
به مناسبت سالگرد شهادت آيت الله شيخ فضل الله نوري
اشاره
در سالگشت شهادت جانسوز فقيه نستوه آيت الله شيخ
فضل الله نوري قرار داريم
شهيد والامقامي كه در راه استقرار
احكام اسلام و مقابله با نفوذ قدرتهاي استعماري در ايران در
برابر عوامل وابسته به بيگانه كه در نهضت مشروطه نفوذ كردند
و آن را به انحراف و بيراهه كشاندند ايستاد و شعار « مشروطه
مشروعه » را در مقابل مشروطه غربي و انگليسي مطرح كرد. به
اين مناسبت گزيده اي از ديدگاههاي ژرف و بيدار كننده
حضرت امام خميني (ره ) را درباره اين شهيد گرانقدر و شرايط
آن روزگار مرور مي نمائيم .
ما بايد از تاريخ عبرت ببريم
و اين تاريخ در زمان
مشروطه اين طور بود. در زمان مشروطه آنهايي كه مي خواستند
ايران را نگذارند به يك ساماني برسد و چماق استبداد تا آخر
باقي بماند بين افراد
دستجات
احزاب اختلاف انداختند
حتي آنهايي كه آن وقت بودند مي گفتند كه در يك خانه بين
برادر
پدر و پسر اختلاف بود. يك دسته مستبد
يك دسته
مشروطه
اين اختلاف موجب شد كه نتوانست مشروطه آن
طوري كه علماي اسلام مي خواستند تحقق پيدا بكند. بعد هم
اين اختلافات موجب شد كه يك دسته از آن غربزده ها بريزند و
به صورت ]را[به اسم مشروطه بگيرند مقامات را و استبداد
مشروطه بر اين ملت تحميل كنند و ديديد كه چه شد.
شما وقتي كه تاريخ مشروطيت را بخوانيد مي بينيد كه
در مشروطه بعد از اينكه ابتدا پيش رفت
دستهايي آمد و تمام
مردم ايران را به دو طبقه تقسيم بندي كرد
نه ايران تنها
از
روحانيون بزرگ نجف يك دسته طرفدار مشروطيت
يك دسته
دشمن مشروطه . علماي خود ايران يك دسته طرفدار مشروطه
يك دسته مخالف مشروطه . اهل منبر يك دسته بر ضد
مشروطه صحبت مي كردند
يك دسته بر ضد استبداد در هر
خانه اي دو تا برادر اگر بودند
مثلا در بسياري از جاها اين
مشروطه اي بود
آن مستبد. و اين يك نقشه اي بود كه نقشه هم
تاثير كرد.... به آنجا رساندند كه آنهايي كه مشروطه خواه بودند
به دست يك عده كوبيده شدند
تا آنجا كه مثل مرحوم حاج
شيخ فضل الله نوري در ايران براي خاطر اينكه مي گفت بايد
مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطه اي كه از غرب و شرق به
ما برسد قبول نداريم
در همين تهران به دار زدند و مردم هم
پاي او رقصيدند يا كف زدند.
در جنبش مشروطيت همين علما در راس بودند و اصل
مشروطيت اساسش از نجف به دست علما و در ايران به دست
علما شروع شد و پيش رفت . اين قدري كه آنها مي خواستند كه
مشروطه تحقق پيدا كند و قانون اساسي در كار باشد
لكن بعد
از آنكه شد
دنباله اش گرفته نشد. مردم بيطرف بودند
روحانيون هم رفتند هر كس سراغ كار خودش
از آن طرف
عمال قدرتهاي خارجي و خصوصا در آن وقت انگلستان در
كار بودند كه اينها را از صحنه خارج كنند يا به ترور و يا به
تبليغات گويندگان و نويسندگان
آنها كوشش كردند به اينكه
روحانيون را از دخالت در سياست خارج كنند و سياست را
بدهند به دست آنهايي كه مي توانند به قول آنها
يعني فرنگ
رفته و غربزده ها و شرقزده ها و كردند آنچه را كردند
يعني اسم
مشروطه بود و واقعيت استبداد
آن استبداد تاريك ظلماني .
اگر ملت ما اين طايفه را حفظ نكنيد
بدانيد كه
سرنوشت شما سرنوشت زمان مشروطه خواهد شد كه
روحانيون اين كار را درست كردند و دست استبداد را كوتاه
كردند لكن دوباره به واسطه اينكه ملت مجتمع نبود و با
روحانيت آن طور سازش
اطاعت محكم نداشت
مشروطه را
آنها به پا كردند و ديگران آمدند و مشروطه را همان استبداد
غليظ تر با اسم مشروطه
يك اسم بي مسمايي بود و گفته مي شد
كه ما مجلس داريم و مشروطه داريم و مشروطه خواه هستيم
لكن استبداد به تمام معناي خودش
به تمام كلمه خودش بر ما
حكومت مي كرد.
اگر در هر شهري و استاني چند نفر موثر
افكار مثل
مرحوم مدرس شهيد را داشتند
مشروطه به طور مشروع و
صحيح پيش مي رفت و قانون اساسي با متمم آن كه مرحوم
حاج شيخ فضل الله در راه آن شهيد شد
دستخوش افكار غربي
و دستخوش تصرفاتي كه در آن شد نمي گرديد و اسلام عزيز و
مسلمانان مظلوم ايران آن رنجهاي طاقت فرسا را نمي كشيدند.
به دنبال خروج روحانيون يا به عبارت ديگر اخراج آن از
صحنه
عموم متدينين از هر قشري از اقشار
چه فرهنگي
چه
كارگري
چه اداري و بازاري و چه غيراينهانيز از دخالت كناره
گرفتند
يا بر كنارشان كردند و آن شد كه شد.
در مشروطه ديدند كه يك ملا يا چند ملا در نجف و
چند معمم و ملا در تهران اساس استبداد و حكومت
خودكامه اي كه در آن وقت بود آن را به هم زدند و مشروطه را
مستقر كردند و در اين مسائل آنهايي كه مخالف هم بودند از پا
ننشستند. آنها هم فعاليت خودشان را مي كردند كه حالا
بخواهيم همه را بگوييم طولاني است . لكن راجع به همين
مشروطه و اينكه مرحوم شيخ فضل الله نوري ـ رحمه الله ـ
ايستاد كه « مشروطه بايد مشروعه باشد
بايد قوانين موافق
اسلام باشد » . در همان وقت كه ايشان اين امر را فرمود و متمم
قانون اساسي هم از كوشش ايشان بود. مخالفين
خارجيها كه
يك همچو قدرتي را در روحانيت مي ديدند كاري كردند در
ايران كه شيخ فضل الله مجاهد مجتهد داراي مقامات عاليه را
يك دادگاه درست كرد و يك نفر منحرف روحاني نما او را
محاكمه كرد و در ميدان توپخانه فضل الله را در حضور جمعيت
به دار كشيدند.
شما مي دانيد كه مرحوم شيخ فضل الله نوري را كي
محاكمه كرد
يك معمم زنجاني 1
يك ملاي زنجاني محاكمه
كرد و حكم قتل را او صادر كرد. وقتي معمم
ملا
مهذب
نباشد
فسادش از همه كس بيشتر است .
دوران مشروطه را كه همه آقايان شنيده اند يك عده اي
كه نمي خواستند كه در اين كشور اسلام قوه داشته باشد و آنها
دنبال اين بودند كه اينجا را يا به نحوي طرف خودشان
بكشانند
آنها جوسازي كردند به طوري كه مثل مرحوم آقا
شيخ فضل الله كه آن وقت يك آدم شاخصي در ايران بود و مورد
قبول بود همچون جوسازي كردند كه در ميدان علني ايشان را
به دار زدند و پاي آن هم كف زدند. و اين نقشه اي بود براي
اينكه اسلام را منعزل كنند و كردند و از آن به بعد ديگر نتوانست
مشروطه يك مشروطه اي باشد كه علماي نجف مي خواستند
حتي قضيه مرحوم آقا شيخ فضل الله را در نجف هم يك جور
بدي منعكس كردند
كه آنجا هم صدايي از آن در نيامد. اين
جوي كه ساختند در ايران و در ساير جاها
اين جو اسباب اين
شد كه آقاشيخ فضل الله را با دست بعضي از روحانيون خود
ايران محكوم كردند و بعد او را آوردند در وسط ميدان و به دار
كشيدند وپاي آن هم ايستادند كف زدند و شكست دادند اسلام
را در آن وقت و مردم غفلت داشتند از اين عمل
حتي علما هم
غفلت داشتند. (برگرفته از كتاب « تاريخ معاصر ايران از ديدگاه
امام خميني » از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت
امام خميني (ره )
پاورقي :
1 ـ شيخ ابراهيم زنجاني از اعضاي جمعيت فراماسون در
ايران و نماينده سه دوره مجلس شوراي ملي بود. وي در سال
1328 قمري دادستان دادگاهي بود كه در آن شيخ فضل الله
نوري محاكمه و طبق حكم ايشان به دار آويخته شد وي در
اولتيماتوم معروف روسيه راي به پذيرش آن داد و در آذرماه
1313 هـ . ش درگذشت .
حضرت امام خميني : اگر در هر شهري و استاني
چند نفر موثر
افكار مثل مرحوم مدرس شهيد را
داشتند
مشروطه به طور مشروع و صحيح پيش
مي رفت و قانون اساسي با متمم آن كه مرحوم حاج
شيخ فضل الله در راه آن شهيد شد
دستخوش افكار
غربي و دستخوش تصرفاتي كه در آن شد
نمي گرديد و اسلام عزيز و مسلمانان مظلوم ايران
آن رنجهاي طاقت فرسا را نمي كشيدند.
حضرت امام خميني : مرحوم شيخ فضل الله نوري
رحمه الله ـ ايستاد كه « مشروطه بايد مشروعه
باشد
بايد قوانين موافق اسلام باشد »

*****
عبادت خدا
نكته ها و مراقبتها
|

انگيزه هاي عبادت
عن الحسين عليه السلام : ان قوما عبدوالله رغبه قتلك
عباده التجار و ان قوما عبدوالله رهبه فتلك عباده العبيد و ان
قوما عبدوالله شكرا فتلك عباده الاحرار و هي افضل
العباده . (1 )
حضرت حسين عليه السلام فرموده است : گروهي خداوند را
به انگيزه نيل به پاداش و دست يافتن به نعمتهاي نامحدودش
بندگي ميكنند
اين قسم عبادت
شايسته سوادگران سودجو
است . بعضي خداوند را از ترس عذاب عظيمش ميپرستند
اين
قسم عبادت نيز در خور بردگان زرخريد است . كساني هستند
كه خداوند را بمنظور شكرگزاري و انجام يك وظيفه انساني
پرستش مي نمايند
اين عبادت احرار و آزادگان است و چنين
عبادتي افضل و برتر از تمام عبادات است .
قال علي بن الحسين عليه السلام : اني لاكره ان اعبدالله
لاغرض لي الا ثوابه . فاكون كالعبد الطمع المطيع ان طمع عمل
و الا لم يعمل و اكره ان اعبده الا لخوف عقابه فاكون كالعبد
السو ان لم يخف لم يعمل . قيل فلم تعبده قال لما هو اهله
باياديه علي و انعامه . (2 )
حضرت علي بن الحسين عليه السلام ميفرمود : دوست ندارم
كه هدف من در پرستش خداوند
تنها پاداش او باشد كه در
آنصورت من مانند برده طمعكار و فرمانبرداري خواهم بود كه
اگر طمع در نهادش باشد عمل ميكند و گرنه از كار بازمي ايستد.
همچنين ميل ندارم كه خداوند را تنها از جهت ترس عقابش
بپرستم و مانند بنده بدكاري باشم كه اگر نترسد عمل نكند.
عرض شد پس بر چه اساس خدا را ميپرستي فرمود : از اين
جهت كه او با نيكيهائي كه بمن كرده و نعمتهائي كه عنايت
فرموده شايسته پرستش
است .
اعتدال در عبادت
عن ابي عبدالله (ع ) قال : اجتهدت في العباده و انا شاب
فقال لي ابي : يا بني دون ما اراك تصنع فان الله اذا احب عبدا
رضي عنه باليسير.
امام صادق (ع ) فرمود : من جوان بودم و در عبادت مستحب
بسيار كوشا
پدرم بمن فرمود : فرزندم از اين كمتر عمل كن
وقتي بنده اي محبوب خدا باشد خدا با عمل كم
از او راضي
ميشود.
قال رسول الله (ص ) : يا علي هذاالدين متين فاوغل فيه برفق
و لا تبغض الي نفسك عباده ربك .
رسول اكرم بعلي عليه السلام فرمود : اسلام دين متقن خداوند
است
در آن با مدارا قدم بردار
كاري كن كه دلت به عبادت
خداوند بدبين نشود.
عن علي (ع ) : ان للقلوب اقبالا و ادبارا
فاذا اقبلت
فاحملوها علي النوافل و اذا ادبرت فاقتصروا بها
علي الفرائض .
در دلها حالات رغبت و بي رغبتي است
در موقع رغبت
بمستحبات اقدام كنيد و در بي رغبتي به واجبات قانع باشيد.
لا يكلف الله نفسا الا وسعها . (سوره 2
آيه
286 )
خداوند بهيچ كس بيش از قدرت و توانائيش وظيفه اي را
محول نمي فرمايد.
و ما جعل عليكم في الدين من حرج . (سوره 22
آيه 78 )
خداوند عالم در انجام مقررات ديني شما را در مضيقه و
تنگنا قرار نداده است .
عشق به عبادت
قال رسول الله صلي الله عليه و آله : افضل الناس من عشق
العباده فعانقها و احبها بقلبه و باشرها بجسده . (4 )
رسول اكرم (ص ) فرموده : از همه مردم برتر و بهتر در پرستش
الهي كسي است كه با عبادت خدا عشق ورزي كند
معانقه
نمايد
بندگي پروردگار را در دل دوست بدارد و با بدن انجام
دهد.
حقيقت عبوديت
قال ثلاثه اشيا ان لايري العبد لنفسه فيما خوله الله ملكا
لان العبيد لايكون لهم ملك يرون المال مال الله يضعونه حيث
امرهم الله به .
امام صادق عليه السلام عبوديت را در سه چيز بيان كرد كه
اول آنها مسئله مالكيت خداوند است
فرموده : بنده واقعي
خداوند كسي است كه در عطاياي الهي براي خود مالكيتي
نبيند. زيرا بندگان مالك حقيقي مال نيستند. در نظر آنان مال
مال خداوند و ملك پروردگار عالم است و آنرا در جائي قرار
ميدهند و بطوري صرف ميكنند كه پروردگارشان بدان امر
فرموده است .
ذلكم الله ربكم لااله الا هو خالق كل شي فاعبدوه و هو علي
كل شي وكيل .
اين خداوند است كه پروردگار شما است و جز او كسي
شايسته پرستش و بندگي نيست . او آفريننده تمام موجودات
عالم است . پس شما اي انسانها وي را پرستش كنيد كه
جهان آفرين و نگهبان تمام موجودات است . (الحديث
ج 2 )

| |