پا به درون بخش دياليز
بيمارستان كه مي گذاري , با
بيماراني افسرده و رنگ پريده
رو به رو مي شوي , بيماراني كه
براي تصفيه خون بدنشان بايد
درد و رنج زيادي را تحمل
كنند , كه اين درد ناشي از تزريق
وتصفيه خون , رمقي برايشان
نگذاشته است .
« سارا » با صداي مهربان و
لحن كودكانه اش حكايت از
دردي مي كند كه سالها بر او
غالب گشته و مجبور است
هفته اي سه بار به اين مركز
مراجعه كند.
به گزارش خبرگزاري
دانشجويان ايران , درد پهلو و
دفع نشدن مواد زائد بدنش ,
چهره شاداب كودكانه او را به
رنگي زرد و خسته تبديل كرده ,
دردي كه جز با پيوند كليه هرگز
تسكين نمي يابد.
بيمار دياليزي كسي است
كه با از كار افتادن و عفونت
كليه ايجاد شده و بيماران به
خاطر تصفيه نشدن خونشان
مجبورند كه براي زنده ماندن
به اين مركز مراجعه نمايند تا
بتوانند به زندگي خود ادامه
دهند.
كليه از اندامهاي مهم و
حياتي بدن است كه كارهاي
متعددي در بدن به عهده دارد
از جمله دفع مواد زائد مانند
اوره , دخالت در تنظيم فشار
خون , تنظيم آب بدن , تعادل
اسيد و باز.
اگر كليه در اثر وراثت ,
فشارخون , ديابت و عوارض
ديگر نتواند وظايف محوله را
به خوبي انجام دهد و از كار
بيفتد , سيستم بدن به هم
خورده و افراد دچار مشكل
مي شوند , از جمله مشكلاتي كه
در مراحل اوليه نارسايي كليه
افراد با آن رو به رو مي شوند
مي توان به ضعف عمومي بدن ,
خشكي پوست , رنگ پريدگي
پوست , خستگي زودرس و بي
حوصلگي اشاره كرد همچنين
سوزش و مشكلاتي در حين
ادرار به خصوص در شب ,
تورم اطراف چشم , ظاهر شدن
خون در ادرار , ورم دست و پا
را مي توان از علائم هشدار
دهنده نارسايي كليه نام برد.
بيشترين علت اين بيماري ,
ديابت و فشار خون مي باشد و
افرادي كه به اين بيماريها مبتلا
هستند خيلي بيشتر در معرض
نارسايي و عفونت كليه قرار
مي گيرند.
اين افراد براي مبارزه با
اين بيماري كه فقط يك درمان
نگهدارنده است بايد در هفته
سه بار دياليز شوند , اين
بيماري به طور قطع درمان
نمي شود و اگر بيماران دياليز را
به موقع انجام ندهند , جان آنان
ممكن است به خطر بيفتد.
دياليز كه يك عمل تصفيه خون
است به وسيله دستگاههاي
مخصوص دياليز انجام
مي شود.
يكي از مسئولين بخش
دياليز بيمارستانها در اين زمينه
مي گويد : اين بيماران دچار
افسردگي شديد و با كمبود آهن
نيز رو به رو هستند كه با
استفاده از آمپولهاي متعدد آهن
خون اين بيماران را بالا
مي برند.
همچنين از عوارض دياليز
كوتاه مدت , سردرد , سرگيجه ,
عفونت , فشار بالا , درد و
سوزش شديد هنگام وصل
سوزن و عوارض بلند مدت آن
پوكي استخوان و افسردگي
است .
وي مي گويد : باتوجه به
اينكه دياليز فقط يك درمان
نگهدارنده است نه قطعي , تنها
راه كمك به اين بيماران عمل
پيوند كليه است , كه سن اهدا
كننده و گيرنده كليه بايد بين
15 تا 55 سال باشد . در
صورتي اين عمل انجام مي شود
كه با تاييد پزشك , بيمار به
همراه اهدا كننده كليه به انجمن
حمايت كليوي معرفي شوند.
عمل پيوند كليه در اين مركز به
علت عدم توانايي و نداشتن
امكانات لازم از عهده آنان
خارج بوده بنابراين بيمار پس
از انجام مراحل لازم به تهران
براي انجام پيوند كليه ارجاع
مي شود.

|
دانشجويان « پنجاه و هفتي »
|
« اولين كاروان دانشجويان ممتاز دانشگاه تهران براي تقويت
بنيه علمي دانش آموزان استان محروم كهكيلويه و بويراحمد با
اتوبوس راهي آن ديار شدند » .
عبارت فوق , خبر كوتاهي بود كه چند روز پيش به همراه
تصوير كوتاهتري از تلويزيون پخش شد و ديگر كمتر رسانه و
مطبوعه اي پيرامون آن مطلبي درج كرد اما در بطن همين رويداد
كوتاه و اندك چند پيام ظريف و عميق نهفته است كه دقت در آن
براي مردم و مسئولان مفيد فايده خواهد بود.
1 ـ از آنجا كه اين رويداد در « تيرماه » رخ داده و مجريان آن
نيز « دانشجويان ممتاز » بوده اند لذا بايد تصريح كرد كه اين
حركت زيبا , نمايي از تصوير واقعي دانشجويان ايراني است .
دانشجوياني كه اولا فعال در عرصه علم و دانش بوده و ثانيا فارغ
از گرايشهاي باندي و جناحي در انديشه رفع نيازهاي واقعي
كشور هستند. در چند سال اخير دشمنان ملت و بويژه
دانشجويان تلاش فراواني كردند تا قشر دانشگاهي را مخالف
نظام و فراري از كشور جلوه داده و در برهه هاي مختلف زماني
خصوصا تيرماه هر سال از او چهره اي ناراحت , سرخورده و
مايوس نمايند. متاسفانه در اين ميان تعدادي از مطبوعات مدعي
طرفدار دانشجو نيز در نقش پياده نظام دشمن به ايفاي نقش
پرداختند. اما عليرغم آن همه شيطنت و دشمني , دانشجويان
بيدار ما صف خود را ازدانشجونماها و اراذل و اوباش جدا كرده
و دشمن را ناكام كردند. حركت اخير دانشجويان ممتاز دانشگاه
تهران ضمن تاكيد عملي بر اين جدايي , ثابت كرد كه دانشجوي
ايراني فعال و پرتوان و اميدوار است نه مايوس و افسرده . او
فرصت ساز است نه فرصت سوز. جوان روشنفكر ايراني در
انديشه خدمت به مردم است نه زحمت براي آنان و در يك كلمه ,
عاشق اين مرز و بوم و نظام آن است نه فراري از آن .
2 ـ در روزگاري كه عده اي از افراد جامعه در مسابقه كسب
پول و ثروت بيشتر و پست و مقام بهتر , گوي سبقت را از ديگران
ربوده و مي كوشند به هر طريقي اندوخته بانكي خويش را افزايش
داده و موقعيت شغلي و اجتماعي خود را ارتقا دهند ,
دانشجويان متعهد مذكور بدون كوچكترين چشم داشتي و رها و
آزاد از تمامي قيد و بندهاي مادي , رنج سفر به محرومترين نقاط
كشور را به جان خريده و صحنه هاي بديعي از خدمت به مردم را
خلق مي كنند. آنان بااين اقدام داوطلبانه و زيباي خود , ضمن
تكرار صحنه هاي ايثارگونه سالهاي آغازين پيروزي انقلاب
اسلامي ثابت نمودند هنوز هم مي توان « پنجاه و هفتي » بود و
روحيه ايثار و گذشت داشت .
3 ـ پيام ديگر حركت بديع دانشجويان ممتاز و المپيادي
دانشگاه تهران اين كه براي خدمت به مردم نبايد منتظر
بخشنامه ها و اقدامات بوركراسي ماند بلكه هركس بويژه قشر
دانشگاهي و تحصيلكرده درحد توان و مقدورات خويش
مي تواند استعدادهاي خدادادي خود را از بالقوه به بالفعل تبديل
كرده و در سال « نهضت خدمت رساني به مردم » به ايفاي نقش
بپردازد.
4 ـ نكته آخر هم به برخي مسئولان و نمايندگان مجلس نشين
در حقيقت دغدغه اصلي آنها بايد تلاش شبانه روزي براي رفع
مشكلات اساسي مردم باشد. دانشجويان ممتاز دانشگاه تهران
در شرايطي بار سفر به استان محروم كهكيلويه و بويراحمد را
بستند كه نمايندگان مجلس ششم پس از گذشت سه سال از عمر
كاريشان همچنان درگير مسائل باندي و جناحي اند. آنان در اين
سالها متاسفانه كمتر به مشكلات و رنجهاي ملت پرداخته و
بيشتر شعار داده اند. شايد دانشجويان با اين حركت خود و با
زبان عمل فرياد زدند كه « آي مسئولان ! وقت شعار مدتهاست
پايان يافته , اكنون عمل نماييد » .
كمال احمدي

|
|