لااقسم بيوم القيمه ولااقسم بالنفس اللوامه .
(سوره 7
آيه 1 و 2 )
قسم بروز قيامت و قسم بجاني كه بشر را در مورد ارتكاب
گناه ملامت و سرزنش مي كند.
علي بن ابراهيم : يعني اقسم بيوم القيمه و اقسم بالنفس اللوامه .
قال قال نفس آدم التي عصت فلامها.
علي بن ابراهيم در تفسير خود از امام (ع ) نقل مي كند كه مراد
از نفس لوامه نفس آدم است كه عصيان كرد و مورد ملامت
واقع شد.
انساني كه مرتكب گناه مي شود از باطن خود نداي ملامت
و سرزنش مي شنود
آن ندا او را شكنجه و عذاب ميدهد. علما
روان نيروي ملامت كننده را وجدان اخلاقي ناميده اند و قرآن
نفس لوامه . بكار بردن كلمه نفس دلالت دارد كه قدرت ملامت
كننده روح بشر است و جز ساختمان آدمي است و حديث نيز
مي گويد اين نيروي رواني از ابتدا در آدم اول وجود داشته
است .
وجدان اخلاقي راهنماي پاك و واقع بيني است كه در
باطن آدمي آفريده شده است
وجدان اخلاقي نيروي
توانائيست كه بالفطره خوبيها و بديها را درك مي كند و پيروان
خود را بصراط مستقيم هدايت و بسر منزل خوشبختي و
سعادت ميرساند.
امام صادق (ع ) بمردي فرمود :
انك قد جعلت طبيب نفسك و بين لك الدا و عرفت آيه
الصحه و دللت علي الدوا. فانظر كيف قيامك علي نفسك .
تو را طبيب خودت قرار داده اند
مرض را بر تو آشكار
كرده اند و نشانه هاي سلامت را بتو آموخته اند و تو را بداروي
شفا بخش راهنمائي نموده اند. در كار خود نظر كن و ببين
چگونه براي سعادت خويش قيام مي كني .
امام صادق (ع ) ميفرمود :
ان الله اذا اراد بعبد خيرا طيب روحه فلا يسمع معروفا الاعرفه
و الا منكرا الا انكره .
وقتي خداوند خير بنده ايرا اراده فرمايد روح او را پاك و از
تيرگي مصون ميدارد. چنين روح پاكي خوبيها را بخوبي
مي شناسد و بديها را به انكار و بدي درك
مي كند.
اخلاقياتي كه در بشر ريشه الهامي و تكويني دارد مورد
توجه كليه پيامبران الهي بوده و در برنامه هاي تشريعي خود
مردم را به احيا فطرت اخلاقي دعوت نموده اند.
امام صادق (ع ) ميفرمود :
ان الله لم يبعث نبيا الابصدق الحديث و ادا الامانه .
خداوند تمام برگزيدگان خود را ماموريت داد كه مردم را
براستگوئي و ادا امانت كه نداي فطرتست دعوت نمايند.
(نقل از كتاب « الحديث » ج 3
اثر مرحوم حجت الاسلام
والمسلمين فلسفي )

*****
نيروهاي متضاد باطني و نقش وجدان اخلاقي
|
در راه اعمال تمايلات يا امساك و خودداري از خواهشها
در باطن هر انساني دو قدرت وجود دارد : يكي مثبت و ديگري
منفي . قدرت مثبت تنها هدفش جلب لذائذ و ارضا غرائز
است
ميل دارد كليه خواهشهاي طبيعي بدون قيد و شرط
اشباع شوند و تمام خواسته ها جامه عمل پوشند اين قوه
نيك
و بد
روا و ناروا نميفهمد
او تنها لذت ميطلبد و جز آن
خواهشي ندارد. در قرآن شريف اين قدرت دروني به « نفس
اماره » تعبير شده است :
ان النفس لاماره بالسو.
قدرت منفي در باطن انسان عبارت از نيروئيست كه آدمي
را در راه جلب لذائذ از گناه و ناپاكي بازميدارد
تمايلات را
تعديل ميكند
نفس اماره تندرو و سركش را مهار مينمايد
ارضا غرائز و خواهشها را به اندازه و تا حدودي كه روا است
اجازه ميدهد
و چون از آن حد بگذرد اجازه نميدهد. در قرآن
شريف آن نيروي تعديل كننده به « نفس لوامه » تعبير شده است :
لا اقسم بيوم القيمه و لا اقسم بالنفس اللوامه
نفسي كه گناهكار را ملامت ميكند
وجداني كه مجرم را
شكنجه و عذاب ميدهد.
بدون ترديد زندگي بشر مديون هوي و تمايلاتيست كه
خداوند در مزاج او ايجاد كرده است
غرائز و خواهشهاي
نفساني بزرگترين قوه محركه چرخهاي زندگي انسان است
هيچ نيروئي در بشر بقدر غرائز ايجاد حركت و فعاليت نميكند.
ولي نكته قابل ملاحظه اينست كه غرائز و تمايلات حياتبخش
بشري اگر عاقلانه و با اندازه گيري صحيح اعمال شوند منشا
خير و سعادتند و اگر عقل آنها را رهبري نكند و بي نظم و
حساب اعمال شوند
بدون ترديد منشا صدها بدبختي و
تيره روزي انسان خواهند شد.
و نفس و ما سويها. فالهمها فجورها و تقويها.
وجدان اخلاقي يكي از بهترين و بزرگترين عامل اجرائي
براي جلوگيري از گناه است . وجدان اخلاقيست كه گناهكار را
بباد ملامت و سرزنش ميگيرد و از اين راه سخت ترين ضربات
را بر او وارد ميكند. وجدان اخلاقي پاكترين و مقدسترين
محكمه قضائي براي رسيدگي بجرم و جنايت است . واقع بيني
محكمه وجدان در دنيا نظير محكمه عدل الهي در قيامتست .
همانطور كه روز قيامت خداوند بحق بين مردم حكم ميفرمايد
وجدان اخلاقي نيز گناهكار را بحق مجازات و ملامت مينمايد.
بهمين مناسبت در قرآن شريف
نفس لوامه پس از ذكر قيامت
آمده است :
لا اقسم بيوم القيمه . و لا اقسم بالنفس
اللوامه .
روانشناسان
آن نيروي دراك را كه با سرشت بشر آميخته
و در اعماق جان تمام ملتها وجود دارد و بوسيله آن خوبيها و
بديهاي اصلي را تشخيص ميدهند بنام « وجدان اخلاقي »
ميخوانند.
وجدان اخلاقي
در بعضي از روايات وجدان اخلاقي به پيمان الهي تعبير
شده است . روزي كه خداوند بشر را آفريد پاكي و ناپاكي را به
او الهام فرمود
گوئي با او عهد و پيمان تكويني بست كه تعاليم
فطري را عملا بكار بندد و از صراط فطرت منحرف
نشود.
كساني كه از پيمان فطري سرباز ميزنند و برخلاف فرمان
الهام تكويني و وجدان اخلاقي عمل ميكنند در اين جهان
همواره در شكنجه رواني و اضطراب بسر ميبرند و مورد ملامت
نفس لوامه خود هستند و در قيامت نيز بعذاب الهي گرفتارند.
برعكس كساني كه بپيمان فطري خداوند وفا دارند و نداي
الهام الهي را كه فرمان وجدان اخلاقيست عملا بكار مي بندند
بدون اضطراب و نگراني دروني
زندگي ميكنند
نفسي مطمئن
و آرام دارند و به نداي « يا ايتهاالنفس المطمئنه » با رضايت و
خشنودي خاطر به پيشگاه خداوند بزرگ ميروند و از
رحمتهاي واسعه خداوند بپاس وفاداري بپيمان فطري الهي
پاداش ميگيرند.
امام (ع ) درباره « مومن كامل » در ضمن حديثي ميفرمايد :
صدق بعهدالله و وفي بشرطه و ذلك قوله عز و جل :
« رجال صدقوا ما عاهدواالله عليه » فذلك الذي لا يصيبه اهوال
الدنيا و لا اهوال الاخره .
براستي در عهد پروردگار ثابت و بپيمان خدا وفادار است . او
از كسانيست كه در قرآن به وفاداري معرفي شده اند
او در دنيا
گرفتار نگراني نيست و در قيامت نيز هراسي ندارد.
در حديث ديگر فرمود :
و في لله بشروطه التي اشترطها عليه فذلك مع النبيين
والصديقين والشهدا والصالحين و حسن اولئك رفيقا و ذلك
ممن يشفع و لا يشفع له و ذلك ممن لا يصيبه اهوال الدنيا و لا
اهول الاخره .
پيماني كه خداوند با او بسته است وفا كرده و رفيق پيامبران
خدا و پاكانست
در قيامت از ديگران شفاعت ميكند و خود
نيازي بشفاعت ديگران ندارد
او از هول و هراس دنيا و آخرت
مصون و محفوظست .
نتيجه پيروي از پيمان فطري اخلاقي سكون و آرامش نفس
و مصونيت از نگراني و هول و هراس است . پيروي از وجدان
اخلاقي باعث نورانيت و فضيلت است و انحراف از فطرت مايه
تيرگي دل و ناپاكي نهاد است . انبيا الهي با فعاليتهاي
خستگي ناپذير خود ميكوشيدند تا پرده هاي ظلماني غرائز و
شهوات را از چهره پاك فطرت بر كنار نمايند و مردم را متوجه
سرمايه هاي فطري خويش كنند و بدينوسيله آنان را از
سيه روزي گناه خلاص نموده و سجاياي اخلاقي و انسانيت را
در بشر احيا كنند.
و لقد ارسلنا موسي باياتنا ان اخرج قومك من الظلمات
الي النور و ذكرهم بايام الله . (سوره 14
آيه 5 )
بموسي بن عمران امر شده است تا قوم خود را از تيرگي و
ظلمت انحراف خارج كند و آنانرا بوادي روشن و نوراني
حقيقت رهبري نمايد. موسي ماموريت دارد كه روزگار خدا را
بياد مردم بياورد
روزگار خدا روزگار خلقت و فطرت است
روزگار ايمان و فضيلت است . بمردم يادآوري كند كه نعمت
هدايت الهي از روزگار اول در سرشت شما آفريده شده است .
اين شمائيد كه با پيروي از الهام الهي خوشبخت و با مخالفت
آن بدبخت و معذب خواهيد شد.
وجدان اخلاقي يكي از بزرگترين سرمايه هاي
سعادت بخش بشر است . با احيا وجدان اخلاقي ميتوان مردم
را از گناه و ناپاكي برحذر داشت و آنان را بصراط مستقيم
هدايت كرد.
وجدان و غرائز
تمام مردم داراي وجدان اخلاقي و فطرت انساني هستند :
همه ميفهمند ظلم و ستم قبيح است
همه درك ميكنند خيانت
در امانت بد است همه از راستي و صداقت خشنود ميشوند
تمام مردم ميل فطري به ادا امانت و وفا بعهد دارند
همه از
خيانت و دروغ رنج ميبرند
و خلاصه كليه افراد بشر با نيروي
فطري حسن و قبح اصول فضائل و رذائل را درك ميكنند. ولي
در مقام عمل كمتر بنداي فطرت توجه مينمايند
زيرا بشر در
اطاعت يا سرپيچي از اوامر وجداني آزاد است
جايي كه بين
وجدان اخلاقي و خواهشهاي نفساني تزاحمي نباشد پيروي از
نداي وجدان سهل است
ولي آنجا كه اطاعت از وجدان
اخلاقي مستلزم سركوب كردن يكي از تمايلات غريزي باشد
كار بس دشوار است و اغلب نيروي غريزه غلبه ميكند و فطرت
وجداني شكست ميخورد
مگر آنكه وجدان اخلاقي به ايمان
الهي متكي باشد و با اعتقاد حقيقي بخداوند جهان
از صفات
انساني پشتيباني كند.
يوسف صديق در بحبوحه جواني و در شديدترين دوران
تمايل جنسي در معرض خطرناكترين شرائط عمل منافي با
عفت قرار گرفت : زن شوهرداري عشق سوزان خود را به او
عرضه كرد و از وي تمناي وصل داشت . هر دو بشر بودند و هر
يك داراي سرمايه تمايل جنسي . قدرت غريزه
نيروي عفت
اخلاقي زن را در هم شكست و حاضر شد خويشتن را تسليم
تمايلات خود نمايد. ولي قدرت ايماني و برهان الهي از عفت
يوسف پشتيباني كرد و غريزه جنسي را شكست داد و سرانجام
دامن خود را از آلودگي حفظ كرد.
و لقد همت به و هم بها لولا ان راي برهان ربه . (سوره 12
آيه 24 )
براي افراد با ايمان
توجه بخداوند و استمداد از نيروي
لايزال الهي بهترين وسيله آرامش روح و رفع نگراني است
آنجايي كه علم از علاج اضطراب و تشويش خاطر
عاجز
ميشود
ايمان بخدا آنرا درمان ميكند و روح خود باخته بيمار
را مطمئن و آرام ميسازد :
الا بذكرالله تطمئن القلوب .
و همين نكته است كه باعث برتري مكتب دين بر مكتب
علمي روانشناسي است .
محكمه وجدان
وجدان اخلاقي مانند يك قاضي تيزبين و پرقدرتيست كه
صاحب خود را در مورد ارتكاب جرم بمحاكمه ميكشد و او را
محكوم ميكند و يا ضربات طاقت فرسائي كه بر روح و اعصابش
وارد مينمايد اعمال بد او را كيفر ميدهد.
هيچ محكمه اي در جهان بقدرت و آزادي محكمه قضائي
وجدان نيست
مجرم هر قدر نيرومند و قوي باشد در برابر
قاضي وجدان ناتوان و عاجز است و با هيچ وسيله اي نميتواند
خويشتن را از مجازاتهاي محكمه وجدان خلاص
نمايد.
ممكنست اسرار جنايتي در پشت پرده خفا بماند و در
محاكم قضائي براي جنايتكار پرونده اي تشكيل نشود
يا آنكه
مجرم
قاضي را اغفال نموده و قضيه را مسخ كند
يا آنكه
بيگناهي را متهم و گرفتار نمايد و خويشتن را از مجازات
مصون نگاه دارد. ولي هيچوقت نميشود قاضي وجدان را اغفال
كرد و با هيچ نيرنگي مجرم قادر نيست در محكمه وجدان
برخلاف واقع خود را تبرئه كند.
وجدان اخلاقي در كمال قدرت و واقع بيني گناهكار را
محاكمه و محكوم ميكند
او در اطاق خلوت
در بستر خواب
در جائيكه احدي ناظر او نيست مثل مار گزيده بخود مي پيچد
و از اين راه كيفر اعمال زشت خود را مي بيند!
وجدان توحيدي و وجدان اخلاقي از نظر ديني و علمي دو
پايگاه بزرگ تربيت سعادت بخش بشر است . اساس اوليه
دعوت انبيا متكي به اين دو اصل طبيعي با كمك عقل است .
(برگرفته از كتاب ارزشمند « الحديث » ج 3
اثر مرحوم
حجت الاسلام والمسلمين فلسفي ).
وجدان اخلاقي يكي از بزرگترين سرمايه هاي سعادت بخش
بشر است . با احياي وجدان اخلاقي مي توان مردم را از گناه و
ناپاكي برحذر داشت و آنان را به صراط مستقيم هدايت كرد.
كساني كه به پيمان فطري خداوند وفادارند و نداي الهام
الهي را كه فرمان وجدان اخلاقي است عملا به كار مي بندند
بدون اضطراب و نگراني دروني زندگي مي كنند.

| |