
بيروت ـ خبرگزاري
جمهوري اسلامي : با پايان
يافتن ماموريت شش ماهه
پاسداران صلح سازمان ملل
موسوم به يونيفيل در نهم
مرداد ماه
شوراي امنيت روز
پنجشنبه گذشته با صدور
قطعنامه 1496 ماموريت اين
نيروها را در جنوب لبنان براي
شش ماه ديگر تمديد
كرد.
شوراي امنيت در اين
قطعنامه از نقض خط آبي
(توسط اسرائيل ) كه با فرار
نظاميان اسرائيلي در خرداد ماه
سال 1379 از جنوب لبنان
ترسيم شده
بشدت ابراز
نگراني كرده است .
شوراي امنيت همچنين از
دولت لبنان به خاطر اعزام
واحدهايي از ارتش خود به
جنوب اين كشور به منظور
كمك به تامين امنيت مرزي
قدرداني كرده است .
نظر به ماهيت و رفتارهاي
رژيم صهيونيستي در گذشته و
حال
با مرور بر تاريخچه
حضور و فعاليت نيروهاي
پاسدار صلح در جنوب لبنان
تا اندازه اي اهميت قطعنامه
جديد 1496 آشكار مي شود .
30 هزار نيروي نظامي
رژيم صهيونيستي در روزهاي
24 و 25 اسفند سال 1356 با
حمايت هوايي و توپخانه
تجاوز به لبنان را آغاز كردند كه
اين تهاجم به « عمليات ليتاني »
معروف شد. در تهاجم گسترده
ارتش رژيم صهيونيستي به
جنوب لبنان دولت اين كشور
رسما به شوراي امنيت سازمان
ملل شكايت كرد.
به دنبال آن
طرح اعزام
پاسداران صلح به منظور
استقرار امنيت در جنوب لبنان
و كمك به دولت اين كشور
براي برقراري آتش بس ارايه
شد و اين طرح به صدور
قطعنامه 425 شوراي امنيت
انجاميد.
شوراي امنيت در اين
قطعنامه خواستار حاكميت
لبنان بر سرزمينهاي خويش و
احترام به استقلال سياسي اين
كشور
توقف سريع عمليات
نظامي « اسرائيل » و كمك به
دولت لبنان براي بسط
حاكميتش در مناطق جنوبي
اين كشور شد.
به دنبال آن شوراي امنيت
قطعنامه 426 را كه شامل شرح
وظايف اين نيرو
تعيين نوع
مهمات مورد استفاده و مدت
فعاليت آن در قالب برنامه شش
ماهه بود به تصويب رساند و
« كورت والدهايم » دبيركل وقت
سازمان ملل موظف به نظارت
بر حسن اجراي اين قطعنامه
شد. نيروهاي پاسدار صلح در
قالب شش گردان و هر گردان
مركب از 600 نفر تشكيل و
مشغول فعاليت شدند كه هزينه
فعاليت اين نيرو 68 ميليون
دلار در هر شش ماه
بود.
رژيم صهيونيستي بظاهر با
قطعنامه 425 شوراي امنيت
موافقت كرد اما همچنان جنوب
لبنان را در اشغال خود نگه
داشت و براي اين منظور
كمربند به اصطلاح امنيتي به
وجود آورد.
اين رژيم همچنين
تشكيلات ساختگي محلي به
نام « ارتش جنوب لبنان »
متشكل از عناصر مزدور ارتش
لبنان به سركردگي سرگرد
شورشي « سعد حداد » را به
وجود آورد تا به زعم خود
ضمن حفظ امنيت مرزهاي
شمال فلسطين اشغالي به
اهداف توسعه طلبانه اش نيز
جامه عمل بپوشاند.
اما شوراي امنيت سال
1357 قطعنامه 427 را كه
متضمن عقب نشيني كامل رژيم
صهيونيستي از جنوب لبنان
است به تصويب
رساند.
تعداد نيروهاي پاسدار
صلح در سال هاي 1357 تا
1380 از چهار هزار به شش
هزار و 500 نفر افزايش يافت
ضمن آنكه برخي واحدهاي
نظامي پس از اتمام دوره
ماموريت
لبنان را ترك كردند
و واحدهاي ديگري جاي آنها
را گرفتند.
نيروهاي پاسدار صلح
اكنون شامل 1995 نظامي در
جنوب لبنان است و بودجه آن
به 95 ميليون دلار مي رسد . اين
نيرو را 200 سرباز از فرانسه
650 سرباز از گينه
650
سرباز از هند 200 سرباز از
لهستان
245 سرباز از اكراين
و 50 سرباز از ايتاليا تشكيل
مي دهند . بعلاوه 54 ناظر
نظامي وابسته به هيات نظارت
بر خط آتش بس سازمان ملل به
نيروهاي پاسدار صلح ياري
مي رسانند و 300 غير نظامي
كه از اتباع خارجي و نيز محلي
هستند با يونيفيل همكاري
دارند.
تعداد كشته شدگان
نيروهاي پاسدار صلح از سال
1357 تاكنون به 233 نفر
رسيده است .
علاوه بر مرزباني
از جمله
فعاليت هاي نيروهاي پاسدار
صلح ارايه خدمات پزشكي
كمك به انجام طرحهاي
آبرساني
ارايه خدمات به
مدارس و مراكز نگهداري
كودكان بي سرپرست و ارايه
خدمات دامپزشكي بوده است .
افزون براين
برخي واحدهاي
نظامي نيروهاي سازمان ملل
وظيفه كشف و خنثي كردن
مين هاي كاشته شده به عهده
دارند.
نظاميان رژيم صهيونيستي
حدود 500 هزار مين در
مساحت 850 كيلومتر مربع در
خطوط مرزي لبنان و فلسطين
اشغالي كار
گذاشته اند.
نيروهاي پاسدار صلح
تاكنون توانسته اند حدود سه
هزار مين را خنثي كنند و از
سال 1357 تاكنون
862 نفر
بر اثر انفجار اين مين ها كشته و
1192 نفر زخمي
شده اند.
خودداري رژيم
صهيونيستي از دادن نقشه
ميدانهاي مين
پيچيدگي نوع
مينها و شمار بسيار آن سبب
شده است كه با گذشت سه
سال از آزاد شدن جنوب لبنان
و مشاركت سازمان هاي
مختلف بين المللي در پاكسازي
مناطق آزاد شده
همچنان
انفجار مين جان ساكنان مناطق
جنوب را تهديد كند.
با خروج ارتش رژيم
صهيونيستي از جنوب لبنان
آمريكا و برخي كشورهاي
اروپايي بر دولت لبنان فشار
وارد مي كنند تا بتدريج به جاي
نيروهاي يونيفيل
ارتش لبنان
مستقر شود.
دولت لبنان بارها اعلام
كرده است تا زماني كه نظاميان
اسراييلي از كشتزارهاي اشغالي
شبعا خارج نشده و اسيران
لبناني در بند اين رژيم آزاد
نشوند
فلسطيني هاي مقيم
لبنان به ميهنشان باز نگردند و
قطعنامه 425 شوراي امنيت به
طور كامل اجرا نشود
استقرار
ارتش در جنوب امكان پذير
نيست .

*****
مخالفت « فرويد » با اميد واهي صهيونيستها
|

روزنامه ايتاليائي « كوريره دلاسرا » اخيرا در مقاله اي
نامه اي را از « زيگموند فرويد » دانشمند برجسته اتريشي به
چاپ رسانده كه در آن از تعصبات غيرواقعي يهوديان انتقاد
شده است . بر اساس اين مقاله « فرويد » خاطرنشان كرده كه
سرزمين فلسطين هرگز به كشوري امن براي يهوديان مبدل
نخواهد شد . نامه « فرويد » براي مدتي بيش از 70 سال از سوي
يك كلكسيونر دست نوشته ها در بيت المقدس مخفي نگاه
داشته شده بود.
نويسنده مقاله روزنامه « كوريره دلاسرا » اين سند ارزشمند
را از نشريه اي وابسته به دانشگاه « سين » ايتاليا استخراج كرده
است . اين سند درحالي انتشار يافته كه « فرويد » در جامعه
يهوديان به عنوان فردي مدافع « آئين يهود » معرفي شده است .
فرويد در 1856 ميلادي از پدر و مادري يهودي در اتريش
به دنيا آمد و در 1939 در سن 83 سالگي درگذشت . وي كه از
روانپزشكان معروف اروپا محسوب مي شود
با تئودور هرتصل
بنيانگذار صهيونيسم (1904 ـ 1860 ) معاصر بود . ولي
هيچگاه با او ملاقاتي نداشت و عقايد او را تاييد نمي كرد.
به موجب مقاله روزنامه « كوريره دلاسرا » در فوريه 1930
فرويد 74 ساله در اوج شهرت خود نامه اي درخواستي را از
انجمن صهيونيستي « كرن هژوسود » در بيت المقدس دريافت
نمود كه از وي مي خواست تا عليه موانعي كه اعراب فلسطيني
براي جلوگيري از انجام آئين يهود و ورود يهوديان به محدوده
ديوار ندبه بوجود آورده اند
اعتراض كند. فرويد از پذيرش اين
درخواست امتناع ورزيد و در پاسخ به كساني كه از وي چنين
درخواستي را كرده بودند
گفت « تصور نمي كنم كه فلسطين
جاي امني براي يهوديان باشد و يا بتواند به يك كشور يهودي
تبديل شود. زيرا جهان مسيحيت و اسلام هيچگاه مايل نيستند
بيت المقدس تحت كنترل يهوديان قرار گيرد. » فرويد سپس
پيشنهاد مي كند « يهوديان تلاش براي تشكيل كشور يهودي
مورد نظر خود را بايد برروي سرزمين ديگري متمركز كنند.
هرچند كه در آن صورت براي بدست آوردن حمايت مالي
ثروتمندان شانس كمتري دارند »
روزنامه « كوريره دلاسرا » در اين مقاله مي نويسد « فرويد
حامي آرمان عربها نبوده ولي اين باور را داشت كه بي اعتمادي
فلسطيني ها از تعصبات غيرمنطقي يهوديان ناشي مي شود. »
براساس اين مقاله
فرويد در ادامه نامه خود مي نويسد « با
اين گونه تعصبات كور
مايل نيستم ملتي را تقويت كنم كه درگير
يك توهم و اميد واهي شده اند. »
روزنامه مزبور ادامه مي دهد « نامه فرويد انجمن
صهيونيستي فعال در بيت المقدس را ناخشنود كرد ولذا اجازه
انتشار آن داده نشد. اين نامه توسط يكي از صهيونيستها به نام
« كوفلر » به يك كلكسيونر دست نوشته ها در بيت المقدس سپرده
شد به اين شرط كه مخفي نگاه داشته شود.
فرويد در آخرين سال عمر خود اثر معروف خويش تحت
عنوان « موسي و يكتاپرستي » را منتشر كرد. بعضي از
صهيونيستها معتقدند كه وي در اين كتاب ريشه هاي يهوديان
را مورد حمله و تعرض قرار داده است .

*****
دو كتاب درباره فلسطين
|

كتاب « حق بازگشت فلسطينيان و اصول تحقق آن » نوشته
آقايان « رمضان باباجي »
« مونيك شميليه ژاندرو » و
« ژرودولاپرادل » و مترجمي آقاي محمد مقدسي
اخيرا با
تسهيلات حمايتي مركز مطالعات فلسطين چاپ و منتشر شده
است . در مقدمه اين كتاب آمده است .
اين كتاب شامل دو پژوهش است . يكي درباره حق بازگشت
فلسطينيان و ديگري درخصوص اصول و احكام تحقق اين حق
كه هر دو
پژوهش هايي حقوقي بوده و با هماهنگي
نويسندگان شان تهيه شده اند. پژوهش دوم مكمل پژوهش
نخست است .
در پژوهش نخست
به ريشه هاي مساله حق بازگشت
فلسطينيان و روند آن
و نيز موضع اسرائيل نسبت به آن حق
پرداخته مي شود
و پژوهش دوم به موضوع احقاق اين حق و
جاري
طبق ]سازش [نحوه ايفاي آن بر اساس گفت وگوهاي
موافقتنامه اسلو مورخ 13 سپتامبر 1993 مي پردازد و هويت
كساني را كه مي توانند از حق بازگشت استفاده كنند و نيز هدف ها
و قواعد اجرايي آن را
به دقت روشن مي كند
پژوهش نخست را
رمضان باباجي و مونيك شميليه ژاندرو
و پژوهش دوم را
ژرودولاپرادل
هر سه از اساتيد حقوق دانشگاه پاريس
تهيه
كرده اند.
كتاب « حق بازگشت فلسطينيان و اصول تحقق آن » كه در
202 صفحه منتشر شده سومين كتاب از سري جديد
پژوهش هاي موسسه « الدراسات الفلسطينيه » در مورد مسائل
واپسين مرحله گفتگوهاي فلسطيني عربي ـ اسرائيلي محسوب
مي شود.
كتاب « دروزي ها در اسرائيل » نيز اثر ديگري است كه توسط
مركز مطالعات فلسطين منتشر شده است . اين كتاب نيز از سوي
« زيدان اتاشي » به رشته تحرير درآمده و به وسيله آقايان
كيومرث جاويدنيا و سجاد سلطان زاده ترجمه شده است . در
پيشگفتار اين كتاب چنين مي خوانيم :
اقليت دروزي با جمعيت اندك خود در 3 منطقه جولان در
سوريه
الشوف در لبنان و مناطق اشغال شده توسط اسرائيل در
سال 1948
به عنوان يكي از پايه هاي « استراتژي پيراموني » در
قبل و بعد از تشكيل دولت صهيونيستي مطرح بوده
است .
استراتژي پيراموني در زمان ديويد بن گوريون به عنوان
اولين نخست وزير اسرائيل در كنار استراتژي مسلح شدن به
سلاح هاي كشتار جمعي به ويژه نيروي هسته اي
در راس
سياست هاي دفاعي اين رژيم در مقابل اعراب قرار گرفت .

در اين استراتژي كليه مليت هاي غيرعربي همجوار با
كشورهاي عربي جهت بسط روابط با دولت صهيونيستي مطرح
بودند تا از اين طريق فشار همه جانبه اعراب بر اين رژيم تعديل
شده
در ميان كليت عربي نيز تفرقه و تشتت ايجاد شود.
كشورهاي غيرعرب اين منطقه در زمان تدوين اين دكترين
ايران
تركيه و رژيم حاكم بر اتيوپي و مسيحيان ماروني در لبنان
بودند. و اقليت هاي موردنظر نيز شامل اكراد و دروزي ها مي شد.
اجازه برداشت محصولات كشاورزي در سال 1948
و در
زمانيكه ساير اعراب مورد حملات وحشيانه صهيونيست ها براي
اخراج و انهدام هويت عربي اسلامي واقع شده بودند
اولين
اقدام عملي صهيونيسم براي تحقق ايده « تفرقه بيانداز و
حكومت كن » بود. ايده اي كه بسياري از رهبران دروزي نيز از آن
آگاه بوده و بر آن صحه مي گذارند.
اقدام بعدي خدمت سربازي است كه در واقع
بحث انگيزترين اقدام دولت صهيونيستي در التفات ويژه به
دروزي ها بود
چرا كه اعراب از ورود به ارتش صهيونيستي به
صورت اجباري و استفاده از تسهيلات موردنظر محروم هستند.
در حال حاضر پس از پنجاه واندي سال از پيگيري اين
استراتژي نمي توان نتيجه موفقيت آميزي از آن را براي
صهيونيست ها برشمرد.
اگرچه بسياري از دروزي ها تن به همكاري و همياري با آمال
و نيات شوم صهيونيسم دادند ولي عده اي نيز در مخالفت با اين
سياست
مشقات فراواني را تحمل كرده و حتي مانع از همكاري
هم كيشان خود با يهوديان مي شدند.
مركز مطالعات فلسطين باتوجه به اهميت و ضرورت طرح و
تبيين استراتژي پيراموني به عنوان يكي از سياست هاي مهم
صهيونيست ها در تلاشي كليت خاورميانه و تبديل آن به
كشورهاي ذره اي و نهايتا سلطه آسان بر آن
اقدام به ترجمه
اولين كتاب مستقل پيرامون « دروزي ها در اسرائيل » نموده است .
اين مركز ضمن عدم تاييد و يا رد مطالب اين كتاب
بر آن
است تا اطلاعات ارزنده و مفيد اين اثر را در دسترس
علاقه مندان و محققين قرار دهد.
در همين راستا مقاله مستقلي نيز از فصلنامه « دراسات
الفلسطينيه » جهت آشنايي مخاطبين محترم با ديدگاه هاي مطرح
در انتهاي اين مجموعه آمده است .
بدون شك با استفاده از نظرات كليه خوانندگان اين اثر
اين
مسير با اشكال كمتر و ثمرات بيشتر ادامه خواهد يافت .

| | |