاه اسلامي را به جهانيان نشان مي دهد و
بي نيازي آنان را از الحاق به سياستهاي تحميلي نظام
سرمايه داري در قالب معاهداتي چون « كنوانسيون محو كليه
اشكال تبعيض از زنان » اعلام مي دارد و توجه نهادهاي ديني را به
اين مهم جلب مي كند كه نبايد مخالفت كنوانسيون با آموزه هاي
اسلامي را تنها در ناديده گرفتن احكامي چون ارث , ديه و
قصاص دانست , بلكه مهمترين موارد تعارض كنوانسيون با
اسلام , ناديده گرفتن هويت زنانه و در خطر قرار دادن كيان
خانواده , همسري و مادري است . (16 )
2 ـ اصلاح الگوي مشاركت اجتماعي زنان : گرچه زن و مرد هر دو نسبت
به تحولات اجتماعي مسئول اند , اما استعدادهاي ويژه هر يك ,
آنان را در حوزه هاي خاصي توانمندتر ساخته است . جايگاه
خانوادگي زن به گونه اي است كه مي تواند زن را منشا آفرينشها و
تاثيرگذاريهايي خاص قرار دهد. از اين رو الگوي مشاركت
اجتماعي زنان بايد به گونه اي طراحي شود كه به جاي ترويج
تقليد از الگوهاي كليشه اي غرب و ترويج يكسان نگري در حوزه
آموزش و فعاليتهاي اجتماعي , نقش واقعي زنان را در فرايند
رشد جوامع پررنگتر و نقشهاي اجتماعي آنان را در هماهنگي با
نقش مادري و همسري تعريف كند. هدايت زنان به مشاغل
متناسب با روحيات و ويژگيهاي زنانه , ترويج مشاغل نيمه وقت
و سوق دادن فعاليتهاي اجتماعي زنان به عرصه فعاليتهاي
نرم افزاري , ارج گذاري و كارآمدسازي فعاليتهاي خانوادگي و
ارزش گذاري اقتصادي به فعاليتهاي توليدي در كانون خانواده ,
باز تعريف دوباره برخي فعاليتها به گونه اي كه در خانه يا در
ساعات نامعين قابل انجام باشد و كم كردن فعاليتهاي موظف
زنان در ساعات شب , از جمله مواردي است كه مي تواند
مشاركت اجتماعي و زيست سالم خانوادگي را به صورت توامان
براي زنان فراهم سازد.
از سوي ديگر , مي توان براي مشاركت اجتماعي زنان
محورهايي جديد و متناسب با شرايط خانوادگي آنان ارائه كرد.
به عنوان مثال با پيشنهاد طرح هايي در قالب « همياري محلي » و
« منطقه اي » و ايجاد واحدهاي كوچك در محلات و مناطق
مختلف , مي توان زنان فرهيخته و آشنا را به فعاليت هايي براي
منظور « حل مشكلات خانوادگي دختران و پسران » . « حفظ
محيط زيست » , « پژوهش و مطالعه » « حمايت هاي مالي از
خانواده هاي ضعيف » و « كمك به سالمندان » ترغيب كرد و
تشكل هايي مردمي با محوريت مساجد و موسسات و عناصر
علمي و مذهبي تاسيس و كارآمدي فرهنگ ديني را در موضع
عمل نشان داد. اين قبيل مشاركت هاي اجتماعي زنان , هم در
راستاي حمايت از خانواده است و هم نمونه هايي از مشاركت
اجتماعي كارآمد كه در شرايط وجود بحران بيكاري در كشور , به
كاهش تزاحم ها نيز مي انجامد.
3 ـ اصلاح نظام آموزشي : پيش شرط اصلاح روابط خانوادگي
و پويايي خانواده در عصر جديد , اصلاح نظام آموزشي با توجه
به ويژگي هاي مشترك و اختصاصي زنان و مردان است . بنابراين
, گذشته از عرصه هاي عمومي و مشترك علوم و معارف , بايد
ويژگي هاي هر يك از دو جنس , در محتوا و روش آموزش , حجم
متون درسي , انعطاف ساعات آموزشي (17 ) در برخي از مقاطع
تحصيلي , و تناسب رشته هاي تحصيلي لحاظ شود. افزون بر
اين , دختران و پسران علاوه بر فراگيري مهارت هاي لازم براي
زندگي فردي و اجتماعي , بايد با فنون و روش هاي خاصي كه هم
موجب توان مندي دختر در نقش مادري و همسري و هم زمينه
ساز توان مندي پسر در نقش پدري و همسري و حمايت از
همسر و فرزندان مي شود , برخوردار باشند. آموزش روابط
حقوقي به هر يك از آن دو نيز از محورهاي مهم آموزشي است ,
البته در صورتي كه چنين آموزشي هايي با محوريت تفاهم ميان
دو جنس و حاكميت ارزش هاي اخلاقي پيگيري شود و بيشتر را
افراد با حقوق جنس مخالف آشنا سازد تا آثار تربيتي نيز بر آن
مترتب باشد.
4 ـ اصلاح الگوهاي فرهنگي ـ اجتماعي : امروزه
شاخصه هاي رشد فرهنگي در دنيا به سرانه مصرف كاغذ , شمار
آثار فرهنگي و توليدات هنري صرفه نظر از محتواي آن
سنجيده مي شود حال آن كه نياز ضروري نظام اسلامي , تدوين
شاخصه هاي رشد فرهنگي ـ اجتماعي آن هم به گونه اي است كه
نمايان گر واقعي فرهيختگي و كمال جامعه باشد. در تدوين
شاخصه هاي رشد , ضرورتا ويژگي هايي چون ميزان اهتمام مردم
به امور يكديگر , قانون پذيري و نظم , قناعت , توكل , عفاف ,
ترس از خداوند , احترام به حقوق ديگران , گذشت و صبر بايد در
نظر گرفته شود. بديهي است كه اصلاح الگوهاي فرهنگي ـ
اجتماعي بر اساس شاخصه هاي رشد در نظام اسلامي آثار
شگرفي در روابط خانوادگي بر جاي خواهد گذاشت . و نسبت
سنجي پيوسته ميان سياست ها , قوانين و برنامه ها در راستاي
تحكيم خانواده و نظارت بر عملكرد دستگاه ها به ويژه رسانه ها
از ضرورت هايي است كه در طرح اصلاحي بايد لحاظ
شود.
5 ـ تقويت كانون هاي مشاوره : توسعه كانون هاي مشاوره
خانواده , حمايت هاي اقتصادي دولت از اين كانون ها براي ارائه
خدمات ارزان , تقويت بنيه هاي ديني مشاوران به گونه اي كه
تربيت اسلامي , اساس مشاوره قرار گيرد , پيوند پيوسته ,
دوسويه و هدف مند حوزه هاي علميه و كانون هاي مشاوره در
كارآمدي خانواده و حمايت از آن در برابر آسيب ها راهگشاست .
6 ـ تدوين و اجراي طرح عملياتي « نهضت آسان سازي
ازدواج » : فراخوان جوانان به ازدواج در تريبون هاي رسمي و
محلي با توجه به فقدان نگاه برنامه اي , چندان راهگشا نيست .
جوان امروز , نبودن سرمايه اوليه , مسكن , و كار را زمينه اي براي
گريز از ازدواج مي بيند , در حالي كه فراهم آوردن اين امور در
كوتاه مدت نه در توان خانواده هاست و نه دولت براي حل كلي
آن توان مند است . تحليل هاي كارشناسانه نشان مي دهد كه
مشكلات ازدواج بيش از آن كه ناشي از فقر اقتصادي باشد
ناشي از حاكميت الگوهاي منحط فرهنگي است . از اين رو
تحقق ازدواج كه پيش نياز حل بسياري از مشكلات فرهنگي
است در گرو يك نهضت همگاني با اولويت رويكرد فرهنگي به
سمت آسان سازي ازدواج است . در اين طرح مهم ملي , كليه
نهادهاي حكومتي , حوزه هاي علوم ديني , دستگاه هاي تبليغي
و نيروهاي مردمي بايد با سياستي واحد تمامي امكانات
اقتصادي و فرهنگي خود را بسيج كنند.
7 ـ توجه خاص دستگاه قضايي : خانواده امروز , هم از محيط
بيروني با جرايمي چون ناامني اجتماعي , اعتياد و روابط
نامشروع در معرض تهديد است و هم از جرايمي كه در حوزه
خصوصي تحقق مي يابد تهديد مي شود. بنظر مي رسد دستگاه
قضايي چنان كه با برخي جرايم سياسي به عنوان تهديد امنيت
ملي قاطعانه برخورد مي كند , نيازمند تصميم قاطع نسبت به
اموري است كه كيان خانواده را ـ كه امنيت ملي هر جامعه به آن
وابسته است ـ آشكارا تهديد مي سازد. تسامح در برابر باندهاي
سياه فحشا بانيان خانه هاي فساد , تاجران حيثيت و شرافت
انساني و متعرضان به نواميس مردم , سهل انگاري در برابر
تهديد كيان خانواده است چنان كه عدم توجه به خصوصي
بودن حريم خانواده و پنهان ماندن بسياري از جرايم بر عليه
زنان و نينديشيدن به شيوه هاي حمايت از زنان در برابر تعرض
اعضاي خانواده و فقدان حمايت از زنان در مقابل برخي سنت ها
و هنجارهاي غلط و نامشروع نيز خطايي آشكار است .
آن چه گفته شد تنها بخشي از نكته هاي مهم درباره
پيرامون كارآمدي خانواده , بحران هاي پيش رو و بايسته هاست .
بي شك , همت نخبگان كشور و انديشمندان مسلمان ,
طليعه هاي شكوفايي و كارآمدي را بيش از گذشته فراروي ما
خواهد نهاد و جامعه اسلامي ما خريدار همت كارشناسان و
تمناگر توجه بيشتر مسئولان و تشنه يافتن راه هاي نوين
مناسب با شرايط اجتماعي و رسالت هاي جهاني ماست . اميد
است اين انتظار ديرپا نباشد.
دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
پي نويس :
ــــــــ
1 ـ قال رسول الله (ص ) : ما بني بنا في الاسلام احب الي الله
عزوجل من التزويج . (شيخ حر عاملي , وسائل الشيعه , قم ,
(موسسه آل البيت (ع ) , 1409 ق ) ج 20 ص 14 ح 24901
2 ـ قال رسول الله (ص ) : من تزوج فقد احرز نصف دينه فليتق الله
في النصف الباقي . (محمدباقر مجلسي , بحارالانوار , بيروت ,
موسسه الوفا , ج 100 , ص 219 , ح 14 ) .
3 ـ وانكحوا الايامي منكم والصالحين من عبادكم و امائكم . (نور
(24 )آيه 32 )
4 ـ ومن آياته ان جعل لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و
جعل بينكم موده و رحمه . (روم (30 ) آيه 21 )
5 ـ به نقل از رئيس سازمان ملي جوانان , ر . ك : آفتاب يزد ,
82,2,8 ص .9
6 ـ ر . ك : « ازدواج هاي بي ضابطه 13 درصد به رشد طلاق افزود » ,
جام جم , 82,4,12 , ص .17
7 ـ به گفته خانم « توني گرنت » نويسنده آمريكايي كتاب « زن
بودن » كه خود گرايش به ديدگاه هاي فمينيستي را تجربه كرده
است , مهم ترين پيامد منفي فمينيسم بيگانه كردن زن از هويت
زنانه است , به گونه اي كه زن امروز علاقه مند است تا با مرد
ارتباط برقرار كند , اما با رمز و راز آن بيگانه و از انجام آن عاجز
است . براي اطلاع بيشتر ر.ك : توني لين , زن بودن , ترجمه
فروزان گنجي زاده ( نشر و رجاوند تهران , چ اول , زمستان
1381 )
8 ـ « رشد 26 درصدي ازدواج و 46 درصدي طلاق در ايران » .
همبستگي 82,3,31 ص 9 , جام جم 82,3,31 , ص 17 , آفتاب
يزد 82,3,31 , ص 9 (به نقل از زهرا شجاعي رئيس مركز امور
مشاركت زنان )
9 ـ ازدواج هاي بي ضابطه , 13 درصد به رشد طلاق افزود , جام
جم 82,4,12 , ص .17
10 ـ « 80 در صد درخواست طلاق از سوي بانوان است » , صداي
عدالت , 82,3,12 , ص 3 : « چرا درخواست كنندگان طلاق زنان
هستند » , خراسان , ,3,8 ص 82.11
11 ـ « كمك هزينه زنان سرپرست خانوار تنها 40 % نيازهاي آنان
را برآورده مي كند » صداي عدالت , 82,3,10 , ص .6
12 ـ به نقل از مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي ,
انتخاب 82,3,20 , ص .1
13 ـ « 70 در صد دختران فراري مورد تعرض جنسي قرار
مي گيرند . » انتخاب 82,4,7 , ص 4 , همبستگي 82,4,7 , ص
.11
14 ـ « 80 در صد درخواست طلاق از سوي زنان است » صداي
عدالت , 82,3,12 , ص .3
15 ـ « 22 ميليون جوان 15 ـ 29 ساله » , آفتاب 82,2,8 , ص 9 ,
« 40 در صد بيماران ايدزي سيستان و بلوچستان از طريق
تماس جنسي مبتلا شده اند » , اعتماد , 82,1,20 , ص .4
16 ـ آيا مواردي چون اعتراض سازمان ملل به كشور بلاروس در
خصوص برگزاري روز مادر و جايزه به مادران برگزيده , به دليل
آن چه ترويج نقش هاي جنسيتي ناميده شده است , اعتراض به
جمهوري چك به دليل افزايش اقدامات حمايتي نسبت به
حاملگي و مادري , توصيه به نروژ براي حذف موارد مبتني بر
مذهب از قوانين مبتني بر برابري زن و مرد در آن كشور , تاكيد
به ايتاليا در رابطه با لزوم در دست رس قرار دادن خدمات سقط
جنين , اعتراض به پرو در مورد فقدان دست رسي دختران زير
20 سال به وسايل جلوگيري از بارداري و اعتراض به كشور آلمان
به دليل عدم حمايت كافي از روسپيان (ر.ك : كنوانسيون , دين ,
مادري و حاكميت ملي از نگاه انجمن مادران آمريكايي ) و نيز
موارد متعدد مطرح شده در متن آموزشي تنظيم شده توسط
كه به وضوح حمايت ) unifem ( مركز رهبري زنان سازمان ملل
خود را از پيوندهاي زناشويي توافقي و همزيستي قبل از ازدواج
به عنوان يكي از اشكال خانواده اعلام مي كند (جولي مرتوس ,
آموزش حقوق انساني زنان و دختران (اقدام محلي ـ تغيير
جهاني ) , ترجمه فريبرز مجيدي , انتشارات دنياي مادر , 1391 ,
ص 93 ) و دولت ها را به دليل ناديده گرفتن روابط جنسي
نوجوانان و عدم ارائه خدمات بهداشتي لازم به آنان نكوهش
مي نمايد (همان , ص 166 ) , زنان را صرف نظر از موقعيت
زناشويي از آزادي كامل و بدون قيد و شرط در پرداختن به امر
جنسي بهره مند مي داند , (همان , ص 111 ) دولت ها را به دليل
عدم حمايت از روسپيان و هم جنس گرايان ملامت مي كند
(همان ص 111 ) و در عين حال كه بر حمايت بهداشتي و
اطلاعاتي از روابط جنسي در سنين نوجواني , به ويژه براي
دختران همجنس گرا , تاكيد مي كند (همان , ص 167 ) به انتقاد
شديد از ازدواج دختران كمتر از 18 سال به دليل حاملگي هاي
زودرس و محدود شدن حريم خلوت آنان مي پردازد (همان ص
187 ) و ارتباط جنسي مرد با همسر ناراضي خود را مصداق
تجاوز به عنف مي داند (همان , ص 231 ) , كافي نيست تا باور
كنيم كه نظام سرمايه داري هويت و كارآمدي خانواده و
شخصيت زن را هدف قرار داده است .
17 ـ نظام آموزشي دختران بايد به گونه اي انعطاف پذير
باشد كه مانع تشكيل خانواده و مادري نشود. در اين زمينه طرح
نظام هاي نيمه وقت آموزشي در مقطع دبيرستان و دانشگاه
مي تواند راهگشا باشد.
اينك با گذشت 25 سال از تشكيل نظام اسلامي ,
زنان فرهيخته با اذعان به تلاشهاي انجام شده , از
نهادهاي حكومتي و مجامع ديني مي پرسند چه
برنامه جامعي براي ارتقا حقوق و منزلت زن تدوين
شده است
تجددگرايي , اهميت خانواده و نقشهاي خانگي
زنان را به ديده تحقير مي نگرد و در جهت تضعيف
آن تلاش مي كند
آسان سازي تشكيل خانواده , متعادل ساختن
انتظارات از يكديگر , رابطه مسئولانه والدين نسبت
به يكديگر و فرزندان , به ويژه ايفاي نقش مديريت
فعال و شايسته توسط پدر و ايفاي نقش سازنده
عاطفي و تربيتي توسط مادر , تقويت نشاط در
زندگي , توجه به شرايط اجتماعي و انعطاف در
فعاليت ها و نقش ها به منظور حل مشكلات
اجتماعي , توجه به پرورش ديني و اخلاق و آداب
اجتماعي از مواردي است كه خانواده ها را براي
انجام رسالت تاريخي خود , توانمند مي سازد

|
|