بسم الله الرحمن الرحيم
مشاجرات لفظي اما تند و دور از انتظار روز يكشنبه اين
هفته در صحنه علني مجلس شوراي اسلامي كه ميان رئيس
مجلس و تعدادي از اعضا حزب مشاركت صورت گرفت
هرچند با يك نگاه عادي حكايت از تشديد اختلافات ميان
شاخه هاي مختلف جبهه معروف به دوم خرداد دارد
لكن در يك
نگاه عميق تر
واقعيت تلخي را به نمايش ميگذارد كه روحانيت
بايد به آن توجه جدي نمايد. اين واقعيت
سواستفاده
فرصت طلباني است كه از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون
همواره تلاش كرده اند از روحانيت به عنوان نردبان ترقي خود
استفاده كنند و به مجرد رسيدن به قدرت
در برابر روحانيت
بايستند و براي كنار زدن آن به هر اقدامي كه لازم بدانند متوسل
شوند. مقصود از روحانيت در اينجا
فقط روحانيت مصطلح به
معناي جامعه روحانيت مبارز نيست بلكه مقصود « نهاد
روحانيت » است كه شامل جامعه روحانيت و مجمع روحانيون و
همه افراد روحاني ميشود.
فرصت طلبان
در هر دو جناح سياسي عمده كشور بوده اند و
هستند و تمام مشكلات جامعه كه در قالب منازعات جلوه
مي كنند و مانع رشد و تعالي كشور مي شوند
محصول
شيطنت هاي آنانست . اين افراد كه حضرت امام خميني رضوان
الله تعالي عليه عنوان « واسطه ها » را به آنها داده اند
البته ظاهري
آراسته دارند و خود را دلسوز كشور
علاقمند به انقلاب و نظام
جمهوري اسلامي
پيرو خط امام و علاقمند به روحانيت معرفي
ميكنند. درست با همين ظاهر آراسته و ادعاهاي مقبول است كه
ميتوانند اعتمادها را جلب كنند و به نهادها و ارگانها راه يابند و
به قدرت برسند و چون هدفشان رسيدن به قدرت است وقتي به
نقطه مطلوب ميرسند بطور طبيعي ماهيت خود را نشان ميدهند.
اينكه عده اي تازه به دوران رسيده با تكيه بر كرسي مجلس با
آقاي كروبي طوري صحبت كنند كه گوئي آنها دست آقاي كروبي
را گرفته اند و او را با الفباي انقلاب و نظام آشنا كرده اند و كرسي
رياست مجلس را در اختيار او گذاشته اند
قبل از آنكه بيانگر
عمق اختلافشان با مجمع روحانيون مبارز باشد نشان دهنده
بي اعتقاديشان به اصل و اساس روحانيت است . جالب است كه
اكثر اين افراد كساني هستند كه در دوران شكل گيري انقلاب
اصولا به دنيا نيامده بودند و يا زماني كه در دامان مادرشان
مشغول شير خوردن بودند امثال آقاي كروبي در زندان هاي شاه
از دژخيمان ساواك سيلي ميخوردند و حالا كه با بهره برداري از
موقعيت امثال آقاي كروبي به مجلس راه يافته اند چنان به او
چشم غره ميروند كه گوئي آقاي كروبي بايد از آنها و از حزب
بادكنكي آنها بترسد!
همين وضعيت را فرصت طلبان جناح راست داشته و دارند.
در دهه شصت و دوران نخست وزيري مهندس موسوي در يك
محفل غيرسياسي كه به تناسب شرايط زمان مباحث سياسي
مطرح شد و يكي از عناصر فرصت طلب جناح راست بشدت از
دولت مهندس موسوي بدگوئي كرد يكي از حاضران از او پرسيد
حتي اگر امام از نخست وزير و دولت او حمايت كنند باز هم شما
برهمين موضع خواهيد بود آن شخص با همان عصبانيت گفت
آن امامي كه از اين نخست وزير حمايت كند
اصولا چنين امامي
را قبول ندارم !
دقيقا همين افراد فرصت طلب بودند كه در قالب جناح راست
وارد حزب جمهوري اسلامي شدند و زمينه توقف آن حزب
خدمتگزار
كه توسط جمعي از انقلابي ترين
صالح ترين و
شناخته شده ترين عالمان ديني تاسيس شده بود و منشا آثار
مثبت بسيار زيادي براي اسلام و انقلاب و نظام جمهوري
اسلامي و كشور و ملت بود
را فراهم ساختند. آنها هر چند
مدعي پيروي از ولايت فقيه و روحانيت بودند ولي در واقع
معتقد به « ولايت بر فقيه » بودند و فقط در مواردي روحانيت را
قبول داشتند كه خواسته هاي آنان را مي پذيرفت .
نتيجه آنكه سياسيون افراطي و به تعبير حضرت امام
« واسطه ها » ضربه هاي سختي به نهاد روحانيت
اعم از روحانيت
و روحانيون
زدند و اصولا عامل تجزيه روحانيت نيز همين
عناصر افراطي بودند. تكيه بر روي تعبير « افراطي » را بدان جهت
لازم ميدانيم كه همه افراد جناح ها را با يك چوب نرانده باشيم و
تاكيد كنيم كه در هر دو جناح عليرغم حضور فرصت طلبان و
افراطيون و واسطه ها
افراد صالح و سالم و خدوم و معتدل نيز
وجود دارند كه خدمات قابل توجهي به انقلاب و نظام و كشور و
ملت كرده اند و قطعا وجود آنها براي جامعه بسيار مفيد و ارزنده
است .
آنچه اكنون به عنوان يك ضرورت بايد مورد توجه نهاد
روحانيت قرار گيرد و همه چهره هاي روحاني
اعم از روحانيون
و روحانيت و ديگران
بايد به آن اهتمام نمايند اينست كه
تجربه اندوزي بس است و زمان بهره گيري از تجربه هاي روشن
24 ساله فرا رسيده است . عملكرد سياسيون افراطي در هر دو
جناح
اين واقعيت را گوشزد مي كند كه روحانيت هيچ راهي جز
وحدت ندارد. ميدانيم كه وحدت روحانيت
دشمنان زيادي
دارد همانها كه در سالهاي گذشته حتي تحمل يكي دو اجلاس
مشترك روحانيت و روحانيون را نداشتند و با تمام توان براي
جلوگيري از ادامه آن تلاش كردند و متاسفانه موفق هم شدند.
مشاجرات روز يكشنبه مجلس هر چند با وصله پينه هائي از قبيل
« مخلص آقاي كروبي هستيم » توسط مشاركتي ها همراه شد
اما
اين ظاهرسازي ها نميتواند آن واقعيت تلخ را تغيير دهد و بايد
نهاد روحانيت را بسوي وحدتي مستحكم و ناگسستني به پيش
برد
وحدتي كه با تكيه بر تجربه هاي 24 سال گذشته
جائي براي
« واسطه ها » باقي نگذارد. اكنون زمان گوش دل به اين فرموده امام
سپردن است كه : « از كارهايي كه يقينا رضايت خداوند متعال در
آن است
تاليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورتها و نزديك
ساختن مواضع خدمت به يكديگر است . بايد از واسطه هايي كه
فقط كارشان القاي بدبيني نسبت به جناح مقابل است
پرهيز
نمود. شما آنقدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در
برابر آنان بايستيد
لكن اگر ديديد كسي از اصول تخطي مي كند
در برابرش قاطعانه بايستيد... براي من روشن است كه در نهاد هر
دو جريان اعتقاد و عشق به خدا و خدمت به خلق نهفته است . با
تبادل افكار و انديشه هاي سازنده مسير رقابتها را از آلودگي و
انحراف و افراط و تفريط بايد پاك نمود. من باز سفارش مي كنم
كشور ما در مرحله بازسازي و سازندگي به تفكر و به وحدت و
برادري نياز دارد. خداوند به همه كساني كه دلشان براي احياي
اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و نابودي
اسلام امريكايي مي تپد
توفيق عنايت فرمايد » . (صحيفه امام
جلد 21 صفحه 180 )

|