
به مناسبت سالروز درگذشت آيت الله العظمي ميرزامحمد حسين غروي نائيني
بيست و ششم جمادي الاول
سالروز رحلت عالم بزرگ و
مبارز
آيت العظمي ميرزامحمدحسين نائيني است . آيت الله
نائيني در تاريخ 27 ذيقعده 1276 هـ ق در شهر نائين و در يك
خانواده روحاني ديده به جهان گشود. آيت الله نائيني از دوره
كودكي به تحصيل علوم دين و ساير دانش هاي مرسوم زمان
خود پرداخت و در نوجواني رهسپار حوزه علميه اصفهان شد.
او پس از مدتي تحصيل در اصفهان
به منظور تكميل
تحصيلات ديني به عتبات عاليات در عراق مسافرت كرد و در
آن جا از محضر بزرگاني مثل سيدمحمد طباطبايي فشاركي
سيداسماعيل صدر
ميرزا محمدحسن شيرازي
آخوند
ملامحمد كاظم خراساني و... كسب فيض نمود. آيت الله نائيني
پس از تحصيل مراتب بالاي علمي و ديني
به تدريس مشغول
شد و عالمان بزرگي مثل سيدحسن بجنوردي
شيخ محمدعلي
كاظمي خراساني
شيخ موسي خوانساري نجفي
شيخ
محمدتقي آملي
سيدابوالقاسم خويي
شيخ احمد كاشف
الغطا
شيخ محمدحسين كاشف الغطا
سيدجمال
گلپايگاني
سيدمحسن حكيم
علامه طباطبايي
سيدمحمدهادي ميلاني و... از محضر ايشان بهره
بردند.
ميرزاي نائيني در عرفان و سلوك معنوي نيز مثل عرصه
علم ودانش
تلاش فراوان داشت و در اين زمينه به مرتبه بسيار
بالايي دست يافت . هرگاه او به نماز مي ايستاد تمام بدنش از
خوف خدا مي لرزيد و اشك از چشمانش سرازير مي شد.
ميرزاي نائيني از دوره نوجواني تهجد
سلوك عرفاني
خلوت
و مناجات در نيمه هاي شب و... را آغاز كرد و تا پايان عمر به
اين سير معنوي استمرار بخشيد. آيت الله نائيني به دليل ورع و
روح عرفاني اش
با ملاحسينقلي همداني آن عارف بزرگ
ارتباط و پيوند معنوي برقرار كرده بود. ميرزاي نائيني به
جنبه هاي معنوي وعرفاني به قدري اهميت مي داد كه حتي با
شاگردانش شرط كرده بود كه اگر مي خواهند در مجلس درسش
حاضر شوند
بايد نماز شب بخوانند
شب زنده داري كنند
مهربان باشند و...
خلاصه اين كه وارستگي
بي اعتنايي به جلوه هاي دنيايي
مهرباني
تواضع
شب زنده داري
سلوك معنوي
تضرع و دعا
در خلوت شب و... از ويژگي هاي آيت الله نائيني بود.
پرواز در اوج آسمان علم و عرفان
سبب نشده بود كه
آيت الله العظمي محمدحسين غروي نائيني در گوشه مسجد و
مدرسه و خانه بنشيند و نسبت به جامعه اسلامي و سرنوشت
مسلمانان و جوامع اسلامي بي تفاوت باشد. او فقيه بزرگي بود
كه مسئوليت ديني خود را محدود به رونق بخشيدن به علوم
ديني و فقهي و يا سرگرم شدن به خودسازي و عرفان و غفلت
از ساير مسئوليت ها يك عالم نمونه ديني
نمي دانست . به همين
دليل
همان طور كه در عرصه دانش و عرفان پيشتاز بود
در
سياست
مبارزه و توجه به سرنوشت سياسي و تاريخي
مسلمانان و جوامع اسلامي نيز درصدر قرار داشت .
ميرزاي نائيني در نهضت تنباكو شركت فعال و دلسوزانه
داشت و در اين نهضت از ياران و مشاوران ميرزاي شيرازي
محسوب مي شد. همچنان كه در نهضت عدالت خواهانه و
استبداد ستيزانه مشروطه نيز با آخوند ملامحمدكاظم
خراساني همكاري صميمانه داشت . ميرزاي نائيني از دوره
جواني با مبارزان و احياگران بزرگي مثل سيدجمال الدين
اسدآبادي پيوند داشت و زماني كه سيدجمال الدين اسدآبادي
به منظور ديدار با ميرزاي شيرازي رهسپار سامرا شد
در حجره
ميرزاي نائيني اقامت گزيد. ميرزاي نائيني در جنبش تنباكو
علاوه بر اين كه فداكاري هاي فراوان نمود
به تبديل كردن اين
نهضت به يك الگوي تاريخي و مبارزاتي براي نسل هاي بعد نيز
توجه داشت . به همين دليل
به يكي از دوستانش به نام شيخ
حسن كربلايي توصيه كرد وقايع و تاريخچه اين نهضت را
بنويسد تا ديگران نتوانند آن را تحريف كنند و شيخ حسن
كربلايي نيز كتاب ارزشمند و ماندگار « رساله دخانيه » را
نوشت .
از آن جا كه علما و روحانيان در هر نهضتي معمولا به طور
متحد و يكپارچه عمل كرده و نخواسته اند عنوان و يا نامي
مستقل از عموم روحانيت و مرجعيت و حوزه هاي علميه
پيدا
كنند
تعيين ميزان نقش انفرادي هريك از علما در نهضت هاي
مختلف
اندكي مشكل است . در نهضت مشروطه نيز چنين
است و چون ميرزاي نائيني در اين نهضت در كنار آخوند
ملامحمدكاظم خراساني قرار داشت
بنابراين تعيين دقيق نقش
اين عالم بزرگ در نهضت مذكور چندان آسان نيست و به طور
خلاصه بايد گفت او تا آن حد در نهضت مشروطه فعال بود كه
برخي مي پندارند حتي متن تلگراف ها و بيانيه هاي عمومي
آخوند خراساني و ديگر رهبران مشروطه در عراق توسط
ميرزاي نائيني تهيه و انشا مي شده است .
يكي از كارهاي اساسي ميرزاي نائيني در نهضت مشروطه
نگارش كتاب بسيار مهم « تنبيه الامه و تنزيه المله » است . او در
اين كتاب حكومت مشروطه اي را كه پايبند قوانين و احكام
ديني باشد و براي تعالي و ترقي جامعه اسلامي كوشش كند
تاييد مي نمايد. به همين دليل است كه شهيد آيت الله مطهري
درباره كتاب مذكور مي گويد : انصاف اين است كه تفسير دقيق
از توحيد عملي
اجتماعي و سياسي اسلام را هيچ كس به
خوبي علامه بزرگ و مجتهد سترگ ميرزامحمدحسين نائيني
قدس سره توام با استدلال ها و استشهادهاي متقن از قرآن و
نهج البلاغه در كتاب ذي قيمت تنبيه الامه و تنزيه المله بيان
نكرده است ... ولي افسوس كه جو عوام زده محيط ما
كاري
كرد كه آن مرحوم پس از نشر آن كتاب
يكباره مهر سكوت بر
لب زده
دم فرو بست » .
ميرزاي نائيني در صفحات متعددي از كتاب تنبيه الامه و
تنزيه المله تاكيد مي كند كه طبق اصول مذهب تشيع
تصدي
حكومت در عصر غيبت از وظايف فقيهان است (1 ) كه نايبان
امام زمان عليه السلام محسوب مي شوند
ولي در وضعيت فعلي
(وضعيت دوره مشروطه ) كه امكان تشكيل حكومت مطلوب و
موردنظر وجود ندارد
پس به ناچار حكومت مشروطه اي را كه
قوانين و بنيادش نوعي ريشه ديني داشته باشد و يا اين كه
حداقل با احكام ديني و تعاليم اسلامي تعارض نداشته باشد
بايد پذيرفت تا دفع افسد به فاسد شود
يعني دفع افسدي به نام
حكومت استبدادي و سلطنتي به وسيله حكومت مشروطه اي
كه حداقل
مخالف بنيان ها و احكام و قوانين ديني نباشد.
آيت الله نائيني در كتاب تنبيه الامه تاكيد مي كند كه منظور
از حكومت مشروطه اين نيست كه ارزش ها و احكام دين مبين
اسلام ناديده گرفته شود. او در اين باره مي نويسد : اين مقدار را
(مردم ) خوب مي فهمند كه اين همه جانبازي هاي عقلا و
دانايان و غيرتمندان مملكت ـ بطبتاتهم من العلما و الاخيار و
التجار و غيرهم ـ در استنقاذ حريت و مساواتشان
براي
فرستادن نواميس خود (به طور) بي حجاب به بازار و مواصلت
با يهود و نصاري و تسويه في مابين امثال بالغ و نابالغ و
نحوذالك در تكاليف و بي مانعي فسقه و مبدعين در اجهار به
منكرات و اشاعه كفريات و اشباه ذالك (شبيه آن ) نخواهد بود.
و روسا و پيشوايان مذهب هم
جز بر آنچه حفظ بيضه اسلام
(بنيان اسلام ) و حراست ممالك اسلاميه
بر آن متوقف باشد
چنين احكام اكيد و تصريح به آن كه مخالفت
به منزله محاربه
با امام زمان ارواحنا فداه است
نخواهند فرمود (تنبيه الامه
ص 47 ) .
اگر بخواهيم اين كلام ميرزاي نائيني را به زبان ساده و
امروزي بيان كنيم
چنين مي شود كه مشروطه و شعارهاي آن
مثل آزادي و مساوات و...
به اين معني نيست كه غرب گرايي
باب شود و زن ها بي حجاب و عريان شوند
منكرات و امور
خلاف ارزش هاي ديني و كفريات شايع گردد
فسق و فجور و
بدعت رواج پيدا كند و به طور كلي جامعه اسلامي به يك
جامعه غربي و مملو از فساد و ارزش هاي غربي تبديل شود
بلكه آنچه از حكومت مشروطه مورد انتظار مي باشد اين است
كه برخلاف حكومت استبدادي قاجاريه
در حفظ بنيان هاي
اسلام بكوشد و از مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي جامعه اسلامي
حفاظت كند و...
اين نوع حكومتي كه ميرزاي نائيني از آن سخن مي گويد و
وظايف و محدوديت هايش را بيان مي كند
چيزي شبيه هماني
مي باشد كه آيت الله شيخ فضل الله نوري هم معتقد بود و
پيوسته از آن سخن مي گفت .
تاكيد ميرزاي نائيني در سراسر كتاب تنبيه الامه اين است
كه اقدامي صورت بگيرد و نوع حكومتي پديد آيد كه ترقي
مسلمانان
عزت و قوت و شوكت ملل و جوامع اسلامي و... را
تضمين كند و نگذارد رخنه در جوامع و ملل مسلمان پديد و
آن ها را به سوي غرب گرايي و به تعبير خود ميرزاي نائيني به
سوي « تنصر » و پذيرش ارزش هاي مسيحي و غربي بكشاند.
آيت الله نائيني در يكي از صفحات كتاب تنبيه الامه مي نويسد :
و چنانچه بازهم مسلمانان از اين سكرت و غفلت به خود
نيايند و كمافي السابق در ذلت عبوديت فراعنه امت و
چپاولچيان مملكت باقي بمانند
چيزي نخواهد گذشت كه ـ
العياذبالله تعالي ـ مانند مسلمين معظم افريقا و اغلب ممالك
آسيا و غيرذلك
نعمت و شرف استقلال قوميت و سلطنت
اسلاميه را از دست داده
و در تحت حكومت نصاري اسير
و
دو دوره نخواهد گشت كه مانند اهالي اندلس و غيرها
اسلاميتشان به تنصر و مساجدشان كنيسه و اذانشان به ناقوس
و شعائر اسلاميه به زنار
و بلكه اصل لسانشان هم مانند آنان
مبدل
و روضه منوره امام هشتمشان ـ صلوات الله عليه ـ هم
پايمال نصاري خواهد گشت
وقي الله المسلمين عنه ولا ارانا
الله ذلك .
همان طور كه از سخنان آيت الله نائيني دريافت مي شود
اين عالم بزرگ نه تنها هيچ يك از عناصر خلاف مباني ديني
مشروطه نوع غربي را نمي پسنديد
بلكه به پرشوري آيت الله
شيخ فضل الله نوري به تعالي و اجراي احكام دين
عزت و
استقلال جوامع و ملل اسلامي در برابر غرب
صيانت از
فرهنگ و ارزش هاي ديني در برابر تهاجم فرهنگ غربي و
مسيحي و... مي انديشيد. به همين دليل بعد از آن كه مشاهده
كرد كتاب پرارزش او برخلاف ميلش به نوعي مورد سو
استفاده مشروطه خواهان غرب گرا و جماعتي كه با دين و علما
مخالف بودند و عليه دين فعاليت مي كردند
قرار گرفته است
به شدت متاثر شد بطوريكه طبق بعضي نقل ها
دستور
جمع آوري آن را صادر كرد و حتي به گفته برخي
تعداد از آن را
به دجله ريخت
آري
اين عالم بزرگ نمي خواست سخن و
نوشته هاي او ابزاردست مشروطه خواهان غرب گرا و منحرف و
عالم كش شود و آن ها با مستمسك قراردادن برخي مطالب
كتاب كه پيرامون مشروطه نوشته شده بود
جريان انحرافي و
ضدديني خود را توجيه كنند.
كارنامه سياسي و مبارزاتي ميرزاي نائيني به نهضت تنباكو
و مشروطه محدود نمي شود و او در جريان هجوم روسيه به
ايران در سال 1330 هـ ق
بار ديگر عليه تجاوزگران به
پاخاست و درصدد برآمد هر چه زودتر خود را به ايران برساند
و مردم را عليه تجاوزات روسيه بسيج كند.
در جنگ جهاني اول كه عراق آماج حمله و تجاوز انگليس
قرار گرفت
آيت الله محمدحسين نائيني مانند ساير علما و
روحانيان مبارز عراق
عليه اين تجاوز كوشش كرد و مردم را به
قيام و دفاع از سرزمين عراق برانگيخت . به همين دليل
تحت
آزار و فشار متجاوزان قرار گرفت و مجبور شد همراه آيت الله
سيدابوالحسن اصفهاني
عراق را ترك نمايد و به ايران مراجعه
كند.
سرانجام
آيت الله نائيني پس از سال ها تلاش در عرصه
علم
فقاهت
عرفان
سياست و... با به يادگار نهادن تعدادي
كتاب و پرورش دادن علماي فراوان
در 26 جمادي الاول سال
1355 هـ ق
ديده از جهان فرو بست و در صحن مطهر امير
مومنان به خاك سپرده شد.
به هرحال
ميرزاي نائيني مبارزه جدي با استكبار و
استعمار غرب (به ويژه انگليس ) را با جنبش تنباكو آغاز كرد و
اين مبارزه با قيام عليه تجاوز استعمارگران انگليس به عراق در
جريان جنگ جهاني اول به پايان برد. به عبارت ديگر
آغاز
تكاپو و مبارزات سياسي اين عالم بزرگ عليه انگليس و پايان
آن نيز عليه همين استعمارگر و مهاجم سابقه دار غرب
بود.
ثعلي وزوايي
1 ـ ميرزاي نائيني در يكي از اين موارد مي نويسد : چون عدم
رضا شارع مقدس به اختلال نظام و ذهاب بيضه اسلام و بلكه
اهميت وظايف راجعه به حفظ نظم ممالك اسلاميه از تمام
امور حسبيه
از اوضح قطعيات است لهذا ثبوت نيابت فقها و
ثواب عام عصر غيبت در اقامه وظايف مذكوره از قطعيات
مذهب خواهد بود.
ث تاكيد ميرزاي نائيني در كتاب تنبيه الامه اين است
كه بايد اقدامي صورت بگيرد و نوع حكومتي پديد
آيد كه ترقي مسلمانان
عزت و قوت و شوكت ملل و
جوامع اسلامي را تضمين كند و نگذارد رخنه در
بنيان هاي جوامع و ملل اسلامي پديد آيد و
مسلمانان را به سوي غرب گرايي و به تعبير خود
ميرزاي نائيني به سوي « تنصر » و پذيرش ارزش هاي
مسيحي و غربي بكشاند
ث در نگاه ميرزاي نائيني مشروطه به اين معنا نيست
كه ارزش ها و احكام دين ناديده گرفته شود
غرب گرايي تبليغ و ترويج گردد
منكرات و امور
خلاف و كفريات شايع شود
فسق و فجور و
بي حجابي و در يك كلام معيارهاي فرهنگ مادي
غرب رواج پيدا كند و جامعه اسلامي به يك جامعه
غربي تبديل شود
ث ميرزاي نائيني مبارزه با استعمار و استكبار غرب
به ويژه انگليس را با جنبش تنباكو آغاز كرد و اين
مبارزه را با قيام عليه تجاوز استعمارگران انگليس به
عراق در جريان جنگ جهاني اول
به پايان برد

|