
« يادمانا » عنوان مجموعه مقالاتي است كه توسط دفتر
ادبيات و هنر مقاومت به چاپ رسيده است و شامل پنج مقاله
درباره خاطره نويسي و خاطره نگاشته هاي جنگ و جبهه (دفاع
مقدس ) مي باشد.
اين مجموعه كه چهارصد و هفتاد و چهارمين كتاب
منتشره اين دفتر و دوازدهمين مجموعه از مجموعه هاي
پژوهش و نقد مي باشد توسط « عليرضا كمري » نگاشته شده و
داراي بخشهاي مختلفي چون درآمدي بر خاطره نويسي و
خاطره نگاشته ها در گستره ادب مقاومت و فرهنگ جبهه ـ راز
و رمز خاطرات جنگ و عرصه نوين خاطره نويسي ـ بررسي
آرايه تشخيص در خاطرات جنگ ـ ريخت شناسي خاطرات
جنگ ; منش و كنش شخصيتها و كاركرد خاطره در زمانهاي
جنگ مي باشد.
« يادمانا » در 200 صفحه رقعي و در شمارگان 4400
نسخه به بازار نشر دفاع مقدس عرضه گرديد و علاقمندان
جهت تهيه آن مي توانند به شركت انتشارات سوره مهر مراجعه
و يا با شماره تلفن 8806988 تماس حاصل نمايند .

*****
تقديم به روح باعظمت شهيد تندگويان و بمناسبت 26 مرداد
سالروز ورود آزادگان به ميهن اسلاميمان
هنوز به پاكبازيتان انقلاب محتاج است
|

« ما را چه رسد كه با اين قلمهاي شكسته و بيان هاي نارسا
در وصف شهيدان و جانبازان و مفقودان و اسيراني كه در جهاد
في سبيل الله جان خود را فدا كرده و يا سلامت خويش را از
دست داده اند يا به دست دشمنان اسلام اسير شده اند
مطلبي
نوشته يا سخني بگوئيم . » (1 )
برادر آزاده ام ! سلام
سلامي به گرمي اشك فرزندان شهدا
بر تو الگوي صبر و رضا
اي كه از زندان هارون و جسر بغداد
آثار داغ و درفش سندي ابن شاهك هاي زمان را در جسم
مقاومت
از دوران جهاد و جوانمردي بيادگار داري . آزاده ! اي
آزاد از هوس و پاره كننده زنجير بردگي نفس
شاهد شهادت
شهيدان
زائر قبر رهبر خونين كفنان
سفير خونين بال و
پيام رسان انقلاب در وراي خونرنگ مرزهاي كشورمان . اي كه
با مقاومت قهرمانانه خود در زير دشنه هولناك شكنجه و
چكمه سياه و آلوده بين المللي مقاومت امتمان را در برابر
قدرتهاي پوشالي به بار نشانده حسرت شنيدن يك آه را در دل
سياهشان گذاشته
از كنار جلادان دست آموز شلاق بدست
سياهچالهاي عصر حقوق بشري استكبار رو سفيد و سربلند
گذشته اي . برادر آزاده ام ! بي شك امروز همه حق طلبان و احرار
جهان يقين دارند اگر شما رنج دوري از خانه و خانواده را با ياد
اسارت فرزندان آل رسول و سربلندي امت خميني (ره )
عاشقانه تحمل نمي كردي
صحيفه پيروزي انقلاب اسلاميمان
چنين زيبا ترسيم نمي شد.
اما آزاده سرافراز! عليرغم همه ايثارگري و نقش با عظمت
استقامت و پايمردي ات در راه ايمان لازم است بداني كه
هجرت و جهاد و اسارت در راه خدا مقامي است كه خداوند
بندگان خويش را باآن مي آزمايد و بايد بداني
تا اينجا كه
آمده اي پايان مسئوليت انقلابي ات نيست . بقول رهبر معظم
انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي :
ما هنوز در ميانه راه هستيم و موظفيم تلاش كنيم
دشمنان
اسلام بيدار هستند و از ضربه زدن به اسلام مايوس
نشده اند . (2 )
يعني برادرم
اول عشق است و جهان در طلوع فجر اسلام
ناب قرار دارد و انقلاب به پاكبازي تو هنوز محتاج است .
برادرم ! آنهائي كه در ميدانهاي ايثار و معرفت بذر جان خويش
را كاشتند
باغباني آن گلهاي رسته در باغ با طراوت اسلام ناب
را امروز وظيفه تو مي دانند.
آزاده قهرمان ! آنهائي كه تو را با گل و گلاب و قرآن و
طراوت اسفند و عطر عود و تبرك صلوات و با چشمان پر از
اشك شوق در كوچه و خيابانهاي آذين شده با عكسهاي لاله ها
استقبال كردند
پاسداري از مكتب و طي طريق نوراني و نيمه
تمام امام و حفظ و حراست از دستاوردهاي مقدس شهدا را
از شما « بقيه الشهدا » انتظار دارند.
آزاده سرافراز! ملتي كه مثل يعقوب در فراق يوسف چشم
براه شما بوده و به نذر آمدنتان هزاران گل سرخ و زيبا را به پاي
يك پير عاشق نثار نمودند
طي طريق آن عاشقترين عاشقها را
از تو توقع دارند.
برادرم ! هيچ فكر كرده اي كه چرا وقتي فرزندان شهدا شما
را مي بينند با چهره معصومانه مي گويند : « سلام همسنگر بابا » و
احترامي كه به تو قائل هستند به ديگران نيستند
با گفتن : « سلام همسنگر بابا » با زبان بي زباني مي گويند : « تو
رسالتي به سختي انتظار كودكان يتيم شهدا داري مبادا با بودن
تو راه پدرانمان بي رهرو و آرمانشان بفراموشي سپرده شود.
آزاده قهرمان ! خانواده معظم شهدا مرحم زخمها و التيام
درد دلهاي شكسته و خونين خود را در عمل خستگي ناپذير و
ايثارگرانه تو مي جويند. اي كه ستمگري يزيد زمان را در كاخ
دمشق و دارالحكومه كوفه با پوست و گوشت و روح خود حس
كرده اي . امروز تو وارث خون علي (ع ) در محراب و خون
حسين (ع ) در كربلا و مسئول رساندن پيام شهداي كربلاي
ايران به نسلهاي حال و آينده هستي
يعني بار سنگين چهارده
قرن حماسه و خون و شهادت را بردوش داري
رسالتي به
پهناي همه تاريخ .
برادر آزاده ام ! همه مسلمانان و عدالت خواهان جهان
امروز چشم به راه مردي هستند كه بيايد و در آخرين جشن
زمين
تمامي پابرهنگان را بر سر يك سفره بنشاند
زمينه سازي
اين حكومت عدل جهاني به رهبري « مهدي موعود (عج ) » را
امام راحلمان شروع نموده است و ادامه اين راه و سپردن آن به
دست صاحب اصليش بعهده شماست .
هر چند خون شهيدان
تضمين فرداي زيباست
هر چند
صبح عدالت
تقدير محتوم دنياست
اما به دست تو چشم
فرداست . اگر در سايه حكومت جمهوري اسلامي
در جنگ
فقر و غني
پيروزي محرومان را جشن نگيريم
خون شهدا و
زحمات چندين ساله آن پير عارف بي نتيجه مي ماند.
امروز ويرانه هاي بجا مانده از بمباران و موشك باران
دشمن محتاج التيام و مشتاق دستهاي گرم و سازنده توست تا
برزخمهاي ويرانيهايش مرحم آبادي و آباداني ارزاني بداري .
امروز شبستان غريب مساجد كه روزي مامن شهدا و
معراج و مصلي عارفان مجاهد
همراز زمزمه ها و راز و نيازهاي
كميل و زيارت عاشوراي آن شاهدان بوده
تشنه آن
زمزمه هاست كه بايد با روح آزاده ات بر تشنگي روحاني
مساجد غريب و سوگوار
با بارش شبانه چشمهاي
خداديده ات پاسخ معنوي داده و با ترنم قرآن و كميل برصفاي
روح آزاده از هواي نفست
بيفزايي .
آزاده عاشق روح الله !
مبادا فكر كني ديگر رسالت انقلابيت به پايان رسيده و مثل
اصحاب عافيت به فكر معافيت انقلابي افتاده و احساس كني
نوبت رفاه و راحتي تو فرا رسيده است . نه برادرم هرگز!!
مباد اي دل دمي بي درد باشي
بكوي بيخودي ولگرد باشي
تو بايد تا ابد عاشق بماني
براه عشق بايد مرد باشي
آري برادرم ! كوتاه سخن
بايد بداني كه نگهداشتن يك
موهبت از بدست آوردنش مشكلتر است همانطوريكه امام
راحلمان فرمودند :
شما ملت عزيز و بزرگوار همه چيز خودتان را براي رضاي
خداوند متعال در طبق اخلاص نهاديد و اين مائده بزرگ
آسماني را بدست آورديد
نگهداري اين متاع محتاج صبر و
كوشش است . (3 )
يعني برادر آزاده ام ! بايد بداني كه آزاده بودن مهم و كارساز
نيست
بلكه آزاده ماندن مهم است . ادعاي پيروي از امام و
آرمان شهدا را نمودن مهم نيست
خط خونبار و نيمه تمام
شهدا و امام راحلمان را با موفقيت تا آخر پيمودن و به مقصد
نهائي رسيدن مهم است .
اميدوارم با روح بلندي كه داري با استعانت از درگاه
خداوندي در به كرسي نشاندن اسلام ناب
اين يادگار امام
راحلمان را با پيروي از فرامين رهبر معظم انقلاب حضرت
آيت الله خامنه اي كه امروز چارق هاي امام كبير مان را در پا و
عصاي موسي اش را در دست و كوله بار رهائي محرومين بر
پشت با امت بزرگ امام همراه و خط خونبار امام در پيش براي
حاكميت الله در جهان كفر و شرك و الحاد در تلاش است
موفق بوده
روح امام و همسنگران شهيدتان را در وفاداريتان تا
آخرين لحظه زندگي بر ادامه راهشان شاد فرموده و منبع اميد
وارث خورشيد باشيد.
اسفند يار مبتكر سرابي
پانوشت :
1 ـ حضرت امام خميني (ره )
2 ـ از سخنان حضرت آيت الله خامنه اي در جمع آزادگان .
3 ـ از پيام حضرت امام (ره ) بمناسبت سالگرد پيروزي انقلاب
اسلامي .
امروز شبستان غريب مساجد كه روزي مامن شهدا و
معراج و مصلي عارفان مجاهد
همراز زمزمه ها و راز و
نيازهاي كميل و زيارت عاشوراي آن شاهدان بوده
تشنه آن
زمزمه هاست كه بايد با روح آزاده ات بر تشنگي روحاني
مساجد غريب و سوگوار
با بارش شبانه چشمهاي
خداديده ات
پاسخ معنوي داده و با ترنم قرآن و كميل
برصفاي روح آزاده از هواي نفست
بيفزايي .

*****
سياه و سفيد
|

مژده آزادي و تشكر از مسئولين
در سال (2000 ) 1379 به اردوگاه پرندك منتقل شدم
مسئولين ايراني به طور مرتب از آنجا بازديد مي كنند. يك روز
امير عبدالله نجفي از نزديك ما را ملاقات كرد و مژده داد به
زودي به كشورتان برمي گرديد پس از يك ماه از آن تاريخ
مسئولين مربوطه اسامي تعدادي از ما را خواندند باور
نمي كرديم اين امر ارتباطي به تبادل اسرا داشته باشد و حدس
مي زديم ميخواهند ما را به اردوگاه ديگري ببرند تا اينكه چند
نفر از دوستان را در حين برگشت به كشور در تلويزيون ديديم و
گفتيم خدايا شكر گويا نوبت ما هم فرارسيده است در سال
(2002 ) 1381 به اردوگاه كهريزك منتقل شديم در اينجا براي
باز گشت به كشورمان آماده مي شويم حالا ديگر نوبت من هم
رسيده است به اميد خدا تا هفتاد و دو ساعت ديگر به كشورم
بر خواهم گشت . از مسئولين جمهوري اسلامي خصوصا امير
نجفي متشكرم .
اسير وطبان تركي
بلند طبعي بچه ها
ما يك بار با عراقيها درگير شديم . در آن درگيري
با
قالبهاي صابون و هر چه كه گيرمان آمد
به طرف برادران
مزدور حمله كرديم . بعيد نبود كه عراقيها با تمام نيروي خود
جلو ما بايستند و براي كساني كه در ميان پنجه هاي آنها بوديم
كنترل شورش آسان بود. چيز مهم
روح زندگي و شجاعت و
بلند طبعي بچه ها بود كه در برابر زور
گردن خاضع نداشتند.
من وقتي قدم به خاك كشور گذاشتم
خاك پاك آن را
بوسيدم و اصلا باور نمي كردم كه آن جمعيت مشتاق
از لب مرز
تا اندروني خانه
به پاي فرزندان خود گل بريزند
آنها را
ببوسند
خوشامد بگويند و برايشان گريه كنند
گريه شوق .
وقتي براي اولين بار
پس از پنج سال
پدر و مادرم را
ديدم
گريه تمام حرف من بود و حرف آنها نيز. هر كس از ميان
جمعيت جلو مي آمد
نمي توانستم او را بشناسم
ولي وانمود
مي كردم كه او را به خاطر مي آورم . جمعيت در جلو خانه ما آن
قدر زياد بود كه من مجبور شدم به پشت بام بروم و از مردم
تشكر كنم .
برادر آزاده سعيد قندالي

| | |