روزنامه جمهوري اسلامي 23/05/1382 صفحه عقيدتي
*****
در حاشيه تصويب الحاق جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون زنان ـ3
ارتباط مراكز و معاهدات بين المللي با پديده « جهاني سازي »




  • الحاق ايران به « كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان » را بايد با پديده « جهاني سازي » مرتبط و هماهنگ دانست و همچون ساير معاهدات بين المللي كه سازمان ملل متحد در نقش پي گيري وفشار بر كشورهاي جهان سوم به منظور تسهيل و تسريع در فراهم آمدن بسترهاي مناسب جهت هضم همه فرهنگ ها و تمدن ها در فرهنگ و تمدن غرب و حاكميت گسترده و تك قطبي و جهاني « آمريكا » تلاش و فعاليت مي كند توجيه نمود.
    بعضي از حاميان الحاق ايران به اين كنوانسيون ـ بر خلاف اكثريت افراد و گروههاي طرفدار كه معمولا بسياري از انگيزه ها و اهداف دروني خود را به دليل عدم انطباق با موازين اسلام و سياست هاي روشن نظام اسلامي پنهان مي دارند و به صراحت سخن نمي گويند ـ به ارتباط اين معاهده با پديده جهاني سازي اعتراف كرده اند و آن را در مسير تحقق فرآيند جهاني شدن و اتصال به فرهنگ واحد دهكده جهاني تفسير و تبيين نموده اند. به حاصل و نتيجه گفتگوي مسئول امور بين الملل مركز امور مشاركت زنان با خبرگزاري جمهوري اسلامي توجه نمائيد :
    جهان رفته رفته كوچك وكوچك تر مي شود. سخن از « دهكده جهاني » و « جهاني سازي » به اين معناست كه در آينده اي بسيار نزديك تمام كشورهاي جهان به منزله كشوري كوچك خواهند بود كه با قوانين مشترك و تحت نظارت يك دولت مركزي اداره مي شوند. قوانين و آداب و رسوم محلي تنها زماني پايدار خواهد ماند كه در راستاي فرهنگ واحد جهاني قابل توجيه باشد. التزام به معاهدات و قراردادهاي عام بين المللي زمينه را براي اين مهم فراهم مي سازد. ايران هم به عنوان يك كشور بي نياز از ارتباط با ديگران نيست و درآينده هر گونه تعاملي با جهان پيراموني در معادله اي امكان پذير خواهد بود كه نظام واحد جهاني مطرح كننده و اجرا كننده آن است . بنابراين الحاق به معاهده و كنوانسيون زنان در شرايط كنوني ضرورتي غيرقابل اجتناب است . بايد بينديشيم چگونه در اين عرصه ارزش ها و منافع خويش را حفظ و از وضع موجود بهترين بهره برداري را بنمائيم . » (1 )
    « جهاني سازي » كه امروز از جانب دولتمردان آمريكا و سازمان هاي وابسته جهاني مطرح و تبليغ و ترويج مي شود فرآيند نفوذ همه جانبه فرهنگ و تمدن غربي و حاكميت مطلق و همه جانبه آمريكا بر جهان با تشكيل يك نظام سياسي تك قطبي و قدرت مدار و سيطره جو براي بلع و هضم منابع ثروت كشورهاي جهان سوم است .
    در طرح جهاني سازي سازمان ملل نقش محوري و اساسي دارد و توسط تشكيلات وابسته به خود همچون سازمان تجارت جهاني يونسكو بانك جهاني و صندوق بين المللي پول و معاهدات و كنوانسيون ها بسترهاي مناسب را براي تحقق اين پديده فراهم مي آورد و كشورهاي دنيا را در مسير الحاق به فرهنگ و سياست و اقتصاد مورد نظر آمريكا به حركت وا مي دارد.
    سازمان ملل در جهاني سازي آمريكايي نقش يك « دولت جهاني » را براي تثبيت انگاره ها و قواعد و قوانين بين المللي حافظ منافع غرب و آمريكا ايفا مي نمايد.
    طرح تجارت جهاني طرح سرمايه گذاري خارجي در كشورهاي جهان سوم تدوين معاهده هاي مختلف در امور اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي طرح مرجعيت دادگاه بين المللي حذف نمادهاي مذهبي طرح آموزش حقوق انساني دختران به منظور گسترش مفاهيم فرهنگ غرب و نهادينه كردن روابط نامشروع در سنين نوجواني طرح آموزش بهداشت جنسي به نوجوانان و جوانان به منظور تسهيل روابط نامشروع تحت عنوان مبارزه با ايدز نمونه هايي از فعاليت هاي مراكز و تشكيلات وابسته به سازمان ملل براي جهاني سازي غربي و آمريكايي است . (2 )
    علاوه بر مراكز و موسسات وابسته به سازمان ملل تشكيلات رسمي دولتهاي غربي و در راس آنها آمريكا با ارتباط تنگاتنگ و نزديك با سازمان ملل و مراكز وابسته به آن به جهاني سازي مورد نظر آمريكا شتاب مي بخشند. از طرفي ديگر نظام جهاني سلطه براي تسهيل و تسريع در تحقق هر چه زودتر و دقيق تر اهداف و برنامه هاي خويش اهتمام خاصي به توسعه سازمان هاي غير دولتي در كشورهاي مختلف جهان مبذول داشته است .
    اين سازمان هاي غيردولتي تحت نظارت سازمان ملل در كشورهاي مختلف در مسير تحقق جهاني سازي آمريكايي و هضم فرهنگ هاي ملي و بومي در فرهنگ جهاني و از جمله تغيير ارزش ها و هنجارهاي حاكم بر زنان جوامع اسلامي تلاش مي كنند. اين سازمان ها به طور همزمان اهداف ذيل را دنبال مي نمايند :
    « پي گيري منويات نهادهاي بين المللي و زمينه سازي اجتماعي و فرهنگي براي طرح برنامه هاي جهاني ارائه گزارش به سازمان هاي بين المللي در نقش قواي ديده بان به منظور دست يابي سازمان هاي بين المللي به اطلاعات مورد نظر و بالاخره اهرم فشاري بر نهادهاي دولتي براي تغيير قوانين و شرايط موجود . » (3 )
    عملكرد مراكز و موسسات بين المللي تحت پوشش « سازمان ملل » به خوبي نشان مي دهد كه سيطره هاي مرگبار قدرت هاي استعماري ـ به ويژه آمريكا به عنوان محور و مدار اصلي استكبار جهاني و هدايت كننده همه اقمار وابسته در مسير تحقق منافع و مطامع نامشروع خود ـ بر كشورهاي جهان سوم و از جمله كشورهاي مسلمان تحت پوشش شعارهاي فريبنده حقوق بشر و آزادي و دموكراسي و معاهدات همين مراكز و سازمان ها صورت گرفته است و استعمار فرهنگي و سياسي و اقتصادي ملل محروم و محاصره و چپاول منابع سرشار ثروت آنان توسط متجاوزان جهاني با زمينه سازي اوليه اي كه اين سازمان ها به وجود آوردند و حمايت هاي پيدا و پنهان آنان و حتي در مواردي با مخالفت هاي ظاهري براي فريب افكار عمومي جهان ـ كه موافقت ها و پيمان هاي نامرئي و پنهاني را به همراه داشته است به ظهور و عينيت رسيده است !
    نمونه روشن آشكار عيني و غيرقابل اغماض و انكار اين هم پيماني و همراهي سازمان هاي بين المللي بشر دوستانه ! با قدرت هاي استعماري را در حمله نظامي و تجاوز وحشيانه آمريكا و انگليس به كشور عراق و كشتار بيرحمانه بيش از دوازده هزار نفر از مردم مظلوم اين كشور و غارت و چپاول نفت اين سرزمين و تداوم اشغال آن مي يابيم كه تحت پوشش سازمان ملل و عناوين فريبنده مبارزه با « تروريسم » و تامين « دموكراسي » و اعطاي « آزادي » به مردم عراق صورت پذيرفت !
    به ياد بياوريم سخنان بيدار كننده مصلح كبير و انقلابگر الهي پيشواي محبوب جهان اسلام حضرت امام خميني (ره ) را درباره ماهيت و عملكردهاي اين سازمان هاي وابسته به قطب هاي بزرگ استعماري جهان :
    اين سازمان ها دستاورد ابرقدرت هايي هستند كه مي خواهند مردم مستضعف جهان را چپاول كنند . (4 )
    اصل اين سازمان (سازمان ملل ) را خود اين ها درست كردند. اساس اين سازمانها خوداين ها هستند. اگر ساخته خود اين ها نبود به چه مناسبت بايد يك كشور يا چند كشور قلدر حق وتو داشته باشند اين را درست كردند براي بازي دادن ملت هاي كوچك . (5 )
    سازمان هاي كذايي آن جا كه به نفع قدرتمندان و ثروتمندان بين المللي است حقوق مستضعفين را ناديده گرفته و جز براي سلطه بر آنها عملي انجام نمي دهند . (6 )
    اين سازمان هاي به اصطلاح حقوق بشر به جاي اينكه ظالم را محكوم كنند مظلوم ها را محكوم مي كنند!(7 )
    اين همه جنايت مي كنند اين همه كشورها را به خون مي كشند و ادعا مي كنند كه ما نمي توانيم ببينيم كه حقوق بشر از بين مي رود!(8 )
    اساسا هر تشكيلاتي كه اين ابرقدرت هاي بزرگ در آن دست دارند اين تشكيلات تشكيلاتي است كه بايد به نفع آنها تمام شود. همين سازمان ملل همين جلساتي كه در خارج هست شوراي امنيت همه اينها در خدمت ابرقدرت ها هستند و براي بازي دادن ساير كشورهاست و خود آنها هم اساسا در خدمت ابرقدرتها هستند سازمان هايي كه به هر اسمي اينها درست مي كنند مي خواهند بكشند همه را به طرف منافع خودشان . (9 )
    امروز بر هيچ كس پوشيده نيست كه سازمان ها و موسسات و مراكز و معاهدات و كنوانسيون هاي بين المللي با پديده جهاني سازي آمريكايي مرتبط مي باشند و در خدمت منافع فرهنگي و سياسي و اقتصادي قدرت هاي استعماري قرار دارند و به صورت اهرمهاي فشار عليه دولت ها وملت هاي جهان سوم به منظور جذب و هضم آنان در دهكده واحد جهاني ساخته و پرورده آمريكاي جنايتكار عمل مي نمايند و طبيعي است كه تعامل آنان با دولت ها و حكومت هاي جهان و اصرار و فشار به پيوستن به اين معاهدات هرگز با شيوه هاي استعمار كهنه و با به كارگيري زور و اجبار و تهديد صورت نمي پذيرد بلكه در پشت نقاب هاي آزادي دموكراسي حقوق بشر تامين صلح و امنيت و آرامش رفع كليه اشكال تبعيض عليه زنان و امثال اين تعابير و عبارات اهداف منتهي به دهكده واحد جهاني را پي گيري و تعقيب مي نمايند.
    متاسفانه در نظام اجرايي و قانون گذار ما افكار و انديشه هاي متمايل به جهان سازي غربي و آمريكايي رخنه كرده است و آثار اين تفكر در اظهار نظرها و مصاحبه و گفتگوهاي آنان با رسانه هاي گروهي كاملا هويدا و نمايان مي باشد اين افراد كه نگاهي « مطلق » و غيرقابل اجتناب به پديده جهاني شدن دارند به اين واقعيت توجه ندارند كه اين مطلق انگاري و جزم انديشي حتي در دنياي غرب كه مركز بروز و ظهور تفكر جهاني سازي است نمود و عينيت ندارد و بسياري از انديشمندان غربي با اين پديده به مخالفت برخاسته اند و آثار و عواقب ناگوار و تلخي را بر آن مترتب دانسته اند.
    « هانس پيترمارتن » و « هارولد شومان » از منتقدان دهكده واحد جهاني هستند و ديدگاههاي خود را در كتابي تحت عنوان « دام جهاني شدن » منتشر ساخته اند.
    « آلبرو » اعلام مي كند : جهاني شدن كليه فرآيندهايي است كه به وسيله آن مردمان جهان درون يك جامعه واحد جهاني ادغام مي گردند. در اين جامعه جهاني براي اولين بار « انسانيت » به شكل يك « بازيگر جمعي » در مي آيد!
    « روژه گارودي » مي گويد : « جهان سازي نظامي است كه قدرتمندان را با ادعاي روابط آزاد و آزادي بازار قادر مي سازد

    تا اصنافي از ديكتاتوري هاي ضدانساني را بر مستضعفان تحميل نمايند.
    همچنين پروفسور « چارلز كورزمن » معتقد است :
    « تمامي فرهنگ ها در رويارويي با پديده جهاني شدن بامشكلات فراواني مواجه مي شوند » و « آمريكايي سازي جهان به اين معني است كه محتواي بسياري از فرهنگ ها آمريكايي شود كه اين البته پديده اي منفي است » و « كشورهاي جهان سوم در موضوع جهاني شدن فريب داده شده اند. » اكنون جاي اين پرسش اساسي باقي مي ماند كه با توجه به ارتباط نزديك و غيرقابل انكار « كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان » با پديده « جهاني سازي آمريكايي » و اهداف و مقاصدي كه سازمان هاي بين المللي از الحاق كشورهاي جهان سوم به اين معاهده دنبال مي كنند چرا بدون در نظر گرفتن تعاليم و قوانين اسلام درباره زنان كه تضاد آشكار با مفاد اين كنوانسيون دارد و نيز بدون تامل در مباني انقلاب و نظامي اسلامي و انديشه هاي حضرت امام خميني كه به تداوم « حكومت ديني » در ايران و استقرار دقيق همه احكام و قوانين مترقي و زندگي ساز اسلام در اين سرزمين بدون ارعاب و تاثيرپذيري از فشارهاي بين المللي تاكيد دارند به الحاق جمهوري اسلامي ايران به اين معاهده اصرار مي شود و دولت و مجلس ما هر كدام جداگانه به تاييد و تصويب اين الحاق مي پردازند !
    پاورقي :
    ـــــــ
    1 ـ مصاحبه مسئول امور بين الملل مركز امور مشاركت زنان رياست جمهوري با خبرگزاري جمهوري اسلامي درتاريخ 1380 10 29 روزنامه جمهوري اسلامي 1380 11 14
    2 ـ روزنامه جمهوري اسلامي شماره 6583 80 12 15
    3 ـ همان مدرك
    4 ـ صحيفه نور ج 17 ص 52
    5 ـ همان مدرك ج 16 ص 20
    6 ـ همان مدرك ج 12 ص 60
    7 ـ كلمات قصار پندها و حكمت هاي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 159
    8 ـ همان مدرك ص 159
    9 ـ صحيفه نور ج 16 ص 324
    « جهاني سازي » فرآيند نفوذ همه جانبه فرهنگ غرب و حاكميت مطلق و همه جانبه آمريكا بر جهان با تشكيل يك نظام سياسي تك قطبي و قدرت مدار و سيطره جو براي بلع و هضم منابع ثروت كشورهاي جهان سوم است
    سازمان ملل در جهاني سازي آمريكايي نقش يك « دولت جهاني » ! را براي تثبيت انگاره ها و قواعد و قوانين بين المللي حافظ منافع غرب و آمريكا ايفا مي نمايد.
    نمونه روشن آشكار عيني و غيرقابل اغماض و انكار هم پيماني و همراهي سازمان هاي بين المللي بشردوستانه ! با قدرت هاي استعماري را در حمله نظامي و تجاوز وحشيانه آمريكا و انگليس به كشور عراق و كشتار بيرحمانه مردم مظلوم اين كشور و غارت و چپاول نفت اين سرزمين مي يابيم كه تحت پوشش سازمان ملل و عناوين فريبنده مبارزه با « تروريسم » و تامين « دموكراسي » صورت پذيرفت !
    حاميان الحاق ايران به كنوانسيون زنان به ارتباط اين معاهده با پديده « جهاني سازي » اعتراف كرده اند و آن را در مسير تحقق فرآيند جهاني شدن و اتصال به فرهنگ واحد دهكده جهاني تفيسر و تبيين نموده اند!