روزنامه جمهوري اسلامي 15/05/1382 صفحه مقالات

  • « خودمحوري نوين » و باتلاق آخرالزمان !
  • خبرنگاران بايد معتمدين مردم و نظام باشند
  • *****
    « خودمحوري نوين » و باتلاق آخرالزمان !




  • چند صباحي است كه عنوان خبرها سرتيتر روزنامه ها و نقل مجالس خبر از آوردن مهمان ناخوانده اي دارد مهماني كه خود را بزرگ پرچمدار عدل جهاني مي خواند و با داعيه كدخدايي دهكده اي با نام خاورميانه پاي در اين بزم بيادماندني نهاده است . مي آيد تا قلب سرزمين حياتي جهان كه خود آنها و نظريه پردازان شان نامش را هارتلند ) نهاده اند و مي آيد hartland ( تا آخرين نسخه پيچيده شده براي بشريت و پايان تاريخ را كه ليبرال دموكراسي مي خوانند به بشريت تجويز نمايد. اما آنچه كه امپرياليسم بين الملل را به چنين تحركاتي وا مي دارد به طور حتم بسيار فراتر از تقديم ره آوردي تحت عنوان آزادي براي ساكنان مناطق هدف جلوه مي نمايد.
    1 ـ بحران هاي عظيم اقتصادي و 21 هزار ميليارد دلار بدهي ناشي از آن ورشكستگي شركت هاي بزرگي چون « انرون » « وردكام » و بخش عمده اي از صنعت هوانوردي آمريكا كه به نوعي بزرگترين ورشكستگي هاي تاريخ لقب گرفته اند موج فزاينده بيكاري و جريان رو به رشد اخراج كاركنان شركت هاي مختلف و در نهايت كسري بودجه 455 ميليارد دلاري كه اخيرا به عنوان شاهكار قرن حاضر پرده از آن برداشته نماد ناچيزي است از آنچه كه چالش هاي اخير پيش رو بر سر اقتصاد آمريكا آورده و سوداي تقسيم ثروتي از جنس طلاي سياه را كه مي تواند نويدبخش روزهاي خوبي در آينده ايالات متحده باشد را به عنوان اهم اولويت هاي اين لشكركشي بزرگ به شمار آورد.
    2 ـ تكميل آخرين حلقه اتصال كمربند امنيتي و زنجيره محافظتي در مرزهاي جمهوري اسلامي ايران در جهت تامين امنيت رژيم صهيونيستي به عنوان شاخص ترين تكليف ايدئولوژيكي عرفي و قانوني كه به دوش مردان پشت پرده سياسيت ايالات متحده نهاده شده است .
    3 ـ و در نهايت بحران انرژي كه به نوعي همه موارد فوق را در سيطره شعاعي خود قرار داده است .
    بحراني كه شايد در تراز معادلات بين المللي و سياست خارجي آمريكا كفه اي به مراتب سنگين تر از بحراني تحت عنوان هويت داشته باشد. بحراني كه براساس ديدگاه نام آورترين متفكران و طراحان سياست خارجي غرب مرداني چون « كيسينجر » و « فوكوياما » چنانچه تمهيدي از براي آن انديشيده نشود در آينده اي نه چندان دور آمريكا را به مرز فروپاشي از درون رساند و روانه گورستان تاريخ خواهد نمود. همه اين شرايط راه را به بن بستي مي كشاند كه كاخ سفيد انبوه خطرات احتمالي اين پروژه پرفراز و فرود را به جان بخرد و طي اقدامي مازوخيستي و خودزنانه برج هاي دوقلوي سازمان تجارت جهاني را دست مايه اي براي دامن زدن به آتشي قرار دهد بدان اميد كه بتواند شعله اين آتش افروخته را به سمت كشورهاي هدفي چون ايران و عراق و شايد هر كشور ديگري و در هر گوشه اي از كره خاكي معطوف سازد. اما اهم چالش هايي كه از نخستين روزهاي نبرد دوم خليج فارس تا به اكنون سايه به سايه بوش و تفنگ دارانش در حركت و تكاپوست را مي توان در دو تعارض عمده جستجو كرد.
    1 ـ تعارضات ايدئولوژيك
    در تامل ايام گذشته به روشني مي توان دريافت كه طي دهه هاي اخير همواره دو جريان عمده سياست خارجي آمريكا را تحت الشعاع قرار داده است :
    الف ـ رهيافت انزواجويانه با مولفه هايي چون مطلق گرايي ارزش هاي انساني و مفاهيم ايدئولوژيك .
    ب ـ رهيافت مداخله جويانه مبتني بر نسبي گرايي واقع انديشي و مداخله براي نيل به منافع ملي .
    اكنون در شرايطي كه تاريخ مصرف دكترين انزواجويي آرمانگرايانه در سياست اصلي خارجي آمريكا به پايان رسيده است و دور جديدي از مداخله گري آمريكا با ورود به فازي تحت عنوان واقعگرايي مداخله جويانه آغاز مي گردد بي ترديد در تعامل ديرينه بين ارزش هاي ايدئولوژيك و منافع استراتژيك كفه ترازو به سمت منافع استراتژيك چربش بيشتري خواهد داشت . اكنون با فرضيه اي ساده مي توان گوشه اي از تناقضات آشكار ايدئولوژيك را در ميان سردمداران استكبار جهاني به تصوير كشيد.
    فرض براين است كه افكار عمومي جهان پذيراي اين بلوف سياسي آمريكاست مبني براينكه تنها انگيزه آمريكا و هم پيمانانش براي ورود به خاورميانه آن بوده است كه با نابودي كامل سلاح هاي نامتعارف موجود در منطقه مذكور دموكراسي و آزادي را براي ساكنان منطقه به ارمغان آورند.
    اكنون از آغازگران اين تهاجم وحشيانه كه داعيه نسبي گرايي را با خود به اين سو و آن سو مي كشند اين سوال مطرح است كه آيا معرفي ليبرال دموكراسي به عنوان نسخه محتوم و مختوم بشر خصوصا دو لفظ مذكور و الفاظ مشابه كه به كرات از سوي ايادي ايشان به كار برده شده است معنايي جز مطلق گرايي را در اذهان تداعي مي كند و آيا اين مطلق گرايي در تناقص و تعارض آشكار با نسبي گرايي مبتني بر انديشه واقعگرايانه نيست
    2 ـ چالش در افكار عمومي
    بزرگترين ارمغاني كه از اين تراژدي پرماجرا نصيب بشريت امروزي گشته تحفه اي جز زير سوال بردن بلوغ فكري و تكامل و عقلانيت نبوده است . اكنون با گذشت ساليان متمادي از دوران وحشي گري هاي بشر انسان قرن بيست و يكم چگونه مي تواند توجيه گر فجايع ناشي از كشتار هزاران انسان بي دفاع آن هم به اسفناك ترين وضع موجود در برابر دادگاه افكار عمومي نسل هاي آينده تاريخ باشد. و امروز كه چهره واقعي آمريكا از پس جاذبه هاي كاذبي چون عروسك باربي و رستوران مك دونالد... پديدار گشته است افكار عمومي جهان به سمتي سوق يافته كه در هيچ گذري از تاريخ احساسات ضدآمريكايي با چنين جوش و خروشي از تنفر نمود نيافته است .
    به هر ترتيب امروز كه توان آمريكا در هضم لقمه اي چون افغانستان زير سوال رفته است چگونه مي توان تصور نمود كه آقايان قادر به باز گرداندن ثباتي مبتني بر حقوق بشر در عراق باشند ! شكل گيري جنبش هاي مردمي عدم همراهي گروه هاي معارض و عراقي با نيروهاي مهاجم كه از تحريم اجلاس ناصريه تا عدم استقبال از نشست شهر صلاح الدين نمادي آشكار در تصديق اين باورند و در نهايت شريان حياتي تحت عنوان تشيع و وجود شيعياني كه هر چند سالها جور و ستم صدام و حزب منفور بعث را از عمق جان حس كرده اند اما هيچ گاه تن به چنين حقارتي نخواهند سپرد كه سناريوي ديرينه هتاكي هاي سربازان آمريكايي در نقاط مختلف جهان و تجاوز به حقوق اوليه انساني بر سر نواميس آنها نيز تكرار شود.
    و اكنون كه همه قرائن مشهود حكايت از فرو رفتن آمريكا در باتلاقي به مراتب مرگبارتر از ويتنام و افغانستان دارد به رسم مهمان نوازي همه ايراني ها مقدمش را به باتلاق زمان گرامي مي داريم .
    احمد وسكره

  • *****
    خبرنگاران بايد معتمدين مردم و نظام باشند




  • با شهادت محمود صارمي خبرنگار متعهد و شجاع خبرگزاري جمهوري اسلامي در مزار شريف افغانستان فرصتي فراهم شد تا روز شهادت اين خبرنگار (17 مرداد) به عنوان روز خبرنگار معرفي شود. شهيد صارمي بدنبال ماموريتي كه در كشور افغانستان بر عهده وي گذاشته شده بود به دست عوامل كوته فكر و متحجر طالبان به شهادت رسيد. وي با پوشش قرار دادن اخبار از وضعيت سخت و اسفناك مردم مسلمان و زجر كشيده افغانستان پرده از بسياري از جنايات طالبان برداشت و تا حدودي موفق به انعكاس وضعيت افغانستان در آن زمان شد. نامگذاري روز خبرنگار حاكي از توجه به اين قشر و اهميت جايگاه خبرنگاري در ايران است .
    خبرنگاري به عنوان يكي از مشاغل حساس اطلاع رساني در عرصه هاي فرهنگي هنري سياسي اجتماعي اقتصادي و... طي سالهاي اخير از جايگاه ويژه اي برخوردار گرديده تا جايي كه خبرنگاران در راستاي پوشش خبري بسياري از وقايع مهم روز از مهمترين عناصر در عرصه اطلاع رساني به حساب مي آيند.
    خبرنگار با اتكا به ذوق و استعداد شخصي و نيز باتوجه به مسئوليت اجتماعي كه اين حرفه بر عهده او مي گذارد وظيفه كسب تهيه و جمع آوري و تنظيم اخبار وانتقال آنها به مخاطبان را بر عهده دارد. امروز به دليل رقابتي كه بين رسانه هاي خبري وجود دارد كار تهيه خبر دشوارتر از گذشته است و اعتبار واعتماد مردم به هر يك از رسانه ها منوط به دسترسي آسان به اخبار حجت و درستي خبرهاي منتشره و سرعت در ارائه آخرين خبرها از سوي خبرگزاريهاست .
    هنر خبرنگاران در اين است كه بتوانند وظيفه اطلاع رساني و روشنگري را به نحو احسن انجام دهند چرا كه خبرنگاران و رسانه هاي گروهي تاثير عمده اي بر جامعه دارند بويژه كه افكار عمومي جامعه بعضا تحت تاثير و حتي تابع رسانه هاي جمعي است . فضاي سياسي جامعه ما و جواني آن از جمله دلايلي هستند براي اينكه خبرنگاران به نقش خود در تحولات اجتماعي واقف بوده و حساس باشند.
    خبرنگاران بايد همچون چراغ روشني بخش و معتمدين مردم و نظام در جستجوي سئوالات و پاسخهايي برآيند كه بيشترين دغدغه يا خواسته عمومي براساس شرايط روز را دربرگرفته باشند. بايد به اين نكته مهم توجه كرد كه ارتباطات در زمان فعلي همچون ابزاري براي پيشرفت رفع نقايص و برنامه ريزي جهت توسعه كلان و مدون محسوب مي شود و خبرنگاران مي توانند با هدايتگري و راهنمايي افكار عمومي و ايجاد شفافيت در بسياري از عرصه هاي تاريك و فساد آفرين نگرشهاي جامعه و دولت را نسبت به رويدادها واقعيات و حوادث و برنامه ريزي هاي كشور آگاه نموده و تكامل بخشند.
    از سويي خبرنگاري از جمله حرفه هاي صاحب منزلتي است كه نبايد تا مرزي سقوط كند كه نياز به حمايت يا پشتيباني در حوزه جامعه و سياست داشته باشد. يقينا خبرنگار و خبرنگاري در ايران تا رسيدن به مرزهاي تكامل و ايفاي نقش مستقل و واقع گرايانه و غير متعهدانه فاصله نسبتا طولاني دارد.
    بايد توجه داشت كه عرصه خبرنگاري و اطلاع رساني نبايد ميداني جهت اهداف كوتاه مدت گروهي يا توجيه مسئوليت و گسترش مقبوليت بصورتي احساسي درآيد. تا آنجا كه در اين راستا بسياري از نهادها و بنيانهاي قوي نظام بصورتي عجولانه و بعضا غير منطقي دچار تخريب غير نقادانه گردد و عرصه رقابتها را دچار افراط و اقدامات دفعي و مقابله جويانه نمايد. به عبارتي خبرنگاران و اربابان جرايد نبايد اين مهم را فراموش كنند كه كار آنها فراتر از نشر اخبار و چرخش اطلاعات است و بايد بر ساماندهي فضاي سياسي اجتماعي در راستاي تحكيم مباني نظام جمهوري اسلامي حفظ حرمت اسلام بمنظور فراهم شدن محيطي قانونمند توام با شفافيت قانونگرايي و پاسخگويي در قبال مسئوليتها متمركز شود. آنان وظيفه اي سنگين در جهت شفاف سازي در جامعه و كسب اطلاعات و اخبار مربوط به مسئوليت دولتمردان و ديگر مسئولين كشور و پاسخگويي آنها در قبال جامعه را بر عهده دارند. در صورت انجام اين وظيفه به نحو احسن يعني بي طرفانه و واقع گرايانه بسياري از تهديدات و چالشهاي پيش روي جامعه و سياست برطرف خواهد شد.
    از سوي ديگر حرفه خبرنگاري بر اساس يافته هاي پژوهشگران و كارشناسان جزو مشاغل سخت و زيان آور محسوب مي شود. به اعتقاد روانشناسان خبرنگاران به دليل وضعيت شغلي كه دارند در معرض فشارهاي رواني شديدي قرار دارند و اين فشارهاي مداوم مي تواند زمينه ساز بيماريهاي رواني و جسمي متعددي باشد.
    اگر چه خبرنگاران با اين مشكلات دست به گريبان هستند اما بايد توجه نمود خبرنگاري نبايد عرصه اي جهت طرح و اثرگذاري دغدغه ها و يا مشكلات شخصي آنان قلمداد شود. ديد و بينش آنها بايد فراتر از تمايلات يا خواسته هاي فردي يا گروهي جامعه و مصالح آنرا مد نظر قرار دهد.
    و كلام آخر اينكه خبرنگاران در عين حاليكه بايد مصالح كشور و قانون را رعايت كنند بايد بدانند كه نقش آنها پرسشگري استفاده و انتقال درست مطالب موجود در جامعه به مخاطبان و مسئولان است . خبرنگار بايد با مردمش همراه باشد و خواسته هاي روحي و رواني مردم را در نظر بگيرد. خبرنگار نمي تواند تنها براساس سليقه شخصي خود فكر كنند و كارش را پيش ببرد خبرنگار موفق بايد بتواند با اطلاع رساني راهگشا و در كارش سرعت عمل را در نظر داشته باشد.
    خبرنگاران مي توانند با هدايتگري و راهنمايي افكار عمومي و ايجاد شفافيت در بسياري از عرصه هاي تاريك و فساد آفرين نگرشهاي جامعه و دولت را نسبت به رويدادها واقعيات و حوادث و برنامه ريزي هاي كشور آگاه نموده و تكامل بخشند
    خبرنگاران در عين حاليكه بايد مصالح كشور و قانون را رعايت كنند بايد بدانند كه نقش آنها پرسشگري استفاده و انتقال درصد مطالب موجود در جامعه به مخاطبان و مسئولان است
    خبرنگاري به عنوان يكي از مشاغل حساس اطلاع رساني در عرصه هاي فرهنگي هنري سياسي اجتماعي و اقتصادي طي سالهاي اخير از جايگاه ويژه اي برخوردار گرديده تا جائيكه خبرنگاران در راستاي پوشش خبري بسياري از وقايع مهم روز از مهمترين عناصر در عرصه اطلاع رساني به حساب مي آيند