روزنامه جمهوري اسلامي 14/05/1382 صفحه عقيدتي

  • اذيت مومن
  • عفو در وقت قدرت
  • *****
    اذيت مومن


  • در سوره احزاب مي فرمايد : « و كسانيكه مردان و زنان مومن را ميرنجانند بغير آنچه كرده اند (يعني جنايتي كه سزاوار ايذا شوند از آنها سرنزده ) پس هر آينه اين اذيت كنندگان وزر و دروغ بزرگي را برداشته اند (يعني مستحق عذاب بهتان و سزاوار عقوبتي ظاهر و نمايانند) . (1 )
    حضرت صادق (ع ) ميفرمايد : خداوند ميفرمايد بايد بجنگ با من اعلام كند هر كس بنده مومن مرا بيازارد واز خشم من آسوده باشد هر كس بنده مومنم را گرامي دارد(2 )
    و رسولخدا(ص ) ميفرمايد : هر كس مومني را بيازارد مرا آزرده و هر كس مرا بيازارد خدا را آزرده و هر كس خدا را بيازارد در تورات و انجيل و زبور و قرآن ملعونست (و در خبر ديگر) بر اوست لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم . (3 )
    و همچنين فرمود هر كس مومني را محزون كند سپس تمام دنيا را باو بدهد تلافي گناه شكستن دلش نمي شود و دهنده هم اجري ندارد . (4 )
    همچنين ميفرمايد هر كه مومني را بناحق اذيت كند مثل اينستكه ده مرتبه مكه معظمه و بيت المعمور را خراب كرده و هزار ملك مقرب را كشته باشد(5 )
    از اين حديث معلوم ميشود كه حرمت مومن ده برابر مكه و بيت المعمور و هزار برابر ملائكه است . (گناهان كبيره ج 2 شهيد آيت الله دستغيب )

    1 ـ والذين يوذون المومنين و المومنات بغير ما اكتسبوا فقد احتملوا بهتانا و اثماو مبينا (سوره احزاب آيه 58 )
    2 ـ لياذن بحرب مني من اذي عبدي المومن و ليا " من غضبي من اكرم عبدي المومن (كافي )
    3 ـ حج مستدرك باب 125
    4 ـ من احزن مومنا ثم اعطاه الدنيا لم يكن ذلك كفارته و لم يو جرعليه
    5 ـ من آذي مومنا بغير حق فكا نماهدم مكه و بيت المعمور عشر مرات و كانما قتل الف ملك من المقربين (حج مستدرك باب 135 )

  • *****
    عفو در وقت قدرت


  • شخصي يهودي آمد خدمت رسول اكرم (ص ) و مدعي شد كه من از شما طلبكارم و الان در همين كوچه بايستي طلب مرا بدهي .
    پيغمبر فرمودند : اولا كه شما از من طلبكار نيستي و ثانيا اجازه بده كه من بروم منزل و پول براي شما بياورم . زيرا پولي همراه من نيست .
    يهودي گفت : يك قدم هم نمي گذارم از اينجا برداريد. هرچه پيامبر با او نرمش نشان دادند او بيشتر خشونت نشان داد تا آنجا كه عبا و رداي پيامبر اكرم را گرفت و بدور گردن حضرت پيچيد و آنقدر كشيد كه اثر قرمزي در گردن مبارك پيامبر به جاي ماند.
    حضرت كه قبل از اين اتفاق عازم مسجد براي اقامه نماز جماعت بودند با اين پيشامد تاخير كردند. مسلمين ديدند حضرت نيامدند و وقت گذشت آمدند مشاهده كردند كه يك نفر يهودي جلوي رسولخدا(ص ) را گرفته است و آن حضرت را اذيت مي كند.
    مسلمين خواستند يهودي را كنار بزنند و يا احتمالا كتككاري كنند.
    حضرت فرمود : نه من خودم ميدانم با رفيقم چه بكنم . شما كاري نداشته باشيد آنقدر نرمش نشان داد كه يهودي همانجا گفت : اشهد ان لا اله الاالله و اشهد انك رسول الله . شما با چنين قدرتي كه داريد اين همه تحمل مي كنيد! و اين تحمل يك انسان عادي نيست و مسلما از جانب خداوند مبعوث شده ايد. (حكايت ها و هدايت ها در آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري ص 27 و28 )