روزنامه جمهوري اسلامي 22/04/1382 صفحه عقيدتي

  • فخر فضيلت
  • معارفي از قرآن
  • *****
    فخر فضيلت




  • به مناسبت سالروز شهادت صديقه كبرا حضرت زهرا سلام الله عليها
    در سوگ زهراي اطهر سلام الله عليها فضيلت سوگوار است و طهارت گريبان مي درد زيرا او فخر فضيلت و طهارت بود و عصمت زيباترين تجلي خويش را در قامت زهراي اطهر يافته بود.
    در سوگ او حقيقت باران اشك مي بارد و شكوفه هاي راستي و صداقت پژمرده و افسرده اند زيرا زهراي مرضيه حقيقتي به بلنداي تاريخ و صداقتي به زيبايي همه ي شكوفه هاي رنگارنگ بود.
    در سوگ او ايمان مي نالد و سلحشوران صحنه ي ايمان و ديانت بي تابند زيرا او قهرمان ايمان و ديانت بود و وجود مقدسش به زيور ايمان چنان آراسته بود كه غبار قطور گذر زمان نيز نتوانسته آن زيبايي را بپوشاند.
    آري در سوگ او انسان و همه ي آن چه كه جامه خلقت به تن كرده اند مي گريند و جامه مي درند زيرا زهراي مرضيه بهترين وزيباترين نمونه ي خلقت و پاره اي از وجود قدسي سرور كائنات بود.
    همان طور كه وجود مقدس زهراي مرضيه سلام الله عليها نمونه ي اعلاي پاكي صداقت فضيلت بود تمام لحظه هاي حيات پاك و پرثمرش نيز حد اعلاي يك زندگي پاك و الهي را به مردم همه ي اعصار تاريخ نشان مي دهد.
    زندگي زهراي مرضيه از آغاز تا پايان به زيور ايمان و سادگي و شكيبايي و تحمل مصايب آراسته بود و اين عناصر دست به دست هم داده بودند تا در يك مقطع كوتاه تاريخ زندگي نمونه اي بسازند كه براي همه ي نسل هاي بشر سرمشق خوب زيستن و حيات متعالي داشتن باشد.
    سراسر زندگي زهراي اطهر انباشته از انبوه مصايب و ناگواري ها بود. گويي ابر مصيبت همواره بر فراز زندگي اين بانوي بزرگ قرار داشت و حصاري از مشكلات گرداگرد بوستان پرطراوت زندگي او را فرا گرفته بود.
    عكس العمل زهراي مرضيه در برابر اين مصايب و ناگواري ها چيزي جز استقامت و شكيبايي و اميد و اتكا به نصرت خداوند تبارك و تعالي نبود.
    مصايب و مشكلات حضرت صديقه كبري گذشته از آن كه از نظر زماني سراسر زندگي آن بزرگوار را فرا گرفته و تا پايان عمر همراهش بود از نظر گوناگوني هم ويژگي خاص داشت و ابعاد مختلف زندگي اجتماعي سياسي و اقتصادي اين بانوي بزرگ را در برگرفته بود. صديقه كبري سلام الله عليها از همان دوران كودكي با مصايب خو گرفت و همپاي پدر بزرگوارش دوره ي سخت ابلاغ دين خدا در مكه را با استواري و شكيبايي پشت سرنهاد.
    در اين دوره كه انباشته از ناگواري ها و سختي ها بود زهراي اطهر هر روز ماجرايي غم انگيز و توانفرسايي را با چشم نظاره مي كرد . روزي مي شنيد كه مشركان قريش شكنبه ي شتري را بر سر پدرش افكنده و جامه او را آلوده كرده اند. اين كودك صبور و شجاع نمي توانست آرام بنشيند و دوان دوان خود را به پدر مي رساند و در حالي كه بغض گلويش را مي فشرد جامه پدر از آلودگي پاك مي كرد.
    روزي ديگر مي شنيد كه مشركان پدرش را سنگ باران كرده و بر پاي مباركش جراحاتي وارد آورده اند قلب كوچك زهراي اطهر از مشاهده ي اين جفاكاري ها و جسارت هاي مشركان مملو از غم و اندوه مي شد ولي در همان حال از پدر مي آموخت كه تحمل مصايب در راه خدا شيرين و زيباست و گوهر راستين وجود انسان مومن با همين مشكلات شكوفا مي شود.
    دوره ي سخت شعب ابوطالب صحنه ي ديگري از تجلي روح استوار حضرت زهرا در برابر ناملايمات بود ناملايماتي كه تحمل آن حتي براي بزرگ ترها نيز مشكل شده بود.
    مشكلات و مصايب حضرت صديقه كبري (س ) در مكه زماني به اوج رسيد كه مادر بزرگوارش حضرت خديجه و عموي رسول اكرم حضرت ابوطالب وفات يافتند. در اين زمان حضرت صديقه ي كبري از يك سو در اندوه از دست دادن مادر بود و از سوي ديگر اوج گرفتن آزار قريش نسبت به رسول خدا را با قلبي آكنده از رنج مشاهده مي كرد.
    در اين زمان سير حوادث مسئوليت سنگيني بر دوش حضرت زهرا نهاد و ايشان مي بايست جاي خالي مادر را نيز پركند و وظيفه ي او را در خانه به عهده گيرد. بنابراين در آن ايام ناگوار تنها نقطه ي اميد حضرت رسول اكرم در داخل خانه نبوت شد. نقطه ي اميدي كه مامن رسول خدا در آن روزهاي سخت بود.
    همان طور كه حضرت صديقه ي كبري سلام الله عليها در راه رسالت پدر بزرگوارش به استقبال مصايب و ناگواري ها شتافت و همپاي رسول اكرم دوره ي تبليغ رسالت و شكوفا كردن دين خدا را پشت سر نهاد در راه امامت و تبيين خط راستين ولايت نيز باتمام توان كوشيد و همسر بزرگوارش امام علي (ع ) را در اين راه ياري كرد.
    هم چنان كه صديقه ي كبري سلام الله عليها بعد از فوت مادر بزرگوارش مصايب دوره ي رسالت را با صبر و شكيبايي تحمل كرد بعد از رحلت رسول خدا نيز در اوج مصايب دوره ي امامت و ولايت قرار گرفت . آن بانوي بزرگوار در دوره نخست رسالت پدر بزرگوارش را غمخوار و محرم اسرار بود و در اوج مصايب دوره ي امامت نيز همسرش را فداكارانه ياري مي كرد و در همه ي مصايب تيمار خوار او بود كه شب علي (ع ) را روشن نگه داشته بود. آن گاه كه اين ستاره ي درخشان عصمت و عفت و ديانت غروب كرد علي (ع ) فرمود : ديگر اندوه من پاياني نمي گيرد و ديگر در شب هاي من ستاره اي نخواهد شكفت .
    شهادت صديقه طاهره را كه ياور استوار دوره رسالت و امامت بود و با چراغ وجود خويش به بيت نبوت و امامت گرمي و نور مي بخشيد تسليت مي گوييم .
    زندگي حضرت زهرا(س ) از آغاز تا پايان به زيور ايمان و سادگي و شكيبايي و تحمل مصايب آراسته بود و اين عناصر دست به دست هم داده بودند تا در يك مقطع كوتاه تاريخ زندگي نمونه اي سازند كه براي همه نسل هاي بشر سرمشق خوب زيستن و حيات متعالي داشتن باشد.
    سراسر زندگي حضرت زهرا(س ) انباشته از انبوه مصايب و ناگواري ها بود. گويي ابرمصيبت همواره بر فراز زندگي اين بانوي بزرگ قرار داشت و حصاري از مشكلات گرداگرد بوستان پرطراوت زندگي او را فرا گرفته بود
    همان طور كه وجود مقدس حضرت زهرا(س ) نمونه اعلاي پاكي صداقت فضيلت بود تمام لحظه هاي حيات پاك و سيره پرثمرش نيز حد اعلاي يك زندگي پاك و الهي را به مردم در همه اعصار تاريخ نشان مي دهد.

  • *****
    معارفي از قرآن


  • علامه سيد محمدحسين طباطبايي
    شمول علم الهي و ثبوت اشيا در كتاب مبين
    خدا علم دارد به آنچه در زمين فرو مي رود و از زمين بيرون مي شود و آنچه از آسمان فرو مي آيد و به آسمان بالا مي رود. و اين كنايه است از علم خدا به حركت هر صاحب حركتي و آنچه انجام مي دهد.
    خداي تعالي عالم به غيب است و كوچكترين موجود از علم او دور نيست حتي سنگيني يك ذره معلق در فضا در همه آسمانها و زمين از علم او پنهان نيست .
    « و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا في كتاب مبين ـ و نه كوچكتر از آن ذره و نه بزرگتر از آن مگر آن كه در كتاب مبين ثبت است . » اين جمله علم خدا را به تمامي موجودات تعميم مي دهد تا كسي نپندارد تنها موجودات نظير ذره را مي داند كوچكتر از آن و بزرگتر را نمي داند نكته اي كه در اين آيه بدان اشاره كرده اين است كه اشيا هر چه باشند در كتاب مبين خدا ثبوتي دارند كه دستخوش تغيير و تبديل نمي شود و انسان و هر موجود ديگر هر چند اجزاي دنيوي اش از هم متلاشي گردد و بكلي آثارش از صفحه روزگار محو و نابود شود باز هم اعاده اش براي خدا كاري ندارد چون همين نابود در كتاب مبين بودي و ثبوتي دارد. (علامه طباطبايي معارف قرآن در الميزان ص 70 )
    كرسي و مراتب علم الهي
    علم هر چه هست از خداست و هر علمي هم كه نزد عالمي يافت شود آن هم از علم خداست . تنها اوست كه به روابط بين موجودات آگاه است چون او موجودات و روابط آنها را آفريده و اما بقيه اسباب و علل و مخصوصا علل و اسبابي كه از صاحبان عقلند هر چند كه دخل و تصرفي و علمي دارند لكن هر چه دارند و آن را مورد استفاده قرار مي دهند خود مرتبه اي است از شئون علم الهي و هر چه تصرف دارند خود شاني است از شئون تصرفات الهي و نحوه اي است از انحا تدابير او پس ديگر كسي نمي تواند به خود اجازه دهد بر خلاف اراده خداي سبحان و تدبير جاري در مملكتش قدمي بردارد و اگر برداشت همان از تدبير خداست .
    كرسي مرتبه اي از مراتب علم است در نتيجه از معاني محتمل كه براي وسعت هست اين معنا متعين مي شود كه اين مقام تمامي آنچه در آسمانها و زمين است هم ذاتشان و هم آثارشان را حافظ است پس وسعت كرسي خدا به اين معني شد كه مرتبه اي از علم خدا آن مرتبه اي است كه تمامي عالم قائم بدان است و همه چيز در آن محفوظ و نوشته شده است . (علامه طباطبائي معارف قرآن در الميزان ص 71 )
    نفوذ علم الهي
    او داناتر است به شما آن زمان كه شما را از زمين انشا كرد و او بود كه شما را در آغاز خلقت تان به اطوار و احوالي گونه گون متحول كرد و از مواد عنصري زمينتان بگرفت و در آخر به صورت نطفه تان در آورده و در داخل رحم مادرتان بريخت . و او داناتر است به شما آن زمان كه شما جنين هايي در رحم مادرانتان بوديد او مي داند حقيقت شما چيست و چه حال و وضعي داريد چه اسراري در نهانتان هست و مآل كارتان به كجا مي انجامد. وقتي خداي تعالي شما را بهتر از هر كس مي شناسد و از آغاز خلقت تان و سرانجام آن با خبر است پس ديگر بيهوده خود را به پاكي نستاييد چون او بهتر مي داند پاك و با تقوي كيست . (علامه طباطبايي معارف قرآن در الميزان ص 72 )
    احاطه الهي
    او هر جا كه باشيد با شماست براي اين كه به شما احاطه دارد و در هيچ مكاني و پوششي از او غايب نيستيد. احاطه خداي تعالي به ما تنها احاطه مكاني نيست بلكه در همه احوال و اوقات نيز به ما احاطه دارد لكن از آنجايي كه معروفترين ملاك در جدايي چيزي از چيز ديگر و غايب شدنش از آن جدايي مكاني است از اين جهت در آيه (هو معكم اينما كنتم : هر كجا باشيد خدا با شماست ) تنها معيت مكاني را ذكر كرد و گرنه نسبت به خداي تعالي به مكانها و زمانها و احوال يك نسبت است . (علامه طباطبايي معارف قرآن در الميزان ص 72 )
    « علم » هرچه هست از خداست و هر علمي هم كه نزد هر عالمي يافت مي شود آن هم از علم خداست . تنها اوست كه به روابط بين موجودات آگاه است چون او موجودات و روابط آنها را آفريده است .
    خداي تعالي عالم به غيب است و كوچكترين موجود از علم او دور نيست حتي سنگيني يك ذره معلق در فضا در همه آسمانها و زمين از علم او پنهان نيست .
    احاطه خداي تعالي به ما تنها احاطه مكاني نيست بلكه در همه احوال و اوقات نيز به ما احاطه دارد.