روزنامه جمهوري اسلامي 26/04/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • خاطره
    عبور از ميدان مين

  • آخرين ايام حضور
  • معرفي نشريه
  • *****
    خاطره
    عبور از ميدان مين


  • عمليات بيت المقدس بود. در آخرين لحظات عمليات بوديم . هدف آزادسازي شهر بود. گردان ما تا آخرين خاكريزهاي دشمن تنها يك ميدان مين فاصله داشت . خبر رسيده بود كه بچه هاي يگان تخريب قادر به خنثي نمودن مين ها نشده اند. فرمانده يكي از تيپ ها كه فاصله كمي با من داشت سربلند كرد و در همان حال از بچه ها خواست كه اگر داوطلب عبور از ميدان مين هستند خود را معرفي كنند.
    عده زيادي از ياران بخصوص دلاوران تبريزي داوطلب انجام اين مهم شدند. با كمال ناباوري شاهد انفجار مين ها و گشوده گرديدن معبري براي عبور بقيه افراد بودم .
    نيمه شب بود كه از دور شخصي را در ميدان مين مشغول خم و راست شدن ديدم . با احتياط جلو رفتم . يكي از بچه هاي گردان ما بود كه در آن بحبوحه نماز مي خواند. جلو رفتم يكي ديگر از بچه ها را ديدم كه اعضاي تكه تكه شده پايش در اطراف ميدان مين پخش گرديده بود. حيران مانده بودم كه دوستي مرا به خود آورد و آرام در گوش من گفت : « حميد! به خدا سوگند او را ديدم در حاليكه در پس انفجار يك مين و از دست دادن يك پاي خود دليرانه اسلحه اش را چون عصايي زير بغل گذارد و با پاي ديگر بر روي مين ديگري رفت . » در حاليكه گريه مي كردم جلو رفتم و او را بلند كردم كه به سنگر برسانم .
    اعضاي بدنش در هرگام كه برمي داشتم از پيكرش فرو ميريخت . نزديكي هاي سنگر بودم كه خبر پيروزي در عمليات به ما رسيد. همه خوشحال بودند. وقتي براي او كه در آغوش من بود خبر پيروزي رزمندگان را گفتم لبخند زد و در همان حال جان سپرد. گويا منتظر همين خبر بود.
    راوي : برادر حميد داود آبادي

  • *****
    آخرين ايام حضور




  • روايتي از روزهاي آخر جنگ در خاطرات سردار اسدالله ناصح
    اشاره : اگرچه از طرف سازمان ملل قطعنامه 598 صادر شده بود ولي رژيم بعث عراق باز هم اين فكر را در سر مي پروراند كه در فرصتي مناسب بار ديگر به ايران اسلامي يورش آورد و اين خاك مقدس اشغال نمايد. اما با حضور قدرتمند رزمندگان اين كار عملي نگشت و عراق نااميدانه و بي رمق و ناتوان گوشه عزلت گزيد. آنچه در پي مي آيد خاطره اي است از آن روزها كه توسط سردار اسدالله ناصح در مراسم شب خاطره حوزه هنري بيان گرديد. اميد آنكه مقبول افتد.
    جنگ تحميلي به روزهاي پاياني خود نزديك مي گرديد و آتش اين ايام مي رفت تا در جاي جاي خاك مقدس جبهه و در پيكرهاي خون آلودي كه در اين خاك نماز شهادت خوانده بودند به نفع نيروهاي اسلام خاموش گردد.
    در اين ميان افراد دشمن كه روش خاصي را در باز پس گيري مناطق تحت تصرف ما اتخاذ كرده بودند نهايت توان خود را به كار مي بستند تا بلكه بخشي از ارتفاعات و مواضع حساس تحت تصرف نيروهاي ايراني را مجددا به خاك خود اضافه نمايند . اين حركتها كه بعد از عمليات والفجر 9 در منطقه « ايوان » آغاز گرديده بود در جايي نيز به نفع نيروهاي دشمن ادامه مي يافت . قصد دشمن تصرف ارتفاعات حساس و مناطقي از قبيل فاو و شلمچه بود. تعداد نيروهايمان اندك بود اما بنيه و روحيه اسلامي اعضا همچنان چشمگير و شايان توجه مي نمود.
    اغلب دوران انجام وظيفه ام در خاك گلگون جبهه ها و در مناطق بحران زده غرب سپري گرديده است . هنوز نيز در خاطرم خاطرات سر پل ذهاب و گيلانغرب و قصرشيرين زنده است . دشمن در اين مناطق نيز قصد تحركات شومي داشت . آن روزها بخشي از اين نواحي به دست برادران ارتش و قسمتي ديگر با جانفشاني هاي نيروهاي تيپ « مسلم » و ايثارگران بومي همان منطقه اداره مي گرديد.
    ساعت 6 بعدازظهر بود . در فاصله نه چندان دور تحركات دشمن كاملا قابل مشاهده و محسوس بود. پاركهاي موتوري بعثيون هر آينه خودروهاي بيشتري را در خود جاي مي داد و اين چنين بود كه آتش سهمگين دشمن آغاز گرديد. از اوايل شب تا ابتداي صبح روز بعد گلوله هاي بي امان خصم بود كه بر سر ما مي باريد.
    عاقبت نيز درگيري شديدي در خط اول مقابله با دشمن در گرفت . جناح چپ ما كه به گيلانغرب منتهي مي گرديد خيلي زود سقوط كرد ولي بخش استقرار و تمركز نيروهاي ما به يمن وجود موانع طبيعي از جمله ارتفاعات مقاومت خود را در برابر دشمن از سر گرفت . در يك آن پلي كه دو جناح مقاومت ما در برابر دشمن را به هم وصل مي كرد نظرم را جلب كرد. نيروهاي عراقي نيز متوجه آن شده بودند و بدينوسيله قصد دور زدن نيروها و تهاجمي دو طرفه به ما را در سر مي پروراندند كه به حمدالله با انفجار پل نقشه شومشان نقش بر آب گرديد.
    در اين ميان فرمانده دلير ما با اصابت گلوله اي از ناحيه گردن و سقوط همزمان از بالاي ارتفاعات جراحتي شديد را متحمل گرديد كه به سرعت به عقب جبهه منتقل شده و تحت مراقبت هاي پزشكي قرار گرفت . تصور كنيد آتش بي امان دشمن را در كنار كمي نيروهاي رزمنده و فقدان سازماندهي و همچنين هراسي كه از آسيب فرمانده و نبودن او در كنارمان در دلها رخنه كرده بود . حدود 2 گروهان نيرو در اختيار داشتم كه بالاجبار فرماندهي رزمندگان را بعهده گرفتم .
    شب فرا مي رسيد و به ناچار يكي از دو گروهان تحت امر نيز مي بايست شب هنگام جلو پيشروي عراقيون را سد نمايد. آن شب تمامي مشكلات را با ذكر توسل و فعاليتهاي چشمگير بچه ها پشت سر گذاشتيم . فردا صبح هواپيماهاي دشمن بر بالاي سر بچه ها اعلاميه هايي پخش مي كرد مفاد آن اينكه : « ما در مراحل پس از تصويب قطعنامه 598 قرار داريم . دست از مقاومت برداريد و تسليم شويد كه قصد ما صرفا بالا بردن ميزان اسرا است ! »
    دشمن قصد داشت با اين حيله در موقع تبادل اسرا امتيازات بيشتري را از كشور اسلاميمان سلب نمايد. نيروهاي كمك از راه مي رسيدند اما در نهايت مظلوميت گامي پيش ننهاده و بعضا قبل از پياده شدن از خودروهاي مورد اصابت بمب هاي دشمن قرار مي گرفتند. سازماندهي نيروها بسيار مشكل بود و پيشروي دشمن هر آينه بيشتر مي شد.
    با اندك رزمنده اي كه در اختيار داشتم قصد خارج شدن از لشكر را نموديم بلكه با آرايش نظامي هر چند كم در مقابل هجوم عراقيون مقاومتي در خور توان بنماييم . در ابتداي شهر ساختمان بزرگ سپاه جلب توجه مي كرد. در حال خوردن آب از سطلي مقابل ساختمان سپاه بودم كه صداي ماشينهاي عراقي كه نزديك مي شدند توجهم را جلب نمود. نيروها پراكنده شده بودند و من با تنها ياري كه همراهم بود به پارك مجاور زديم و در ميان بوته هاي گوجه فرنگي كه كمي جلوتر بود پنهان شديم .
    شهر كاملا در تصرف دشمن بود. اما حضور ما توجه آنها را جلب ننمود. شب را پس از اقامه نماز در همان ساختمان گذرانديم و فردا صبح را با تجربه اي كه از عمليات برون مرزي داشتم با گفتن تشهد به روستا زدم . كوچكترين امكاني براي زنده ماندنم نبود با اينحال به قصد پيدا نمودن اندكي آذوقه و بالاخص آب داخل دهكده اي شدم . گاهگاهي صداي پا يا گفتگوي تني چند از عراقيون سكوت خواب آلوده صبح را در هم مي شكست . به هر حال داخل خانه اي كه در آن نيمه باز بود شدم و مقداري چاي و آب با خود برداشتم . چيزي كه حالا مهم بود بازگشتن به سمت نيروهاي خودي بود. دو نفر سرباز عراقي مستقيما به سمت خانه مي آمدند در پشت در پنهان شدم صداي قدمها نزديكتر مي شد. نمي دانم از كجاي در آن خانه خلوت سگي هم پيدا شده بود كه دايم پارس مي كرد. توجه سربازان عراقي به خانه جلب شده بود صداي سگ آن هم در آن موقع صبح برايشان غيرعادي بود. آرام اسلحه ام را مسلح كردم . يكي از سربازان اندكي از در را گشود و سگ با گشوده شدن در و ديدن سربازان به سمت خيابان دويد.
    عراقي ها دور مي شدند. فرصتي پيدا كردم و سرم را از داخل خانه بيرون آوردم . سربازها در كمركش كوچه اي پيچيدند. يا علي (ع ) گفتم و دل به دريا زدم وقتي خود را داخل خيابان ديدم آنچه در توان داشتم به كار بستم و با نهايت سرعت دويدم و خيلي زودتر از آنچه فكر مي كردم به بچه ها رسيدم اما صداي قدمها و بخصوص آن سگ لعنتي تا مدتها در گوشم بود.
    تهيه و تنظيم : فرزاد جمشيدي
    يا علي (ع ) گفتم و دل به دريا زدم وقتي خود را داخل خيابان ديدم آنچه در توان داشتم به كار بستم و با نهايت سرعت دويدم و خيلي زودتر از آنچه فكر مي كردم به بچه ها رسيدم .
    جناح چپ ما كه به گيلانغرب منتهي مي گرديد خيلي زود سقوط كرد ولي بخش استقرار و تمركز نيروهاي ما به يمن وجود موانع طبيعي از جمله ارتفاعات مقاومت خود را در برابر دشمن از سر گرفت .

  • *****
    معرفي نشريه




  • نگاه
    سي و سومين شماره نشريه « نگاه » ماهنامه تحليل هاي نظامي ـ راهبردي منتشر شد اين نشريه كه توسط دفتر مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منتشر مي شود در سي و سومين شماره اش مطالب زير را گنجانده است .
    شكست جنگ عليه تروريسم ـ جنگ آمريكا ـ عراق مشكلات ژئو استراتژيك آمريكا در پي ريزي نظام تك قطبي ـ درس هاي فوري جنگ عراق ـ بررسي برخي از ابعاد پنهان عمليات آمريكا در عراق ـ تهاجم نظامي به عراق اهداف استراتژيك و تاكتيك آمريكا و معضل هسته اي كره شمالي تصميم جمهوري دموكراتيك خلق كره مبني بر خروج از معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي از نگاه حقوق بين الملل ـ تحليلي بر روابط ناتو و اتحاديه اروپا اهداف جنگ و پايان آن معرفي كتاب و تروريسم پديده اي غير اسلامي است .


    اجتناب ناپذيري جنگ
    اجتناب ناپذيري جنگ عنوان دومين مجموعه از كتابهاي نقد و بررسي جنگ ايران و عراق است كه توسط مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منتشر شده است .
    « محمد دروديان » مولف كتاب اين مجموعه را در چهار فصل با عنوانهاي جنگ : بررسي نظريه ها علل وقوع جنگ ايران و عراق ديدگاهها و نظريه ها رقابت درگيري همكاري وانقلاب و جنگ تقسيم كرده است .


    « اجتناب ناپذيري جنگ » در 296 صفحه قطع رقعي و در شمارگان 3000 نسخه در اختيار علاقمندان به تاريخ دفاع مقدس قرار گرفته است .
    كارنامه نبردهاي زميني
    « كارنامه نبردهاي زميني » عنوان پنجمين مجموعه از اطلس راهنماست كه توسط مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه به چاپ رسيده است .
    اين مجموعه كه در قطع خشتي گنجانده شده است در شش فصل با عنوانهاي ايران و عراق پيش از جنگ تجاوزات عراق تا هجوم سراسري نبردهاي ايران در جبهه هاي جنوبي نبردهاي ايران در جبهه هاي مياني نبردهاي ايران در جبهه شمالي و پايان جنگ منتشر گرديده است .
    كارنامه هاي نبردهاي زميني در 195 صفحه و در شمارگان 5000 نسخه و با قيمت 1000 تومان به بازار نشر دفاع مقدس عرضه گرديد.
    علاقمندان جهت تهيه اين مجموعه مي توانند : به آدرس : تهران ـ خ انقلاب ـ خ 12 فروردين ـ ساختمان ناشران ـ طبقه اول ـ شماره يك مكاتبه و يا با شماره تلفن 6497227 تماس حاصل نمايند.