پيش درآمد :
هنرهاي دستي ايران
هنرهاي اصيل مردمي هستند. هنرهايي كه از فطرت پاك
مردم نشات مي گيرند.
اين هنرها از ديرباز در تمامي شئون زندگي مردم رسوخ كرده و به صورت جزئي
تفكيك ناپذير درآمده اند. به طوري كه مردم ايران در تمامي مساجد و مكانهاي تاريخي
آثار به جا مانده از هنر گذشتگان را خواهند ديد
حتي در فرشي كه به عنوان زيرانداز به
كار مي برند
هنرنمايي هنرمندان چشم نواز است و همه و همه نشان از پيوند هميشگي هنر
آيين هنرمندي با آداب و زندگي مردم دارد. همچنان كه حوادث دوران نتوانسته تنديس
پرصلابت هنر ايران را فرسايش و تغيير دهد.
هنر گذشته ايران بسان صدفي است كه موج بلند و شكوفاي اسلام
آن را صيقل داده
و به گوهري ناب تبديل كرده و به ساحل سرزمينهاي مختلف افكنده است .
اين هنرها از گذشته دور تا اكنون بدون تغييرات زياد
باقي مانده اند و اگر به آنها
توجه نشود رفته رفته به بوته فراموشي سپرده خواهند شد.
گذري بر زندگي استاد امير ساعي
امير ساعي متولد 1324
قلمزني را از 9 سالگي شروع
كرد. وي فنون كار را از مرحوم استاد لاهيجي در چهارباغ
اصفهان آموخت . 16 ساله بود كه به طور مستقل قلمزني
مي كرد و راه پيشرفت و ترقي را در سايه ذوق
استعداد و تلاش
بي مانندش به سرعت مي پيمود. اكنون بيش از چهل سال است
كه اشعار
حكايات و داستانهاي باستاني را طراحي مي كند و با
ظرافت وصف ناپذيري بر روي فلزات جاودانه مي سازد. آثار
بديع و زيباي اين هنرمند برجسته در حوزه هاي داخل و خارج
از كشور مويد تواناييها و قابليتهاي فوق العاده اوست . در سال
1368 به مناسبت روز جهاني صنايع دستي تمبر يادبودي از
چهره او و يكي از آثارش چاپ و منتشر گرديد. وي در
نمايشگاههاي متعدد داخلي و خارجي شركت كرده و جوايزي
نيز دريافت نموده است . او مشوق اصلي خود را روزگار معرفي
مي كند. وي از كودكي شروع به يادگيري اين هنر كرد و مدتي
اينكار را ادامه داد ولي وقتي مي ديد صاحب كار (استاد) به
ظرافت در كار توجهي ندارد از اين كار دست كشيد. روزي بر
سر اتفاق در چهار باغ با آقاي لاهيجي آشنا شد. وي از او
خواست كه پيش ايشان رفته و به كارش ادامه دهد. بنابراين كار
را پيش استاد لاهيجي ادامه داد. استاد ساعي مي گويد : « استاد
لاهيجي در مدت كار ساكت بود. مگر اينكه از ايشان سوالي
مي شد . » سرانجام تا 16 سالگي پيش استاد لاهيجي كار كرد و
از 16 سالگي تصميم گرفت قلمزني را به صورت مستقل ادامه
دهد. وي كار را در منزل آغاز كرد. حدود نه سال در خانه به كار
قلمزني مشغول شد.
استاد ساعي مي گويد : « بيشتر از طرحهاي سنتي و
طرحهايي كه استادهاي قديمي كار كرده اند الهام گرفته ام و با
تغييراتي كه در آن مي دهم كار را متحول مي كنم » . وي مي گويد :
« براي تشخيص يك كار خوب بايد به ظرافتي كه در كار وجود
دارد و همچنين به تكنيكهاي به كار گرفته شده دقت شود
تا
بتوان يك كار خوب را تشخيص داد » . آقاي ساعي هم اكنون به
علت بيماري در خانه كار مي كند و پسران ايشان در مغازه به كار
مشغولند. سه برادر ايشان به نامهاي علي
رسول و حسين نيز
به كار قلمزني مشغول هستند. آنها نيز كار قلمزني را نزد استاد
امير ساعي ياد گرفتند و پيش ايشان كار مي كردند
در حال
حاضر پسران آقاي امير ساعي به نامهاي فرشاد
جمشيد و
سليم كار ايشان را ادامه مي دهند.
فرشاد ساعي فرزند آقاي ساعي مي گويد : « كار را از 7
سالگي نزد پدرم آغاز كردم و در ابتدا اين كار را به عنوان پر
كردن اوقات فراغت انجام مي دادم » . علاقه او و ديگر برادرانش
به قلمزني نشات گرفته از علاقه زياد پدرشان به اين كار است .
وي مي گويد : « براي پدرش كار و هنرش برابر زندگي كردن
است » و با وجود بيماري همچنان در خانه مشغول به كار است .
وي علت موفقيت پدرش را پركاري و علاقه او مي داند. به گفته
او ايشان وقتي كاري را آغاز مي كند تا پايان با شدت و علاقه آن
را ادامه مي دهند.
از نظر فرشاد ساعي در سالهاي اخير جوانان روي آوري
بيشتري به اين هنر داشته اند
وي نقش تحصيلات را در ايجاد
يك هنر برتر مهم مي داند به نحوي كه به نظر او شناخت فرهنگ
اصيل كشورش و آشنايي با سنتهاي گذشته در ايجاد يك اثر
خوب نقش زيادي ايفا مي كند.

وي روزي 8 تا 10 ساعت به كار مشغول است و عقيده
دارد كه اين كار به تمركز و اعصاب قوي نياز دارد. او هم اكنون
به همراه برادران خود در يك مغازه مشغول به كار هستند و
پدرشان در خانه طرح اوليه را پياده مي كند و سپس خود و
ديگر برادرانشان بر روي اين طرحها كار مي كنند. كارهاي ايشان
بيشتر بر روي فلزاتي همچون نقره
مس
برنج و طلا انجام
مي گيرد و وسايل و ابزار مورد نياز خود را از داخل بازار تهيه
مي كنند و يا خود آنها را مي سازند و بيشتر روي گلدان
بشقاب
سيني و تنگ قلمزني مي كنند.
از نظر او شان و منزلت يك هنرمند در جامعه به خود
شخص بستگي دارد. يك هنرمند بايد در بطن جامعه زندگي كند
و هيچگاه خود را از جامعه دور و جدا نكند. او معتقد است كه
هنر براي زندگي كردن لازم است و جوانان با روي آوردن به هنر
اصيل ايراني و آشنايي با تاريخ گذشته كشورشان انس و الفت
بيشتري با فرهنگ غني كشور خود پيدا مي كنند.
استاد ساعي از طرح و سبك خاصي استفاده مي كند. وي
بيشتر از سبك صفوي الهام گرفته است . وي معتقد است به
دليل اينكه هنوز همه مردم كار ما را نمي شناسند و حتي خيلي
از افراد نمي دانند قلمزني چيست و همچنين به علت ضعف
درآمد مردم
بازار اين هنر دچار ركود شده است . او اميدوار
است كه آينده اين كار بهتر شود
چون دولت به كارهاي هنري
بيشتر توجه مي كند. البته بايد تبليغات زيادي در مورد اين هنر
شود و كارهاي هنري را بيشتر در موزه ها و نمايشگاهها قرار
دهند تا مردم با آنها آشنا شوند. « بايد نمايشگاههاي بيشتري
چه در داخل و چه در خارج كشور به وجود آيد تا مردم از
نزديك با اين هنر آشنا و جذب اين هنر گردند. » در حال حاضر
آقايان علمداري
امير ساعي
علي ساعي
رضا قادران
علي
ظريفي
الياسي و پرورش از اساتيد معروف قلمزني هستند.
تفاوتي كه بين قلمزنها وجود دارد در نوع سبكهايي است
كه به كار مي برند و همچنين بعضي از قلمزنها با تجارتي كردن
اين هنر كمتر روي اين كار وقت صرف مي كنند و در نتيجه
كارهايي كه ارائه مي دهند جنبه هنري ندارد. طرحهايي كه براي
قلمزني استفاده مي شود يا ذهني است يا آنها را از جايي الهام
مي گيرند يا اينكه طرحها را مي دهند تا برايشان بكشند
اما
آنهايي كه طراحيشان خوب است خودشان مي كشند.
قلمزنها ابتدا بدنه ظرف را سفارش مي دهند و پس از آماده
شدن به طرحهاي متعددي را روي بدنه ظرف پياده مي كنند تا
سرانجام يكي را مناسب تشخيص مي دهند و كار را شروع
مي كنند. استاد مي گويد : « بيشتر خريداران از كشور خودمان
هستند كه كار قلمزني نظر آنها را جلب مي كند و آنها به اين هنر
علاقه مند مي شوند » .
امير ساعي در نمايشگاههاي متعددي در داخل كشور و
خارج از كشور شركت كرده و جوايزي نيز دريافت نموده است .
او عقيده دارد وجود اين نمايشگاهها باعث تشويق در كار و
پيشرفت مي شود. وي عده اي را آموزش داده و هنوز هم براي
اينكه آينده اين هنر بهتر شود حاضر است كه به افراد ديگر اين
هنر را بياموزند. نمايشگاههايي كه استاد ساعي شركت كرده به
شرح زير مي باشد :
نمايشگاههاي داخلي :
1362 ـ اصفهان نمايشگاه بهترين آثار صنايع دستي ايران
66 ـ1365 تهران ـ نمايشگاه بين المللي تهران
1369 ـ اصفهان ـ نمايشگاه انفرادي در گالري كلاسيك
اصفهان

1369 ـ اصفهان ـ چهاردهمين اجلاس آسيايي صنايع
W.C.C دستي
1370 ـ شيراز ـ دومين نمايشگاه سراسري صنايع دستي
ايران
1371 ـ تهران ـ دومين نمايشگاه هنرمندان قلمزن ايران
در گالري مس نگار
1372 ـ تهران ـ سومين نمايشگاه قلمزن ايران در گالري
مس نگار
1372 ـ تهران ـ نمايشگاه كنفرانس ادب و هنر
ايران
نمايشگاههاي خارجي :
1985 ـ ژاپن ـ نمايشگاه اكسپو
87 ـ1986 ـ آلمان ـ نمايشگاه بين المللي صنايع دستي
مونيخ
1987 ـ امارات متحده عربي ـ نمايشگاه بين المللي
شارجه
1988 ـ اسپانيا ـ نمايشگاه بين المللي مادريد
1933 الي 1988 ـ آلمان ـ نمايشگاه بين المللي صنايع
دستي مونيخ
1992 ـ مكزيك ـ نمايشگاه تخصصي صادرات ايران
1993 ـ ايتاليا ـ نمايشگاه صنايع دستي
فلورانس
ثمحمدرضا فرخ بيان

*****
رويدادهاي فرهنگي و هنري
|

منطقه اي كردن جشنواره
كارها را از لحاظ كيفي افزايش
مي دهد
جمشيد خانيان
داور جشنواره تئاتر دفاع مقدس
در
گفت وگو با خبرگزاري فارس گفت : منطقه اي شدن اين
جشنواره
هيچ مشكلي را براي شركت كنندگان تئاتر دفاع
مقدس ايجاد نمي كند. البته مشكلاتي نيز در اين امر وجود دارد
كه مربوط به هيات داوران نيست
بلكه مربوط به ستاد اجرايي
اين جشنواره است .
اين نمايشنامه نويس درباره ارزيابي خود از گروههاي
جشنواره گفت : ارزيابي ما به شكل نمادين
در راي هيات
داوران منعكس شده است .
مدرس دانشگاه در ادامه به ضعف هاي جدي در زمينه
نمايشنامه نويسي و كارگرداني به ويژه در رابطه با تئاتر دفاع
مقدس اشاره كرد و گفت : متاسفانه نسلي كه امروز روي صحنه
مي رود از مقوله و پديده اي به نام جنگ 8 ساله و دفاع مقدس
شناخت واقع بينانه اي ندارد.
خانيان افزود : بايد در كنار جشنواره
تلاشي در زمينه
تحقيق و پژوهش در رابطه با جنگ انجام شود
تا كارگردانان و
نمايشنامه نويسان به اين پژوهشها مراجعه و با توجه به آن
نمايشهاي خود را بسازند.
وي در ادامه گفت : اغلب نمايشهايي كه اجرا مي شود
زمينه واقعي نداشته و مشخص نيست
كه آيا مربوط به دفاع
مقدس است يا خير
اين داستان نويس
خاطر نشان كرد : دوربودن از واقعيت
آسيب جدي به متن هاي نمايش وارد مي كند
ما بايد
واقع بينانه تر به اين مقوله ها بپردازيم .
خانيان درباره مقايسه اين جشنواره با سالهاي گذشته
گفت : اين اولين جشنواره منطقه اي است و ما نمي توانيم چنين
قياسي را انجام دهيم . اين قياس بايد در جشنواره هاي
سراسري كه حاصل آن منطقه اي شدن است انجام شود. اما در
مجموع
در زمينه نمايشنامه نويسي يك گام به عقب تر رفته ايم .
از اين رو كارگرداني و نمايشنامه نويسي تئاتر دفاع مقدس
بايد
جدي تر گرفته شود.
نمايش هاي مذهبي نبايد به زمانهاي خاصي محدود شود
حسين مسافر آستانه
رئيس شوراي نظارت و ارزشيابي
مركز هنرهاي نمايشي در گفت وگو با خبرگزاري فارس گفت : با
فرارسيدن ايام محرم و صفر و يا دهه فاطميه
نمايشهاي
مذهبي به روي صحنه مي رود. نگاه سياستگزاران
برنامه ريزان
و متوليان فرهنگي بايد نسبت به تئاترهاي مذهبي تغيير كند و
آنان ضمن بكارگرفتن امكانات ويژه از نظر بودجه و امكانات
اجرايي در نمايش اين گونه تئاترها مداومت و استمرار داشته
باشند.
وي درباره تكرار چند تئاتر مذهبي در طول سال هاي اخير
گفت : نمي توان اجراي اين تئاترها را تكراري دانست
زيرا
مخاطبان با اين گونه نمايش ها عجين شده و ارتباط حسي
برقرار مي كنند و با تماشاي آن به آرامش و تسلي خاطر دست
مي يابند و اين از خاصيت
قصه هاي مذهبي است .
مسافر آستانه به محدود بودن تئاترهاي مذهبي اشاره كرد و
گفت : تئاترهاي مذهبي بايد مانند ساير گونه هاي تئاتر انسجام
يابد و متوليان فرهنگي بايد حمايت بيشتري از اين نوع
نويسندگان
كارگردان و مسئولان انجام دهند.
وي در ادامه گفت : مركز هنرهاي نمايشي در سال هاي اخير
در حد مقدور تلاش هايي كرده است از جمله « پل » ساخته
« محمد رحمانيان » اما هنوز تعداد اين نمايش ها بسيار محدود
است .
آستانه درباره ايجاد انگيزه در نويسندگان و كارگردانان
تئاتر درباره خلق آثار مذهبي گفت : براي ايجاد انگيزه خلق آثار
مذهبي در نويسندگان و كارگردان
بايد زمينه اجراي مناسب
توسط سياست گذاري هاي كلان فرهنگي فراهم شود. اين كار
انگيزه توليد اين كارها را در نويسندگان و كارگردانان قوي تر
مي كند.
مشهد ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : شهرستان سبزوار
كه كهن ترين زيستگاههاي آن متعلق به پنج تا شش هزار سال
پيش است و نقش و كيفيت سالهاي پراكنده در اين زيستگاهها
مويد ارتقاي فرهنگ منطقه از سويي و ارتباط فرهنگي ساكنان
آن دوران با اقوام متمدن ساكن در ايران مركزي
سيستان و
آسياي ميانه از سوي ديگر است
به دليل استقرار در شاهراه
ارتباطي شرق به غرب كشور از اهميت بالايي برخوردار است .
اين ويژگي وقتي نمود پيدا مي كند كه اكثر گردشگران داخلي و
خارجي و زائران امام هشتم با ورود به اين شهرستان
سراغ
جاذبه هاي توريستي آن را مي گيرند. اين شهرستان به دليل
وجود آثار بسيار زياد با ويژگيهاي معماري خاص داراي
قابليت بسيار بالايي در جذب توريست است كه عدم رسيدگي
به اين آثار و ابنيه تاريخي اين استعداد را شكوفا نخواهد
ساخت . عليرغم موارد ياد شده
شنيده ها حاكي از آن است كه
از كل مبلغ 1950
000
000 ريال اعتبار پيشنهادي از سوي
ميراث فرهنگي خراسان براي بناهاي تاريخي شهرستان
سبزوار
فقط ششصدميليون ريال تصويب شده كه رقم مذكور
براي مرمت بناهايي چون كاروانسرا فرامرزخان
مسجد آق
قلعه
آرامگاه اسرار
آرامگاه بيهقي
آرامگاه كاشفي و بازار
حاج زمان در سال جاري تصويب شده است .
شايان ذكر است كه مبلغ پيشنهادي از سوي ميراث
فرهنگي خراسان براي مرمت 17 بنا از مجموع 490 اثر
شناسايي شده در شهرستان سبزوار بوده است كه متاسفانه به
دليل كمبود اعتبار فقط با مرمت 6 بنا موافقت گرديد .
اميد است كه مسئولان و كارگزاران در سطوح بالاي
مديريتي
با توجه بيشتر به آثار و ابنيه تاريخي پهناورترين
استان كشور
تحولي در مرمت و بازپيرايي اين بناها ايجاد
نمايند.
طنز بايد به دل
درد
به لب
لبخند و به سر
فكر وارد كند
خبرگزاري فارس : هوشنگ مرادي كرماني گفت : برنامه هاي
سطحي طنز تلويزيوني
جاي تامل براي مخاطب باقي
نمي گذارد و در يك مدت كاملا كوتاه از ياد مخاطبان مي رود.
هوشنگ مرادي كرماني نويسنده ي كودك و نوجوان در
گفت وگو با خبرگزاري فارس درباره طنز و تعريف آن گفت : طنز
مقوله اي است كه بايد به دل
درد
به لب
لبخند و به سر
فكر
وارد كند و اگر هركدام از اين مقوله ها داراي ارزش باشند
طنز
به شمار مي آيند.
وي افزود : آنچه كه به دل
درد وارد مي كند ملودرام است و
مطلبي كه لبخند مي آفريند فكاهه و آنچه به سر فكر القا كند
فلسفه است و وقتي اين سه دست به دست هم دهند طنز ناب را
به وجود مي آورند.
نويسنده ي « قصه هاي مجيد » در ادامه گفت : وجود طنز در
برنامه هاي تلويزيوني و نگاه داشتن ارزش ها و موازين اخلاقي
در هر كشور و زمانه اي متفاوت است و مقياس قالب هاي خود
را در زمان هاي مختلف پيدا مي كند.
وي در ادامه گفت : هر ملتي ملاك هايي و مواردي براي
خنده دارد. به طور مثال اين جريان فكري در جهان وجود دارد
كه ملت ايران دير مي خندند و اين از لحاظ روان شناسي
نشان دهنده ي اين است كه ملت ايران افسرده هستند و گاه
برخي مي گويند چون ملت ايران مردمي عميق هستند
پس دير
مي خندند و همه ي اين عوامل باعث مشكل شدن كار
طنزپردازان و كمدين هاي ايراني مي شود.
مرادي در ادامه گفت : برنامه هاي طنز تلويزيوني ما بسيار
سطحي است و در يك مدت كاملا كوتاه در خاطر مخاطبان
مي ماند و بعد فراموش مي شود.
نويسنده ي داستان خمره گفت : بسياري از برنامه هاي طنز
تلويزيوني گذار هستند اما طنز بايد درون واقعه برود و به عمق
نگاه شود. در برنامه هاي طنز ملاك خنده دار بودن تيپ ها و
آدمها نيست بلكه مخاطب بايد به وقايع بخندد.
وي افزود : متاسفانه برنامه هاي طنز بر پايه ي شخصيت ها
شكل مي گيرد چنانچه اگر تيپ ها را از سريال حذف كنيم آن
سريال از ارزش مي افتد.
اين نويسنده ي كودك و نوجوان گفت : البته وجود
ديالوگ ها و شخصيت هاي خنده دار عيب نيست اما استفاده از
لهجه هاي متفاوت كه فقط موجب خنده ي مخاطبين شود
باعث سطحي شدن برنامه ها مي شود و تعجيل در توليد عيب
ديگر اين نوع برنامه هاست .

|