بناي شكوهمند و تاريخي ارگ تبريز در مركز اين شهر بازمانده
مسجدي است كه در فاصله سالهاي 716 تا 724 هـ . ق به همت
تاج الدين عليشاه وزير اولجايتو ساخته و بنا نهاده شده است .
اين بناي عظيم در بيشتر سفرنامه ها و تواريخ
از جوانب
مختلف وصف شده است در سفرنامه ابن بطوطه و هم چنين
كتابها و دست نوشته هاي باقيمانده از سفرايي مانند حمدالله
مستوفي و بدرالدين محمود عيني به كرات وصف اين مسجد و
زيباييهاي آن ديده مي شود اين بنا در سال 1310 هـ . ش به
عنوان يك اثر تاريخي ـ فرهنگي به ثبت رسيد.
مدتهاست كه بحث تخريب اين اثر عظيم تاريخي و برپايي
مصلي و نمازخانه بزرگ تبريز در محوطه آن شنيده ميشود.
حضور يكي از همكاران بخش هنري روزنامه در تبريز و ابراز
علاقه وي براي تهيه مطلبي در اين زمينه عاملي شد تا بار ديگر
به وضعيت كنوني ارگ تبريز بپردازيم .
گفت و گو با ساعد هرايي ـ معاونت ميراث فرهنگي
آذربايجان شرقي مي تواند آخرين اطلاعات را درباره وضعيت
كنوني ارگ تاريخي تبريز در اختيارمان قرار دهد.
در مورد بناي ارگ و مسائل پيش آمده توضيحاتي بفرماييد.
ث اين بنا واقع در مركز شهر تبريز و به عنوان باقيمانده مسجد
تاج الدين عليشاه در قرن هشتم هجري ساخته شده است كه بنا
به اظهار بسياري از مورخان
محكم ترين بناي آجري عالم در
زمان خود به شمار مي رفته است . اطلاعات ما در مورد نقشه
اصلي اين بنا و مسجد اندك ميباشد و بنابراين نياز به
حفاري هاي جديد و بررسي هاي بيشتر در اطراف آن و به
خصوص حريم مصوب 55 متر از حد شرقي آن همواره وجود
دارد. متاسفانه در اين حريم مصوب
بناي جديد التاسيس
مصلي در حال احداث و بهره برداري ميباشد. سازمان ميراث
فرهنگي مدارك و شواهدي در اختيار دارد كه نشان دهنده
مكشوف شدن پايه هاي قطوري از مسجد (شامل خانقاه
مدرسه و زاويه و...) در جريان تخريب محوطه ارگ است .
تخريب محوطه بناي ارگ تبريز را چگونه ارزيابي مي كنيد.
ث همان گونه كه قابل مشاهده است متاسفانه اسكلت هاي آهني
در برابر بناي نجيب ارگ تبريز قد علم كرده اند و رويت اين
بناي تاريخي را از حد شرقي تقريبا غير ممكن ساخته اند.

به طور كلي در حادثه پيش آمده
سه نوع تخريب را
مشاهده مي كنيم . نخست و از همه مهمتر تخريب پژوهشي بنا
مي باشد. يعني عملا با اين ساخت و ساز امكان كشف و ضبط
آثار و بقاياي تاريخي از دل خاك اين محوطه براي پژوهشگران
و محققان غير قابل امكان ميباشد. در صورتيكه اشاره كرديم
هنوز بسياري از رازها و ابهامات در مورد اين بنا وجود دارد كه
با تحقيق و تفحص دقيق تر مي توان به آنها پاسخ داد.
مورد دوم
تخريب گردشگري و تاريخي است . مسلما با
وضعيت كنوني ديگر رغبت و انگيزه اي براي گردشگران داخلي
و خارجي باقي نمي ماند تا از اين بناي تاريخي بازديد كنند.
و آخرين مورد
تخريب منظري آن است . وجود تيرآهنها و
ساخت و ساز اطراف آن
سيما و منظره واقعي اين اثر تاريخي
را از بين برده و ديگراز لحاظ نما و منظره حالت جذاب و
طبيعت سابق را ندارد.
اقدامات ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي پس از تخريب
محوطه بناي ارگ چگونه و در چه ميزاني بوده است
ث ميراث فرهنگي بدون تعلل و با پيگيريهاي فوق العاده
تمامي همت و كوشش خود را براي جلوگيري از تخريب
محوطه اين بناي تاريخي و ملحقات آن آغاز كرد و به دليل
اينكه بحث با مسئولين مصلاي نماز جمعه تبريز نتيجه بخش
نبود به مراجع قضايي و حقوقي متوسل شد. علي رغم اين كه
شواهد و مستندات الزام عدم تخريب محوطه و ساختن مصلي
در آن را نشان ميداد
دادگاه شكايت ميراث فرهنگي را بااستناد
به اينكه سازمان ميراث فرهنگي در قبال اين موضوع هويت
قانوني ندارد نپذيرفت . با اين توجيه كه اين اثر موقوفه است و
قوانين موجود در مورد آن قابل تنفيذ و اجرا نمي باشد. حال
آنكه بسياري از بناهاي تاريخي چنين حالتي را دارند و بنابراين
مستثنا كردن يك بنا از ديگر آثار تاريخي
سئوال برانگيز است .
ما همچنين شكايتهاي بعدي خود را مبني بر الزام هيئت
سازنده مصلي به ارائه نقشه خود به سازمان ميراث فرهنگي
ارائه داديم
متاسفانه دادگاه با اين شكايت نيز با عنوان و اعتبار
امر مختومه برخورد كرد. حالا آنكه ماهيت شكايت اوليه و
شكايت بعدي ما كاملا با يكديگر متفاوت بود. اولي به عدم
تخريب محوطه ارگ توسط مسئولين مصلي مربوط بود
و
دومي به ارائه طرح و نقشه ربط داشت . همان گونه كه قانون
معين كرده كسي كه مي خواهد در جوار يك بنا يا اثر فرهنگي ـ
تاريخي بنايي بسازد بايد از سازمان ميراث فرهنگي مجوز بگيرد
و اين سازمان را در جهت و جريان كار خود قرار دهد. ولي
متاسفانه روند اين قانون در مورد هيات سازنده مصلي رعايت
نشده است و آنها بدون هيچ گونه مانع جدي كار خود را ادامه
مي دهند.
نحوه برخورد و نظارت شما از اين پس چگونه مشمول اين
بناي تاريخي مي شود

ث بايد بگويم كه پرونده ارگ عليشاه تبريز كه با اين عنوان
مفتوح شده است هيچ گاه در اذهان مردم ما مختومه نخواهد شد
و مردم به عنوان كساني كه حق دفاع از آثار تاريخي متعلق به
سرزمين خود را دارند مسلما محتواي پرونده را مرور مي كنند
و خود به قضاوت مي نشينند.
به طور كلي اگر اين مساله از همان ابتدا با سيري استدلالي
پيش ميرفت امروزه شاهد چنين معضلي نبوديم . به عبارت
ديگر ريشه تعرض به آثار فرهنگي و ملحقات آن كم اطلاعي ما
نسبت به ارزش هاي آن بناي فرهنگي و تاريخي مي باشد. اين
وظيفه يكايك ماست كه با آگاه ساختن مردم نسبت به ارزش و
منزلت و جايگاه آثار فرهنگي آنها را نسبت به اين سرمايه هاي
عظيم حساس كنيم
به طوري كه خود نگاهبانان واقعي اين آثار
باشند.
از سوي ديگر ما تصميم گرفته ايم قسمت باقيمانده اين
بناي تاريخي را مرمت كنيم و در حال حاضر گروه مرمتي در
آنجا حضور دارند.
اميدواريم در مورد اين مساله به گونه اي عمل شود كه
سرنوشت بناي ارگ با سرنوشت مصلي گره نخورد و اين بنا
بدون اقدامات امنيتي و تامين لازمه مصلي در معرض بازديد
عموم قرار گيرد. در اين زمينه ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي
از هيچ كوششي دريغ نمي كند.
و به عنوان نكته آخر چه موضوعي را قابل طرح مي دانيد
ث اين كه متاسفانه بعضي از نهادها فكر مي كنند كه ما با
ساخت مصلي مخالفيم در صورتيكه از نظر ما اگر قرار باشد در
اطراف اين بنا جايگاهي ساخته شود شايد مصلي از همه
مناسبتر باشد. مساله ما ساختن مصلي نيست
بلكه روند طي
شده است كه بدون اخذ مجوز و رضايت ميراث فرهنگي استان
صورت پذيرفته است قانون تشخيص ساخت و ساز در اطراف
بناهاي فرهنگي و محدوده آن را به اين سازمان واگذار كرده
است .
قابل ذكر است كه اين بناي تاريخي يعني ارگ عليشاه تبريز
در مركز شهر تبريز قرار گرفته است . يعني در محل رفت و آمد
مردم به سمت بازار و يا محل كار خود مردم تبريز به اين بنا
صرفا به عنوان يك بناي تاريخي نمي نگرند و تقريبا به علت
مشاهده روزانه خو گرفتن به آن
اين بنا را بخشي از زندگي
روزمره خود ميدانند. در جريان نهضت مشروطه اين بنا به
عنوان يك پايگاه تاريخي و براي مدتي در اختيار مشروطه
خواهان بود و به عنوان انبار مهمات از آن استفاده مي شد و
خلاصه يادآور حماسه هاي دلاور مردان در آن دوران نيز
مي باشد. جلوي اين كار (ساخت مصلي ) را از هم اكنون نيز با
شجاعت مسئولين مصلي و قطع تيرآهنهاي موجود مي توان
گرفت . به هر حال ما همواره حمايت خود را از اين بناي نجيب
ابراز و اعلام داشته و خواهيم داشت .
علي رغم تلاش براي دريافت نظرات مسئولان مصلاي
تبريز
موفق به انجام گفت و گو با ايشان نشديم و لذا صرفا به
گفت و گو با مسئولين ميراث فرهنگي اكتفا كرديم
اميدواريم
در فرصتي مناسب از ديدگاههاي ايشان نيز آگاه شويم .
ث حنيف غفاري
