
ث شمع فروزان بلخ
الف ـ هيچ كس اين خبر جعلي را باور نكرد
روز 24 تير ماه 1347 هـ . ش
ناگهان خبر بسيار غم
انگيزي در كابل پخش شد و سپس به سرعت به سراسر
افغانستان و ايران و جهان اسلام رسيد. خبر اين بود كه
علامه سيد اسماعيل بلخي در پي چند روز كسالت
در
بيمارستان علي آباد كابل ديده از جهان فرو بسته است .
آن هايي كه علامه سيد اسماعيل بلخي را مي شناختند
و از مبارزات و افكار او و همچنين از موضع حكومت
افغانستان نسبت به علامه سيد اسماعيل بلخي و بالاتر از
اين
از وضعيت جسمي بلخي آگاه بودند
هرگز اين خبر را
به صورتي كه پخش گرديد
نپذيرفتند و يقين كردند كه اين
روحاني بزرگ شيعه
مسموم شده و به شهادت رسيده
است . مردم و كساني كه علامه بلخي را مي شناختند
حق
داشتند خبري را كه ماموران امنيتي و سياسي افغانستان با
همكاري برخي پزشكان و مسئولان بيمارستان علي آباد
تنظيم و پخش كرده بودند
نپذيرند و يقين كنند كه دشمنان
علامه بلخي از كسالت و بيماري معمولي او نهايت سو
استفاده و فرصت طلبي را كرده اند و اين عالم و روحاني را
كه محبوب عموم مردم مسلمان افغانستان اعم از شيعه و
سني بود و حتي هندوها و ساير اقليت هاي ساكن در
افغانستان به او عشق مي ورزيدند
به شهادت رسانده اند
زيرا اولا علامه بلخي هنوز به پنجاه سالگي نرسيده بود و از
نظر سني با مرگ طبيعي فاصله داشت
ثانيا بيماري و
كسالت معمولي او چنان نبود كه بتواند او را از پاي
درآورد. ثالثا همه مردم از موضع كينه توزانه و دشمنانه
حكومت و مسئولان سياسي افغانستان نسبت به علامه
بلخي كه روشنگري ها و مبارزاتش موجب ترس و دردسر
براي حكومت شده بود
آگاهي داشتند و مي دانستند كه
علامه بلخي مخالف سرسخت سياست هاي مستبدانه و
استعمار پسند ظاهر شاه است و از اين كه توسط او (ظاهر
شاه )
افغانستان به محل غارت و چپاول غرب و شرق
تبديل شده است
بسيار نگران و معترض مي باشد. علاوه
بر اين ها
تظاهر ظاهر شاه و اطرافيانش به اين كه علاقه
دارند كسالت علامه بلخي را هر چه سريعتر برطرف كنند و
او را براي معالجه به خارج از افغانستان اعزام نمايند
موجب شك مردم شده بود و آن ها بعد از اعلام خبر رحلت
علامه بلخي
تازه متوجه شدند كه تظاهر ظاهر شاه و
اطرافيانش به اين دليل بوده است كه ذهن مردم از توطئه اي
كه در جريان بود
منحرف شود و گمان كنند كه ظاهر شاه و
اطرافيانش نيز براي رفع كسالت و بيماري علامه بلخي
تلاش كردند
ولي نتيجه اي حاصل نشد! البته علامه سيد
اسماعيل بلخي در روزهايي كه در بيمارستان علي آباد كابل
بستري بود
به پيشنهاد ظاهر شاه براي اعزام به خارج
پاسخ منفي داد و چنين كاري را لازم ندانست .
به هر حال
شهادت مظلومانه علامه سيد اسماعيل
بلخي
كابل و همه شهرها و مناطق افغانستان را در روز 24
تير 1347
لرزاند و مردم به صورت دسته هاي عزادار به
خيابان ها ريختند و به عزاداري و شيون پرداختند روز بعد
پيكر پاك شهيد سيد اسماعيل بلخي با حضور هزاران نفر
از مردم
اعم از شيعه
سني
هندو و... تشييع گرديد و در
دامنه كوه افشار به خاك سپرده شد.
ب ـ شركت فعال در مهم ترين قيام اسلامي دوره
رضاخان
اكنون ببينيم اين عالم شيعي چه كسي بود و افكار و
رفتارش چه بود كه حتي اقليت هاي ديني و قومي
افغانستان نيز در شهادتش گريستند و در تشييع جنازه اش
شركت كردند.
شهيد مظلوم افغانستان علامه سيد اسماعيل بلخي
سال 1299 هـ ش (و يا سال 1298 هـ ش ) در روستاي
سرپل دره بلخاب
در ولايت جوزجانان افغانستان
ديده
به جهان گشود. علامه بلخي كه پدرش از عالمان ديني
منطقه بود
در سال 1300 (حدودا در يك سالگي ) مادرش
(بي بي هاجر) را از دست داد . او در سال 1304 هـ ش
همراه پدرش رهسپار ايران و مشهد مقدس شد تا از همان
دوره كودكي
در يكي مراكز مهم علوم ديني تشيع
مشغول
تحصيل شود
(1 ) سيد محمد (پدر علامه بلخي ) زمينه
تحصيل پسر بزرگش (سيد ابراهيم ) و سيد اسماعيل را در
يكي از مدارس علميه مشهد مقدس فراهم كرد. علامه سيد
اسماعيل بلخي به دليل هوش سرشار و استعداد فوق
العاده اش
به سرعت مراحل تحصيل را پشت سر گذاشت
و چهره برجسته اي در ميان طلاب شد.
بصيرت ذاتي
اعتقاد پرشور به اسلام و جهان اسلام و
تعهد علامه بلخي به وظايف عمومي يك مسلمان آگاه
سبب شد كه فقط خود را سرگرم تحصيل نكند و در ساير
ابعاد نيز به تكاپو برخيزد. درك بالاي سياسي علامه بلخي
او را واداشت كه از همان دوره طلبگي به بسياري از مسائل
كنجكاوي نشان دهد و در عين نوجواني
هرگاه فرصتي
پيش مي آمد
بالاي منبر برود و از استبداد
استعمار و
محروميت ها و مشكلات جهان اسلام سخن بگويد و در
اين زمينه امام حسين (ع ) و يارانش را به عنوان الگوي
مبارزه با ستم و ستمگري معرفي كند. همين روحيه سبب
شد كه در قيام خونين مردم مسلمان مشهد عليه كشف
حجاب و تحميل فرهنگ غربي شركت فعال نمايد. در قيام
خونين سال 1314 مردم مشهد عليه سياست هاي
استعماري رضاخان
علامه بلخي در حالي كه بيش از 15
سال نداشت
چنان تكاپويي نشان داد كه مورد تعقيب
مزدوران رضاخان قرار گرفت و ناچار شد مخفيانه مشهد
را ترك نمايد و به افغانستان بازگردد. شركت فعال و موثر
علامه بلخي در مهم ترين و گسترده ترين قيام اسلامي ايران
در دوره رضاخان
تجربه گران قدري را براي او به ارمغان
آورد.
ج ـ از سازماندهي مومنان تا قيام مسلحانه عليه
مزدوران استعمار
يكي از تجربه هاي ارزشمندي كه علامه بلخي از قيام
اسلامي مشهد در سال 1314 به دست آورد اين بود كه
براي عمق بخشيدن به مبارزه عليه استعمار و مزدوران
بيگانه در ممالك اسلامي و به ثمر رساندن مبارزات
راهي
غير از اين وجود ندارد كه روشنگري
وحدت
انسجام و
سازماندهي مبارزان و مومنان بايد با هم عجين شوند تا
نتيجه مورد نظر به دست آيد. به همين دليل
علامه بلخي
پس از بازگشت به افغانستان
ضمن آن كه به چند كشور
مسلمان نشين ديگر نيز براي آشنايي با اوضاع مسلمانان و
روشنگري
سفر كرد
موضوع سازماندهي مبارزان و
مومنان را نيز در صدر اهداف خود قرار داد. علامه بلخي
موفق شد در سال 1322 هـ ش
سازماني به نام « مجتمع
اسلامي » را در هرات افغانستان تشكيل دهد و به مبارزات
فرهنگي و سياسي كساني كه نمي توانستند هجوم غرب و
استعمارگران و عوامل داخلي آن ها را تحمل كنند
سر و
ساماني بدهد. اولين و مهم ترين هدف سازمان « مجتمع
اسلامي » تلاش براي تشكيل حكومت اسلامي در
افغانستان بود. سازمان مجتمع اسلامي در مناطق و
شهرهاي مهم افغانستان شاخه ها و شعبه هايي داشت كه
برخي از اين شعبه ها و شاخه ها
به دليل كينه توزي هاي
عوامل استعمار و حاكمان مستعد افغانستان
مخفي بودند
و يا اين كه نام ديگري داشتند. علامه سيد اسماعيل بلخي
در ادامه سازماندهي مبارزان مسلمان افغانستان
شعبه
اصلي سازمان مجتمع اسلامي را مخفيانه به كابل منتقل
كرد و نام آن را « حزب ارشاد » نهاد.
علامه سيد اسماعيل بلخي پس از چند سال فعاليت
فرهنگي و مبارزاتي و ايجاد انسجام در ميان مبارزان
مسلمان و همچنين روشنگري ها و سخنراني ها آتشين
زمينه مناسبي را براي قيام مسلحانه فراهم آورد. اين قيام
كه قرار بود روز اول فروردين 1329 هـ ش آغاز شود
توسط عوامل خائن و نفوذي هاي دشمن به اطلاع حكومت
افغانستان رسيد و در نتيجه
علامه بلخي و يارانش
دستگير و زنداني شدند. گر چه دستگيري علامه بلخي
موجب واكنش ها و هيجاناتي در افغانستان شد
ولي
حكومت استبدادي ظاهر شاه و عوامل مزدور بيگانه
توانستند با نيرنگ و سركوب
به سلطه خود ادامه دهند.
د ـ من از هر كلمه و آيه قران 1700 معنا فهميدم
علامه سيد اسماعيل بلخي نزديك به 15 سال از
بهترين دوره عمرش را در زندان مزدوران بيگانه و شاه
غرب گراي افغانستان به سر برد. شهيد بلخي در دوران
زندان
ممنوع الملاقات بود و فقط برخي از اعضاي
خانواده اش در مواقع استثنايي اجازه ملاقات بسيار
محدود با او داشتند. در تمام دوران زندان
تنها مونس
علامه بلخي قرآن كريم بود كه پيوسته آن را مطالعه مي كرد
و درباره مفاهيم آيات و كلمات آن مي انديشيد . او 1700
مرتبه قرآن را از اول تا آخر خواند و درباره مفاهيم آن
انديشيد. علامه برخي هر بار قرآن را مطالعه مي كرد
معنا و
مفهوم تازه اي از آيات و كلمات قرآن درك مي كرد. خود او
در اين باره مي گويد : 1700 مرتبه قرآن را خواندم و آيات
آن را به دقت مورد توجه قرار دادم
به طوري كه هر بار
قرآن را مي خواندم
به تفسير جديدي از آيات دست
مي يافتم . در اين زمان بود كه فهميدم كلام الهي عين ذات
او بي نهايت است .
هـ ـ شعرهايم شمشير حماسه
انقلاب و ستيز با
بيگانه بود
علامه بلخي در زندان
علاوه بر مطالعه قرآن
شعر نيز
مي سرود. گر چه علامه سيد اسماعيل بلخي از دوره
نوجواني سرودن شعر را آغاز كرد
ولي اغلب اشعار او
يادگار دوره زندان او مي باشد. شعرهايي كه شهيد بلخي
مي سرود
براي سرگرمي
تفنن
خودنمايي
ابراز هنر و...
نبود
بلكه او احساس مي كرد از اين طريق و در حالي
گرفتار زندان است . با شعر مي تواند به تعهد و مسئوليت
ديني و مبارزاتي خود عمل كند و از پشت ديوار قطور
زندان نيز روشنگري و مبارزه نمايد و مردم را به قيام عليه
ستمگران و مزدوران بيگانه فرا خواند. به همين دليل بود
كه حاكمان مزدور و ستمگر افغانستان به ماموران زندان به
طور مكرر تاكيد مي كردند كه از خروج اشعار علامه بلخي
از زندان به شدت جلوگيري كنند و به دقت مواظب باشند
تا حتي يك بيت از اشعار او به بيرون زندان سرايت نكند.
با اين حال
شهيد سيد اسماعيل بلخي با هوشياري و
ظرافت
مي توانست برخي اشعارش را از طريق
نگهبان هاي مومن و مطمئن و يا به وسيله كساني كه به
ملاقاتشان مي شتافتند به خارج زندان بفرستد. در واقع
آنچه علامه بلخي به عنوان شعر به خارج زندان مي فرستاد
شعر نبود
بلكه شمشيرهايي براي حماسه آفريني
انقلاب و
بيگانه ستيزي بود كه از زندان خارج مي شد و به دست
مردم مي افتاد. شمشيرهايي كه آگاهي و روشنگري را نيز به
همراه داشت
شمشيرهايي كه بسياري از مفاهيم حماسي و
ستم ستيزانه قرآن و معارف اهل بيت عليهم السلام در آن
موج مي زد
شمشيرهايي كه به مسلمانان هشدار مي داد
عليه استعمار
استبداد
جهل
تفرقه
نژاد گرايي
قوم
پرستي
ذلت پذيري و... به پا خيزند.
علامه سيد اسماعيل بلخي كه در مجموع 75000 بيت
شعر سرود
از بنيانگذاران برجسته ادبيات انقلابي در
افغانستان محسوب مي شود. او در اشعارش از طرح مسائل
بي اهميتي كه نه به درد دنيا و نه به درد آخرت مردم
مي خورد
پرهيز مي كرد و همواره مسائل مهم سياسي و
اجتماعي افغانستان
جهان اسلام و... را در سروده هايش
مد نظر قرار مي داد. در اين جا نمونه هايي از اشعار علامه
بلخي را درج مي كنيم .
و ـ اي مسلمان همت كن كه صهيون شيطان قرن
است
بعد از اشغال فلسطين توسط صهيونيست ها
شهيد
بلخي عكس العمل شديدي نسبت به اين تجاوز نشان داد و
در مبارزه با صهيونيسم پيشگام شد. او در همان ايامي كه
فلسطين تازه مورد تجاوز قرار گرفته بود (سال 1327 هـ
ش ) در مسجد پل خشتي كابل به منبر رفت و ضمن
سخنراني پرشور
از مردم خواست به هر نحوي كه
مي توانند به فلسطيني هاي مظلوم كمك كنند. از اين به بعد
نيز شهيد بلخي پيوسته به فلسطين مي انديشيد و درباره
ستم صهيونيست ها افشاگري مي كرد. مبارزه با
صهيونيسم
در شعر علامه بلخي نيز بازتاب يافته است كه
يك نمونه از آن را مي خوانيم :
دانسته شد كه خصم ملل جز يهود نيست
در امن و صلح هيچ خلل جز يهود نيست
شيطان قرنها اگرش خوانمي رواست
استاد كيد و مكر و حيل جز يهود نيست
« خلع سلاح » و « مجلس امنيه » را بگوي
مشكل كه حل نگشت علل جز يهود نيست
بيرحمي و شقاوتشان از قديم بود
در قرن بيست زشت عمل جز يهود نيست
بر همزن توازن بس اقتصادها
تاجر بنام
ليك دغل
جز يهود نيست
اي مسلمين براي خدا همتي كنيد
كين بار طعمه اي به اجل جز يهود نيست
صهيوني اند و سينه سينا شكافتند
شرقي ! بدان كه خار بغل جز يهود نيست
« بلخي » مرگ بمقصد اشغال آمدند
تكرار در رديف غزل جز يهود نيست .
ز ـامضاي من از خون است
در دشت عراق آمد چون رهبر آزادي
آزاد توان بردن ره در بر آزادي
با رمز تبسم فاش مي گفت بهر گامي
امضاي من از خونست در دفتر آزادي
عباس نجات شرع از لطمه ي طوفان داد
در شط فرات افكند چون لنگر آزادي
در زير سم اسبان قاسم به عروسش گفت
با ياد تو خوابيدم در بستر آزادي
اكبر دم جان دادن گفتا كه بلا خوش باش
سيراب شدم مستم از ساغر آزادي
غوغا ز جهان برخواست آندم كه صدا آمد
عنقا ز حرم بگشود بال و پر آزادي ...
ح ـ آزادي و تشكيل جمعيت پيروان حسيني
علامه سيد اسماعيل بلخي در 11 مهر 1343 هـ ش
پس از آن كه حدود 15 سال در زندان به سر برد
از زندان
آزاد شد. آزادي او موجب شادماني عموم مردم مسلمان
افغانستان گرديد. او پس از آزادي از زندان
با همان شور و
شوق سابق به مبارزه و روشنگري ادامه داد. علامه سيد
اسماعيل بلخي پس از ديدار از چند شهر افغانستان
مثل
مزار شريف
هرات
قندهار و...
با مردم به گفت و گو
پرداخت و بسياري از اختلافاتي را كه بين شيعه و سني به
وجود آمده بود
برطرف كرد
و جمعيت سياسي و مذهبي
« پيروان حسيني » را نيز تشكيل داد تا مثل گذشته به مبارزه
و سازماندهي مومنان و مبارزان بپردازد و از حقوق
محرومان دفاع كند.
علامه بلخي در اواخر سال 1346 هـ ش
سفر به
ايران
عراق و سوريه را آغاز كرد . او در جريان اين سفر
با
مراجع
روحانيان و بزرگان اسلام مثل امام خميني
آيت
الله حكيم
آيت الله خويي
علامه اميني و.. ديدار به عمل
آورد. علامه بلخي در اين سفر در شهرهاي كربلا و نجف
سخنراني هايي كرد كه بسيار روشنگر و ارزشمند بود و در
خاطره ها ماندگار شد.
ط ـ چاره اي غير از گرفتن حق با زور نمانده بود
شهيد بلخي هنگام بازگشت از عراق
وارد حوزه
علميه قم شد و در آن جا سخناني پيرامون ارزش و اهميت
علم
ضرورت اخذ حق با زور
و.. ايراد كرد. شهيد بلخي
در سخنانش اشاره اي به مبارزاتش نمود و اظهار كرد كه
براي مطالبه حقوق مردم و دفاع از دين
چاره اي غير از
اين نداشت كه به زور و قيام متوسل شود.
ي ـ امروز
روز حركت است
روز آرام نشستن
نيست
شهيد بلخي پس از ديدار از حوزه علميه قم
رهسپار
مشهد مقدس شد. او در آن جا نيز سخنراني هاي متعدد به
عمل آورد. شهيد بلخي در برخي از اين سخنراني ها اظهار
كرد كه ديگر روز آرام و بي حركت نشستن نيست و بايد
حركت كرد و جنبش به راه انداخت .
ديدار از مشهد
زيارت مرقد مطهر امام رضا(ع )
گفت و
گو با طلاب و مردم و روحانيان مشهد و...
اخرين مرحله
سفر شهيد علامه بلخي بود و بعد از آن در ميان استقبال كم
نظير مردم افغانستان به وطن بازگشت
ولي همان طور كه
در ابتدا اشاره شد
بعد از مدت كوتاهي به شهادت رسيد و
عموم مسلمانان
به ويژه مردم افغانستان را به سوگ نشاند.
به هر حال
علامه سيد اسماعيل بلخي و علما و مجاهدان
بعد از او مثل شهيد مزاري و... از كساني هستند كه تاريخ
افغانستان را با خون خود نگاشته اند.
علي وزوايي
پاورقي :
1 ـ ورود علامه سيد اسماعيل بلخي به مشهد را روزهاي
اول سال 1307 شمسي نيز نوشته اند .

|