
نويسنده : مروان بشاره
منبع : هرالدتريبيون
طي چندماه اخير , من با سردرگمي مشاهده كرده ام كه آمريكا
از راهبرد نادرست اسرائيل در خاورميانه پيروي كرده است . آيا
براي آمريكا نيز همانند اسرائيل مدت بسياري طول خواهد كشيد
تا درك كند كه آغاز كردن يك جنگ به هيچ وجه شباهتي به پايان
دادن آن ندارد و ديگر آن كه اشغال نظامي يك سرزمين صلح يا
امنيت برقرار نخواهد كرد
دو عكس كه در شماره روز شانزدهم ژوئن روزنامه
« هرالدتريبيون » چاپ شده بود , گوياي ماجراهاي بسياري است .
در يكي از اين عكس ها يك سرباز اسرائيلي را در الخليل مشاهده
مي كنيم كه تفنگ خودكار خود را به سوي غيرنظامياني كه
دست هايشان را بالا برده اند نشانه رفته است ; و در عكس ديگر
يك سرباز آمريكايي مشاهده مي شود كه دقيقا همين عمل را در
شهر فلوجه واقع در عراق انجام مي دهد. اگر زير اين دو عكس
شرحي نوشته نشده بود , شخص مشاهده كننده نمي توانست
بگويد كه كدام عكس مربوط به سربازان اسرائيلي است و كدام
عكس مرتبط با سربازان آمريكايي .
آمريكا همانند اسرائيل به نحو فزاينده اي در باتلاق يك
اشغال نظامي كه سرنوشت آن نامعلوم است فرو مي رود. روزي
نيست كه حملاتي عليه افراد ارتش آمريكا در عراق به وقوع
نپيوندد. اوضاع در نتيجه فروپاشي نهادهاي دولتي از قبيل
ارتش , توسط آمريكا , بيش از پيش رو به وخامت نهاده و موجب
شده كه ميليون ها عراقي از كار بيكار باشند.
آمريكا و اسرائيل كه هر دو نيرومند و مقتدر ليكن آسيب پذير
هستند , به نظر مي رسد كه تاثير منفي متقابلي بر يكديگر باقي
مي گذارند و اين تاثيرات به نهايت درجه ناخوشايند است . از
زمان وقوع حملات يازدهم سپتامبر به بعد , واشنگتن بينش
اسرائيل در مورد جهان را كه بينشي محدود و تيره وتار و تا سر
حد امكان مغرورانه است و دنيا را آكنده از نفرت و اعمال
تروريستي مي پندارد اقتباس كرده و آن را در درون خود تثبيت
نموده است . خوش بيني آمريكا در دروان پس از جنگ سرد جاي
خود را به بدبيني كينه توزانه و انتقام جويانه داده است .
رئيس جمهور جورج بوش هنگامي كه به رويدادهاي
چشمگير دو سال گذشته استناد مي كند تا يك ميهن پرستي جديد
بر مبناي ديانت و الهيات پديد آورد و بدين وسيله پايگاه
حاكميت خود را تقويت كند و با كساني كه اكثرا مسلمان هستند و
از ملت آمريكا به سبب هويتي كه دارد متنفرند مقابله نمايد , در
واقع مسيري را مي پيمايد كه آريل شارون , نخست وزير اسرائيل ,
قبل از او پيموده است .
نه اسرائيل و نه آمريكا هيچ كدام به خود زحمت نداده اند كه
بپرسند چرا فلسطيني ها و مسلمانان خاورميانه دست به حملات
انتحاري مي زنند , عملياتي كه نظير آنها در چهارده قرن گذشته
در اسلام يا فلسطين هرگز ديده نشده بود. آيا اشغال نظامي
سرزمين ها توسط اسرائيل و سيطره نظامي آمريكا ميدان هاي
كشت و كشتار خاورميانه را به زمين حاصل خيزي براي افشاندن
بذر نفرت و خصومت و درگيري ـ كه شور و التهاب مذهبي به
خود گرفته است ـ مبدل ساخته اند
واشنگتن به جاي يافتن منبع تنش و از بين بردن آن , عمل
اشغالگرانه ديگري را بر عمل اشغالگرانه اسرائيل افزوده است .
مقامات آمريكا , همانند ماموران آتش نشاني كه به هيجان آمده و
به مرز جنون نزديك شده اند , فلسفه جنگ شارون را به اجرا
درآورده اند و براساس آن سعي دارند آتش را با آتش خاموش
كنند.
اسرائيلي شدن جنگ آمريكا با تروريسم به معناي جهاني
شدن شيوه جنگ شارون است . ويژگي هاي جنگ شارون به شرح
زير است : تجاوزهاي نظامي بي آن كه تحريكي صورت گرفته
باشد , عمليات پنهاني , مداخلات مسلحانه , انتقام جوييهاي
نامتناسب , سوقصد و قتل شخصيت هاي گوناگون خارج از
چهارچوب قوانين و تدابير ديگري كه از ديرباز جرايم جنگي و
جرايمي عليه بشريت تلقي شده اند.
اين تدابير نيز بي اثر از كار درآمده اند. اسرائيل با وجود
توسل به زور مستمر به منظور حل و فصل منازعات سياسي به
سرزمين ناامن تري مبدل شده است .
در حال حاضر , آمريكا با اقدامات خود خطر تثبيت كردن
شيوه مبارزه خود و شيوه مبارزات كساني كه عليه آنان مي جنگد
را افزايش مي دهد. « مارتين وانگرولد » كه يكي از مورخان طراز
اول اسرائيل در امور نظامي است , چنين مي گويد : « شما اگر با
حريف ضعيي براي مدتي بيش از اندازه طولاني پيكار كنيد ,
خودتان ضعيف خواهيد شد و سبب قدرت او خواهيد شد
متاسفانه , بوش به جاي درس گرفتن از اشتباهات راهبردي
اسرائيل به فلسطيني ها نصيحت مي كند كه از ماجراي عراق درس
عبرت بگيرند. »
آمريكا اگر به اسرائيلي كردن سياست خارجي خود ادامه
دهد , آن نوع درگيري را كه در فلسطين مشاهده شده است در
سراسر جهان رواج خواهد داد , به طوري كه عواقب وخيم آن نه
فقط در خارج از سرزمين آمريكا , بلكه همچنين در داخل آن
كشور دامن گير ايالات متحده خواهد شد.
تجربه اسرائيل نشان مي دهد كه شور و التهاب يك ملت كه
ترس شالوده آن را تشكيل دهد روند دموكراتيك را متوقف
مي سازد و عقلانيت را به منزله توجيه امور و بردباري و تحمل را
به مثابه امري غيراخلاقي قلمداد مي نمايد. بيش از دو سوم
آمريكايي ها اكنون , بيش از 20 سال پيش , سوقصدها و
ترورهاي سياسي را مورد حمايت قرار مي دهند و شمار
روزافزوني از آنان از شكنجه پشتيباني مي كنند.
همان گونه كه يك جايگزين ديپلماتيك براي سياست هاي
ناكام مانده اسرائيل در فلسطين وجود دارد (سياست هايي كه
بيشتر بر قانونمندي بين المللي و توسعه مستمر استوار است و
كمتر بر عدم موازنه ميان قدرت و استثمار متكي است ) , بايد يك
جايگزين بهتر نيز براي سياست خارجي يك جانبه و قلدرمآبانه
آمريكا نيز يافت شود. نيل به امنيت ملي در جهاني كه مرزهاي
ملي كم و بيش از بين رفته است , به معناي قبول وابستگي هاي
متقابل و حرمت قايل شدن براي آن است . هنگامي كه امنيت به
منزله يك حق جهان شمول درك شود , وابستگي متقابل به
نشانه اي از خرد مبدل مي شود و نه نشانه اي از ضعف .
اگر آمريكا لازم است كه حتما از آداب و سنن اقوام ديگر
پيروي و الگوبرداري كند , پس چرا نگاهي به سنت قانون اساسي
خود آمريكا نظري نيندازيم وقت آن است كه آن اسناد و مدارك
بزرگ و مهمي را كه سال هاست در قفسه هاي كاخ سفيد خاك
مي خورند بيرون آورده و گرد و غبار آنها را بزداييم .
آمريكا همانند اسرائيل به نحو فزاينده اي در
باتلاق يك اشغالگري نظامي كه سرنوشت آن نامعلوم
مي باشد فرو رفته است
از زمان حملات 20 شهريور , آمريكائيها بينش
اسرائيلي ها را كه تفكري محدود , تيره و تار و تا سر
حد امكان مغرورانه است , در رفتار با جهانيان
اقتباس كرده اند
نه اسرائيل و نه آمريكا به خود زحمت ندادند كه
بپرسند چرا مسلمانان در خاورميانه و بخصوص در
فلسطين براي احيا حقوق خود دست به انتحار و
عمليات شهادت طلبانه مي زنند.
اسرائيلي شدن جنگ برنامه ريزي شده آمريكا با
« تروريسم » به معناي جهاني شدن شيوه هاي جنگي و
تروريستي آريل شارون است
يك مورخ مشهور اسرائيلي مي گويد « شما اگر با
حريف ضعيفي براي مدتي طولاني پيكار كنيد , خود
را ضعيف و او را ناخواسته تقويت كرده ايد »

|
148 هزار نظامي آمريكائي مزاحمين
ملت عراق
|
حدود 148 هزار تن از نيروهاي امريكا درحال حاضر در
عراق بسر مي برند. ورود اين نيروها به عراق پس از شروع حمله
امريكا به بغداد و ديگر شهرهاي اين كشور در 29 اسفند سال
گذشته آغاز شد و به تدريج تعداد آنها افزايش يافت . نيروهاي
امريكائي درحال حاضر در بغداد و ديگر شهرهاي عمده عراق از
جمله بصره , ناصريه , كوت , عماره , در جنوب و تكريت , رمادي ,
عانه , راوه , حديثه در غرب و سامرا , بلد و همچنين در كردستان
عراق واقع در شمال اين كشور حضور دارند ولي حضور
نيروهاي امريكائي , بيشتر در بغداد مشاهده مي شود. اين نيروها
بصورت كارواني حركت مي كنند.
نظاميان آمريكا درحال آماده باش دائم بسر مي برند. اين امر
موجب خستگي و عصبانيت آنها شده , بطوريكه تعداد زيادي از
اين نيروها خواستار خروج از عراق و بازگشت به كشورشان
شده اند.
با اينكه نظاميان امريكائي نقش عمده اي در سرنگوني رژيم
صدام حسين داشتند و باعث از هم پاشيدن حزب بعث و قدرت
اين حزب شدند , مردم عراق موضع مثبتي نسبت به اين نيروها
ندارند , چرا كه معتقدند اين نيروها براي آزاد كردن عراق به اين
كشور نيامده اند بلكه هدف آنان اشغال اين كشور بوده است . مردم
عراق معتقدند نظاميان امريكائي ظرف سه ماه گذشته هيچ
اقدامي جهت بهبود اوضاع معيشتي مردم بعمل نياورده اند بلكه
اوضاع رفاهي آنها روز بروز بدتر نيز شده است . قطع 14 ساعته
برق در پايتخت , نبود آب آشاميدني سالم , كمبود سوخت و
بوجود آمدن صف هاي طولاني در برابر پمپ هاي بنزين موجب
نارضايتي مردم پايتخت و ديگر شهرها شده است .
بسياري از مردم معتقدند كه امريكائي ها بطور عمد براي
مردم مشكل ايجاد مي كنند تا بتوانند مدت طولاني تري در عراق
بمانند. مردم مي گويند كه قبل از آمدن آمريكائي ها به عراق
مشكل كمبود سوخت نداشتيم ولي هرچه از بقاي اين نيروها در
عراق مي گذرد بحران هاي ساختگي شدت مي يابد. ناامني ,
سرقت و چپاولگري نيز مردم عراق را كلافه كرده است . مردم
معتقدند كه امريكائي ها در برابر سارقين و دزدان عكس العمل
نشان نداده و بلكه آنها را به اين عمل تشويق كرده اند.
غارت و چپاول وزارتخانه ها , ادارات دولتي , شركت ها ,
كارخانجات و اموال عمومي توسط دزدان حرفه اي , بغداد و
ديگر شهرهاي عراق را با ناامني مواجه ساخته است بطوريكه
مردم از ترس آنان خود را مسلح كرده تا در برابر متجاوزين
عكس العمل نشان دهند.
مردم مي گويند امريكائي ها دزدان را تشويق مي كنند كه
علاوه بر سرقت اموال عمومي ساختمان هاي دولتي را به آتش
بكشند و نگذارند مردم از اين امكانات استفاده كنند. بدنبال
حمله هواپيماهاي امريكائي به تاسيسات مهم در بغداد , اكثر
مراكز مخابرات در بغداد بمباران گرديد و هم اكنون خطوط تلفني
در اغلب مناطق پايتخت قطع است و مردم نميتوانند با يكديگر
تلفني تماس بگيرند. امريكائي ها بجاي بازسازي مراكز مخابرات ,
به شركت هاي موبايل در امريكا اجازه داده اند مقادير معتنابهي
تلفن هاي همراه را در عراق توزيع كنند و از اين طريق ميليون ها
دلار به جيب بزنند.
در چند ماه اخير , عمليات ضدامريكائي در مناطق مختلف
عراق افزايش يافته و مردم با حمله به نيروهاي اشغالگر خواستار
خروج اين نيروها از سرزمين عراق شده اند.
نظاميان امريكا در مقابل , هرگونه حركت ضدامريكائي را
پاسخ داده و نسبت به نارضايتي مردم بي اعتنائي نشان ميدهند.
مردم معتقدند كه مقامات امريكا تنها به وعده و وعيد اكتفا
مي كنند و هيچ اقدام مثبتي كه بتواند به نفع آنان تمام شود انجام
نميدهند.
با تشديد عمليات ضدامريكائي در بغداد و شهرهاي شمالي
و غرب , مقامات امريكائي از كشورهاي دوست خود خواسته اند
كه نيرو به عراق ارسال دارند ولي تعداد بسيار اندكي از اين
كشورها به اين درخواست جواب مثبت داده و بسياري از
كشورها با اعزام نيرو به عراق مخالفت كرده اند.
مخالفين اعزام نيرو به عراق از اين بيم دارند كه نيروهايشان
مورد حمله مردم قرار گيرند و عراق به باتلاقي براي نيروهايشان
تبديل شود.
بهرحال , حضور نظاميان امريكائي نه تنها موجب
نارضايتي مردم عراق شده بلكه سبب نارضايتي خود آنان نيز
گرديده است , بطوريكه سربازان امريكا از ترس حمله مسلحانه
درخواست بازگشت به كشورشان را كرده اند ولي مقامات سياسي
امريكا تاكنون به درخواست سربازان پاسخ مثبت
نداده اند.
ناظران معتقدند كه ادامه اوضاع نابسامان مردم عراق تاثير
منفي بر روحيه حضور نظاميان امريكائي خواهد داشت , و
مقامات امريكائي به اين مسئله پي برده اند و درصدد چاره جوئي
برآمده اند.

|
افزايش محروميت در عراق پس از
اشغال
|
آقاي ماجد مزعل طةرفي , استاد زبان ادبيات فارسي دانشگاه
بغداد طي گفتگويي با خبرنگار ما ضمن تشريح ناامني و
محروميت موجود در عراق گفت : در حقيقت اداره شهرها و
خيابانهاي عراق بر دوش حوزه علميه است . وي افزود , در زمان
بحران مردم به تصور اينكه اشيا و وسايل ادارات دولتي متعلق به
رژيم صدام است ادارات را مخصوصا در بغداد ويران و غارت
كردند و بعد از اينكه علما اعلام كردند كه غارت اموال ادارات
حرام مي باشد مردم آنها را از قبيل كامپيوتر , كولرگازي و ... به ما
برگرداندند. من به عنوان نماينده دفتر شهيد صدر اين اموال را
بين دانشكده ها تقسيم كرده ام كه بازهم دردي از دانشكده و
دانشگاهها دوا نمي كنند زيرا دانشگاههاي ما از كمترين وسايل
رفاهي مانند صندلي نيز محروم هستند.
وي افزود : در خصوص شهرهاي ديگر نيز موكدا اداره آنها
زير نظر حوزه علميه و با دستورات دفتر شهيد صدر اداره
مي شوند و ما بر اوضاع بيشتر شهرها مسلط شده ايم و در حال
حاضر با درايت و توجيهات علما , سادات و مخصوصا ائمه
جمعه اوضاع در عراق به آرامش رسيده است ولي با اين وجود
مردم در اضطراب به سر مي برند چون ما با آينده اي مبهم و
نامعلوم مواجه هستيم و علت آن نيز نبود حكومت دولتي در
عراق است . وي به اهداف آمريكا و انگليس از حمله به عراق
اشاره كرد و گفت : در حقيقت هدف آمريكا فقط عراق نيست بلكه
هدف آنها كشورهاي اسلامي معروفي است كه به عنوان جايگاهي
براي مذهب جعفري يعني تنها مذهبي كه توانسته اهداف و
استراتژيكي آمريكا در منطقه را افشا كند.
استاد دانشگاه بغداد افزود : هدف ديگر آمريكا از اشغال عراق
علاوه بر تسلط بر منطقه و ثروت ها و منابع نفتي عراق , ايجاد
تفرقه در بين امت مسلمان منطقه , ايجاد اسرائيل ديگر و پايگاه
نظامي در عراق بوده كه اميدواريم تحقق پيدا نكند و اين امر
انشاالله اتفاق نمي افتد , زيرا ملت عراق ملتي است آگاه كه به
اسلام تمسك دارد و نشانه بارز آن هم اين است كه رژيم طاغوتي
صدام كه دشمني اش با شيعه و سني در جهان واضح و آشكار
بود , در طول حيات خود نتوانست ملت مسلمان عراق اعم از
شيعه و سني را از اسلام جدا كند .
نماينده دفتر شهيد صدر به كمك هاي انسان دوستانه
جمهوري اسلامي ايران اشاره كرد و گفت : براي همه جهانيان
بويژه ملت عراق آشكار است كه در زمان رژيم منفور صدام
حسين تنها كمك هاي كشور جمهوري اسلامي ايران در
خيابانهاي عراق به چشم مي خورد كه حتي مواد غذايي ايراني
در خيابانهاي بغداد ارزانتر از خيابانهاي تهران يافت مي شد. وي
افزود : همه جهانيان مي دانند كه عليرغم تجاوز بدون دليل صدام
به ايران , دولت جمهوري اسلامي و مردم مسلمان و نوع دوست
ايران حمايت خود را از ملت مظلوم و ستمديده عراق از شمال تا
جنوب دريغ نكردند و الان نيز كه كشورمان توسط مهاجمان
اشغال شده بيش از همه كمك هاي دولت جمهوري اسلامي را
مي بينيم و كشورهاي آمريكا و انگليس هيچ كمكي به ملت عراق
نكرده اند. البته در اخبار مي شنويم كه فلان كشتي و هواپيماي
فلان كشور آمده اند , ولي ما هنوز از كمبودهاي زيادي در
بيمارستانها و حتي از نبودن آب خوردن رنج مي بريم .
وي يادآور شد : دولت آمريكا بعد از چهار ماه اشغال عراق
هنوز نتوانسته است حتي آب آشاميدني عراق را درست نمايد يا
اينكه بيمارستانها را راه اندازي كند. مثلا در بغداد دو بيمارستان
وجود دارد كه تنها با كمك هاي دولت هاي همسايه مخصوصا
جمهوري اسلامي راه اندازي شده است . وي افزود : در حال
حاضر مهم ترين و اساسي ترين مشكل مردم عراق نداشتن برق
است زيرا اگر برق باشد آب هم هست , بيمارستانها راه اندازي
مي شوند و دانشگاهها و مدارس نيز بازگشايي مي گردند.
وي گفت , الان برق عراق در دست اشغالگران است و به
احتمال زياد آمريكائيها با قطع و وصل كردن آن مردم را آزار
ميدهند , مثلا در بغداد برق نيست يكبار مي گويندكساني آنرا
خراب كرده اند و بار ديگر مي گويند كارگران اعتصاب كرده اند كه
اين موضوع و ديگر مسائل و مشكلات باعث گرديده است ملت
عراق نسبت به نيروهاي اشغالگر خشمگين شوند و اگر اين امر
ادامه پيدا كند هر فرد عراقي عليه آنها جهاد خواهد كرد. وي در
ادامه گفت : در حال حاضر علماي ما مي گويند كه بايد آرامش
خود را حفظ كنيم زيرا نمي خواهيم كشته بدهيم و فلسطيني ديگر
شويم , اما چنانچه بر سر يك تصميم متحد شويم , مي توانيم در
مدت يك هفته آنها را تار و مار و بر آنها فائق آيم و ما منتظريم
ببينيم كه آنها در عراق چه مي خواهند.
وي تاكيد كرد , علما و فقهاي ما مصمم هستند كه ما اكيدا به
آمريكا و انگليس اجازه حمله به هيچ كشور همسايه عراق را از
طريق خاك اين كشور ندهيم و عراق فقط بايد پايگاهي براي
مسلمانان باشد.
آقاي « ماجد مزعل طرفي » استاد زبان ادبيات فارسي
دانشگاه بغداد در پايان گفت , من از شما , صدا و سيما و
مطبوعات جمهوري اسلامي ايران تشكر مي كنم و از همين جا
سلام و تقدير خود را به ملت مسلمان ايران و در راس آنها به
محضر امام خامنه اي كه ان شاالله خدا ايشان را حفظ كند ,
تقديم مي كنم .
موسيان ـ عيدي خانه زر

| |
|