روزنامه جمهوري اسلامي 29/04/1382 صفحه عقيدتي

  • وجدان نداي فطرت
  • نيروهاي متضاد باطني و نقش وجدان اخلاقي
  • *****
    وجدان نداي فطرت


  • لااقسم بيوم القيمه ولااقسم بالنفس اللوامه .
    (سوره 7 آيه 1 و 2 )
    قسم بروز قيامت و قسم بجاني كه بشر را در مورد ارتكاب گناه ملامت و سرزنش مي كند.
    علي بن ابراهيم : يعني اقسم بيوم القيمه و اقسم بالنفس اللوامه . قال قال نفس آدم التي عصت فلامها.
    علي بن ابراهيم در تفسير خود از امام (ع ) نقل مي كند كه مراد از نفس لوامه نفس آدم است كه عصيان كرد و مورد ملامت واقع شد.
    انساني كه مرتكب گناه مي شود از باطن خود نداي ملامت و سرزنش مي شنود آن ندا او را شكنجه و عذاب ميدهد. علما روان نيروي ملامت كننده را وجدان اخلاقي ناميده اند و قرآن نفس لوامه . بكار بردن كلمه نفس دلالت دارد كه قدرت ملامت كننده روح بشر است و جز ساختمان آدمي است و حديث نيز مي گويد اين نيروي رواني از ابتدا در آدم اول وجود داشته است .
    وجدان اخلاقي راهنماي پاك و واقع بيني است كه در باطن آدمي آفريده شده است وجدان اخلاقي نيروي توانائيست كه بالفطره خوبيها و بديها را درك مي كند و پيروان خود را بصراط مستقيم هدايت و بسر منزل خوشبختي و سعادت ميرساند.
    امام صادق (ع ) بمردي فرمود :
    انك قد جعلت طبيب نفسك و بين لك الدا و عرفت آيه الصحه و دللت علي الدوا. فانظر كيف قيامك علي نفسك .
    تو را طبيب خودت قرار داده اند مرض را بر تو آشكار كرده اند و نشانه هاي سلامت را بتو آموخته اند و تو را بداروي شفا بخش راهنمائي نموده اند. در كار خود نظر كن و ببين چگونه براي سعادت خويش قيام مي كني .
    امام صادق (ع ) ميفرمود :
    ان الله اذا اراد بعبد خيرا طيب روحه فلا يسمع معروفا الاعرفه و الا منكرا الا انكره .
    وقتي خداوند خير بنده ايرا اراده فرمايد روح او را پاك و از تيرگي مصون ميدارد. چنين روح پاكي خوبيها را بخوبي مي شناسد و بديها را به انكار و بدي درك مي كند.
    اخلاقياتي كه در بشر ريشه الهامي و تكويني دارد مورد توجه كليه پيامبران الهي بوده و در برنامه هاي تشريعي خود مردم را به احيا فطرت اخلاقي دعوت نموده اند.
    امام صادق (ع ) ميفرمود :
    ان الله لم يبعث نبيا الابصدق الحديث و ادا الامانه .
    خداوند تمام برگزيدگان خود را ماموريت داد كه مردم را براستگوئي و ادا امانت كه نداي فطرتست دعوت نمايند.
    (نقل از كتاب « الحديث » ج 3 اثر مرحوم حجت الاسلام والمسلمين فلسفي )

  • *****
    نيروهاي متضاد باطني و نقش وجدان اخلاقي


  • در راه اعمال تمايلات يا امساك و خودداري از خواهشها در باطن هر انساني دو قدرت وجود دارد : يكي مثبت و ديگري منفي . قدرت مثبت تنها هدفش جلب لذائذ و ارضا غرائز است ميل دارد كليه خواهشهاي طبيعي بدون قيد و شرط اشباع شوند و تمام خواسته ها جامه عمل پوشند اين قوه نيك و بد روا و ناروا نميفهمد او تنها لذت ميطلبد و جز آن خواهشي ندارد. در قرآن شريف اين قدرت دروني به « نفس اماره » تعبير شده است :
    ان النفس لاماره بالسو.
    قدرت منفي در باطن انسان عبارت از نيروئيست كه آدمي را در راه جلب لذائذ از گناه و ناپاكي بازميدارد تمايلات را تعديل ميكند نفس اماره تندرو و سركش را مهار مينمايد ارضا غرائز و خواهشها را به اندازه و تا حدودي كه روا است اجازه ميدهد و چون از آن حد بگذرد اجازه نميدهد. در قرآن شريف آن نيروي تعديل كننده به « نفس لوامه » تعبير شده است :
    لا اقسم بيوم القيمه و لا اقسم بالنفس اللوامه
    نفسي كه گناهكار را ملامت ميكند وجداني كه مجرم را شكنجه و عذاب ميدهد.
    بدون ترديد زندگي بشر مديون هوي و تمايلاتيست كه خداوند در مزاج او ايجاد كرده است غرائز و خواهشهاي نفساني بزرگترين قوه محركه چرخهاي زندگي انسان است هيچ نيروئي در بشر بقدر غرائز ايجاد حركت و فعاليت نميكند. ولي نكته قابل ملاحظه اينست كه غرائز و تمايلات حياتبخش بشري اگر عاقلانه و با اندازه گيري صحيح اعمال شوند منشا خير و سعادتند و اگر عقل آنها را رهبري نكند و بي نظم و حساب اعمال شوند بدون ترديد منشا صدها بدبختي و تيره روزي انسان خواهند شد.
    و نفس و ما سويها. فالهمها فجورها و تقويها.
    وجدان اخلاقي يكي از بهترين و بزرگترين عامل اجرائي براي جلوگيري از گناه است . وجدان اخلاقيست كه گناهكار را بباد ملامت و سرزنش ميگيرد و از اين راه سخت ترين ضربات را بر او وارد ميكند. وجدان اخلاقي پاكترين و مقدسترين محكمه قضائي براي رسيدگي بجرم و جنايت است . واقع بيني محكمه وجدان در دنيا نظير محكمه عدل الهي در قيامتست . همانطور كه روز قيامت خداوند بحق بين مردم حكم ميفرمايد وجدان اخلاقي نيز گناهكار را بحق مجازات و ملامت مينمايد. بهمين مناسبت در قرآن شريف نفس لوامه پس از ذكر قيامت آمده است :
    لا اقسم بيوم القيمه . و لا اقسم بالنفس اللوامه .
    روانشناسان آن نيروي دراك را كه با سرشت بشر آميخته و در اعماق جان تمام ملتها وجود دارد و بوسيله آن خوبيها و بديهاي اصلي را تشخيص ميدهند بنام « وجدان اخلاقي » ميخوانند.
    وجدان اخلاقي
    در بعضي از روايات وجدان اخلاقي به پيمان الهي تعبير شده است . روزي كه خداوند بشر را آفريد پاكي و ناپاكي را به او الهام فرمود گوئي با او عهد و پيمان تكويني بست كه تعاليم فطري را عملا بكار بندد و از صراط فطرت منحرف نشود.
    كساني كه از پيمان فطري سرباز ميزنند و برخلاف فرمان الهام تكويني و وجدان اخلاقي عمل ميكنند در اين جهان همواره در شكنجه رواني و اضطراب بسر ميبرند و مورد ملامت نفس لوامه خود هستند و در قيامت نيز بعذاب الهي گرفتارند.
    برعكس كساني كه بپيمان فطري خداوند وفا دارند و نداي الهام الهي را كه فرمان وجدان اخلاقيست عملا بكار مي بندند بدون اضطراب و نگراني دروني زندگي ميكنند نفسي مطمئن و آرام دارند و به نداي « يا ايتهاالنفس المطمئنه » با رضايت و خشنودي خاطر به پيشگاه خداوند بزرگ ميروند و از رحمتهاي واسعه خداوند بپاس وفاداري بپيمان فطري الهي پاداش ميگيرند.
    امام (ع ) درباره « مومن كامل » در ضمن حديثي ميفرمايد :
    صدق بعهدالله و وفي بشرطه و ذلك قوله عز و جل : « رجال صدقوا ما عاهدواالله عليه » فذلك الذي لا يصيبه اهوال الدنيا و لا اهوال الاخره .
    براستي در عهد پروردگار ثابت و بپيمان خدا وفادار است . او از كسانيست كه در قرآن به وفاداري معرفي شده اند او در دنيا گرفتار نگراني نيست و در قيامت نيز هراسي ندارد.
    در حديث ديگر فرمود :
    و في لله بشروطه التي اشترطها عليه فذلك مع النبيين والصديقين والشهدا والصالحين و حسن اولئك رفيقا و ذلك ممن يشفع و لا يشفع له و ذلك ممن لا يصيبه اهوال الدنيا و لا اهول الاخره .
    پيماني كه خداوند با او بسته است وفا كرده و رفيق پيامبران خدا و پاكانست در قيامت از ديگران شفاعت ميكند و خود نيازي بشفاعت ديگران ندارد او از هول و هراس دنيا و آخرت مصون و محفوظست .
    نتيجه پيروي از پيمان فطري اخلاقي سكون و آرامش نفس و مصونيت از نگراني و هول و هراس است . پيروي از وجدان اخلاقي باعث نورانيت و فضيلت است و انحراف از فطرت مايه تيرگي دل و ناپاكي نهاد است . انبيا الهي با فعاليتهاي خستگي ناپذير خود ميكوشيدند تا پرده هاي ظلماني غرائز و شهوات را از چهره پاك فطرت بر كنار نمايند و مردم را متوجه سرمايه هاي فطري خويش كنند و بدينوسيله آنان را از سيه روزي گناه خلاص نموده و سجاياي اخلاقي و انسانيت را در بشر احيا كنند.
    و لقد ارسلنا موسي باياتنا ان اخرج قومك من الظلمات الي النور و ذكرهم بايام الله . (سوره 14 آيه 5 )
    بموسي بن عمران امر شده است تا قوم خود را از تيرگي و ظلمت انحراف خارج كند و آنانرا بوادي روشن و نوراني حقيقت رهبري نمايد. موسي ماموريت دارد كه روزگار خدا را بياد مردم بياورد روزگار خدا روزگار خلقت و فطرت است روزگار ايمان و فضيلت است . بمردم يادآوري كند كه نعمت هدايت الهي از روزگار اول در سرشت شما آفريده شده است . اين شمائيد كه با پيروي از الهام الهي خوشبخت و با مخالفت آن بدبخت و معذب خواهيد شد.
    وجدان اخلاقي يكي از بزرگترين سرمايه هاي سعادت بخش بشر است . با احيا وجدان اخلاقي ميتوان مردم را از گناه و ناپاكي برحذر داشت و آنان را بصراط مستقيم هدايت كرد.
    وجدان و غرائز
    تمام مردم داراي وجدان اخلاقي و فطرت انساني هستند : همه ميفهمند ظلم و ستم قبيح است همه درك ميكنند خيانت در امانت بد است همه از راستي و صداقت خشنود ميشوند تمام مردم ميل فطري به ادا امانت و وفا بعهد دارند همه از خيانت و دروغ رنج ميبرند و خلاصه كليه افراد بشر با نيروي فطري حسن و قبح اصول فضائل و رذائل را درك ميكنند. ولي در مقام عمل كمتر بنداي فطرت توجه مينمايند زيرا بشر در اطاعت يا سرپيچي از اوامر وجداني آزاد است جايي كه بين وجدان اخلاقي و خواهشهاي نفساني تزاحمي نباشد پيروي از نداي وجدان سهل است ولي آنجا كه اطاعت از وجدان اخلاقي مستلزم سركوب كردن يكي از تمايلات غريزي باشد كار بس دشوار است و اغلب نيروي غريزه غلبه ميكند و فطرت وجداني شكست ميخورد مگر آنكه وجدان اخلاقي به ايمان الهي متكي باشد و با اعتقاد حقيقي بخداوند جهان از صفات انساني پشتيباني كند.
    يوسف صديق در بحبوحه جواني و در شديدترين دوران تمايل جنسي در معرض خطرناكترين شرائط عمل منافي با عفت قرار گرفت : زن شوهرداري عشق سوزان خود را به او عرضه كرد و از وي تمناي وصل داشت . هر دو بشر بودند و هر يك داراي سرمايه تمايل جنسي . قدرت غريزه نيروي عفت اخلاقي زن را در هم شكست و حاضر شد خويشتن را تسليم تمايلات خود نمايد. ولي قدرت ايماني و برهان الهي از عفت يوسف پشتيباني كرد و غريزه جنسي را شكست داد و سرانجام دامن خود را از آلودگي حفظ كرد.
    و لقد همت به و هم بها لولا ان راي برهان ربه . (سوره 12 آيه 24 )
    براي افراد با ايمان توجه بخداوند و استمداد از نيروي لايزال الهي بهترين وسيله آرامش روح و رفع نگراني است آنجايي كه علم از علاج اضطراب و تشويش خاطر عاجز ميشود ايمان بخدا آنرا درمان ميكند و روح خود باخته بيمار را مطمئن و آرام ميسازد :
    الا بذكرالله تطمئن القلوب .
    و همين نكته است كه باعث برتري مكتب دين بر مكتب علمي روانشناسي است .
    محكمه وجدان
    وجدان اخلاقي مانند يك قاضي تيزبين و پرقدرتيست كه صاحب خود را در مورد ارتكاب جرم بمحاكمه ميكشد و او را محكوم ميكند و يا ضربات طاقت فرسائي كه بر روح و اعصابش وارد مينمايد اعمال بد او را كيفر ميدهد.
    هيچ محكمه اي در جهان بقدرت و آزادي محكمه قضائي وجدان نيست مجرم هر قدر نيرومند و قوي باشد در برابر قاضي وجدان ناتوان و عاجز است و با هيچ وسيله اي نميتواند خويشتن را از مجازاتهاي محكمه وجدان خلاص نمايد.
    ممكنست اسرار جنايتي در پشت پرده خفا بماند و در محاكم قضائي براي جنايتكار پرونده اي تشكيل نشود يا آنكه مجرم قاضي را اغفال نموده و قضيه را مسخ كند يا آنكه بيگناهي را متهم و گرفتار نمايد و خويشتن را از مجازات مصون نگاه دارد. ولي هيچوقت نميشود قاضي وجدان را اغفال كرد و با هيچ نيرنگي مجرم قادر نيست در محكمه وجدان برخلاف واقع خود را تبرئه كند.
    وجدان اخلاقي در كمال قدرت و واقع بيني گناهكار را محاكمه و محكوم ميكند او در اطاق خلوت در بستر خواب در جائيكه احدي ناظر او نيست مثل مار گزيده بخود مي پيچد و از اين راه كيفر اعمال زشت خود را مي بيند!
    وجدان توحيدي و وجدان اخلاقي از نظر ديني و علمي دو پايگاه بزرگ تربيت سعادت بخش بشر است . اساس اوليه دعوت انبيا متكي به اين دو اصل طبيعي با كمك عقل است . (برگرفته از كتاب ارزشمند « الحديث » ج 3 اثر مرحوم حجت الاسلام والمسلمين فلسفي ).
    وجدان اخلاقي يكي از بزرگترين سرمايه هاي سعادت بخش بشر است . با احياي وجدان اخلاقي مي توان مردم را از گناه و ناپاكي برحذر داشت و آنان را به صراط مستقيم هدايت كرد.
    كساني كه به پيمان فطري خداوند وفادارند و نداي الهام الهي را كه فرمان وجدان اخلاقي است عملا به كار مي بندند بدون اضطراب و نگراني دروني زندگي مي كنند.