بسم الله الرحمن الرحيم
نخست وزير كويت جمعه شب در گفتگو با روزنامه هاي كشورش
از طولاني شدن حضور نظاميان آمريكائي در خاك كويت اظهار
نگراني كرد. شيخ صباح الاحمد كه هفته گذشته به اين سمت
منصوب گرديد در اين گفتگو اظهار داشت پس از آنكه عراقي ها
دولت مورد قبول خود را بر سر كار آوردند
ما با آمريكائيها در
رابطه با ادامه حضور نيروهايشان در كويت و يا خروج آنها از اين
كشور بايد به توافق جديد دست يابيم .
اظهارات شيخ صباح الاحمد از وجود يك نارضائي پنهاني
نسبت به عملكرد آمريكا در منطقه به طور اعم و در كويت به طور
اخص حكايت دارد. وي در مصاحبه خود ريشه هاي اين
نارضائي و نگراني را فاش نكرد و شايد جسارت افشا آن را در
خود نديده است ولي در يك واقعيت نمي توان ترديد كرد و آن
اينكه نظاميان آمريكائي در تمامي كشورهائي كه ميزباني آنان را
برعهده دارند
به عنوان نيروهائي مداخله جو
مجرم
مزاحم و
مسبب ناهنجاريهاي اخلاقي شناخته شده اند. بسياري از اين
مداخله جوئي ها
ناهنجاريها و يا نارضائي هاي حاصل از آن به
دلايل امنيتي يا ملاحظات سياسي فاش نمي شود ولي از لابلاي
آنچه كه تاكنون به عنوان رفتار غيرقابل تحمل نظاميان آمريكائي
در كشورهاي مختلف جهان فاش شده است مي توان به موارد
متعددي از تجاوز به نواميس مردم
قتل
دزدي و ساير اقدامات
خلاف شئون اجتماعي اشاره كرد.
اين ها اقداماتي است كه تنها سهم نظاميان آمريكائي است و
اگر قرار باشد جرائم غيرنظاميان و عناصر سياسي آمريكائي را
نيز به فهرست جرم هاي آنان اضافه كنيم بايد به دخالت در امور
سياسي و مديريتي دولتها
ترور و آدم ربائي توسط اف بي آي و
سيا در داخل حريم كشورها
و تحميل بسياري از قراردادها و
معاهداتي كه دولتهاي مغلوب
نيازي به آنها ندارند
اشاره كنيم .
آمريكائيها در روابط با كشورهاي ديگر هيچگاه به اصول
شناخته شده ناظر بر مناسبات دولتها از جمله اصل تساوي
احترام متقابل
عدم مداخله در امور كشورها و امثال آن پايبند
نبوده و آنها را در كردار و رفتار خود رعايت نمي كنند. آنان
شرايط ايده آل مورد نظر خود را در زمينه هاي سياسي
فرهنگي
اقتصادي و اجتماعي به كشورهاي مربوطه تحميل مي كنند و فقط
دولتهائي را كه تابع و تسليم محض اين تحميلات مي گردند در
باشگاه دوستان خود قرار مي دهند. در درون اين تحميلات
آزادي عمل مطلق آمريكائيها در تمامي زمينه ها و رعايت
كاپيتولاسيون در مورد جرائم انجام شده يك « اصل » تلقي
مي شود.
نظاميان آمريكائي ممكن است با دعوت يا بدون دعوت
دولتها متعرض حريم كشورها بشوند و براي آنان تعيين تكليف
كنند و سپس به نام آزادي و دمكراسي بر سر دولت ها منت نيز
بگذارند.
فرضيه هاي مضحكي مانند دنياي تك قطبي
نظم نوين
جهاني و مقابله با تروريسم در هر نقطه از جهان
پوشش هاي
خطرناكي است كه آنان براي فراهم آوردن زمينه هاي
توسعه طلبي
تجاوز نظامي و مداخله جوئي در حريم كشورها
مطرح ساخته اند. در اين ميان پديده هائي مانند قوانين
بين المللي
احترام متقابل
مقررات سازمان ملل و... نيز هيچگاه
در مسير سياستهاي لجام گسيخته آنان
بازدارنده نبوده
است .
بيش از نيم قرن است كه آمريكائيها 37 هزار نظامي خود را
بدون دعوت دولت و ملت ژاپن و به بهانه آنكه 58 سال پيش
آنان دشمن آمريكا در جنگ دوم جهاني بودند
در خاك اين
كشور نگاه داشته اند و به انواع جرائم ناموسي
تعدي به امنيت و
آسايش مردم و موارد متعدد سرقت و قتل و بي بند و باري و
مفاسد اجتماعي مشغول هستند و با عملكرد خود نفرت عميقي
را در دل مردم ژاپن ايجاد كرده اند . بيش از نيم قرن است كه 40
هزار سرباز آمريكائي در شبه جزيره كره پاسدار تجزيه اين منطقه
شده اند و با هر تلاشي براي اعاده وحدت و يكپارچگي اين
سرزمين كه آرزوي رويائي مردم اين منطقه است مخالفت
مي ورزند و موجب برقراري تنش و تشنج دائمي در اين منطقه از
جهان هستند. حضور نظاميان آمريكائي در تايلند
در فيليپين
در كشورهاي آمريكاي مركزي و جنوبي و حتي در كوبا در پايگاه
گوانتانامو همواره با نقض حاكميت ملي
و انواع جرائم و
مصاديق آشكار تعرض به آداب
فرهنگ و آسايش ملتها همراه
بوده است .
رفتار نظاميان آمريكائي در خاورميانه و از جمله در كويت
نيز طبعا از اين قاعده مستثني نبوده است .
آمريكائيها عراق و افغانستان را به اشغال نظامي خود
درآوردند و بابت ساقط كردن هر دو رژيم حاكم بر آنها بر سر
جهانيان منت گذاشتند اما امروز هر عقل سليمي مي داند كه
نظاميان آمريكائي نه با هدف خدمت به ملت افغانستان يا عراق
بلكه براي ايجاد پايگاههاي نظامي بيشتر در منطقه
چنگ اندازي
به منابع نفت عراق
اردو زدن در پشت مرزهاي جنوبي آسياي
ميانه
تضمين آسايش رژيم صهيونيستي و ايجاد مزاحمت بيش
از پيش براي جمهوري اسلامي ايران
دو كشور آسيائي مذكور را
در دو سوي مرزهاي ايران به اشغال خود درآوردند. و لذا امروز
همه نخبگان
دلسوختگان و قشر تحصيلكرده اين دو كشور از
تصميمات آمريكايي ها براي ماندن در منطقه نگران هستند. آنان
مانند همه ملتهاي خاورميانه
نظاميان آمريكائي را مزاحمين
منطقه و تهديدي براي آرامش و ثبات كشورها
مي شمارند.
اين دردسري است كه سالهاست پيكر دولت و ملت كويت را
نيز آزار داده است . آمريكائي ها در سال 1369 به بهانه اشغال
نظامي كويت توسط ارتش عراق به شكل بي سابقه اي حضور
نظامي خود در خليج فارس را افزايش دادند آنان پس از بيرون
راندن نظاميان عراقي از كويت نيز با ترساندن مداوم كشورهاي
حوزه خليج فارس توانستند در يك دوره 12 ساله در تمامي
شيخ نشينهاي منطقه پايگاههاي نظامي خود را همراه با خيل
عظيم جاسوسان و مستشاران خود در كشورهاي منطقه مستقر
سازند. در سالهاي اخير اگرچه آنان قطر را به مركز فرماندهي
نيروهاي نظامي خود در منطقه تبديل كرده اند ولي حجم عظيمي
از نيروهاي خود را به بهانه جلوگيري از خطر تعرض مجدد
نظاميان عراقي در كشورهاي منطقه از جمله كويت مستقر نگاه
داشته اند. از طرفي احساس ضعف و وابستگي شيخ نشينهاي
عرب به آمريكا و وجود اين باور مسموم كه بدون جلب حمايت
آمريكا نمي توان سالم و مستقل زندگي كرد
بليه اي است كه به
آمريكائيها در پيشبرد سياستهاي توسعه طلبانه شان كمك شاياني
كرده است . وجود اين نيروها طبعا منشا بسياري از آزارهاي
فردي و اجتماعي بوده و هر كشوري كه به دليل ضعف و حقارت
سياسي خويش در برابر آمريكائيها منفعل تر عمل كرده مظاهر
بيشتري از اين مداخلات
آزارها و دخالتها را در درون حاكميت
سياسي و اجتماعي و فرهنگي خود تحمل كرده است .
در ميان شيخ نشين هاي منطقه
كويت علاوه بر اينكه فرودگاه
و بنادر اصلي خود را در اختيار نيروهاي متجاوز آمريكائي
گذارده
نزديك به 60 درصد از خاك خود را نيز براي آسايش
اين نيروها « منطقه ممنوعه » اعلام كرده و آن را به محل
لشكركشي و تردد آزادانه دهها هزار نظامي آمريكائي تبديل كرده
است . رفتار آمريكائي ها با دولتي كه مقاماتش پرچم آمريكا را
پس از بيرون راندن نظاميان عراقي از كشورشان مي بوسيدند
بگونه اي بوده كه امروز رژيم اين كشور با نگراني راههاي
خلاصي از حضور پردرد سر يانكي هاي متجاوز را مورد بررسي
قرار داده اند.
اينجاست كه مي توان به ارزش استقلال واقعي و يا حتي
نعمت قطع رابطه با آمريكائيهاي ياغي و شرور پي برد. از اين رو
يكي از موفق ترين راههاي تضمين حاكميت ملي و تماميت
ارضي كشورها در دنياي امروز
حفظ استقلال عملي در برابر
آمريكائيها و پرهيز از هرگونه مماشات با آنان يا عقب نشيني در
برابر آنهاست چرا كه عواقب هر سازشي با آمريكائي ها بلائي
است كه كيان و حاكميت كشورها و ملتها را مورد تهديد جدي
قرار مي دهد. رابطه با آمريكا دام مهلكي است كه گسيختن آن به
سادگي امكان پذير نيست .

|