روزنامه جمهوري اسلامي 04/05/1382 صفحه سياسي

  • اهداف رژيم صهيونيستي و آمريكا از تلاش براي انحلال سازمان هاي مسلح اسلامي
  • بازنگري پرونده يك مرگ مشكوك
  • *****
    اهداف رژيم صهيونيستي و آمريكا از تلاش براي انحلال سازمان هاي مسلح اسلامي


  • به قلم دكتر عبدالعزيز رنتيسي
    بسم الله الرحمن الرحيم
    پس از آنكه جنبش مقاومت اسلامي « حماس » اعلام كرد كه عمليات خود را به مدت سه ماه متوقف مي كند آمريكايي ها و صهيونيستها فرياد برآوردند كه اين كافي نيست و سازمانهاي اسلامي و مجاهد بايد منحل و خلع سلاح شوند. اين درخواستها در راستاي تحقق اهداف پليد و خطرناكي مطرح مي گردد كه ما در زير به برخي از آنها اشاره مي كنيم :
    اين اظهارات به آن اندازه كه با هدف شانه خالي كردن و بهانه جويي براي فرار از اجراي تعهداتي كه تنها « ريشخند » تلقي مي شوند صورت مي گيرد براي عملي شدن طرح انحلال سازمانهاي جهادگر اسلامي و خلع سلاحشان مطرح نشده است . كساني كه خواهان انحلال گروه ها و سازمانهاي اسلامي و مجاهد هستند خود بهتر از ديگران ميدانند و يقين دارند كه اجابت اين درخواست ناممكن و ناشدني است زيرا دشمن صهيونيستي كه پيش از به وجود آمدن تشكيلات زاييده اسلو كرانه باختري و نوار غزه را مستقيما اشغال كرده بود از هرگونه ترور و دستگيري و تبعيد استفاده كرد تا اين جنبشها را از بين ببرد اما هيچگاه موفق به تحقق اين روياي خود نشد. براي مثال اشغالگران در آذرماه سال 1371 چند صد نفر از هواداران جنبش اسلامي را به « مرج الزهور » تبعيد كردند. آنان در يك شب 416 تن از رهبران و مسئولان جنبشهاي اسلامي را به جنوب لبنان تبعيد و در همان شب 1500 تن از اعضا و طرفداران حماس را نيز دستگير كردند.
    يهوديان در آن وقت خيال مي كردند كه جنبش حماس را به شدت سركوب كرده اند اما نتيجه چه شد عظمت جنبش « حماس » بيشتر شد نفوذش بسط يافت و قدرت ضربات وارده اين جنبش به دشمن سهمگين تر شد. اين جنبش استفاده از سلاح بازدارنده خود يعني عمليات شهادت طلبانه را آغاز كرد و با آن اركان و موجوديت دشمن را به لرزه در آورد.
    اگر دشمن صهيونيستي با در اختيار داشتن قدرت و امكانات گسترده اش از همه روشهاي سركوب و ترور براي انحلال سازمانهاي اسلامي و مجاهد و خلع سلاح آنها استفاده كرده اما در اين كار خود به شدت شكست خورده است آيا معقولانه است كه فكر كنيم تشكيلات خودگرداني كه حتي بر يك وجب زمين حاكميت ندارد بتواند اين ماموريت را انجام دهد آيا كسي باور مي كند كه تشكيلات خودگردان فلسطين قادر است آنچه را شارون از تحقق آن در كرانه باختري ـ كه يكبار ديگر آن را به اشغال كامل خود درآوردـ عاجز ماند تحقق بخشد
    به اعتقاد من هيچ كس چنين چيزي را باور نمي كند. همه به ياد دارند كه دشمن صهيونيستي در سال 1367 نيز همه رهبران جنبش مقاومت اسلامي « حماس » را دستگير كرد اما در تحقق هدفش كه همان نابودي جنبش و خلع سلاح اعضايش بود ناكام ماند. از همين جا مي توان فهميد كه هدف اين درخواست شانه خالي كردن از زير بار انجام وعده هايي است كه در گذشته ايراد شد و برخي نيز گمان كردند كه اين وعده ها تعهدات آمريكايي ها و صهيونيستها در مورد تشكيل دولت فلسطين است . هنگامي كه آمريكايي ها و صهيونيستها تاسيس دولت فلسطيني را به كاري ناشدني مشروط مي سازند تنها هدف آنها اين است كه از زير بار انجام وعده هايي كه بوش و همكارانش در كاخ سفيد پيش از آغاز جنگ بر ضد عراق در مورد تاسيس دولت فلسطيني به عربها داده بودند شانه خالي كنند.
    اين اظهارات و درخواستها همچنين هدف پليد خطرناك و ويرانگر ديگري را نيز دنبال مي كند. در حالي كه همه آمريكايي ها و صهيونيستها مي دانند كه حكومت خودگردان قادر به انحلال سازمانهاي اسلامي و مجاهد نيست قصد ديگري دارند كه آنهم ايجاد فتنه و آشوب داخلي در بين فلسطينيان است و اين فتنه و آشوب نيز مي تواند امنيت و ثبات اشغالگران صهيونيست را با نابودي امنيت ثبات و رفاه ملت فلسطين فراهم كند. اين هدف پليد صهيونيستها يكي از اختراعات فكري تروريستهاي صهيونيست براي مقابله با مسلمانان و مسيحيان است كه به صراحت در يكي از بندهاي مشهور « پروتكل دانشوران صهيون » مطرح شده است .
    صهيونيستها فهميده اند كه جنبش اسلامي هنگامي كه تعليق عمليات ها را اعلام كرد اين تصميم را با هدف جلوگيري از وقوع جنگ داخلي اتخاذ نمود تا مبادا فشارهاي دولت آمريكا و رژيم صهيونيستي به وقوع چنين جنگي منجر شود. وقتي آنان مشاهده كردند كه اين جنبش نقاب (تزوير و حيله گري ) را از چهره آنان برداشته است به وارد كردن فشارهاي جديدي در راستاي جمع آوري سلاحها و انحلال سازمانهاي جهادگر اسلامي دست زدند. به همين سبب جنبشهاي حماس و جهاد اسلامي بيانيه اي منتشر و تهديد كردند كه در صورتي كه تشكيلات خودگردان در برابر ديكته هاي صهيونيستها و آمريكايي ها تسليم شود و به تعقيب مجاهدان و خلع سلاح آنان دست زند اين گروه ها طرح تعليق عمليات را لغو مي كنند. جنبشهاي مذكور با صدور اين بيانيه اعلام كردند كه اگر پيشنهاد به تعليق درآوردن عمليات را مطرح كرده اند اين كار تنها با هدف حمايت از وحدت توده فلسطينيان بوده است و اگر حكومت خودگردان فلسطين با اجابت درخواست صهيونيستها و آمريكايي ها در صدد ضربه زدن به وحدت فلسطينيان است ما نيز نبرد را در مسير صحيح آن هدايت كرده و براي حمايت از وحدت ملي دشمن صهيونيستي را هدف قرار مي دهيم .
    در حقيقت خود صهيونيستها با تشويق حكومت خودگردان به جمع آوري اسلحه و انحلال سازمانهاي اسلامي و مجاهد آتش بس را نقض كرده اند زيرا تشويق و تحريك يكي از اشكال تجاوز محسوب مي شود.
    علاوه بر آن اين اظهارات پليد با هدف تبرئه طرف صهيونيستي از گناه ريختن خون فلسطينيان مطرح ميشود زيرا اين دشمن از سال 1327 فلسطين را غصب كرده و در اين مدت مدام به قتل عام و كشتار فلسطينيان دست زده است . اين سرزمين از دريا تا رود اسلامي است و محل اسراي حضرت محمد « صلي الله عليه و سلم » در آن واقع شده است .
    صهيونيستها براي اشغال فلسطين دهها هزار زن و كودك و پير و جوان را به قتل رسانده و با ارتكاب جنايتهاي بيشمار و بي سابقه زندگي ما را كاملا نابود كرده اند. درخواست براي انحلال گروه هاي مجاهد و مسلمان و جمع آوري سلاحهاي اعضاي آنها مي تواند اين برداشت نادرست را در اذهان شنوندگان ايجاد كند كه ملت فلسطين مسبب همه حوادث است . اگر تشكيلات خودگردان خواسته هاي صهيونيستها و آمريكايي ها را اجابت نكند و ماموريت خود را انجام ندهد تحقق اين هدف آنان بسيار دشوار خواهد بود. گفتني است كه اين تشكيلات در گذشته با تسليم در برابر ديكته هاي آمريكايي ـ صهيونيستي مبارزه و جهاد ملت فلسطين را تروريسم ناميده است .
    از اهداف ديگر اين خواسته هاي پليد فراهم كردن دستاويزها و بهانه هايي براي ادامه حملات و تهاجمات تروريستي رژيم صهيونيستي بر ضد ملت فلسطين و مشروع جلوه دادن تروريسم صهيونيستي است كه در نسل كشي فلسطينيان و نابودي محيط زيست و زيربناي كشاورزي فلسطين نمود يافته است .
    هدف ديگر اين اقدامات تلاش دشمن صهيونيستي براي خروج از احساس شكست است . اين احساس بسيار كشنده است و « يعلون » نيز تلاش كرده است كه از آن بگريزد. او پس از اعلام به تعليق در آمدن عمليات نظامي از سوي حماس و جهاد اسلامي مدعي شد كه صهيونيستها بر مقاومت چيره شده اند اما طولي نكشيد كه نظر سنجي در ميان صهيونيستها همه خيالها و توهمات او را باطل ساخت . در اين نظر سنجي ها 73 درصد صهيونيستها گفتند كه پيروز نشده اند . در همين حال 33 درصد معتقد بودند كه اين مقاومت فلسطين است كه پيروز شده است .
    پس در اين صورت مي توان دريافت كه هدف ديگر از مطرح ساختن اين درخواست تلاش براي اقناع صهيونيستها به پيروزي كاذب است زيرا آنكه خواسته اي مطرح ميكند و شرط مي گذارد پيروز قلمداد مي شود. اما بيانيه مشترك حماس و جهاد اسلامي با تهديد كردن به لغو تعليق عمليات در صورت تسليم تشكيلات خودگردان در برابر ديكته ها و اقدامات تحريك آميز صهيونيستها و آمريكايي ها عليه جنبشهاي اسلامي ضربه شديدي به تحقق اين هدف دشمنان وارد كرد.
    اينها نمونه هايي از اهداف محور شرارت و تروريسم جهاني است كه در وراي تشويق و تحريك و فتنه انگيزي بر ضد اسلام و جنبشهاي مجاهد مسلمان دنبال مي شود. اما آگاهي همه مسلمانان بويژه ملت فلسطين مي تواند مكر و حيله دشمنان را به خود آنان بازگرداند و همه توطئه ها و طرحهاي شرورانه آنان را به شكست بكشاند.
    عمليات شهادت طلبانه مجاهدين جنبش حماس اركان قدرت و موجوديت دشمن صهيونيستي را به لرزه درآورده است
    آمريكائيها و صهيونيستها مي دانند كه حكومت خودگردان قادر به انحلال سازمانهاي اسلامي فلسطين نيست لذا توطئه ايجاد فتنه و آشوب داخلي در بين فلسطينيان را دنبال مي كنند

  • *****
    بازنگري پرونده يك مرگ مشكوك




  • « جسد خون آلود دكتر « ديويد كلي » كارشناس ارشد وزارت دفاع انگليس در حالي كه رگ دستش زده شده بود در منطقه اي پر درخت در 70 كيلومتري لندن پيدا شد . » اين عبارت خبري بود كه پليس انگليس پس از گذشت 48 ساعت از ناپديد شدن دكتر « كلي » رسما آن را اعلام كرد. پليس همچنين تاكيد كرد در كنار جنازه كشف شده « كلي » مقداري قرص مسكن به همراه يك قبضه چاقو پيدا شده است . ظاهرا پليس انگليس با بخش دوم خبر خود تلاش كرده تا يكي از سه گمانه اي را كه در رسانه ها محافل سياسي و افكار عمومي انگليس مطرح است قوت بخشيده و در نهايت مرگ « كلي » را با كمترين هزينه به پايان رساند. اما بررسي سه گمانه مذكور و نيز دقت در شخصيت كاري « ديويد كلي » و بويژه حرف و حديثهاي روزهاي پاياني زندگي او اذهان را به سمت نتيجه اي مخالف نظر پليس لندن سوق مي دهد.
    گمانه نخست درباره مرگ كارشناس ارشد وزارت دفاع انگليس كه پليس مقامات حزب كارگر و در مجموع طرفداران توني بلر خواهان تحقق آن هستند اينست كه « ديويد كلي » به دليل اتهامات دروغ و غيرواقعي كه به توني بلر نسبت داده شرمنده شده و در نهايت از شدت افسردگي و سرخوردگي راه خلاصي از بن بست را در نابودكردن خويش ديده تا بدين وسيله وجدان خود را آسوده و آرام سازد. پيش از بررسي اين گمانه لازم است قدري در شخصيت كاري ديويد كلي و مسائل روزهاي پاياني زندگي اش تامل كنيم .
    دكتر « ديويد كلي » 59 ساله سالها در پست مشاور ارشد وزارت دفاع انگليس در زمينه تسليحات هسته اي فعاليت داشته است . او كه دانشمند ميكروبيولوژي است و به گفته روزنامه هاي لندن فردي درستكار و كارمندي وفادار بوده بعنوان بازرس سازمان ملل بين سالهاي 1373 تا 1378 سي و هفت بار از تسليحات هسته اي عراق بازديد كرده و اطلاعات ذيقيمتي راجع به توانمنديهاي واقعي رژيم صدام بدست آورده بود. اين اطلاع و آگاهي سبب شد تا در مناقشه اخير كه بين بنگاه خبرپراكني بي بي سي و كابينه بلر روي داد دكتر « ديويد كلي » بيشتر از افراد ديگر در مظان اتهام انتشار اطلاعات قرار گيرد. خبرنگار بي بي سي چندي پيش به نقل از يك منبع اطلاعاتي اعلام كرد گزارش تسليحاتي عراق كه توني بلر آن را به عنوان دليل محكم براي شروع جنگ با رژيم صدام دانسته بود داراي عبارتهاي جعلي است . از جمله اينكه در گزارش مذكور به دروغ ادعا شده كه عراق توانايي دارد ظرف 45 دقيقه تسليحات هسته اي خود را آماده شليك نمايد . اين خبر كه پايه هاي حكومت 6 ساله توني بلر را به لرزه درآورد موجب شد تا دستگاههاي اطلاعاتي وي به سرعت فعال شده و منبع خبر بي بي سي را كشف نمايند. پس از گذشت چند روز سخنگوي بلر اعلام كرد منبع مذكور كسي نبوده جز « ديويد كلي » كارشناس ارشد وزارت دفاع انگليس . به دنبال اين خبر كميته امور خارجي مجلس عوام انگليس شتابزده دكتر « كلي » را در يك جلسه محرمانه مورد بازجويي قرار داد اما او همه چيز را تكذيب كرد. پس از گذشت دو روز از اين جلسه « ديويد كلي » ناپديد شد و سپس جنازه اش در چند كيلومتري منزلش پيدا شد.


    اما گمانه اي كه طرفداران بلر درباره مرگ « كلي » مطرح كرده و مدعي شرمندگي و خودكشي او شده اند به چند دليل قابل اعتماد نيست . اولا وي هيچگاه نپذيرفت كه اطلاعاتي را به خبرنگار بي بي سي منتقل كرده تا از بابت آن پشيمان شود و مخالفانش نيز هيچ ادله اي در خصوص ادعاي خود ارائه نكردند . ثانيا در روز 26 تير كه « ديويد كلي » از منزلش خارج شد آثار هيچ عارضه رواني يا عذاب وجدان در او مشاهده نشده بود و اعضاي خانواده وي نيز اين مطلب را تاييد كردند. هر چند قاتلان وي تلاش كردند با صحنه سازي و گذاشتن تعدادي قرص مسكن در كنار جنازه اش ثابت نمايند « ديويد كلي » از عارضه روحي رنج مي برده است . ثالثا به اذعان رسانه هاي انگليس او در طول مدت خدمت خود همواره فردي آرام و درستكار بوده و هرگز به بيماريهاي رواني مبتلا نبوده است . بنابراين با توجه به دلائل مذكور گزينه خودكشي تقريبا منتفي و مردود است .
    گمانه دوم كه در محافل سياسي انگليس مطرح است از « جنگ قدرت » در داخل نشات مي گيرد. به اين صورت كه « ديويد كلي » توسط رقباي حزب كارگر به قتل رسيده تا بدين طريق فشار بر حزب مذكور و بويژه كابينه بلر افزايش يابد و در نهايت او ناچار به استعفا شده و يا حداقل در دوره بعدي انتخابات پيروز ميدان نباشد.
    مدعيان اين گمانه معتقدند قتل هاي حزبي و جناحي همواره ابزاري براي دستيابي به قدرت سياسي است و بويژه در آمريكا و انگليس اين پديده غير معمول نيست .


    هر چند اين گمانه حكايت از عمق جنگ قدرت درداخل انگليس دارد اما بايد گفت مدعيان گمانه مذكور دليل قانع كننده اي ارائه نكرده اند. برخي صاحبنظران معتقدند اين گمانه نيز از سوي طرفداران بلر ترويج مي شود تا بدين وسيله لكه ننگي كه با بروز اين قتل دامن پليد كابينه توني بلر را فرا گرفته تطهير شود.
    و اما گمانه سوم كه اكثر رسانه هاي انگليس و افكار عمومي جهان به نوعي آن را تاييد كرده اند اينست كه « ديويد كلي » قرباني گفته هاي صادقانه خويش شد. وي ناگفته هايي را فاش ساخت كه ماهيت دروغين كابينه بلر را بر ملا كرد. او چند روز پيش از قتل به شدت از سوي حزب كارگر مجلس عوام انگليس و كابينه بلر تحت فشار بود و حتي از سوي سازمان جاسوسي انگليس نيز تهديد شده بود. فشار بر روي او به حدي بود كه يكي از نمايندگان مجلس عوام كه « ديويد كلي » را مورد بازجويي قرارداده بود پس از قتل وي مجبور شد از شدت فشار وارده بر « كلي » از سوي حزب كارگر عذرخواهي نمايد.
    افشاي اطلاعات محرمانه درباره بزرگنمايي تسليحات عراق مساله ساده اي نبود كه بلر و هوادارانش براحتي از كنار آن بگذرند. اين مساله موجب شد تا كابينه بلر در آستانه سقوط قرار گيرد و براي نجات از اين وضعيت به هر شيوه اي متوسل شود. بنابراين طبيعي است كه براي محو و حذف تمامي كساني كه به نوعي از دغلبازيها و فريبكاريهاي بلر مطلعند دست بكار شده و حتي به اين طريق افراد ديگري را كه در صدد افشاي ساير اطلاعات مي باشند تهديد به سكوت نمايد.
    اما آنچه كه مسلم است اينكه كشتن « ديويد كلي » نه تنها پايان ماجراي رسوايي بلر نخواهد بود بلكه هر تلاشي در اين راستا محكوم به شكست بوده و برگ سياه ديگري بر پرونده جنگ طلبان انگليسي خواهد افزود.
    تاكنون سه احتمال راجع به علت مرگ « ديويد كلي » كارشناس هسته اي وزارت دفاع انگليس مطرح شده است . اين سه احتمال عبارتند از : خودكشي قتل توسط حزب محافظه كار با هدف ساقط كردن دولت كارگري انگليس و بالاخره كشتن « كلي » توسط عوامل نزديك به حكومت با هدف جلوگيري از افشا دروغ پردازيهاي دارو دسته بلر. ولي تحليلگران نظريه سوم را منطقي تر مي دانند هرچند دولت بلر مصرانه درصدد اثبات نظريه اول است