روزنامه جمهوري اسلامي 14/05/1382 صفحه مقالات
*****
معيار « وحي » و اصلاح « عقل »




  • دكتر حسن سبحاني
    موضوع نسبتا قديمي اما همواره مطرح نقش و جايگاه وحي در كنار علم و برآمدن استدلال عقلاني از جمله موضوعاتي است كه گويا بايد بطور مستمر مشمول بررسي و كنكاش و تدقيق و آموزش و نهايتا ترويج قرار گيرد. اينكه آيا آموزه هاي وحياني همراه با رشد علم و بكارگيري عقلانيت (و بخصوص در بحثي كه داريم رشد علوم تجربي ) بايد به فراموشي سپرده شوند و يا به نوعي انزوا محكوم گردند ذهنيت برخي از ساده لوحان يا تعدادي از خود ناباوران را به خود مشغول داشته و چون ترقي و پيشرفت ناشي از رشد تكنولوژي هاي مبتني بر دانش نظري شرايط سهل و ساده اي را در زندگي روزمره انسان ها بوجود آورده است تا حدودي طبيعي مي نمايد كه انسان هاي بسياري اين احساس را داشته باشند كه تكنولوژي معطوف به علوم تجربي در آزمون ايجاد رفاه و سلطه بر طبيعت توسط انسان به پيروزي رسيده است و بطور تلويحي اين نكته به ذهن متباور گردد كه گويا علوم فلسفي و ادبيات وحياني از آن جهت كه ظاهرا نتوانسته است دستاوردهاي مادي از قبيل آنچه علوم عقلي به ارمغان انسان آورده است را داشته باشد لذا يا بايد كم اهميت تلقي شود و يا بايد بنحوي با آن مواجهه داده شود كه با تفسير عقل از طبيعت و اجتماع ناسازگاري نداشته باشد.
    اين برداشت صرفنظر از غلط بودن آن در كشورهائي كه كلام وحياني چندان در عرصه حيات اجتماعي انسان ها جلوه ندارد مورد پذيرش و استقبال بيشتري قرار گرفته است و منطقي هم مي نمايد كه چنين شود ليكن مساله قابل توجه آن است كه در كشورهاي اسلامي كه دين و كلام وحياني در آن ها مطرح و عمدتا در زندگي اجتماعي انسان ها نقش آفرين است نيز به دلائل مختلف و از جمله خودكم بيني هاي ساختاري و عقب ماندگي هاي تحقيرآور و نگراني از ايجاد شكاف بيشتر بين توسعه نيافته ها با توسعه يافته ها همان مقوله تلاش براي كنار آمدن وحي با يافته هاي عقلاني لااقل در بخش هائي از جوامع مشاهده مي شود و در توجيه آن هم از ضرورت اتخاذ سياست هاي تنش زدا در رابطه فيمابين و لزوم تمكين به دستاوردهاي عقل بشري سخن به ميان مي آيد.
    متاسفانه ديده مي شود كه برخي از اينگونه يافته ها و ادراك ها در حوزه هاي تصميم گيري هاي كلان و عمده اين جوامع نيز دخالت دارند و در نتيجه شرايط بنحوي سامان دهي مي گردد كه ذهنيت اصالت عقلي و يا حداقل ذهنيت همراه كردن كلام وحياني با بيان عقلاني به بدنه جامعه تسري داده مي شود و چنين وانمود مي گردد كه همه مردم داراي چنين ادراك و برداشتي از اين موضوع هستند. اين مطلب از آن جهت داراي فراواني بيشتري به لحاظ حدوث در روزگار ما مي باشد كه جهان مستظهر به تفكر ليبراليستي با برنامه والبته با سرعت نسبتا زياد در حال تحكيم مواضع فكري خود و گسترش آن به عرصه جهان است و جهاني شدن و يا جهاني سازي اقتصاد و فرهنگ و سياست بعنوان يك پروسه و يا پروژه در دست اقدام است و لذا هر روز ما با موضوعات متنوعي در عرصه هاي مختلف مواجهيم كه از ما مي طلبند به دريافت هاي عقلاني بشر كه با ديدگاه ليبراليستي در حال نورديدن عرصه هاي زندگي انسان است تن در دهيم و در اين ارتباط وفاداري به آئين و كيش و دين را نوعي تعصب لااقل غير لازم مي دانند كه با اوضاع و احوال فعلي انديشه هاي رايج مطابقت ندارند و اصرار بر حفظ امور وحياني در برش هائي از مسائل كه با مسائل عقلاني سر و كار دارد را عمدتا ماندن در انديشه اي مي خوانند كه نتوانسته است همراه زمان به پيش آمده و خود را باشرايط دنياي مدرن مطابقت دهد و اين هم خود موجب مي شود كه بسياري از انسان ها همواره در معرض آزموني قرار داشته باشندكه بايد با انتخابي كه مي كنند ميزان ادراك خود را از معارف ديني و شرايط تاريخي حاكم بر خويش و جامه خويش به نمايش بگذارند. فضاي كشور ما هم بطور دائم با اين قبيل موضوعات سرو كار دارد و بخصوص در هفته هايي كه بر ما مي گذرد لااقل چندين مورد را مشمول تصميم گيري قرار داده است كه بنحوي با مقوله تناقضات بين يافته هاي عقلاني و محكمات و حياتي سرو كار داشته است . به راستي راه درست و كار صحيح چيست و چه بايد كرد
    ما فكر مي كنيم كه به دلائل بسيار نسبت به فهم آموزه هاي ديني و ارتباط آن ها با يافته هاي عقلاني بشر كم مهري صورت گرفته است بنحوي كه هستند افرادي كه عليرغم ارادتي كه نسبت به كلام وحياني دارند ليكن در مواجهه با يافته هاي عقلاني احساس مي كنند براي اينكه عقب ماندگي نداشته باشند بايد بنحوي يافته عقلي را بپذيرند و در عين حال قيد كنند كه اين پذيرش به معني كنارگذاشتن كلام وحياتي نيست .
    البته گفته مي شود كه آنچه مورد نظر شرع مقدس است لزوما عقلي است و برعكس امور عقلاني مورد پذيرش كلام وحياني هم هست ليكن از آنجا كه در مواردي به خاطر كاستي هاي حاكم بر شناختي كه انسان آن را تحصيل مي كند يافته عقلاني منطبق با مفاهيم وحياني نيست اين مساله پيدا مي شود كه با اين عدم مطابقت چگونه بايد كنار آمد
    بنظر مي رسد چنانچه در اين ارتباط روشنگري هاي لازم مطرح نباشد انتخاب كننده سر از انحراف و لغزش درآورد. ما اشتباهاتي كه در خصوص گزينش موضوعات مطروحه در جهان امروز كه جنبه بين المللي دارند و در عين حال با معارف ديني ما در تعارض مي باشند رخ داده است را از جنس همين عدم ادراك در ارتباط با تشخيص چگونگي اقدام در تعارضات فيمابين كلام وحياني و يافته عقلاني مي دانيم . اين خوشبينانه ترين بياني است كه مي توان در اين زمينه مطرح نمود.
    اكنون اين سئوال مطرح است كه آيا تنزل دادن سطح دين براي اعلام ناسازگاري آن با يافته هاي عقلاني بشر كه بعضا هم در معرض خطاي دربرداشت مي باشد ظلم به دين نيست و آيا روا مي باشد كه جامعه اي و يا برگزيدگان جامعه اي براي اينكه در منظر جهانيان احتمالا محلي از اعراب براي خود دست و پا كنند حاضر شوند نسبت به مفاهيم صريح ديني خويش بي توجهي هاي خواسته يا ناخواسته اي را صورت دهند
    اگر در پاسخ به اين سئوال انگيزه هائي را هم دخالت دهيم در آنصورت شرايط بدتر از آنچه فعلا وجود دارد مي شود. بدين معني كه مساله به اين سطح تنزل مي يابد كه آيا مناسب است براي مخالفت با رقيب سياسي خودمان حتي از تمكين به محكمات كلام و حياتي هم سرباز زنيم
    ما فكر مي كنيم كه جامعه اسلامي بايد با اصل محوري اصالت « وحي » و اقتدار « عقل » بعنوان معياري كه تمامي مسائل او را به شيوه سازگاري سامان دهي مي كند خود را در معرض پيشنهادات و حوادث واقعه پيرامون خود قرار دهد و بكوشد تا ضمن پاسداري از توانمنديهاي عقلاني بشر كه خود تبلوري از قدرت و حكمت خالق هستي (و از جمله كلام وحياني ) است با گردن نهادن به وحي از روي خشوع و خشيت كه ترسي توام با معرفت و دانائي است استمرار حركت خود را در پايه ريزي جامعه اي اسلامي كه مبتني بر احكام شريعت است بيمه نمايد و ذره اي ترديد ننمايد كه نصرت دين خدا موجبات نصرت و پيروزي خود او را فراهم مي سازد كه دهنده عزت خداوند بزرگ است و با توكل بر او مي توان نه تنها از آموزه هاي حقيقت ناب كه در كلام وحي مندرج است دفاع كرد كه مي توان با معيار قرار دادن وحي نسبت به بهبود يافته هاي عقلاني بشرامروز هم اصلاحات لازم را بعمل آورد.