روزنامه جمهوري اسلامي 18/05/1382 صفحه امام

  • امام خميني و نقش زمان و مكان در اجتهاد
  • حديث نور
  • *****
    امام خميني و نقش زمان و مكان در اجتهاد




  • قسمت نخست
    محمدمهدي بهداروند
    « مصلحت نظام را در نظر بگيريد چرا كه يكي از مسائل بسيار مهم در دنياي پرآشوب كنوني نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميم گيري است . »
    امام خميني (ره ) 67 10 8
    « مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد براي مردم و جوانان و حتي عوام هم قابل قبول نيست كه مرجع و مجتهدش بگويد من در مسائل سياسي اظهارنظر نمي كنم .
    آشنايي به روش برخورد با حيله ها و تزويرهاي فرهنگ حاكم بر جهان شناخت سياستها و حتي سياسيون و فرمولهاي ديكته شده آنان و درك موقعيت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمايه داري و كمونيزم كه در حقيقت استراتژي حكومت بر جهان را ترسيم مي كنند از ويژگيهاي يك مجتهد جامع است .
    يك مجتهد بايد زيركي و هوش و فراست هدايت يك جامعه بزرگ اسلامي و حتي غيراسلامي را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوي و زهدي كه در خور شان مجتهد است واقعا مدير و مدبر باشد. »
    امام خميني (ره ) 67 12 3
    طرح مسئله اجتهاد و مقتضيات زمان و مكان توسط امام خميني (ره ) و ضرورت شناخت موضوعات و مصالح نظام و حكومت توسط مجتهدي كه مي خواهد زمان جامعه را بدست بگيرد ضرورت يك حركت جدي را در حوزه هاي علميه توسط مراجع و فقها و علماي بررسي و تحقيق پيرامون ابعاد مختلف موضوع پديد آورده است . شكي نيست كه پيروزي انقلاب اسلامي و تاسيس حكومت اسلامي سبب تغيير و تحول در حوزه هاي علميه گرديد زيرا موضوعات مبتلا به و مورد نياز مردم در زمان حكومت اسلامي تفاوتهاي جدي با زماني كه سرپرستي جامعه بدست طاغوت و طاغوتيان بود دارد و لذا اهميت درك صحيح از جامعه و حكومت ضرورت پيدا مي كند و اين امر تاثير بسزائي در برنامه ريزي اجتماعي مي گذارد و ارتباط مستقيمي را با مصلحت سنجي دارا مي باشد. ارتباط مصلحت سنجي با مسئله شناخت زمان و مكان از موضوعات قابل توجه در اين بررسي است . اصولا ابزار و مقدماتي كه براي شناخت صحيح زمان و مكان لازم است كدامند و كيفيت شناخت زمان و مكان چه ارتباطي با اصول موضوعه هاي ارزشي و جهان بيني دارد آيا امري عقلي و عقلائي است يا غير آن براستي آيا مي توان از روش هائيكه در نظام هاي الحادي براي شناخت زمان و مكان بكار ميرود استفاده نمود
    حضرت امام امت (ره ) پيرامون كيفيت تغيير و تاثير موضوعات بر يكديگر و اثرگذاري روابط اقتصادي اجتماعي و سياسي بر موضوعات مي فرمايند :
    « اما در مورد روش تحصيل و تحقيق حوزه ها اينجانب معتقد به فقه سنتي و اجتهاد جواهري هستم و تخلف از آن را جايز نمي دانم اجتهاد به همان سبك صحيح است ولي اين بدان معنا نيست كه فقه اسلام پويا نيست . زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند. مسئله اي كه در قديم داراي حكم بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاكم بر سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام ممكن است حكم جديدي پيدا كند بدان معني كه با شناخت دقيق روابط اقتصادي و اجتماعي و سياسي همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قديم فرقي نكرده است واقعا موضوع جديدي شده است كه قهرا حكم جديدي مي طلبد . » 67 12 3
    آنچه از اين كلام استفاده مي شود مبين انواع سئوالاتي است كه در مقابله با آن بايد از موضوع متقن پاسخگو بود كه آيا نقش زمان و مكان در مشخص نمودن ويژگي در يك موضوع و در نحوه دگرگوني و تبديل آن موضوع چيست و قانونمندي حاكم بر تغيير و تحول موضوعات مختلف در زمانها و مكانهاي گوناگون چيست آيا اوصاف و خصال موضوعات ذاتي آنهاست و يا اينكه به تبع زمانها و مكانهاي مختلف تغيير مي كند و ديگر آنكه اصولا ـ علت و نحوه منسي شدن يك موضوع و حادث شدن موضوع جديد و يا تبديل يك موضوع به موضوعي ديگر چيست و چگونه است بنابراين آنچه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در مقابل فقها عظيم الشان صف آرايي نموده اند موضوعات جديدي بوده اند كه قبل از انقلاب داراي معني و تعريف ديگري خاص خود بوده است و لذا نياز عملي به بسياري از اين موضوعات بخوبي حس مي گردد و برخورد با آنها جز با ملاحظه زمان و مكان امكان پذير نخواهد بود در اين باره امام عزيز (ره ) مي فرمايد :
    امروز با كمال خوشحالي به مناسبت انقلاب اسلامي حرفهاي فقها و صاحب نظران به راديو و تلويزيون و روزنامه ها كشيده شده است چرا كه نياز عملي به اين بخش ها و مسائل است مثلا در مسئله :
    1 ـ ماليات 2 ـ در تجارت داخلي و خارجي 3 ـ در مسائل فرهنگي و برخورد با هنر به معناي اعم چون عكاسي نقاشي مجسمه سازي موسيقي تئاتر سينما و خوشنويسي و غيره 4 ـ تغيير موضوعات حرام و حلال و توسيع و تضيق بعضي از احكام در ازمنه و امكنه مختلف در مسائل حقوقي و حقوق بين المللي و تطبيق آن به احكام اسلام 5 ـ نقش سازنده زن در جامعه اسلامي و نقش تخريبي آن در جوامع فاسد و غيراسلامي 6 ـ برخورد با كفر و شرك و التقاط و بلوك تابع كفر و شرك 7 ـ مهمتر از همه اينها ترسيم و تعيين حاكميت ولايت فقيه در حكومت و جامعه و 67 8 10...
    و يا امام امت (ره ) در كلام ديگري مي فرمايند : « همه ما بايد متاسف باشيم كه اين انقلاب دير پيروز شد اگر اين انقلاب سي سال پيش پيروز مي شد وضع حوزه ها غير از اين بود البته روحانيت خوب عمل كرد و فقه اسلام را كه فقه جعفري است با مجاهدت هاي زياد زنده نگاه داشت ولي بالاخره محصور شده بودند در همان جهات فقهي ولي همان را خوب عمل كردند اشكال به ما اين بود كه به غير از مسايل عبادي فقه هيچ كاري نمي كرديم ... علوم رياضي يا ساير علوم نبود يا كم بود اصولا كسي به فكر اين نبود كه چه چيزهايي باشد و چه چيزهايي نباشد . » 62 6 2
    امام خميني (ره ) : « كتابها (در گذشته ) از حيث تعليم و تعلم غالبا از طهارت و تجارت و صلوه غالبا تجاوز نمي كرد علوم قضايي و حدود و ديات و اينها از علوم غريبه بود. البته مشايخ نوشته اند همه را مستقصي نوشته اند لكن از باب اينكه اين امور خارج بود از حيطه عمل آنها قضاوت دست آنها نبود حدود و ديات و قصاص و اينها عملي نبود از اين جهت آنها مورد بحث واقع نمي شد62 6 15.
    براستي چگونه مي توان به اين سئوال كه « در حوزه ها » چه چيزهايي باشد و چه چيزهايي نباشد پاسخ صحيح و كامل داد
    چه تلاشهايي مي توان در جهت طرح مسايل ديگر فقه (غير از مسايل عبادي ) انجام داد
    مباحثي را كه « مشايخ بطور مستقصي نوشته اند » كدامند و براي طرح مجدد آنها در حوزه ها چه بايد كرد
    و باز بي توجهي به زمان و مكان و عدم شناخت موضوعات زمانه را امام (ره ) موكدا تذكر مي دهند كه : « مهم شناخت درست حكومت و جامعه است كه براساس آن نظام اسلامي بتواند به نفع مسلمانان برنامه ريزي كند كه وحدت رويه و عمل ضروري است و همين جاست كه اجتهاد مصطلح در حوزه ها كافي نمي باشد. بلكه يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها هم باشد ولي نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و بطور كلي در زمينه اجتماعي و سياسي فاقد بينش صحيح و قدرت تصميم گيري باشد اين فرد در مسايل اجتماعي و حكومتي مجتهد نيست و نمي تواند زمان جامعه را بدست گيرد . » 67 8 10
    آيا شناخت درست او از حكومت و جامعه چگونه ممكن است
    برنامه ريزي كه به نفع مسلمانان باشد چه ويژگيهايي دارد چرا علوم معهود در حوزه ها و اجتهاد مصطلح قدرت برنامه ريزي و قدرت تشخيص مصلحت را ندارد و اساسا شناخت جامعه نيازمند چه مقدمات اصول و ابزاري است
    اجتهاد مصطلح براي چه امري كفايت مي كند و چه علومي در حوزه ها بايد رشد كند تا « اجتهاد » قدرت شناخت مسايل اجتماعي و حكومتي را پيدا نموده و توانايي بدست گرفتن زمام جامعه را بيابد
    بنابراين ملاحظه دو بعد زمان و مكان در صدور حكم و شناخت موضوع از اهميت ويژه اي برخوردار ميباشند.
    طرح مسئله اجتهاد و متقضيات زمان و مكان توسط امام خميني و ضرورت شناخت موضوعات و مصالح نظام و حكومت توسط مجتهدي كه مي خواهد زمام جامعه را بدست بگيرد ضرورت يك حركت جدي را در حوزه هاي علميه توسط مراجع و فقها و علماي بررسي و تحقيق پيرامون ابعاد مختلف موضوع پديد آورده است
    پيروزي انقلاب اسلامي و تاسيس حكومت اسلامي سبب تغيير و تحول در حوزه هاي علميه گرديد زيرا موضوعات مبتلابه و مورد نياز مردم در زمان حكومت اسلامي تفاوت هاي جدي با زماني كه سرپرستي جامعه بدست طاغوت و طاغوتيان بود دارد ولذا اهميت درك صحيح از جامعه و حكومت ضرورت پيدا مي كند و اين امر تاثير بسزائي در برنامه ريزي اجتماعي مي گذارد

  • *****
    حديث نور


  • هيئتي از ساواك در عراق براي بررسي نتايج اعمال محدوديتها
    1357 7 10
    طبق يك سند منتشر شده از ساواك هياتي از طرف ساواك ايران وارد بغداد شد و با سعدون شاكر ملاقات كرد تا نتايج فشار و محدوديتهاي ايجاد شده را بررسي كند. هيات ايراني ضمن تشكر از سعدون شاكر نتايج ديدارهاي وي را با امام به تهران چنين گزارش كرد : « با ـ امام ـ خميني ملاقاتهايي كرده و او را فردي سرسخت و مصمم در تعقيب نقشه هاي خود مي داند و عقيده دارد كه او به هيچوجه از تعقيب هدفهاي خود انصراف حاصل نمي كند ـ امام ـ خميني در مقابل تذكرات او كه تكليف كرده بود فعاليت سياسي را ترك كند گفته : « من اهل سياست هستم و هم مذهبي هيچوقت از نظرات سياسي خود عدول و نزول نخواهم كرد. » موضوع درخواست يعني رفع محدوديت نسبي از او و نگهداري وي براي مدتي بيشتر را قرار شده در شوراي فرماندهي انقلاب ـ عراق ـ مطرح كند اما عقيده داشت كه آزاد گذاشتن ـ امام ـ خميني سبب تجري او در انجام فعاليتهاي شديدتر عليه ايران و عراق خواهد شد. وجود ـ امام ـ خميني را در عراق براي ايران و عراق مضر مي داند و عقيده دارد اگر بجاي ديگري برود احتمالا مشكلات بيشتري فراهم خواهد كرد. ـ امام ـ خميني ويزاي خروج گرفته ولي تاريخ خروج او اصلا مشخص نيست و هر آن ممكن است از عراق خارج شود ـ شاكر ـ اظهار نمود اگر ـ امام ـ خميني قصد خروج داشته باشد دولت عراق قادر به جلوگيري از تصميم او نيست . »
    امام خميني ماجراي ايجاد فشار و محدوديت به خود را كه منجر به محاصره منزلشان و در نتيجه خروج از عراق انجاميد چنين شرح دادند :
    « .... در آن اواخر كه ... دولت عراق كم كم و تدريجا در صدد جلوگيري از اين فعاليت برخاست ابتدا چند نفري را به بهانه حفاظت در اطراف منزل ما گماشت و شايعه هم درست مي كردند كه اشخاصي مي خواهند مرا ترور كنند. معلوم بود كه اين دروغ است . آخر ترور پنجاه نفري كه نمي شود! معلوم است كه درست نيست . كم كم مامورها زياد شدند و سرانجام معلوم شد كه واقعا موضوع حفاظت و اينطور چيزها نيست . تا آنكه يك ـ روز ـ رئيس امن ـ عراق ـ از بغداد آمد. او آدم ملايمي بود و سخنهايش هم تعارف بود كه : « شما هر كاري مي خواهيد بكنيد مانع ندارد. » ايشان رفت و بعد از چند روز يك نفر ديگر آمد كه مي گفتند اين مقدم است بر آن ايشان بطور رسمي گفت : « چون ما تعهداتي با دولت ايران داريم از اين جهت نمي توانيم تحمل كنيم كه شما اينجا فعاليت كنيد. » و شايد آن روز همين مقدار را گفت و روز بعدش آمد و بيشتر گفت كه : « شما نبايد چيزي بنويسيد يا صحبت بكنيد يا نواري پر كنيد و بفرستيد ـ ايران ـ براي آنكه اين مخالف تعهدات ماست . » من به او گفتم كه : « اين يك تكليف شرعي است كه به من متوجه است . من هم اعلاميه مي نويسم و هم در موقعش منبر صحبت مي كنم و هم نوار پر مي كنم و به ايران مي فرستم . اين تكليف شرعي من است و شما هم هر تكليفي داريد عمل كنيد. » بعد صحبتهايي كرد و بالاخره منتهي به اينكه بگويم : « من چنان علاقه اي به يك محلي ندارم من هر جايي كه بتوانم خدمت كنم آنجا خواهم رفت و نجف پيش من مطرح نيست كه من اينجا بمانم . » گفت : « شما به هر جا برويد همين مساله هست يعني جلوگيري مي شود. » گفتيم : « (در صورتيكه در آن موقع هيچ در ذهن من نبود....) من مي روم خارج . من مي روم به پاريس كه مملكتي است كه ديگر وابسته به ايران و مستعمره ايران نيست ! » البته ناراحت شد و حرفي نزد. بعد آقاي دعايي را ديدم كه براي ترجمه آمده بودند. بعد من ديدم كه اينها خيال دارند با دوستان من بدرفتاري كنند. گفتم پايداري كنند. (مقامات عراقي ) گفته بودند كه ـ مرا ـ آگهي (= مطلع ) كنند كه ما با خودش كاري نداريم لكن با اطرافيان او كار داريم . من خوف اينرا داشتم كه ممكن است به اينها صدمه اي وارد بشود. به آقاي دعايي گفتم كه شما مقدمات سفر و خروج مرا آماده كنيد و بليط تهيه كنيد. البته قبلا هم در اين مورد صحبتي شده بود كه مخالفت كرده بودند و گفته بودند شما مي خواهيد ما را با ايشان ـ شاه ـ طرف كنيد. به هر حال اين بار ويزا دادند براي رفتن به كويت و خيال ما هم اين بود كه به كويت و سپس به سوريه برويم و خيال نداشتيم كه اصولا به فرانسه برويم . قرار گذاشتيم كه بين الطلوعين و يك روزي بالاخره اين مسافرت را سرانجام دهيم . بالاخره به مرز كويت رفتيم .... »
    « .... من وقتي خواستم از كويت عبور كنم اجازه ندادند. بيخود نبود كه دولت عراق جديت كرد كه يا ما ساكت باشيم و يا آنجا نباشيم براي اينكه همه با هم بودند قواي شيطاني با هم بودند. و من در آنجا وقتي ديدم حتي از رفتن به كويت مانع شدند و گفتند : « از هر كجا كه آمده اي برگرد » و ما مجبور شديم به عراق برگرديم فهميدم مسئله اين نيست كه فقط كويت اين چنين باشد. اين ممالك به اصطلاح اسلامي تمامشان با هم مشترك المنافع و همه پشتيبان يكديگرند. اينها نخواهند گذاشت ما در آنجا بمانيم و به اين خاطر بنا گذاشتيم به مملكتي برويم كه ديگر تحت تاثير نباشد. ما فرانسه را انتخاب كرديم .... »
    « .... در نتيجه به عراق بازگشتيم و در بصره مانديم و تصميم گرفتيم كه به سوريه هم نرويم و قرار شد برويم فرانسه . و من در اين مدت مشغول تهيه اعلاميه اي براي ايران بودم كه چگونگي وضع را تشريح كنم و هيچ برنامه اي هم نداشتيم كه به پاريس برويم . شايد مسائلي بود كه هيچ اراده ما در آن دخالت نداشت و هر چه بود ـ و از اول هم هر چه بود ـ اراده خدا بود.... »
    ممانعت دولت كويت از ورود امام
    1357 7 12
    به دنبال تضييقات و فشارهاي دولت عراق كه خصوصا طي چند روز اخير شدت گرفته است امام خميني تصميم به مهاجرت از عراق گرفتند . لذا صبح روز 12 مهرماه 1357 ايشان بدون اطلاع قبلي همراه عده اي از ماموران عراقي و در معيت فرزند خود و چند نفر از علاقه مندانشان نجف اشرف را به قصد كويت ترك گفتند. دولت كويت با اشاره رژيم ايران با توجه به اينكه ايشان و همه همراهان ويزاي ورود به كويت را همراه داشتند از ورود امام به اين كشور جلوگيري كرد. قبل از اين صحبت از هجرت امام به لبنان و يا سوريه بود اما ايشان پس از مشورت با فرزندشان (حجه الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني ) تصميم به هجرت به پاريس گرفت .
    به دنبال تصميم امام خميني براي خروج از عراق رئيس ژاندارمري كل كشور دستورالعملي به اين شرح براي ژاندارمري بندرعباس صادر كرد : « اطلاع موثق حاكي است به علت تصميماتي كه براي ـ امام ـ خميني در عراق به وجود آمده است امكان دارد نامبرده به طرف ايران حركت كند لذا در صورت ورود از طريق دريا يا هوا او را بازداشت و به جزيره « فارو » اعزام كنيد » .
    بازگشت مجدد به عراق
    1357 7 13
    حضرت امام خميني كه به علت فشارهاي دولت عراق تصميم به هجرت به كويت گرفته بودند پس از ممانعت كويت از ورود ايشان مجددا به بغداد مراجعت كردند.
    سفير دولت انگليس در تهران در ملاقات خود با وزير كشور گفت كه وقتي آيت الله خميني مي خواست از عراق به كويت عزيمت كند ما از دولت دوستمان (كويت ) خواستيم كه او را راه ندهد و ملاحظه كرديد كه اين چنين هم كردند.