قسمت دوم
دفتر اطلاعات انجمن ايالتي حقوق بشر آمريكا چندي پيش
گزارشي را تحت عنوان اسناد حقوق بشر ايالات متحده در سال
2002 منتشر كرد كه در واقع اسناد نقض حقوق بشر در آمريكا
بود. بخش نخست اين مطلب در شماره قبلي از نظر خوانندگان
محترم گذشت . اينك بخش پاياني مطلب مذكور را با هم
مي خوانيم :
تصوير آزار دهنده زنان و كودكان
تبعيض نسبت به زنان در جامعه آمريكا امري معمول است .
روزنامه « يو . اس . اي . تودي » در شماره روز 6 ژانويه 2003
خود مي نويسد : زنان تقريبا 14 در صد از كرسيهاي كنگره آمريكا
را اشغال كرده اند. بر طبق نظر سنجي كه محققين دانشگاه
« راتگرز » انجام داده اند
تبعيض نسبت به اقليت هاي مذهبي در
يك سوم موارد شغلي در آمريكا يافت مي شود و در يك چهارم از
200 هزار مورد
تبعيض نسبت به زنان گزارش شده
است .
در بيمارستان ها
فروشگاهها و رستوران ها زنان
سياهپوست
آمريكاي لاتين و آسيايي تبار 70 در صد موارد
تبعيض را تشكيل مي دهند. زنان آمريكايي قرباني جرم و
خشونت هستند.
يك تحقيق علمي كه توسط « مركز علمي سلامت عمومي
هاروارد » در 17 آوريل 2002 انجام گرفته نشان مي دهد مونثين
آمريكايي بيشتر در معرض خطر قتل و آدمكشي قرار دارند و نرخ
قتل زنان آمريكايي 5 برابر كشورهاي پيشرفته ديگر
است .
ايالات متحده
70 در صد كشتار زنان در ميان 25 كشور
پيشرفته را به خود اختصاص مي دهد و هر ساله 4400 زن
آمريكايي كشته مي شوند كه نيمي از اين تعداد قرباني استفاده از
سلاح گرم هستند.
همچنين زنان آمريكايي قرباني تجاوزات جنسي نيز هستند.
در سال 2002
رسوايي هاي جنسي زيادي در ميان اعضاي
جامعه كشيش هاي آمريكا افشا شد.
بر طبق گزارشات
در طول 5 سال گذشته در « آريزونا »
« كلرادو »
« ميشيگان »
« نيوجرسي »
« نيومكزيكو »
« تگزاس » و
« ويسكونسين » تعدادي رسوايي جنسي مربوط به هنگام اعتراف
و پاك كردن گناه افشا شد كه طي آن تعدادي كشيش قلابي در
حين به اصطلاح گرفتن اعتراف به زنان تجاوز كرده
بودند.
پليس و بازرسان عمومي بر اين باورند كه صدها زن در
« لس آنجلس » و ساير ايالات به هنگام درخواست كمك از
L.A. Times كشيشان مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند . (
13 مارس 2002 )
آژانس فرانس پرس گزارش كرد كه يك نظرسنجي كه توسط
محققين دانشگاه « سنت لوئيس » برگزار شده ولي پس از خاتمه
كار
افشا نشده است
نشان مي دهد كه حدود 40 درصد از
راهبه هاي كاتوليك (قريب به 35 هزار زن )
اغلب بدست يك
كشيش يا راهب ديگر مورد آزار جنسي قرار گرفته اند.(واشنگتن
5 ژانوايه 2003 ) AFP
كودكان آمريكايي اغلب قرباني خشونتهاي محلي
جرائم
اجتماعي
طلاق والدين و رها شدن در خيابانها
مي شوند.
براساس تحقيقي كه توسط محققين دانشگاه « هاروارد » در
سال 2002 منتشر شد
در ايالتهاي آمريكا و مناطقي كه ميزان
مالكيت خصوصي سلاح گرم بالاست
كودكان بيشتر در معرض
خطر كشته شدن
دست زدن به خودكشي و يا مرگ تصادفي قرار
دارند.
بين سالهاي 1988 و 1997 جمعا 6817 كودك بين سنين
5 تا 14 سال در 50 ايالت آمريكا هدف گلوله قرار گرفته و كشته
شده بودند (بوستون
خبرگزاري رويترز
28 فوريه
2002 )
گزارشهاي متعددي از دزديده شدن دختران جوان و
آدم ربايي كودكان وجود دارد. آمار نشان مي دهد كه در آمريكا هر
ساله 58 هزار كودك توسط افراد غيرفاميل خود ربوده شده و 40
درصد از آنان بعدا به قتل مي رسند.
200 هزار كودك ديگر نيز توسط اعضاي خانواده شان و
اغلب بخاطر مشاجرات بر سر قيموميت دزديده مي شوند.
(آژانس خبري گزفيهوا
واشنگتن
6 آگوست 2002 )
در سال 2002 يكسري رسوايي هاي جنسي نسبت به كودكان
در ميان كشيشان كليساي كاتوليك رم افشا شد. در مقاله اي تحت
عنوان « گناه پدران مقدس » كه در شماره روز چهارم مارس
2002 مجله نيوزويك به چاپ رسيد عنوان شد كه رسيدگي به
دادخواست پرونده بدرفتاري جنسي با كودكان در طول سالهاي
1986 تا 1996 ممكن است حدود 1 بيليون دلار براي كليساي
آمريكا خرج بردارد . تعداد 80 كشيش متهم به بدرفتاري جنسي
با كودكان هستند و به قولي
بيش از 100 كودك طي 40 سال
گذشته مورد تجاوز جنسي آنها قرار گرفته اند
روزنامه « سان » در
شماره روز 29 آوريل 2002 خود نوشت : 46 هزار كشيش در
آمريكا وجود دارند كه طي 18 سال گذشته لااقل 1500 تن از
آنان متهم شده اند . (سان
29 آوريل 2002 )
بر طبق گزارش روزنامه كريستين ساينس مونتيور هدف
جرائم جنسي كشيشان آمريكايي اغلب كودكان بوده اند و از سال
1985 بيش از 70 عضو كليسا و كشيش بخاطر تجاوز جنسي به
كودكان زنداني شده اند.
بسياري از كودكان با مشكلات جدي از جمله مسائل پزشكي
و تحصيلي در زندگي خود روبرو هستند و بسياري از آنان از
نعمت محبت و مراقبت والدين محروم هستند.
بر طبق گزارش انيستيو سياست گذاري عمومي كاليفرنيا در
نوامبر 2002
20 درصد از كودكان كاليفرنيايي زير 5 سال در
مقايسه با متوسط جهاني 15 درصد
زير خطر فقر زندگي
مي كنند.
روزنامه نيويورك تايمز در گزارش جولاي گذشته خود
نوشت : نسبت كودكان آمريكايي كه توسط والدين خود بزرگ
نشده اند از 7
5 درصد در گذشته به 16
1 درصد در حال حاضر
افزايش يافته است .
كميسيون غيردولتي زنان براي زنان و كودكان پناهنده در
گزارش سال 2002 خود مي نويسد : نزديك به 5000 كودك هر
ساله بخاطر ورود غيرقانوني به آمريكا توسط اداره مهاجرت
آمريكا بازداشت شده اند . متوسط سن آنان 15 سال است و
جوانترين آنها 18 ماهه بوده است . بيشتر اين كودكان هيچ جرمي
مرتكب نشده بودند مگر همان ورود غيرقانوني و يا داشتن مدارك
جعلي .
بهرحال بيش از 3 درصد اين كودكان همراه با مجرمين
نوجوان دست بسته و غل و زنجير شده در بازداشت نگهداري
مي شوند و سپس به زندانها فرستاده مي شوند و يا در
دارالتاديب هايي با استانداردهاي امنيتي بسيار ضعيف نگهداري
مي شوند.
تبعيض نژادي ريشه دار و عميق
تبعيض نژادي در آمريكا ريشه هاي عميقي دارد. « ترنت
لات » رهبر جمهوريخواهان سناي آمريكا در طول زندگي سياسي
خود بارها و بارها در حمايت از سياستهاي تبعيض نژادي سخن
گفته است . او سعي كرد به هر وسيله ممكن جلوي تصويب
لايحه اي را كه كنگره آمريكا براي برپايي جشن سالروز تولد
مارتين لوتركينگ
رهبر فقيد سياهان آزاديخواه آمريكا
بعنوان
يك تعطيل ملي درنظر داشت
بگيرد.
« لات » در 5 دسامبر 2002 به هنگام شركتش در جشن
صدمين سالگرد تولد سناتور « استرام تارموند » از كاليفرنياي
جنوبي
كه در سال 1948 بعنوان نامزد نژادپرستان در انتخابات
رياست جمهوري آمريكا شركت كرده بود
گفت : چنانچه استرام
تارموند انتخابات آن سال را مي برد
آمريكا وضعيت بهتري
مي داشت .
(نابخشودن عذرخواهي لات از سوي سياهپوستان » نوشته
)براي بيش از Usatoday ويليام . ام . ولش
11 دسامبر 2002
100 سال در فاصله سالهاي 1862 تا 1965 ايالات متحده
آمريكا قوانين سخت و محدودكننده اي را با مهاجران آسيايي
اعمال مي كرد و ازدواج ميان سفيدپوستان و آسيايي تبارها را
ممنوع ساخته بود. بسياري از ايالتها اين قانون را حدود سالهاي
1940 تا 1960 لغو كردند اما هنوز هم در ايالات « نيومكزيكو » و
« فلوريدا » اين قانون اعمال مي شود.
در محدوده اعمال و اجراي قانون هم تبعيض نژادي يك
مشكل اساسي است . براساس مطالعات « انستيتو سياستگذاري
قضايي آمريكا »
سياهپوستان تنها 12
9 درصد از كل جمعيت
آمريكا را تشكيل مي دهند اما 46 درصد زندانهاي ملي آمريكا از
سياهپوستان پر شده است . يعني تقريبا از هر 5 سياهپوست يكنفر
مدتي از عمرش را در زندان گذرانده است .
تعداد سياهپوستان زنداني
بيشتر از سياهپوستان در
دانشگاه هاست . در سال 2000
حدود 800 هزار سياهپوست در
زندان بودند در حاليكه همزمان
600 هزار سياهپوست در
دانشگاهها و موسسات آموزش عالي پذيرفته شده بودند . 70
درصد زندانيان جديد از سال 1980 تاكنون را سياهپوستان
آمريكايي و آمريكاي لاتين تشكيل مي دهند.
روزنامه « سان » در هشتم ژانويه 2003 مي نويسد : متهمان به
قتل سفيدپوستان بطور چشمگيري بيشتر از قاتلين افراد غير
سفيدپوست در معرض محكوميت به مرگ قرار دارند و يك
مجرم سياهپوست كه متهم به قتل يك قرباني سفيدپوست باشد
به احتمال قوي محكوم به مرگ خواهد شد.
در تحقيقي كه بصورت پرسشنامه كتبي صورت گرفت
مشخص شد كه احتمال مجازات اعدام براي قاتل يك
سفيدپوست 1
6 بيشتر از احتمال محكوميت به مرگ قاتل يك
سياهپوست مي باشد.
سياهپوستاني كه سفيدپوستان را بكشند 2
5 برابر بيش از
سفيدپوستاني كه سفيدپوست ديگري را بكشند در معرض حكم
اعدام قرار دارند و 3
5 برابر بيش از سياهپوستي كه سياهپوست
ديگر را بكشد. با اينكه تعداد زيادي از قربانيان قتل هاي « مريلند »
سياهپوستان بوده اند
از هر 12 زنداني محكوم به اعدام كه در
انتظار اجراي حكم بسر مي بردند
8 نفر سياهپوست بوده و
همگي هم متهم به كشتن سفيدپوستان بوده اند.
اقليت هاي مذهبي از فقيرترين گروههاي جامعه آمريكا
هستند . بنابه گزارش يك منبع دولتي كه در 22 ژانويه 2003
منتشر شد فاصله ثروت ميان آمريكايي هاي سفيدپوست و
اقليت هاي مذهبي
بين سالهاي 1998 تا 2001
21 درصد
افزايش يافته است .
گزارش اداره آمار آمريكا در مورد مستمري و فقر كه در سال
2002 منتشر شد حاكيست در سال 2001
نرخ فقر در آمريكا
بالغ بر 11
7 درصد بود . در همين سال نرخ فقر سياهپوستان
آمريكايي 22
7 درصد و براي اسپانيايي تبارها 21
4 درصد
بوده است همچنين براي ساير اقليت هاي مذهبي اين نرخ تقريبا
2 برابر بوده است . سياهپوستان آمريكا و اسپانيايي تبارهايي كه
صاحب خانه هستند
بهره هاي سنگين تري براي وام هاي مسكن
نسبت به سفيدپوستان مي پردازند.
در ميان خانوارهايي D.C. در منطقه متروپولتين واشنگتن
كه حداقل 120 درصد از حقوق هاي معمولي منطقه را دريافت
مي كنند
32 درصد از سياهپوستان وامهايي با بهره هاي سنگين
دارند در حاليكه فقط 11 درصد از سفيدپوستان چنين وضعيتي
دارند . در ميان خانوارهايي كه 80 درصد و يا كمتر از نرخ حقوق
معمولي را دريافت مي كنند
56 درصد از سياهپوستان و 25
درصد از سفيد پوستان زير وامهاي با بهره سنگين
هستند.
اقليت ها از تبعيض غيرمنصفانه در آموزش و پرورش هم رنج
مي برند. تبعيض نژادي در مدارس عمومي در دهه هاي اخير حتي
بدتر از سابق شده است . فقط 4 منطقه از 185 منطقه آموزش و
پرورش در ايالات متحده از سال 1986 تا 2000 شاهد افزايش
حضور توام دانش آموزان سياه و سفيد بوده اند . 24 منطقه
آموزش و پرورش كه بدترين نوع تبعيض هاي نژادي در آنها اجرا
مي شود در ايالت هاي « تگزاس » و « جورجيا » هستند.
روزنامه « كريستين ساينس نيوز » در شماره روز 21 ژانويه
2003 خود نوشت : در ايالت « جورجيا » 32 درصد از معلمين
سفيدپوست مدارس ابتدايي در سال 2001
شغل خود در
مدارس غالبا سياه پوستان را ترك كرده اند. در « تگزاس »
« كاليفرنيا » و « كاروليناي شمالي » هم وضع به همين منوال بوده
است .
بيشتر كلاس ها بدست معلمين جايگزيني داده شده كه
تحصيلات و تجربه لازم براي تدريس را نداشته اند و
دانش آموزان سياهپوست
از شرايط مساوي براي تحصيل
محروم بوده اند.
70 درصد از دانش آموزان سفيدپوست سال سوم دبستان در
« كاليفرنيا » از استانداردهاي تحصيلي مناسب درخواستي شان
بهره مند شده اند در حاليكه 37 درصد از بچه هاي سياه پوست و
27 درصد از كودكان اسپانيولي از چنين امكاناتي برخوردار
گشته اند. نرخ پذيرش دانش آموزان اقليت هاي مذهبي در مقاطع
بالاتر تحصيلي كاهش يافته است . گزارشي از محققين دانشگاه
« هاروارد » در سال 2002 خاطر نشان مي سازد كه حاصل رفتار
فراگير نژادپرستانه و زير استاندارد آمريكا در ارائه امكانات
بهداشتي به بسياري از اقليت هاي جامعه
شكاف عميقي ميان
وضعيت سلامتي ايشان و سفيدپوستان ايجاد كرده است .
هنوز هم سياهپوستان مانند زماني كه از آفريقا به آمريكا آمده
بودند از امكانات پزشكي بسيار كمتري نسبت به سفيدپوستان
برخوردار هستند. اين سياهپوستان آمريكايي
ميزان ابتلاي
بيشتري به حملات قلبي
ديابت
ايدز و سرطان را نشان
مي دهند. ميزان مرگ و مير حاصل از سرطان در ميان
سياهپوستان 35 درصد بيشتر از سفيدپوستان است . موارد ايدز
در ميان زنان و كودكان سياهپوست 75 درصد بيش از
سفيدپوستان بوده و همچنين كودكان سياهپوست بيشتر از
كودكان سفيد پوست به آسم و ديابت كودكان مبتلا مي شوند.
طول عمر متوسط سفيدپوستان 7 سال بيشتر از سياهان است . و
« سياهان بيش از سفيدپوستان از بيماريها رنج مي برند » نوشته
) USA Today جوليان مالوكس
29 نوامبر 2002
پس از حملات تروريستي 11 سپتامبر
تبعيض نژادي در
آمريكا گسترش يافته است . مسئولين آمريكايي قوانين
سخت تري را بر مهاجران جديد اعمال مي كنند و روند پذيرش و
اجازه ورود مهاجران را بسيار كندتر ساخته اند. قوانين
سخت تري كه تصويب شده شامل درخواست از مهاجران براي
ثبت محل سكونتشان در دفاتر اداره مهاجرت آمريكا و يا حبس
بعضي از آنها
جريمه نقدي و حتي اخراج ايشان
مي باشد.
FBI در آگوست 2002
در قسمت بازرسي امنيتي فرودگاه
تعداد زيادي از كاركنان مهاجر فرودگاه را كه اكثرا از اهالي
آمريكاي لاتين بودند
دستگير كرد.
تبعيض نسبت به مسلمانان و عربها از همه سخت تر است . بر
طبق آماري كه انجمن اسلامي آمريكاي شمالي ارائه كرده است
48 درصد از مسلمانان ساكن آمريكا مي گويند پس از حملات
11 سپتامبر زندگيشان سخت تر شده است .
تا اولين سالگرد حملات تروريستي 11 سپتامبر
تقريبا 60
درصد از مسلمانان خود شخصا تبعيض عليه مسلمين را تجربه
كرده و يا شاهد بوده اند. از جمله اين موارد تبعيض آزار عمومي
حمله فيزيكي و تخريب اموال بوده است . تقريبا 2000 حمله
خشونت آميز در سال 2000 عليه مسلمانان اتفاق افتاده كه منجر
به 11 كشته و 56 مورد تهديد و مرگ بوده است .
در « لس آنجلس »
حملات به موسسات اسلامي از 28 بار در
سال 2000 به 481 مورد در سال 2001 رسيده و تقريبا 16
برابر شده است . در شهر « تولدودو » « اوهايو »
پس از حملات
11 سپتامبر
وزارت دادگستري
بيش از 100 هزار ساكن
عرب تبار را مورد استراق سمع و شنود مكالمات قرار داده و اين
افراد اجازه گرفتن وكيل را هم نداشته اند. بعلاوه
اين وزارتخانه
اجازه بازرسي منازل را نيز در هر زمان كه مايل باشد
دارد.
اداره مهاجرت آمريكا در آگوست 2002 اعلام كرد كه مردان
ايراني
عراقي
ليبيايي
سوري و سوداني بايد براي ورود به
آمريكا انگشت نگاري شوند. در نوامبر همان سال يك قانون
دولتي جديد
13 كشور ديگر از جمله افغانستان را به اين ليست
اضافه كرد . مرداني كه از اين 18 كشور بوده و 16 ساله يا بالاتر
باشند و گذرنامه موقت از آمريكا درخواست نمايند
تحت عنوان
« پذيرش خاص » به بخشهاي مربوطه فرستاده مي شوند تا قبل از
آنكه مهلت داده شده پايان يابد
از آنها انگشت نگاري و
عكسبرداري شود . در 16 دسامبر 2003
بيش از 1000 مسلمان
از ايران
عراق و ساير ملت هاي خاورميانه براي عمليات
« پذيرش خاص » به دفاتر مهاجرت « كاليفرنيا » مراجعه كردند.
با اينحال بسياري از آنان فورا توسط مامورين اداره
مهاجرت به جرم داشتن ويزاهاي جعلي
تمديد نشده يا ساير
جرائم
بازداشت شدند.
وزارت دادگستري آمريكا بعدها اقرار كرد كه 500 مهاجر
خاورميانه اي را دستگير كرده است . در حاليكه آمار ارائه شده
توسط موسسات اسلامي محلي نشان مي دهد كه 700 نفر
دستگير شده اند و بعضي حتي اين رقم را 1000 نفر اعلام
كرده اند. بنابر گزارشهاي خبري از آنجا كه مركز بازداشت
مهاجران پر شده بود
بعضي از بازداشت شدگان به زندان منتقل
شدند. اين افراد از اينكه آنها را لخت كرده و گشته بودند و سپس
لباسهايشان را دور انداخته و يونيفورم زندان را به ايشان
پوشانده بودند شكايت مي كردند. افراد زيادي در يك سلول
زنداني شدند در حاليكه هيچگونه رختخواب يا حتي پتويي
نداشتند و مجبور بودند روي زمين سرد بخوابند.
تجاوز شرم آور به حقوق بشر ديگران
ايالات متحده آمريكا روندي يكجانبه را در روابط بين المللي
در پيش گرفته و غالبا تجاوزات شرم آوري به حقوق بشر در ديگر
كشورها داشته است . عليرغم درخواست صريح جامعه
بين المللي براي عدم جنگ
آمريكا با همكاري چند كشور ديگر
در بيستم مارس 2003 عليه كشور عراق وارد جنگ شد . جنگي
كه آشكارا مقاصد و اصول منشوري سازمان ملل را نقض كرد و
باعث كشته و زخمي شدن شهروندان بيگناه عراقي و فاجعه
انساني جدي را بوجود آورد.
ارتش آمريكا در طي حملات هوايي عليه رژيم طالبان در
افغانستان در سال 2002
نزديك به 250 هزار بمب خوشه اي را
بر سر تعدادي از اهداف غيرنظامي فروريخت كه باعث تلفات
سنگين جاني شد. مجله « تايم » فاش كرد تعداد شهرونداني كه در
جنگ افغانستان كشته شدند از مرز 3000 تن گذشته است .
همچنين بمبهاي خوشه اي حدود 12400 بمب عمل نكرده از
خود بجا گذاشته اند كه تا امروز هم باعث كشتار شهروندان
مي شود. (بمبهاي خوشه اي و استفاده آمريكا از آنها در
افغانستان
مراعات حقوق بشر » 18 دسامبر 2002 )
بمباران روستاي مودوح توسط آمريكا در سال 2001
جمعيت اين منطقه را از 250 نفر به 100 نفر كاهش داد و تمامي
ساختمانها را با خاك يكسان كرد. حمله مشابهي به روستاي كاك
راكائي در مركز افغانستان در اول جولاي 2002 باعث كشته
شدن حداقل 54 شهروند زخمي شدن بيش از 100 نفر ديگر
شد . (نيوزويك
22 جولاي 2002 )
حقوق و منافع اسراي جنگي هم نقض مي شود. به گزارش
تعداد 12 هزار رزمنده طالبان از آغاز عمليات نظامي CNN
آمريكا در افغانستان دستگير شده اند اما فقط 3500 تا 4000 نفر
از آنان زنده مانده اند. معلوم شده كه اين اسرا پس از دستگيري
در كانتينرهاي حمل بار فولادين بدون هوا زنداني شده و بسياري
از آنان از حرارت شديد
تنگي نفس يا تشنگي بيش از حد
در
راه رسيدن به زندان جان سپرده اند. گورهاي دستجمعي متعددي
كه اجساد اسراي جنگي مرده در آنها روي هم ريخته شده بود در
افغانستان كشف شده است .
مدارك ديگري هم از ارتش آمريكا در نقل و انتقال اسراي
جنگي وجود دارد . در نوامبر 2001 حدود 1000 جنگجوي
طالبان و القاعده كه در شهر كوندورز در شمال افغانستان
محاصره شده بودند
اسير شده و در راه رسيدن به زندان
در
تانكرهاي بدون تهويه به سختي به هم فشرده شده و جان
) AFP باختند . (واشنگتن
18 آگوست 2002
به گزارش رسانه ها
در سال 2002 آمريكا بيش از 600
زنداني از 42 كشور كه بيشترشان در طي جنگ افغانستان اسير
شده اند را در پايگاه نظامي خود در خليج گوانتانامو در كوبا
نگهداري كرده است .
با اينحال دولت آمريكا اين بازداشت شدگان را « اسراي
جنگي » اعلام نكرده و بنابراين آينده آنان مبهم است . اينكه آنان
چه مدت در بازداشت باقي مي ماندند يا اينكه چه رفتاري با
ايشان مي شد نامعلوم بود.
اين بازداشت شدگان 24 ساعته در يك سلول كوچك
زنداني شده و اجازه ديدن بستگان و يا گرفتن وكيل را نداشتند.
همچنين اعضاي سابق القاعده محكوم به تحمل شكنجه و ساير
بدرفتاريها شده بودند.
صدها تن از لشكر چند هزار نفري آمريكا در خارج از مرزها
مستقر شده اند. اين نيروها مرتكب جرائم و نقض حقوق بشر در
مناطق استقرارشان شده اند.
نيروهاي آمريكايي مستقر در جمهوري كره سالانه براي
400 مورد تصادف رانندگي مجرم شناخته مي شوند ولي فقط
كمتر از 10 مورد از آنها به دادگاههاي كره كشيده
مي شوند.
در 13 ژوئن 2003
2 سرباز آمريكايي كه در حال رانندگي
با يك نفربر زرهي بودند با دو دختر 14 ساله كره اي تصادف كرده
و باعث مرگ ايشان شدند اما هر دو اين مجرمين توسط دادگاه
ارتش آمريكا در ماه نوامبر تبرئه شدند . در دوم سپتامبر
3 سرباز
آمريكايي ديگر در « كيونگيدو » ي كرده در حاليكه با هم دعوا
مي كردند
به يك تاكسي كه كنار خيابان پارك شده بود
حمله
كرده و راننده آنرا به قصد كشت كتك زدند.
گزارشهاي تازه تر نشان مي دهند6 سرباز آمريكايي مستقر در
كره متهم به آزار جنسي
تجاوز و كتك كاري در حين مستي
شده اند.
نيروهاي آمريكايي در اوكيناواي ژاپن براي دخالت دائمي
در جرائمي نظير آتش افروزي و تجاوز جنسي
رسوا و معرف
هستند. تحقيقات نشان مي دهد كه پس از جنگ جهاني دوم
سربازان آمريكايي بيش از 300 مورد جرم جنسي در اوكيناوا
مرتكب شده اند و از سال 1972 تاكنون بيش از 130 مورد
تجاوز جنسي گزارش شده است .
در ساعات اوليه روز 7 ژانويه 2002
« فردريك تاميسون »
سرباز نيروي دريايي آمريكا مستقر در اوكيناوا توسط پليس
محلي به جرم تجاوز به حريم خصوصي و ورود تحميلي به خانه
زني 24 ساله دستگير شد . در سوم دسامبر همان سال پليس
استان اوكيناوا حكم بازداشتي براي سرگرد « مايكل براون » افسر
نيروي دريايي كه متهم به زناي به عنف و تخريب اموال شخصي
بود
صادر كرد. اما طرف آمريكايي از تسليم و به پليس اوكيناوا
خودداري نمود . (آساهي شيمون
15 دسامبر 2002 )
بر طبق گزارش روزنامه اسپانيايي « ايموندو » در تاريخ اول
آوريل 2002
بيش از 52 هزار كودك نامشروع در فيليپين وجود
دارند كه پدران آنها نيروهاي دريايي آمريكايي مستقر در اين
كشور آسياي جنوبي تا سال 1991 مي باشند . اخيرا هم تعدادي
دختر فيليپيني نوجوان كه بعضي از آنها هنوز 13 ساله هم
نشده اند
به « ميندانائو » در جنوب فيليپين
جائيكه نيروهاي
دريايي آمريكا مستقر شده اند
فرستاده مي شوند.
استانداردهاي دوگانه در زمينه حقوق بشر بين المللي
آمريكا با در پيش گرفتن برخوردي منفي نسبت به
كنوانسيونهاي حقوق بشر بين المللي
يكي از دو كشور در
دنياست كه كنوانسيون حقوق كودكان سازمان ملل را امضا
نكرده اند.
تا امروز
كنوانسيوني براي حذف تمامي اشكال تبعيض
نسبت به زنان به تصويب نرسيده و هيچگونه پيمان نامه حقوق
اقتصادي
اجتماعي و فرهنگي بين المللي كه به تصويب بيشتر
كشورهاي جهان رسيده باشد
وجود ندارد.
در سال 2002
ايالات متحده آمريكا بطور قابل ملاحظه اي
از موضع سابق خود در قبال حقوق بشر بين المللي عقب نشيني
كرد. سابقا هر نسخه اي از پيش نويسهاي لوايح سازمان ملل كه
مربوط به كنوانسيونهاي حقوق بشر بود و همه كشورهاي جهان
بايد از آن پيروي مي كردند ولي دولت آمريكا هنوز آنرا به
تصويب نرسانده بود
به بهانه اينكه آمريكا بعنوان عضو اصلي
اين كنوانسيون آنرا تصويب نكرده است
حذف مي شد. وقتي
درخواست اين لايحه رد مي شد
آمريكا درخواست راي گيري
جداگانه براي اين لايحه را مي كرد و يا حتي به تنهايي راي
مخالف مي داد.
در جولاي 2002
از پرداخت يك كمك 34 ميليون دلاري
كه قول آنرا به صندوق جمعيت سازمان ملل داده بود
سرباز زد
تا اين سازمان را مجبور به لغو پروژه كمك به زنان در كشورهايي
نظير « بروندي »
« الجزيره »
« هائيتي » و « هند » نمايد.
آمريكا گزارشهاي كشوري ساليانه اي در مورد حقوق بشر
منتشر كرده كه در آن كشورهاي ديگر را بخاطر وضعيت نامناسب
حقوق بشر سخت مورد انتقاد قرار داده است اما اين كشور
چشمان خود را بروي موارد جدي نقض حقوق بشر در خاك
خود بسته است . اين معيار دو گانه در مسايل حقوق بشر
منجر
به مخالفت شديد جهاني و مطرود شدن و انزواي بيش از پيش
آمريكا در جامعه جهاني مي شود.
يك تحقيق علمي كه توسط « مركز علمي سلامت
عمومي هاروارد » انجام گرفته نشان مي دهد زنان
آمريكايي بيشتر در معرض خطر قتل و آدمكشي
قرار دارند . نرخ قتل زنان آمريكايي 5 برابر
كشورهاي پيشرفته ديگر است
پليس و بازرسان عمومي آمريكا اعلام كردند كه
صدها زن در لس آنجلس و ساير ايالات به هنگام
درخواست كمك از كشيشان مورد تجاوز جنسي قرار
گرفته اند
بر طبق گزارش روزنامه كريستين ساينس مونيتور
هدف جرائم جنسي كشيشان آمريكايي اغلب كودكان
بوده اند و در 18 سال اخير بيش از 70 عضو كليسا و
كشيش بخاطر تجاوز جنسي به كودكان زنداني
شده اند
در حالي كه سياهپوستان تنها 12
9 درصد از كل
جمعيت آمريكا را تشكيل دهند اما 46 درصد
زندانهاي اين كشور از سياهپوستان پر شده است

|