روزنامه جمهوري اسلامي 06/05/1382 صفحه مقالات

  • مسئوليت فضاسازي در داخل براي نفوذ بيگانه به كشور با كيست !
  • كانون ايجاد بحرانها را بيابيد
  • *****
    مسئوليت فضاسازي در داخل براي نفوذ بيگانه به كشور با كيست !


  • جمع قليل وانگشت شماري از دانشجويان به نام جعلي دفتر تحكيم وحدت اما با ادعايي فراتر از كل دانشگاه و دانشجو نامه اي را خطاب به دبير كل سازمان ملل متحد نوشته اند كه جاي تاملات جدي دارد.
    بحث اصلي اين است كه اين تشكل چه هويتي و چه خاستگاهي داردو نمايندگي از چه طيف دانشجويي را به عهده دارد و چه حمايت هايي از آن در داخل و خارج مي شود و چه دغدغه هايي را پيگيري مي كند
    هويت اين مجموعه يك جريان راست ليبرال با عملكرد چپ افراطي و متاثر از ملي گرايي افراطي و شوونيسم است كه نام ملي مذهبي ها را بر خود نهاده اند و تاسف بارتر اينكه تحت لواي مقدس انجمن هاي اسلامي كه هيچ تناسبي با اين نام وجود ندارد فعاليت مي كنند و به ناحق تلاش هاي شش دهه فعاليت نيروهاي مسلمان در دانشگاهها و خون دل خوردن آنها را در سخت ترين و دشوارترين فضاي الحادي كشور قبل از انقلاب را به نفع خود مصادره نموده اندو يك آپارتايد سياسي عريان را در عرصه سياسي دانشگاه به نمايش گذاشته اند كه داستان غمناك و تاسف باري را بوجود آورده كه جاي بحث و گفتگو از آن در اين مقال فراهم نيست .
    دغدغه اصلي اين جريان در حالي كه عنوان ملي ـ مذهبي با تقسيم به افراد و جريان هاي موجود يك عنوان مبهمي است و از طيف هاي مذهبي ليبرال تا سوسيال ليبرال و جريان هاي چپ افراطي را شامل مي شود و حمايت دانشجويان منصوب به دفتر تحكيم از اين جبهه متشتت و متباين صرفا جهت سياسي دارد و به عنوان آلترناتيو و جايگزين به آنها نگاه مي شود والا نگاه اصلي آنها به روند حاكم فرهنگي ـ اجتماعي در دنياي غرب است و زنجيره تاريخي تكامل خطي دنياي سرمايه داري و ليبرال را براي ايران تجويز مي كنند و جريان هاي ملي ـ مذهبي را نيز فقط يك محلل مي دانند و حمايت از جريان هاي خارج نظام است كه در شرايط حاضر و به عنوان دوران گذار استراتژي آنهاحمايت از جريان هاي ملي ـ مذهبي است .
    متاسفانه عملكردهاي اخير اينان را مصداق اين نظريه قرار داده كه جنبش دانشجويي جز شان توزيع كنندگي تئوري هاي روشنفكري را ندارد و تاسف بارتر اينكه در شرايط حاضر آنها فقط توزيع كننده استراتژي ها شده اند و نه تئوري ها. تندترين استراتژي ها و زننده ترين تحليل ها از وضعيت نظام و كشور كه هيچ فرد و گروهي در داخل حاضر به طرح آن نيست از زبان اين جمع گفته مي شود و توسط آنها فضاسازي مي شود و سپس توسط اپوزيسيون خارجي بازتاب داده مي شود.
    بعد از شكست استراتژي هاي مختلفي كه ناشيانه و به دور از درك واقعيات از سوي آنها مطرح شد و همگي با شكست مواجه گرديد امروز درصدد آن هستند كه مسايل داخلي را به مجامع بين المللي بكشانند و نشان دهند كه در داخل اميدي به اصلاحات وجود ندارد در حاليكه بسياري از اين سازمان ها و گروههاي بين المللي در مقابل بزرگترين جنايات تاريخ و دهشتناكترين تجاوزات به حريم بشري در بالكن چچن و خاورميانه و مانند آن ساكت نشسته اند و يا مويد بوده اند. از روشنفكران كشورهاي عقب افتاده نيز اينگونه وادادگي به سازمان ها و مجامعي كه براي ملت هاي مظلوم راهگشا نبوده اند و سلطه كشورهاي سرمايه داري بر آنها مشهود است و پيوسته جاده صاف كن سياست هاي سلطه جويانه امپرياليستي بوده اند مشاهده نشده است . در كشورهاي آمريكاي لاتين اروپاي شرقي و آسيا روشنفكران و دانشگاهيان بيشترين تلاش را براي بهبودي شرايط باتوجه به امكانات و اقتضائات داخلي داشته اند و هيچگاه چنين سخاوتمندانه به مجامع مرتبط به سياست هاي غرب پناه نبرده اند. ولي جاي تاسف اينكه اينان پيوندي با مردم و توده ها ندارند و روشنفكران شرايط گلخانه اي هستند كه بدنبال سود حداكثر و اخذ كرسي هاي نمايندگي و حضور رانتي در شوراهاي شهر و گرفتن جايگاه مديريت هاي ارشد نظام به هر ريسماني چنگ مي زنند. اين ساده انگاري به دليل جو سياست زدگي است كه بر ذهن و رفتار برخي از آنان حاكم است و امكان فهم درست مسايل را گرفته است . در خصوص نامه اخير به دبير كل سازمان ملل چند نكته حائز اهميت است كه در ذيل به آنها اشاره مي شود :
    1 ـ منظور از دفتر تحكيم كيست كدام شوراي مركزي و كدام يك از دانشگاهها امروز به نام تحكيم علامه شناخته مي شود با استعفاي دانشگاههاي بزرگ و اصلي از شوراي مركزي جايگاه شوراي مركزي چيست از امضاهاي انتهاي نامه مشخص مي شود كه حداقل 10 دانشگاه در اين ليست نمي گنجند بعضي تكذيب نموده اند و بعضي انجمن ندارند و فقط يك نفر عضو دارد و بعضي هم انتخاباتشان معلق است و تاييد نشده است .
    2 ـ در ابتداي نامه با روحيه انحصار طلبي كامل كليه تشكلها و جريان هاي فعال دانشجويي را مورد اهانت قرار داده اند و تنها خود را نماينده منحصر تشكل مستقل و آزاد ناميده اند. در حالي كه اين جريان به ظاهر دمكراتيك در انتخابات مختلف دانشگاهها در اكثر موارد كاملا غير دمكراتيك عمل نموده و در اخذ آرا به بدترين شيوه فعاليت تبليغي تا تخريب نيروهاي رقيب و جعل امضا به امثال آنها دست زده است كه در جاي خود قابل طرح مي باشد.
    3 ـ گفته شده كه افراد در انتخاب دين آزاد نيستند اگر منظور اين است كه مسلمانان امكان انتخاب اديان يهود و مسيحيت را ندارند كه چنين اتفاقي ديده نشده است . اگر منظور آن چيزي است كه در تبليغات اروپا و آمريكا مشاهده مي شود كه مردم در انتخاب بهائيت آزاد نيستند كه حرف ديگري است و توضيحات ديگري را مي طلبد.
    انتخاب پوشش نيز به دليل خاستگاه فرهنگي حاكم بر ايران است كه بر اصول ارزشي و اخلاقي تاكيد دارد و حجاب را يك نوع حق قابل دفاع از سوي شهروندان مي بينند و يك امر تحميلي غير قابل دفاع نيست كه از ديگران استمداد بطلبيم تا اين موهبت را به ملت ايران بدهند كه حجاب در ايران مانند كشورهاي اروپايي باشد.
    شما كه خود را در سلك دمكرات هاي غرب مي دانيد و دمكراسي را به همان شيوه مي طلبيد چرا به رويه حاكم در آن كشورها انتقاد نداريد كه آزادي حجاب فراهم نيست و يك زن محجبه با هزاران مشكل و مانع قانوني و فرهنگي روبروست
    4 ـ تقسيم نيروها با تفسيري كه شما داريد به عنوان خودي و غير خودي و مانند آن ابتدا ودر عمل از خود شما آغاز شده و بي پرواترين شيوه تقسيم بندي و فازبندي انجام مي گيرد. منظور شما از عدم وجود خودي و غيرخودي و انقلابي و غيرانقلابي وحدت و ائتلاف با نيروهاي مخالف و غيرمعتقد به دين و مباني انقلاب است و الا شما با نيروهاي متدين و انقلابي به شدت مرزبندي داريد و تقسيم بندي هاي غلاظ و شداد داريد. هر كس كه پايبندي به مباني دين داشته باشد غير خودي تلقي مي شود و با بي مهري كامل با او برخورد مي شود ولي اگر كسي با تسامح و تساهل ليبرالي در اين حوزه عمل كند كاملا از ناحيه شما خودي محسوب مي شود.
    5 ـ در خصوص مبارزه صلح آميز دانشجويان به نظر مي رسد اين نيز يك گزافه گويي است چون شما حداكثر در دانشگاههاي سراسري به نيم درصد هم نمي رسيد و از جانب دانشجوياني كه اكثرا شيوه و روش ها و افكار و عقايد شما را قبول ندارند صحبت مي كنيد و آشوب هاي مكرر را كه در اين چند ساله موجب آن بوديد و با پخش شب نامه ها نشر اكاذيب بزرگ نمايي ها سياه نمايي ها فحش و اهانت فضا را غير قابل تحمل نموده ايد به مبارزات صلح آميز تعبير مي كنيد.
    احتمالا بي احترامي به حريم دانشگاه و استاد و پاره كردن اوراق امتحاني و ايجاد جو ارعاب و ضرب و شتم دانشجوياني كه صرفا پيگير مسايل آموزشي ودرسي خود بوده اند مصداق كامل مبارزات مسالمت جويانه است .
    6 ـ در بخش هاي مختلف نامه از منافقين دفاع شده است در حاليكه امروز دنيا عليه آنها بسيج شده است . در سال هاي 60 و 70 چه كساني در مقابل ملت ايستادند و دست به قتل و جنايت زدند
    در دهه 60 چه كسي اطلاعيه نظامي داد و نيروهايش را براي يك جنگ خونين شهري آماده نمود و در خيابان ها با دشنه و قمه به جان مردم بي دفاع افتاد و در دهه 70 چه كساني با حمايت حزب بعث به مرزهاي كشور حمله كردند و جنايت هاي مغولي را انجام دادند
    7 ـ در چند بند از نامه به شكل تكراري از افراد نام برده ايد كه به دليل منتقد بودن مورد تعرض نظام قرار گرفته اند. از متن برمي آيد كه در نهايت اين افراد مورد حمايت شما كه در اين حد مرثيه سرايي نموده ايد كه تعداد انگشت دست نمي رسند و اين تعلق مفرط شما را به اين چند نفر مي رساند. چرا يك تشكل دانشجويي مسلمان ابزار دست نيروهاي ملي قرار گيرد كه از روز پيروزي انقلاب و در دوران آشوب هاي ضد انقلاب و در طي جنگ تحميلي و تا امروز به طرق مختلف با نظام مقابله كرده اند.
    از عناصر اصلي شما كه دخالت آمريكا در كشورهاي مظلوم و بي دفاع را پاس مي دارد و تكريم مي كند در حاليكه افكار عمومي دنيا عليه اين حركات بسيج شده است بيش از اين انتظار نمي رود كه توجيه گر بي عدالتي ها و بي حرمتي ها باشيد.
    8 ـ در بخشي از نامه آورده ايد كه انجمن هاي اسلامي مجوز برگزاري تجمعات بيروني را ندارند. مگر اتحاديه يك حزب سياسي است كه بتواند اينگونه عمل كند از آنجا كه تشكل هاي دانشجويي را يكسره سياسي نموده ايد و آن را در حوزه هاي فرهنگي و معرفتي بي خاصيت نموده ايد و صرفا سرباز پياده احزاب شده و ليست انتخاباتي مي دهيد و در رقابت هاي سياسي شركت مي كنيد و نماينده به مجلس و شوراها مي فرستيد اعتراضات بسياري را در داخل تشكيلات به همراه داشته است و بخشي از فراكسيون بندي ها و انشعابات ناشي از همين نوع تصميم گيري هاي معطوف به قدرت است كه وجاهت و محبوبيت انجمن هاي اسلامي را تاحد شاخه دانشجويي احزاب افراطي تنزل داده ايد.
    حميد ـ ن
    عضو هيات علمي دانشگاه تهران
    بحث اينست كه اقليت قليل موسوم به دفتر تحكيم وحدت چه هويت و خاستگاهي دارد نمايندگي چه طيفي از دانشجويان را برعهده دارد چه حمايتهايي از داخل و خارج مي شود و چه دغدغه هايي را پيگيري مي كند
    جريان موسوم به دفتر تحكيم كه جرياني به ظاهر دمكراتيك است در اكثر موارد كاملا غيردمكراتيك و با شيوه هاي تخريبي با نيروهاي رقيب برخورد مي كند

  • *****
    كانون ايجاد بحرانها را بيابيد


  • چند سالي است در كشور ما هر موضوع كوچك و پيش پا افتاده اي كه به نوعي بتوان به آن رنگ و بوي سياسي داد توسط برخي عناصر ناراحت و مساله دار و افراد وابسته به گروهها و جناحهاي سياسي تبديل به يك موضوع جنجالي مشكل آفرين و ضدامنيتي مي گردد و حتي در مواقعي تا آستانه مواجه كردن كشور با يك بحران بزرگ سياسي امنيتي و اجتماعي پيش برده مي شود.
    اين امر سبب مي شود علاوه بر مواجه شدن كشور با يك فضاي متشنج و ملتهب مسائل اصلي و مشكلات روزمره مردم به فراموشي سپرده شده و بيشتر وقت و فكر مسئولين مملكت به سوي اين گونه موضوعات جنجالي و حل و فصل آنها سوق پيدا نمايد. از آن گذشته فرصتي كه براي پيش بردن كشور به سوي توسعه از دست مي رود هزينه هاي بسيار سنگيني را بر كشور تحميل مي كند كه قطعا براي جبران هر كدام از اين فرصتهاي از دست رفته كوشش چندين ساله نيز مثمرثمر نخواهد بود. همچنين مشكل آفريني هاي چند سال گذشته در كشور موجبات نارضايتي عمومي را فراهم كرده و از همه مهمتر زمينه را براي سواستفاده برخي از فرصت طلبان داخلي كه چشم ديدن پيشرفتهاي روزافزون نظام در زمينه هاي مختلف را ندارند فراهم و نيز قدرتهاي خارجي استعمارگر را كه در طول تاريخ چشم طمع به مرز و بوم ايران اسلامي داشته اند براي تحقق آرزوهاي نامشروع و چپاول گرانه شان اميدوارتر مي كند.
    چنانچه نگاهي هر چند كوتاه به وقايع فتنه انگيز سالهاي گذشته بيندازيم متوجه خواهيم شد كه بسياري از اين بحرانها بر اثر بهانه قراردادن موضوعات بسيار پيش پا افتاده اي بوده است كه چنانچه تلاش مي شد با حاكميت دادن قانون اين مشكلات را حل و فصل شود قطعا قانون قادر به حل و فصل اين مشكلات بوده است . اماآنچه كه باعث شده اين موضوعات از طريق قانوني حل نشود و بلكه تبديل به يك بحران شود دخالت برخي عناصر سياسي وابسته به گروهها و جناحهاي مختلف كشور بوده است كه تلاش نموده اند از آبي كه اين موضوعات گل آلوده كرده اند ماهي مقصود خود را بگيرند. هر چند نبايد اين نكته را نيز فراموش كرد كه دامن زدن عناصر تندرو جناحها به اين موضوعات جسارت برخي نيروهاي بيگانه را نيز برانگيخته تا با مداخله و فتنه انگيزي موجبات ناآرامي و اغتشاش را فراهم و فضاي كشور را ملتهب تر از گذشته نمايند.
    موضوعاتي از قبيل برخورد با روزنامه نگاران متخلف توقيف نشريات زنجيره اي محاكمه متهمان كنفرانس برلين قتلهاي زنجيره اي پرونده نوارسازان پرونده توطئه براندازي نظام توسط ملي گراها فتنه كوي دانشگاه پرونده نظرسنجي جعلي برخورد با اغتشاشگران و اراذل و اوباش آشوبگر و پيگيري ردپاي چند نماينده در اين پرونده و دست آخر نيز پرونده مرگ يك خبرنگار ايراني الاصل كانادايي و متهم به جاسوسي موضوعاتي هستند كه چنانچه هر كدام از آنها اجازه مي يافتند در شرايطي بدور از فضاسازيهاي سياسي و براساس آنچه كه قانون پيش بيني كرده است مورد رسيدگي قرار گيرند قطعا نتيجه اي بهتر از آن چيزي كه گرفته شده است در پي داشتند و اگر در حال حاضر نيز اجازه داده شود پرونده مرگ « زهرا كاظمي » براساس قانون مورد رسيدگي و تحقيق قرار گيرد مسلما نتيجه دقيق تر از آنچه كه در شرايط ملتهب سياسي اخذ مي شود خواهد داشت .
    اما از همه اينها كه بگذريم واقعيتي پشت همه اين قضايا وجود دارد كه همواره كمتر مورد توجه قرار گرفته است و آن واقعيت اينست كه پشت همه اين بحران سازيها يك شبكه مافيايي قرار دارد كه با پيش آمدن اينگونه موضوعات فورا فعال شده و آن را تبديل به يك بحران براي كشور مي كند. مسئولين اگر مي خواهند براي هميشه از اينگونه بحران سازيها خلاص شوند بايد يكبار براي هميشه كانون اين بحران سازيها را يافته و با برخورد قاطع و اصولي با اين كانون ملت نظام و كشور را از دست اعضاي اين كانون بحران سازي خلاصي بخشند. آيا چنين اراده اي وجود دارد
    حسن خياطي