روزنامه جمهوري اسلامي 19/04/1382 صفحه مقالات

  • بهار باغستان هاي ايمان
  • جوانه اي ديگر از انتظار در مراكز دانشگاهي
  • *****
    بهار باغستان هاي ايمان




  • سيدمحمدصادق موسوي
    اينك در سخت ترين زمستان تاريخ انسانيت در هجوم و يورش الحاد مدرن غرب در فصل يخ بندان عاطفه ها و واژگوني احساسات انساني و در عصر سقوط ارزشهاي مقدس در پرتگاه هاي هولناك تزويرهاي صهيونيستي و الحاد بظاهر علمي آدمي زاده غريبانه ترين و بي ياورترين برهه تمدن آراسته بي محتواي خويش را مي گذراند. كجا هستند آن همه عاطفه هاي پاك كه شميم معطر ملكوت را در چاك گريبان مهرباني هاي خويش داشتند كجاست آن توحيد دامن گستر ثمربخش و انسان ساز كه جان هاي اقوام و قبايل انساني را از نور و هدايت و عطر جان پرور خود سرشار مي ساخت كجاست آن معصوميت هاي كودكانه مقدس بزرگسالان كه رنگ لبخند مهرشان اميدبخش زندگاني محرومان و درماندگان بود
    مدرن ترين توحش جهان با نقاب علم و در زير لعابي از معادلات عقلاني با تزئين هاي چشم فريب چراغهاي نئون پاركهاي زيبا بزرگ راه ها و اتوبان هاي پاكيزه فروشگاه هاي رنگارنگ با ياري رسانه هاي جهان شمول رايانه هاي هوشيار و تكنولوژي مسلط زندگاني انساني را چونان عروسك هايي مرده و جامد آراسته است بي آنكه در آن روح و طراوت و ايماني باشد.
    ميليون ها ميليون انسان در مهبط تكنولوژي گرسنه معنويت و آزادي و كمال نه نور محبتي در خويش دارند نه روان با طراوتي و نه ايمان زاينده اي در سينه تهي از ادراك معاني الهي شان حكمفرماست . هر روز كه مي گذرد ظاهر اين موجود درمانده بي خبر نگه داشته شده را به رنگ ديگري از مدرنيسم مي آرايند و هر زمان به نوعي آرايش و مشغولش مي كنند تا با توجه به رنگ و جلاي ظاهري اش عمر تهي از عاطفه و ايمان و عشق و سعادتش را فراموش كند و مثل كودكان تنها به آب و گلي خوش باشد. هميشه به « چگونگي » ها بينديشد و هرگز نتواند به « چرايي » ها فكر كند بوستان هويت انساني امروزه به خزان پيوسته است . طوفان هاي مسموم كفر و الحاد و ستم از هر سو تازيانه بر اين باغستانهاي عواطف و فطرت هاي پاك مي زند و مي رود تا ريشه باورها و ارزشهاي مقدس و جاودانه و آسماني را در زهدان زندگي بخشكاند.
    ديگر نه گلي از دستبرد و يغماي خزاني كفر مصون مانده است و نه درخت تناور شاداب و سربلند و هماره سبزي باقي است . انسان در دست هاي تزوير و شيطنت و ستم دولتهاي كفر چنان درمانده پريشان و نااميد است كه تمام آمارهاي جنايات خودكشي ها تجاوزها و بهره وري هاي حرام كميت پديدار شده اي از عفونت آن گنداب هاي پنهان مانده در پشت سبزه هاي بظاهر آراسته ايست كه بر مزبله اي به نام « تمدن فراصنعتي » روئيده باشد. درماندگي انسان تا بدانجا رسيده است كه بزرگترين ستم ها تجاوزها خيانت ها و هرزگي ها « رسمي » شده است . آنجا كه ستم و الحاد قانون مي شود به دامان كدام مامني مي توان پناه برد آنجا كه رذالت هوشياري بشمار مي آيد و ستم سياست و شهوات هنر و قداست تهجر و نجابت واپس گرايي و ايمان خشك مغزي و امداد حماقت و سرانجام ايثار ابلهي شمرده مي شود به چه اميدي بازماندگان پاكيزه اسلاف صالح در مشرق زمين و در گوشه و كنار مخفي مانده در برهوت عقل خودبنياد سرزمين هاي غربي بايد زندگي كنند به طلوع كدام ستاره هدايت و نورانيتي بايد دل ببندند و چشم به راه كدام « منجي » مطهر مقتدري ديده به افق آينده بدوزند در اين شب ديجور و بفرموده امير مومنان علي بن ابيطالب (ع ) در اين « ليل اليل » آفاق اميد و آرزو كجاست در اين ظلمت فراگير و ژرف به انتظار طلوع كدامين خورشيد حيات بخشي چشم به راه سحر بايد بود و گوش به نواي مبارك سحوري خوانان بايد سپرد براستي چه كوكب پنهان مانده اي چه مهتاب در پس ابر خفته اي و اميد به برآمدن كدام آفتاب كتمان شده اي در ظلمتي كه خيمه بر زمين بسته تاكنون توانسته است گروه قليل باقيمانده بر صراط مستقيم الهي را در اين برهوت شهوت و طغيان و ستم و كفر و ناآگاهي استوار و پابرجا نگاه دارد به چه اميدي قبايل ايمان و يقين در چنين شب ديرپا روزگار بسر مي برند و در جستجوي كدام ستاره فروزنده اي چشم به آسمان خدا دوخته اند
    « فلا اقسم بالخنس الجوار الكنس و الليل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس »
    « سوگند مي خورم به اختران بازگردنده ستارگان پنهان رونده سوگند به شب چون برود و سوگند به صبح چون بدمد. »
    اميدي كه نيروي حيات و زندگاني پاكيزه جانان موحد است چيست و سرمايه نشاطي كه باعث ايستادگي و صبر و مقاومت و مبارزه با يك جهان پر از تباهي و ناآگاهي مي باشد در اندرون سينه هاي سوخته و دل هاي خسته صاحب دلان كدام است
    صاحبان خرد دريافته اند كه انسان به پايان دوران زمستاني خويش نزديك مي شود. شميم معطر بهار خبر از طلوع فصل رويش و كمالي مقدس دارد. بهاري كه از راه مي رسد آهسته آهسته همگام با رشد 1400 ساله خرد جهاني بسوي ظهور كمال گام به گام بر پهنه همه چمن زارهاي خزان زده مستولي مي گردد و روح زمردين سبزه ها را دوباره به زمين باز مي گرداند. بهاري كه از راه مي رسد بر قامت درختان خشك شده لباس هماره سبز ايمان از كوثر فاطمي و بهشت موعود مهدوي مي پوشاند :
    « السلام علي ربيع الانام و نضره الايام » (1 )
    سلام بر بهار مردمان و طراوت روزگاران
    بهاري كه از راه مي آيد در برگ و شاخ و ريشه درختان اين باغستان افسرده روح زندگاني مي دمد و ديگربار نغمه هاي شادمانه توحيد را در گوش سوزني كاج ها در پنجه برگهاي سپيداران در فوران چشمه هاي زلال و زندگي ساز در آشيانه متروك پرندگان در زمزمه دلپذير پرستوهاي مهاجر در ناي فاخته هاي خاموش در آواي سينه سرخ هاي باغستان هاي ايمان به خروش وامي دارد. آنروز ديگر هيچ رودخانه اي گل آلود نيست و هيچ بركه اي مرداب نيست . آن روز كه بزودي خواهد آمد(2 ) هر ريشه اي كه بازمانده حيات انساني را در خود داشته باشد دوباره مي رويد و هر نهالي در سايه رافت و لطافت بهاران آسوده و مطمئن سر به سوي خورشيد برمي كشد قد مي افرازد و درختي تناور مي شود. آنروز به هدايت حضرت حجه بن الحسن المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مرداني الهي پرورده مي شوند كه در سايه ايمان و بركت خويش جان خسته هزاران مسافر عطشان را به خنكاي چشمه ساران ولايت علوي ميهمان مي كنند و لب هاي تاول زده كويرزدگان را با « ما معين » الهي طراوت جاودانه مي بخشند.
    براستي اگر اميد آمدن آن ابر بارنده آن بهار ثمربخش و آن يار سبزپوش نبود با كدام « هويتي » مي بايست در اين گنداب « بي هويتي » ها روزگار گذراند اگر ايمان به طلوع مقدس « ولايت مهدويه » عجل الله تعالي فرجه الشريف در سينه اهالي قبايل يقين نبود به كدام نشاط مي بايست اين دل غمزده پريشان را دلداري داد و پايدارش ساخت و اگر براستي و بحق اميد پيروزي اسلام در پناه رافت و رهبري آخرين امام معصوم آن غايب مقتدر منتظر سلام الله عليه و علي آبائه الكرام نبود به كدام پشتوانه و دل گرمي روياروي جهاني پر از تباهي و فساد وناداني توان ايستادگي بود
    بياد داشته باشيم كه در كتاب نوح (3 ) صحف ابراهيم شهود دانيال (4 ) زبور داود تورات موسي انجيل مسيح و قرآن محمدي (ص ) خداوند نويد و بشارت آن ظهور مبارك ايمان و عدالت و مهرباني را بيان فرموده است :
    « ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون » (5 )
    « و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين » (6 )
    بهاري از راه مي رسد كه خزاني در پي ندارد. اين بهار بهار هميشه سبز عدالت و هماره شاداب حيات طيبه انساني است . ستم و ستمگري نمي ماند و آيه هاي زميني ستمگران منسوخ خواهد شد و بافته هاي كاذب و جاهلانه بشري ديگر « قانون » زندگي نخواهد بود. پلي تا ملكوت الهي براي رهروان طريقت عشق و توحيد بسته خواهد شد. فرشتگان بر فرزندان آدم فرود مي آيند : ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه (7 ) و اين حكومت جهاني آسماني تا دامان قيامت كبري باقي خواهد ماند.
    بياييد از راه رسيدن بهار را در آينده اي نزديك باور كنيم . بياييد به روايات معصومين چهارده گانه آسماني يقين داشته باشيم . بياييد در فصل يخ بندان عاطفه ها و اضمحلال يقين ها و مهاجرت پرندگان ايمان از آشيانه قلب ها پنجره هاي اميد و ايمان پويايمان را بسوي بهاري كه از راه خواهد رسيد بگشاييم و شميم معطرش را احساس كنيم . نگذاريم عرفان كاذب تكنولوژي غافلمان كند. بياييد طلوع خورشيد توحيد وامامت را جشن بگيريم .
    پنجره ها را بسوي طلوع خورشيد « سامرا » بگشاييد! با پنجره هايي باز شده از ايمان و يقين به سوي طلوع آفتاب جمال بي مانند او با خرمن خرمن گل در طوفان سهمگين جنود كفر و الحاد به استقبال ظهور و حضور برويم .
    اينك برماست كه پرده هاي غفلت و بي خبري را كنار بزنيم . براي استفاده از انوار حيات بخش خورشيد ملكوت جان هايمان را از هر بدي و زشتي و كج انديشي و تابعيت بدون منطق از مظاهر فرهنگ هاي بيگانه و الحادي پاك كنيم . آيينه شويم و آنگاه جمال پري چهرگان را بطلبيم . خانه دل را تميز و پاكيزه كنيم سپس ميهمان عزيزمان را دعوت نماييم .
    آنكس كه منتظر است و انتظار مصلح جهاني را مي برد خود بايد صالح باشد. به ياد و خاطره و اميد رويت دوست مي بايست آنگونه آماده شد كه دوست مي پسندد و چشم انتظار آمادگي و پاكي هاي لازم در زندگي ماست .
    بايد دوباره به زندگي مان انديشه هامان باورهامان پندار گفتار و رفتارمان بينديشيم و آنچه را كه در شان و مقام و مرتبت يك منتظر واقعي نيست كنار بگذاريم . بايد دوباره فكري كنيم و ببينيم چه اندازه از شيوه هاي گفتاري و رفتاريمان اسير تجملات و مظاهر فرهنگ و آداب و رسوم بيگانگان است تا چه حد روياروي الهام فجور شياطين ايستاده ايم و چقدر پيروز و سربلند بوده ايم هر انساني به خويش بصيرت دارد . « بل الانسان علي نفسه بصيره » (8 ) بياييد خودمان را نقد كنيم . خودمان داور خويشتن باشيم به « خود ارزيابي » بپردازيم و اگر ديگران را به بديهاشان سرزنش مي كنيم از عيوب و نقص هاي خود غافل نشويم .
    رسم چنين بوده است در پايان زمستان منتظران بهار خانه تكاني مي كنند. دستي دوباره به سرو وضع زندگانيشان مي كشند و آنگاه به پيشباز عيد مي روند.
    بياييد براي استقبال از بهار انسانيت بديها و زشتي ها را از خانه دل بتكانيم و براستي شايسته آماده پذيرش فصل باروري ايمان و مهر باشيم . آيا نه اين است كه بهار معنويت از راه مي رسد و ما هنوز شايد در زمستان جاهليت مردد مانده ايم
    پي نوشت ها
    1 ـ مفاتيح الجنان زيارت حضرت صاحب الامر عليه السلام .
    2 ـ انهم يرونه بعيدا و نراه قريبا : (مفاتيح الجنان دعاي عهد)
    3 ـ كتاب لازمه نبوت و بعثت انبياست و به حكم آيه شريفه لقد ارسلند رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ... قاطبه پيامبران عظيم الشان الهي داراي كتاب بوده اند و اين قاعده در خصوص جناب شيخ الانبيا حضرت نوح علي نبينا و آله و عليهم السلام كه سرسلسله پيامبران اولوالعزم بشمار مي رود اخص است هر چند متون تاريخي نام كتاب آن گرامي را ضبط نكرده باشند.
    4 ـ نوائب الدهور في علائم الظهور از مرحوم علامه ميرجهاني رحمه الله عليه .
    5 ـ و به راستي در زبور از پس تورات نوشته ايم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث مي برند . (سوره انبيا آيه 105 )
    6 ـ و ما مي خواهيم كه بر كساني كه در زمين به ضعف و زبوني كشيد شده اند منت نهيم و نعمت دهيم و اينان را پيشوايان و وارثان گردانيم . (سوره قصص آيه 5 )
    7 ـ بي گمان آنانكه گويند پروردگار ما خداوند است پس پايداري ورزند فرشتگان بر ايشان نازل شوند ... (سوره فصلت آيه 30 )
    8 ـ البته كه انسان بر نفس خويشتن بيناست . (سوره قيامت آيه 14 )
    به نقل از كتاب اميد
    صاحبان خرد دريافته اند كه انسان به پايان دوران زمستاني خويش نزديك مي شود و شميم معطر بهار خبر از طلوع فصل رويش و كمالي مقدس دارد
    بهار عصر موعود بهار هميشه سبز عدالت و هماره شاداب حيات طيبه انساني است كه خزاني در پي ندارد. ستم و ستمگري نمي ماند و آيه هاي زميني ستمگران منسوخ خواهد شد و بافته هاي كاذب و جاهلانه بشري ديگر « قانون » زندگي نخواهد بود.
    اينك بر ماست كه پرده هاي غفلت و بي خبري را كنار بزنيم . براي استفاده از انوار حيات بخش خورشيد ملكوت جان هايمان را از هر بدي و زشتي و كج انديشي و تابعيت بدون منطق از مظاهر فرهنگ هاي بيگانه و الحادي پاك كنيم .

  • *****
    جوانه اي ديگر از انتظار در مراكز دانشگاهي




  • شماره جديد « گل نرگس » ويژه امام عصر(عج ) به همت معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي واحد علوم پزشكي تهران منتشر شد.
    اين فصلنامه دانشجويي كه به صورت مجله به چاپ رسيده موضوع « حكومت پس از ظهور » را مورد كنكاش قرار داده است .
    در اين شماره مطالبي با عناوين : باريكتر از مو دريچه اي به جهان پس از ظهور معرفي كتاب گزارش ايمان به منجي شيعه در خواب چرا استراتژي انتظار پايگاهها و مراكز فعال مهدويت در اينترنت و... به چشم مي خورد.
    علاقمندان براي تهيه اين مجله مي توانند با تلفن 6113339 تماس حاصل نمايند.
    خوشبختانه خبرهايي كه از دانشگاههامي رسد حاكي از رشد روزافزون مراكز و فعاليتهاي دانشجويي در مورد امام عصر(عج ) است كه اين اميد را ايجاد مي كند كه دانشجويان با موضوع مهدويت به صورت حركت آفريني برخورد كرده و زمينه ساز تحقق حكومت حقه مهدوي گردند.