روزنامه جمهوري اسلامي 19/04/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • او در پي بابا و يك كماندو
  • خاطره اي از نقش انتقال مجروحين توسط هوانيروز
  • معرفي نشريه
  • *****
    او در پي بابا و يك كماندو




  • گزارشي از جلسه نقد كتاب « من بابا و يك كماندو »
    اشاره : « من » بابا و يك كماندو به موضوعي پرداخته است كه شايد كمتر مورد توجه قرار گرفته باشد و از نگاهي نو و جديد به مقوله دفاع مقدس پرداخته است .
    نويسنده توانا مي تواند با حوادث واقعي اندك و ساختگي بسيار رمان يا داستاني بيافريند كه ماندگار باشد به شرط آنكه حوادث ساخته شده به نظر خواننده قابل قبول و پذيرفتني باشد و اين حوادث چفت و بست محكمي با هم داشته باشند. در اين كار بيشتر حوادث اتفاقي است و غير محتمل مي نماياند و اگر بپذيريم اين اتفاقات براي گوينده داستان اتفاق افتاده باشد يقينا بايد اتفاقات نادري باشند.
    آنچه كه در اين كتاب تاثير مبهم و عظيمي بر خواننده مي گذارد نقش زنان صبور و با عاطفه اي است كه در سخت ترين شرايط با چنگ و دندان خانواده را حفظ مي نمايند و از پراكنده شدن آن جلوگيري مي كنند. ما در راوي داستان كه در خانواده اي ثروتمند بزرگ شده و درحال حاضر شوهرش در چنگال دشمن اسير است با كمبودها و فقر مادي و عاطفي دست و پنجه نرم مي كند. اما حاضر نيست به عهد و پيمان بسته شده پشت پا بزند. و اين كتاب توانسته اين خصلت شرقي و ايراني زن مسلمان را به بهترين صورت ممكن و به صورت نمايشي و تصويري براي خواننده بيان كند و نقش انكارناپذير آنان در اين دفاع جانانه و مقدس را القا نمايد.
    همچنانكه از مفاهيم كتاب استنباط مي شود گوينده ماجرا نوجواني ده دوازده ساله است . داستان از زبان اول شخص بيان مي شود. انتخاب راوي اول شخص اندكي راست نمايي داستان را افزايش مي دهد اما نمي تواند بر همه آن فائق آيد. گفتگوهايي كه قهرمان داستان با اطرافيانش انجام مي دهد با سن و سال و حال و هواي جواني و نوجواني ده دوازده ساله مغايرت دارد. و اگر خود نويسنده به سن كم راوي داستان اشاره نمي كرد خواننده باورش نمي شد كه اين صحبتها را بچه اي با اين سن اندك گفته باشد. و اين نيز اگر اتفاق افتاده باشد بايد اتفاق نادر ديگري باشد كه بر ضعف كتاب افزوده است . گويش كتاب با زباني ساده و خودماني و يكدست آغاز و پايان مي يابد. نويسنده آن قسمت از كتاب را كه به صورت نمايشي نوشته به خوبي و زيبايي تصوير نموده . بطور كلي ديالوگ آن بر مونولوگ و روايت گونگي آن برتري آشكاري دارد. شخصيتهاي زيادي در داستان وجود دارند كه براي جمع كردن آنها گويي حوصله نبوده است . خيلي سريع تمام شده . گاهي بعضي از شخصيتها حتي براي فضاسازي هم مناسب نيستند. نكات مثبت در كار بسيار وجود دارد اما بخاطر شتاب زدگي نويسنده در انتهاي كار از لطف اين نكات كاسته شده است . متاسفانه اغلب نويسندگان ما كه رمان مي نويسند اين كم حوصلگي را در كارهايشان مي بينيم . ظاهرا هر چه به پايان و انتهاي كار و رمان نزديك مي شويم خستگي و دلزدگي را در نويسنده حس مي كنيم . بهمين جهت نويسنده كار را سريع جمع مي كند. در كل اگر از حق نگذريم اثر بعضي جاها تعليقهاي خوبي دارد. گاهي خواننده با شخصيت داستان دلهره دارد و همراه با او جريانات را طي مي كند.
    در جاهايي از كار پرداختها ضعيف هستند. يعني گاهي اقتضا مي كرد كه نويسنده در مورد شخصيت اصلي داستان بيشتر بحث مي كرد و يا حداقل اطلاعاتي به خواننده مي داد. اما متاسفانه اين كار را نكرده و با دادن ظاهري كليشه اي از كنار آن مي گذرد. طرح داستان مشابهت هايي دارد با داستان « كودك سرباز دريا » كه در آن اثر يك نوجوان فرانسوي كه دهكده اش اشغال شده وقتي تصميم مي گيرد كه مبارزه كند با يك سرباز آلماني آشنا مي شود كه اين آشنايي تبديل به يك رابطه عاطفي و دوستي مي شود. بطوريكه وقتي سرباز آلماني از او جدا مي شود پسرك گريه مي كند. در اين داستان نيز چنين حالتي وجود دارد. پسر رزمنده اي كه پدرش مفقودالاثر شده است طبيعتا سرباز عراقي بايد براي او دشمن باشد ولي در همان اول داستان اين دشمني جاي خودش را به دوستي مي دهد. اين طرح داستان از دو جهت اشكال ايجاد كرده است . يكي اينكه كار را شبيه « كودك سرباز دريا » كرده و ديگر اينكه عامل كشش در اين داستان در همان 20 صفحه اول از بين مي رود . منتقدين داستان مي گويند : داستان وقتي شروع مي شود كه عامل كشش و گره داستاني شروع مي شود و هنگامي پايان مي گيرد كه نقطه كشش پايان يابد. و ضعف اين داستان يك اشكال تكنيكي است . شخصيتهايي كه در داستان مطرح شده گاهي خيلي سطحي پرداخت شده و نويسنده به سادگي از كنارشان گذشته است . خواننده دوست دارد كه به شخصيتهاي داستان به روحياتشان زير و بم روحي و خصوصيات اخلاقي آنها آشنا بشود ولي در اين داستان نويسنده كمتر به اين موضوع پرداخته است .
    « مادر » شخصيتي غمگين است و اين ناراحتي و غمگيني او تا آخر داستان وجود دارد و زواياي پنهاني او براي ما باز نمي شود. در كل در بخش شخصيت پردازي جاي كار بيشتري داشت .
    نويسنده بدون اينكه رمان را شعاري نمايد توانسته نقطه نظرات خود را موجه جلوه دهد. يكي از زيباترين صفحات كتاب گير افتادن اسير فراري عراقي و تصفيه بشكه نفت بوسيله صافي مي باشد كه پالايش را در كوران حوادث به خواننده القا مي كند. ويرايش كتاب خوب است . اما متاسفانه نويسنده نام خوبي براي داستان انتخاب نكرده است .
    « تهيه و تنظيم : فيروزه محمدحسيني »

  • *****
    خاطره اي از نقش انتقال مجروحين توسط هوانيروز




  • در عمليات رمضان يكي از اورژانسها در محل كشتارگاه خرمشهر مستقر شده بود. مجروحين زيادي را در طول شب از خط به آنجا آورده بودند كه بايد به بيمارستان آبادان و اهواز منتقل مي شدند. تعدادي از آنها به علت وخامت مجروحيت بسيار بد حال و انتقال آنها با وسايل نقليه زميني تحت هيچ شرايطي صلاح نبود.
    آنشب را با رنج و درد آنها به صبح رسانديم و پس از نماز صبح اولين بالگردهاي هوانيروز جهت هماهنگي و هدايت در جنب اورژانس بر زمين نشستند و با مشاهده مجروحين بلافاصله هلي كوپترهاي شنوك يكي پس از ديگري در محل فرود آمدند.
    نشست و برخاست آنها بصورت يك پل هوايي بين اورژانس و بيمارستانهاي آبادان و اهواز شد و آنها با انجام چندين پرواز متوالي مجروحين را به عقب تخليه و خستگي و بيخوابي شب گذشته را از تن ما بيرون و آرامشي خاص به اورژانس بخشيدند كه وصف ناشدني بود. چرا كه چنان صميمي در ميان خلبانان و كاركنان پروازي هوانيروزي و برادران بهداري سپاه ناظر بوديم كه هيچ تفاوتي بين آنان و خود نمي يافتيم مگر فقط وظيفه .
    اغراق نيست هلي كوپترها همچون آمبولانسهاي واحد بهداري به سرعت علاوه بر تخليه مجروحين در آماده سازي برانكاردها و انتقال بداخل بالگردها نيز با ما همكاري مي كردند. با اتمام مجروحين بعلت ناامن بودن منطقه و بمبارانهاي پي درپي متفق القول به آنها پيشنهاد ترك محل را كرديم اما اين عزيزان بعد از حمل آخرين مجروح يك فروند هلي كوپتر را هم احتياطا در جوار اورژانس براي ما گذاشتند و بسوي ماموريت خود بال گشودند. در مراحل بعدي عمليات رمضان بعنوان معاون بهداري لشكر 27 محمد رسول الله (ص ) شاهد تكرار اين صحنه ها از سوي هوانيروز در امر انتقال مجروحين بودم و همه آنها را كه از شجاعت و بي باكي و روحيه دفاع از اسلام و ايران و مردم مسلمان از امثال شهيد شيرودي و كشوري شنيده بودم در يك نيم روز از عزيزان همكار و همرزم آن شهيدان ملاحظه كردم .
    راوي : معاون بهداري لشكر 27 در عمليات رمضان

  • *****
    معرفي نشريه




  • شماره هاي جديد نشريات « شاهد » منتشر شد
    شاهد
    سيصد و سي و هشتمين شماره نشريه « شاهد » ويژه تيرماه سال 1382 منتشر شد . اين نشريه كه به صاحب امتيازي بنياد شهيد انقلاب اسلامي بصورت ماهنامه به چاپ مي رسد عرصه اي است براي طرح مقالات شعرها داستانها و ساير آثار هنري مرتبط با فرهنگ شهادت و خانواده هاي معظم شاهد.
    شماره جديد شاهد كه در پيشخوان روزنامه فروشي ها قرار گرفته است شامل مطالب متنوعي است چون : پيامي براي پاسداري از ارزشها دريچه اي به صبح كدام راه كدام نقشه شيعيان عراق صدام آمريكا بس حماسه در رگ اين ريشه هاست لحظات ارغواني داستان حقوق مهجورين و...
    شاهد نوجوان
    سيصد و چهل و سومين شماره نشريه شاهد نوجوان ويژه تيرماه سال 1382 به بازار نشر دفاع مقدس عرضه گرديد .
    اين نشريه كه مخاطب آن نوجوانان به ويژه فرزندان شاهد هستند در حقيقت سخنگوي فرزندان معظم شهدا و پيام رسان مكتب شهادت محسوب شده و سعي دارد فرهنگ ايثار و شهادت را با زبان نوجواني به نوجوانان اين مرز و بوم بشناساند.
    عمده مطالب سيصد و چهل و سومين شماره نشريه شاهد نوجوان ويژه تيرماه عبارتند از : جرعه جرعه تمنا تا زنده ايد زندگي كنيد عبور از توفان تهديدها ويژه نامه آثار خوانندگان با فرهيختگان شاهد وقتي دل مردم شاد شد تماشاخانه مطبوعات بچه ها را دوست دارم آنها قابل اعتمادند دست دردست واژه ها جدول و سرگرمي كارگاه خبرنگاري و...


    علاقمندان جهت تهيه نشريات شاهد (شاهد و شاهد نوجوان ) مي توانند : به آدرس تهران ـ خيابان آيت الله طالقاني ـ خيابان ملك الشعرا بهار پلاك 3 معاونت پژوهش و تبليغات بنياد شهيد انقلاب اسلامي طبقه اول دفتر مجلات شاهد مكاتبه و يا با شماره تلفن 8308089 تماس حاصل نمايند .
    فكه
    سي و ششمين شماره نشريه « فكه » ماهنامه فرهنگي اجتماعي سياسي و دفاع مقدس در پيش خوان روزنامه فروشي ها قرار گرفت .
    شهيد با تو سخن مي گويد برايت سه حمد فرستادم خليج شيطان كرم ابريشم اگر خميني نيست ـ خداي او هست داستان آن خال سفيد در انتظار قيام مولا هديه فكه به ياد سيد بهشتي اتل متل جنين حماسه مقاومت داستانهاي بريده صدام كيست صاحب آن عكس ماندگار و وصيت نامه دارد عنوان مطالبي است كه اين شماره فكه را زينت بخشيده است .
    آنچه در اين شماره از فكه مورد تامل است اين است كه سردبير در سخن خود در صفحه دوم نشريه در آغاز صحبتش نام خدا را اينگونه آورده است .
    « به نام خداوند قويتر از ناوگان آمريكايي . » جا داشت سردبير محترم به اين مسئله دقت كند كه قدرت لايزال الهي به هيچ عنوان قابل قياس با ناوگان آمريكايي نمي باشد.
    همچنين در صفحه 4 نشريه تيتر مطلب با اين عنوان آمده است « خليج شيطان و كرم ابريشم » در اين مورد نيز به علت ارزشي بودن نشريه فكه انتظار مي رفت به جاي كلمه خليج « خليج فارس » نگاشته مي شد.
    در پايان اميد آن داريم كه « فكه » همچون گذشته در راه مقدسي كه در پيش گرفته استقامت به خرج داده و از فرزندان مظلوم خميني كبير(ره ) حكايت و دفاع نمايد.
    علاقمندان جهت تهيه نشريه فكه مي توانند به آدرس : تهران خيابان انقلاب اسلامي خيابان دانشگاه تقاطع شهيد لبافي نژاد پلاك 108 مكاتبه و يا با شماره تلفن 6405083 تماس حاصل نمايند.
    WWW.Fakkeh.org نشاني اينترنتي فكه :