
يك نگرش سريع به اظهارات و تحليل هاي بسياري از
طرفداران الحاق ايران به « كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض
عليه زنان » به وضوح نشان مي دهد كه عامل « رعب » و
« خودباختگي » و « تاثيرپذيري » در برابر فشارهاي بين المللي
در كنار عوامل ديگر و بيش از آنها
در اصرار و پافشاري اين
افراد و جريان ها به الحاق ايران به اين كنوانسيون
نقش آفريني
مي كند.
در كنار عامل ارعاب و خودباختگي
نوعي خوش باوري و
ساده انديشي نيز در انديشه وعمل اين افراد و جريان ها رخنه
كرده است كه بر آن اساس معتقدند اگر ما دست از اصول و
مباني خود و عملكردهاي استقلال طلبانه ناشي از آن برداريم و
در برابر سيطره جويي ها و زياده خواهي هاي سران كشورهاي
غربي كوتاه بيائيم و خود را ملزم به پيوستن به جامعه جهاني
سازيم و به قواعد دموكراسي و حقوق بشر و جهاني سازي
غربي و آمريكايي عمل نمائيم
دنياي غرب با ما رابطه اي
انساني ومتقابل برقرار خواهد نمود و از شدت برخوردها و
مواجهات زيانمند كاسته مي شود و آزادي و استقلال ما به
رسميت شناخته خواهد شد!!
اين افراد و جريان ها و سخنان و راهكارهايشان پديده هاي
جديد و نويني به شمار نمي آيند و سينه چاكي آنان براي
دموكراسي و حقوق بشر و آزادي غربي و تلاش و فعاليت هاي
وقفه ناپذيرشان در سطح مطبوعات وابسته و تحركات به ظاهر
دلسوزانه و وطن دوستانه شان در مراكز دولتي و نظام
قانون گذار كشور تحت عنوان نوانديشي و نوگرايي و اصلاح
طلبي
همان چيزهايي است كه از ابتداي پيروزي انقلاب
اسلامي و با فروپاشي و انهدام نظام ستمشاهي متكي به غرب و
آمريكا
آغاز شد. اين تحليل ها و گرايشها كه سالها به انزواي
سياسي گرفتار آمده و از صحنه هاي مختلف جامعه حذف شده
بود
در شرايط به وجود آمده سالهاي اخير
ديگر بار چهره
نموده و همان اهداف و عملكردها را با قالبها و شيوه هاي جديد
تعقيب مي نمايد.
براي روشن شدن اذهان نسل جوان و آشنايي به كنه و
ماهيت اين افراد و جريان هاي سربرآورده از گودال هاي مخوف
غرب زدگي و خودباختگي و بي هويتي و استقلال ستيزي
تامل
در انديشه هاي ژرف و بيدارگر حضرت امام خميني را بسيار
ضروري و راهگشا مي دانيم .
تمام تحركات و فعاليت هاي پيدا و پنهان قدرتهاي جهاني
به مقابله با هويت ديني مسلمانان و بازداشتن آنان از گرايش
علمي و عملي به اسلام جهت يافتن پاسخ ها و راهكارهاي
نيازهاي اساسي خود در كليه شئون حيات فردي و اجتماعي و
سياسي ختم مي شود.اصرار و پافشاري دولت هاي غربي و
مجامع بين المللي وابسته به آنها مبني بر پيوستن نظام ودولت
اسلامي به قوانين و معاهدات جهاني
انتقادها و اعتراض هاي
مكرر آنان از احكام و قوانين اسلامي به ويژه در باب تعقيب و
مقابله با جرم و مجازات و محاكمه مجرمان سياسي و اجتماعي
اخلال كننده در امنيت جامعه و تهديد كنندگان كانون هاي پاك
خانواده و شخصيت و منزلت والاي زنان
فشارهاي مختلف و
بهره برداري از اهرم هاي اقتصادي به منظور تسليم سياسي
ايران اسلامي در برابر مطامع و درخواست هاي ضد انساني
سران نظام هاي سياسي غرب
از جمله مواردي است كه در
نهايت به تقابل با اسلام و انقلاب و نظام اسلامي و فضاسازي
به منظور خدشه دار كردن هويت ديني مسلمانان مي انجامد.
حضرت امام خميني به واقعيت مزبور توجه و دقتي عميق
روا مي داشت و بارها ملت مسلمان ايران را هشدار مي داد و به
بيداري در برابر حركت هاي مختلف مرئي و نامرئي دنياي غرب
و مجامع و سازمان هاي وابسته به منظور خروج مسلمانان از
پايبندي هاي عملي نسبت به اسلام و از دست دادن هويت ديني
آنان فرا مي خواند.
به اين سخن ژرف حضرت امام خميني به عنوان نمونه
توجه مي كنيم :
« نكته مهمي كه همه بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و
اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان
ما و جهانخواران تا كي و تا كجا ما را تحمل مي كنند و تا چه
مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزي
جز عدول از همه هويت ها و ارزشهاي معنوي و الهي مان
نمي شناسند. به گفته قرآن كريم
هرگز دست از مقاتله و ستيز با
شما برنمي دارند مگر اين كه شما را از دينتان برگردانند. ما چه
بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيست ها و آمريكا و شوروي در
تعقيبمان خواهند بود تا هويت ديني و شرافت مكتبي مان را
لكه دار نمايند . » (1 )
حضرت امام خميني تحركات جريان هاي فكري و احزاب
سياسي دلباخته غرب را كه پي در پي با نيش و كنايه از ابتداي
پيروزي انقلاب و استقرار نظام اسلامي
از عملكردهاي نظام
انتقاد كرده و با مطرح كردن مفاهيمي چون اقتدارگرايي و
خشونت طلبي و ايجاد كينه و نفرت در حكومت هاي قدرتمند
جهان در نهايت انزواي سياسي ايران را به رخ مي كشند
ناشي
از ناآگاهي و نداشتن بينش عميق نسبت به ماهيت نظام هاي
استعماري مي دانند و يادآور مي شوند كه قدرت هاي استعماري
و مجامع وابسته در صورتي حاضرند ما را به رسميت بشناسند
و شخصيت و اعتبار برايمان قائل شوند كه از تمام موازين
اسلامي دست بشوييم و عملا تحت الحمايه و مطيع آنان باشيم
و ارابه سياست هايشان را به حركت درآوريم :
« بعضي مغرضين
ما را به اعمال سياست نفرت و كينه
توزي در مجامع جهاني توصيف و مورد شماتت قرار مي دهند
و با دلسوزي هاي بي مورد و اعتراض هاي كودكانه مي گويند
جمهوري اسلامي سبب دشمني ها شده است و از چشم غرب و
شرق و ايادي شان افتاده است ! كه چه خوب است اين سئوال
پاسخ داده شود كه ملتهاي جهان سوم و مسلمانان و خصوصا
ملت ايران
در چه زماني نزد غربي ها و شرقي ها احترام و اعتبار
داشته اند كه امروز بي اعتبار شده اند
آري
اگر ملت ايران از همه اصول و موازين اسلامي و
انقلابي خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پيامبرو ائمه
معصومين عليهم السلام را با دست هاي خود ويران نمايد
آن
وقت ممكن است جهانخواران او را به عنوان يك ملت ضعيف
و فقير و بي فرهنگ به رسميت بشناسند
ولي در همان حدي كه
آنها آقا باشند ما نوكر
آنها ابرقدرت باشند ما ضعيف
آنها ولي
و قيم باشند ما جيره خوار و حافظ منافع آنها
نه يك ايران با
هويت ايراني ـ اسلامي
بلكه ايراني كه شناسنامه اش را آمريكا
و شوروي صادر كند
ايراني كه ارابه سياست آمريكا يا شوروي
را بكشد
و امروز همه مصيبت و عزاي آمريكا و شوروي شرق
و غرب در اين است كه نه تنها ملت ايران از تحت الحمايگي
آنان خارج شده است
كه ديگران را هم به خروج از سلطه
جباران دعوت مي كند . » (2 )
حضرت امام خميني نه تنها در برابر فشارها و ايجاد رعب
و خودباختگي و تمايل به پيوستن به جهان سلطه و سيطره
قدرت هاي استعماري وقعي نمي نهاد و افراد و جريان هاي
مرعوب داخلي را در برابر حربه هاي فريب و نيرنگ غرب و
مجامع بين المللي به ظاهر طرفدار آزادي ملتها به سخره
مي گرفت و دلسوزي هاي سازمانهاي جهاني و كنوانسيون ها و
قوانين بين المللي را براي دموكراسي و حقوق بشر و رفع ظلم و
تبعيض از جوامع انساني به هيچ مي انگاشت و كوچكترين
ضعف و تزلزل و عقب نشيني را برنمي تابيد
كه در اوج قدرت
و صلابت و اعتماد و توكل به نيروي لايزال الهي به تشكيل
جبهه متحد و واحد « اسلامي ـ انساني » در برابر سيطره
جهانخواران و تصاحب اهرمهاي قدرت در مسير
بهره برداري هاي صحيح و منتهي به نجات و رهايي و سعادت
انسان ها مي انديشيد و همگان را به اتخاذ اين روش اصولي
فرمان مي داد :
« ما بايد خودمان را آماده كنيم تا در برابر جبهه متحد شرق
و غرب
جبهه قدرتمند اسلامي ـ انساني با همان نام و نشان
اسلامي و انقلاب ما تشكيل شود
و آقايي و سروري محرومين
و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود. مطمئن باشيد قدرت هاي
شرق و غرب همان مظاهر بي محتواي دنياي مادي اند كه در
برابر خلود و جاودانگي دنياي ارزشهاي معنوي قابل ذكر
نمي باشند.
من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران با
تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر
جهان سرمايه گذاري مي كند
و دليلي هم ندارد كه مسلمانان
جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت
نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول و
فريب را نگيرد . » (3 )
در انديشه هاي حضرت امام خميني
دموكراسي و حقوق
بشر و قوانين و معاهدات مبتني بر آن و تلاش و فعاليت مراكز و
سازمان هاي وابسته به غرب به منظور تحقق جلوه هاي حقوق
بشر و دموكراسي در كشورهاي جهان سوم
يك « فريب » و
« نيرنگ » است و دنياي به اصطلاح متمدن امروز ظاهري زيبا و
انساني دارد و باطني حيواني و متوحش !
از ديدگاه حضرت امام يكي از عيني ترين نمودهاي
دموكراسي و حقوق بشر دروغين غربي و آمريكايي را بايد در
مواجهه غرب با جريان و واقعه شوم انتشار كتاب كفر آميز
« آيات شيطاني » توسط مزدور استعمار غرب « سلمان رشدي »
عليه تعاليم و قوانين اسلام به نظاره بنشينيم .
وقتي كتاب آيات شيطاني منتشر شد و به اين وسيله انواع
دروغ و تهمت و افترا عليه قرآن و شخصيت والاي پيامبر
اكرم (ص ) ترويج گرديد و به مباني اعتقادي بيش از يك ميليارد
مسلمان در سراسر جهان اهانت شد و حقوق معنوي و ديني
آنان عملا تضييع گرديد
مجامع بين المللي مدعي حقوق بشر
مهر سكوت برلب زدند و به دفاع از « حقوق بشر » ! قيام نكردند
لكن با اعلام حكم فقهي و اسلامي عليه مزدور خائني چون
سلمان رشدي يكباره نداهاي دفاع از حقوق بشر از گلوها بر
آمد و از همه سو به دفاع از يك انسان در برابر يك ميليارد
انسان كه خواهان محاكمه و مجازات اين نويسنده مزدور بودند
پرداختند!
حضرت امام خميني به اين جلوه و نمود عيني مكر و
نيرنگ در ادعاهاي حقوق بشر غربي و آمريكايي اينگونه اشاره
مي نمايند :
« خيلي جالب و شگفت انگيز است كه اين به ظاهر
متمدنين و متفكرين وقتي يك نويسنده مزدور با نيش قلم زهر
آگين خود احساسات بيش از يك ميليارد انسان و مسلمان را
جريحه دار مي كند و عده اي در رابطه با آن شهيد مي شوند
برايشان مهم نيست و اين فاجعه عين دموكراسي و تمدن است
امام وقتي بحث اجراي حكم و عدالت به ميان مي آيد
نوحه
رافت و انسان دوستي سر ميدهند! ما كينه دنياي غرب را با
جهان اسلام و فقاهت از همين نكته ها به دست مي آوريم . قضيه
آنان قضيه دفاع از يك فرد نيست
قضيه حمايت از جريان ضد
اسلامي و ضد ارزشي است كه بنگاه هاي صهيونيستي و
انگليسي و آمريكا به راه انداخته اند و با حماقت و عجله خود
را رو به روي همه جهان اسلام قرار داده اند . » (4 )
حضرت امام خميني افراد و جريان هاي فكري و سياسي
داخلي را كه نسبت به قوانين اسلام و عملكرد انقلاب و نظام
اسلامي در مواجهه با قدرت هاي استعماري و مقابله با
سيطره جويي ها و تجاوزات عيني و عملي آنان عليه دين و
كشور
زبان به انتقاد مي گشايند و ذليلانه سخن از رها كردن
موازين و اصول اسلامي و تجديد نظر در مباني سياست
خارجي مبتني بر تعاليم قرآن به ميان مي آورند
به اين نمونه
عيني دموكراسي و حقوق بشر غربي و آمريكايي توجه و تنبه
مي دهند و اين گونه به تفكر و تامل وامي دارند :
« آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي كنند كه بايد در
سياست و اصول و ديپلماسي خود تجديدنظر نماييم و ما
خامي كرده ايم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم
و
معتقدند كه شعارهاي تند يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق
نسبت به ما و نهايتا " انزواي كشور شده است و اگر ما واقع
گرايانه عمل كنيم
آنان با ما برخورد متقابل انساني مي كنند و
احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي گذارند
اين
يك نمونه است كه خدا مي خواست پس از انتشار كتاب
كفرآميز آيات شيطاني در اين زمان اتفاق بيفتد و دنياي تفرعن
و استكبار و بربريت چهره واقعي خود را در دشمني ديرينه اش
با اسلام برملا سازد تا ما از ساده انديشي به درآييم و همه چيز
را به حساب اشتباه و سو مديريت و بي تجربگي نگذاريم و با
تمام وجود درك كنيم كه مسئله اشتباه ما نيست
بلكه تعمد
جهانخواران به نابودي اسلام و مسلمين است و الا مسئله
فردي سلمان رشدي آنقدر برايشان مهم نيست كه همه
صهيونيست ها و استكبار پشت سر او قرار
بگيرند! » (5 )
حضرت امام خميني اين نگراني بجا را كه متاسفانه در
سالهاي اخير شاهد ظهور و بروز آن در قالب ها و روش هاي
مختلف و به طور اشاره و آشكار توسط افراد مرعوب و
جريان هاي غرب گراي داخلي بوده ايم
ابراز مي دارند كه :
« ترس من اين است كه تحليل گران امروز
ده سال ديگر
بركرسي قضاوت بنشينند و بگويند كه بايد ديد فتواي اسلامي و
حكم اعدام سلمان رشدي مطابق اصول و قوانين ديپلماسي
بوده است يا خير و نتيجه گيري كنند كه چون بيان حكم خدا
آثار و تبعاتي داشته است و بازار مشترك و كشورهاي غربي
عليه ما موضع گرفته اند
پس بايد خامي نكنيم و از كنار اهانت
كنندگان به مقام مقدس پيامبر و اسلام و مكتب بگذريم ! » (6 )
شگفت انگيز است كه مي بينيم مطبوعات زنجيره اي
وابسته به غرب و افراد و جريانهاي فكري و احزاب سياسي
متعامل با آمريكا
نه تنها امروز انقلاب و نظام اسلامي را به
عدول از اصول و مباني اسلام و عدم تحرك و دفاع در برابر
اهانت به مقدسات و قوانين و احكام قرآن فرا مي خوانند و به
هم آغوشي سياسي با آمريكا و انگليس و اسرائيل دعوت
مي نمايند
بلكه پس از حمله نظامي آمريكا و انگليس به كشور
عراق و اشغال كامل اين سرزمين تحت عنوان عدول نظام
اسلامي از اصول دپيلماسي و دموكراسي غربي و آمريكايي
حمله متجاوزان آمريكايي به سرزمين ايران را ضروري و لازم
مي دانند و در نقش ستون پنجم دشمن
به نظام استكباري و
سيطره جوي سياسي آمريكا براي تجاوز نظامي به ايران
اسلامي چراغ سبز نشان مي دهند!
اين افراد و جريان هاـ كه متاسفانه در نظام اجرايي و قانون
گذار نظام نيز رخنه كرده اند و آب به آسياب دشمن مي ريزندـ
همان كساني هستند كه در برابر مراكز بين المللي و معاملات و
كنوانسيون هاي آن تسليم مطلق و بي چون و چرا مي باشند و
امروز در گوشه و كنار مملكت به ويژه در عرصه فعاليت هاي
مطبوعاتي
الحاق جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون محو
كليه اشكال تبعيض عليه زنان را « عين حقيقت » مي دانند و
پيش تر و بيش تر از اين مراكز و سازمان هاي غربي و
آمريكايي
طرفدار و حامي اين كنوانسيون ميباشند!
ترديدي نيست كه نظام جمهوري اسلامي ايران هرگز از
خطوط و سياست هاي ترسيم شده توسط حضرت امام خميني
عدول نخواهد كرد و در برابر فشارهاي بين المللي ـ كه اين
روزها عامل ارعاب و خودباختگي و تاثير پذيري طيف متمايل
به غرب و آمريكا شده است و به اعتراف خودشان الحاق ايران
به اين كنوانسيون را موجب از بين رفتن اين فشارها مي دانند! ـ
همچون گذشته در اوج عزت و اقتدار و سربلندي خواهد
ايستاد و هرگز اجازه نخواهد داد كوچك ترين خدشه اي به
استقلال فرهنگي و سياسي ايران اسلامي وارد آيد.
پاورقي
1 ـ صحيفه امام
ج 21
ص 90
2 ـ همان مدرك
ص 90 و 91
3 ـ همان مدرك
ص 91
4 ـ همان مدرك
ص 290
5 ـ همان مدرك
ص 291
6 ـ همان مدرك
ص 291 و 292
سينه چاكي افراد و جريان هاي حامي دموكراسي
و حقوق بشر و آزادي غربي كه با تلاش وسيع
مطبوعاتي و فعاليت محزب در مراكز دولتي و نظام
قانونگذار كشور تحت عنوان « نوانديشي » و
« اصلاحات » به ظهور مي رسد
پديده جديدي
نيست
بلكه همان تحركات جريان هاي غرب گرايي
است كه از ابتداي پيروزي انقلاب
خود را در
معارضه با اسلام و نظام اسلامي قرار دادند و امروز
همان اهداف و عملكردها را با قالب ها و شيوه هاي
جديد تعقيب مي كنند.
عامل « ارعاب » و « خودباختگي » در كنار نوعي
« خوش باوري » و « ساده انديشي » باعث شده است
كه بعضي از افراد و جريان ها ضمن اينكه خواستار
رها كردن اصول و مباني و عملكردهاي
استقلال طلبانه نظام اسلامي براي جلب احترام و
روابط انساني استعمارگران مي باشند
به صراحت
اعلام نمايند كه براي كم كردن فشارهاي قدرتهاي
مسلط جهان
بايد به قوانين و معاهدات بين المللي
از جمله « كنوانسيون زنان » ملحق شويم !

|