روزنامه جمهوري اسلامي 24/04/1382 صفحه عقيدتي

  • عزت و افتخار حسيني در عرصه « مديريت »
  • صياد دل عاشقان خدا
  • *****
    عزت و افتخار حسيني در عرصه « مديريت »




  • دكتر غلامرضا رحمدل
    قسمت اول
    يكي از مصاديق عزت و افتخار و متغير تاثيرگذار در تنظيم و استحكام ساختار روابط انساني و نوسازي جامعه براساس الگوي علوي مديريت مكتبي است . اين نوع مديريت از عناصر بهم پيوسته دانش و خلاقيت تركيب مي يابد كه بر حول محور تعهد و مسئوليت ديني تحقق مي پذيرند. به بياني ديگر مي توان گفت كه علم و تعهد دوبال پرواز مديريت مكتبي هستند پرنده بدون بال از حيثيت پرندگي خارج مي گردد و در حد قطعاتي از چوب و سنگ و اشيا جامد ديگر تنزل مي يابد همانگونه كه پرنده تك بال نيز ناقص بوده و نيروي پروازش در نيمه ناقص وي محبوس مي گردد. لذاست كه يوسف (ع ) با تاكيد بر دو عنصر « حفظ » و « علم » براي اثبات شايستگي خود در احراز رياست عاليه خزانه كشور مصر مي فرمايد :
    اجعلني علي خزاين الارض اني حفيظ عليم . (آيه 55 سوره يوسف )
    بنابراين در مديريت مكتبي حفيظ بودن (صيانت از بيت المال براساس آموزه هاي ايدئولوژيك ) و عليم بودن (دانش اداره امور مردم ) از مولفه هاي اصلي و ثابت و از متغيرهاي مستقل تاثيرگذار در دوران تاسيس استقرار تثبيت و استمرار نظام حكومتي پايدار است .
    خلاقيت مديريتي نيز از « بلوغ اشد » يعني بلندترين نقطه علم برمي خيزد. زيرا علم در نقطه اوج خود حيثيت هنري مي يابد زيبا مي شود و به بار خلق و ابداع مي نشيند. باتوجه به اهميت مديريت مكتبي و تاثير آن در رضايتمندي رعايا(شهروندان ) و شكوفايي استعدادهاي خلاق و نقش غيرقابل انكار اين نوع مديريت در فراهم سازي قسط اسلامي و عدالت علوي در اين مقاله حماسه افتخارآفرين عاشورا را از دريچه مديريت مكتبي به تماشا مي نشينيم و گوشه هايي از مديريت مكتبي حضرت را تقديم نظر شيفتگان مديريت مكتبي مي كنيم . شايان ذكر است كه يكي از مولفه هاي قابل توجه امام حسين در تعميق واستحكام نهضت كه خود در مديريت اثربخش حائز اهميت است ميزان تاثيرگذاري و ثمردهي عملكردهاست . في المثل يكي از توصيه هاي ولايي امام به مسلم بن عقيل (ع ) قبل از حركت آن سفير به كوفه اين بوده است كه : منزل متنفذترين شيعيان كوفه را قرارگاه نهضت قرار دهد. در آن برهه از تاريخ شخصيت هايي مانند سليمان بن صرد خزاعي مسلم بن عوسجه مسيب بن نجبه رفاعه بن شداد و... از متنفذترين شيعيان كوفه بودند اما مختار ثقفي علاوه بر نفوذ شهري از يك امتياز ديگري نيز برخوردار بود; او داماد نعمان بن بشير امير منصوب بني اميه در كوفه بود. مسلم بن عقيل با نصب العين قراردادن رهنمودهاي امام خانه مختار را به عنوان قرارگاه نهضت انتخاب كرد و اين امر در منفعل كردن نعمان بن بشير و اتخاذ موضع مسالمت آميز نعمان در قبال نهضت شيعيان كوفه و در نتيجه گسترش دامنه نهضت در كوفه نقش به سزايي داشته است . همچنين به خاطر رعايت اصل مخفي كاري تاكتيكي در تحقق اهداف مكتبي در تنفيذ ماموريت مسلم بن عقيل موكدا توصيه كرده بود كه در جريان اين ماموريت حساس اصل مخفي كاري را رعايت كند مسلم نيز در راستاي اجراي اهداف مكتبي پيشوا مسير ماموريت مكه به كوفه را به گونه اي طراحي كرده بود كه ماموران و مزدبگيران بني اميه بويي از حركت او نبرند و روند اهداف مرحله اي حضرت را در اين ماموريت به مخاطره نيندازند. مسلم بن عقيل با مطمح نظر قراردادن نقطه نظرات مدبرانه امام در رعايت مخفي كاري تشكيلاتي (تقواي سياسي ) پس از عزل نعمان بن بشير امير مسالمت جو و خويشتندار كوفه از سوي يزيد و ورود عبيدالله بن زياد و متعاقب آن پيوستن تعداد معتنابهي از مهره هاي ذي نفوذ و سياسي كار كوفه مانند شبث بن ربعي و عمروبن حجاج به حكومت و انفعال تعداد ديگري از نيروهاي مرعوب و واپسگرا و ريزش روبه تزايد نيروها و در نتيجه سنگين شدن كفه ترازوي قدرت به نفع بني اميه ديگر فعاليت علني را به مصلحت اهداف ماموريت نديد و قرارگاه تبليغاتي و عملياتي نهضت را از منزل مختار به منزل هاني بن عروه مرادي تغيير داد.
    امام حسين مي دانستند كه يكي از ابزارهاي راهبردي دشمن در خنثي نمودن نهضت بدست آوردن اطلاعات مفيد از موقعيت رده هاي تاثيرگذار نهضت و شناسايي مرتبطين كليدي نهضت است تا از اين طريق فرايند تبادل اطلاعات بين امام و مرتبطين مخدوش گشته و زنجيره ارتباطي نيروها كور گردد. لذاست كه حلقه هاي واسط نهضت يعني سفرا و پيك هاي اطلاعاتي را از ميان نيروهايي برمي گزيد كه علاوه بر ايمان راسخ به آرمانهاي امام و توان مقاومت در مقابل مضايق و شكنجه هاي دوران اسارت در صورت دستگيرشدن با بهره گيري از كياست مكتبي فرصت هاي سوخته را بازسازي كنند و روشنگر افكار عمومي باشند. انتخاب سفيران سرفراز شهيد قيس بن مسهر صيداوي و شهيد عبدالله بن يقطر در سمت رابطين تبادل اطلاعات نهضت بين امام و شيعيان كوفه در همين راستا بوده است مرحوم سماوي مولف اثر ارزشمند ابصارالعين في انصارالحسين در معرفي شهيد قيس بن مسهر با انعكاس گوشه هايي از محاكمه قيس بن مسهر در بيدادگاه ابن زياد تصويري از كياست مكتبي اين سفير آگاه را در استفاده از فرصت هاي نيمه سوخته بيان مي نمايد. (ابصار العين في انصارالحسين سماوي ص 65 ) :
    ابن زياد پس از دستگيري قيس بن مسهر خطاب به اين مجاهد :
    نامه حسين را چه كار كردي
    قيس : آنرا پاره كردم
    ابن زياد : حسين نامه را براي چه كساني نوشته بود
    قيس : نمي دانم
    ابن زياد : اگر از اخبار درون نامه به من خبر نمي دهي پس به منبر برو و حسين را دشنام ده .
    قيس بالاي منبر رفت . او تصميم گرفت تا از فرصت بدست آمده براي اطلاع رساني به نفع نهضت حداكثر استفاده را بنمايد و مردم را از حركت امام آگاه كند پس روي به مردم كرد و گفت : اي مردم ! حسين فرزند علي (ع ) بهترين بندگان خداست او فرزند فاطمه (ص ) و رسول خداست و من فرستاده او به سوي شما هستم . من در محل حاجز از او جداشده و به سوي شما آمده ام . قيس سپس ابن زياد را لعنت كرد و به امير المومنين علي (ع ) صلوات فرستاد.
    ابن زياد كه از شدت خشم رگهاي گردنش ورم كرده بود دستور داد تا آن مجاهد آگاه و جان بركف را از بام قصر به زمين افكندند و بدين ترتيب دومين سفير سينه سرخ حسين نيز به شهادت رسيد.
    اطلاع رساني قيس بن مسهر از فراز منبر كه مردم را از مسير حركت امام با خبر ساخته بود به سرعت در جامعه كوفه انعكاس يافت . از زمان سركوب جنبش مسلحانه مردم كوفه به رهبري مسلم بن عقيل (ع ) عده اي از مجاهدين زندگي مخفيانه داشتند تا به دام ماموران حكومتي يزيد نيفتند. آگاهي آنها از مسير حركت امام حسين موجب شد تا علي رغم حكومت نظامي حاكم بر كوفه با بهره گيري از كياست مكتبي و تجارب جهادي ره كوره هاي خطر را در نورديده و خود را در دشت هاي بين مدينه و عراق به حسين برسانند. چنانكه نافع بن هلال بجلي فرمانده يگان تيرانداز سپاه امام حسين در روز عاشورا اسب خود را به همرزم ديگر خود عمروبن خالد صيداوي سپرد و خود پياده از روي نشانه هايي كه قيس بن مسهر داده بود به سوي حسين حركت كرد و نرسيده به منطقه دو حسم (محل تلاقي سپاه امام با سپاه حر) به امام رسانيد. متعاقب آن عمرو بن خالد صيداوي نيز در حاليكه اسب همرزم خود نافع را يدك مي كشيد همراه با چند رزمنده ديگر در محل عذيب هجانات به كاروان امام پيوست .
    شفاف سازي جبهه نبرد و آزادسازي تشكيلات نهضت از عناصر مردد و آسيب پذير يكي ديگر از خلاقيت هاي مديريتي امام بود. امام مي دانست كه در يك تشكيلات آرمان خواه و مكتبي عناصر تشكيلات بايد مانند حلقه هاي زنجير بهم متصل بوده باشند. نيروهاي آبديده در آزمون شرف و افتخار بايد سربلند بيرون آمده و با الهام از ان الحياه عقيده و جهاد مصلحت مكتب و منويات پيشوا را بر مال و جان خود مرجح بدانند. حضور نيروهاي مردد و نااستوار به انگيزه هاي مختلف ازجمله مال مقام افتخار اشتهار و... در چنين تشكيلات مكتبي مقدرات نهضت را دستخوش آسيب جدي ساخته و توان انقلابي نهضت را از درون متلاشي مي كند. از ياد نبايد برد كه حضور نيروهاي ناخالصي مانند اشعث بن قيس چگونه جبهه ياران امام علي را به شدت دچار انفعال كرده و مجاهدان جان بركف جبهه جمل و صفين را در مقابل ناملايمات كوران مبارزه آسيب پذير ساخته بود تا جاييكه براي توجيه روحيه استحاله گرا و جنگ گريز خود زمستان سرما را بهانه مي كردند و تابستان گرما را گويي بر چهره زعفراني آنها غبار مرگ افشانده اند و در چشمهاي وحشت دميده آنها شرنگ مرگ چشانيده اند (خطبه 34 نهج البلاغه )
    در تشكيلات آرمانگرا و مكتبي انگيزه نيرومند و هدف آگاهانه و شفاف دو ضلع اصلي راهنماي عمل مي باشند. هدف بايد صرفا الهي بوده و از هرگونه زوايد غيرتوحيدي پاكسازي شده باشد. لذاست كه وقتي يكي از سربازان مجروح سپاه پيامبر در جنگ بدر هدف خود از ورود به جبهه اسلام را انگيزه غيرالهي اعلام كرده بود پيامبر(ص ) او را از زمره شهدا خارج دانسته و فرموده بود كه او رنگ بهشت را نخواهد ديد و جهنم در انتظار اوست (سيره رسول خدا ـ رسول جعفريان ـ سازمان چاپ و انتشارات چاپ اول مهر 73 ص 468 ) و شاعر مسلماني كه در رجزي حماسي سروده بود : ما در دفاع از نژاد هر لشكري را در هم مي كوبيم . پيامبر شعر او را اصلاح نمود و به آن سمت و سوي توحيدي بخشيد و فرمود : بگو : ما در دفاع از دين هر لشگري را در هم مي كوبيم (سيره رسول خدا ـ رسول جعفريان ـ ص 469 )
    امام حسين (ع ) با اذعان بر چنين ارزيابي و نگرشي بود كه در مرحله نخست حركت از مكه تا ثعلبيه و قبل از شنيدن خبر شهادت سفيرانش عبدالله بن يقطر و مسلم بن عقيل در مسير راه با متنفذين و نخبگان موثر و قدرتمند مذاكره مي كرد و آنها را تشويق مي نمود كه به نهضت بپيوندند اما از ثعلبيه به بعد كه خطر جدي تر شده و ادامه راه نيروهاي تزكيه شده و آبديده را طلب مي كرد مي كوشيد كه با برداشتن بيعت خود از عهده همراهان و نشان دادن مهالك خطر و به تصوير كشاندن سيماي خونين راه بي برگشت آنها را در بازگشت به خانه و كاشانه خود آزاد گذارد. آري ! از مكه تا ثعلبيه سلسله جنبان كاروان شهيدان عقل بود و از ثعلبيه به بعد عقل جاي خود را به عشق داده بود :
    عشق ز اول سركش و خوني بود
    تا گريزد هر كه بيروني بود
    آخرين اعلام فرصت و اتمام حجت امام عصر تاسوعا بود. امام پس از متقاعد ساختن مهاجمين اموي به سركردگي عمربن سعد و به تعويق انداختن وقوع جنگ به مدت يك شب نيروهاي كاروان را فراخواند و طي نطقي بليغ آنها را تشويق به ترك اردوگاه نمود. ياران آبديده و استوار همه مجددا اعلام همبستگي و ارادت كردند و نه يك جان بلكه هفتاد جان را در قبال يك لحظه تنفس امام هديه اي ناچيز شمردند (ابصارالعين في انصارالحسين ـ سماوي ص 127 )
    گر نثار قدم يار گرامي نكنم
    گوهر جان به چه كار دگرم بازآيد
    آري ! همه اظهار ارادت و پاكبازي كردند الا دو نفر كه دغدغه آنان و نگراني ناشي از جان و خان و مان تارهاي ارادت آنها را مي جويد. در انبار ايمان و ارادت آنها موش ترديد لانه كرده بود و زبان حال آنها چنين بود :
    ما در اين انبار گندم مي كنيم
    گندم جمع آمده گم مي كنيم
    گرنه موشي دزد در انبار ماست
    گندم اعمال چل ساله كجاست
    مثنوي مولوي
    اين دو عبدالله بن نضر و ضحاك بن عبدالله مشرقي بودند. اين دو پس از پايان خطابه هاي پيشوا و تجديد ارادتهاي سيمرغهاي قاف نشين نزد امام (ع ) آمدند و از بدهكاريها و عيالواريهاي خود سخن گفتند و از امام رخصت بازگشت گرفتند. امام به آنها اجازه بازگشت داد عبدالله بن نضر بي درنگ پشت به جبهه عاشقان گذاشت و پشت سر خود را نگاه هم نكرد و از آن پس ديگر هيچ خبري از او نشد.
    اما ضحاك بن عبدالله هنوز سايه روشني از عشق در قلبش مي درخشيد لذا به امام قول داد كه تا قبل از شهادت آخرين نفر از ياران امام با دشمنانش بجنگد و بعد از آن وقتي كه ديد كه ديگر دفاع او سودي براي امام ندارد جبهه نبرد را ترك كند و به خانه و كاشانه خود برگردد.
    امام از باب آيه كريمه لايكلف الله نفسا الا وسعها اين مقدار را هم از او پذيرفتند و براي او دعا كردند. ضحاك بن عبدالله بعد از عاشورا از راويان اين حماسه تاريخي درآمد و از آنجا كه رواياتش ثمره مشاهدات و ارتباط مستقيم او با واقعه بود از طرف عاشوراشناسان معتبر و موثق تشخيص داده شده است .
    حضرت امام حسين (ع ) حلقه هاي واسط نهضت يعني سفرا و پيك هاي اطلاعاتي را از ميان نيروهايي برمي گزيد كه علاوه بر ايمان راسخ به آرمانهاي امام و توان مقاومت در مقابل مضايق و شكنجه هاي دوران اسارت در صورت دستگير شدن با بهره گيري از كياست مكتبي فرصت هاي سوخته را بازسازي كنند و روشنگر افكار عمومي باشند.
    شفاف سازي جبهه نبرد و آزادسازي تشكيلات نهضت از عناصر مردد و آسيب پذير يكي از خلاقيت هاي مديريتي امام (ع ) محسوب مي شود.

  • *****
    صياد دل عاشقان خدا


  • به مناسبت سالروز ولادت امام زين العابدين عليه السلام
    به روايتي پانزدهم جمادي الاول سالروز ولادت حضرت سيدالساجدين امام زين العابدين عليه السلام است .
    امام زين العابدين عليه السلام روز پنجم شعبان يا پانزدهم جمادي الاول سال 38 هجري قمري در مدينه ي منوره ديده به جهان گشود و براي بيت نبوت رسالت سرور و شادماني آورد.
    امام زين العابدين عليه السلام بيست و دو سال با پدر بزرگوارش حضرت امام حسين (ع ) ملازم و معاصر بود و در واقعه ي جانسوز و حماسه آفرين كربلا حضور داشت . بنابر اين حضرت سيدالساجدين (ع ) مصيبت بارترين دوران امامت را باتمام وجود لمس كرد.
    حضرت امام زين العابدين عليه السلام پس از واقعه ي كربلا رسالت سنگين ابلاغ پيام شهيدان را برعهده گرفت و با روش هاي ويژه اي كه در پيش گرفت تاثير شگرف و ديرپايي در جهان اسلام نهاد و اهداف قيام كربلا را براي مردم عصر خويش و براي همه نسل هاي بعدي جهان اسلام آشكار كرد.
    دوران امامت حضرت سيدالساجدين عليه السلام يكي از دشوارترين دوره ي تاريخ امامت و ولايت است و حكومت اموي در اين زمان اختناق شديدي را بر جهان اسلام تحميل كرد. با اين حال حضرت امام سجاد عليه السلام در اين اوضاع دشوار وظايف امامت را به خوبي به انجام رساند و خشم امويان را برانگيخت . به همين دليل آن ها نتوانستند وجود آن امام بزرگ را تحمل كنند و پيوسته از پرتو انوار معنويت امام زين العابدين عليه السلام مي ترسيدند.
    امام سجاد عليه السلام با سلاح معنويت نيكويي و عبوديت صياد قلب ها بود و همه را متوجه خود مي كرد. مسلما چنين امري نمي توانست امويان را خشمگين ننمايد.
    سالروز ولادت آن امام بزرگ را كه صياد دل عاشقان خدا بود به همه ي مومنان تبريك و تهنيت مي گوييم .