
اشاره :
نرخ بيكاري در آمريكا از 12 درصد فراتر رفته كه اين ميزان
از سال 1373 تاكنون در آمريكا بي سابقه بوده است در حاليكه
بخش هاي مختلف اقتصادي آمريكا با بحران روبرو هستند
دولت آمريكا براي از ميان برداشتن اين بحران به صورت جدي
تلاش نمي كند و همچنان توجه خود را بر سياست هاي جنگ
طلبانه معطوف كرده است .
راديو انگليسي برون مرزي جمهوري اسلامي ايران با
« مارشابيكر » سردبير اقتصادي هفته نامه « ريويو » در ايالت
ويرجينياي امريكا در خصوص نرخ بيكاري در امريكا و بحران
اقتصادي مصاحبه اي انجام داده كه مشروح آن را در زير
مي خوانيد.
لطفا در خصوص ميزان بيكاري در آمريكا و مشكلاتي كه
بيكاران براي پيدا كردن شغل با آنها مواجه هستند
توضيح
دهيد.
آمار و ارقامي كه در خصوص نرخ بيكاري در رسانه ها و يا
وزارت كار اعلام مي شود حاكي است كه نرخ بيكاري در ماه
ارديبهشت و خرداد 6
1 درصد بود اما مطالعاتي كه هفته نامه ما
و ديگر موسسات اقتصادي انجام داده اند نشان مي دهد كه نرخ
بيكاري بيش از 12 % است . يعني بيش از ده ميليون نفر از مردم
آمريكا بيكار هستند.
حدود 1
5 ميليون نفر از بيكاران در آمريكا
6 ماه است كه
بيكار هستند و به دنبال شغل مي گردند. نرخ بيكاري در ماه گذشته
در 9 سال گذشته در تاريخ آمريكا بي سابقه بوده است و به نظر
مي رسد اين بحران همچنان ادامه دارد. نرخ تورم در بخش هاي
اساسي مانند مسكن
انرژي
هزينه تحصيل در بخش هايي از
كشور بين ده تا پانزده درصد است كه از كنترل دولت نيز خارج
شده است . اقتصاد امريكا با ركود و بحران شديد مواجه است كه
به نظر مي رسد موقتي هم نيست و دليل عمده آن نبودن رشد
اقتصادي در آمريكا است كه نمي تواند فعاليت هاي اقتصادي را
افزايش دهد و اشتغال زايي كند. بنابراين به دليل ضعيف بودن
ميزان رشد اقتصادي
مردم نمي توانند وارد بازار كار شوند.
دليل رشد ضعيف اقتصادي چيست و چرا مردم آمريكا
نمي توانند وارد بازار كار شوند
تمام عواملي كه رشد اقتصادي را افزايش ميدهد در حال
حاضر از عملكرد ضعيفي برخوردار است . ميزان مصرف نيز به
شدت كاهش يافته است كه بازار كار يك دليل آن است . زمانيكه
مردم از محل كار اخراج مي شوند و يا حقوق كمي دريافت
مي كنند
احساس ناامني مي كنند و از طرفي هم درآمد كافي براي
مصرف كردن ندارند و اين باعث ميشود كه ميزان مصرف كاهش
يابد.
اما دليل عمده رشد ضعيف اقتصادي
جنگ عليه عراق
بوده است كه هزينه بسياري براي آمريكا در برداشت . هزينه جنگ
به طور ناخواسته از ماليات هايي كه از مردم عادي گرفته ميشود
تامين شده است . هم اكنون حضور نيروهاي آمريكايي نه تنها در
عراق
بلكه در كشورهاي ديگر هزينه بسياري دارد. علاوه برآن
سرمايه داري در آمريكا تا حدودي كاهش يافته است و اين ضربه
بزرگي به رشد اقتصادي زده و باعث شده است ميزان تجارت نيز
كاهش يابد.
آيا اعتمادي كه در بخش سرمايه گذاري هاي خارجي در آمريكا
پس از ورشكستگي شركت هاي سرمايه گذاري بوجود آمده بود
هنوز ادامه دارد آيا سرمايه گذاران مي توانند به اين مطلب
بينديشند كه سرمايه گذاري خود را در آمريكا مجددا آغاز كنند و
يا حتي افزايش دهند
رسوايي هايي كه ما در شركت هاي آمريكايي شاهد آنها بوديم
تاثير بسياري در تشديد جو بي اعتمادي در بخش سرمايه گذاري
خارجي داشته است .
سرمايه گذاري و يا افزايش آن
تا حدود زيادي بستگي به رشد
اقتصادي آمريكا در آينده دارد. با توجه به پيش بيني
اقتصاددان ها در خصوص رشد اقتصادي آمريكا در سال جاري
و آينده فكر نمي كنم كه ميزان سرمايه گذاري خارجي از رشد
قابل توجهي برخوردار باشد چرا كه پيش بيني مي شود رشد
اقتصادي آمريكا ضعيف بماند. سرمايه گذاران تنها به فكر سود و
درآمد هستند و هر جا كه بتوانند آنرا به دست آورند
همانجا
سرمايه گذاري مي كنند و تا زمانيكه رشد اقتصادي آمريكا بهبود
نيابد
نه تنها سرمايه گذاران به فكر افزايش سرمايه نخواهند
بود
بلكه افراد جديدي هم سرمايه گذاري نخواهند كرد.
لطفا در خصوص سياست هايي كه عامل رشد ضعيف
اقتصادي و نرخ بالاي بيكاري و تورم است
توضيح دهيد و
بفرمائيد ايالت هاي آمريكا با چه مشكلاتي روبرو هستند
يكي از سياست هايي را كه بايد در اين خصوص موثر دانست
سياستهاي جنگ طلبانه دولتمردان آمريكا است . با وجود رشد
ضعيف اقتصادي
كاهش بودجه و بدهي بالاي دولت
كشور ما
جنگي را عليه عراق آغاز كرد كه هزينه هاي بسياري براي آمريكا
برجاي گذاشت . بدهي دولت هم اكنون در سطح ايالتي بسيار
بالاست و بيش از 40 ايالات از مجموع 50 ايالات آمريكا با
كاهش بودجه و بدهي مواجه هستند. بعنوان مثال ايالت كاليفرنيا
كه بزرگترين و پر جمعيت ترين ايالت آمريكا
حدود 30 ميليارد
دلار بدهي دارد كه قادر به پرداخت آن نيست . مقام هاي آمريكا
جنگ در افغانستان را آغاز كردند
در عراق آن را ادامه دادند و به
دنبال جنگ هاي بعدي در منطقه هستند و ادعا مي كنند كه
خواستار مبارزه با تروريسم
خشونت و ديكتاتوري
طرفداري
از آزادي و دموكراسي هستند. اين ايده را نه تنها به مردم آمريكا
بلكه به مردم دنيا نيزتحميل وتلفيق مي كنند تا سياست هاي خود
را قانوني جلوه دهند. آنها با استفاده از پروژه هاي گول زننده
مانند حقوق بشر
دموكراسي و آزادي سياست هاي جنگ طلبانه
خود را دنبال مي كنند. اينها افرادي مثل « ديك چني » معاون
رئيس جمهوري دونالد رامسفلد
وزير دفاع
پل ولفوويتز
معاون وزير دفاع
كاندوليزا رايس
مشاور امنيت ملي و غيره
هستند كه جز تندروترين اعضاي كابينه بوش محسوب
مي شوند.
كاهش بودجه چه عواقبي در ميزان خدمات اجتماعي
ايالت ها داشته است
بسياري از ايالت هاي امريكا در حال كاهش دادن يا قطع
كردن برخي از خدمات اجتماعي خود هستند. بعضي از
ايالت هاي فقير مانند جورجيا و يا مي سي سي پي برخي از
خدمات بهداشتي و پزشكي را كه در اختيار شهروندان خود قرار
مي دادند
آن را به طور كلي قطع كرده اند و اين به معناي مجازات
مرگ است . يعني اگر فرد فقيري در اين ايالت ها بيمار شود و يا
نياز به عمل جراحي داشته باشد و نتواند هزينه آن را پرداخت
كند بايد تن به مرگ بدهد.
در برخي از ايالت ها نيز سوبسيدهايي كه در اختيار بخش
آموزشي و مدارس قرار مي گرفت قطع شده است . برخي از
مدارس ديگر نمي توانند 5 يا 6 روز در هفته باز باشند و مجبور
هستند تنها 4 روز در هفته را به اين امر اختصاص دهند .
مثال ديگر اينكه برخي از مراكز تحقيقاتي در زمينه
كشاورزي
حيوانات و پيشگيري از شيوع بيماري ها با كمبود
بودجه مواجه هستند و نمي توانند تحقيقات خود را ادامه دهند.
بنابراين خدماتي كه در مدت 60 سال در اختيار شهروندان قرار
مي گرفت قطع مي شود.
بعنوان سئوال آخر بفرمائيد پيش بيني اقتصاددانان در
خصوص اوضاع اقتصادي آمريكا به ويژه براي سال جاري و
سال آينده چيست آيا مي توان انتظار داشت كه نرخ بيكاري به
نصف برسد و رشد اقتصادي تقويت شود
متاسفانه اميد چنداني براي تقويت و رشد اقتصادي در
آينده نزديك وجود ندارد. سياست هاي واشنگتن نه تنها كمكي
به بحران اقتصادي موجود در آمريكا نمي كند بلكه هر روز باعث
وخامت اوضاع مي شود و اين امر نيازمند سياست هاي
زيرساختاري و عمده است . بايد سرمايه گذاري بيشتري در بخش
انرژي شود و از هزينه هاي اضافي دولت كاست .
در حال حاضر نرخ بيكاري در آمريكا از
12 درصد فراتر رفته يعني بيش از 10 ميليون
جمعيت واجد شرايط براي كار در اين كشور
بيكار هستند
هزينه جنگ توسعه طلبانه آمريكا عليه
عراق از ماليات هائي كه از مردم عادي گرفته
مي شود
تامين مي گردد
بيش از 40 ايالت از مجموع 50 ايالت
آمريكا در حال حاضر با بدهي و كمبود بودجه
مواجه هستند

*****
« بلر » دروغگويي كه روياي « چرچيل » شدن در
سر دارد!
|

« توني بلر » نخست وزير انگليس سياستمدار چپگرايي
است كه گفته مي شود در روياي « چرچيل » شدن به سر مي برد و
به همين دليل
دست به اقداماتي با خطرپذيري بالا مي زند تا
نامي ماندگار از خود برجاي گذارد!
« وينستون چرچيل » نخست وزير انگليس در سالهاي
جنگ جهاني دوم بود كه به دليل سياستها و اقداماتش كه
سرانجام به پيروزي انگليس و همپيمانانش در اين جنگ منجر
شد
شهرت بسيار يافته است . گذشت زمان همانگونه كه تاكنون
بر تنديس « چرچيل » در يكي از ميدانهاي شهر لندن اثر
نگذاشته
از معروفيت او نيز نزد افكار عمومي انگليس نكاسته
است .
ادعا مي شود بلر ـ نخست وزير كنوني انگليس ـ نيز
سخنوري است چيره دست و از تمركزي بالا هنگام سخنراني
برخوردار است
رقبايش را به هنگام سخن گفتن عصباني
مي سازد و از همه مهمتر آنكه در تفسير اظهاراتش به وقت
« گرفتاري »
حيله گري تواناست . از همين رو
مجلس عوام
انگليس اخيرا به خاطر آخرين سخنان بلر در اين مجلس پيش
از آغاز جنگ با عراق
جايزه بهترين سخنراني سال را به وي
اعطا كرد!
با اين همه خود بلر هيچگاه به مواعظ خود به عنوان
« نسخه درد » نگاه نمي كند. او هنگام سخنراني بر اثرگذاري آن
روي افكار عمومي مي انديشد و كمتر دغدغه عمل كردن به آن
را دارد. حزب محافظه كار انگليس بتازگي به خاطر همينگونه
سخن گفتن خالي از عمل بلر
كاريكاتوري از وي را بطور
گسترده پخش كرد. در اين كاريكاتور « دماغ » رهبر حزب كارگر
انگليس همانند كارتون « پينوكيو » چنان دراز شده است كه
انتهايش در صفحه كاغذ نمي گنجد.
البته حزب رقيب اين اقدام خود را به خاطر ادعاي بلر در
مورد عدم افزايش ماليات در دو دوره حاكميت حزب كارگر
انجام داده و در چند جمله با ذكر آمار و ارقام نشان داده است
كه رهبر حزب كارگر تا چه حد به دور از واقعيت حرف مي زند.
براستي اگر يك هنرمند بخواهد كاريكاتور بلر را با استناد به
ادعاهايش درباره تسليحات كشتار جمعي عراق رسم كند
بيني
رهبر حزب كارگر تا چه حد بايد كش بيابد
موعظه اي براي ديگران
بيستم آبان ماه سال گذشته توني بلر سخناني را در يك
مراسم تشريفاتي در مركز اقتصادي شهر لندن موسوم به
« سيتي » تحويل شنوندگان خود داد. او در آن سخنراني در عين
حال كه از تروريسم
تسليحات كشتار جمعي و دو قطبي
انديشيدن به عنوان سه تهديد مهم جهان نام برد
اين هشدار
را هم داد كه خطر تروريسم را نبايد زياد بزرگ كرد. بلر تاكيد
كرد
اطلاعات مشخصي كه نشان دهد خطر تروريستي انگليس
را تهديد مي كند وجود ندارد.
او گفت
سياست دولت وي تلفيقي از هشدار دادن به مردم
و اتخاذ اقدامات شايسته بدون مختل كردن زندگي عادي
آنهااست . البته بلر براي اتخاذ چنين سياستي
استدلالي
حيله گرانه نيز ارائه كرد. او گفت
« اگر براساس اطلاعات
عمومي نامشخص بخواهيم به مردم هشدار دهيم بايد هر لحظه
جاده ها
خطوط راه آهن
فرودگاهها
پايانه ها
مراكز خريد
كارخانجات و پادگانهاي نظامي را ببنديم و اين همان چيزي
است كه تروريسم مي خواهد و در اين صورت
ما در جنگ با
تروريسم شكست خواهيم خورد » !
اين سخنراني بلر زماني ايراد شد كه تقريبا 40 روز از
انتشار نخستين گزارش دولت وي درباره توان توليد و
بكارگيري تسليحات كشتار جمعي عراق مي گذشت
گزارشي
كه عنوان « دوسيه صدام » بر آن نهاده شده بود.
جنگي بر مبناي اطلاعات دروغ
دولت كارگري به رهبري بلر
دوسيه صدام را دوم مهرماه
سال گذشته منتشر كرد. در آن زمان هيچكس به صحت
اطلاعات مندرج در آن شك نبرده بود بويژه اينكه رهبر حزب
كارگر در نامه اي كه به مناسبت انتشار گزارش بر روي آن
گذاشت
تاكيد كرده بود كه همه اين اطلاعات
برگرفته از
گزارشهاي دست اول جاسوسي است ! در حاليكه اكنون
مشخص شده است همه اين اطلاعات جاسوسي دروغي بيش
نبوده است . البته دو دليل ديگر نيز براي شك نبردن وجود
داشت
اول اينكه بلر ماهها به نمايندگان مجلس
افكار عمومي
و رسانه هاي كشورش « تشنگي » داده بود تا « سراب » را آب
بپندارند.
دوم اينكه فقط سه ساعت براي مطالعه گزارش مبتني بر
« داده هاي صد در صد جاسوسي » به نمايندگان مجلس فرصت
داد
زماني كه كسي قادر نشد « انبار مو » را از « تغار » ماست
بيرون بكشد.
حدود سه ماه بعد زماني كه بلر دريافت كسي متوجه « كلاه
گشادي » نشده است كه وي بر سر همه گذاشت
گزارش دوم را
درباره تسليحات كشتار جمعي عراق منتشر كرد كه در مقايسه با
گزارش نخست
« گوني گشادي » بود كه حتي دست و پاي همه
را در خود جاي داد.
با گذشت حدود سه ماه از پايان جنگ عراق كه دولت
انگليس بر مبناي داده هاي اين دو گزارش
افكار عمومي
كشورش را جلب و در آن مشاركت كرد
اكنون مشخص
شده است كه اطلاعات مندرج در هر دوي آنها نه تنها داده هاي
صد در صد جاسوسي نبوده
بلكه از مقالات و اظهارنظرهاي
عمومي و غيرمحرمانه (بخوانيد اطلاعات عمومي ) نشات
گرفته است !
از همين رو
« جك استراو » وزير خارجه بلر اخيرا نسبت
به دست دوم بودن بخشي از اطلاعات مندرج در گزارش دوم كه
به « دوسيه مبهم » شهرت يافته است اعتراف و از مردم
عذرخواهي كرد. اين گزارش پانزدهم بهمن ماه سال گذشته
منتشر شد ولي بلافاصله موسسه جينز كه نشريات نظامي را
منتشر مي كند اعلام كرد
بخشي از گزارش برگرفته از مقالات
يكي از نشريات اين موسسه است .
يك دانشجوي عراقي مقيم آمريكا نيز گفته بود كه دولت
انگليس مطالب پايان نامه دوره دكتراي وي را در گزارش دوم
خود گنجانده است . اما جنجال بر سر گزارش دوم
دو ماه پيش
با افشاگري يك خبرنگار انگليسي آغاز شد
اگر چه وي فقط
افشا كرد كه دولت در اطلاعات جاسوسي داده شده براي درج
در دوسيه صدام دستكاري كرده است . هنوز جنگ قلمي و
لفظي ميان شبكه خبري بي .بي .سي كه خبرنگارش افشاكننده
اين مطلب بود
جريان داشت كه روزنامه « اينديپندنت » هم در
شماره اخير خود افشاگري جديدي را درباره دوسيه صدام
مطرح كرد.
اين روزنامه نوشته است كه گزارش اول (دوسيه صدام )
نيز مانند گزارش دوم از اطلاعات دست دوم و اظهارنظرهاي
عمومي و غيرمحرمانه براي بزرگ جلوه دادن توان تسليحات
كشتار جمعي عراق بهره برده است .
اينديپندنت با اشاره به اينكه برخي از اطلاعات مندرج در
دوسيه صدام مربوط به 21 ماه پيش از انتشار اين گزارش بود
توضيح داده است كه چگونه در اين گزارش مطالبي از
مقاله هاي « ويليام كوهن » وزير جنگ دولت كلينتون منتشر شده
در سال 1380 و يا اظهار نظر « جورج تنت » مدير سازمان سيا و
يا گزارش غيرمحرمانه سيا و موسسه بين المللي مطالعات
استراتژيك لندن موسوم به « آي .آي .اس .اس » بكار رفته است .
نگاهي دوباره به متن گزارشهاي منتشر شده از سوي
دولت انگليس درباره تسليحات كشتار جمعي عراق و قرار دادن
آن در كنار اين واقعيت كه به رغم گذشت سه ماه از پايان جنگ
عراق هنوز هيچ نشانه اي از تسليحات در عراق به دست نيامده
است
به خودي خود استدلال محكمي است بر اين مدعا كه
« بلر موعظه گري است كه به درستي مواعظش اعتقاد ندارد » .
اگر چرچيل محافظه كار براي مردم انگليس همچنان
محبوب است يك دليل مهمش كنار كشيدن او از قدرت در
زماني بود كه احساس كرد بيشترماندنش شعر معروف « عرض
خود مي بري و زحمت ما مي داري » را براي مردم كشورش معني
مي كند. چرچيل به همراه متحدين
جنگ دوم جهاني را برد
بدون آنكه دوسيه اي درست كرده باشد و پس از آن كار اداره
كشور را به ديگران سپرد تا همواره در قلب و ذهن مردم انگليس
جاودانه بماند.
اما آيا « توني بلر » هم حاضر خواهد شد توصيه مشفقانه
« كلرشورت » وزير مستعفي توسعه بين المللي خود را قبول كرده
و « رفع زحمت كند » تا اگر قلب و ذهن مردم كشورش را از
دست داده
دستكم حزب تحت رهبري خود را با سپردن سكان
به ديگري نجات دهد
علايم نشانگر آن است كه او دست به چنين اقدامي
نخواهد زد و همچنان عاشق موعظه گري است حتي اگر ديگر
اين مواعظ خريداري نداشته باشد و محبوبيت حزبش همسطح
با حزب رقيب محافظه كار شده باشد.
آخرين نظرسنجي نشان داده است كه هواداري مردم
انگليس از حزب كارگر به 35 درصد معادل محبوبيت حزب
محافظه كار
حزبي كه شش سال پيش به خاطر سياستهاي
راست گرايانه اقتصادي تن به شكست داد
رسيده است .
لندن ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي
پس از گذشت سه ماه از اشغال عراق
اكنون
مشخص شده است كه گزارشها و اتهامات وارده
از سوي بلر به عراق نه تنها داده هاي جاسوسي
نبوده
بلكه متوني بوده است كه از برخي
مجله هاي هفتگي و همچنين پايان نامه
دانشجويان گرفته شده بود!
به رغم افشاگري روزنامه هاي انگليس عليه
دروغگويي هاي بلر و رسوايي دولت كارگري
لندن
توني بلر همچنان عاشق وموعظه گري و
دروغ پردازي است و حاضر نيست به هيچ
قيمتي دست از مقام ومنصب خود بكشد

*****
اين بازي آنقدرها هم ساده نيست !
|
« ايران مانع اصلي در مقابل سياستهاي آمريكا واسرائيل
است » . « كاندوليزا رايس » مشاور امنيت ملي بوش ضمن اعلام
اين مطلب افزود : ايران بعنوان مشكل و مانعي بر سر راه صلح در
خاورميانه قرار گرفته است . وي افزود : ايران بخاطر
مخالفت هايش موجب ايجاد مشكل مي شود زيرا اين كشور
حاضر به اعتراف به مشروعيت اسرائيل نيست . رايس افزود :
ايران سياستهاي مخربش را تاييد مي كند و با حمايت از جنبش
حماس
حزب الله لبنان و ديگر گروههاي مخالف
اين سياست
را شعله ورتر مي كند. رايس خاطرنشان ساخت كه ايران بايد درك
كند كه خاورميانه در حال حاضر در حال تغيير كردن
است .
آنچه مشاور امنيت ملي بوش بيان كرده
حاوي نكاتي است
كه لازمست مجددا مرور شود. اظهارات وي شامل چند نكته
اساسي است . نخستين و مهمترين نكته
اينكه آمريكا و اسرائيل
در خاورميانه در يك جبهه قرار دارند و خاورميانه قرار است
براساس منافع مشترك آمريكا و اسرائيل در مسيري كه منافع
صهيونيست ها ايجاب مي كند
تغيير كند و رژيم هاي عربي
يا
مطلقا تسليم شوند و يا با رژيم ديگري كه منافع آمريكا و
اسرائيل ايجاب كند
تغيير يابند.
دومين نكته در اظهارات رايس
مخالفت ايران با طرح صلح
خاورميانه است . جاي تعجب است رايس از موضع مشاور
امنيت ملي آمريكا سخن مي گويد ولي به اين نكته واقف نيست و
نمي داند كه نبايد ايران را با برخي رژيم هائي مقايسه كرد كه به
آمريكا « چك سفيد » داده اند و هر طرحي كه آمريكا ارائه كند
پيشاپيش مي پذيرند و بر آن صحه مي گذارند. بايد پرسيد كه
سرنوشت مسافران قطار صلح خاورميانه و همان دسته از
رژيم هائي كه با طرحهاي آمريكا و اسرائيل موافقت كرده اند
چگونه بوده است عرفات نمونه خوبي در اين زمينه است . براي
چندمين دهه
ياسر عرفات توسط آمريكا و اسرائيل بعنوان يك
تروريست معرفي مي شد ولي بمحض تمكين به سياستهاي
آمريكا و اسرائيل
ناگهان « قهرمان صلح » معرفي شد. جايزه
صلح نوبل را به او دادند. پيمان « اسلو » و « مادريد » را امضا كرد و
قدم به قدم در برابر اسرائيل عقب نشست اما سرنوشت او چه
شد اسرائيل همان دولت نيم بند خودگردان را كه فقط بر 2
درصد كل خاك اصلي فلسطين
آنهم در مقياس محدود داخلي
سرپرستي مي كرد
به آنچنان درماندگي و فلاكتي كشاند كه مقر
عرفات را مرتبا زير بمباران گرفت . عرفات را آنچنان محاصره
كرد كه هنوز هم در محاصره است . اين اسرائيل است كه براي
ساير كشورهاي جهان تعيين مي كند چه كسي حق دارد با عرفات
ديدار كند و چه كسي نه آيا اين كشورها را مي توان حاميان
واقعي صلح اعراب واسرائيل ناميد « ايگور ايوانف » وزير
خارجه روسيه نخستين سياستمداري است كه توانسته با عرفات
در مخروبه اي كه زماني مقر دولت خودگردان عرفات بوده
ديدار
كند. آيا اين چشم انداز آبرومندانه اي از صلح خاورميانه است
به راستي عرفات از آنهمه عقب نشيني و سازش در برابر
اشغالگران صهيونيست
چه چيزي عايدش شد جز آنكه
« سيلوان شالوم » وزير خارجه رژيم صهيونيستي از كشورهاي
اروپائي خواسته است كه تماسهاي خود را با عرفات قطع كنند و
اعلام كرده است كه « اين مهم است كه جهانيان بدانند كه عرفات
مانعي در راه صلح است » .
بدين ترتيب صهيونيست ها به چيزي بيش از سازش و
عقب نشيني مي انديشند و آن « تسليم كامل و مطلق » است كه
حتي عرفات با آنهمه نرمش و كرنش و عقب نشيني هم بجائي
رسيده كه ديگر بيش از اين حاضر نيست به مردمش خيانت كند
و بهمين دليل « مانع صلح » تلقي مي شود.
نكته سوم در اظهارات « رايس »
عدم اعتراف ايران اسلامي
به مشروعيت اسرائيل است . به راستي آنها كه مشروعيت
حاكميت تروريستهاي يهودي بر سرزمين اسلامي فلسطين را
پذيرفتند
آيا قلبا
عقلا و منطقا به حقانيت و مشروعيت اين
اقدام خيانت بار خود عقيده داشتند يا صرفا در چارچوب تهديد
و تطميع آمريكا و صهيونيست ها به خيانت وادار شدند حتي
اخيرا برخي رژيم هاي سازشكار
قدم را فراتر گذاشته و در صدد
مشاركت اقتصادي با صهيونيست ها هستند. وزير خارجه قطر
اخيرا ادعا كرده است كه دنياي عرب ناچار است با اسرائيل به
مشاركت اقتصادي بپردازد و درهاي دنياي عرب را به روي
شركتهاي اسرائيلي بگشايد. فراموش نكنيم كه قطر متاسفانه در
حال حاضر كرسي رياست سازمان كنفرانس اسلامي را هم در
اختيار دارد.
بهرحال
يا او را تهديد كرده اند و يا وعده اي به او يا اربابش
داده اند كه اينگونه سخن مي گويد ولي آمريكا و صهيونيست ها
بدانند كه با تهديد و تطميع نمي توان حقايق عيني در جهان را
تغيير داد.
نكته مهم ديگر در اظهارات « رايس » اينست كه خاورميانه
درحال تغيير است . البته اگر منظور او اشاره به سرنوشت صدام و
تهديدات مشابه براي تغيير حكومت در عربستان و ساير
كشورهاي عرب است
كه امروزه بوش و دستيارانش در گرداب
رسوائي هاي ناشي از تجاوز به عراق دست و پا مي زنند. شايد
بتوان درون جلسات شوراي امنيت ملي آمريكا درباره همه چيز
سخن گفت و نقشه كشورها و نوع حكومت ها را بر روي كاغذ
تغيير داد اما باتلاقي كه آمريكا و انگليس در عراق گرفتار آن
شده اند
باندازه كافي بايستي به آمريكا و « رايس » فهمانده باشد
كه اين بازي آنقدرها هم كه رايس فكر مي كند
ساده نيست
بخصوص كه اين بازي در عراق هنوز تمام نشده است و معلوم
نيست كه تيم « بوش » تا پايان اين بازي رسوا
در كاخ سفيد
ماندگار باشند.

| | |