روزنامه جمهوري اسلامي 22/05/1382 صفحه عقيدتي

  • در حاشيه تصويب الحاق جمهوري اسلامي ايران به « كنوانسيون زنان ـ 2 »
    محوريت اومانيسم و ليبراليسم در آزادي غربي

  • قيام مردم مسلمان اصفهان و شيراز عليه پليدي ها و غرب گرايي هاي رژيم شاه
  • *****
    در حاشيه تصويب الحاق جمهوري اسلامي ايران به « كنوانسيون زنان ـ 2 »
    محوريت اومانيسم و ليبراليسم در آزادي غربي





  • مفاهيم غربي را به طور عموم با آميزه هاي « ضدديني » قرين و همراه مي يابيم و در متن آثار فكري و فرهنگي و قواعد و قوانين و معاهداتي كه بر آن اساس استحكام مي يابند و در عرصه هاي عمل و روابط بين المللي به ظهور مي رسند جلوه هاي بارز آن را مشاهده مي نمائيم .
    مخالفت صريح اين آثار فكري و قوانين و معاهدات با دين از رنسانس و حركتي كه بر ضد كليساي قرون وسطي و عملكردهاي جنايت بار سران و رهبران اين دستگاه صورت گرفت مايه مي گيرد. اين حركت و عناد و مخالفتها كه هنوز ادامه دارد و خرافه هاي مسيحيت تحريف شده و آموزش ها و ديدگاههاي ضدعلم و خرد رهبران كليسا را نفي مي نمايد و بسيار بجا و منطقي و صحيح هم مي باشد هيچ ارتباطي با « اسلام » و مراكز و حوزه هاي علميه خردگرا و دانش و دانشمندپرور و خرافه ستيز ما ندارد و اصولا هيچ انسان آزادانديشي نمي تواند پيوند و ارتباطي ميان احكام و قوانين اسلام و مسيحيت تحريف شده برقرار كند. قوانين اسلام به همه ابعاد حيات فردي و اجتماعي انسان نظر مي گسترد و تمام نيازهاي جسمي و روحي و مادي و معنوي او را تامين مي نمايد و دانش ورزي را « عبادت » مي داند و عقل و خرد را « پيامبردرون » مي نامد و بر خرمن همه خرافه گرايي ها و ظلم و تبعيض ها و « مردسالاري » ها و « زن سالاري » ها آتش مي افكند و زن و مرد را رها از همه قيود و بندهاي اسارت و بردگي در كنار هم و مكمل هم و با بارور كردن همه ارزش هاي الهي و انساني در وجود و شخصيت آنان به رشد و بالندگي و سعادت و رستگاري رهنمون مي شود.
    « آزادي غربي » يكي از مفاهيمي است كه در « كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان » ظهوري آشكار و روشن دارد.
    آزادي موردنظر غرب و از جمله آزادي مورد نظر كنوانسيون زنان از مفاهيم غربي پيوند خورده با رنسانس انتزاع مي شود.
    مبناي آزادي غربي « اومانيسم » است كه اساس و محور همه آزادي ها را « انسان » و خواهش ها و شهوات و تمايلات سيري ناپذير او قرار داده است .
    اومانيسم و انسان مداري در مرحله اول به نفي « وحي » و تعاليم و آموزه هاي آسماني مي پردازد و اين نگرش را از مسيحيت به اسلام تعميم مي دهد و نافي حقيقت اسلام و قوانين و احكام مبتني بر وحي الهي مي شود.
    براساس معيارهاي مبتني بر آزادي اومانيستي غرب « دين » براي انسان يك موضوع خصوصي و فردي و شخصي است نه مجموعه اي از احكام و قوانين الهي براي اداره جامعه انساني چنين ديني به « سرگرمي » و « تفريح » مي ماند و انسان چنانچه مايل باشد به آن از همين دريچه مي نگرد و اگر هم چنين محدوده و فضايي را نيز نپذيرفت مشكلي و زيان و كمبودي براي او به وجود نمي آيد.
    در مرحله دوم اومانيسم به نفي حقايق اصيل و ريشه دار « اخلاقي » مي پردازد و آزادي انسان را به گونه اي رها و بي قيد و بدون ضابطه توجيه مي نمايد كه محوريت اصلي اخلاق را كه فرامين و دستورالعمل هاي خالق و آفريننده هستي و انسان است نفي مي كند و « وجدان انسان » را جايگزين آن مي نمايد. بدين ترتيب سرچشمه اصلي و ملاك و معيار هر نوع فضيلت اخلاقي خود انسان معرفي مي شود و او بايد براساس تشخيص وجدان اخلاقي اش خوب و بد خير و شر مفاسد و مصالح و پاكي و گناه را تشخيص دهد!
    از اين اخلاق اومانيستي علاوه بر تعبير « وجدان اخلاقي » تعبير ديگري به نام « اخلاق علمي » انتزاع گرديد كه محور و معيار اصلي را براي تفكيك حق و باطل درباره « اخلاق صحيح » دانسته ها و آموخته هاي علمي قرار مي دهد. اين گزينش آنقدر سطحي و سخيف بود كه دانشمندان آزادانديش غرب را نيز به مخالفت برانگيخت تا آنجا كه « پاسكال » با عبارت مشهور خود تحت اين عنوان كه « اخلاق حقيقي به اخلاق علمي مي خندد » اين ديدگاههاي فاقد حقيقت و معنويت گريز را به باد انتقاد و تمسخر گرفت .
    گسترش خودخواهي ها فسادها تبهكاري ها خيانت ها جنايت ها و روابط ضدانساني در دنياي غرب ثابت كرد كه نظريه « وجدان اخلاقي » و « اخلاق علمي » چقدر سخيف و متزلزل و بدون ريشه و اساس مي باشد و با گريز از سرچشمه هاي اصيل اخلاق مبتني بر ارزش ها و هنجارهاي الهي انسان غربي را در مهالك تباهي و فساد غوطه ور مي سازد . (1 )
    آزادي غربي علاوه بر اومانيسم از « ليبراليسم » نيز مايه مي گيرد. ليبراليسم يك نظام اجتماعي است كه بر مبناي مكتب « اصالت فرد » شكل گرفته است . در اين مكتب آنچه محور و اساس قرار گرفته اصالت فرد و منافع اوست . اين فردگرايي غربي انسان را به طور مطلق به رهايي و آزادي از همه قيود و ضوابط و محدوديت هاي ناشي از قوانين شرعي و الهي و نظامات و قوانين وضع شده توسط حكومت ها و دولتها فرامي خواند و معتقد است هر قانون و ضابطه اي كه آزادي مطلق فرد را به هر نحو و به هر اندازه محدود كند مطرود مي باشد.
    در آزادي ليبراليستي پايبندي هاي اخلاقي مبتني بر اسلام كه انسان را از فساد و فحشا و ايجاد روابط نامشروع جنسي بين دختران و پسران و زنان و مردان نهي مي كند هيچ معني و مفهومي ندارد.
    در آزادي ليبراليستي حجاب و پوشش زنان به عنوان يك واجب الهي و دستور قرآني فاقد ارزش و اعتبار مي باشد.
    در آزادي ليبراليستي ارزشمندي و پاكي و تقواي « خانواده » نمي تواند معيار و ضابطه اي براي جلوگيري از خواهشها و تمايلات نفساني و شهواني نامشروع قرار گيرد.
    اين نوع آزادي منزلت خاصي كه اسلام براي شخصيت والاي زن قائل است و بر آن اساس او را از بهره وري هاي سياسي و اقتصادي افراد و موسسات و شركت هاي بزرگ اقتصادي و گروههايي كه به تجارت رسمي و علني زن مي پردازند بازمي دارد اعتباري قائل نيست .
    همچنين آزادي ليبراليستي كه در متن كنوانسيون زنان گنجانده شده است نافي نقش زن در تعليم و تربيت صحيح فرزندان و « همسرداري » و ارائه نقش « مكمل » و « همراه » در كنار « شوهر » براي رشد و ارتقا كانون خانواده است .
    مي بينيم كه « كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان » كه بر آزادي زنان در همه ابعاد فردي و اجتماعي و خانوادگي اصرار مي ورزد آموزه هاي اومانيستي و ليبراليستي را مبناي اصلي اين آزادي قرار مي دهد و براين اساس همه چارچوب هاي قوانين شرع مقدس اسلام كه آزادي زن را با معيار قراردادن صيانت از شان و منزلت انساني و منطبق با نيازهاي فطري و طبيعي او و تامين مصالح و سلامت « خانواده » و « اجتماع » تامين مي نمايد نفي مي كند و چشم اندازي كه براي زنان مسلمان ايراني ترسيم مي نمايد همان جامعه بحران زده غرب است كه بنيان هاي اصلي و اركان حياتي خانواده و اجتماع را متزلزل ساخته و زن غربي را با انواع و اقسام مشكلات رواني و خانوادگي مواجه نموده است .
    آيا زن مسلمان ايراني مي پذيرد كه الگوهاي جامعه غربي را به او تحميل كنند و كساني به داعيه محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان بپردازند كه در جوامع خود با تبعيض هاي پيدا و پنهان زنان غربي را در حلقه هاي اسارت فكري و روحي و جسمي و بهره برداري هاي ناشايست جنسي و سياسي و اقتصادي به انحطاط كشانده اند
    پاورقي :
    ـــــــــ
    1 ـ اين نكته قابل توجه است كه تعاليم اسلام « وجدان اخلاقي » را ارج مي نهد و نداهاي آن را معتبر مي داند و به نقش آن در راهيابي انسان به خير و نيكي صحه مي گذارد لكن آن را به عنوان يكي از ابزارها و عوامل هدايت و راهنمايي مي پذيرد و نه بيشتر.
    همچنين نقش علم و دانش را در دادن آگاهي هاي لازم نسبت به مصالح و مفاسدي كه بر سر راه انسان قرار دارد و با فزوني دادن به دانسته هاي او از سقوط در آنها جلوگيري مي كند مي پذيرد اما در حد يكي از عوامل و به عنوان مكمل ساير ابزارها و عوامل راهنما. آنچه از نظر اسلام « اصل » و « محور » است « نظام اخلاقي حقيقت گراي اسلام » مي باشد كه حاوي تمام اصول و مباني و ارزشها و هنجارهاي اخلاقي است كه به طور مستقيم از جانب خداوند متعال و توسط نبي اكرم (ص ) به صورت « وحي » به بشريت ارزاني شده است . در همين تعاليم و قوانين به نقش وجدان و علم و آگاهي در كنار ساير عواملي كه در نهايت به تزكيه و تهذيب اخلاقي انسان منتهي مي شود اشاره شده است .
    نكته مهم ديگري كه بايد مورد توجه قرار دهيم اين است كه نگرش اسلام به وجدان اخلاقي و كاركردهاي آن با آنچه در غرب مطرح است تفاوت اساسي دارد. از ديدگاه اسلام وجدان اخلاقي نقش بازدارندگي و هشدار و بيدارباش نسبت به افكار و عملكردهاي ناصحيح انسان را ايفا مي نمايد و در نهايت آدميان را به تفكر و تعقل به منظور اجتناب از پليدي ها و بزهكاري ها ترغيب مي نمايد. اين رويكرد به وجدان اخلاقي راهگشاي انسان به صلاح و راستي و پاكي و درستكاري است و انسان را در تبعيت از قوانين اخلاقي اسلام و ارزشها و هنجارهاي الهي مساعدت مي رساند و راههاي نيل به « تقواي الهي » را صاف و هموار مي نمايد. در حالي كه وجدان اخلاقي موردنظر دانشمندان غرب « خنثي » و « بي اثر » است و عملا نقشي در بازداشتن انسان از بزه و گناه ايفا نمي نمايد و انسان غربي مسئوليتي در برابر آن احساس نمي كند.
    آگاهي هاي علمي در زمينه اخلاق كه در غرب « اخلاق علمي » نام گرفته و با انتقاد انديشمندان منصف غربي نيز مواجه گرديده است با نقش و ارزش مورد نظر اسلام براي بينش علمي بازدارنده از معاصي و بزهكاري ها تفاوت آشكار دارد. اخلاق علمي حقيقت گريز غرب از كوچكترين پشتوانه براي ترغيب انسان به تفكر صحيح به منظور دست يابي به پرورش هاي صحيح اخلاقي بي بهره است حال آن كه آگاهي آفريني هاي علمي اسلام ياري رسان انسان براي گرايش عملي به آموزه هاي اخلاقي و رفتاري راستين و راهيابي به مراحل و مراتب مختلف تزكيه و تهذيب درون محسوب مي شود.
    قوانين اسلام بر خرمن همه خرافه گرايي ها و ظلم و تبعيض ها و « مردسالاري » ها و « زن سالاري » ها آتش مي افكند و زن و مرد را رها از همه قيود و بندهاي اسارت و بردگي در كنار هم و مكمل هم و با بارور كردن همه ارزشهاي الهي و انساني در وجود و شخصيت آنان به رشد و بالندگي و سعادت و رستگاري رهنمون مي شود.
    در آزادي اومانيستي و ليبراليستي پايبندي هاي اخلاقي مبتني بر اسلام كه انسان رااز فساد و فحشا و ايجاد روابط نامشروع جنسي نهي مي كند هيچ معني و مفهومي ندارد حجاب و پوشش زنان به عنوان يك واجب الهي و دستور قرآني فاقد اعتبار مي باشد و ارزشمندي و پاكي و تقواي « خانواده » نمي تواند معيار و ضابطه اي براي جلوگيري از تمايلات نفساني و شهواني نامشروع قرار گيرد.
    « كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان » چشم اندازي كه براي زنان مسلمان ايراني ترسيم مي نمايد همان جامعه بحران زده غربي است كه بنيان هاي اصلي « خانواده » و « اجتماع » را متزلزل ساخته و با تبعيض هاي پيدا و پنهان زنان غربي را در حلقه هاي اسارت فكري و روحي و جسمي و بهره برداري هاي ناشايست جنسي و سياسي و اقتصادي به انحطاط كشانده است .

  • *****
    قيام مردم مسلمان اصفهان و شيراز عليه پليدي ها و غرب گرايي هاي رژيم شاه




  • به مناسبت سالروز قيام مردم مسلمان اصفهان و شيراز در مردادماه 1357
    تابستان سال 1357 تابستاني پرتكاپو و لبريز از مبارزه و حماسه در تاريخ انقلاب اسلامي محسوب مي شود. در اين زمان چند واقعه مهم و خونبار روي داد و مردم مسلمان ايران براي رسيدن به آزادي دفع استعمار و استبداد و محو فساد ناشي از سلطه عوامل استعمار در شهرهاي مختلف ايران به پا خاستند و حماسه ها آفريدند.
    يكي از حماسه هاي مهم تابستان 1357 قيام گسترده مردم مسلمان اصفهان و شيراز در دهه دوم و سوم مرداد 1357 است . قيامي كه رژيم شاه را به لرزه انداخت و گسترش دهندگان فساد ناچار به عقب نشيني شدند و برنامه هاي فساد گستر رژيم شاه (مثل برگزاري جشن هنر شيراز و ...) از ترس مردم مسلمان لغو گرديد.
    قيام مردم مسلمان اصفهان و شيراز از روزهاي پاياني دهه دوم مردادماه كه مصادف با روزهاي آغازين ماه مبارك رمضان بود به تدريج آغاز شد و سرانجام به اوج رسيد و تا نيمه دهه سوم مرداد ادامه يافت . اوج قيام مردم مسلمان اصفهان روز 20 مرداد ماه بود . در اين روز كه مصادف با ششم ماه مبارك رمضان 1398 هـ . ق بود مردم روزه دار اصفهان به طور بسيار گسترده عليه رژيم شاه و موسسات و مراكز فسادگستر اين رژيم دست به تظاهرات زدند. تظاهرات گسترده مردم مسلمان اصفهان كه گويي همه مردم اين شهر عليه تباهي ها و پليديهاي رژيم شاه به پا خاسته بودند با عكس العمل شديد نيروهاي سركوب گر و مزدور شاه مواجه شد. مردم مسلمان اصفهان كه ديگر تحمل وحشي گريها و فسادگستريهاي رژيم شاه را نداشتند در برابر مزدوران شاه ايستادند و حماسه شكوهمندي آفريدند حماسه اي كه بر چيده شدن رژيم سلطه گر و مزدور و غرب گراي شاه و از ميان رفتن مراكز فسادي كه به حمايت و تشويق رژيم شاه در اصفهان ريشه دوانده بود از اهداف آن محسوب مي شد . مردم اصفهان در روز بيستم مردادماه 1357 ضمن مقاومت شديد و خونين در برابر مزدوران مسلح رژيم شاه مشروب فروشي ها عشرتكده ها و ساير مراكز فساد و يا مراكز حامي فساد را نيز مورد هجوم قرار دادند و بدين ترتيب نشان دادند كه ديگر ننگ و ستم و سلطه مزدوران بيگانه را كه هدفي غير از ترويج فرهنگ مبتذل و فسادگستر ندارند تحمل نخواهند كرد . قيام مردم مسلمان اصفهان در روز 20 مرداد به حدي گسترده بود كه اين شهر از حالت عادي كاملا خارج شد و به عرصه جنگ حق و باطل تبديل گرديد. در جريان قيام مردم مسلمان اصفهان عده زيادي شهيد و زخمي شدند و به مزدوران وحشي شاه نيز ضربه سنگيني وارد شد و مردم با روشهاي گوناگون و ابتكاري توانستند تحركات و عبور و مرور آنها را در خيابانهاي شهر كاملا كةند و يا قطع كنند.
    رژيم شاه از قيام عمومي مردم اصفهان به قدري وحشت زده شد كه بلافاصله در اين شهر حكومت نظامي اعلام كرد و عبور و مرور مردم از 8 شب تا 6 صبح به طور كلي ممنوع گرديد. اعلام حكومت نظامي در اصفهان اولين حكومت نظامي در دور جديد مبارزات مردم ايران بود و بعد از آن حكومت نظامي در ساير شهرهاي ايران نيز برقرار گرديد تا از پيروزي انقلاب اسلامي جلوگيري شود.
    نكته جالب و خنده آور در اعلام حكومت نظامي اصفهان اين بود كه رژيم شاه تظاهرات عمومي مردم اصفهان و قيام گسترده آنان را تحركات عده اي خرابكار! ناميد و اعلام كرد براي مقابله با خرابكاران حكومت نظامي ضروري است !
    در حالي كه روزهاي بعد هنوز شعله هاي قيام مردم اصفهان خاموش نشده بود در شهرهاي اطراف اصفهان نيز مردم مسلمان و مبارز به پاخاستند و مثل مردم اصفهان قيام نمودند. بنابراين بلافاصله در نجف آباد شهررضا و خميني شهر(همايون شهر سابق ) نيز يك روزو بعد از اصفهان حكومت نظامي اعلام شد.
    تقريبا همزمان با قيام مردم مسلمان اصفهان مردم مسلمان شيراز نيز به طور گسترده و عمومي دست به قيام زدند. قيام و تظاهرات گسترده مردم شيراز كه از روز بيستم آغاز شده بود روز بيست و يكم به اوج رسيد و رژيم شاه اين شهر را مملو از نيروي مسلح كرد. در جريان قيام و تظاهرات مردم شيراز عده زيادي از مردم شهيد و يا زخمي شدند. به همين دليل مردم مسلمان شيراز روز 21 مرداد را عزاي عمومي اعلام كردند و شهر كاملا تعطيل گرديد. گرچه در شيراز حكومت نظامي اعلام نشد ولي ارتش شاه با تجهيزات كامل جنگي در تمام خيابانهاي شهر مستقر شد تا از تكرار قيام و حماسه جلوگيري كند. علاوه بر اين ارتش شاه به دليل قيام مردم اصفهان شيراز و ... در سراسر كشور به حال آماده باش كامل در آمد.
    يكي از خواستهاي مردم مسلمان شيراز در جريان قيام جلوگيري از استمرار ترويج فساد و مبارزه با نمادهاي مبتذل فرهنگ غرب بود. مردم شيراز در قيام و تظاهرات عمومي روز 21 مرداد 1357 به رژيم شاه درباره برگزاري جشن هنر كه هر ساله در شيراز برگزار مي شد شديدا هشدار دادند و اعلام كردند ديگر نمي توانند ترويج فساد و ابتذال را در قالب جشن هنر تحمل كنند و ناظر تبليغ فرهنگ فسادگستر غربي شوند. جشن هنر كه هر ساله در شيراز برگزار مي شد نماد بارز براي ترويج فساد بي ديني غرب گرايي بي اعتنايي به ارزشهاي مذهبي و ملي پرده دري و زمينه سازي جهت هر نوع منكرات و مبارزه با ارزش اسلامي مردم ايران بود.
    هشدار مردم مسلمان شيراز به رژيم پهلوي موثر واقع شد و دست اندركاران اين رژيم به منظور جلوگيري از تكرار و گسترش قيام با شتابزدگي اعلام كردند در شيراز برنامه جشن هنر اجرا نخواهد شد.
    در پي قيام مردم مسلمان اصفهان و شيراز امام خميني (ره ) روز 22 مرداد پيام مهمي خطاب به ملت ايران فرستادند. امام خميني در اين پيام توطئه وحشيانه شاه را افشا كردند ضرورت مقاومت مردم مسلمان ايران را يادآوري فرمودند به ارتشي ها توصيه كردند تن به ذلت ندهند و هر چه زودتر توبه كنند و در صف حق قرار بگيرند و دين خود را به اسلام ادا نمايند. همچنين امام خميني (ره ) وظايف سنگين همه طبقات و گروهها را در آن وضعيت حساس يادآور شدند و ضمن تسليت به مومنين اصفهان و شيراز از همه مردم ايران خواستند با اهالي محترم اين دو شهر همدردي نمايند.
    امام خميني در بخشهايي از اين پيام چنين نوشتند :
    گزارشات رسيده از ايران مبني بر قتل عامهاي مكرر در شهرهاي مذهبي اصفهان و شيراز و... نمونه ديگري است از جنايات بي حد شاه . گفته مي شود شاه در يكي از مصاحباتش ـ كه از نشر آن جلوگيري شده ـ گفته است : « در صورتي كه من رفتني باشم ايران با خاك يكسان مي سازم و مي روم . » جنايات اخير نشان داده است كه او مشغول پياده كردن نقشه خويش است . مردم مسلمان ايران تمام بدبختيهاي خود و كشور خود را از شاه مي دانند و دست از مقاومت نخواهد كشيد تا پيروز شوند و استقلال و آزادي خود را به دست بياورند. ملت بايد بداند كه آزاديخواهان جهان به آساني به آزادي دست نيافته اند. پيغمبر بزرگ اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ با آن زحمات و رنجهاي طاقت فرسا در راه هدف از جهاد با ستمكاران تا آخر عمر دست نكشيد. اميرالمومنين عمر خود را در پيكار با ستمكاران كه خود را مسلمان معرفي مي كردند به سر برد. دفاع از حق و اسلام از بزرگترين عبادات است . بگذار عبادتگاههاي ما را در اين شهر مبارك به خون بكشند و ببندند كه مسلمين با عبادت بزرگتر ماه شريف را مي گذرانند.
    به دنبال گزارشات رسيده بيانيه علماي اعلام شيراز ـ دامت بركاتهم ـ عدد كشتگان را به دهها و مجروحين را به صدها نفر اعلام مي دارد. مامورين شاه به مسجد ريخته و به قتل و جرح مردم بي دفاع پرداخته و مسجد را به آتش كشيده اند; همچنان كشتار بي رحمانه اصفهان به دنبال حيله و دروغ و افترا موجب تاثر و تاسف بسيار است . اكنون اهالي اصفهان به اسم حكومت نظامي بدون مجوز قانوني در زير چكمه خونخواران شاه از اجتماعات ديني ممنوعند و حق اظهارنظر ندارند...
    دين خود را به اسلام و مسلمين ادا نماييد و بيش از اين تن به ذلت ندهيد.
    بايد تمام جناحهاي اسلامي از علماي اعلام و خطباي محترم و طلاب و دانشجويان و جوانان فرزندان عزيزم و بازرگانان محترم و كارگران و دهقانان شريف و بيدار و تمام جبهه ها و احزاب سياسي يكدل و يك جهت در آگاهي درجه داران ارتش و ژاندارمري و شهرباني كوشش كنند و براي سرنگوني اين جاني بالذات آنان را به تشريك مساعي دعوت نمايند و متل را از شر اين ستمگر نجات دهند; و مجال ندهند بيش از اين زن و مرد بزرگ و كوچك پير و جوان و كودك ما را به خاك و خون بكشد و اسلام را فداي شهوات خود كند. من در اين آخر عمر متواضعانه دست خود را به طرف تمام گروهها كه براي برپايي اسلام و احكام آن كه تنها راه سعادت و ضامن استقلال و آزادي ايران از استعمار نو و كهنه است كوشش و فداكاري مي كنند دراز مي كنم و از همه استمداد مي نمايم . اين شخص با كمال جديت به محو آثار اسلام كمر بسته است و با حيله و دروغ مي خواهد خود را طرفدار اسلام و ملت معرفي كند. اكنون كه ملت شجاع ايران ـ ايدهم الله تعالي ـ بر حيله هاي او واقف شده و آگاهانه بپا خاسته است بايد طبقات دانشمند از نويسندگان و گويندگان در هر لباس و شغلي كه هستند دست در دست يكديگر گذاشته و با قلم و بيان جنايات بيشمار دستگاه را براي ملت بيدار ايران روشنتر كنند. بايد طلاب و دانشجويان عزيز و شجاع سراسر ايران از هر فرصت استفاده كرده و شعار ضد شاهي را كه شعار اسلام است زنده نگه دارند.
    بايد دانشمندان و دانشجويان متعهد و مسئول خارج كشور جنايات اين عنصر خطرناك را هر چه بيشتر در خارج و داخل نوشته منتشر كنند و شخصيتهاي آزاده جهاني را در سراسر دنيا از ظلم و ستمي كه به مردم ايران وارد مي شود آگاه كنند و آنان را در كمك به ملت دلير براي نجات ايران از چنگال استعمار و استثمار جهاني بسيج نمايند.
    بايد جميع طبقات از اختلافات جزئي دست كشيده و براي نجات خويش به پا خيزند و با هر وسيله ممكن در دفع اين مفسد في الارض اقدام كنند. امروز سكوت در مقابل اين ستمگر و بي تفاوتي در برابر اين جنايات بر خلاف مصالح عاليه اسلام و مخالف سيره انبياي عظام و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ است . امروز هر مطلبي كه موجب انحراف ملت شريف از مسير اصلي است شيطاني و با نقشه شياطين طرح مي شود...
    قيام مردم مومن اصفهان و شيراز عليه رژيم شاه و پليديها و فسادهاي ناشي از اين رژيم نشان داد كه مردم اين دو شهر كه بيش از نيم قرن به طور هولناكي تحت فشار تبليغاتي و رواني قرار داشتند تا از ارزشهاي ديني و ملي خود دست بردارند همچنان پايدار و استوار هستند و توطئه ها و برنامه هاي بسيار فراوان رژيم شاه در تغيير سيماي اين دو شهر (كه به دليل سياحتي بودن آنها قرار بود حتي از تهران نيز زودتر رنگ و بوي غربي بگيرند و به گمان سردمداران رژيم شاه با ارزشهاي اسلامي وداع بگويند) نه تنها هيچ تاثيري نگذاشته بلكه مردم را نسبت به آرمانهاي انقلابي به رهبري حضرت امام خميني مصمم تر و عزم آنها را براي مبارزه عليه رژيم ستم شاهي جزم تر كرده است .
    علي وزوايي
    رژيم شاه از قيام عمومي مردم اصفهان به قدري وحشت زده شد كه در اين شهر حكومت نظامي اعلام كرد حكومت نظامي در اصفهان اولين حكومت نظامي در دور جديد مبارزات مردم مسلمان ايران بود
    تقريبا همزمان با قيام مردم مسلمان اصفهان مردم مسلمان شيراز نيز به طور گسترده دست به قيام زدند. يكي از اهداف قيام مردم مسلمان شيراز جلوگيري از برگزاري جشن هنر شيراز و ممانعت از ترويج فساد ابتذال و فرهنگ غربي بود
    امام خميني به مناسبت قيام مردم مسلمان اصفهان و شيراز در پيامي خطاب به ملت ايران فرمودند : دفاع از حق و اسلام از بزرگ ترين عبادات است . بگذار عبادتگاه هاي ما را در اين شهر مبارك به خون بكشند و ببندند كه مسلمين با عبادت بزرگ شد ماه شريف را مي گذرانند.
    توطئه ها و برنامه هاي بسيار فراوان رژيم شاه در تغيير سيماي اصفهان و شيراز (كه به دليل سياحتي بودن آن ها قرار بود حتي از تهران نيز زودتر رنگ و بوي غربي بگيرند) نه تنها هيچ تاثيري نگذاشت بلكه مردم مسلمان اين دو شهر را نسبت به اسلام و آرمان هاي انقلابي امام خميني مصمم تر كرد