روزنامه جمهوري اسلامي 27/05/1382 صفحه كتاب و كتابخواني

  • فاطمه (ع ) گلواژه آفرينش
  • ظلامه الزهرا
  • سيماي بهشت و جهنم
  • علوم حديث
  • حضور
  • طلوع
  • چشم انداز
  • *****
    فاطمه (ع ) گلواژه آفرينش




  • چاپ تازه كتاب « فاطمه عليهاالسلام گلواژه آفرينش » كه تاليف سيد ضيا مرتضوي مي باشد توسط بوستان كتاب قم در 176 صفحه منتشر شده است .
    كتاب مذكور مجموعه اي است از روايات كه در سه زمينه « شخصيت حضرت فاطمه (س ) » « زن جايگاه و مسئوليت » و « خانواده و مسئوليتها » در قالب سه « چهل حديث » گزينش شده است . مجموعه اي كه به همراه ترجمه روايات و پاره اي توضيحات تلاش مي كند چهره اي هر چند اجمالي را از سه موضوع ياد شده در سخنان اهل بيت (ع ) نشان دهد. در اين مجموعه كه از منابع روايي شيعه و سني گرد آمده تلاش شده است حتي الامكان روايات مورد نظر به گونه اي منسجم گزينش شود و تنظيم گردد و با افزودن پاره اي توضيحات خواننده در دستيابي به پيام روايات و نتيجه گيري همراهي شود. آوردن عناوين و سرفصلها نيز مي تواند به شكلي گزيده تر پيام اصلي اين روايات را برساند.
    در مقدمه كتاب « فاطمه عليها السلام گلواژه آفرينش » مي خوانيم :
    فاطمه ! اي گلواژه آفرينش !
    كجا زبان ما را رسد كه وصف تو گوييم و كجا به انديشه ما آيد كه ذكر تو آريم و كجا توان قلم بود كه نقش حسن تو نويسد و كدام آينه است كه درخشش نور تو را بتاباند.
    فاطمه ! اي بزرگ بانو!
    اي نام تو جامع كمالاتت كه گوياي عصمت آتش سوز توست . اي آن كه دامنت رسالت سردار توحيد را پرورد. اي آن كه مهر رخت خورشيد فروزان مريم و آسيه و خديجه را فزونتر است چرا كه جهان بانوان را تو سروري . اي آن كه شهد شهادت سوزانت را از چشمه صداقت و اخلاص چشيده اي . اي آن كه برگرده گيتي دو ريحانه مصطفي (ص ) را مادري پس نقش آفرين كربلاي 61 تويي آري تويي . اي آنكه بر در بهشت نامت نقش بسته است تو مظهر خشم خدايي تو جلوه گاه رضاي حقي .
    و تو اي نامت زينت آراي آستانه بهشت تو چه ديدي چه كشيدي كه جز خداي خبر ندارد! آن فرشته كه تسليت بخش دل آزرده و به غم نشسته ات بود چه مي گفت چگونه تسليتت مي داد
    فاطمه ! اي دختر رسالت !
    اي به حق واصل ! اي ناجي شانه هاي دربند بردگي ! همه مي گفتند : اين دختر رسول خداست او فرزند رهبر است . ولي تو يادگار همسرت را از گردنت باز مي كني و گردني را با بهاي آن آزاد مي سازي چرا كه مايه مسرت قلب پيامبر است .
    فاطمه ! اي زاير قبر شهيدان !
    تو گلواژه شهادتي . تو بهشتيان را جلوداري . تو مظهر حيايي . چه كسي را رسد كه فرداي قيامت در مسيرت سر برآورد. اي خلايق ! سر فرود آريد! چشم فرو بنديد كه حيا مي آيد. پس چگونه بود كه همين ديروز آري آن روز كه در سوگ بودي تو را حرمت نداشتند چه كسي در خانه توحيد را پاس نداشت چه كسي جمع بهشتيان را پريشان كرد تو را پدر « شافعه » خواند چرا كه بانوان بهشتي به شفاعت تو در بهشت خانه گزينند.
    فاطمه ! اي واژه خوشبختي !
    تو واژه خوشبختي را معنا بخشيدي . تو توحيد را خانه داري كردي . دستي كه چرخ هدايت را مي گرداند همو آسياي كوچك خانه خويش را براي پخت گرده ناني مي چرخاند. شاهدش دست پينه بسته و تاول زده است . همو كه در كنار خندق براي پدر گرده ناني مي برد و همو كه شمشير مجاهد مردي چون علي مرتضي (ع ) را مي شويد و همو كه در دفاع از ولايت و فدك كه مظهر افشاي دوزخيان و دشمنان سامري نسب بود به خطا به مي نشيند آري همو غنچه دامن خويش را به سينه مي چسباند تا از گريه باز ايستد و مهر مادر بچشد.
    فاطمه ! اي ام ابيها!
    تو پاره تن پدر بودي . تو را مي بوسيد و تو نيز مي بوسيدي . مي بوييد به جاي خويش مي نشاند آخرين وداعش با تو بود و اولين خير مقدم از تو. چرا تو عزيزترين مردم برايش بودي آيا چون فقط دخترش بودي ! او كه دختران ديگر نيز داشت . تو را از بهشت گرفته بود و دامنت جايگاه شكوفه هاي سرخ ولايت كبراي حق بود. تو جوابگوي پرسشي بودي كه ديگران مانده بودند. بازو و پهلويت نشان از مرزباني حريم ولايت و امامت دارد.
    فاطمه ! اي پاره وجود مصطفي !
    در كنار خندق بر تو چه گذشت براي پدر چه آورده بودي
    خودت گفتي :
    « ناني است كه براي فرزندم پخته ام تكه اي از آن را براي شما آوردم » .
    پاسخ پدر با دل تو چه كرد
    « اي دخترم ! بدان كه اين اولين غذايي است كه بعد از سه روز در كام پدرت جاي مي گيرد » .
    فاطمه ! اي گلبانگ ولايت !
    تا تو مي خروشيدي و تا بر منافقان بانگ برمي آوردي كسي را ياراي سلطه بر ولي خدا نبود. تو « ام ابيها » ي پدر و همچون او ركن همسر بودي و چه زود اين دو استوانه ولي (ع ) فرو ريخت . خوانده ايم كه تو بعد از پدر تبسم را از ميان بردي . تو ديگر نخنديدي خنده كه هيچ حتي تبسمي ننمودي جز يك تبسم پرمعنا! براي چه بود مگر آنگاه كه شبه تابوت ساخته دست دوست وفادارت « اسما » را ديدي كدام آرزويت را جامه عمل يافته مي ديدي
    شايد پيكرت را در آن مصون از ديده بيگانه مي ديدي كه بر اين حسن قضا لبخند مي زدي . مگر در آن دل شب چند نفر به مشايعت بدن پاكت مي آمدند و شايد هم لحظه « لحاق » موعود را در ذهنت نقش بسته مي ديدي . تو نظاره گر چه عالمي بودي كه بر آن لبخند مي زدي . نيك مي دانيم كه تو پايان غم هجران پدر را و لقاي پروردگارت را در آن مي ديدي .
    تو از پيراهن پدر چه مي بوييدي كه مدهوش مي افتادي . تو ياد صداي موذن پدر كردي مگر آن صدا يادآور چه خاطراتي بود بلال كه ديگر بناي اذان گفتن نداشت ولي چه كند كه پاره تن مصطفي (ص ) خواسته است . پس چرا اين صدا در گوش موذن پيچيد كه : بلال ! ادامه نده كه فاطمه (ع ) جان داد!
    فاطمه ! اي راز سر به مهر!
    تو مگر يگانه يادگار اشرف كاينات نبودي چرا كسي نبايد از درد تو آگاه باشد گويا تو با اين سكوت با عالمي سخن داري سخن از ظلم نفاق پيشگان سخني در سكوت سكوت شبهاي علي (ع ) كه پرستاريت مي كرد سكوت غسل شب و دفن شب و پنهاني قبر. تو با علي (ع ) كه سرور سينه اش بودي چه رازي چه سري چه عهدي داشتي كه با گونه هاي تر مقابل قبر مصطفي (ص ) از قلت شكيبايي خود در غم فراقت سخن مي گويد
    راستي اي جلوه گاه صبر و رضا! مگر آن روز كه نشان قهرماني را به بازويت گرفتي به علي (ع ) نگفتي كه چه گذشت مگر به او نگفته بودي كه استخوان پهلو ضربه ديده است هاي ! خلايقي كه در قيامت در معبر عبور فاطمه (ع ) سر به زير و چشم بر هم مي نهيد آيا مي نگريد كه سامري مسلكان بر بازوي فرزند « و ما رميت اذ رميت ولكن الله رمي » چه فرود مي آورند! آيا مي شنويد ناله جانسوز فرزند « و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي » را كه چه سان ميان در و ديوار كمك مي طلبد
    فاطمه ! اي كوثر حيات !
    حيات تو شهادت تو قبر تو همه و همه افشاگر خط سامري صفتان است .
    اي مقتداي ما! خط سرخ شهادت را ملت ما كه امامشان آنان را فرزندان معنوي كوثر تو خواند از تو و گلهاي دامنت گرفته اند. نيك مي دانيم كه حضور تو در صحنه محشر محشر ديگر است . آنگاه كه قايمه عرش را به دست مي گيري و داوري خون گل كربلايت را خواهاني .
    به خداي كعبه سوگند كه حق از آن تو است و بهشت در انتظارت . آنك دلمان به حضور تو خوش است ما را درياب .
    اي فاطمه ! تو جامع كمالاتي نقش آفرين كربلا تويي زيرا دو ريحانه مصطفي را مادري . تو مظهر خشم خدايي . تو جلوگاه رضاي حقي . نامت زينت آراي بهشت است . تو گلواژه شهادتي . تو مظهر حياتي . تو واژه خوشبختي را معنا بخشيدي و توحيد را خانه داري كردي . تو يگانه يادگار اشرف كاينات بودي . تو جلوه گاه صبر و رضا بودي .

  • *****
    ظلامه الزهرا




  • مركز بررسي اسلامي (المركزالاسلامي للدراسات ) كه در بيروت است كتاب ظلامه الزهراعليهاالسلام في النصوص و الاآثار(ستم هاي وارده بر حضرت زهرا عليهاالسلام در متون و آثار تاريخي و حديث ) را در 224 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب كه نام ديگر آن « ازاحه الارتباب عن حديث الباب » مي باشد تاليف آيت الله علي احمدي ميانجي است .
    مولف با انتخاب عنوان فرعي مذكور (ازاحه الارتياب عن حديث الباب ) در همان ابتدا نشان داده است كه يكي از اهداف مهم تاليف كتاب برطرف كردن هرگونه شك و شبهه از « حديث الباب » است يعني همان حديث و گفتار معروفي كه از هجوم به خانه حضرت زهرا(س ) و ضربه زدن به آن حضرت و ... سخن به ميان مي آورد.
    مولف در مقدمه كتاب چنين آورده است كه آنچه وي را وادار به اين كار كرد مشاهده سخناني است كه موضوع هجوم به خانه حضرت زهرا(س ) آتش زدن در منزل آن حضرت و فشار آوردن و ضربه زدن به پاره تن رسول اكرم و ... را بعيد ذكر كرده و چنين پنداشته اند كه اين كار (هجوم به خانه دختر رسول خدا) در برابر ديدگان آن همه ياران قدرتمند و صاحب سلاح و سپاه رسول اكرم چندان پذيرفتني نيست !
    مولف در بخش ديگر مقدمه كتاب از دشواري هايي كه در حوزه حديث و متون و آثار اهل سنت در زمينه دستيابي به مصادر و دلايل جامع و كافي پيرامون موضوع هجوم به خانه حضرت زهرا(س ) و حوادث بعدي آن وجود دارد سخن گفته است زيرا به اعتقاد مولف در اين حوزه همواره جديت بر اين محور استوار بوده است كه هر آثار و اخباري كه به نوعي به عيوب و ناروايي هاي عموم صحابه به ويژه شيخين مربوط است محور از ميان برداشته شود و يا جرح و تعديل گردد. مولف معتقد است با همه اين دشواري ها با لطف و عنايت خداوند توانسته است در اين زمينه روشنگري و رازگشايي كند و با استناد به منابع شيعي و اهل سنت پيرامون حادثه فاجعه آميز و دردناك و جگر سوز حمله به خانه حضرت فاطمه (س ) مطالب مفيدي را جمع و نقل كند و هر نوع شك و شبهه اي را در اين باره برطرف سازد.
    كتاب ظلامه الزهراعليهاالسلام في النصوص و الاآثار در هفت فصل تنظيم يافته است . عناوين فصول مذكور چنين مي باشد : احاديت مربوط به حب و بغض نسبت به حضرت علي عليه السلام و كساني كه بعض آن حضرت را در دل دارند هجوم به خانه حضرت زهرا كتك زدن به آنحضرت و سقط جنين ايشان و اخبار منقوله از حضرت رسول صلي اله عليه و آله و سلم در باره گرفتاري كه با اهل بيت آنحضرت خواهد شد.

  • *****
    سيماي بهشت و جهنم




  • كتاب « سيماي بهشت و جهنم در سوره واقعه » را سيدمصطفي حسيني نيشابوري نوشته و بوستان كتاب قم آن را منتشر كرده است .
    اشتياق بشر براي رسيدن به خوبي ها و حس زيبادوستي انسانها مطلبي انكار ناشدني است و خواهش هاي نفساني و سركشي هاي هميشگي كه منجر به طغيان آدميان مي گردد نيز قصه اي واضح است . بنابراين خداوند متعال در كتاب هدايتگرش براي تشويق مردم و ارضاي روح زيبادوستي و كمال خواهي آنها از مكاني رويايي و سراسر لذت و خوشي خبر مي دهد و در همان حال مردم را به محل سراسر شكنجه و آزار متوجه مي كند و آيات زيادي از قرآن مجيد را به توضيح اين دو مكان اختصاص مي دهد و اوصاف ساكنان آنها را تشريح مي كند و مقرراتي را براي رسيدن به راحتي و لذت وضع مي نمايد و متخلفان را از عاقبت سرپيچي مي ترساند.
    به هر حال در اين كتاب سعي شده است با استفاده از آيات نوراني قرآن و روايات پربركت معصومان (ع ) در تفسير سوره واقعه توضيحاتي در اين باره ارائه گردد. بديهي است شناخت و تبيين منزلگاه ابدي جز با بهره گيري از اين دو سرچشمه معرفت راه ديگري ندارد و هر چه گفته مي شود برگرفته از آنها خواهد بود.
    كتاب مذكور نه فصل دارد و عناوين فصول آن چنين است : فضيلت سوره واقعه وقوع قيامت گروه هاي سه گانه بهشت و نعمت هاي لذت بخش اصحاب شوم و عذابهاي دردناك تفكر و دقت پرسش هايي از فطرت و وجدان انسان امر به تسبيح خداوند عجز بشر و ...

  • *****
    علوم حديث




  • شماره 27 فصلنامه علمي و شخصي « علوم حديث » كه ويژه كنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظيم (ع ) مي باشد در 236 صفحه منتشر شده است . در فهرست شماره 27 فصلنامه علوم حديث عناوين زير ديده ميشود : آسيب شناسي همايش هاي علمي بررسي كلي روايات حضرت عبدالعظيم حسني (ع ) آفتاب ري فضاي اجتماعي شيعيان در عصر عبدالعظيم حسني (ع ) اسوه تقوا حديث عرض دين و مفاد آن زن در روايات عبدالعظيم حسني (ع ) عبدالعظيم و درك محضر حضرت رضاـ(ع ) مسندهاي نوشته شده براي عبدالعظيم حسني (ره ) چند پرسش درباره مسند عبدالعظيم (ع ) حضرت عبدالعظيم از نگاهي ديگر حاشيه اي بر مقاله حضرت عبدالعظيم از نگاهي ديگر و...

  • *****
    حضور




  • شماره 43 و 44 فصلنامه فرهنگي و هنري و سياسي و اجتماعي « حضور » با مطالب و عناوين زير منتشر شده است : ساز و كار تحقق عدالت اقتصادي از ديدگاه امام خميني ابن عربي از منظر امام خميني ميراث مرجعيتي آيت الله بروجردي يادگار امام پست صهيونيسم فدائيان اسلام و انقلاب اسلامي كارنامه نو شرح دريا مظلومي از ايتاليا سفر توحيد در سرزمين ماترياليسم انقلاب اسلامي دو قهرمان داشت تاثير انقلاب اسلامي و امام خميني در ادبيات فارسي آمريكا از هيچ ملتي قوي تر نيست وحدت و يكپارچگي مردم عامل بازدارنده آمريكاست معنويت گرايي در نهضت امام خميني جهاد اكبر و راه هاي دستيابي به آن اسما الهي از نگاه امام خميني كاركرد دين در جهان سوم سيري در تقريرات فلسفي امام خميني خداشناسي عاشقانه عدالت رويكرد جدي فرهنگ عاشورا و...

  • *****
    طلوع




  • شماره 5 فصلنامه تخصصي مذاهب و فرق اسلامي (طلوع ) با عناوين زير منتشر شده است بررسي و نقد ديدگاه ها و روايات اهل سنت درباره اولي الامر موارد اتفاق مذاهب در قضيه مهدويت كفائت در نكاح از منظر مذاهب اسلامي سجده برخاك از نگاه فريقين مذاهب و فرق اسلامي در كشور ساحل عاج درآمدي برشناخت مشهورترين آثار ملل و نحل با رئيس نهضت العلما اسلامي اندونزي و...

  • *****
    چشم انداز




  • شماره اول ماهنامه « چشم انداز ارتباطات فرهنگي » از سوي سازمان فرهنگ ارتباطات اسلامي با عناوين زير منتشر شده است : رمز شكوفايي علم در ايران اسلامي از ژاپني ها چه مي توان آموخت نگاهي جامعه شناختي به وضعيت مسلمانان استراليا اسلام در جهان مدرن سير تحول فلسفه در ايران نمادي از عالمان مجاهد و هدايت گر پرآوازه ترين شاعر معاصر ايران زنان آفريقا پژوهشي در دين سيك با اشعار مولوي مزه انسانيت را چشيدم گفت و گوي فرهنگ صلح بين اديان و...