
نگاهي به مبارزات آيت الله سيدمرتضي پسنديده
به روايت
اسناد ساواك
بيستمين كتاب از سلسله كتاب هاي « ياران امام به روايت
اسناد ساواك » كه توسط مركز بررسي اسناد تاريخي تدوين و
انتشار مي يابد ـ به معرفي شخصيت مرحوم آيت الله سيدمرتضي
پسنديده (ره ) برادر بزرگ و بزرگوار امام خميني پرداخته است .
آيت الله پسنديده مردي بود كه يك قرن عمر خويش را در
همراهي و حمايت بي دريغ از اهداف و آرمان هاي امام خميني
سپري كرد و رهبري او را به نيكي برتابيد.
او از دوران نوجواني براي دفاع از نواميس مردم در مقابل
اشرار وابسته به حكومت جور
اسلحه بر دوش گرفت و پس از
آن در معيت علماي اصفهان در جريان جنگ جهاني اول براي
ايستادگي در برابر قواي متجاوز انگليس
تعليمات نظامي ديد در
اردوي نظامي روحانيون منطقه شركت جست . (1 )
مقاومت و ايستادگي ايشان در مقابل عمال حكومت و
متفقين
موجبات پرونده سازي و اعمال فشار بر وي را فراهم
نمود . (2 ) و بطور كلي در مبارزات آزاديخواهانه و استقلال طلبانه
ملت ايران به رهبري عالمان ديني
از آن مرحوم نيز رد پايي ديده
مي شود . « آن مرد خدا خطرات حمايت از قيام 15 خرداد را به
جان خريد و در حالي كه رهبر قيام به تبعيد گاه اعزام شده بود و
ياران انقلابي امام به زندان ها و شكنجه گاه ها گسيل شدند
او
روشني بخش بيت حضرت امام در قم گرديد و در شرايطي كه
رژيم شاه درصدد محو نام امام و ياد قيام او و قطع ارتباط مردم
با مرجع و رهبرشان بود
حضرت آيت الله پسنديده با
فداكاري هاي بي مانند خويش
علي رغم فشارهاي مستمر رژيم
شاه
به عنوان وكيل تام الاختيار امام حلقه مطمئن ارتباط
مقلدين و مبارزين با حضرت امام در تبعيدگاه شد و با تحمل
رنج هاي فراوان و سختي هاي بسيار اجازه نداد تا چراغ كانون
قيام در خانه مرجع و مراد ملت در قم خاموش
گردد . » (3 )
بخاطر همين در تمام نامه ها و خطاب هاي خويش با جملاتي
چون « تصدقت شوم »
« قربانت شوم » با ايشان سخن مي گفت و
خطاب به اطرافيان و فرزندان
از او با عنوان « حضرت آقا »
سفارش و توصيه اكيد در رعايت حالش را مي نمود.
در توصيف و تجليل از آيت اله پسنديده همين بس كه امام
خميني درباره او مي فرمايد : « آقاي پسنديده نسبت به من هم
سمت پدري دارند و هم سمت استادي . » (4 )
گرچه پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي
آن مرحوم به
ظاهر چندان در صحنه نبود
اما در مسير حركت ملت و
روحانيت آگاه و با ايمان
او جزو نيروهاي پشت صحنه بود و
خود تكيه گاه و محل مراجعه خيل مشتاقان و پيروان امام بود و
در آن دوران محنت و مبارزه مايه دلگرمي طلاب و روحانيون
مبارز و با ايمان بود و همواره چراغ بيت امام را در قم روشن و
مريدان را در حلقه مهر خويش
پدرانه ياري و دلگرمي
مي بخشيد.
آنچه تقديم خوانندگان گرامي مي گردد
برگ هايي است از
كتاب عمر پربركت آن مجاهد نستوه و مبارز باكياست .
در كتاب ياد شده
اسنادي از تاريخ 41
11
20 تا تاريخ
57
8
30 در رابطه با مبارزات آيت الله پسنديده
فراهم و
عرضه گرديد.
روز حماسي پانزده خرداد
روز قيام تاريخي 15 خرداد 1342
آيت الله پسنديده با
سخنراني در ميدان مركزي خمين حمايت خود را از امام خميني
آشكارا به نمايش گذارد كه گزارش اقدام شجاعانه او در اسناد
ساواك چنين آمده : « به قرار اطلاع فرداي روزي كه آيت الله
خميني دستگير شده
سيدمرتضي پسنديده برادر وي كه در
خمين مي باشد در ميدان شهر مردم را جمع و به منبر رفته و پس
از سخنراني نواري كه در آن خميني صحبت نموده
از بلندگو
پخش مي نمايد... »
ايشان در جريان اعتراض گسترده مراجع و علما نسبت به
بازداشت حضرت امام در سال 1342 و هجرت اعتراض آميز
آنان به تهران مشاركت فعال داشت . همچنانكه امضاي ايشان در
اعلاميه چهل تن از مدرسين و فضلاي حوزه علميه قم به عنوان
نخستين امضا نمايانگر نقش آن مرحوم مي باشد.
اعتصاب و اعتراض
پس از دستگيري و تبعيد امام
ساواك به منظور پيشگيري از
گسترش اعتراض روحانيون مبارز در مجالس و منابر عزاداري
به كليه شهرباني ها و پاسگاه ها دستور داده بود تا از منبريهايي كه
دعوت مي شوند تعهد كتبي بگيرند. اما آيت الله پسنديده در
خمين با طرح يك اعتصاب عمومي از جانب اهل منبر اعتراض
خويش را عملي ساخت كه ساواك جريان را اينگونه گزارش كرد :
« به موجب گزارش شهرباني خمين به علت عدم صلاحيت از
موعظه دو نفر وعاظ به اسامي سيدكاظم قريشي
شيخ علي اكبر
مسعودي از طرف شهرباني جلوگيري و ساعت 10 صبح روز
43
3
30 كليه وعاظ روضه خوان
اهل منبر شهر طبق دعوت
قبلي سيدمرتضي پسنديده در منزل مشاراليه اجتماع و بنا به
تحريك و رهبري وي در جلسه خود به مذاكرات عليه شهرباني
خمين پرداخته و... بعدازظهر روز جاري شيخ علي اكبر
مسعودي
سيدكاظم قريشي
شيخ محمدظاهر آل طه (طاهر) در
سه مجلس روضه خواني دائر حضور به هم رسانيد و هركدام در
يك مجلس با صداي بلند پيام سيدمرتضي پسنديده و تصميمات
جلسه واعظين را به مردم ابلاغ و روضه خوانهاي مربوطه را از
منبر پايين آورده و مجالس را تعطيل نموده اند و فعلا كليه
مجالس مزبور تعطيل و نظم و آرامش برقرار است ليكن
تحريكات علني مخفيانه سيدمرتضي پسنديده همچنان ادامه
دارد.
مبارزه علني و هجرتي پر بركت
مخالفت هاي علني و عملي آيت الله پسنديده با رژيم
ستم پيشه پهلوي تا آنجا گسترش يافت كه وي از ثبت اسناد
مربوط به اصلاحات اراضي شاهانه در دفتر اسناد خود امتناع
مي ورزيد و با صراحت با اقدامات رژيم مقابله مي كرد. در اين
جريان بود كه با پيگيري هاي ساواك دفتر ثبت اسناد ايشان تعليق
شد. اما حمايت هاي او از نهضت اسلامي و رهبري امام خميني
ادامه داشت و در همين راستا
براي رونق بخشيدن به بيت امام
در قم به عنوان مامن ياران امام و مبارزان پاكباخته نهضت
اسلامي
تصميم بر هجرت به شهر قم گرفت . و البته اين اقدام او
با هماهنگي امام بود كه توسط مرحوم حاج احمدآقا به ايشان
ابلاغ شده بود. وي پس از استقرار در محله يخچال قاضي قم
به
عنوان وكيل تام الاختيار حضرت امام در اخذ سهم مبارك امام و
پرداخت شهريه طلاب و همچنين سروسامان بخشيدن به زندگي
روحانيون مبارز كه در زندان ها و تبعيدگاه ها به سرمي بردند
نقش موثري داشت .
در گزارش ساواك آمده است : « اطلاع واصله حاكي است كه
با تبعيد شهاب الدين اشراقي به همدان
ايادي آيت الله خميني
مرتضي پسنديده برادر خميني را به جاي وي در نظر گرفته و
ترتيبي فراهم نموده اند كه نامبرده هر چه زودتر از خمين به قم
عزيمت و دنباله اشراقي را ادامه داده و نظريات آنان را تامين
نمايد... »
ساواك از راه هاي مختلف تمام كارهاي ايشان را زيرنظر
داشت و هرازچندگاهي مزاحمت ايجاد مي كرد و حتي چندين
بار ايشان را از قم تبعيد كرد. اما آن مرحوم با درايت و كياست و
آگاهي از وظايف خطيري كه برعهده داشت در شرايط گوناگون به
وظيفه خود عمل مي كرد : « نامبرده بالا پس از مراجعت به قم در
منزل خميني سكونت نموده و... پس از مدتي اطلاعاتي به اين
ساواك واصل گرديد كه نامبرده در خفا وجوهات شرعي را از
افراد مورد اطمينان اخذ و به عنوان وكيل خميني رسيد
مي دهد... » در راستاي همين فعاليت ها بود كه در مورخه
54
12
21 به همراه تعدادي ديگر از روحانيون مبارز از كشور
ممنوع الخروج گرديد.
مشاوري بصير و خيرخواه
آيت الله پسنديده حوادث و مسايلي كه در ميان طيف
گسترده انقلابيون و طرفداران امام خميني انفاق مي افتاد را با
وسايط گوناگون و از راه هاي مختلف براي امام گزارش مي كرد و
نظرات مشورتي و پيشنهادات خويش را نيز بيان مي نمود. مانند
آنچه بين برخي از روحانيون وجوانان انقلابي شيراز در مورد
مسئله اي روي داد و ايشان براي حفظ وحدت صفوف مبارزين
مطلب را به امام منتقل و راه هاي ايجاد وحدت را نيز بيان كرد.
تبعيد از قم
در سال هاي 49 تا 55 مرحوم حاج سيداحمدآقا در قم و در
كنار عم بزرگوار خويش به اداره بيت امام مي پرداخت كه
نامه هاي مكرر و ارتباطات مستمر حضرت امام با آنان گوياي اين
مديريت و هماهنگي است . اما پس از مسافرت حاج احمدآقا به
نجف و در پي شهادت حاج آقا مصطفي
و اقامت حاج احمدآقا
در كنار امام
آيت الله پسنديده به تنهايي مديريت بيت امام را
برعهده گرفت . او در اين دوران يكي از عوامل مهم ارتباط
نهضت اسلامي ملت با رهبري آن در نجف اشرف و بخصوص در
زمان اقامت امام در فرانسه بود. در راستاي همين نقش موثر بود
كه ساواك حضور ايشان را در قم براي رژيم خطرناك تشخيص
داد و براي چندمين بار به تبعيد فرستاد.
متن سند ساواك درباره آخرين تبعيد آن مرحوم چنين است :
« ...آقاي فرماندار اظهار داشتند سيدمرتضي پسنديده ... به اتهام
تحريك مردم ... از طريق كميسيون حفظ امنيت اجتماعي قم به
مدت 3 سال اقامت اجباري در انارك نائين از توابع استان
اصفهان محكوم و... »
البته پس از تبعيد ايشان نيت پليد دستگاه ستم پيشه مبني بر
تعطيل بيت امام خميني محقق نشد و ياران امام مرحوم آيت الله
شيخ محمد صادق كرباسچي تهراني را به عنوان نماينده و وكيل
امام به مردم معرفي كردند ـ آن مرحوم وكيل تام الاختيار امام بود
اما رژيم طاغوتي ايشان را نيز تبعيد كرد و در پي آن پيروان امام
تصميم گرفتند نام وكيل امام مخفي بماند : « از وقتي مرتضي
پسنديده از قم تبعيد شد مردمي كه مي خواستند وجوهات بدهند
سراغ نماينده خميني را مي گرفتند تا اينكه شيخ محمدصادق
كرباسچي تهراني معرفي شد ولي وي نيز تبعيد شد لذا طرفداران
و گردانندگان دستگاه خميني تصميم گرفته اند كه من بعد
نماينده خميني مخفي باشد و... »
استقامت و استواري در تبعيدگاه
شجاعت و استقامت براي پيمودن راه حق
فضيلتي است كه
در خاندان بزرگ خميني به وضوح نمايان است . آيت الله
پسنديده در تبعيدگاه نيز نام و ياد و آرمان امام را ترويج مي كرد و
در همين راستا پذيراي ميهمانان فراواني بود كه پي در پي و انبوه
به ديدارش مي شتافتند. در يكي از اسناد ساواك آمده : « روز
37
4
2 تعداد زيادي
حدود بيست دستگاه اتومبيل سواري از
شهرستان هاي مختلف جهت ملاقات با مرتضي پسنديده به
داران آمده و سرنشينان اتومبيل هاي مزبور كه هيچ كدام كمتر از
سه نفر نبودند
با وي ملاقات و... »
از همين روي
پس از مدتي بقيه مدت تبعيدي وي به ظاهر
بخشيده شد ولي در واقع از تبعيدگاهي به تبعيدگاه ديگري
فرستاده شد.
پس از آنكه رژيم طاغوتي مانع بازگشت ايشان به قم شد و
او را مجبور به اقامت در خمين نمود
در خمين
علاوه بر
استقبال مردم و روحانيون خميني
از مجاهد پير و نستوه خود
روحانيون قم نيز به ديدار او مي رفتند.
ساواك مي نويسد : « از بدو ورود مرتضي پسنديده به خمين »
اكثر روحانيون خمين ... و عده اي از روحانيون ... از قم به تناوب
به خمين وارد و از وي ديدن نموده اند... »
با اوج گيري مبارزات مردم آگاه و مومن ايران و هجرت امام
خميني به پاريس
آيت الله پسنديده
بي اعتنا به حكم رژيم
سركوبگر
به قم بازگشت و در اين دوره حلقه اتصالي بين امام
وامت شد . در يكي از اسناد ساواك آمده : « ... روز 57
7
15
تلفني ] شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي [شخصي به نام بهشتي
با منزل روح الله خميني در قم (مرتضي پسنديده برادر روح اله
خميني در منزل مذكور سكونت دارد) تماس گرفته و به مخاطب
خود اظهار داشت : از طرف طبقات مختلف مردم تلگرافاتي مبني
بر تقاضاي ميهمان نوازي از خميني و مراقبت هاي ايمني با
رعايت شئونات خميني به عنوان رئيس جمهور فرانسه و سفارت
فرانسه در تهران مخابره شده است . »
رحمت و رضوان الهي بر روح پاك امام خميني و همه آناني
كه در نهضت اسلامي او سهم و نقش داشتند.
پي نوشت :
1 ـ فصلنامه حضور
ش 17
ص 341
2 ـ همان
ص 340
3 ـ همان
ص 239 (اطلاعيه صادر شده از سوي حاج سيدحسن
خميني )
4 ـ همان
ص 337
در توصيف و تجليل از آيت الله پسنديده همين بس
كه امام خميني درباره او مي فرمايد : « آقاي
پسنديده نسبت به من هم سمت پدري دارند و هم
سمت استادي . »
در مسير حركت ملت و روحانيت آگاه و با ايمان
آيت الله پسنديده جزو نيروهاي پشت صحنه بود و
خود تكيه گاه و محل مراجعه خيل مشتاقان و پيروان
امام بود و در آن دوران محنت و مبارزه مايه
دلگرمي طلاب و روحانيت مبارز و با ايمان بود و
همواره چراغ بيت امام را در قم روشن و مريدان را
در حلقه مهر خويش
پدرانه ياري و دلگرمي
مي بخشيد.
آيت الله پسنديده مردي بود كه يك قرن عمر
خويش را در همراهي و حمايت بي دريغ از اهداف و
آرمان هاي امام خميني سپري كرد و رهبري او را به
نيكي برتابيد.

*****
حديث نور
|
سكوت
مخالف مصالح اسلام
1357
5
5
امام خميني در پيام مهمي كه براي مردم فرستادند ضمن
تشكر از تحريم جشن در روزهاي سوم و پانزدهم شعبان توسط
مردم از هجوم وحشيانه ماموران به شهرهاي مشهد
رفسنجان
جهرم و مدرسه نواب مشهد و كشتار مردم بدست آنها اظهار
تاسف نمودندو و با اشاره به سخن نخست وزير كه گفته بود
« آشوبها پايان يافته است » اين تظاهرات را « مشتي محكم به
دهان گزافه گوياني » دانستند « كه مي گفتند تظاهرات ديگر تكرار
نمي شود و ملت به حال عادي خود بازگشته است . »
امام تاكيد كردند : « سكوت و امر به سكوت
مخالف مصالح
عاليه اسلام و خلاف طريقه شيعه جعفري است و امر به تحرك و
استنكار وافشا فجايع خانمانسوز و اسلام بربادده دستگاه شاه
موافق سيره مباركه انبيا و خصوص رسول معظم خاتم است . »
وعده پيروزي
1357
6
18
حضرت امام خميني به مناسبت حكومت نظامي و كشتار
مردم توسط رژيم شاه در هفده شهريور
پيامي صادر كردند كه
در آن وعده پيروزي را به ملت ايران نويد دادند. در قسمتي از
اين پيام فرمودند : « چهره ايران امروز گلگون است و دلاوري و
نشاط در تمام اماكن به چشم مي خورد
آري اين چنين است راه
اميرمومنان علي (ع ) و سرور شهيدان امام حسين (ع )
اي كاش
خميني در ميان شما بود و در كنار شما در جبهه دفاع براي خداي
تعالي كشته مي شد. ملت ايران ! مطمئن باشيد كه دير يا زود
پيروزي از آن شماست . »
ازبين بردن فيلم مصاحبه
1357
6
23
هيئتي از سوي راديو تلويزيون فرانسه به بهانه دعوت راديو
تلويزيون عراق به بغداد آمدند و شب هنگام به طور مخفي به
نجف نزد امام رفتند تا با ايشان مصاحبه كنند. پس از مصاحبه و
فيلمبرداري عراقيها متوجه شده و خبرنگاران را بازداشت
كردند. ياران امام نوارهاي مصاحبه را در جايي مخفي كردند
ولي عراقيها نوار تلويزيوني و عكسها را ازميان بردند.
درخواست اعمال محدوديت براي امام
1357
6
27
سفير ايران در عراق با صدام حسين
معاون وقت رئيس
جمهور عراق
ملاقات كرد و از دولت عراق خواست كه
محدوديتهايي جدي براي فعاليتهاي امام خميني در نجف فراهم
كند.
همچنين در اواخر شهريورماه وزير خارجه ايران براي
شركت در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد به آمريكا
رفت و در طول اين اجلاس سه بار با وزير خارجه عراق ملاقات
كرد و اخراج امام را از عراق خواستار شد و حاصل مذاكرات
خود را به تائيد وزراي خارجه آمريكا و اسرائيل رساند و در
پايان ملاقاتها اظهار داشت كه مقدمات اخراج امام از عراق
فراهم شده است .
محاصره منزل و اعلام موضع قاطع امام
1357
7
1
منزل حضرت امام خميني در نجف در محاصره نيروهاي
انتظامي عراق قرار گرفت . اين اقدام نتيجه تلاش صدام حسين
معاون رئيس جمهور عراق (حسن البكر) بود و تصميم به اخراج
ايشان از عراق در ديدار وزراي خارجه ايران و عراق در نيويورك
اتخاذ شد.
اين خبر موجبات نگراني و خشم مردم و حوزه هاي علميه را
فراهم نمود
سيل تلگرافات اعتراض آميز مراجع و علما و مردم
به رئيس جمهور عراق و همچنين تلگرافات به امام خميني و
آيت الله خويي در نجف سرازير شد و اعلاميه هايي از سوي
فضلاي حوزه علميه و اهالي قم و پيام مشتركي از سوي مراجع
قم صادر شد. در قسمتي از اعلاميه آمده بود : « به حكومت ايران
اعلام مي كنيم كه اگر در اين عمل و سلب آزادي از ايشان
(حضرت امام خميني ) كه توهين مستقيم به ملت ايران و جامعه
روحانيت و تشيع است با دولت عراق تباني ندارد رسما عدم
رضايت خود را از عمل دولت عراق اعلام نمايد. »
چهار روز پس از اين در روزنامه ها خبر كوتاهي به اين شرح
درج شد : « محاصره خانه حضرت آيت الله العظمي خميني در
نجف توسط ارتش عراق پايان يافت و مقامات عراق گفتند
سوتفاهم رفع شده است ! »
لازم به يادآوري است كه به علت محاصره منزل امام در
نجف
هيچگونه پيامي از سوي ايشان به ايران نمي رسيد.
در اين جريان هيئتي از طرف ساواك به بغداد رفت و با
« سعدون شاكر » رئيس سازمان امنيت عراق ملاقات كرد.
امام خميني در برابر اخطارهاي مقامات عراقي فرموده
بودند : « من
هم اهل سياست هستم و هم مذهبي . هيچوقت از
نظرات سياسي خود عدول و نزول نخواهم كرد. »
به دنبال اين اظهارات امام بود كه مقامات عراقي ضمن
هماهنگي با هيئت اعزامي از ساواك
تصميم به اخراج امام از
نجف گرفتند.

| |