روزنامه جمهوري اسلامي 31/04/1382 صفحه سياسي

  • از پيمان « اسلو » تا « نقشه راه »
  • افزايش فقر در كشورهاي عربي
  • *****
    از پيمان « اسلو » تا « نقشه راه »




  • روز 14 خرداد گذشته جورج بوش رئيس جمهور آمريكا آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي و محمود عباس معروف به « ابومازن » نخست وزير دولت خودگردان فلسطين در بندر اردني عقبه گردهم آمدند تا با پيگيري طرحي كه به « نقشه راه » معروف شده است كار نيمه تمام اسلاف خويش يعني بيل كلينتون اسحاق رابين و ياسر عرفات رابه پايان برسانند. به همين دليل نشست عقبه با نشست 29 مرداد سال 1372 در آمريكا و ديدار مشترك رهبران وقت آمريكا اسرائيل و تشكيلات خودگردان مقايسه شده است . در آن نشست كه نهايتا به انعقاد قرارداد اسلو منجر شد سه طرف تلاش كردند تا پايه هاي سازشي دشوار و تقريبا تحقق نيافتني را در خاورميانه بنا كنند. طرحي كه آن روز در اسلو پايه ريزي شد و اكنون در قالب نقشه راه دنبال مي شود هم در محافل افراطي رژيم صهيونيستي و هم در جناح فلسطيني ها به دو دليل كاملا متضاد با مخالفت شديد روبرو شد. صهيونيستهاي افراطي در احزاب ائتلافي دولت شارون همراه با خاخام هاي متعصب به اين دليل كه پيمان اسلو به منزله امتياز دادن به فلسطيني هاست اقدام اسحاق رابين را خيانت به كيان اسرائيل قلمداد كرده و با ريختن خون وي در آبان 1374 تلاش كردند تا پيمان مذكور را دفن كنند. از ديگر سو در قلمرو فلسطين نيز گروههاي مبارز فلسطيني از جمله حماس و جهاد اسلامي عرفات را هم پيمان با صهيونيست ها خواندند و او را به دليل آن كه از طرح آزادسازي همه خاك فلسطين چشم پوشيده و فقط به چند درصد از اراضي اين كشور در قالب قلمرو تشكيلات خودگردان رضايت داده است مورد انتقاد قرار دادند مع الوصف گروههاي فلسطيني به دليل آن كه هرگونه رويارويي ميان فلسطينيان خواست رژيم صهيونيستي بوده و هست از رودررو شدن با تشكيلات خودگردان امتناع ورزيده تنها به نقد عملكرد عرفات پرداختند روشي كه خود نقش موثري در تضعيف عرفات و تقويت جبهه مقاومت اسلامي فلسطين داشت .
    اكنون پس از گذشت 10 سال از ديدار اول رهبر آمريكا و اسرائيل و فلسطين از پيمان اسلو به جز واگذاري قطعاتي محدود از كرانه باختري و نوار غزه به حكومت خودگردان آنهم در متشنج ترين و بحراني ترين شرايط سياسي از نظر بي اعتمادي طرفين نسبت به يكديگر چيزي باقي نمانده است . نه رهبران تشكيلات خودگردان اميدي به اعاده حاكميت ملي خود دارند و نه صهيونيستها عزمي براي همزيستي با فلسطينيان . از اين رو اجلاس عقبه تنها به اين دليل برگزار شد كه راهكار ديگري غير از آن چه كه در اسلو دنبال شد تحت عنوان « نقشه راه » را به اجرا درآورد. نقشه راه توسط گروه چهارجانبه آمريكا روسيه اتحاديه اروپا و سازمان ملل تهيه شده و طرفين بحران يعني رژيم صهيونيستي و حكومت خودگردان پس از اعمال 15 تغيير نهايتا آن را پذيرفتند.
    اين نقشه شرايطي بسيار سنگين براي نيل حكومت خودگردان به استقلال كه وعده آن در پيمان اسلو داده شده بود مقرر كرده است . شرايطي كه خلع سلاح قلع و قمع و سركوب انتفاضه و آرام كردن فلسطين براي تامين امنيت اسرائيل و همچنين فراهم آوردن شرايط سياسي براي شناسايي رژيم صهيونيستي توسط همسايگانش در خاورميانه از آن جمله بود. با اين حال شرايط امروز چنان بحراني تر از شرايط سال 1372 است كه همه آن ناظراني كه طرح شكست خورده اسلو را در آن روز به عنوان طرحي اجراشدني موفق و مورد قبول طرفين مي پنداشتند امروز اميدي به اجراي نقشه راه ندارند.
    دراجلاس عقبه شارون و ابومازن از يكديگر خواستند تا از خودگذشتگي نشان دهند ولي بوش تنها از ابومازن خواست تا به وظايف خود كه وي آن را مبارزه با تروريستهاي فلسطيني و تامين امنيت براي اسرائيل خواند عمل كند و هرگز درخواست عدم تعرض خويشتن داري و حركت به سمت صلح از شارون ننمود . درست 48 ساعت پس از همايش سران در اردن اسرائيل دو تن از فعالان حماس را در منطقه نابلس به شهادت رساند. فرداي آنر وز نيروهاي حماس به مذاكرات خود با محمود عباس پايان داد. محمود عباس در عقبه ادعاي به دست آوردن آتش بس يكساله از نهضت هاي مسلحانه را كرده بود . روز يكشنبه 18 خرداد سه تن از رزمندگان فلسطيني ملبس به يونيفورم صهيونيستها چهار سرباز اسرائيلي را در گذرگاه « ارض » بين غزه و اسرائيل كشتند و دو روز بعد دو هليكوپتر اسرائيلي آپاچي در اقدامي انتقام جويانه موشك هايي را به مركز غزه به سوي خودروي جيپ حامل « عبدالعزيز رنتيسي » يكي از رهبران اصلي حماس فرزندش و محافظانش شليك كردند. رنتيسي جان سالم بدر برد اما سه تن از جمله يك زن و يك دختر بچه به شهادت رسيدند و 27 تن ديگر زخمي شدند . جورج بوش حامي اصلي صهيونيستها براي حفظ ظاهر نگراني عميق خود را از اين حمله ابراز داشت و گفت كه اين عمليات مغاير تلاش هاي جاري براي پايان دادن به تروريسم مي باشد. اين عمليات تروريستي همزمان با مذاكره رژيم مصر با حماس براي برقراري آتش بس انجام شده بود.
    ابومازن چه مي خواهد
    محمود عباس معروف به ابومازن كه از او به عنوان جايگزين عرفات در رياست دولت خودگردان فلسطين ياد مي كنند سياستمداري 68 ساله و اهل منطقه « الصفد » در استان الجليل فلسطين است . او دبيركل كميته اجرايي ساف عضو كميته مركزي جنبش الفتح و مرد شماره 2 حكومت خودگردان فلسطين بوده است . از زمستان گذشته كه با پافشاري آمريكا و رژيم صهيونيستي طرح معروف عرفات و جايگزين كردن يك چهره ميانه روتر در فلسطين مطرح شد ابومازن براي تصدي تشكيلات خودگردان كانديدهمه محافل غربي و صهيونيستي بود. اوكه مخالف جدي مسلحانه شدن قيام انتفاضه مي باشد طي سه ماه اخير گامهاي بلندي براي توقف اين قيام و يا لااقل تغيير آن از حالت مسلحانه به حالت تظاهرات مردمي برداشته است .
    ابومازن تصريح كرده كه براي صلح با اسرائيل « حسن نيت » دارد. ولي مي گويد امكان صلح برايش محقق نيست او از رويدادهائي مانند حذف عرفات روشهاي تروريستي و خشونت آميز اسرائيل تضعيف نيروهاي امنيتي دولت فلسطين و از همه مهمتر تلقي مردم فلسطين از وي كه او را خائن مي نامندبه عنوان موانع اصلي پيشبرد اهداف صلح خود ياد مي كند. او هيچ اعتقادي به ادامه مبارزه با اسرائيل ندارد و مي گويد طي 32 ماه انتفاضه الاقصي جمعا 2500 نفر از مجموع 3300 قرباني انتفاضه را فلسطينيان تشكيل داده اند. علاوه بر اين دهها هزار نفر از طرفين زخمي و هزاران هكتار باغ زيتون و پرتقال تخريب شده و دهها هزار نفر ديگر به مجموع آمارهاي قبلي آوارگان افزوده شده است . ابومازن براي برقراري صلح به ابزار آن نياز دارد و مي گويد : ابزار آن همكاري اسرائيل و اعتماد مردم فلسطين است . دو موردي كه هيچگاه قابل جمع نمي باشند.
    بوش چه مي خواهد
    بوش كه بسياري از محافل سياسي ومفسران رويدادهاي خاورميانه از وي به عنوان عامل اصلي بحران و تشنج در منطقه ياد مي كنند قضاوتهايش هيچگاه معطوف به ريشه هاي بحران نبوده وهمواره جلب نظر يهوديان را مدنظر خود قرار داده است . يكسال بيشتر به برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريكا باقي نمانده و بوش براي كسب پيروزي خود در انتخابات به آرا تعيين كننده يهوديان آمريكا نياز دارد. تامين آرا يهودياني كه همواره به طور سنتي دمكراتها را بيشتر قبول دارند نيازمند حل بحران خاورميانه به نفع اسرائيل است . اين اصل غالبا مانع از نگاه واقع بينانه و عادلانه بوش به بحران ميان فلسطين و اسرائيلي ها مي شود. مع الوصف بوش نمي خواهد رژيم هاي غرب را بيش از اين نسبت به خود بي اعتماد سازد و افكار عمومي منطقه كه پس از جنگ غيرقانوني و به دور از مقررات محكمه پسند عليه عراق به شدت عليه آمريكا برانگيخته شده است براي بوش يك عامل نگران كننده است . او در عين آن كه مي گويد به ابومازن اعتماد دارد ولي ترجيح مي دهد تنها او را طرف انعطاف در برابر شارون بداند.
    شارون چه مي خواهد


    شارون نه تنها خود وابسته به جناح افراطي هيات حاكمه اسرائيل است و مايل به هيچگونه انعطافي در برابر فلسطينيان نيست بلكه طيف چهره هاي راستگرائي كه دردولت ائتلافي وي وجود دارند نيز به شدت افراطي و ضد فلسطيني هستند. او در محافل خصوصي گفته است كه كمترين نرمشي در برابر دولت خودگردان يا سبب سقوط كابينه وي مي شود و يا او را به سرنوشت اسحاق رابين دچار خواهد كرد. رابين همانگونه كه گفته شد ترور شد. شارون از طرفي اين را نيز مي داند كه همين افراطيون اگر بخاطر سرسختي در برابر فلسطينيان با موج حملات شهادت طلبانه و ويرانگر انقلابيون فلسطيني روبرو شوند باز او را متهم به بي كفايتي خواهند كرد. در واقع جنگ فلسطينيان و عواقب ناگوار آن براي اقتصاد اسرائيل و يا صلح با آنان هر دو در نهايت سبب برانگيختن خشم جناح افراطي اسرائيل مي شود. شارون مي داند توريسم در فلسطين به شدت ضربه خورده سرمايه گذاريهاي خارجي كاهش يافته امنيت از اسرائيل رخت بربسته مهاجرت جنبه معكوس يافته و دولت تل آويو در ازاي سرسختي در برابر فلسطينيان بيش از آنكه چيزي را به دست آورد چيزهايي را از دست داده است . اسرائيل طبق آمارهاي منابع صهيونيستي 6 5 ميليون نفر جمعيت دارد كه 5 ميليون آن يهود تبارند نيمي از اين 5 ميليون به دليل قومي و يا فرهنگي مخالف اقدامات سركوبگرانه اسرائيل عليه 1 5 ميليون فلسطيني مسلمان اين كشور هستند. از اين رو حتي براساس آمارهائي كه دولت صهيونيستي ارائه كرده تعداد موافقين سياسيتهاي اين رژيم دو سوم جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهند. اين حقائق شارون را وادار به تجديدنظر در سياستهاي سركوبگرانه اش عليه مردم فلسطين مي كند.
    در حالي كه فشار جناح افراطي هيات حاكمه اسرائيل و نيز ضرورت دفاع از موجوديت 400 هزار شهرك نشيني كه در قلمرو تشكيلات خودگردان يعني كرانه باختري و بيت المقدس شرقي وغزه زندگي مي كنند وي را وادار به خشونت بيشتر عليه فلسطينيان مي كند. گزينش يك سياست واحد از بين دو گزينه فوق براي شارون و طيف همفكران وي در هيات حاكمه اسرائيل كار ساده اي نيست . مع الوصف اگر عامل غير قانوني بودن موجوديت اسرائيل در سرزمين فلسطين را در نظر بگيريم و بخواهيم براساس فرمولهاي سياسي رايج روز قضاوت كنيم بايد تصريح كنيم كه براي پيشبرد پروژه صلح بايد لااقل 5 مانع از سر راه برداشته شود. اين موانع عبارتند از
    1 ـ شارون قبول ندارد كه براي رسيدن به صلح بايد دست از تروريسم و خشونت بردارد و حقوق صاحبان اصلي اين سرزمين را به رسميت بشناسد.
    2 ـ بوش قبول ندارد كه به عنوان يك واسطه نبايد جانبدار يك طرف ومخالف يك طرف ديگر شد و اين را نيز قبول ندارد كه عملكرد وي و اسلافش خود به تعميق بحران خاورميانه كمك كرده است .
    3 ـ شهركهاي صهيونيست نشين در قلمرو فلسطينيان عامل تشديد تنش و بحران است . به ويژه كه به شهرك نشينان اجازه حمل سلاح داده شده است .
    4 ـ بيت المقدس به ملت فلسطين تعلق دارد و مردم اين سرزمين اگر حضور غاصبانه اسرائيليها را در هر جاي فلسطين بتوانند به گونه اي تحمل كنند حضور آنان را در بيت المقدس تحمل نخواهند كرد.
    5 ـ فلسطينيان بايد حق بازگشت به سرزمين آبا و اجدادي خود را داشته باشند. هيچ طرحي براي حل بحران فلسطين در شرائطي كه صهيونيستهاي غاصب خود را صاحب فلسطين بدانند و فلسطينيان بومي اين سرزمين اجازه بازگشت به كشور خويش را نداشته باشند به نتيجه نخواهد رسيد.
    حتي آنهايي كه پيمان شكست خورده « اسلو » را در ابتدا « پيماني كارآمد » مي پنداشتند امروز اعتقادي به نقشه راه ندارند
    ابومازن از رويدادهائي مانند حذف عرفات روشهاي تروريستي صهيونيستها و تلقي مردم فلسطين كه وي را خائن مي شمارند به عنوان عوامل بازدارنده در مسير صلح ياد كرده است
    بوش كه براي انتخابات سال آينده رياست جمهوري به شدت به آرا يهوديان نيازمند است كمترين موضعي نمي تواند عليه شارون اتخاذ كند
    صهيونيستهاي افراطي از يكسو شارون را بخاطر شركت در پروژه صلح و از سوي ديگر وي را به خاطر تبعات زيانبار اقتصادي ناشي از ادامه مقاومت فلسطينيان سرزنش مي كنند

  • *****
    افزايش فقر در كشورهاي عربي


  • دبي ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي : بررسي سازمانهاي بين المللي در مورد وضعيت سطح زندگي در جهان حاكي است كشورهاي عربي بارشد سريع جمعيت و افزايش تعداد فقيران (به جزامارات و قطر) روبرو هستند در حالي كه در اين كشورها برنامه اصلاحات اقتصادي ـاجتماعي افزايش يافته است .
    گزارش خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي از دبي به نقل از نتايج بررسي « برنامه توسعه ملل متحد » كه درامارات منتشر شده نشان مي دهد در حالي كه سطح زندگي مردم در چين و كشورهاي جنوب شرق آسيا با آهنگ روبه رشد اقتصادي ارتقا يافته اما تعداد فقيران در كشورهاي عربي و برخي از كشورهاي در حال توسعه بيشتر شده است .
    براساس آمار برنامه توسعه ملل متحد در حال حاضر بيش از 1 2 ميليارد نفر در سراسر جهان « هر پنج نفر يك نفر » روزانه با درآمدي كمتر از يك دلار زندگي مي كنند. كارشناسان اين بررسي معتقدند رشد سريع نرخ جمعيت آهنگ پائين رشد توليد ناخالص داخلي از مهمترين عوامل بدتر شدن سطح درآمدها در كشورهاي ياد شده است . براين اساس با وجودي كه روند اصلاحات اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه ادامه دارد اما اختلاف سطح درآمد در 33 كشور از 66 كشور در حال توسعه بدتر شده است .
    بررسي هاي صندوق پول عرب مستقر درابوظبي نيز نشان مي دهد كه تنها دو كشور قطر و امارات در ميان كشورهاي عربي توانسته اند درآمد سرانه خود را طي سالهاي 1374 الي 1380 افزايش دهند.
    براساس آمار صندوق يادشده درآمد سرانه قطر از 16 هزار و 462 دلار درسال 1374 به 28 هزار و 140 دلار در سال 1380 افزايش يافته است .
    اين آمار در مورد امارات نيز حاكي است درآمد سرانه اين كشور در زمان ياد شده از 17 هزار و 755 دلار به 20 هزار و 602 دلار افزايش يافت .
    اين درحالي است كه درآمد سرانه در ديگر كشورهاي عربي در زمان مورد بررسي يا تغيير محسوسي نداشته و يا اينكه روند نزولي داشته است .
    براساس آمار صندوق پول عرب متوسط روند تغيير درآمد روزانه كشورهاي عربي در سالهاي 1374 و 1380 به شرح زير است :
    متوسط درآمد روزانه كشورهاي عربي (براساس دلار)
    سال 1374 سال 1380
    1 ـ قطر77 145 6
    2 ـ امارات 56 448 6
    3 ـ كويت 40 138 7
    4 ـ بحرين 30 427 7
    5 ـ عمان 22 817 7
    6 ـ عربستان 22 518 6
    7 ـ ليبي 1517 4
    8 ـ لبنان 12 18 7
    9 ـ تونس 5 75 5
    10 ـ اردن 4 74 3
    11 ـ الجزاير4 54
    12 ـ مصر3 92 9
    13 ـ مراكش 3 13 4
    14 ـ سوريه 3 13 2
    15 ـ جيبوتي 2 22 4
    16 ـ يمن 1 30 9
    17 ـ سودان 1 10 7
    18 ـ موريتاني 11 3
    برآوردها حاكي است مجموع جمعيت كشورهاي عربي در دوره 1374 تا پايان سال 1380 با رشدي حدود 2 46 درصد در سال از 249 به 288 ميليون نفر افزايش يافته است .
    در عين حال توليد ناخالص داخلي اين كشورها در زمان ياد شده با رشدي حدود 5 5 درصد از 533 8 ميليارد دلار به 711 3 ميليارد دلار رسيد .
    كارشناسان صندوق پول عرب خاطرنشان كردند بررسي هاي دقيق نشان مي دهد كه رشد واقعي توليد ناخالص داخلي در برخي از كشورهاي عربي كمتر از يك درصد بوده است .
    اين كارشناسان تقويت رونداصلاحات اقتصادي ـ اجتماعي جلب سرمايه گذاريهاي در اين كشورها را براي ارتقا سطح زندگي توصيه كردند.