تصادفات جاده اي در كشور سالانه جان 20
هزار نفر از هموطنانمان را به كام مرگ مي كشاند و
امروز بعنوان يك مشكل حاد در كشور از آن ياد
مي شود. لذا با توجه به اهميت موضوع
متوليان
امر بايد راه چاره اي در اين خصوص اتخاذ
نمايند. آنچه ذيلا مطالعه خواهيد نمود
اطلاعاتي در رابطه با ويژگي هاي تصادفات
جاده اي ايران مي باشد.
1 ـ 80 درصد از عامل تصادفات جاده اي
خطاي انساني تشخيص داده شده است .
2 ـ در سال 81 حدود 22 هزار نفر در
جاده هاي كشور جان باختند.
3 ـ آمار تصادفات جاده اي در سال 81 نسبت
به سال ماقبل دوهزار نفر افزايش يافته است

4 ـ برابر آمار اعلامي در همايش جامعه
جراحان كشور 37 درصد مرگ و ميرها در ايران
بر اثر تصادفات رانندگي است .
5 ـ براساس آمار ارائه شده
در هر 26 دقيقه
و 30 ثانيه يك نفر از هموطنان در اثر تصادفات
جان خود را از دست مي دهد.
6 ـ براساس آمار ارائه شده در هر 4
5 دقيقه
يك نفر از هموطنان بر اثر تصادفات جاده اي
مجروح مي شود.
7 ـ در سال 80 در كشور 21 هزارو800 نفر
در اثر تصادفات جاده اي جان باختند.

8 ـ كشور آلمان توانسته است تعداد
كشته شدگان تصادفات جاده اي را از 19
هزاروپانصد كشته در سال 1970 به 9 هزار و
پانصد نفر در سال 1995 كاهش دهد .
9 ـ به گزارش وزير بهداشت
ايرانيان هر روز
52 نفر از عزيزان خود را در تصادفات جاده اي از
دست مي دهند.
10 ـ ژاپن با 12 ميليون خودرو سالانه 8
هزار كشته و ايران با 5 ميليون خودرو سالانه 20
هزار كشته در اثر تصادفات رانندگي در پرونده
خود دارند.
11 ـ در ايران به ازا هر 100 تصادف 5
9 نفر
كشته مي شوند اين رقم در ايتاليا 1
5 و در آلمان
1
2 و در تركيه 1
1 مي باشد .

12 ـ بيشترين تصادفات جاده اي در شعاع 30
كيلومتري شهري رخ مي دهد.
13 ـ 47
1 درصد تصادفات منجر به فوت
علل آن انحراف به چپ و سرعت غيرمجاز
مي باشد.
14 ـ در كشورهاي توسعه يافته هر روز 3 نفر
بر اثر تصادفات جاده اي جان خود را از دست
مي دهند
اين در حالي است كه در ايران هر روز
52 نفر كشته مي شوند .
15 ـ 66 درصد مرگ و ميرهاي ناشي از
تصادفات رانندگي در نتيجه ضربات مغزي ناشي
از عدم استفاده از كمربندايمني است .
16 ـ ميزان خسارت هاي مالي در تصادفات
جاده اي در كشور به 600 ميليارد تومان رسيده
است .
17 ـ بيشتر فوت شدگان تصادفات جاده اي در
رده سني 20 تا 30 سال قرار دارند .
18 ـ وزير راه اعلام كرد ظرف 6 سال آينده
معادل 60 سال گذشته در كشور خودرو توليد
شده است .
ابراهيم قيطولي

*****
مرگ يك خبرنگار و يك نكته قانوني
|
در خبرها آمده بود كه خانم زهرا كاظمي عكاس و خبرنگار
مجله « ركتو روسو » كه تابعيت ايراني و كانادايي دارد
پس از
بازداشت براثر سكته مغزي در بيمارستان درگذشت . (1 )
پس از انتشار اين خبر
واكنش هاي مختلفي در سطح داخلي
و خارجي صورت پذيرفت
به ويژه وزارت امورخارجه كانادا و
سفارت آن كشور در ايران دست به سلسله اقداماتي زد.
در اين ميان بدون پرداختن به دلايل دستگيري و فوت
نامبرده
صرفا به بررسي يك مساله حقوقي
مي پردازيم .
همانطور كه گفته شد در خبرها تاكيد شده بود كه نامبرده
تابعيت دوگانه ايراني و كانادايي داشته و با گذرنامه و شناسنامه
ايراني وارد كشور شده است . (2 )
در اينجا با عنايت به اين واقعيت قانوني كه قوانين جاري
ايران هيچگاه تابعيت دوگانه را نپذيرفته است
توجه اصحاب
قلم و رسانه ها را به نكات ذيل جلب مي كنم تا مبادا بي توجهي به
يك نكته قانوني
به دولت بيگانه اي اجازه دخالت طلبكارانه در
مساله اي كاملا داخلي را بدهد.
1 ـ از آنجا كه نامبرده پدر ايراني دارد و پيش از اين ساكن
ايران بوده است
مطابق بندهاي 1 و 2 ماده 976 قانون مدني
ايراني محسوب مي شود.
2 ـ ادعا شده است كه نامبرده از دولت كانادا اخذ تابعيت
كرده
از اين رو كانادايي محسوب مي شود . ليكن مفاد ماده 988
قانون مدني
ترك تابعيت اتباع ايراني را منوط به تحقق شرايطي
كرده است . بند 2 اين ماده خروج از تابعيت ايراني را صرفا با
اجازه هيات وزيران ممكن مي داند. اجازه اي كه بعيد است
هيچگاه به ايشان داده شده باشد.
3 ـ بنابر آنچه گفته شد
تحصيل تابعيت خارجي خانم زهرا
كاظمي بدون رعايت قوانين جاري ايران بوده است . در همين
مورد
ماده 989 قانون مدني اشعار مي دارد : « هر تبعه ايراني كه
بدون رعايت مقررات قانوني بعد از تاريخ 1280 شمسي تابعيت
خارجي تحصيل كرده باشد
تبعيت خارجي او « كان لم يكن »
بوده و تبعه ايران شناخته مي شود... »
مقصود آنكه مطابق قوانين جاري كشور خانم زهرا كاظمي
هيچگاه موفق به ترك تابعيت ايراني خود نشده و اخذ تابعيت
خارجي ايشان نيز قانونا غيرممكن بوده است . لذا از آنجا كه
اقدام وي براي تحصيل تابعيت كانادايي غيرقانوني و بلااثر بوده
است و استفاده ايشان از شناسنامه و گذرنامه ايراني نيز مويد
همين واقعيت مي باشد
ادعاهاي دولت كانادا در اين مورد
مسموع نبوده و دخالت در امور داخلي جمهوري اسلامي ايران
محسوب مي شود.
پي نوشت :
1 ) ياس نو ـ يكشنبه 82
4
22
2 ) ياس نو ـ دوشنبه 82
4
23
سيدحسين طباطبايي
كارشناس حقوقي قوه قضائيه

*****
غرب پرستي تا كي
|
واقعا روزگار غريبي است
و در اين روزگار غريب معلوم
نيست دست اندركاران برخي از مطبوعات داخلي چرا تا اين
اندازه به خودباختگي و تسليم طلبي محض در برابر غربيها
رسيده اند. غريبي روزگار
زماني بيشتر آشكار مي شود كه به ياد
بياوريم هنوز بيش از بيست و اندي سال از پيروزي پربركت
انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني « ره »
نمي گذرد و تا رسيدن به مقصد اصلي سالهاي زياد و پرفراز و
نشيبي در مقابل اين انقلاب عظيم قرار دارد. اما مشخص نيست
چه عاملي باعث شده در اين مدت كوتاهي كه از عمر نظام مقدس
اسلامي ايران مي گذرد
دست اندركاران مسايل فرهنگي و
بخصوص مطبوعاتي ما كه آن همه مورد سفارش و توصيه
بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي قرار گرفته اند
اينگونه
به ورطه انحراف نزديك و در آستانه سقوط كامل قرار گرفته اند.
راستش را بخواهيد
ديروز صبح هنگامي كه روزنامه ها را
مطالعه مي كردم
از مشاهده تيترهاي انتخابي در صفحه اول
روزنامه هاي دوم خردادي و باصطلاح مدعي اصلاح طلبي و
اطلاع رساني شفاف
خيلي دلم گرفت و با خود انديشيدم واقعا
اين تيترهاي انتخاب شده
آن اهميتي را كه اين روزنامه ها تلاش
كرده اند به القاي آن بپردازند
دارند يا خير و آيا واقعا خبر و
مطلب با اهميت تر ديگري نسبت به اين تيترهاي انتخاب شده
وجود نداشت
وقتي به متن خبرها مراجعه كردم
به نظرم رسيد چگونه
ممكن است خبر مهم كشته شدن يك مقام امنيتي و رسمي
وزارت جنگ انگليس كه متهم به افشا نمودن دروغ پردازيهاي
توني بلر نخست وزير اين كشور در توجيه حمله نظامي به عراق و
ارتكاب جنايت جنگي در اين كشور بوده
براي انتخاب كنندگان
تيترهاي روزنامه هاي دوم خردادي از اهميتي برخوردار نبوده
باشد
اين خبر مهم اگر جزو آن دسته از خبرهايي نباشد كه بايد
تيتر اول روزنامه ها شود
لااقل جزو خبرهايي است كه
مي بايست در صفحه اول روزنامه ها به آن توجه كافي نشان داده
شود
زيرا افشاي دروغگوئيهاي مقامات انگليسي توسط « ديويد
كلي » و سپس كشته شدن مشكوك و مرموز وي
دولت لندن را در
آستانه بحران و حتي سقوط و محاكمه نخست وزير قرار داده
است .
در عين حال به ياد آوردم كه همين روزنامه هاي باصطلاح
مدعي اطلاع رساني شفاف
در زمان وقوع توطئه قتلهاي
زنجيره اي
چگونه توانستند با ايجاد فضاي هرج و مرج تبليغاتي
و جوسازي مطبوعاتي
موضوع مشكوكي را كه هنوز هم زواياي
پيچيده آن مشخص نشده است
به نفع گروه و جناح خود
مصادره و ضمن از بين بردن ابهت و اقتدار دستگاههاي نظامي و
امنيتي
آن را به يك بحران بزرگ سياسي
امنيتي و اجتماعي
تبديل و در نهايت با به انحراف كشاندن مسير پرونده
براي
مدتها از نتيجه گيري مطلوب جلوگيري نمايند و به اين بهانه نيز
مدتي دستگاه قضائي را در معرض تهمت و افترا قرار دادند و به
تبليغات منفي عليه اين دستگاه پرداختند.
وقتي به يادآوردم كه اكثر اين روزنامه ها در آن روزها چه
بلوايي به راه انداخته بودند
و اكنون در برابر اين رسوايي بزرگ
انگليسيها و بالطبع آمريكائيها چه سكوتي را از خود نشان
مي دهند
به غير از دو روزنامه دوم خردادي ـ واقعا به حال نظام
مقدس جمهوري اسلامي
مردم مظلوم اين مرز و بوم و مسئولين
صادق و خدمتگزار آن غصه خوردم و از خود سئوال كردم چرا
بايد با وجود برملا شدن رسوائي بزرگ جنايتكاران فاسدي چون
بلر و بوش
روزنامه هاي مدعي اطلاع رساني شفاف
همچنان
مطالب اختلاف برانگيزي چون عدم توافق شوراي نگهبان و
مجلس پيرامون لوايح دوگانه را تيتر اول خود انتخاب كنند از
خود سئوال كردم در طول سالهايي كه از پيروزي انقلاب اسلامي
ايران مي گذرد
مقامات وحشي لندن و واشنگتن كه با توسل به
شعارهاي دمكراتيك دست به جنايتهاي وحشيانه در كشورهاي
مختلف زده اند
چه خدمتي در حق اين انقلاب كرده اند كه امروز
مطبوعات منتشره در اين نظام مقدس اينچنين سعي در پنهان
كردن رسوائيهاي آنان دارند از خود پرسيدم
واقعا صفت
ناپسند غرب پرستي كه مدتي است بر روح و جسم برخي عناصر
داخلي حاكم شده تا چه وقت و تا چه اندازه به پيشروي خود در
اين افراد ادامه خواهد داد از خود پرسيدم ..
حسن خياطي

| |