روزنامه جمهوري اسلامي 26/04/1382 صفحه عقيدتي
*****
عزت و افتخار حسيني در عرصه « مديريت »




  • آخرين قسمت
    دكتر غلامرضا رحمدل
    ابعاد مديريتي حركت الهي امام را از مبدا مكه معظمه به مقصد عراق كه دامنه زماني اين حركت از هشتم ذي الحجه سال 60 هجري لغايت دهم محرم سال 61 به مدت تقريبي 32 روز بوده است مي توان در محورهاي زير دسته بندي كرد :
    1 ـ تعريف مسئوليتهاي مختلف از متن حركت نهضت
    2 ـ واگذاري مسئوليتها به افراد كاروان به فراخور استعداد و مهارت :
    الف : مسئوليت حفظ و نگهداري نامه هاي مردم كوفه به عنوان اسناد مكتوب به عقبه به سمعان از بازماندگان و راويان حماسه عاشورا. عقبه بن سمعان غلام مملوك رباب همسر امام حسين و مادر عبدالله رضيع و سكينه خاتون بود او بعد از عاشورا پس از دستگيري و محاكمه بدستور عمربن سعد آزاد شد. يكي از روايات كليدي و كارساز عقبه بن سمعان روايت مبني بر مجعول بودن خبر تقاضاي بيعت با يزيد از سوي امام است . اين خبر را برخي از روات و ارباب مقاتل به استناد نامه منسوب به عمر سعد منتشر كرده بودند.
    ب : مسئوليت اقامه به موقع اذان به حجاج بن مسروق جعفي . حجاج مانند همرزم و هم قبيله اش يزيد بن مغفل شاعر و اديب بود و قبل از حركت امام به سوي عراق در مكه به آن حضرت پيوست و در روز عاشورا در حاليكه پس از جراحت سنگين سيماي خود را با خون خضاب كرده بود نزد امام برگشت به آن حضرت درود فرستاد دوباره روي به آوردگاه نمود و سرفرازانه به شهادت رسيد. او صوتي خوش داشت و اذانش به دل مي نشست .
    ج : سپردن ماموريت مذاكره غيرمستقيم با عبيدالله بن حر جعفي به يزيدبن مغفل جعفي و حجاج بن مسروق كه هر دو هم قبيله عبيدالله بن حر بوده اند.
    د : مسئوليت تعمير و تجهيز سلاح به جون شهيد سياهپوست كه در اين كار خبرويت داشت . جون در شب عاشورا كه صداي درهم تنيدن نماز و قرآن و دعاي حماسه آفرينان همچون صداي زنبوران عسل در گستره خيمه ها طنين انداز بود گرم صيقل دادن شمشير جنگجويان بود تا درخشش شمشيرها خورشيد را شرمنده سازد(اللهوف ـ سيدبن طاووس ـ متن عربي ـ چاپ نجف ـ ص 41 ) .
    هـ : واگذاري ماموريت مذاكره بازدارنده با مهاجمين مسلح دشمن در عصر تاسوعا به حضرت عباس بن علي . بنابه توصيف اغلب مورخين از جمله ابوالفرج اصفهاني در مقاتل الطالبين عباس جوانمرد35 ساله اي بود كه قامتي بلند و چهره اي زيبا و شخصيتي تاثيرگذار داشت و علاوه بر اشتهار در شجاعت و نفوذ معنوي تني چند از مهره هاي اصلي سپاه دشمن مانند شمربن ذي الجوشن و عبدالله بن ابي محل خويشاوندان مادري او بوده اند و بدين ترتيب آن حضرت مولفه هاي روانشناختي و جامعه شناختي لازم را براي مذاكره اي مهم و سرنوشت ساز داشته است .
    3 ـ مديريت روابط انساني :
    الف ) تعاون نمونه : آب دادن به سپاه تشنه دشمن به فرماندهي حربن يزيد رياحي در دامنه ذوحسم .
    نتيجه اين عمل انساني آن بود كه تحولي بزرگ در درون حر آغاز شد و آنچنان فضاي معنوي به وجود آمد كه حر و سپاهيانش علي رغم خطرات و عقبات سنگيني كه از جانب والي دست نشانده كوفه مي توانست آنها را تهديد كند نمازظهر را به امامت امام حسين بجا آوردند. اين عمل انساني و جوانمردانه امام همچنين باعث شد كه حر شجاع ترين عنصر شهر كوفه و از محوري ترين فرماندهان نيروهاي مسلح يزيد در ادامه حضور در سپاه يزيد دستخوش ترديدي بنيان كن شود و در فرايند انتخابي آگاهانه به همراه سي تن از نيروهاي خود به جبهه امام برگردد و سيماي قرآني يك فرمانده توبه كار جبهه دشمن را در گستره تاريخ به نمايش درآورد. امام در نهضت افتخارآفرين خود اهداف كلان و بلندمدت را دنبال مي كرد نه اهداف مقطعي را هدف امام نفوذ در قلب تاريخ بود نه جلوس بر اريكه تاريخ . تبليغات دامنه دار دشمن كه با حجم وسيعي از جنگ رواني پشتيباني مي شد مجال فكركردن به مردم نمي داد تا بدانند در مقابل چه كسي شمشير مي كشند. امام مي خواست در فرايند روابط انساني در قلب دشمن نفوذ كند و خويشتن گمشده آنها را به آنها بازگرداند و سپاه دشمن را از درون متحول كند. اين مواضع آفاق انديشانه و بلندنظرانه امام اگر در كوتاه مدت ثمر نداد در ميان مدت و بلندمدت ثمر بخشيد. قيام توابين قيام مختار قيام ضداموي خوارج بحرين و يمامه به رهبري نجده بن عامر قيام حره به رهبري عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه در مدينه و انزجار عمومي جهان اسلام عليه يزيد و جنايتكاران جنگي كربلا همه تحت تاثير همين مواضع جوانمردانه و روشنگرانه امام بود. اين شيوه مبارزه را ملت مسلمان ايران در مبارزه عليه حاكميت پهلوي نيز تجربه كردند در آن روزگاران چريك هاي چپ و مبارزان ماركسيست ارتش و نيروهاي مسلح نظام پهلوي را بازوان مسلح رژيم مي دانستند و مي گفتند : تنها ره رهايي جنگ مسلحانه . اما مبارزان و توده هاي ميليوني مسلمان با الهام از تعاليم سيدالشهدا و فرامين امام خميني ارتش را برادر خود مي دانستند و در مقابل گلوله به آنها گل مي دادند و حساب توده هاي ارتش را از فرماندهان ارشد و مغز فروخته جدا مي دانستند اين شيوه از مبارزه حسيني باعث شد كه ارتش از درون متحول شود و به نفع ملت و عليه رژيم وارد عمل شود.
    ب مذاكره . نمونه ها : مذاكره موفق با زهيربن قين فزاري رئيس قبيله بني فزار كه پيش از آن از طرفداران بني اميه بود. زهير از طرفداران عثمان بود اما براي امام حسين احترام ويژه اي قائل بود. امام نيز مي دانست كه زهير جزو آن دسته از سياستمداران نيست كه تحت تاثير دگماتيسم حزبي حتي در صورت آشكار شدن حقيقت چشم خود را به روي واقعيات ببندند و همچنان بر عقيده خود متعصبانه پاي بفشرند. لذاست كه با او مذاكره كرد و مواضع حق طلبانه خود را براي او تبيين كرد و او را به كاروان شهيدان برگردانيد.
    مذاكره با عمربن سعد فرمانده سپاه ابن زياد : واسطه اين مذاكره شهيد عمروبن فرظه انصاري فرزند قرظه بن كعب صحابي پيامبر وياور امام علي (ع ) بود. امام در مذاكره با عمر سعد كوشيد تا مواضع حق طلبانه خود را براي وي تبيين كند. اين مذاكره عمربن سعد را به ورطه ترديد و تعارضي شكننده و فرساينده كشانيد. عمرسعد تا قبل از مذاكره حسين را عنصري نامطلوب و حق گريز معرفي مي كرد. اما پس از اين مذاكره مردم به ماهيت فريبكارانه و مقام پرستانه عمرسعد بيشتر پي بردند و فرماندهاني مانند ابوالشعثاكندي به سپاه امام پيوستند لازم به ذكر است كه پدر عمر سعد يعني سعدوقاص از صحابه مجاهد پيامبراكرم (ص ) بود. برادرش عميربن سعد نيز با وجود آنكه در جنگ بدر بيش از 16 سال نداشت جزو شهداي سرفراز اين جنگ بود. عموي وي هاشم مرقال نيز از سرداران امام علي و از شهداي صفين بود. يعني همه قبيله عمرسعد پرهيزگاران و مجاهدان دين بودند اما جاه طلبي و مقام خواهي عمرسعد را روياروي امام قرار داده بود.
    3 ـ مديريت اطلاع رساني
    امام در روند حركت و در مراحل مختلف نهضت هر جا كه فرصتي به دست مي آمد با معرفي خود و نهضت و افشاگري ماهيت ضدديني و ضدمردمي دشمن مي كوشيدند كه به تنوير افكار عمومي نيروهاي دشمن بپردازند. نيروهايي كه تعداد زيادي از آنها به تعبير فرزدق قلبشان با امام اما شميشرشان در خدمت بني اميه بود.
    نمونه ها :
    الف ) خطبه روشنگرانه امام در محل ذوحسم بعد از اقامه نماز.
    ب ) خطبه انقلابي و افشاگرانه امام در محل بيضه خطاب به نيروهاي تحت امر حربن يزيد رياحي امام در اين خطبه از قول پيامبر(ص ) پيروي از حاكم ستمگر را حرام مبارزه نظري و عملي با چنين حاكمي را واجب و سكوت در مقابل چنين حاكمي را مستوجب عذاب الهي دانست . امام در فرازي از اين خطبه فرمود : اينها حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام مي كنند. به مردم ظلم مي كنند. و بيت المال را غارت مي كنند.
    ج ) خطبه بيدارگرانه و تاريخي امام در روز عاشورا خطاب به نيروهاي عمل كننده دشمن و تشويق آنها به نافرماني از آمرين و طراحان جنگ .
    نتيجه : عليرغم جو پليسي و نظامي حاكم بر نيروهاي دشمن تعداد زيادي از نيروهاي دشمن به تپه هاي اطراف گريختند و از جنگ سرباز زدند.
    برخي نيز مانند مسروق بن وائل در آغاز جنگ منفعل شده و فرار كردند و بعد از عاشورا از راويان عاشورا شدند (تاريخ طبري ترجمه ابوالقاسم پاينده جلد پنجم ص 3023 )
    برخي نيز صفوف دشمن را در هم شكسته و خود را به امام رسانيدند و آنقدر جنگيدند تا شهيد شدند كه از ميان آنها مي توان به دو برادر بنامهاي ابوالحتوف و نصر انصاري اشارت كرد كه هر دو از خوارج بودند و با همان شعار خوارج يعني : لاحكم الالله و لاطاعه لمن عصاه اينبار حكم خدا را در موضع اصلي و غيرانحرافي خود بكار بردند و به سوي اردوگاه حسين برگشتند. (ابصار العين في انصار الحسين ـ ص 94 )
    عده اي نيز كه در زمان جنگ به دليل تبليغات گسترده دشمن كه با حجم وسيعي از جنگ رواني همراه بود فرصت فكر كردن نداشتند بعد از عاشورا عظمت فاجعه را درك كردند و براي اقناع وجدان ملامتگر خود به قيام توابين پيوستند و در جنگ با سپاه بني مروان در محل عين الورده به قتل رسيدند. توابين گرچه دير جنبيدند اما درس عبرتي شدند براي موج سواران غافل و درياگريزان مرعوب و منفعل .
    4 ـ مديريت آب
    هر يك از كاروان امام موظف بودند كه هر صبحگاه قبل از حركت خود را به آبگاه آبادي رسانيده و مشك هاي خود را پر آب كنند. آب در سفرهاي طولاني عراق و حجاز نقش كليدي و حياتي داشته است مديريت مدبرانه امام باعث شده بود كه كاروان امام در مسير آن سفر طولاني هرگز با مشكل كمبود آب مواجه نشوند.
    5 ـ سازماندهي سپاه
    امام در روز عاشورا به آرايش نظامي نيروهاي موجود پرداخت :
    الف ) فرماندهي جناح راست سپاه به زهيربن قين زهير بعد از اقامه نماز عاشورا به امامت سيدالشهدا به شهادت رسيد.
    ب ) فرماندهي جناح چپ : حبيب بن مظاهر از پيروان و طلايه داران نبردهاي مكتبي او در حماسه نماز ظهر عاشورا مدافع نيروهاي نمازگزار بود در مقابل مهاجمان مسلح از جان امام و نمازگزاران دفاع كرد و پس از نبردي جوانمردانه به شهادت رسيد. دشمن سر او را بريد و بر گردن اسب خود آويخت . حبيب شهيد حماسه نماز بود.
    ج ) فرماندهي يگان تيرانداز به مجاهد مكتبي نافع بن هلال بجلي او روي تيرهاي خود مي نوشت : انا بجلي انا علي دين علي : من بجلي ام پيرو دين علي ام .
    د) پرچمدار سپاه : قمر بني هاشم عباس بن علي (ع )
    6 ـ مديريت امنيت خيمه ها :
    الف ) متصل ساختن خيمه ها با طناب به همديگر
    ب ) گماشتن محافظ مسلح به فاصله هر دو خيمه يك محافظ
    ج ) ديواره آتش : امام دستور داده بود تا پشت خيمه ها خندق هايي حفر كرده و هيزمها را در آن خندق ها به آتش بكشند تا با اين تمهيد اولا دشمن از پشت به خيمه ها حمله نكند و ثانيا عرصه جنگ تنگ گردد و دشمن قادر نباشد همه نيروهاي خود را وارد عمل نمايد و فقط از روبرو بجنگد. ديواره آتش از پشت و ديواره نيروي انساني از روبرو باعث شده بود كه دشمن نتواند به خيمه ها آسيب وارد آورد و يك بار هم كه از روبرو به خيمه ها حمله كرده بودند با مقاومت شجاعانه مدافعان مسلح خيمه ها مواجه شدند و با دادن يك كشته عقب نشستند.
    منابع :
    1 ـ قرآن كريم
    2 ـ ابصار العين في انصار الحسين شيخ طاهر سماوي منشورات مكتب بصيري قم
    3 ـ اصحاب الحسين علي محمد علي دخيل انتشارات موسسه اهل البيت بيروت
    4 ـ تذكره الخواص سبط ابن الجوزي انتشارات موسسه اهل البيت بيروت 1401 هـ ق
    5 ـ تئوريهاي مديريت دكتر كمال پرهيزگار انتشارات آگاه تهران 1375
    6 ـ تاريخ طبري ترجمه ابوالقاسم پاينده انتشارات بنياد فرهنگ ايران تهران 1352
    7 ـ زندگاني سفير حسين (ع ) محمدعلي عابدين ترجمه سيدحسن اسلامي دفتر انتشارات اسلامي چاپ دوم بهار 1374
    8 ـ مثير الاحزان ابن نماي حلي انتشارات مدرسه امام مهدي (ع ) قم 1406 ق .
    حضرت امام حسين (ع ) در نهضت افتخارآفرين خود اهداف كلان و بلندمدت را دنبال مي كرد نه اهداف مقطعي را هدف امام نفوذ در قلب تاريخ بود نه جلوس بر اريكه تاريخ .
    امام حسين (ع ) مي خواست در فرايند روابط انساني در قلب دشمن نفوذ كند و خويشتن گمشده آنان را به آنان باز گرداند و سپاه دشمن را از درون متحول كند. اين مواضع آفاق انديشانه و بلند نظرانه امام نه در كوتاه مدت كه در ميان مدت و بلند مدت ثمر بخشيد و قيام هاي متعدد و انزجار عمومي جهان اسلام را عليه دستگاه اموي برانگيخت .