بسيجي شهيد محمدحسن اميني
شهيدي از استان مركزي
نام پدر : غلامعلي
تاريخ تولد : 1343
محل تولد : اراك
تاريخ شهادت : 1362
8
13
محل شهادت : پنجوين
...خدايا! ترا شاهد مي گيرم كه من صرفا براي
جنگيدن هجرت نكرده ام بلكه هدف اصلي من مبارزه
با هواهاي نفساني است .
...اي امت حزب الله ! از تفرقه بپرهيزيد و هميشه
فرمان امام و رهبر را براي خود ملاك قرار دهيد.
...از امام كه ولي امر است پيروي كنيد
مبادا او را
تنها گذاريد
...از خداوند بخواهيد كه مرا جز شهداي كربلا قرار
دهد.

*****
رئيس حزب سوسيال دمكرات اتريش :
هيچ چيز نبايد روابط وين و
تهران را خدشه دار كند
|
« الفرد گوسن باوئر » رئيس
حزب سوسيال دمكرات اتريش
در ديدار با « سيدمحسن نبوي »
سفير جمهوري اسلامي ايران
در وين گفت كه هيچ چيز نبايد
روابط تهران و وين را
خدشه دار كند.
گوسن باوئر با اشاره به
اهميت روابط ايران و اتريش
گفت كه حفظ و تعميق روابط
بين دو كشور تاريخي و مهم
ايران و اتريش از جمله
موضوعاتي است كه در دستور
كار حزب سوسيال دمكرات
قرار دارد.
وي اظهار داشت كه
بسياري از چهره هاي شاخص
و مقامات ارشد حزب سوسيال
دمكرات بر بهبود و گسترش
روابط و همكاري بين ايران و
اتريش تاكيد دارند.
رئيس حزب سوسيال
دمكرات آمادگي خود را براي
هر گونه همكاري جهت بهبود و
گسترش روابط دو كشور اعلام
كرد.
به گزارش خبرگزاري
جمهوري اسلامي
سفير
كشورمان در وين در اين ديدار
با اشاره به روابط خوب ايران و
اتريش گفت : روابط سياسي و
فرهنگي ايران و اتريش
پيشينه اي بسيار درخشاني دارد
اما روابط اقتصادي دو كشور
هنوز به جايگاه و موقعيت
مطلوب و مناسب نرسيده
است .
نبوي در باره اوضاع منطقه
گفت كه بي هيچ ادعايي مي توان
گفت كه امروزه ايران نقش مهم
و سازنده اي در ثبات و صلح
منطقه دارد و غرب نبايد اين
مساله را ناديده بگيرد.

*****
نماينده ويژه ايران در امور درياي خزر :
جمهوري اسلامي ايران با
توافقنامه هاي دو يا سه جانبه
كشورهاي حاشيه خزر مخالف است
|
بخش خبري : مهدي
صفري نماينده ويژه ايران در
امور درياي خزر اعلام كرد : در
اجلاس اخير كشورهاي حاشيه
درياي خزر به توافق كامل
نرسيديم ولي با اين روند در
اجلاس عشق آباد به توافق
ونتيجه خواهيم رسيد.
وي در گفتگو با باشگاه
خبرنگاران جوان
با اشاره به
اظهارات اخير مقامات روسيه
منبي بر اينكه در اجلاس اخير
كشورهاي حاشيه درياي خزر
در خصوص تقسيم رژيم
حقوقي اين دريا نود درصد به
توافق رسيده اند
گفت : در
اجلاس مسكو روند مذاكرات
مثبت بود و نتيجه جديدي
حاصل شد ولي به صورت 90
درصد هم به توافق نرسيديم .
وي تاكيد كرد : جمهوري
اسلامي ايران با توافقنامه هاي
دو يا سه جانبه بين كشورهاي
حاشيه خزر مخالف است ولي
مذاكرات كشورها را براي
رسيدن به موضع مشترك مثبت
مي داند و از آنها حمايت
مي كند.
نماينده ويژه ايران در
درياي خزر همچنين تصريح
كرد : در اجلاس مسكو پس از
بحثها
اختلافات بين
كشورهاي حاشيه خزر
شفاف تر شد ولي در اجلاس
عشق آباد پس از بررسي اين
موضوعات به نتيجه خواهيم
رسيد.

*****
عضو كميسيون حقوقي و قضائي مجلس :
مجلس در جايگاهي نيست كه براي
مجمع تشخيص مصلحت نظام شرح
وظايف و آئين نامه تعيين كند
|
بخش خبري : نماينده مردم
قائنات و عضو كميسيون
حقوقي قضايي مجلس شوراي
اسلامي با اشاره به مطرح شدن
طرح تشخيص مصلحت نظام
در كميسيون امنيت ملي مجلس
گفت : طرح تشخيص مصلحت
نظام خلاف اصولي از قانون
اساسي است .
موسي قرباني در گفتگو با
باشگاه خبرنگاران جوان افزود :
بر اساس قانون اساسي تعيين
شرح وظايف و آيين نامه داخلي
مجمع تشخيص مصلحت نظام
بر عهده خود اين نهاد است و
مجلس در حد و جايگاهي
نيست كه براي مجمع تشخيص
شرح وظايف و آيين نامه
مشخص كند و اين طرح قطعا
توسط شوراي نگهبان رد
مي شود.
موسي قرباني همچنين
تاكيد كرد : متاسفانه تندروهايي
كه به آخر خط رسيده اند براي
گذراندن وقت و به هم ريختن
سيستم قانوني و روال طبيعي
اوضاع
قصد مطرح كردن
مباحثي را دارند كه از هم اكنون
نيز مشخص است نتيجه آن چه
خواهد بود.
وي در پاسخ به سوالي در
مورد بند مندرج در طرح
تشخيص مصلحت نظام مبني
بر اينكه در صورت فوريت
داشتن طرحي مجمع تشخيص
نيز موظف است با فوريت به آن
رسيدگي كند گفت : اين مسئله
بحث جدايي است كه مي توان
روي آن بحث كرد ولي من در
كل با اين طرح مخالفم .

*****
فرمانده نيروي هوايي ارتش :
به هر چيزي كه براي دفاع از دين و كشور نياز باشد
دست خواهيم يافت
|
امير سرتيپ سيدرضا
پرديس فرمانده نيروي هوايي
ارتش جمهوري اسلامي ايران
گفت : توان دفاعي و موشكي
جمهوري اسلامي ايران اهرم
بازدارنده اي است كه امنيت و
صلح را براي كشورهاي منطقه
به ارمغان مي آورد.
وي در گفت و گو با
خبرگزاري مهر افزود : جهان
امروز جهان تاخت و تاز
قدرتهاي استكباري است و اگر
ما بخواهيم در اين جهان در
مقابل تجاوزات اين قدرتها
ايستادگي كنيم
بايد مجهز به
تجهيزات و فناوري هاي دفاعي
روز باشيم .
فرمانده نيروي هوايي
ارتش تاكيد كرد : تجهيز
نيروهاي مسلح به تجهيزات
دفاعي پيشرفته به منظور حفظ
تماميت ارضي و دفاع از آب و
خاك اين كشور انجام مي شود.
سرتيپ پرديس ادامه داد :
توان دفاعي ما باعث مي شود در
صورت تجاوز دشمن به ميهن
اسلامي
جواب دندان شكني
به متجاوزان داده شود.
وي ادامه داد : ما در زمان
دفاع مقدس كمبودهايي از نظر
دفاعي داشتيم
اما امروز با
ياري خداوند به همت
متخصصان و كارشناسان
متعهد نيروهاي مسلح
به
تجهيزات دفاعي مناسبي دست
يافته ايم .
فرمانده نيروي هوايي
ارتش با اشاره به جوسازي هاي
رژيم صهيونيستي در ارتباط با
آزمايش موشك « شهاب 3 »
گفت : رژيم صهيونيستي كه
دستش به خون مردم فلسطين
آلوده است
ايران را به عنوان
خطر براي صلح جهاني معرفي
مي كند
اما ما اين مساله را به
همه جهانيان اعلام مي كنيم كه
به هر چيزي كه براي دفاع از
دين و كشور و تماميت
ارضيمان نياز داريم
به آن
دسترسي پيدا خواهيم كرد.

*****
آيت الله هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران :
ملت ايران به هيچ كس باج نمي دهد
|
بخش خبري : نماز جمعه پر صلابت و شكوهمند اين هفته
تهران همزمان با ايام سوگواري بزرگ بانوي اسلام حضرت
فاطمه زهرا(س ) با حضور انبوه مردم مومن و شريف تهران به
امامت آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص
مصلحت نظام در مصلاي دانشگاه تهران اقامه شد.
سخنان پيش از خطبه ها
حجت الاسلام والمسلمين دكتر احمدي به عنوان سخنران
پيش از خطبه هاي نماز جمعه اين هفته تهران
نخستين بخش از
سلسله بحث هاي خود را درباره « ديدگاه فرهنگي و علمي در
فلسفه اخلاق »
ارائه داد.
وي دراولين بخش از سلسله بحث هاي خود در اين
خصوص
گفت : اخلاق و فرهنگ بر انسان شناسي
جهان شناسي
و خداشناسي و درواقع بر جهان بيني مبتني است و نخستين
مرحله در جهان بيني
شناختن خويشتن (نفس ) و سپس شناخت
غير خويشتن يعني جهان و خداست .
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي
افزود : يكي از
دشوارترين مباحث فلسفي بحث اخلاق است
زيرا هراخلاقي بر
مباني فكري خاصي استوار است و عمل
مبتني به علم است
يعني در واقع حكمت عملي مبتني بر حكمت نظري است .
دكتر احمدي ادامه داد : انسانها دو جهان بيني مي توانند
داشته باشند
كساني معتقدند نفس پس از بدن زنده است و
گروهي نيز بدين امر اعتقاد ندارند.
اين استاد دانشگاه گفت : گروه نخست كه اعتقاد دارند از
عالم ديگري آمده اند و به آنجا بازمي گردند
اخلاقشان با گروه
دوم كه نفس را باقي نمي دانند
تفاوت بسيار دارد
زيرا گروه
نخست معتقدند كه اعمال آنها در نفسشان باقي مي ماند.
حجت الاسلام والمسلمين احمدي گفت : بدين ترتيب مساله
جهان بيني آدمي و شناخت او نسبت به نفس در رفتار و بايدها و
نبايدهايش تاثير فراوان دارد
زيرا كسي كه باور دارد حكم الهي
در اين جهان جاري است
عملي مغاير با خواست خداوند انجام
نمي دهد.
دكتر احمدي ادامه بحث خود را در خطبه هاي آينده نماز
جمعه تهران پي خواهد گرفت .
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه والسلام علي رسول الله
وعلي آله الائمه المعصومين . اعوذبالله من الشيطان الرجيم و
افوض امري الي الله . ان الله بصير بالعباد. اوصيكم عبادالله
بتقوي الله والتباع امره .
در آخرين خطبه اي كه اينجا ايراد كردم بحث توكل را در
مباحث اخلاقي و حكمت عملي مطرح كردم و گفتم كه دو
سه
خطبه را بايد به آن اختصاص داد كه اين خطبه هم در همان مورد
است .
خلاصه حرف گذشته اين بود كه توكل يكي از مراحل بسيار
بالاي عرفان و مسير حركت بسوي خداوند و قرب الهي است و
يك مقوله لفظي و خيالي و سطحي نيست . يكي حالت واقعي
است كه در وجدان انسان و نفس انسان بايد بروز بكند و انسان به
آن مرحله برسد. اگر به آن مرحله نرسد
ممكن است گاهي در
مراحل زندگي در مشكلات و مواقعي كه انسان احساس استيصال
مي كند
انسان به خداوند توكل مي كند اما آن توكلي كه ما بحث
مي كنيم
اين است كه حالت ثابت و دائمي و ماندگار در وجود
انسان است . هر كس به اين مقام برسد و به اين مرحله از عرفان
برسد
زندگيش بكلي عوض مي شود. حالت آسايش
آرامش
خيال راحت واميدوار و شجاع ومطمئن وبا سعادت زندگي
مي كند وهر مقدار كه انسان از اين مقام فاصله داشته باشد
گرفتاريهاي زندگي او را دچار مشكل مي كند و گفتم كه اين متكي
است به يك جهان بيني و بينش الهي . اگر بخواهيم به توكل
برسيم
قبل از آن بايد واقعا يك بينش روشني نسبت به جهان
داشته باشيم كه اين جهان چيست از كجا آمده ما كي هستيم
و كجا مي رويم كه خلاصه اش اين است كه مبدا جهان را خدا
بدانيم و معاد را بپذيريم كه دوباره برگشت بخدا مي كنيم و در
محضر خدا خواهيم بود. در قيامت و مابين مبدا و معاد هم
خداوند با رسالت و پيام هايي كه به بشريت توسط انبيا داده در
كتابهاي آسماني و با وسيله فرشتگانش اين جهان را اداره مي كند
و بپذيريم و مطمئن باشيم اينكه عرض مي كنم لفظي نيست بلكه
اعتقادي است . قبول داشته باشيم كه خداوند عالم است يعني
همه چيز را مي داند
عالم مطلق و قبول داشته باشيم كه خداوند
قدرتمند است و قادر مطلق است و هرچه بخواهد مي تواند انجام
بدهد و قبول داشته باشيم كه خداوند عادل است و هيچ اقدامي
در جهت غير عدل انجام نمي دهد و داوري او بين خلق خدا
عادلانه است و بپذيريم كه خداوند وعده داده و قرار گذاشته و
اراده كرده كه عدل را در نهايت بين مخلوقات خودش اجرا
بكند. اينها اگر در ذهنيت ما درست باشد كه نوعا جزو اعتقادات
ماست و همه ما هم اينها را قبول داريم اما اينها در يك حالت
زباني است
تقليدي است گاهي
ولي اگر به حالت اطمينان برسد
كه من خيال مي كنم مشكل هم نيست . انسان يكقدري هم كه فكر
كند هر كسي از طريق معلومات خودش
دانشمندان دقيق از
طريق ضوابطي كه بر جهان هستي حاكم مي بينند و انسانهاي
متوسط تر با ديدن مظاهر حضوري خدا و روابط خدا با
مخلوقاتش و چيزهاي فراواني كه انسان در زندگي خودش تجربه
مي كند
يك قدري كه فكر كنيم مي تواند به اين مرحله برسد
نيازي به آن علوم دقيق و قوي فلسفي و رياضي وامثال اينها
نيست . گرچه اينها به مراحل پيشرفته تري از اطمينان انسان را
مي رساند. به هر حال با آن جهان بيني
اين عقيده اگر برسيم به
اينكه خداوند چنين ربي و چنين پروردگاري بالاي سر ماست .
خيلي آسان مي توانيم به مقام توكل برسيم . توكل هم عرض كردم
از همان ماده وكالت است كه انسان
خدا را وكيل خودش ببيند.
حسبناالله ونعم الوكيل . اگر به اين مرحله رسيديم و خدا را وكيل
خودمان دانستيم وايمان هم به اين وكالت آورديم ديگر جاي
دغدغه و اضطراب و نگراني نيست . آنچه كه مهم است اين است
كه انسان وظيفه اش را تشخيص بدهد و در حد تشخيص خودش
به وظايف خود عمل كند واز خداوند بخواهد كه به عنوان دليل و
وكيل او و صاحب ورب او و رب همه جهان سعادت او را و
آسايش و رفاه و آينده او را تامين كند. اگر چنين اتفاقي افتاد هم
افراد و هم جوامع بسيار بسيار درست زندگي مي كنند و همه
همت انبيا در تاريخ اين بود كه انسانهائي از تبار متوكلين تربيت
بكنند حالا بحث هائي دارند
دانشمندان كه مثلا توكل
رضا
تسليم
يقين و ايمان اينها چه تفاوتهائي دارند و چه مراحلي
دارند و ما حالا وارد اين بحث ها نمي شويم ولي من فكر مي كنم تا
آنجا كه خودم مطالعه كردم و بررسي كرده ام
فكر مي كنم اينها
همه با هم است . ممكن است از لحاظ دقت روانشناسي انسان
يك فاصله اي بين اينها ببيند اما همه اينها همه با هم مي آيند. اگر
كسي به مرحله ايمان و يقين رسيد
توكل هم مي كند
اگر كسي
توكل داشت
تفويض امرالي الله هم ميكند
اگر امر خودش را به
خدا واگذار كرد
تسليم هم مي شود واگر تسليم شد
راضي هم
مي شود واين حالات با هم پيش مي آيد منتها بعضي از
دانشمندان مي گويند كه توكل آن مرحله قبل از تفويض است و
تفويض قبل از تسليم است و تسليم قبل از رضاست و آن حالت
رضا
آخرين مرحله تكامل انسان است كه يا ايتها النفس
المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه مي گويد كه آن اوج
سعادت و عرفان انساني است عرض كردم حالا اينها يك
بحث هائي است فني و علمي كه خيال نمي كنم ضرورت داشته
باشد در خطبه هائي كه در مستمعين با سطوح مختلف از
معلومات دارد ما زياد وارد اين مسائل شويم . بنده فكر مي كنم كه
اينها همه با همديگر مي آيد و انسان اگر به اين مرحله از شناخت
و خداشناسي رسيد
در اين مقطع ديگر همه اينها را با خود
خواهد داشت .
منتها ممكن است مراحل و مراتب اينها و حد وقوف و
رسيدن به اينها يك مقدار تفاوت داشته باشد كه انسانها همين
تفاوتها را دارند. بنده الان حرف مهمي كه دارم اين است كه ما
سعي كنيم با مطالعه و تفكر و ديدن تاريخ و تجربه و چيزهاي
فراواني كه خداوند در اختيار ما گذاشته ما خودمان را به اين
وادي مقدس برسانيم كه اينجا ديگر امن
امن است و هيچ
خطري انسان را تهديد نمي كند. عرض كردم كه منطق احدي
الحسنيين هم با اين عقيده سازگار است يعني اگر انسان اينجوري
خدا را شناخت
دليلي ندارد كه در پيشامدها و حوادث و
درگيريها و مشاجرات و اقدامات و جهادها
انسان نگران باشد
چون چه اتفاقي مي افتد. بحثي كه برادر دانشمندمان آقاي
احمدي داشتند پيش از خطبه ها كه بحث بقا نفس بود وابدي
بودن حيات انسان بود
انسان واقعي
اين جوهر انسان ما را به
همين جا مي رساند و ما اگر بناست هميشه باشيم
زنده شديم كه
بمانيم و تا ابد هستيم ديگر محاسبات لحظه اي براي ما خيلي
كودكانه است يعني فرض كنيم مرارت وسختي چند ساعت و يا
چند روز انجام تكاليف را تحمل كنيم براي اينكه تا ابد در
سعادت و آسايش و آرامش و رحمت و لطف خداوند و رضايت
مطلق زندگي بكنيم
اين چه محاسبه اي مي تواند انسان را از اين
باز بدارد يا چقدر انسان بايد نادان باشد كه بخاطر لحظات
كوتاهي از عيش و يا رفاه خودش را براي هميشه منكوب و
شقاوت پيشگي بكند. قطعا محاسبات حتي خودخواهي ها انسان
را به اين جا مي رساند كه اين را انتخاب كند و يكي از دو چيز
يعني منطق مجاهدان صدر اسلام بود كه با كفار مطرح مي كردند
در ميدان جنگ
به آنها مي گفتند سرنوشت شما اين است كه يا
كشته مي شويد از اينجا به جهنم مي رويد يا ما را مي كشيد و بعدا
خودتان در آينده مي ميريد و به جهنم مي رويد اما سرنوشت ما
اين است كه يا شما را مي كشيم و مجاهد حساب مي شويم و
اسلام را تقويت مي كنيم و رضايت خداوند را جلب مي كنيم و يا
بدست شما شهيد مي شويم و پرواز مي كنيم به بهشت و به
رحمت مطلق خداوند و ما چه نگراني داريم چرا ما
در ميدان
مقاوم نباشيم و همين منطق عده كمي از انسانهاي مجاهد
مي توانند يك قدرت بزرگي را بشكنند. تاريخ بشريت اين است
كه هميشه مجاهدتها و مقاومت ها از گروه كوچك مجاهدي
شروع مي شود و هيمنه هاي ستمگران را مي شكنند. تقريبا همه
انبيا اينجوري بوده اند بدون استثنا حالا آنقدر كه موفق شدند
از تعداد كمي طرفدار مومن و متوكل علي الله شروع مي كردند
وبعد پيشرفت مي كردند و خودشان هم در صدر متوكلين و
مقاومين و مجاهدين بودند وهيچوقت از غير خداوند هراسي به
دل راه نمي دادند. قرآني كه شما مي خوانيد به هر پيغمبري كه
مي رسيد
مي بينيد او و دوستان نزديكش تكيه گاهشان توكل بر
خداست . حضرت نوح كه اولين پيغمبري است كه خداوند
داستان او را در مواجهه با كفار نقل مي كند در يك جا مي فرمايد
كه ما بر خدا توكل داريم و شما برويد همه قدرتتان را و
شركائتان را
خدايانتان را جمع كنيد بيائيد تا ببينيم كداميك از
ما پيروز خواهيم شد. حضرت يعقوب همين را مي گويد
حضرت موسي هم همين را مي گويد
حضرت ابراهيم هم همين
را مي گويد تا پيغمبر اكرم (ص ) كه زندگيشان سرتاپا نمونه هاي
توكل در مشكلات و مواجهه با مشكلات بود. حضرت ابراهيم
يكي از مصاديق خيلي بارز متوكلين است در چند حادثه يكي از
آن مساله درگيري با مشركان و شكستن بت ها و محكوميت به
سوزانده شدن در آتش بود. وقتي كه ايشان را آوردند و محكوم
كردند واعلام كردند كه مردم جمع بشوند براي اينكه مجازات
كسي كه به خدايشان اهانت كرده و بت ها را شكسته
ببينند و
خوشحال بشوند و آن جشن بزرگ را گرفتند و جمعيت زيادي
جمع شده بودند
منجنيق ها را آورده بودند و حضرت ابراهيم را
در منجنيق گذاشتند و بالاي آن جهنم افروخته شده اي كه از
آتش درست كرده بودند
فرستادند كه حضرت ابراهيم را
بسوزانند
چيزهاي عجيب و غريبي در روايات و در تاريخ و
اينها آدم مي بيند. ملائكه پيش خداوند تضرع مي كردند كه يك
بنده موحدي را در زمين دارند اينطوري با او رفتار مي كنند
جبرئيل آمد و گفت كمك مي خواهي يا نه گفت از تو نه
از چه
كسي پس
گفت از خدا. چرا دعا نمي كني حضرت ابراهيم
مي گويد مگر خدا نمي داند
مگر خدا نمي بيند و دشمنانش با
همين غرور وتكبر او را از منجنيق به طرف آتش پرتاب مي كنند و
فرمان خداوند به آتش مي رسد كه يا نار كوني بردا وسلاما علي
ابراهيم و در بعضي از روايات ديدم كه نمرود هم نشسته بود و آن
منظره را تماشا مي كرد وقتي كه ديد حضرت ابراهيم در باغستان
پر از گلي به جاي آتش نشسته است
گفت اگر كسي بناست
خدائي بگيرد بايد مثل خداي ابراهيم را انتخاب كند. حالا او
گفته يا نگفته اين يك روايتي است كه من عرض كردم ولي
واقعيت همين است . حالا اگر ابراهيم در آتش هم مي سوخت باز
براي او مهم نبود چون از همان آتش به بهشت مي رفت و حال
اصحاب كربلا در ميدان قتلگاه هم همين بود كه آنچنان مرديم كه
عزرائيل هم آگه نشد. آنها به گونه اي بودند كه لم يحسوا الم
الحديد اصحاب كربلا در قتلگاه
و در ميدان نبرد احساس درد
فولاد و آهن را نكردند. آنهمه شمشير و سناني كه به بدنشان
خورد
آنها در عشق خداوند آنچنان غرق بودند كه توجهي به
اين دردها نداشتند و شهيد يك چنين انساني است . آنهائي كه
انتخاب مي كنند راه جهاد و شهادت را چنين حالتي دارند خب
مراحل پائين تر هم مجاهده هاي ديگري است كه انسان در زندگي
دارد. داستان مومن آل فرعون براي ماها همه تاريخ واقعا يك
داستان بسيار سازنده ايست .
قرآن عنايت ويژه اي به مومن آل فرعون دارد كه در دستگاه
فرعون بود يك انسان جدي از نزديكان دربار فرعون مصر آن
موقعي كه حضرت موسي (ع ) رسالتشان را آغاز مي كنند و
فرعونيان تصميم به سخت گيري نسبت به حضرت موسي دارند
اين مومن آل فرعون يك مشاجره بسيار گويا و سازنده اي با
درباريان و شخص فرعون دارد كه خوب است بخوانند
حتما در
قرآن خوانديد و داستان حضرت مومن آل فرعون را ببينيد واقعا
انسان زنده مي شود وقتي آن داستان را مي خواند
بحث هاي
بسيار بالايي با عرفان بالا با فرعونيان مي كند كه شما نرويد بر
فشار روي موسي و كشتن او و چيزهايي كه در آنجا مي گويد
خوب او آمد. ما را هدايت كند حرفهاي حق مي زند و خيلي
استدلالهاي بالايي دارد آخرش كه به حرف او گوش نمي كنند
مي گويد وافوض امري الي الله قبلش مي گويد وستذكرون ما
اقول لكم بزودي اين نصيحت هايي را كه من مي كنم خواهيد
فهميد كه چقدر درست بوده و افوض امري الي الله من سرنوشت
خودم را به خدا واگذار مي كنم يعني او را هم تهديد كردند ان الله
بصير بالعباد خدا مي بيند ماجراها و ماها را مي بيند خداوند
مومن آل فرعون را از مكر و توطئه فرعونيان واز سيئات
توطئه هاي آنان نجات داد سرنوشت مومن آل فرعون چه شد در
تاريخ روشن نيست مختلف گفتند برخي گفته اند وقتي كه
حضرت موسي بنا شد كه از مصر هجرت كند مومن آل فرعون هم
به آنها ملحق شد بعضي ها گفته اند نه او به كوهي پناه برد و مفقود
شد و كسي از او خبر ندارد و بعضي ها گفتند او را كشتند و
شهيدش كردند.
از حضرت امام صادق (ع ) يكي مي پرسد كه با اين وعده اي
كه در قرآن مي بينيم كه خداوند او را حفظ مي كند اين كشته شدن
و شهيد شدن او چطور است وامام صادق (ع ) مي فرمايند كه اين
سيئاتي كه براي او مي خواستند برنامه اي داشتند كه او را بر
گردانند به كفر و مي خواستند دين را از او بگيرند و قصد داشتند
عقائدش را متزلزل كنند خداوند او را نجات دادو شهيد شد.
حالا اگر شهيد شده باشد واين روايات هم درست باشد پس
معناي اين
اين نيست كه اگر خداوند به متوكلين وعده نجات
مي دهد اين است كه شهيد نشوند يا آسيب نبينند آسيب مادي
نبينند
اين نيست آن هدف اصلي است بسياري از كساني كه
شهيد مي شوند با هدف توكل به ميدان مي روند
شخص پيامبر
اكرم (ص ) از نمونه هاي اين متوكلين است كه آنهمه آسيب هم
مي بيند بنابر اين آسيب هاي دنيايي و موقت يك وقت شما را به
اين فكر نيندازد كه متوكل نيستيد ممكن است انسان توكل هم
داشته باشد و كارش را هم به خدا واگذار كند و تسليم خداوند
هم باشد اما آن مصيبت هاي محدود هم برايش پيش آيد ولي
نجات اصلي آن است كه انسان به اهدافش برسد.
در اين بحث روايات فراواني است و من فقط يكي دو روايت
را مي خوانم چون بحث توكل را يك خطبه ديگر بايد ادامه دهيم
چون مبحث بسيار مهمي است و روايات فراواني است كه
انشاالله يك آدرسي مي دهيم تا بيشتر مطالعه كنيد.
حضرت علي (ع ) مي فرمايد كه الايمان له اربعه اركان ايمان
چهار ركن دارد التوكل علي الله والتفويض الامر الي الله والرضا
بقضاالله والتسليم لامرالله اين چهار ركن را اگر انسان داشته
باشد مومن واقعي است .
و امام صادق (ع ) مي فرمايند كه المفوض امره الي الله في
راحه الابد والعيش رغب كسي كه سرنوشت خود را به دست
خداوند بسپارد و توكل بر خدا كند در راحت ابدي و در زندگي
خوب پر بركت تا ابد خواهد بود كه اين تائيدي است بر اين
حرفهايي كه تا بحال از قرآن براي شما عرض كردم و باز آن نكته
مهم كه در آن خطبه گفتم باز تاكيد مي كنم خداوند
قرآن و
روايات كه اين مطالب را مي گويند دستورشان اين است كه از
اسباب و عوامل مادي نبايد غافل شويم ما بايد همه اسباب و
عوامل را براي اهداف خود استخدام كنيم منتهي نتيجه را به
خداوند واگذار كنيم با هر چه كه لازم است براي هر كاري كه
دنياپرستان هم به آن متوسل مي شوند ما بايد از اين اسباب
مشروع استفاده كنيم در كنار اين به خداوند واگذار كنيم كه نتيجه
اين را آنطوري كه حق است
عائد ما بفرمايد كه اين مي شود
دنبال اين باشيم اين خودش يك نكته است كه در خطبه سوم كه
باقي گذاشتم مي خواهيم اين مبحث را بيشتر باز كنم كه يك بار
بدآموزي نباشد كه انسانهايي فكر كنند وقتي توكل بر خداوند
كردند ديگر راحت در خانه مي نشينند
اينطور نيست همين آيه
وقتي كه نازل شد ضمن يتوكل علي الله فهوحسبه بعضي از
دوستان پيامبر اشتباهي فهميدند فرداي آن روز به پيامبر(ص )
اطلاع دادند كه جمعي از مومنين بر سر كارشان حاضر نشدند
پيامبر مي فرمايد كجا رفتند مي گويند در خانه هايشان هستند
فرستاد آنها را به مسجد آوردند و مقابل جمعيت فرمود چرا
اينطور كرديد گفتند خداوند متكفل ارزاق و آينده ما شده ما ديگر
چرا زحمت بكشيم پيامبر(ص ) فرمود اينطور نيست شما بايد
علل واسباب را فراهم كنيد خداوند بركت مي دهد به آن علل و
اسباب
توكل و تقوي چون بعد از آيه من يتق الله است اين دو با
هم هستند پيامبر فرمود كه نه بايد علل و اسباب را فراهم آوريد
اگر اينطور بخواهيد كار كنيد بر عكس مي شود خداوند هم راه
شما را قبول ندارد.
آيت الله هاشمي رفسنجاني در پايان خطبه اول سوره توحيد
را قرائت كرد.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي رسول الله
وعلي علي اميرالمومنين وعلي صديقه الطاهره و علي سبطي
الرحمه و علي بن الحسين و محمدبن علي و جعفر بن محمد و
موسي بن جعفر وعلي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد
و الحسن بن علي والخلف الهادي المهدي صلواه الله عليهم
اجمعين .
اوصيكم بنفسي بتقوي الله والتباع امره
اميدوارم كه هيچوقت خداوند ما را از ملكه تقوي محروم
نفرمايد و خودمان هم در پي تقويت حالت تقوي باشيم در
مناسبت هاي هفته
اولين آن شهادت حضرت زهرا(س ) است كه
طبق بعضي از روايات در نود روز بعد از رحلت پيامبر بوده كه
خيلي ها هم به اين روايت بيشتر اعتماد مي كنند و حقيقتا دل
انسان خون مي شود وقتي كه زندگي حضرت زهرا(س ) را نگاه
مي كند و بي مهري كه حضرت زهرا(س ) با آنهمه عظمت و رافت
و خدمتي كه براي آن مردم داشتند ايشان ديدند
تا پيامبر(ص )
زنده بود خانه زهرا(س ) كه در كنار خانه پيامبر قرار داشت دائما
معرض حضور انسانهاي خوب
رفت آمدها و فرود آمدن
فرشتگان و بخصوص جبرئيل و بالاتر از همه خود پيامبر بود كه
واقعا مركز صفا
عشق
محبت
خدمت و عبادت بود با رفتن
پيامبر اين خانه و اين محيط اطراف پيامبر بيت الاحزان شد براي
حضرت زهرا(س ) در حاليكه دنياپرستان در مسجد كنار بيت
حضرت زهرا(س ) مشغول كار خود بودند زهرا افسرده وغمگين
از آنچه كه تغيير مسيري كه پدرش تعيين كرده بود و جبرئيل از
طرف خداوند آورده بود. چه تلخي ها براي امت اسلامي خواهد
داشت زهرا(س ) سخت اندوهگين بود و هر چه مي توانست
تلاش كرد با اينكه عزادار بود و دائما اشك مي ريخت و شب و
روز به همراه امام حسن و حسين (ع ) به خانه هاي مهاجر وانصار
كه احتمال مي داد اينها حركتي بكنند و كاري كنند مراجعه مي كرد
و آنها را مورد خطاب قرار مي داد حرفهاي پيامبر را به يادشان
مي آورد و موقعيت علي (ع ) و خودش را واهل بيت را بيشتر
توضيح مي داد و همه را مي پذيرفتند اما نتيجه براي حضرت
زهرا(س ) نامطلوب بود به فكر عامه افتاد و سخنراني قرائي در
مسجد براي مردم كرد و آنان را يكپارچه ضجه كرد اما باز هم
نتيجه همان بود و با آنهمه مصيبت به استقبال مرگ مي رفت و
خوشحال بود كه پايان اين زندگي وصل مجدد با معشوق
هميشگي اش پيامبر خواهد بود اما جدايي از فرزندان وهمسر
عزيزش او را سخت رنج مي داد روزگار سختي بر خانواده علي بن
ابيطالب (ع ) در اين نود روز گذشت بسيار حالت بدي در فضاي
خانه و اطراف حاكم بود براي اولين بار در آخرين روز حيات
حضرت زهرا(س ) اوضاع كمي عوض شده بود چهره غمگين
حضرت زهرا(س ) شكل ديگري گرفته بود بر خلاف روزهاي
ديگر وقتي كه براي نماز صبح بلند شدند همه ديدند كه زهرا(س )
اين بار خوشحال است و تبسم بر لب دارد و به كار زندگي
مي پردازد وبا تميز كردن خانه و با تنظيم وسايل و لباس بچه ها
خانه داري مي كند همه را خوشحال كرده بود فكر كردند دوران
عزاداري تمام شده وزهرا(س ) بناست به زندگي عادي توجه كند
و بيت الاحزان به زندگي معمولي تبديل مي شود اما اينطور نبود
فقط تعجب اين بود كه بر خلاف ديگران كه خوشحال بودند و
اميدوار
چهره علي بن ابيطالب طور ديگري بود او مي دانست كه
زهرا چرا امروز خانه را روشن مي كند
چند ساعتي فضاي خانه
فضاي خوبي بود اما همه ديدند علي بن ابيطالب غمگين از خانه
به مسجد رفت و حضرت زهرا(س ) به بهانه اي حسن و
حسين (ع ) را از خانه بيرون فرستاد و به اسما كه در آن روز
پذيرايي از حضرت زهرا(س ) را عهده دار بود فرمود من لحظه اي
استراحت مي كنم بعد از ساعتي سري به من بزن اگر زنده بودم كه
هيچ ولي اگر نبودم علي (ع ) را خبر كن
اسما مي گويد ما كه
اميدوار بوديم
اين جمله حضرت زهرا(س ) همه كوههاي عالم
را بر سرمان كوباند
مي دانستيم او حرفي نمي زند كه بي پشتوانه
اطلاعات باشد كمي صبر كرديم بعد وارد حجره شديم هر چه
صدا مي زنيم جوابي از زهرا نمي رسد فهميديم آن مصيبت بزرگ
پيش آمده قبل از اينكه كسي را به مسجد بفرستيم حسنين
سراسيمه از در وارد شدند و قبل از اينكه به اتاق وارد شوند از
حال مادرشان سئوال كردند
عزيزان من مادرتان استراحت كرده
برويد پدرتان را خبركنيد اما آنها به اين توصيه اعتنايي نكردند
وارد حجره شدند و چنان منظره اي خلق كردند كه ملائكه عالم را
به گريه انداخت
انالله وانا اليه راجعون .
مساله دوم مناسبت بعدي ما سالگرد شروع نماز جمعه در
ايران پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي است كه اولين
نمازجمعه را با امر امام (ره ) به امامت آيت الله طالقاني
مردم در
همين جا برگزار كردند البته اين سئوال مطرح است كه چرا با
اينقدر تاخير بيش از حدود هفت ماه گذشت تا اولين نماز جمعه
برگزار شد كه اين خود يك بحثي است كه حالا نمي خواهم وارد
آن شوم ولي به هر حال پس از هفت ماه اولين نماز جمعه در
تهران اقامه شد و تدبير امام وانتخاب آيت الله طالقاني به امامت
جمعه يكي از نشانه هاي حسن مديريت امام (ره ) و هوشياري و
آگاهي ايشان است
آيت الله طالقاني آنچنان وضعي در جامعه
داشتند كه به نماز جمعه هم وزن دادند البته نمازجمعه هم به
ايشان وزن داد و ايشان هم نماز جمعه را تقويت كردند و حقا آن
چند خطبه اي كه ايراد كردند يكي از سرمايه هاي تاريخ
نمازجمعه بعد از انقلاب است بايد از ايشان شاكر بوده و
قدرداني كنيم و قبل از ايشان از امام راحل .
همه مي دانيم كه نماز جمعه يكي از موضوعاتي است كه با
تدبير الهي در امت اسلامي تعبيه شده به عنوان يكي از اركان
مهم حفاظتي معنوي و مادي اسلام
نماز جمعه خيلي
اهميت دارد قطعا شماها مي دانيد كه پيامبر تا مكه
بودند نمي توانستند نمازجمعه اقامه كنند چون آنجا اجازه
اجتماع داده نمي شد و ايشان تحت فشار و محاصره بودند. وقتي
كه هجرت كردند به مدينه رسيدند و در محله قبا فرود آمدند و
منتظر شدند تا آنهايي كه بايد از مكه بيايند
مخصوصا حضرت
فاطمه (س ) و حضرت علي (ع ) و بعضي از همراهان آنها
رسيدند
بعد حركت كردند به طرف مدينه
فاصله كمي است بين
قبا و مدينه . آن روز كه حركت كردند جمعه بود
ظهر رسيدند به
يك نقطه اي كه در آنجا موقع نماز بود. اولين نماز جمعه را در
اولين جمعه اي كه ايشان وارد مدينه مي شوند
برقرار مي كنند و
اين نشان اهميت نماز و جمعه است . دليل بزرگي است . و دو
خطبه اي كه پيغمبر در آن اولين نماز جمعه خوانده اند تقريبا
راهنماي خطبه هاي بعدي در تاريخ نماز جمعه است . حق اين
است كه يكبار اين دو خطبه را در نماز جمعه هاي خودمان مفصل
و مبسوط مطرح كنيم و روي آنها يك مقداري بحث كنيم
شايد
هم در آينده اينكار را كرديم . به هر حال خطبه هاي مهمي است با
اينكه جمعيت كمي بود كه در همان مسير بودند جمع شدند و
حضرت نماز را خواندند و خطبه ها را خواندند
من فقط به
خاطر اهميتي كه اينقدر پيغمبر به نماز دادند
عرض مي كنم
در
تاريخ انقلاب ما هم
من حالا بي مهري به نماز جمعه اي كه
هميشه در تاريخ اسلام يك جوري وابسته بود به حكومت هاي
طاغوتي و مشكل آفرين بود
اينرا نمي خواهم الان وارد بشوم .
فعلا زمان خودمان را مي گويم . بعد از انقلاب اسلامي تريبونهاي
نماز جمعه الحق يكي از مراكز مهم تداوم انقلاب بوده در همين
دانشگاه تهران قبل از اينكه نماز جمعه شروع بشود. فضاي
دانشگاه در قلمرو ضد انقلاب بود
همه گروهكها اينجا براي
خودشان اطاق جنگ داشتند
اسلحه داشتند
دائما حركت عليه
انقلاب مي شد
يك كارهايي عليه انقلاب در اينجا انجام مي شد
به محض اينكه نماز جمعه شروع شد و اين جمعيت انبوه
خيابانها و دانشگاه را پر كرد و دو سه هفته كه تكرار شد و
ضدانقلاب ديد اينجا ميعادگاه نيروهاي مسلمان انقلابي شده
خود بخود دانشگاه تخليه شد و به مركز دفاع از اسلام و انقلاب
تبديل شد و تا امروز هم ادامه دارد و در بسياري از شهرستانها
هم همين است
با كم و زياد و تفاوتي كه وجود دارد.
به هر حال اين تعبيه خداوند است
يعني تدبير اجتماعي
خداوند در عبادات ما اين است كه روزانه چند بار مردم را به
مسجد دعوت مي كند
جمعه كه مي شود به عقيده ما شيعيان در
محوطه دو فرسخي هر منطقه
شعاع دو فرسخي مركز نماز جمعه
همه بايد به اين نماز بيايند و نماز جمعه ديگري جايز
نيست .
گرچه در روزهاي عادي مساجد كنار هم هستند در صفوف
نماز جماعت مردم شركت مي كنند ولي نماز جمعه اينطور
نيست
اجتماع عمومي است و بالاتر از اين هم حج را قرار داده
البته آن ساليانه و جهاني است .
اما اين شهري و منطقه اي است . خداوند از بركت حضور
انسانهاي مسلمان و معتقد و عبادت گذار به عنوان كانون قدرت و
روشنگري و اطلاع رساني
تصميمات و تحليل هاي مهم و كانون
عبادت و خودسازي و بسوي خدا رفتن بهره گيري كرده است . اگر
ما روح نماز جمعه را همانجوري كه در خطبه هاي اول پيغمبر
اكرم (ص ) مي خوانيم
حفظ بكنيم هميشه به عنوان سنگر
شكست ناپذير خط دفاعي اسلام مي تواند در كل جهان عمل
بكند و انشاالله امت اسلامي اين اهميت را توجه بكنند و هميشه
سعي بكنند نماز جمعه ها در هر جا برگزار مي شود پر رونق و با
حضور انبوه مردم برگزار بشود.
مساله ديگري كه در مناسبت هاي اين هفته است
اين روزها
پنجاه و هفتمين سال بمباران اتمي ژاپن است كه آمريكايي ها
انجام دادند
دو شهر هيروشيما و ناكازاكي را به فاصله سه روز
بمباران كردند
يعني بمب اتمي انداختند و اولين بمب و آخرين
بمبي كه بكار رفت در جنگ
همان دو بمب بود
من هر دو شهر را
رفتم و از نزديك ديدم
هيروشيما را قبل از انقلاب در سفر به
ژاپن ديدم و ناكازاكي را بعد از انقلاب در سفري به ژاپن رفتم
ديدم و با بازماندگان اين فاجعه بشري صحبت كردم . چيزهاي
زيادي در ذهنم هست كه حالا آنها را نمي خواهم بگويم . آنجا كه
رفتيم در هر دو جا فيلمي هم گذاشتند و منظره هاي انفجار بمب
و حوادثي كه در كنارش بود را نشان دادند كه انسان را خيلي
متاثر مي كند و به فكر مي برد. صدها هزار نفر در اين دو حمله
اتمي يا كشته شدند يا معلول شدند تا آخر عمرشان
و يا بعدا در
اثر تشعشعات مريض شدند و يا ارث بردند مرضي كه آن افراد
گرفته بودند در نسل هاي بعدي
چون اين به نسل بعدي سرايت
مي كند. آمريكايي ها خيلي جنايت بزرگي كردند و بعد از آن هم
آمريكايي ها كه اين جنايت را موفق ديدند در شكست دشمن
خودشان و ژاپن را تسخير كردند و تاكنون هم هنوز بر ژاپن حكم
مي رانند و مي بينيد هرچه مي خواهند به ژاپني ها ديكته مي كنند
از جمله اخيرا در مساله قرارداد نفتي ما با ژاپن در طرح آزادگان
و قبلا هم در پتروشيمي ايران و ژاپن ديديد اوايل انقلاب اتفاق
افتاد
خيلي ها به آمريكا نصيحت كردند كه سعي كند اين مساله را
به گونه اي عمل كند كه در تاريخ تكرار نشود
اما آمريكايي ها
بسرعت توسعه دادند صنايع اتمي را و فكر مي كردند منحصرا
دست آنها مي ماند. اينجوري نشد
بتدريج رقباي ديگر پيدا
شدند
الان تعداد نسبتا زيادي از كشورهاي پيشرفته زرادخانه
اتمي دارند كه قدرت بزرگي در منازعات است . حتي آمريكايي ها
براي اينكه به خلق اسرائيل به عنوان يك كشور كاملا نامشروع كه
بر ويرانه هاي فلسطين ساخته شده اهميت مي دادند و با آوارگي
ميليونها فلسطيني اين دولت را تشكيل داده اند
اجازه دادند و
كمك كردند كه اسرائيل هم زرادخانه اتمي درست بكند. حالا
مي بينيد كه چه بلوايي در دنيا راه انداختند كه ديگران از
ديگران
هم حالا بيشتر جاهايي كه آنها نمي خواهند
حتي از منافع
غيرنظامي اتم استفاده نكنند. واقعا اين شيوه رفتار مسخره است
كه خودشان اولا آن جنايت را كردند
بعدا آنجا كه مي خواستند
اين سلاح اتمي را داده اند و امروز هم همينطور حفظ كردند. و
بزرگترين زرادخانه ها را دارند و اگر روزي اينها بكار گرفته بشود
همه دنيا را مي توانند با سلاح هاي موجود نابود بكنند در اين
شرايط يك كشوري مثل ايران كه سابقه تمدنش بارها بيش از
امثال آمريكاست
وقتي كه مي خواهد از منافع غيرنظامي اتم هم
استفاده بكند و مي بينيد كه اين شانتاژ تبليغاتي را در دنيا راه
مي اندازند. در كنار ما پاكستان و هند دارند
روسيه دارد
اسرائيل دارد
ولي ما بخاطر منابع ديني و اخلاقي خودمان و
تعهدي كه قرآن براي ما درست كرده نمي توانيم دنبال يك چنين
سلاحي باشيم كه اينگونه با بشريت رفتار مي كند و نخواهيم بود.
با اينكه مي دانند ما اينجوري هستيم و ديدند كه در جنگ عراق
كه آنطور عليه ما سلاح شيميايي بكار رفت و خودشان مي دانند
كه ايران مي توانست از سلاح شيميايي استفاده كند و ما نكرديم
ولي مي بينيد كه تبليغات عجيب و غريبي عليه ما راه انداختند و
اين دوگانگي و چندگانگي و دورويي و سياست هاي يك بام و
چندهواست كه اعتماد مردم را به سياست هاي آمريكايي ها خيلي
ضعيف كرده است (شعار مرگ بر آمريكا توسط نمازگزاران ) و
همين جا يك مناسبت كوچك ديگري كه مربوط به خودمان
است عرض بكنم . مساله روز اهداي خون است كه نقطه مقابل آن
خونريزي اتمي است
دادن خون است كه ملت ما هميشه در اين
مدتي كه بانك خون در ايران تاسيس شده از خودش ايثار نشان
داده و هميشه موقعي كه كشورشان احتياج به خون افراد داشته
مردم در صفوف اهداي خون جمع شدند و خون هديه كردند. ما
در جنگ بخصوص اوج اين ايثار را مي بينيم . گاهي در عملياتهاي
بزرگ كه احتياج به خون زياد داشتيم به محض اينكه اعلام
مي شد
در ظرف چند ساعت نيازهاي جبهه و مريض ها و
مجروحان تامين مي شد كه واقعا ملت ايران را بايد ستايش كرد و
من اميدوارم الان هم هميشه گوش به اظهارات وزارت بهداشت
و درمان باشيم تا هر وقت نياز به خون باشد. چون خون گرفتن و
خون دادن براي سلامتي خود انسانها هم مفيد است و آنها اگر
بدانند كسي آسيب مي بيند از خون دادن
خون نمي گيرند. خون
را از كساني مي گيرند كه براي خودشان هم مفيد باشد كه انشاالله
هميشه از اين جهت جامعه ما گرفتار و محتاج و وابسته به
جاهاي ديگر نباشد(شعار هاشمي
هاشمي خدانگهدار تو از
سوي نمازگزاران )
خداوند نگهدار شما مردم خوب باشد. اجازه بدهيد يكي دو
مناسبت مهم ديگر داريم عرض بكنيم . يك مساله ديگري كه اين
روزها دنيا دچار آن هست سياست بسيار بدي است كه
آمريكايي ها در اين دو سه سال اخير پيش گرفتند بر اساس همان
بحث قبلي مان كه احساس مي كنند با سلاح شان و با ثروت و
صنعت شان اين حق را دارند كه بر دنيا حكومت بكنند. كدخداي
خود خوانده دهكده جهاني باشند و لذا براي سلطه بر جهان
سياست بسيار بدي را كه تحت عنوان جهاني سازي و تك قطبي
جهان هست انتخاب كرده اند
بعلاوه مشكلات داخلي كه اخيرا
گريبانگير آمريكا شده از لحاظ اقتصادي و امنيتي و چيزهاي
ديگر
آنها را به گونه اي پيش برده كه الان آنها فكر مي كنند با
سياست امنيتي كه در پيش گرفته اند و ايجاد هيجان و وحشت و
ترس در آمريكا و در دنيا بتوانند از قدرتشان به نفع اهدافشان
استفاده كنند و باز دوران استعمار را تكرار كنند و با اخاذي از
ملت ها مشكلات اقتصادي خودشان را حل بكنند. اين روح
سياست فعلي است كه بر كاخ سفيد حاكم است و مي بينيد هر روز
در آمريكا يك خبري را پخش مي كنند كه مردم را مضطرب بكنند
و آماده كنند كه سياست هاي ماجراجويانه كاخ سفيد را آنها تاييد
بكنند وقتي كه مي گويند ممكن است مثلا آبهاي آمريكا مسموم
بشود
وقتي كه مي گويند ممكن است يك پودر سفيدي پخش
بشود و مردم را دچار مشكلات كند
وقتي كه مي گويند باز ممكن
است كه با هواپيما بزنند و مثلا يك نيروگاه هسته اي را منفجر
بكنند و اشعه اورانيوم را پخش بكنند
امثال اينها خب مردم
مضطرب مي شوند و آماده مي شوند براي يك چنين حالاتي و
دائما دارند اين سياست را پيگيري مي كنند و در دنيا هم
اينجوري است . يعني مطرح مي كنند كه سلاح كشتار جمعي
مثلا
ايران دنبال سلاح كشتار جمعي است ـ خب جامعه را مضطرب
مي كنند. حالا بعدا رسوا مي شوند اما مي خواهند كار خودشان را
بكنند. در عراق هم همينكار را كردند و حالا هم گير افتاده اند.
همه ريخته اند سر آقاي بوش و مي گويند آن دروغي كه گفتي حالا
بيا اثبات بكن . يا آقاي بلر
سياست تحريك احساسات و
سياست مضطرب كردن جامعه براي بهره گيري از جامعه
مضطرب در جهت اهداف استعماري الان تابلو حركت
آمريكاست و ضرر هم مي كند چون اين سياست ها نمي تواند
خيلي طولاني باشد و آثار طولاني و بلند مدت اين بعدا به خود
آمريكا برمي گردد. كه حالا من مي خواهم نمونه هايش را عرض
بكنم كه اين سياست همين حالا آثار شكستش پيدا شده
هم در
داخل آمريكا و هم در خارج آمريكا
در زمان دولت قبل از آقاي
بوش
آقاي كلينتون در منطقه ما
سياست مهار دوگانه داشت و
فكر مي كرد ايران و عراق را با هم مهار بكند. اما آقاي بوش يك
قدم جلو گذاشت و كارهايي كه در آن سياست ها نبود دارد دنبال
مي كند. ببينيم چقدر تا بحال موفق شده اند.
به نظر مي رسد كه آثار شكست اين سياست هم در عراق
هم
در افغانستان
هم در ايران و هم در فلسطين و به تبع اينها هم در
خود آمريكا و هم در انگلستان دارد ظهور مي كند البته ممكن
است تحقق اين تحليل احتياج به زمان داشته باشد ولي آثار
منفي آن الان خوب خودش را نشان مي دهد. در افغانستان خب
اينها توفيق اوليه شان اين بود كه يك حكومت خشني مثل
طالبان را از بين بردند البته آنها يك حكومت مطلق نبودند
بخشي از افغانستان را داشتند و شعارشان هم ايجاد امنيت و
جلوگيري از مواد مخدر و مبارزه با تروريزم بود. حالا ببينيم
چقدر موفق شده اند.همين ديشب آقاي كوفي عنان دبيركل
سازمان ملل متحد در يك گزارش و اخطاري اعلام كرد كه امنيت
در افغانستان به مرحله بدي دارد تنزل مي كند و آينده افغانستان
اگر اينجور پيش برود
بسيار خطرناك است . حالا ببينيد بعد از
نزديك به دو سال كه نيروهاي خارجي در افغانستان براي امنيت
به اسم امنيت حضور دارند
اين نتيجه اي است كه آقاي عنان با
احتياط دارد اعلان مي كند و باز ديروز كميته پارلمان انگليس
گزارش رسمي خودش را صادر كرد و گفت كه جنگ افغانستان و
عراق نتوانست براي ما مبارزه با تروريزم را به نتيجه برساند و
حالا خطر تروريزم و بخصوص القاعده از گذشته كمتر نشده
است .
اين يك گزارش رسمي است . در عراق هم همين اتفاق افتاد
حكومت بعثي ها ساقط شد
ارتش بعثي منحل شد
خب تا اينجا
هم منطقه اينرا قبول داشت و هم شايد مردم عراق اكثرا اينرا
مي خواستند منتهي نه بدست آمريكا
مي خواستند راه بهتري
پيدا بشود كه اتفاق بيفتد
همانطور كه در مورد طالبان هم بود.
منتهي اينجا از لحاظ نتيجه كسي حرفي ندارد
شايد هم راضي
باشند
گر چه عمل آمريكا به هر حال خلاف و تجاوز است و
بايد يك روزي جواب بدهد و خواهد داد
چون تاريخ او را
معاف نمي كند و آيندگان دنبال خواهند كرد. اما از آن به بعد كه
شما مي بينيد چه اتفاقي در عراق افتاده است الان بيش از سه ماه
است كه آمريكايي ها به قول خودشان حدود 150 هزار سرباز
آنجا دارند و صدها كشتي و هواپيما و چيزهاي ديگر اينها را
پشتيباني مي كنند در اطراف بغداد و اطراف عراق و چندين كشور
ديگر هم آنجا نيرو دارند كه ديروز در بصره اعلام شد و فرمانده
انگليسي گفت . اينها چه كردند چقدر به وعده هايشان عمل
كردند. همين امروز روزنامه « بوستون كلاب » كه يك روزنامه
معتبر آمريكايي ست يك گزارشي پخش كرده از گزارش هاي
مامورين اطلاعاتي آمريكا و برنامه تحقيقاتي كه در پيش دارند
همه چيز را نشان مي دهد كه چقدر ناموفق بوده اند الان تعبير
اينكه كابوس ويتنام دوباره در آمريكا احيا شده و مردم همان
وحشت هاي جنگ ويتنام را بخاطر دارند خبر جوانها كه خيلي
آن حرفها يادشان نيست . در عراق تقريبا بالاتفاق مسئولان
آمريكايي مي گويند كه آمريكايي هايي كه در عراق هستند
نه در
مقرشان
نه در خيابانها و نه در حال حركت و سكون هيچ امنيتي
خودشان ندارند. خب وقتي كه آنها آمدند امنيت درست كنند
خودشان امنيت ندارند بعد نگران هستند از اين حالت اضطرابي
كه بر اينها حاكم شده كه هر لحظه ممكن است به مردم تجاوز
بكنند از ترس خودشان .
يك جوكي الان در مورد آمريكائيها مطرح است و آن اينكه
قبل از سوال شليك مي كنند و قبل از اينكه بپرسند شما كي
هستنيد اول گلوله را مي زنند و بعد سوال مي كنند
اينقدر
مي ترسند. مقدار موفقيت شان در عراق را شما مي بينيد كه بر
مردم عراق چه مي گذرد مردمي كه آب
برق
نان
دارو و
امنيتشان پا در هواست و آينده و راي شان
خوب اينجوري
پيداست كه چه مخمصه اي در منطقه درست كرده اند صريحا
الان آمريكائيها مي گويند از كشورهاي ديگر مثل اردن
سوريه
عربستان
تركيه نيروهاي مجاهد عربي مي آيند به عراق براي
جنگ با آمريكائيها
اينها جزو حرفهاي خودشان است و
مي گويند آمريكا شده هدف و شده كيسه بوكس براي تمرين
ديگران . سراغ فلسطين مي رويم همراه اينها
طرح نقشه راه را
مطرح كردند براي اينكه مساله فلسطين را هم آنطوريكه
مي خواهند ختم كنند و مي بينيد در قدمهاي اوليه به گل نشسته و
نقشه راه به بيراهه مي رود و اتفاقا با كارشكني خود اسرائيلي ها
عجيب است كه ما مي بينيم گروههاي مجاهد كه طبعا آرام گرفتن
آنها سخت تر از اينكه يك دولت با برنامه عمل كند آنها آرام
گرفتند و سه ماه مهلت دادند اما اسرائيل كاملا مخالفت مي كند
بنا بود زندانيان را آزاد كند
نكرد بنابود ديوار امنيتي را كه
مي سازد متوقف كند
رسما اعلام كرد با اينكه بوش صريحا
روزهاي اخير ادامه ساخت ديوار امنيتي را محكوم كرد. شارون
اعلام كرد كه ما ساخت اين ديوار را ادامه مي دهيم ديواري است
كه در حدود 300 كيلومتر در حال ساخت است كه عمدتا هم در
اراضي فلسطيني ها با 6 متر ارتفاع و چه مقدار امكانات و اراضي
و مستحدثات فلسطينيان رامي برند پشت ديوار و بطرف اسرائيل
و چه خساراتي به كشاورزان و دامداران آنجا وارد كردند
در
مقابل سياست اربابش گفته ما مي سازيم . بنا بود شهركهاي
يهودي نشين را تخليه كنند . تخليه كه نمي كنند هيچ
همين
پريروز باز مناقصه اعلام كردند براي ساخت گروه ديگري از
خانه ها در آن منطقه و اينهايي است كه خود آمريكا با آن مخالف
است به آوارگان هم اصلا توجهي نشد و بدتر از آن اينكه در سفر
شارون به آمريكا
بوش يك هديه اي به او داد نقشه اي از اسرائيل
بزرگ كه بر اساس محتويات تورات محرف ترسيم شده آنرا به
عنوان هديه داد كه آن من النيل الي الفرات اينها نقشه راهشان
است كه اينجور به گل نشسته است .و در مورد ايران
خواب
خوشي كه براي كاخ سفيد ديده بودند خيلي بد تعبير شد آنها فكر
مي كردند كه طرفداراني در ايران دارند كه وقتي از آنها بخواهند و
دعوتشان كنند كه به خيابانها بيايند و كاري براي آنها بكنند اينها
همه چيز را كن فيكون مي كنند اينهمه نيرو گذاشتند شخص بوش
و كنگره همه اشان حرف زدند و دعوت كردند
رسانه هايشان
گفتند و شما ديديد كه چه آدمهايي و در چه جاهايي پيدا شدند و
حسابي يك خاك مرگي بر سر اميدهاي كاخ سفيد ريختند.
آشوبهايي كه خواست آمريكا در چند شهر ايران يك مشت
اوباش به راه انداختند نشان داد كه برعكس آنچه آنها فكر
مي كردند كه اين نظام اسلامي چقدر محكم و قدرتمند است و در
جامعه طرفدار دارد و نشان داد كه آمريكائيها حرفشان در داخل
ايران چقدر برد دارد شما اگر به اخبار آنروزها مراجعه كنيد
مي بينيد كه حرص و جوشي كه در آشوبهاي ايران بوش
بلر و
شارون خوردند چقدر بود در حاليكه ضدانقلاب ايران اينقدر
حرص و جوش نخورد چقدر داد و بيداد كردند واينهمه خسران
ديدند و اتفاقا بعدش هم خيلي زود عاميانه برگشتند و لحن شان
را عوض كردند و اخيرا بوش صريحا گفته كه ما فكر مي كنيم با
ايران بطور مسالمت آميز مي توانيم مسائلمان را حل كنيم
خوب
بله وقتي ديد كه اين چيزها جواب نداد حالا از اين نوع حرفها
مي زند به هر حال مانه به اين مسالمت آميز و نه بر آن آشوب
طلبي اهميتي مي دهيم بلكه راه خودمان را مي رويم و ما گفتيم و
بازهم مي گوئيم و بارها هم خواهيم گفت ايران همان سياست
تنش زدايي كه از سالها پيش عنوان شده را ادامه مي دهد
ماجراجو نيست و سو استفاده نمي كند اهل رفتن دنبال
سلاحهاي كشتار جمعي نيست اما باج هم به كسي نمي دهد و
براي مبارزه با استكبار و استعمار هم تا پاي جان آماده است .
آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت
نظام در پايان خطبه دوم نماز جمعه اين هفته تهران به قرائت
سوره نصر پرداخت .

*****
معاون اجرايي سازمان سنجش :
ضوابط برگزاري آزمون سراسري سال 83
تغيير نمي كند
|

بخش خبري : معاون
اجرايي سازمان سنجش و
آموزش كشور اعلام كرد
ضوابط برگزاري آزمون
سراسري در سال آينده همانند
سال 82 خواهد بود و تغيير
خاصي در اين زمينه پديد
نخواهد آمد.
دكتر توكلي در مورد توزيع
كارنامه و فرم انتخاب رشته
داوطلبان آزمون سراسري
سالجاري گفت : كارنامه كليه
داوطلبان آزمون سراسري طي
روزهاي 16 و 17 مردادماه در
كشور توزيع مي شود.
وي افزود : براساس ضوابط
و مقررات سازمان سنجش و
آموزش كشور داوطلباني مجاز
به انتخاب رشته هستند كه
علاوه بر دريافت كارنامه
فرم
انتخاب رشته
دفترچه
راهنماي انتخاب رشته هاي
تحصيلي و دفترچه شناسايي
رشته هاي آموزش عالي را بايد
از حوزه هاي تعيين شده اخذ
نمايند.
توكلي اظهار داشت :
داوطلباني كه مجاز به انتخاب
رشته شناخته شده اند
مي بايست فرم انتخاب رشته را
تكميل و تا روز 20 مرداد
ساعت 20 به حوزه هاي تعيين
شده از سوي سازمان سنجش
تحويل دهند.
معاون اجرايي سازمان
سنجش و آموزش كشور تعداد
پذيرش دانشجو در سال
تحصيلي 83 ـ82 را 190 هزار
نفر اعلام كرد و گفت : اين تعداد
دانشجو در دوره هاي روزانه
شبانه
پيام نور
مراكز
تربيت معلم و موسسات
آموزش عالي غيرانتفاعي
غيردولتي پذيرفته مي شوند.
توكلي خاطرنشان كرد كه
براساس ضوابط و آئين نامه هاي
سازمان سنجش آموزش كشور
بيش از 500 هزار نفر از
داوطلبان آزمون سراسري سال
82 مجاز به انتخاب رشته
شناخته خواهند شد.

*****
با صدور سند براي پاركهاي ملي استان تهران
اسناد متصرفين اراضي پاركهاي ملي باطل
مي شود
|

رئيس پارك هاي ملي
استان تهران خواستار
سنددارشدن پارك هاي ملي اين
استان شد و گفت : اسناد
پارك هاي ملي بايد هرچه
سريع تر آماده به سازمان
حفاظت محيط زيست تحويل
شود.
« اسماعيل ميران زاده »
ديروز در گفت وگو با خبرگزاري
جمهوري اسلامي
افزود :
درحال حاضر تمام پارك هاي
ملي استان تهران با مشكل سند
مواجه هستند.
وي اظهار داشت : تمام
اراضي ملي كه داراي استعداد و
ويژگي هاي خاص هستند
بايد
براي حفاظت در اختيار
سازمان محيط زيست قرار
گيرند.
رئيس پارك هاي ملي
استان تهران تصريح كرد :
هم اكنون مراحل سنددارشدن
پارك هاي ملي استان تهران در
حال اجراست كه باتوجه به
اهميت موضوع اين مساله بايد
سريع تر انجام شود.
وي افزود : باتوجه به اينكه
هر ساله شاهد تصرف
بخش هايي از پارك هاي ملي
استان توسط برخي « غاصبان »
هستيم
سنددارشدن هرچه
سريع تر اين پارك ها ضرورت
مي يابد.
وي با بيان اينكه هرگونه
بهره برداري از اراضي
پارك هاي ملي ممنوع است
افزود : با در اختيارداشتن سند
راحت تر مي توان از لحاظ
قضايي با متصرفين برخورد
قانوني بعمل آورد ضمن آنكه با
مشخص شدن اين اسناد
مابقي
اسنادي كه وجود دارد باطل
اعلام مي شود.
به گفته وي
سه پارك ملي
با عنوان خجير
سرخه حصار و
لار در استان تهران وجود دارد.

*****
آمريكا
حامي تروريستهاي منافق
|
آمريكا در جديدترين اقدام گستاخانه اش براي تقويت
گروهك تروريستي منافقين
به تجهيز كامل منافقين در عراق و
تقويت آنها در شرايط بحراني اين كشور پرداخت . گزارشات
رسيده نشانگر آنست كه سران گروهك تروريستي منافقين طي
16 ساعت مذاكره با ژنرال « آدرنو » فرمانده لشكر چهارم پياده
نظام آمريكا مستقر در عراق با طرف آمريكائي خود به تفاهم
رسيدند كه زير نظر نظاميان آمريكائي
تجهيزات سنگين نظامي
در اختيار داشته باشند. همين گزارش حاكيست كه منافقين مجاز
خواهند بود هزاران قبضه سلاح فردي
2139 دستگاه تانك و
نفربر و هزاران قبضه توپ و ضدهوائي و خمپاره انداز را به
پايگاههائي در خاك عراق منتقل و در اختيار بگيرند.
بادرنظر گرفتن اينكه جمع كل نفرات منافقين در عراق به رقم
3 هزار نفر بالغ مي شود كه طي تسليم نامه اي
تماما به نيروهاي
اشغالگر آمريكائي تسليم شده اند
بكارگيري اين حجم از
جنگ افزارهاي سنگين
قاعدتا بسيار فراتر از توان و ظرفيت يك
تشكيلات 3 هزار نفره است و بنظر مي رسد كه در مرحله بعدي
قرار است مزدوران ديگري در اختيار منافقين قرار داده شوند تا
احيانا به عنوان « سپر امنيتي » توسط نظاميان آمريكائي مورد
سواستفاده قرار گيرند.
سخنگوي منافقين در باره ماهيت اين گروهك تروريستي
ادعا كرده كه اين يك تشكل سياسي و دموكراتيك است
لكن
افشاي بخش هائي از اعترافات منافقين در جريان بازجوئي
امنيتي در فرانسه
چنين ادعائي را تائيد نمي كند.
اكنون عناصر ارشد گروهك تروريستي منافقين در فرانسه
توسط قاضي « ژان لوئي بروگر » قاضي ضدتروريست فرانسه به
اتهام فعاليت هاي تروريستي و غيرقانوني تحت بازجوئي و
محاكمه قرار دارند. فرانسه كه براي بيش از دو دهه به منافقين
ميدان داده و از آنها تحت هر شرايطي حمايت مي كرد
اكنون
دفاتر و لانه هاي تيمي منافقين در سراسر فرانسه را بشدت تحت
نظر گرفته است .
165 تن از منافقين در 27 خرداد سال جاري در حومه
پاريس دستگير شدند. اگرچه آنها بعدا با سپردن وثيقه
موقتا
آزاد گرديدند لكن بعدا بطور رسمي به اتهام فعاليت هاي
تروريستي در مقابل دادگاه قرار گرفته اند. محور اصلي تحقيقات
قضايي ضدتروريست در مقطع كنوني
محل تامين
نحوه
جمع آوري و مصرف 9 ميليون دلار وجه نقدي است كه در
مقرهاي منافقين كشف شده و گوشه اي از فعاليتهاي جهنمي اين
سازمان تروريستي را به حاميانشان عرضه كرده است .
طيف وسيعي از اتهامات عليه اعضاي اين گروهك
تروريستي اقامه شده كه فعاليتهاي تروريستي
خرابكاري
جعل
اسناد رسمي و اداري
اقدامات مالي مشكوك و غيرقانوني
بخشي از اتهامات منافقين است كه توسط پليس ضد تروريست
فرانسه پيگيري مي شود.
اگرچه منافقين با جوسازي و شانتاژ تبليغاتي سعي داشتند
فرانسه را به عقب نشيني در اين زمينه وادار كنند لكن در حال
حاضر نه تنها فرانسه در اين مورد عقب نشيني محسوسي نكرده
بلكه حتي انگليس حامي سرسخت منافقين هم در يك اقدام
آشكار به تعقيب و مراقبت عليه منافقين و دفاتر آنها در انگليس
پرداخته است .
بازجوئي از گردانندگان دفاتر منافقين در انگليس
يورش به
اين دفاتر و جمع آوري اسناد
مدارك و اطلاعات كامپيوتري
موجود در اين مراكز
در دستور كار پليس ضد تروريست انگليس
قرار گرفته است . در چنين شرايطي آمريكا سعي دارد از شرايط
بحراني و پيچيده اي كه منافقين در آن گرفتار شده اند و از هر
طرف تحت فشار هستند
به سود برنامه هاي خود در عراق
بهره گيري كند. به عبارت بهتر
درماندگي منافقين
سرمايه اصلي
آمريكا در جهت اجيركردن منافقين براي سركوب حركتهاي
مردمي در عراق است . بيم آن مي رود كه منافقين با تجهيز به
سلاحهاي سنگين و مسلسلهاي خودكار
فاجعه اي را كه در
جريان قيامهاي مردمي عراق در سال 1370 ببار آوردند و به
سركوب كردها و شيعيان پرداختند
اين بار به دستور آمريكا آنرا
تكرار كنند.
بنظر مي رسد كه سردرگمي ژنرالهاي آمريكائي در عراق و
احساس تلخكامي آنها در سركوب حركتهاي مردمي در اين
كشور باعث گرايش آمريكا بسوي منافقين شده و واشنگتن براي
سواستفاده از اين گروهك تروريستي در عراق
وسوسه شده
است . بدين ترتيب آمريكا تمامي شعارهائي را كه با توسل به آنها
درصدد كسب آبرو در سطح جهاني بوده است
در عراق زيرپا
گذاشته و حتي با تروريستها هم قرارداد مشترك براي همكاري
عليه مردم عراق به امضا رسانيده است . حوادث عراق
حيثيت
جهاني آمريكا را به چالش كشيده است و شايد همدستي آمريكا
با تروريست ها
يكي از بزرگترين لكه هاي ننگي باشد كه افشاي
آن در جريان حوادث عراق ميسر شد. طبعا اعترافات رهبران
آمريكا در مورد عراق كه مي گويند حوادث عراق
به كابوس
آمريكائي ها مبدل شده است
با اين واقعيت هاي عيني و ملموس
تطابق كامل دارد و ابعاد درماندگي و ناكامي اشغالگران را به
تصوير مي كشد; ناكامي و شكستي كه حتي اقدامات تروريستي
منافقين هم نمي تواند سرنوشت آنرا تغيير دهد.

| | | | | | | | |