انجمن صنفي روزنامه نگاران
جمعه گذشته مراسمي جهت
گراميداشت روز خبرنگار برگزار كرد. اين مراسم به ظاهر در
تجليل از خبرنگاران ساعي و زحمتكش و در واقع به منظور
قدرداني از روزنامه نگاران خاطي و مساله دار كه به دستور محاكم
قضائي در زندان بسر مي برند
ترتيب يافته بود. غالب سخنرانان
اين محفل
افرادي بودند كه پرونده هاي قضائي آنها درباره
تحريك و ترغيب افراد و دست داشتن در اغتشاشات و آشوبهاي
چند سال اخير هنوز در جريان است .
در طول اين مراسم به دفعات و به بهانه هاي مختلف از
روزنامه نگاران و نويسندگان خاطي كه به حكم دادگاههاي
صالحه و به جرم انتشار مطالبي عليه مصالح ملي كشور و اقتدار
نظام جمهوري اسلامي در زندانند
ياد شد و برخي سخنرانان
سعي كردند بر حساسيت ناشي از اين قضيه بيفرايند; حساسيتي
كه شايد زمينه ساز فتنه ها و آشوبهاي بعدي نيز باشد.
بگذريم
هدف در اينجا بيان مطالب بي محتوا
مبهم و
تحريك كننده برخي سخنرانان نيست ـ اينكه مي گوييم « برخي »
بدان دليل است كه يكي از اعضاي خانواده محترم شهيد محمود
صارمي نيز از جمله سخنرانان بود ـ بلكه مقصود
بيان واقعيتي
است كه شايد بيش از هر چيز ديگر در مراسم انجمن صنفي جلوه
مي كرد.
در اين مراسم بر روي ميزي كه عكاسان جرايد جهت تهيه
عكس گرد آن آمده بودند
قاب عكسي از دو خبرنگار و گزارشگر
ايراني گذاشته شده بود كه هيچ تناسب و تناسخي با يكديگر
نداشته و به نوعي حالت « جمع اضداد » را در ذهن ترسيم
مي نمود. عكسهائي متعلق به شهيد محمود صارمي خبرنگار
خبرگزاري جمهوري اسلامي و نيز « زهرا كاظمي » گزارشگر يك
نشريه كانادايي كه هر كدام مسيري متفاوت را پيموده و هدفي
مجزا داشتند. در حقيقت
ضديت مورد اشاره از همين جا شكل
مي گيرد.
اصحاب مطبوعات
همه مي دانند كه شهيد « محمود
صارمي » خبرنگار متعهد ايراني در يك اقدام جنايتكارانه و مغاير
با اصول ديپلماتيك بدست عوامل گروهك فاسد طالبان در
افغانستان به شهادت رسيد. وي خبرنگاري بود كه همواره بيان
دردهاي مردم ستمديده و رنج كشيده و افشاي جنايات استكبار
جهاني را مدنظر داشت و اين مهم را بالاترين رسالت خبرنگاري
خود مي دانست . گزارشهاي تهيه شده توسط او مبين اين
واقعيت است . وي در آن برهه از زمان (مرداد 77 ) نيز به دنبال
اين رسالت خطير و براي آرام كردن وجدان بيدار خويش
در اين
مسير گام برداشت و به انعكاس اخبار و گزارشهايي پيرامون
وضعيت اسفناك مردم مسلمان و بي دفاع افغانستان همت گمارد.
آن شهيد بزرگوار سعي نمود تا چهره كريه گروهك آمريكايي
طالبان را افشا كرده و نقاب مسلماني را از چهره آن ظالمان كنار
زند كه در نهايت توسط همانها شربت شهادت را نوشيد و به
ديدار حق شتافت .
در حقيقت
عامل شهادت محمود صارمي
مخالفت و
پايداري وي در مقابل اقدامات ددمنشانه و غيرانساني مزدوران
آمريكا بود. اما عليرغم تاسف از مرگ يك انسان
در مورد زندگي
خبرنگاراني چون « زهرا كاظمي » چه مي توان گفت
زهرا كاظمي كسي بود كه نيم بيشتر عمر خود را در خارج از
كشور و در خدمت آژانسهاي خبري مختلف گذراند. طبعا
رسانه هاي بيگانه كه دائما با فضاسازي عليه نظام جمهوري
اسلامي و القا شبهه در ذهن جوانان ايراني درصدد ارائه
تصويري مخدوش و غيرواقعي از كشور ما براي جهانيان
هستند
از كساني چون كاظمي كه به هر حال تعلقاتي خانوادگي
در اين سرزمين دارند
بسيار سود جستند.
زهرا كاظمي و امثال او همواره در تهيه اخبار و گزارشهاي
خود براي رسانه هاي بيگانه بيش از آنكه هويت و عرق ايراني
بودنشان را رعايت كنند
قلمزني و همداستاني طبق سليقه
آژانسهاي خبري آن سوي مرز را مدنظر قرار مي دادند و آنگونه
مي گفتند و مي نوشتند كه باب دل مديران آژانس هاي خبري
خارجي بود.
تفاوت موجود بين زهرا كاظمي و شهيد محمود صارمي و
ضديت نقش و شخصيت اين دو خبرنگار
از اينجا روشن
مي شود كه شهيد صارمي عليه مزدوران آمريكا گفت و نوشت اما
زهرا كاظمي آنگونه كه به مذاق در رسانه هاي خبري بيگانه
خوش آيد
عمل كرد.
به هر صورت « جمع اضداد » يكي از واقعياتي بود كه در
مراسم انجمن صنفي روزنامه نگاران ويژه روز خبرنگار
رخ نمود
و خودنمايي كرد. واقعيتي كه نكته اي بسيار مهم را به مسئولين
ذيربط و اصحاب مطبوعات گوشزد مي كند و آن اينكه هرچند
عنوان « روز خبرنگار » با شهادت محمود صارمي خبرنگار متعهد
ايراني در افغانستان شكل گرفته و به وجود آمد اما از آنزمان
تاكنون تلاشهاي فرصت طلبان داخل و خارج تحت عنوان
« حمايت از خبرنگاران » و « حقوق قانوني مطبوعات » مسير
ديگري خلاف رسالت مورد هدف و مدنظر شهيد صارمي را
مي پيمايد و مقصود
ايجاد هر فتنه و شكل دهي بحران عليه نظام
جمهوري اسلامي است وبس .
رضا ـ م

*****
برنامه هاي صداو سيما بايد از « شبهه » و
« اختلاط » منزه شود
|
با عرض سلام و خسته
نباشيد به شما دست اندركاران
و خدمتگزاران صدا و سيماي
جمهوري اسلامي ايران
غرض از مزاحمت
بيان
نكته اي بسيار مهم است كه
چند ساليست از آن رنج مي برم
و تاكنون نتوانسته ام آن را با
شما در ميان بگذارم و اكنون
بيانات مهم حضرت آيت الله
خامنه اي مرا بر آن داشت تا
اين نامه را برايتان بنويسم .
البته قبلا لازم است مقدمه اي
را يادآوري نمايم . لذا خواننده
گرامي كه نمي دانم خانم هستي
يا آقا
اما همين كه يك شهروند
ايراني و داراي شغل بسيار
شريف و حساسي در مراكز
صدا و سيماي جمهوري
اسلامي كه مركز نشر اسلام و
ارائه فرهنگ يك ملت به جهان
امروز است
مي باشي
كافيست .
تنها راه انسان به سوي
كمال و سعادت
بندگي خدا
يعني اطاعت محض از اوامر او
و تحصيل رضاي اوست . گناه
در نقطه مقابل بندگي و
مخالفت با خواست و سرپيچي
از دستور خداست
لذا تا
انسان دست از سركشي برندارد
و ايمان خود را از مخالفت و
معصيت منزه نسازد
به سر
منزل مقصود نائل نمي شود. از
اين رو بعد از ايمان به خدا
چيزي به اندازه ترك معصيت
اهميت ندارد تا آنجا كه بدون
ترك معصيت
با تحصيل
فضايل و كمالات نيز به جايي
نمي رسد.
امام علي (ع ) مي فرمايند :
« اجتناب السيئات اولي من
اكتساب
الحسنات »
خودداري از بديها برتر از
تحصيل نيكي هاست .
دل انسان در حالت
سلامت از لطافت و رقت
خاصي برخوردار است به
طوري كه در سايه اين رقت و
لطافت
سريعا و شديدا از علل
و عوامل معنوي و ملكوتي
متاثر مي شود و همين تاثرات
معنوي
استعدادهاي عاليه او
را شكوفا مي كند.
انسان وقتي گرفتار قساوت
قلب مي گردد
بسياري از
مواهب فطري و معنوي را از
دست مي دهد به طوري كه نه از
آلام ديگران متاثر مي شود و نه
دلش در مهر كسي مي تپد. نه
رغبتي به راز و نياز با خدا و نه
شوقي به عبادت او در خود
احساس مي كند.
ريشه كمالاتي چون
دلسوزي
هم دردي
مهر و
عطوفت
تضرع در پيشگاه حق
و ... در درون او مي خشكد و
جاي آن را خشونت
خودخواهي
درنده خويي و
امثال آن مي گيرد. انسان هر بار
كه دست به سوي معصيتي دراز
مي كند
از لطافت روحي و
رقت معنوي اش كاسته مي گردد
تا آنجا كه به تدريج آثار
خشونت حتي در سيماي او و
به خصوص در ديدگان او ظاهر
مي شود. هر چه انسان بر
معصيت و گناه اصرار ورزد
به
همان اندازه قساوت
جاي
رقت را مي گيرد و در اعماق
قلب انسان ريشه مي كند. در
اين صورت است كه از بين
بردن آن بسيار سخت است و از
درك لذتهاي معنوي باز
مي ماند.
از سخنان امام جعفر
صادق (ع ) است كه « خداوند
متعال مي فرمايد آسانترين
عملي كه با بنده شهوتران انجام
مي دهم اين است كه او را از
لذت مناجاتم محروم
مي سازم . »
البته اگر كسي از روي سهو
و اشتباه تن به خلافي دهد
الزاما سلامت قلبش از بين
نمي رود ولي اگر از روي علم و
آگاهي و با عمد و قصد به
خلافي هر چند بسيار كوچك
تن در دهد
همين خلاف ظاهرا
كوچك به سلامت قلب او
صدمه مي زند و دل او را آلوده
مي سازد.
نكته مهمي كه در مورد
گناهان عمدي بايد به آن توجه
داشت اين است كه وقتي انسان
بعد از حصول علم و آگاهي
عالما و عامدا دست به سوي
گناه دراز مي كند و بعد از
ارتكاب گناه نيز پشيمان
نمي شود و برنمي گردد
علاوه
بر اين كه از آثار مستقيم آن گناه
متاثر مي شود از يك پي آمد
ديگري نيز متضرر مي شود كه
دامنه اثر آن بسي وسيع تر است
و آن سلب توفيق به جهت
تعمد در خطاست . يعني به
دنبال آن حريم شكني آگاهانه
توفيقي از او سلب مي شود كه
غالبا شخص متوجه آن نيست
اما عملا از محروميت هاي
حاصل از آن متضرر مي شود و
بدين وسيله
بابي از خير به
روي او بسته مي شود
زيرا هر
خيري براي انسان هست همه
از خدا و از فضل و احسان او
در حق وي است و انسان به
خودي خود فاقد هر نوع خير و
سعادت است .
حال زماني كه انسان با علم
و عمل
مخالفت امر خدا
مي كند و حريم اوامر الهي را
زير پا مي گذارد
در واقع پشت
به خدا كرده و از هر نوع خير و
احساني كه در صورت اقبال به
سوي خدا مي توانست از آن
بهره مند شود
محروم مي گردد
مگر اينكه شخص پس از
ارتكاب گناه قلبا پشيمان شود
و با توبه كه ـ البته آن هم
شرايط دارد و در كتب ديني
آمده ـ و عمل صالح به درگاه
الهي بازگردد.
آري مخالفت امر خدا هر
اندازه هم كه ظاهرا كوچك
باشد
چون در پيشگاه عظمت
الهي واقع مي شود
بسي بزرگ
است . هر چه معرفت انسان به
مقام الهي بيشتر باشد به همان
اندازه گناه در چشم او بزرگ و
عظيم است . پيامبر اسلام (ص )
فرمودند : « لا تنظروا الي صغر
الذنب و لكن انظروا الي من
اجتراتم » به كوچكي گناه
منگريد لكن به (بزرگي ) كسي
بنگريد كه نسبت به او گستاخي
كرده ايد. و حضرت علي (ع )
مي فرمايد : « اشد الذنوب ما
استخف به صاحبه » بزرگترين
گناهان گناهي است كه مرتكب
آن
آن را سبك بشمارد. خرد و
كوچك شمردن گناه سبب
مي شود كه گناه صغيره تبديل به
گناه كبيره شود.
پس از اين مقدمه به اصل
مطلب مي رويم .
برادران و خواهرانم كه در
مهم ترين و حساس ترين مركز
نشر فرهنگ جامعه در اختيار
شماست
رفتار و كردار شما
بسيار بسيار روي تك تك
افرادي كه چهره شما را چه از
طريق سيماي جمهوري
اسلامي و چه صدايتان را از
طريق راديو مي شنوند
تاثير
مي گذارد. شمايي كه هر يك
كلمه اي كه بيان مي كنيد روي
ذهن هاي پاك و معصوم
فرزندان اين كشور و هر كودك
و جوان و پيري كه صدايتان را
مي شنود اثر دارد.
لذا تحقيق كنيد كه آيا
اختلاطي كه بعضا در صدا و
سيما مشاهده مي شود
آيا در
پيشگاه خداوند گناه محسوب
نمي شود ! البته جواب به اين
سئوال در ماه رمضان كه دلها
بيشتر آماده تر است خيلي
آسانتر است تا ماه هاي ديگر.
در كتاب بينش اسلامي
سال چهارم متوسطه كه براي
دانش آموزان تدريس مي شود
آمده است : « از نظر اسلام
برخورد بين زنان و مردان
بايد
به موارد لازم و ضروري
محدود شود و به بهانه حضور
زن در اجتماع
حالت اختلاط
به خود نگيرد
از اين رو بايد
برخورد زنان و مردان
حتي الامكان كمتر باشد و از
برخوردهاي غيرضروري پرهيز
شود.
در جامعه اي كه زير نظر
پيامبر اكرم اداره مي شود
زنان
در صحنه هاي مختلف اجتماع
مي كردند
اما هرگز حريم عفت
و تقوا را نمي شكستند در نتيجه
كار به اختلاط زيانبار كه
امروزه موجب تباهي بسياري
از اجتماعات شده است منتهي
نمي گرديد. »
در قسمت كنترل نگاه در
همين كتاب بينش اسلامي نيز
مي خوانيم :
« اولين قدم اساسي و
عملي در كنترل ميل و هوس ـ به
خصوص براي مرد ـ مراقبت از
چشم است . اسلام دستور داده
است كه اگر كسي به طور غير
ارادي چشمش به نامحرم افتاد
از نگاه مجدد كه مسلما عمدي
و آلوده است به شدت بپرهيزد
و حتي سيماي طرف مقابل را
درذهن تداعي نكند و... »
و در قسمت حجاب نيز
بسيار مطالب جذاب و
خواندني چاپ گرديده كه چون
در مورد آن كم و بيش همه
آگاهي دارند از آوردن آن
صرف نظر كرده و فقط به چند
خط از آن اكتفا مي كنم :
« ...بنابراين
آنكه در اين مسئله
حجاب بيش تر ذي نفع است
زن است نه مرد. پوشش زن و
پرهيز او از خودنمايي و
خودآرايي در صحنه اجتماع
پيش از آنكه زن را محدود كند
برخورداري مرد را از زن
محدود مي كند. از اين رو هر
وقت حايل بين زن و مرد از
ميان رفته و حريم موجود
درهم شكسته
آنكه بازنده بوده
و وسيله شده
زن بوده است .
در كشورهايي كه با نام هاي
فريبنده « آزادي » و « تساوي » و
غيره
اين حائل را از ميان
برده اند
زن را در خدمت
پست ترين مقاصد خود
گرفته اند
بردگي واقعي زن در
همين كشورها به چشم
مي خورد كه براي تامين منافع
يك موسسه تجاري
خود را
براي جلب مشتري مي آرايد و
شخصيت روحي و معنوي خود
را در برابر حقوق ناچيزي
مي فروشد... »
برادران و خواهران گرامي
كه در مكان مقدس صدا و سيما
خدمت مي كنيد
كم و بيش به
همه نكات ذكر شده در بالا
واقف هستيد از شما سئوال
مي كنم كه چرا تاكنون به فكر
عمل به آنچه كه در كتابهاي
درسي به دانش آموزان گفته
مي شودو به آنچه نص صريح
اسلام است
نبوده ايد ! آقا و
خانمي كه با پخش انواع
موزيك هاي تحريك كننده
من
و امثال مرا در رنج قرار
مي دهيد! خواهر و برادري كه به
خاطر اجراي بعضي از
برنامه هاي جلف و زننده
چه
در برنامه هاي كودك و چه در
برنامه هاي ديگر
ما را به خاطر
اينكه فرزندانمان آلوده به
حرفهاي زشت و حركات
ابلهانه بعضي از برنامه ها
نشوند
دچار مشكل مي كنيد.
من كه يك زن خانه دار
هستم و طبعا حين مشغله هاي
فراواني كه دارم
دوست دارم
هنگام انجام كارها به راديو
گوش دهم
دائما بايد پيچ راديو
را به دليل آن مسائلي كه در
مقدمه ذكر شده (حريم شكني
آگاهانه ) ببندم تا آگاهانه
مرتكب گناه نشوم
چرا كه
بعضي از خواننده ها واقعا مهيج
و بعضي از آهنگها نيز
تحريك آميز و بعضي نيز
شبهه ناك مي باشد. با توجه به
اينكه در روايت آمده از آنچه
حرام شده واز مكروهات
حتي
مشتبهات اجتناب كن
زيرا
ارتكاب حرام
راه خدا را بر
انسان مي بندد و او را از خداي
سبحان دور مي دارد (و سلب
توفيق كه در مقدمه ذكر شد را
همراه مي آورد) و انجام
مكروهات و مشتبهات
انسان
را در محرمات مي افكند.
بالاخره آنقدر بايد پيچ راديو را
باز و بسته كنم و اينكار را ادامه
دهم كه اصلا خسته مي شوم
راستي
چه كسي به ما ياد داده
و ما را اينگونه تربيت كرده كه
كنار هر گفته اي كه از صدا و
سيما پخش مي شود به قول
معروف بايد يك دايره و تنبك
و يا به قول امروزي ها موزيك
محركي پخش شود
چه كسي اين جبر و زور را
براي ما آورده است
جز اين كه
از زمان طاغوت به ارث
رسيده چرا بعد از انقلاب نيز
هنوز راديو و تلويزيون ما به
خود نيامده واز همه مهمتر در
ترويج اختلاط زن و مرد و
روابط زن و مرد اجنبي و روابط
نامشروع اقدام مي كند البته در
جاهاي ديگر هم اين اختلاط
غير شرعي وجود دارد اما اثر
تخريبي راديو و تلويزيون كه
رسانه هاي عمومي هستند
بيش تر و حساس تر است .
در كدام دستور اسلامي
آمده است كه زنان با آرايش در
جامعه و در يك رسانه عمومي
حضور يابند ! و در كدام
دستور اسلامي است كه زنان
در راديو و تلويزيون با وضع
بسيار زننده اي همخواني كنند و
يا پشت ميز براي اجراي يك
برنامه تلويزيوني
يك زن و يك
مرد در كنار هم بنشينند و هر
يك به خود اجازه دهند صرف
اينكه همكار هستند و برنامه
بايد شاد باشد
ارتباطات
دوستانه و گاهي همراه با
شوخي داشته باشند
آيا همكار
بودن در يك محيط كار
جوازي است براي محرم شدن
دو انسان غير هم
جنس !
افسوس كه با گذشت اندك
زماني
آن شور و اخلاص و
معنويت از چهره جمعي از ما
رخت بربسته و موجب شده كه
رهبر عزيز و دلسوزمان طي
پيام هاي مكرر و مهم
مسئله
« هجوم فرهنگي » و « وجوب
اداي وظيفه امر به معروف و
نهي » از منكر را عنوان نمايند.
متاسفانه راديو و تلويزيون
نيز گاهي نقش بسزايي در ارائه
فرهنگ غرب و انحراف در
جوانها دارد. پخش سريالهاي
ايراني كه زنان در آن به صورت
بدحجاب و آرايش كرده ظاهر
مي شوند و نيز پخش فيلم هاي
نامناسب و آهنگ هاي محرك از
طريق راديو و تلويزيون باعث
گسترش هجوم فرهنگي مي گردد
كه برخي از ائمه جمعه محترم
نيز به آن اعتراض كرده اند.
آري اينها همه دردهايي
بود كه برقلب مردم متدين
وانقلابي وارد مي شود و
متاسفانه راديو و تلويزيون
جمهوري اسلامي ايران به
جاي اصلاح و كم كردن اين
قبيل برنامه هاي بي تناسب با
فرهنگي اسلامي
به سوي آن
حركت مي كنند.
زينب ستاري

| |