روزنامه جمهوري اسلامي 28/05/1382 صفحه عقيدتي

  • زمينه سازان كودتاي 28 مرداد
  • طلوع خورشيد عصمت و طهارت در آسمان بشريت
  • *****
    زمينه سازان كودتاي 28 مرداد




  • (به مناسبت سالروز كودتاي 28 مرداد 1332 و آغاز سلطه فراگير آمريكا بر ايران )
    جامعه ايران ذاتا و عموما در طول تاريخ يك جامعه مذهبي بوده و از جنبه هاي مختلف اعتقادي عاطفي آرماني و... همواره پيوندهاي بسيار عميق با مذهب و تعاليم و بينش هاي مذهبي داشته است . به همين دليل هيچ حركت جنبش و نهضتي را در ايران نمي يابيم كه مذهب و تعاليم و آرمان هاي مذهبي در آن محور و بستر حركت مردم مسلمان ايران نباشد. اگر به همين قرن حاضر و قرن اخير نگاه كنيم درمي يابيم كه محور و بستر همه جنبش ها و نهضت ها و انقلاب هايي كه به وقوع پيوسته اند چيزي غير از مذهب نيست . به عبارت ديگر نهضت تنباكو نهضت مشروطه نهضت ضداستعماري پايان دهه بيست و اوايل دهه سي نهضت 15 خرداد انقلاب اسلامي و ساير نهضت هايي كه در ابعاد كوچك تر در قرن اخير و حاضر به وقوع پيوستند همگي در بستر تعاليم مذهبي و رهبري هاي مذهبي شكل گرفتند و اگر انگيزه ها و رهبري هاي مذهبي نبود هيچ نيرويي قادر به كشاندن مردم به عرصه مبارزه و نهضت نمي شد و در نتيجه تحول چشمگيري هم به وجود نمي آمد.
    از آن جا كه بنياد بستر و عناصر و عوامل حركت دهنده و پيروزي آفرين همه نهضت ها مذهب و نهادهاي اصيل و سنني مذهبي و رهبري مذهبي (روحانيت ) بوده است استمرار و زنده ماندن نهضت ها در دوره بعد از پيروزي و عدم شكست آن ها نيز به طور قطع وابسته به اين است كه مذهب و تعاليم و رهبري مذهبي همچنان در هسته مركزي و محوري نهضت باقي بماند تا اصل نهضت نيز تداوم يابد. بنابراين هر يك از نهضت هايي كه توانسته اند به اصل مذكور پايبند بمانند در دوره پيروزي نيز بدون آن كه شكستي را تحمل كنند و مزه ناكامي را بچشند به حيات خود ادامه داده اند ولي آن نهضت هايي كه به اين اصل توجه نكرده اند به سرعت شكست خورده اند و براي ملت چيزي غير از آه و افسوس باقي نگذاشته اند. اگر ما به نهضت ها و جنبش هاي شكست خورده تاريخ معاصر نگاه كنيم به اين نتيجه قطعي مي رسيم كه علت اصلي و اوليه شكست اين نهضت ها بي اعتنايي و بالاتر از اين مبارزه برخي عوامل و جناح هاي نهضت با مذهب و نهادهاي اصيل و رهبري مذهبي در دوره بعد از پيروزي بوده است . بنابراين اگر در نهضت هاي شكست خورده اي مثل نهضت مشروطه و نهضت ضداستعماري در ميان جناح مقابل نيروها و نهادهاي مذهبي عقل و تدبير درستي حاكم بود نه تنها اجازه هيچ گونه بي اعتنايي و مبارزه با مذهب و نيروها و نهادهاي اصيل مذهبي را نمي داد بلكه براي حفظ اصل و اساس نهضت به جد مي كوشيد زمينه اي فراهم كند تا نيروها و نهادهاي اصيل مذهبي همچنان در محور و هسته مركزي نهضت قرار بگيرند و به خاطر برخي مسائل و برخي فضاسازي ها مجبور به ترك صحنه نشوند. اما متاسفانه هم در نهضست مشروطه و هم در نهضت ضداستعماري دوره آيت الله كاشاني و دكتر مصدق اين خطاي فاحش روي داد و افراد و گروه هايي (به طور عمدي و آگاهانه و يا به طور ناآگاهانه و تحت القائات دشمنان خارجي ) به جاي زمينه سازي براي حضور بيشتر نيروها و نهادهاي اصيل مذهبي به مبارزه با اين نيروها و اصل مذهب برخاستند و سرانجام زمينه را براي شكست نهضت و پيروزي دشمن مهيا كردند.
    ستيز با دين و نهادها و نيروهاي ديني در دوره بعد از پيروزي نهضت هاي مذكور سرگذشتي بسيار مفصل و غمبار دارد كه در اين جامجالي براي پرداختن به آن نيست و فقط بسيار گذرا به نشانه هاي اين ستيز در دوره بعد از پيروزي نهضت استعماري اشاره مي كنيم يعني همان چيزي كه بيش از هر عاملي زمينه شكست نهضت در كودتاي 28 مرداد 1332 را فراهم كرد و خون ها و مجاهدت هاي ملت مسلمان ايران را به هدر داد و جامعه و كشور را به راحتي در اختيار استبداد و عوامل مزدور و بي هويت استعمار و استكبار نهاد.
    در اين زمينه ابتدا سخني از امام خميني (ره ) را نقل مي كنيم . امام خميني در اين سخن به ستيز تبليغاتي و رواني ملي گراها و كساني كه در دوره بعد از پيروزي نهضت به پشتيباني و جانفشاني نيروها و نهادهاي مذهبي به قدرت رسيده بودند و با جهالت و ناسپاسي كامل عليه رهبر مذهبي نهضت فعاليت مي كردند اشاره كرده مي فرمايند :
    مسلمانها بنشينند تماشا كنند يك گروهي كه از اولش باطل بودند من از آن ريشه هايش مي دانم يك گروهي كه با اسلام و روحانيت اسلام سرسخت مخالف بودند از اولش هم مخالف بودند اولش هم وقتي كه مرحوم آيت الله كاشاني ديد كه اينها خلاف دارند مي كنند و صحبت كرد اينها كاري كردند كه يك سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند اسمش را آيت الله گذاشته بودند. اين در زمان آن بود كه اينها فخر مي كنند به وجود او او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را عينك زدند و به اسم آيت الله توي خيابانها مي گردانند من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست اين سيلي خواهد خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود سيلي را بر اسلام مي زد...
    از ميرزاي شيرازي كه قضيه تنباكو را درست كرده تا آقاي كاشاني تمام علمايي كه در خلال اين در مشروطيت براي اسلام كار كردند. ميرزاي شيرازي براي اسلام كار كرده است آقاي كاشاني براي اسلام كرده شيخ فضل الله كرده تمام اينها را به آنها بد گفتند. آن روزنامه جبهه ملي را پيدا بكنيد ميرزاي شيرازي را متهم كرده به دروغگويي شيخ فضل الله را اينقدر فحش داده جرم شيخ فضل الله بيچاره چه بود جرم شيخ فضل الله اين بود كه قانون بايد اسلامي باشد جرم شيخ فضل الله اين بود كه احكام قصاص غيرانساني نيست انساني است او را دار زدند و از بين بردند و شما حالا به او بدگويي مي كنيد. بعد مي رسيد به آقاي كاشاني آقاي كاشاني هم همين طور جرم اينها همين است كه اينها عقيده شان اين است كه بايد اسلام در ايران پياده بشود و شما مي گوييد كه احكام غرب مترقي است (تاريخ معاصر ايران از ديدگاه امام خميني ص 183 )
    امام خميني در جاي ديگر نيز به شدت ستيز و جنگ رواني عليه رهبري نهضت استعماري ايران كه هم مجتهد مشهور و هم بزرگ ترين مبارز جهان اسلام و آسيا در زمان خود بود اشاره مي كند و چنين ذكر مي نمايد كه شدت تبليغات عليه اين عالم بزرگ و مبارز در حدي بود كه آن بزرگوار حتي از منزل نمي توانستند خارج شوند و اگر در مجلسي شركت مي كردند كسي حاضر نمي شد جايي براي نشستن وي باز نمايد. امام خميني در اين باره مي فرمايند :
    ما در زمان خودمان هم آقاي كاشاني را ديديم . آقاي كاشاني از جواني در نجف بودند و يك روحاني مبارز بودند. مبارزه با استعمار آن وقت البته انگلستان بود مبارزه با او. در ايران هم كه آمدند تمام زندگيشان صرف همين معنا شد و من از نزديك ايشان را مي شناختم . در يك وقت وضع ايشان طوري شد كه وقتي كه از منزل مي خواست حركت كند فرض كنيد بيايند به مسجد شاه مسجد شاه مطلع مي شد در نظر داشتند اعلام مي شد اينطور بود وضع ايشان بعدش ديدند كه اگر چنانچه يك روحاني در ميدان باشد لابد اسلام را در كار مي آورد اين حتمي است و همين طور هم بود. از اين جهت شروع كردند به جوسازي . آنطور جوسازي كردند كه يك سگي را عينك به آن زدند و آنطور كه من شنيدم عينك زدند و از طرف مجلس آوردند اين طرف و به اسم آيت الله . و من خودم در يك مجلس بودم كه مرحوم آقاي كاشاني وارد شد در آن مجلس مجلس روضه بود هيچ كس پا نشد من پاشدم و يكي از علماي تهران كه آلان هم هستند و من جا دادم به ايشان (جا هم ندادند). اين جو را درست كرده بودند براي آقاي كاشاني كه ديگر از منزلش نمي توانست بيرون بيايد در يك اتاقي محبوس بود در منزلش طوري كه نمي توانست بيرون بيايد چند دفعه هم گرفتند چه كردند آنجا هم شكست دادند مسلمين را شكست دادند (تاريخ معاصر ايران از ديدگاه امام خميني ص 184 )
    اين وضع را براي رهبر بزرگ و مجتهد و عالم نامداري به وجود آورده بودند كه پشت استعمار و استكبار جهاني آن روز را كه انگليس بود در كل خاورميانه و آسيا به ويژه در ايران و عراق لرزانده بود و مدافع بزرگ جهان اسلام و دشمن سرسخت و سازش ناپذير استعمار محسوب مي شد. اين وضع را براي كسي پيش آورده بودند كه حدود 13 ماه پيش از وقوع كودتاي 28 مرداد 1332 با يك خروش و خيزش حماسي شاه قوام السلطنه و همه مزدوران استعمار و استكبار را به دور ريخته و عرصه سياسي كشور را از وجود آن ها پاك كرده و همه چيز را براي قدرت يافتن دوباره مصدق آماده ساخته بود. خلاصه اين وضع را براي كسي پيش آورده بودند كه مركب اعلاميه ها و بيانيه هايش خون نهضت و سخنانش دم مسيحايي و حيات نهضت و قدم ها و اقداماتش مظهر تحرك و پويايي نهضت بود. آيا به راستي ستيز با چنين رهبر ديني و سياسي و كنار نهادن و جنگ رواني عليه او را چيزي غير از مبارزه با نهضت تكاپوي مزورانه و مزدورانه و يا ناآگاهانه و جاهلانه به نفع استعمار تلاش براي انداختن نهضت زيرپاي استعمار و مزدورانش و... مي توان ناميد و توجيه ديگري براي آن تراشيد
    ستيز با آيت الله كاشاني به عنوان مظهر نيروهاي مومن و مذهبي و به عنوان مظهر روحانيت آگاه و مبارزي كه همه دغدغه هايش اسلام . اجراي احكام اسلامي و طرد كامل استعمار و استبداد بود تا آن جا ادامه يافت كه منزلش وقيحانه هدف هجوم قرار گرفت و در منزل آن مجاهد بزرگ برخي كشته و عده بسيار زيادي زخمي شدند. جرم آيت الله كاشاني و نيروهاي مومني كه هدف هجوم مصدق و هواداران او قرار گرفته بودند اين بود كه به ظهور ديكتاتوري جديد (مصدق ) اقدامات خلاف قانون تعطيل كردن مجلس ايجاد فضاي اختناق جنجال و غوغاگري و پرداختن به امور حاشيه اي و تبليغي به جاي پرداختن به كارهاي بنيادي و مفيد بي اعتنايي به احكام دين و مبارزه با مظاهر اسلامي و نيروهاي ديني و... اعتراض داشتند.
    گزارش برخي روزنامه هاي آن زمان درباره هجوم به منزل آيت الله كاشاني جالب و تامل برانگيز است . روزنامه فرانسوي لوموند در بخشي از گزارش خبرنگار خود پيرامون حادثه مذكور نوشت : طرفداران دكتر مصدق بطريهاي بنزين درحال سوختن را به طرف منزل آيت الله كاشاني پرتاب مي كردند و نزاعي در اطراف منزل ايشان درگرفت كه يك نفر كشته و نزديك به صد نفر مجروح شدند و امروز صبح ورود به منزل ايشان حتي نسبت به نزديكان و بستگان را ممنوع كرده بودند.
    روزنامه اطلاعات نيز گزارش زير را پيرامون حادثه حمله به منزل آيت الله كاشاني درج كرد : از ساعت هفت بعدازظهر سه كاميون سرباز و دو كاميون پليس در خيابان پامنار و كوچه هاي اطراف منزل آيت الله كاشاني مستقر شده بودند در همين موقع مقارن ساعت 9 5 بعدازظهر ناگهان از ابتداي خيابان پامنار صداق « مصدق پيروز است » بلند شد و متعاقب آن جمعيتي وارد خيابان شدند. پرتاب سنگ شروع شد... جمعيتي كه تا آن وقت بر اثر پرتاب سنگ به دستجات چندنفري تقسيم شده بودند و خود را در گوشه و كنار مخفي مي نمودند. ناگهان چند نردبان به دست آوردند در ميان تاريكي خيابان خود را به پشت بام رسانيدند و در اين وقت بين كساني كه از ابتداي حادثه روي پشت بامها بودند و كساني كه تازه خود را به آن جا رسانيده بودند نزاعي درگرفت و طرفين بشدت به يكديگر حمله كردند. در حادثه نيز چند نفر مجروح شدند... ولي هنگامي كه زدوخورد از خيابان به پشت بام منتقل شد مقداري سنگ و آجر نيز به داخل منزل آيت الله كاشاني پرتاب شد...


    گرچه ترساندن و كنارزدن همه نيروهاي مذهبي از اهداف اساسي و عمومي جنگ رواني و جنگ مطبوعاتي و... بود ولي از ميان بردن و يا حداقل كشتن شخصيت و از ميان بردن وجاهت و حيثيت رهبر مذهبي نهضت (آيت الله كاشاني ) از اهداف ويژه محسوب مي شود زيرا آن ها مي دانستند تا زماني كه آيت الله كاشاني در عرصه حضور دارند نمي توان نيروها و نهادهاي اصيل مذهبي را منزوي و طرد كرد. به همين دليل هدف اصلي از حمله به منزل آيت الله كاشاني چيزي غير از كشتن و از ميان بردن خود او نبود. به عبارت ديگر مصدقي ها ليبرال ها ملي گراها و روشنفكران غرب گران آن زمان مي خواستند آيت الله شيخ فضل الله نوري ديگري را بر سردار ببرند ولي قصد داشتند اين كار را با حيله گري و زيركي خاصي انجام دهند تا در پرداختن بهاي سنگين آن كم تر دچار مشكل شوند و بتوانند مردم را در اين زمينه فريب دهند.
    آيت الله كاشاني در نامه اي ضمن شرح حمله به منزلش به اهداف اصلي اين حمله نيز اشاره كرده است . آيت الله كاشاني در بخشي از نامه مذكور مي نويسد :
    از چند شب قبل بنا به تقاضا و اقدام جمعي از مردم در منزل اين جانب بعدازنماز مغرب و عشا براي بيان حقايق اوضاع جاري كشور و ارشاد مردم جلسات وعظ و خطابه تشكيل گرديد و در هر شب عده (اي ) از افراد و حزب وابسته به دولت نيروي سوم و پان ايرانيسم به سرپرستي رهبران خود تحت حمايت مامورين انتظامي به منظور ارعاب و اخافه مردم و بر هم زدن مجلس و در باطن براي از بين بردن و سوقصد نسبت به اين جانب به منزل حمله و مزاحمت اهالي محل و مستمعين مجلس را فراهم كرده و با اين شرايط كه مراتب مكرر تلگرافا و شفاها و هم به وسيله تلفن به فرمانداري نظامي و كلانتري محل و مامورين انتظامي براي جلوگيري از حركات وحشيانه آنان و مراقبت در حفظ انتظامات و امنيت محل و مجلس وعظ و خطابه تذكر داده شد از طرف مسئولين انتظامات توجهي نشد و بر تجري و جسارت اوباش و چاقوكشان پان ايرانيسم و نيروي سوم افزوده گرديد تا اين كه در شب يكشنبه 1332 5 11 هنگامي كه جناب آقاي صفايي « روحاني و نماينده مجلس » مشغول صحبت و ارشاد مردم بودند ناگهان افراد مذكور با رهبران مسلح به كارد و چاقو و سرنيزه و چوب كه مسلما بدون اطلاع قبلي مسئولين انتظامي نبوده در حمايت مامورين انتظامي با شعار مخصوص : « مصدق پيرز است » وارد پامنار شده و عده اي از آنها با استفاده از بام خانه هاي همسايه مشرف در محوطه منزل با سنگپاره و آجر به مردم بي پناه و بي گناه داخل منزل حمله نموده و جمعي مضروب و مجروح كرده و شيشه هاي خانه را شكستند و هنگامي كه جمعيت براي رهايي خود از حمله مهاجمين از منزل خارج مي شدند در خيابان پامنار نيز مورد ضرب و جرح عده ديگر از همان دسته مهاجمين قرار گرفته كه در نتيجه جمعي ديگر مضروب و مجروح شده و مرحوم محمد حدادزاده كه از دوستان قديمي اينجانب و عضو مجمع مسلمانان مجاهد بود به وسيله ضربات كارد و چاقو شهيد گرديد از همان ساعت منزل به وسيله مامورين انتظامي محاصره و اشغال شده بطوري كه مانع ورود و خروج افراد خانواده حتي زن و بچه گرديده و در حدود 40 تا 50 نفر از مردمان بي گناهي كه مورد حمله اشرار دولتي قرار گرفته به وسيله مامورين نظامي تعقيب و بازداشت شده اند و حتي منسوبين و مستخدم اين جانب را هم توقيف نموده اند...
    غير از آيت الله كاشاني كه در راس نيروهاي مذهبي و روحانيان آگاه و مبارز قرار بود هر كس ديگري هم كه در جناح مذهبي و در ميان نيروهاي مومن قرار داشت اگر كوچك ترين انتقادي مي كرد و كم ترين سخني عليه اقدامات و برنامه هاي ناروا و خلاف قانون و اختناق آميز دولت مصدق به زبان مي آورد به شدت تحت پيگرد واقع و مجازات مي شد. به عنوان مثال روحاني مبارزي به نام شيخ محمد تهراني را به دليل انتقاد از دولت مصدق گستاخانه دستگير و با زبان روزه روانه زندان كردند. آيت الله كاشاني در اين ماجرا دو نامه به دكتر مصدق (نخست وزير) فرستاد و اين اقدام را توهين آشكار عليه روحانيت هتك حرمت دين و... دكر كرد. آيت الله كاشاني در بخش هايي از اين دو نامه چنين نوشت :
    هفته گذشته مامورين انتظامي دولت جناب حجت الاسلام آقاي آقا شيخ محمد آقاي تهراني را در موقع تفسير قرآن مجيد و موعظه در هيات قائميه به استناد ماده 5 قانون حكومت نظامي از منبر پايين كشيده و به زندان برده اند. فرضا اگر آقاي شيخ انتقادي نموده باشند مستوجب اين توهين و اذيت و آزار نيستند بعلاوه هرگاه غرض خصوصي در بين نباشد پس از چند ساعت بايد محاكمه به محاكم صالحه ارجاع شود. البته تصديق مي فرماييد اين حركات و سورفتار مامورين به آزادي و امنيت مردم لطمه شديد وارد مي آورد و يا اين كه مملكت مملكت اسلامي است و حرمت دين و رعايت احترام روحانيون و كساني كه براي ارشاد خلق دامن همت به كمر زده اند بر كليه افراد لازم است . اهانت به مقامات ديني و وعظ مذهبي و سورفتار با آنها به هر عنوان و بهانه كه باشد بر ضرر ملكت و ملت خواهد بود...
    لازم گرديد تذكر دهم كه حقوق حياتي و اجتماعي و آزادي فردي و جمعي را به بهانه هاي غيروارد و رفتار ظالمانه كه در حكومتهاي استبدادي نظير آن ديده مي شود نبايد پامال و فداي هوي و هوس اغراض و خيالات فاسد مامورين كرده بر فرض كه شيخ مقدس بيچاره زبان به انتقاد از دولت جناب عالي گشوده باشد مستحق اين گونه مجازات ظالمانه نيست .
    در دولتهاي دموكراسي انتقاد از لوازم بقا حكومتهاست كه در دنباله آن رفع معايب و مفاسد و چاره جويي از نقائص اعمال و افعال و زشتيهاي عمال دولتها مي باشد.
    نتيجه آن همه زحمت و مرارت و رنج مردم بيچاره آن نبود كه از قدرتهايي كه به اختيار دولت جناب عالي گذارده شده مامورين اين همه سواستفاده كنند و مردم مظلوم و بيچاره به زندان و سياه چالهاي فرمانداري نظامي نياز ندارند خوبست دولت به جاي اعمال قوه قهريه و جبريه به فكر اصلاحات اساسي بوده و با رفع معايب و مفاسد موضوع انتقادات را منتفي نمايد. اين رويه به مصلحت جناب عالي و كشور هم نخواهد بود...
    ستيز با آيت الله كاشاني و ساير روحانيون و نيروهاي مذهبي و همچنين زمينه سازي براي حمله به دين و پشتيباني و تشويق مطبوعات به دين ستيزي و... به حدي افزايش يافت كه علما و روحانيان قم اعلاميه را با بيش از 500 امضا منتشر كردند و در بخشي از اين اعلاميه نوشتند : نظر به اين كه اخيرا ورق پاره هاي ضددين و وطن و به منظور حمايت دولت و تلقين روزنامه فروش ها براي تخريب اساس روحانيت و مليت به مقام مقدس حضرت آيت الله كاشاني كه موجب افتخار و مباهات كليه مسلمين جهان خاصه ملت ايران است و براي پشتيباني از رئيس دولت به مقام پيشواي بزرگ روحاني اهانت نموده و مطالبي كه از ناحيه اجنبي و اجنبي پرستان شروع مي شود نشر و طبع مي كنند از دولت انتظار نمي رفت با اين جريانات موافقت و از چنين عوامل حمايت نمايد...
    تعدادي از علماي بزرگ حوزه نحف اشرف مثل آيت الله محمدحسين آل كاشف الغطا آيت الله آقا جمال موسوي گلپايگاني و... نيز عليه حمله به دين و روحانيت بيانيه اي به تهران فرستادند. در بخشي از اين بيانيه چنين مي خوانيم : اخيرا مسموع شده است بعضي از اشخاص كه هدفي جز لطمه واردساختن به عالم اسلامي و علما اسلامي ندارند به وسيله هاي مختلف نسبت به مقام شامخ روحانيت و مخصوصا حضرت مستطاب آيت الله آقاي حاج سيدابوالقاسم كاشاني دامت بركاته العالي مطالب توهين آور و جسارت آميزي گفته و منتشر نموده و مسئولين امر در صدد ردع و منع برنيامده اند حقا باعث بر تاثر و تالم است نسبت به مردي كه عمري فداكاري و از خودگذشتگي براي سعادت و عظمت ملت مسلمان ايران نموده و اين همه خدمات بزرگ به مسلمانها كرده است مورد حمله يك مشت مردم مغرض و معلوم الحال واقع شوند و عواطف ديني و احساسات ملت مسلمان ايران را جريحه دار سازند...
    ستيز با فدائيان اسلام و جنگ عملي و رواني عليه آن ها كه شامل هجوم مطبوعاتي و تبليغي زدن اتهام آزار دستگيري و به زندان افكندن رهبر فدائيان اسلام (شهيد نواب صفوي ) و ساير اعضا و هواداران آن ها مي باشد جبهه ديگري بود كه در دولت مصدق عليه نيروهاي مذهبي باز گرديد و بحث در اين زمينه نيز بسيار مفصل است و مجال ديگر مي خواهد.
    خلاصه اين كه ستيز با دين و نيروها و نهادهاي اصيل مذهبي كه منجر به انشقاق و ياس عموم ملت مسلمان ايران شد بزرگ ترين عاملي بود كه زمينه را براي شكل گيري و پيروزي كودتاي 28 مرداد 1332 مهيا كرد و راه سلطه فراگير آمريكا بر ايران را هموار نمود.
    علي وزوايي
    ستيز با دين و نيروها و نهادهاي اصيل مذهبي كه منجر به انشقاق و ياس عموم ملت مسلمان ايران شد بزرگ ترين عاملي بود كه زمينه را براي شكل گيري و پيروزي كودتاي 28 مرداد 1332 مهيا كرد و راه سلطه فراگير آمريكا بر ايران را هموار نمود.

  • *****
    طلوع خورشيد عصمت و طهارت در آسمان بشريت


  • به مناسبت سالروز ولادت زهراي مرضيه سلام الله عليها
    بيستم جمادي الثاني روزي است كه خورشيد عفت و عصمت و طهارت در افق بشريت طلوع كرد و پاك ترين بانوي جهان قدم به عرصه گيتي نهاد. امروز روز تولد پاكي و عفت است و زهراي اطهر سلام الله عليها در اين روز ديده به جهان گشود تا هم خود مظهر پاكي ها شود وهم اين كه پاكترين فرزندان را به جهان عرضه كند.
    زهراي مرضيه سلام الله عليها تنديس عفت و معرفت و مظهر استقامت و شجاعت بود. او مصداق اعلاي طهارت و ياور رسالت بود و امامت به دست او و نسل او استمرار جاودانه يافت .
    زهراي مرضيه هم ميراث رسالت و هم نگهبان بزرگ اين ميراث بود. او هم از ثقلين و هم از پاسداران سترگ ثقلين بعد از رحلت رسول خدا بود.
    فرياد او و همسر عرش نشينش نخستين و بلندترين فريادي بود كه در حراست از ميراث رسالت و خط راستين ديانت در تاريخ طنين افكن شد. بعد از رسول خدا وجود شريف زهراي مرضيه سلام الله عليها مهبط ملائك شد زيرا كه آن بزرگوار پاره پيكر رسالت بود و براي تداوم رسالت شجاعانه قدبرافراشت .
    بعد از رحلت رسول خدا حضرت صديقه كبرا چندان نزيست و پس از مدت كوتاهي به پدر بزرگوارش ملحق شد. اين دوره از حيات زهراي مرضيه گرچه بسيار كوتاه بود ولي از حساس ترين فراز حيات زهراي اطهر محسوب مي شود. در اين دوره درياي وجود صديقه ي كبرا در ابعاد مختلف فيضاني شكوهمند يافت و آن بزرگوار شجاعانه به تبيين معارف مباني و ارزشهاي دين همت گماشت . تبيين مساله بنيادين امامت از اساسي ترين موضوعاتي بود كه مورد توجه صديقه كبرا قرار گرفت و آن بزرگوار نسبت به اهميت اين ميراث عظيم رسالت به مسلمانان هشدار داد. حضرت زهراي مرضيه بيان مي فرمود كه انتظام ملت اسلام از امامت است و آن چه پيروان دين پاك محمد را از خطر پراكندگي مي رهاند توجه اساسي به ولايت اهل بيت است . حضرت زهراي مرضيه به موازات طرح اهميت ولايت قرآن را نيز به عنوان محور و خزينه معارف دين معرفي مي كرد و به مسلمانان هشدار مي داد كه از قرآن دست برنكشند و در فهم احكام دين و رسيدن به معرفت اعلاي ديني قرآن كريم را همچون رهگشايي صادق برگزينند. آن بزرگوار مي فرمود كه قرآن با مطالب و محتوايي روشن در پيش روي شماست و اوامر و نواهي آن آشكار است پس برخلاف اين محتواي روشن حكمي صادر نكنيد كه از زيانكاران خواهيد بود.
    ناآگاهي و سر در گريبان زندگي دنيايي كردن از عواملي بود كه پس از رحلت رسول خدا در جامعه اسلامي رخ نمود و آن را با خطر انحراف مواجه كرد. صديقه كبرا براي مقابله با اين خطر به مسلمانان هشدار داد و به آنها نصيحت كرد كه در راه صيانت از ميراث راستين اسلام همچنان استوار بمانند و از دنياگرايي و رفاه طلبي مهلك بپرهيزند.
    حضرت صديقه كبرا در راه صيانت از زلال دين پيروي از سنت رسول خدا را نيز امري حياتي مي دانست و به مسلمانان تاكيد مي فرمود كه هرگز شيوه محمد مصطفي و سنت رسول خدا را فراموش نكنند و از پيامدهاي خطرناك بي اعتنايي به سنت رسول خدا در هراس باشند.
    حضرت زهراي مرضيه در واپسين دوره حيات خويش گذشته از آن كه در راه استمرار خط راستين رسالت شجاعانه اقدام مي كرد تبيين احكام و مسايل دين را نيز از نظر دور نمي داشت و با بياني موثر حقايق و رموز احكام دين را براي مردم بيان مي داشت تا به فرايض دين نگرشي الهي و هدفدار داشته باشند.
    در راستاي اين اهداف بود كه آن بزرگوار نماز را عاملي براي زدودن كبر زكات را وسيله اي براي پاك كردن نفوس و افزايش روزي و روزه را طريقي براي اثبات اخلاص بنده ذكر مي فرمود. آن بزرگوار حج را عاملي براي استحكام بنيان دين مي شمرد و عدالت و دادگري را وسيله اي براي پيوند دادن قلوب مسلمانان مي دانست .
    صديقه كبرا به مسلمانان هشدار مي داد كه اگر جامعه اسلامي پايبند ارزشها و اصول اسلامي نباشد و مردم گرد محور امامت جمع نشوند آينده نامباركي در انتظار مردم و جامعه خواهد بود و طوفان بلا و مصيبت پي در پي در جامعه خواهد ورزيد.
    زماني كه زهراي اطهر جامعه را به سوي هدايت و استمرار دقيق خط رسالت فراخواند ولي عكس العمل مناسبي از جامعه دريافت نكرد حزن و اندوهش مضاعف شد. از يك سو در غم از دست رفتن پدر كه سرور كائنات و صاحب رسالتي عظيم بود غوطه مي خورد و از سوي ديگر به آينده پرتلاطم اسلام و راه نامطمئني كه در پيش روي مسلمين قرار گرفته بود مي گريست .
    با تبريك سالروز ولادت زهراي مرضيه سلام الله عليها اميد است كه زنان قهرمان ميهن اسلامي ما نيز در راه پاسداري از ارزشهاي ديني صلابتي زهراگونه داشته باشند.