روزنامه جمهوري اسلامي 19/05/1382 صفحه مقالات

  • فرجام پند ناپذيران در بيان امير مومنان
  • شكوفه هايي از بوستان نهج البلاغه
  • ويژگي دولتمرد شايسته از ديدگاه اميرالمومنين علي (ع )
  • اقتدار مظلوميت پيروزي
  • *****
    فرجام پند ناپذيران در بيان امير مومنان


  • ث خطبه 35 نهج البلاغه
    ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
    پس از نافرجامي جنگ « صفين » كه بر اثر نيرنگ « عمر و عاص » و « معاويه » به بلواي « حكميت » انجاميد امير مظلومان عليه السلام با باقي مانده ياران به كوفه برگشتند و به انتظار نتيجه مشاوره و داوري « حكمين » (عمر و عاص و ابوموساي اشعري ) ماندند تا آنكه خبر خيانت آنان و تجاوزشان از وظايفي كه برايشان تعيين شده بود و نيز فريب خوردن ابوموساي ساده لوح از عمر و عاص نيرنگباز به امير مومنان رسيد خطبه اي دردآور براي « كوفيان » خواند :
    ستايش خداوند را سزاست و اگر چه روزگار رويدادي سنگين و دشوار و حادثه اي بزرگ و ناگوار پديد آورده است (و همان سان كه خداوند در گشايش و آسايش ستودني است در ناگواري و رنجش نيز دوستداشتني است ) و گواهي مي دهم كه خدايي جز « الله » نيست شريكي ندارد و همتايي با او نيست . و گواهم كه محمد(ص ) بنده و فرستاده خداوند است .
    فرجام نافرماني از رهبر
    اما بعد راستي كه نافرماني از پند دهنده خير خواه و مهرورز و داناي تجربه دان حسرت به بار مي آورد و پشيماني در پي دارد.
    من فرمان خود را در باب اين « حكميت » و راي خويش و عصاره خالص انديشه ام به شما فهماندم كه اين « شاميان » چون درمانده اند و به نزديكاي پايان حيات ننگين شان رسيده اند چاره اي منافقانه انديشيده اند و قرآنها به نيرنگ بر نيزه كرده اند و به حكمراني قرآن فرا مي خوانند تا شمايان را بفريبند و نيز گفتمتان كه پذيرش « حكميت » و دادن مهلت به دشمن در حال هزيمت به صلاح نيست و اگر اينان از اين مهلكه بگريزند به تجديد قوا مي پردازند و بر شما مي تازند و دمارتان را بر مي آورند. و پس از آنكه نصايحم را نپذيرفتيد و دشمن به ستوه آمده را رهانيديد و « حكميت » را بر من به اكراه قبولانديد گفتمتان كه داور ما « ابن عباس » و يا « مالك اشتر » باشد. باز هم لجاجت ورزيديد و با شيطنت منافقاني چون « اشعث بن قيس » « ابوموساي اشعري » را به داوري از جانب ما برگزيديد حال آنكه داور شاميان عمرو عاص مكار بود. آن هنگام گفتمتان كه ابوموسي هماورد عمروعاص نيست . عمروعاص وي را ميفريبد و ما را به شكست مي كشاند اما باز هم بر ناداني و لجاجت خود پاي فشرديد و كرديد آنچه كرديد. اكنون مي بينيد نتايج آنكه كرديد و مي درويد ثمره آنچه را كشتيد.
    و هم اكنون مي گويمتان كه فرمان راست و راي صواب همان بود كه آن روز گفتمتان . اگر اطاعت مي كرديد رستگار مي شديد اما جفا كارانه و پيمان شكنانه از فرمانم سرپيچانديد تا كه از پند و هشدار دادن تان نوميد شدم و آذرخش سخنم ديگر جان يخ زده تان را به جوش و خروش نياورد.
    دريغا! كه شمايان هنگامي از اين غفلت به در مي آييد و راستي سخنم را مي فهميد كه زمان گذشته است وآنگاه است كه سزاي سركشي تان را سخت در مي يابيد!...

  • *****
    شكوفه هايي از بوستان نهج البلاغه


  • ث نهج البلاغه پارسي
    مترجم : سيد جمال الدين دين پرور
    تهران : بنياد نهج البلاغه
    1314 ص . وزيري
    ث نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه
    محمد باقر محمدي
    تهران : وزارت ارشاد
    348 ص . ج ششم وزيري
    ث سيره اداري امام علي (ع ) در دوران خلافت
    مريم معيني نيا
    تهران : سازمان تبليغات اسلامي 228 ص . رقعي
    ث سيره عبادي امام علي (ع )
    عباس عزيزي
    قم : نشر صلاه
    160 ص رقعي
    ث سيري در شرح ابن ابي الحديد
    محمد صحفي
    قم : انتشارات اهل بيت
    480 ص . وزيري
    ث سيره سياسي امام علي (ع )
    احمد خاتمي
    تهران : مطهر
    248 ص . رقعي
    ث سيره علوي
    محمد باقر بهبودي
    تهران : خانه انديشه جوان
    240 ص . رقعي
    ث عدل الهي و عدالت بشري در نهج البلاغه
    ابراهيم سيد علوي
    تهران : بنياد نهج البلاغه
    118 ص . رقعي
    ث شرح نهج البلاغه
    محمد باقر نواب لاهيجي
    تهران : مركز نشر ميراث مكتوب
    786 ص . وزيري
    ث صحيفه امام علي (ع )
    مترجم : جواد قيومي اصفهاني
    قم : دفتر انتشارات اسلامي 588 ص . وزيري
    ث عجايب احكام اميرالمومنين (ع )
    محسن امين عاملي
    قم : مركز الغدير للدراسات الاسلاميه
    233 ص . وزيري
    ث علي (ع ) از زبان استاد شهيد مرتضي مطهري
    عبس عزيزي
    قم : نشر سلسله
    256 ص وزيري
    ث علي (ع ) و آزمايشهاي الهي
    اسدالله مبشري
    قم : موسسه در راه حق
    32 ص . رقعي
    ث علي (ع ) در آثار شهيد مطهري
    قم : نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها 146 ص . جيبي
    ث علي (ع ) و محرومان
    عباس عزيزي
    قم : سلسله
    112 ص . رقعي
    ث علي بن ابيطالب (ع ) و حديث استخلاف
    حسين غيب غلامي
    قم : نشر دليل
    88 ص . رقعي
    ث علي (ع ) قهرمان معجزات و كرامات
    مترجم : علي سالگي
    قم : ناصر
    392 ص . وزيري
    ث العقد الثمين في اثبات وصايه اميرالمومنين
    سعدبن علي شركاني
    گردآورنده : سامي الغديري
    قم : نشر زهرا
    96 ص . رقعي
    ث قرآن از ديدگاه نهج البلاغه
    شكرالله جهان مهين
    تهران : معاد
    232 ص . رقعي

  • *****
    ويژگي دولتمرد شايسته از ديدگاه اميرالمومنين علي (ع )




  • تهيه و تنظيم : سليمان طايي
    اشاره :
    قسمت اول
    اميرالمومنين علي (ع ) با حكومت 5 ساله خود الگويي ارائه داد كه هنوز هيچ كس نتوانسته نظيرش را مشاهده و يا خود اجرا كند و آنچه كه بيش از همه مهم است اجراي عدالت مي باشد.
    حكومت في نفسه از نظر امام علي (ع ) مذموم است و در گفتگويي كه با « ابن عباس » دارد مي فرمايد : « به خدا سوگند اين كفشهاي بي ارزش براي من از حكومت بر شما محبوبتر است مگر اينكه حقي را بپا دارم يا جلوي باطلي را بگيرم . » (1 )
    طبق تعبيري كه حضرت علي (ع ) در نامه 41 نهج البلاغه دارد حكومت را به عنوان امانت مي داند و در نامه اي به « اشعث » كه از جانب عثمان حكمران آذربايجان بود نوشت :
    « كار امارت تو برايت طعمه و وسيله كسب مال نيست . بلكه امانتي بر گردن توست . و بايد به خوبي از آن حفاظت نمايي . » (2 )
    همچنين حضرت در نامه اي به حاكم بحرين نوشت :
    « پس همانا به خوبي از عهده حكومت برآمدي و امانت خود را ادا نمودي » (3 )
    و در نامه اي كه به ابن عباس درباره شايعه اختلاس وي نوشته است مي فرمايد :
    « اگر تو انجام دادي (و خيانت كردي ) پس همانا پروردگارت را ناراحت كرده خلاف فرمان امام خود عمل نمودي و به امانت خويش خيانت كردي . » (4 )
    بنابراين مسوولين حكومت بايد افرادي امانتدار و مورداطمينان باشند و از مقام به نفع خود و خويشان و جهت گردآوري مال سو استفاده نكنند. حتي حضرت در نامه خود به مالك اشتر در تعيين اختيارات كارگزاران خويش به مساله امانت داري آنان تاكيد كرده و مي فرمايد :
    « جانشين كار خود را فردي مورد اطمينان و خيرخواه از يارانت قرار ده . » (5 )
    به همين جهت امام (ع ) افرادي را به امارت مي گمارد كه چنين برداشتي از آن داشته و طالب رياست و مقام نباشند و حتي افرادي را كه خواهان مقام و موقعيت بوده و در اين راه تلاش مي كردند براي پذيرش اين مناصب صالح نمي دانست كه نمونه بارز آن طلحه و زبير بودند و در نامه 40 نهج البلاغه به صراحت بيان فرموده است .
    از سخنان اميرالمومنين علي (ع ) به خوبي استفاده مي شود كه حضرت در انتخاب كارگزاران ملاك را لياقت آنها و پيروي آنان از دستورات اسلام قرآن و حق قرار داده است و بين كارگزاران شايسته و ناشايست فرق قائل شده و خطاب به مالك اشتر مي فرمايد :
    « و هرگز (كارگزار) نيكوكار با بدكار در نزد تو مساوي نباشد زيرا چنين تسويه اي نيكوكاران را به انجام كارهاي نيكو بي رغبت سازد و بدكاران را به كارهاي زشت تحريك و تشويق مي نمايد و هر يك از ايشان را به آنچه گزيده جزا ده (نيكوكار را پاداش و بدكار را كيفر ده ) » (6 )
    در همين نامه امام (ع ) ضمن برشمردن ويژگي هاي وزيران خوب به ويژيگي كارگزاران ناشايست نيز اشاراتي كرده و مي فرمايد :
    « بدترين وزيران تو وزيري است كه پيش از تو وزير اشرار و بدكاران و در گناهان (كارهاي ناشايست ) با آنها شريك بوده پس چنين كسي نبايد از خواص و نزديكان تو باشد آنان يار گناهكاران و برادر (همراه ) ستمگران هستند . » (7 )
    در مقاله حاضر برخي از ويژگي هاي دولتمردان شايسته از ديدگاه اميرالمومنين (ع ) در چند شماره با توضيح مختصر در دو بخش مطرح خواهد شد.
    بخش اول : ويژگي هاي اخلاقي دولتمرد شايسته
    بخش دوم : ويژگي هاي رفتاري دولتمرد شايسته
    بخش اول
    ويژگي هاي اخلاقي دولتمرد شايسته
    1 ـ رعايت تقواي الهي
    اميرالمومنين علي (ع ) هنگامي كه مالك اشتر را به عنوان والي مصر فرستاد در نامه مشهور خود خطاب به وي به عنوان اولين مطلب اين نكته را متذكر شده است :
    « امر كرده است مالك را به مراعات تقواي الهي و مقدم داشتن طاعت خداوندي بر همه چيز و پيروي از فرائض و سنت هايي كه حق تعالي در كتاب خود به آنها دستور داده است و هيچ كس به سعادت نمي رسد مگر با پيروي از آنها و در شقاوت سقوط نمي كند مگر با انكار و ضايع كردن آنها خداوند سبحان را با قلب و دست و زبانش ياري نمايد زيرا حق تعالي ياري كسي را كه او را ياري كند به عهده گرفته است و عزيز داشتن كسي كه او را عزيز بدارد . » (8 )
    از پيام هاي آن حضرت به يكي از كارگزاران هنگامي كه او را براي جمع آوري زكات فرستاده و به پرهيزكاري تاكيد كرده و فرمود :
    « كارگزار خود را در امور پنهاني و اعمال مخفي و كردار پوشيده اش به پرهيزكاري و ترس از خداوند دستور مي دهم جائي كه غير از خدا حاضر و ناظر نيست و به جز او نگهبان و كسي كه كار به او واگذار مي شود . نمي باشد . » (9 )
    پي نويس :
    1 ـ نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 33 ص 112
    2 ـ همان نامه ص 839
    3 ـ همان نامه 42 ص 960
    4 ـ همان نامه 40 ص 955 و 956
    5 ـ سيماي كارگزاران علي ابن ابيطالب اميرالمومنين (ع ) علي اكبر زاكري ج 1 چاپ اول ص 84
    6 ـ نهج البلاغه فيض الاسلام نامه 53 ص 1000
    7 ـ همان
    8 ـ همان نامه 53 ص 992
    9 ـ همان نامه 27 ص 888

  • *****
    اقتدار مظلوميت پيروزي


  • آنچه امروز در مورد اين بزرگوار عرض مي كنيم اين است كه در شخصيت زندگي و شهادت اين بزرگوار سه عنصر كه ظاهرا با يكديگر خيلي هم سازگاري ندارند جمع شده است . اين سه عنصر عبارت است از : اقتدار مظلوميت و پيروزي .
    « اقتدار » آن حضرت عبارت است از : قدرت او در اراده پولادينش در عزم راسخش در اداره مشكل ترين عرصه هاي نظام در هدايت ذهنها و فكرها به سوي عالي ترين مفاهيم اسلامي و انساني تربيت انسانهاي بزرگ از قبيل « مالك اشتر » « عمار » « ابن عباس » « محمدبن ابي بكر » و ديگران و ايجاد يك جريان در تاريخ بشري .
    مظهر اقتدار آن بزرگوار اقتدار منطق اقتدار فكر و سياست اقتدار حكومت و اقتدار بازوي شجاع بود.
    هيچ ضعفي از هيچ طرف در شخصيت اميرالمومنين (ع ) نيست در عين حال يكي از مظلوم ترين چهره هاي تاريخ است ; مظلوميت در همه بخشهاي زندگيش بود.
    در دوران نوجواني مظلوم واقع شد در دوران جواني ـ بعد از پيامبر ـ مظلوم واقع شد. در دوران كهولت و خلافت مظلوم واقع شد. بعد از شهادت هم تا سالهاي متمادي بر سر منبرها از او بدگوي كردند و به او نسبتهاي دروغ دادند. شهادت او هم مظلومانه است .
    اما عنصر سوم كه « پيروزي » آن بزرگوار باشد پيروزي همين است كه اولا در زمان حيات خود او بر تمام تجربه هاي دشواري كه بر او تحميل كردند پيروز شد. يعني جبهه هاي شكننده دشمن بالاخره نتوانستند علي را به زانو دربياورند. همه آنها از علي (ع ) شكست خوردند. بعد از شهادت هم روز به روز حقيقت درخشان او آشكارتر شد. يعني حتي از زمان حياتش به مراتب بيشتر بود. امروز شما به دنيا نگاه كنيد ـ نه دنياي اسلام بلكه در همه دنيا ـ ببينيد چه قدر ستايشگراني هستند كه حتي اسلام را قبول ندارند اما علي بن ابيطالب (ع ) را به عنوان يك چهره درخشان تاريخ قبول دارند. اين همان روشن شدن آن جوهر تابناك است و خداي متعال دارد در مقابل آن مظلوميت به او پاداش مي دهد. آن مظلوميت آن فشار و اختناق آن گل اندود كردن چشمه خورشيد با آن تهمتهاي عجيب آن صبري كه او در مقابل اينها كرد بالاخره پيش خداي متعال پاداش دارد; پاداشش هم اين كه در طول تاريخ بشر شما هيچ چهره اي را به اين درخشندگي و مورد اتفاق كل پيدا نمي كنيد.
    قسمتي از سخنان مقام معظم رهبري