اشاره
مدتها بود كه اعضا شوراي سردبيري روزنامه جمهوري
اسلامي در انتظار فرصتي براي ديداري صميمانه با آيت الله
هاشمي رفسنجاني بودند. هدف اين بود كه در شرايط فراغت از
امور اجرائي و در فضائي دوستانه و عاري از قيود رسمي
با
مردي كه نيم قرن مبارزه عليه قدرتهاي شيطاني و سرانگشتان
داخلي آنهارا در پرونده خوددارد و در سالهاي دوري از
مسئوليتهاي اجرائي
از يكطرف آماج حملات عناصر
قدرت طلب و قدرناشناس بوده و از طرف ديگر در كانون توجه
محافل سياسي و خبري داخلي
منطقه اي و جهاني قرار داشته
و دارد
از نزديك و از هر آنچه مايل هستيم و هست سخن
بگوئيم . اين فرصت
سرانجام دست داد و در روز سه شنبه سوم
تيرماه به مدت 150 دقيقه در دفتر مجمع تشخيص مصلحت
نظام مهمان رئيس اين مجمع
رئيس جمهور سابق و رئيس
اسبق مجلس شوراي اسلامي بوديم .
به تاريخ كه نگاه كرديم
احساس كرديم فرصت بسيار
مناسبي براي مطرح كردن حوادث خون آلود تيرماه 1360
است كه ششمين روز آن
روز ترور رهبر معظم انقلاب حضرت
آيت الله خامنه اي و هفتمين روز آن
روز فاجعه جانگداز
انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي و شهادت 72 تن
و سيدالشهداي انقلاب اسلامي شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
بود. صحبت ها
از همين وقايع شروع و به مسائل داخلي و
منطقه اي و بين المللي در گذشته و حال و آينده كشيده شد.
بخشهاي مربوط به ترورهاي تيرماه 60 را در روزهاي ششم و
هفتم تيرماه جاري از نظر شما خوانندگان گرامي گذرانديم و
بقيه مطالب را چون اصولا بناي مصاحبه نبود در نظر نداشتيم
در روزنامه به چاپ برسانيم . با اينحال از آنجا كه نكات جالبي
در اين گفتگوي صميمانه وجود دارد كه ميتواند براي عموم
مفيد باشد
بخشي از آنچه يكي از اعضا شوراي سردبيري
توانست يادداشت كند را از نظر خوانندگان گرامي ميگذرانيم .
در ماههاي اخير شاهد اعتراضاتي در شهر تهران و بعضي از نقاط كشور
بوديم كه رسانه هاي غربي با بزرگ جلوه دادن آن سعي داشتند آن را به يك
حركت عمومي تبديل كنند كه با درايت مردم و مسوولان با شكست مواجه
شد. حضرتعالي هم در نمازجمعه آن را تحليل كرديد. بفرماييد نقش
آمريكا در اين حركات و شباهت آن به كارهاي گذشته آمريكا درباره ايران
چگونه است
يك بعد آنچه آمريكائيها در اغتشاشات اواخر خرداد ماه
سال 1382 كردند
بسيارمشابه و تقريبا هم حجم همان
كارهايي بود كه در 28 مرداد سال 1332 انجام داده بودند .
نتيجه اين اعمال مي تواند درس خوبي براي دشمنان خارجي
ما
از جمله آمريكا و دوستان نادان داخلي شان باشد. دولت
آمريكا تقريبا از تمام امكانات اعم از راديوها و تلويزيونها و
ماهواره و مزدوران داخلي و حتي اجير كردن اراذل و اوباش
استفاده كرد و در تمام مراحل بصورت جدي قصد براندازي
داشت . انتخاب دانشگاه بعنوان كانون بحران از سوي پياده
نظام داخلي آمريكا با حساسيت خاصي صورت گرفته بود. پول
بسياري در داخل و خارج از سوي آمريكائيها خرج شد و
سربازان رسانه اي با آخرين تجهيزات و امكانات حمله را ادامه
مي دادند. دفتر ويژه اي از سوي برخي نمايندگان كنگره آمريكا
داير شده بود و افراد كاخ سفيد يكي يكي به ميدان آمدند و
رئيس جمهور آمريكا هم صراحتا " حمايت خود را از
اغتشاشگران اعلام كرد.
هنوز مطمئن نيستيم كه آيا اين آشوبها بصورت طراحي از
قبل بوده يا اينكه پس از جرقه كوي دانشگاه كه يك اعتراض
ساده صنفي بود
به كمك افراد داخلي سوار بر اين موج شدند
ولي آنچه مسلم است اينست كه صراحت لهجه آمريكائيها و
بعد هم انگليسي ها حكايت از مقابله جدي براي براندازي
داشت و علائم متعددي هم از نقشه از پيش طراحي شده
حكايت دارد.
اما نتيجه كار
اولا در اوج ناآرامي ها تنها عده اندكي در
اغتشاشات شركت داشتند ايجاد ترافيك در خيابانهاي تهران
هم كار چندان دشواري نيست
با يك تصادف ساختگي و يا
خرابي يك ماشين اتفاق مي افتد. با اين حال
مردم و نيروي
انتظامي بدون هيچگونه سازماندهي به مقابله پرداخته و همه
چيز را به حالت عادي برگرداندند و غائله را ختم كردند. از
نيروهاي دولتي فقط نيروي انتظامي و آنهم در حجم كم در
محلهاي درگيري حاضر بودند. حال آنكه ما نيروهاي زبده
براي مقابله با بحران داريم كه وارد عمل نشدند
نيروهاي زبده
بسيجي داريم و از همه بالاتر ارتش و سپاه بسيار قوي داريم .
در جريان اغتشاشات حتي دولتمردان و سياسيون ما هم
بصورت تبليغاتي وارد نشدند. امروز آمريكائي ها وامانده اند كه
چگونه تحليلهايشان غلط از آب درآمده است .
اين ماجراها تابلوي خوبي براي قدرت نظام بود و وزن
آمريكا را در اين جريان كاملا مشخص كرد.
در سال 1360 هم تقريبا " اوضاع همينطور بوده
من اين
موضوع را در نماز جمعه گفتم و عده اي عصباني شدند
حالا
بيشتر توضيح مي دهم . در آن هنگام كه جنگ بود و ضد انقلاب
داخلي بويژه منافقين با حداكثر توان به محاربه پرداخته و
تعداد زيادي از مسئولين نظام را از ما گرفته بودند و تعدادي از
نمايندگان مجلس هم با سخنرانيها و تذكرات از آنها حمايت
مي كردند و اغلب نيروهاي مخلص ما هم درگير جنگ و
غائله هاي كردستان بودند
خداوند كمك كرد و با رهبري
امام (ره ) و وحدت مردم و مسئولان باقي مانده
از بحران عبور
كرديم . امروز به نظر من
گذر از چنين بحرانهايي آسان تر
است
بشرط آنكه نسل جوان را آگاه كنيم و اجازه ندهيم از
جوانان و بويژه دانشجويان سو استفاده بشود.
اعتراض دانشجويان در خصوص مسائل صنفي و حتي
سياسي كاملا قابل طرح است و بايد به آنها توجه شود
ولي
افرادي از خارج دانشگاه و به اسم دانشجو به طرح مطالبات
سياسي خود و يا اربابان خارجي مي پردازند
البته اغلب هم
جوان و فريب خورده هستند
چرا كه افراد كاركشته اينچنين
بي گدار به آب نمي زنند
اينها خواستهاي واقعي و قانوني
دانشجويان را هم به بيراهه بردند
من فكر مي كنم منشا اين
حركتها هم از داخل بود و هم هدايت خارجي داشت كه با
انگيزه كسب راي جوانان
داشتن پايگاه در بين دانشجويان و
شايد هم هماهنگي با سرنخهاي بيروني اين كارها صورت
گرفت .
بعد از اشغال عراق توسط آمريكا
منافقين دوگونه برخورد را درباره
خود شاهد بودند. از طرفي آمريكا كه قبلا " آنان را تروريست معرفي كرده
بود اين گروهك را زير چتر حمايتي گرفت و از طرفي ديگر فرانسه اقدام به
دستگيري سران آنان كرد. به نظر حضرت عالي انگيزه هر دو كشور از اين
كار چه مي باشد
در هر حال بهتر است برخي افراد نادان داخلي از سرنوشت
منافقين عبرت بگيرند
مخصوصا " اينكه اين روزها عده اي از
آنها (منافقين ) پس از 20 سال فرار و دربه دري به زندانهاي
عراق و فرانسه افتاده اند.
در مورد انگيزه فرانسه از دستگيري منافقين پس از 20
سال هنوز زود است تحليل كنيم
اما آنچه خودشان مي گويند
ضروريات ملي انگيزه دستگيري منافقين در پاريس بوده است .
ابزار و آلات ترور و وسايل غيرمتعارف كشف شده هم همين را
مي رساند.
نكته ديگر راجع به منافقين
به رفتار مشكوك آمريكائيها با
اين گروه در عراق برمي گردد كه عده اي از هيئت حاكمه اين
كشور عليرغم اعلام رسمي تروريست بودن منافقين باآنها
همكاري مي كنند. نقض آشكار مصوبه دولت و مجلس آمريكا
در خصوص گروهك منافقين تاكنون نقطه ضعف بزرگي براي
آمريكا در جهان بوده
چرا كه متهم به برخورد دوگانه با
تروريستها شده است . به نظر من انجام چنين اشتباهات بزرگ
سياسي بدليل محاسبات غلط استراتژيستهاي آمريكائي است
كه مي تواند عمدي مثلا براي خراب كردن رقيب و يا از روي
خطا بدليل بي تجربه بودن آنها باشد.
از كارهاي آمريكا گفتيد. در همين راستا ما شاهد خلاف كاريهاي آمريكا
در سطح جهان
به ويژه درباره ايران در طول سالهاي جنگ با عراق و
سكوت جامعه بين المللي هستيم . در اين باره توضيح بفرماييد.
از نكات قابل توجه
بي توجهي جامعه جهاني به اقدامات
خلاف آمريكاست . مثلا همين سرنگوني هواپيماي مسافري
ايرباس ايراني در خليج فارس كه توسط موشك آمريكائي ها
صورت گرفت و در آن فاجعه قريب 300 نفر مسافر كه اغلب
زن و كودك بودند به شهادت رسيدند
بي توجهي جهان به اين
جنايت موضوع مهمي بود
حمله در شرايطي به هواپيما انجام
شد كه با جوسازيهاي آمريكا و اسراييلي ها
جهان نگران
پيروزي ايران در جنگ عليه عراق بود. ما در آن زمان با تصرف
شهر فاو به پشت دروازه هاي بصره رسيده بوديم و دست بسيار
بالايي در جنگ داشتيم . از طرفي ابرقدرتها و ارتجاع با
تبليغات مسموم
حاضر به پذيرش پيروزي ما نبود. لذا عليرغم
سيل ارسال اسلحه ها به بغداد و تحريم كامل جمهوري اسلامي
و جلوگيري جدي از صادرات نفت ما
رزمندگان توانسته
بودند تا نزديك بصره پيش بروند. در چنين شرايطي آمريكا به
بهانه هاي مختلف با ما درگير مي شد
تعداد زيادي ناو در خليج
فارس مستقر كرده بود و اجازه نمي داد نفت ما از آنجا عبور كند
و حتي كشتي هاي برخي كشورهاي منطقه را با پرچم آمريكا
عبور مي دادند. لذا فضا
فضاي سالمي نبود و ناو جنگي
وينسنس كه مجهز به آخرين فناوريها بود
مستقيما وارد جنگ
شد و هواپيماهاي ايراني را سرنگون كرد. افكار عمومي جهان
هم تحت تاثير تهاجم تبليغاتي و رسانه اي غرب و شرق اين
جنايت را پذيرفت و آنرا هضم كرد.
حمله آمريكا به عراق و افغانستان و چشم انداز حركت بعدي امريكا را
چگونه ارزيابي مي كنيد
بعد از سقوط شوروي
آمريكائي ها جهان تك قطبي را مطرح
كرده و عليرغم مخالفت جهاني اصرار به اجراي اين طرح
داشتند. امروز مسئولان آمريكائي فكر مي كنند كه بايد جهان
بويژه مناطقي خاص كه بسيار با اهميت هستند
مطيع فرمان
آنها باشد . يكي از اين مناطق خاورميانه است . بهانه حادثه 11
سپتامبر و تفسير مبارزه با تروريست كافي بود كه اين دو كشور
(عراق و افغانستان ) را كه داراي دولتهاي ضعيف وغير مردمي
و حتي وابسته و ساخته آمريكا بودند
انتخاب كنند. لذا نيرو و
قدرت زيادي هم لازم نبود
چون طالبان ساخته آمريكا بود
صدام در اثر دو جنگ كه خودش افروخت و تحريم طولاني
بين المللي و عدم پايگاه مردمي به شدت ضعيف شده بود و
اطلاعات كافي براي ساقط كردن آنها وجود داشت . اما آنچه كه
در اين محاسبات مورد توجه قرارنگرفت و آمريكا بعنوان يك
خطاي بزرگ راهبردي دچار آن شد
نديده گرفتن وزن مردم
منطقه در محاسبات بود. آمريكا هم در افغانستان و هم در عراق
با مشكلات جدي از طرف مردم روبرو خواهد شد.
اشغال افغانستان با ظاهري قانوني و مصوبه سازمان ملل
انجام شد و لذا تا حدودي قابل پذيرش بود
اما اداره آنجا كه
كشور بسيار فقيري است و عراق كه حداقل دو دهه آخر را
بصورت كمونيستي يعني اقتصاد دولتي اداره شده
اداره و
بازسازي افغانستان نياز به هزينه بسيار بالايي دارد كه اقتصاد
بيمار آمريكا پاسخگوي آن نيست . كمكهاي بين المللي نيز
بسيار ضعيف و يا كند است و مردم هم با سابقه سالها جنگ
فرسايشي به اين آساني ها زير بار سلطه نخواهند رفت .
اما در عراق مسئله كاملا فرق مي كند
عراق كشور ثروتمند
و با فرهنگي است و سالها بصورت اقتصاد دولتي اداره شده كه
اين امر از عهده آمريكائيها برنمي آيد
حجم تخريب ها بالاست
و احيا كشور عراق بدون همكاري مردمش ممكن نيست .
فروپاشي سيستم اداري حزب بعث عراق براي جلوگيري از
رسوائيهاي بعدي براي اشغالگران آمريكائي
سبب شد كه هيچ
سيستم جايگزيني وجود نداشته باشد
از طرفي افراد اصيل و
با فرهنگ تن به همكاري با اشغالگران بد نامي همچون آمريكا و
انگليس نمي دهند افراد ضعيف و قدرت طلب هم تنها مي توانند
ديكتاتورهاي كوتاه قدي باشند كه با شعارهاي آمريكائي
همخواني ندارند.
مخالفت بعثي هاي كار كشته با اين سيستم هم خود مشكل
جدي براي آمريكا در عراق است . لذا به نظر مي رسد آمريكا
موفقيتي حداقل در كوتاه مدت در عراق نخواهد داشت
اما
چون نفت وجود دارد
آمريكائي ها ناچار از چپاول نفت عراق
بوده و اين امر در دراز مدت براي آنها بسيار گران تمام خواهد
شد. پس تنها راه
سپردن كار بدست مردم عراق است كه در آن
صورت قطعا مردم عراق آمريكا و انگليس و هر اشغالگري را
حذف خواهند كرد. شعار دموكراسي آمريكائيها كاملا دروغ
بوده و در جهت تجديد ديكتاتوري حداقل به شيوه حزب بعث
هستند.
فشار ديگر به اشغالگران در عراق اينست كه اكثريت مردم
عراق ضد اسرائيلي هستند. از اهداف اصلي اشغالگران تامين
حفاظت براي اسرائيل بود كه اين امر هم قابل تامين نيست . از
ديگر واقعيتهاي عراق وجود حوزه علميه نجف است كه تاريخ
يك قرن و نيم اخير آن حكايت از عدم سلطه پذيري و حتي
قيام عليه سياستهاي استكباري در ايران
عراق و عثماني دارد.
لذا پذيرش ظلم اشغالگري براي مردم با تمدن بسيار كهن بين
النهرين عملي نيست .
با توجه به مشكلات آمريكا در عراق
تهديدهاي آمريكا در مورد ايران
را چگونه تفسير مي كنيد
اين تهديدها بعد از پيروزي انقلاب هميشه بوده و نشيب و
فراز داشته و اكنون در فراز است ولي اينهم مثل گذشته محكوم
به شكست است .
اما اگر قدري وسيع تر نگاه كنيم به موضوع ديگري
برمي خوريم و آن اينكه با حضور آمريكائيها در عراق و
افغانستان
حلقه محاصره كشور ايران تقريبا بسته شده است .
آمريكائيها در آذربايجان
تركيه
عراق
جنوب خليج فارس
پاكستان
افغانستان و حتي بخشي از آسياي ميانه هم حضور
دارند. در چنين شرايطي خود آنها و انگليسي ها مي گويند حمله
نظامي منتفي است
پس مي ماند بحث كنترل كه اين مسئله هم
عملي نيست
چرا كه تنها در يك سمت
يعني فقط د رجنوب
ايران
آبهاي پهناور خليج فارس بدون قدرت ايران قابل اداره
نيست . البته با تمام اين تفاصيل
نيروهاي مسلح و مردم و
بسيج و مسئولان ما همه آماده مقابله هستند و موضوع
اغتشاشات اخير بهترين سند براي نياز به وحدت است كه
حتما حاصل خواهد شد.
امروز در خبرها بود كه نخست وزير انگليس هم همان حرف بوش را
نسبت به حمايت از اغتشاشگران اعلام كرده است . در عراق هم انگليس و
امريكا با هم بودند و گاها " د رخبرها بگونه اي تنظيم شده بود كه اينها را به
هم ارتباط مي دادند و انگليسي ها هم كه خيلي سوابق سو درايران دارند
الان هم خيلي فعالند و احتمال اينكه سرنخ هايي وجود داشته باشد كه
سرويس جاسوسي آنها فعاليت نمايد و كارهايي بكند خيلي زياد است .
ارتباطات بين امريكا و انگليسي ها را چگونه تحليل مي كنيد
قبلا خود انگليسي ها جواب داده اند كه انگليسي ها شده اند دم
سگ كه هر وقت امريكاييها بخواهند تكان مي دهند و حرفي
است كه خود آنها در جريان حمله به عراق گفته اند.
قبل از اينكه امريكا به عراق حمله كند بلر مطرح كرد كه حتي ما
به
تنهايي هم اينكار را خواهيم كرد
من يادم نيست چنين حرفي زده باشد و اين در قد و قواره
انگليس نيست
آيا اين حركت امريكا در افغانستان و عراق را اقدامي عليه ايران
نمي بينيد
آن اوايل اين تحليل بود چون اينها در شمال ما
هم در
آسياي ميانه رفتند و پايگاه گرفتند و آذربايجان و گرجستان هم
دنبالش بود و در جنوب هم بودند و فكر مي شد كه عملا
مي خواهند محاصره كنند و در محاسبات هم بايد بگوييم كه
آنها در فكرند كه حداقل از راه دور ما را كنترل كنند و اگر سعي
كنند ممكن است اتفاقاتي هم بيافتد
اما احتمال اينكه
آمريكايي ها فكر مي كنند با اين شكل اگر اطراف ما باشند ما
بترسيم و حرفهاي واقعيمان را نزنيم و مواضعمان را به نفع
آنها تعديل كنيم و قطعا ايران جزو مجموعه اهداف آمريكا حالا
به چه شكلي بتواند تاثير بگذارد هست و اين قابل انكار نيست
و خود آنها هم منكر نيستند.
داشتن برنامه براي مسائل معيشتي مردم خيلي مهم است لطفا " نظرات
خود را بيان فرماييد.
البته مسئله مردم و توجه به خواستهاي آنها بسيار مهم است
و اصولا اين يك رسالت اسلامي است كه بايد براي خواستهاي
شرعي در ابعاد گوناگون فرهنگي
اقتصادي و اجتماعي
همينطور اطلاع رساني براي نسل نو توجه ويژه داشته باشيم و
آنها را راضي كنيم . تامين معيشت مردم يك وظيفه است و بايد
انجام شود. تامين كار بايد انجام گيرد. امنيت فرهنگي و
اجتماعي لازمه نظام اسلامي است و راه گريزي از آن نيست .
همينطور آگاه سازي نسل آينده براي پاسداري از انقلاب و اميد
دادن به جوانان نياز واقعي است . نسل جوان ما بايد بداند كه
اين انقلاب يك رژيم فاسد شاهنشاهي ديكتاتوري و جهنمي را
ساقط كرده است . از يك سياست خارجي فرمانبردار
امروز به
يك سياست خارجي تعيين كننده در جهان رسيده ايم . امروز
كشور ما آزادترين و مستقل ترين كشور در روابط جهاني است .
حجم كارهاي عمراني و سازندگي طي 25 سال گذشته قابل
مقايسه با تمام دوران شاهنشاهي نيست . توجه به روستاها و
محروميت زدائي در سطح بالايي صورت گرفته و همچنان ادامه
دارد. در بعد آموزشي پيشرفتهاي بسيار بالايي داريم
حتي در
دورافتاده ترين مناطق امكان تحصيلات دانشگاهي وجود دارد.
در سال 1357 با 35 ميليون جمعيت
يك كشور كاملا " وارد
كننده بوديم
امروز حتي صادرات صنعتي هم داريم . در سطح
مديريت
مديراني از سطح متوسط جامعه با كارآئي بالا در
مصدر كارها هستند
اين كارها و اين اميدها بايد به نسل جوان
منتقل شود و كوتاهي در اين راه براي آينده خطرناك خواهد
بود. اتفاقا " دشمن هم اين مسائل را خوب فهميده و با ايجاد
آشوب و اشكال در كار دانشگاهها
قصد ضربه زدن و
نااميدكردن نسل آينده انقلاب را دارد. متاسفانه در داخل هم
عده اي به اين امر دامن مي زنند
شيوه طرح بحث اصلاحات
يك ظلم بزرگ به دستاوردهاي انقلاب و به امام (ره ) بود
چرا
كه منادي اصلي اصلاحات و مصلح انقلابي و صادق با مردم
امام خميني (ره ) بود. عدول از امام (ره ) گمراه كننده است يا
مثلا القا دوگانه بودن حكومت با الفاظي همچون انتخابي و
انتصابي
اين يك دروغ بزرگ است . تمام مناصب اين نظام
انتخابي است و مسئولان با مشاركت مستقيم و غيرمستقيم
مردم انتخاب مي شوند. رياست جمهوري و مجلس با راي
مستقيم مردم انتخاب مي شوند و سپس دولت و معاونان و
وزرا و رئيس جمهور و استانداران و مدير كل ها و فرمانداران
و بخشداران و.... تصويب مي شوند.
مجلس خبرگان به انتخاب مستقيم مردم به وجود مي آيد و
سپس خبرگان رهبر را انتخاب مي كنند و رهبري بخشي از
نهادهاي حوزه رهبر را تصويب مي كنند. در هر دو بخش
انتخاب مردم ريشه اصلي است و انتصابات بعدي از سوي
منتخبان مردم صورت مي گيرد. در بقيه موارد ايران نيز مثل همه
جهان عمل مي كند. در كجاي دنيا سراغ داريد كه مثلا بخشدار
يا استاندار با راي مردم باشد بالاخره وزير كه بصورت
غيرمستقيم با راي مجلس انتخاب مي شود
از جمله حقوقش
نصب استاندار
مدير
مديركل و غيره است . پس چرا به دروغ
و همزمان با دشمنان چنين القا مي شود كه حكومت دوگانه
است اين ظلم به نسل جوان و گمراه كردن اوست .
البته براي جاافتادن مسئله
چنين حرفهايي را همراه با
برخي از واقعيتها مي گويند. مثلا " مشكلات اقتصادي
بيكاري يا
برخي ناهنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي . من به صراحت
مي گويم اگر دعواهاي سياسي و قدرت طلبي ها را كنار بگذاريم
و دست در دست هم به عمران و آباداني و معيشت مردم توجه
كنيم . حل معضل بيكاري و مسايل فرهنگي و اجتماعي چندان
دشوار نخواهد بود.
با داشتن برنامه هاي مدون كوتاه
ميان و بلندمدت
حل
مسائل فرهنگي و اجتماعي قطعي است . اگر مردم صداقت
ببينند و دولت برنامه داشته باشد
چشيدن اولين جرعه هاي
شادكامي توسط مردم بهترين تحرك براي ادامه راه است .
به نظر مي رسد كه بعضي ها در داخل دانسته و ندانسته حرفهاي دشمنان
را مي زنند و در راستاي تفرقه افكني حركت مي كنند. نظر حضرت عالي
چيست
متاسفانه بجاي حفظ وحدت و دست به دست همديگر دادن
براي حل مشكلات مردم
به شكل غير متعارفي عده اي ژست
اپوزيسيوني به خودشان مي گيرند. قطعا اگر چنين حالتي را كه
الان جريان دارد
ادامه بدهيم
از نقد منصفانه نيز غافل
مي شويم و به سمت ناديده گرفتن ارزشها پيش خواهيم رفت .
بدنه يك نظام خدمتگزار نمي تواند ژست اپوزيسيوني بگيرد و
از زيربار مسئوليت شانه خالي كند. چرا كه اصولا او براي رفع
معضلات آمده ياانتخاب شده و اگر بخواهد مخالف خواني
كند
يا از سرضعف است و يا از ناآگاهي . به مخالفين هم بايد
اجازه نقد داده شود و شعار زنده باد مخالف حرف خوبي
است
اما اين كار در عمل فقط تا حد نقد و آنهم نقد سازنده و
صادقانه قابل اجرا است . در غيراين صورت اگر مخالفت به فاز
تخريب برسد
اين يعني آغاز ريشه زني اصل موضوع كه هيچ
جاي پذيرش ندارد. مخالفي كه اصلا " خوبيها و مثبت ها را
نمي بيند
قصد تخريب دارد.
از معيشت مردم و مخالفت هاي داخلي گفتيد به نظر شما بهترين گزينه
براي برون رفت از بحران حاضر در جامعه چيست
با توجه به تجربه دو دوره رياست جمهوري و طبق آمار
موجود
اجرايي كردن برنامه ايران 1400 با محوريت سخنان
اخير رهبر معظم انقلاب كه فرمودند سرمايه بايد در خدمت
توليد و عمران باشد
مسائل مهمي همچون بيكاري قابل حل
است . بايد نهضت سازندگي جديدي را در كشور سروسامان
بدهيم و در كنار آن به مسائل اجتماعي و فرهنگي هم توجه
داشته باشيم . مثلا
لايحه تامين اجتماعي كه دولت گذشته در
برنامه دوم به مجلس برد ولي در دولت بعدي براي اصلاح
آن
را پس گرفت و طبق اطلاع هنوز به مجلس نرفته است . بايد هر
چه زودتر پي گيري و فعال شود و نيازهاي حداقلي جامعه از
جمله بيمه بيكاري
درمان
مسكن و تحصيل براي همه در آن
ديده شود.
تامين حداقل نيازها براي همه
از جمله وظايف حكومت
اسلامي است . تفاوتها بايد براي سطح رفاه بالاتر باشد. اگر به
چنين موقعيتي دست پيدا كنيم
سروسامان دادن به يارانه ها
قابل اجراست
در غيراينصورت ناگزير از افزايش حجم
يارانه ها و ادامه راهي هستيم كه قطعا قابل قبول عمومي
نيست .
انتخابات شوراها در اسفندماه سال گذشته ابهاماتي را در فضاي سياسي
كشور ايجاد كرد و اين ابهامات احتمالا " در انتخابات آينده هم باشد. به نظر
حضرت عالي علت عدم استقبال مردم در انتخابات چيست و احزاب و
گروهها براي گرم كردن انتخابات چه وظايفي دارند
آنچه راجع به شوراهاي اسلامي شهر و روستا پيش آمد
تقريبا قابل پيش بيني بود
تبليغات روي شوراها
تبليغات
صادقانه اي نبود
اصولا استفاده سياسي از مسائل مربوط به
زندگي مردم
بازتابهاي منفي در پي خواهد داشت در اثر آن
تبليغات انتظارات جامعه از شوراها خيلي بيشتر از توان آنها
شد و بسياري از شوراها هم خوب عمل نكردند. طبق آنچه
اتفاق افتاد
برخي شوراها بويژه در شهرهاي بزرگ نتوانستند
مفيد باشند و حتي مردم را دلزده كردند. هزينه هاي زيادي روي
دوش مردم داشتند. عدم شركت مردم در انتخابات
در واقع
بخاطر عملكرد بد برخي شوراها بود. در برخي مناطق كه خوب
كار كرده بودند
مردم خوب شركت كردند. نكته ديگر
موضوع
باندبازيهاي سياسي و دعواهاي جناحي بود كه قطعا " بر روي
مردم تاثير منفي داشت و اين موضوع هنوز هم جاري است و
مي تواند انتخابات آتي را نيز تحت تاثير قرار دهد.
مثلا از همين روزها مراحل مقدماتي انتخابات مجلس
هفتم در حال شكل گيري است
لذا نياز به يك فضاي سالم
انتخاباتي جدي است اول به مشكلات مردم توجه شود و هر
چه زودتر از دعواهاي سياسي كاسته گردد تا خطر دلزدگي مردم
كم شود. در غيراين صورت براي آينده سياسي كشور خوب
نيست .
نكته ديگر اينست كه در كشور ما هنوز احزاب فراگير با
كاركرد برنامه ريزي شده و بلندمدت وجود ندارد و اغلب
گروهها و افراد در آستانه انتخابات شروع به فعاليت مي كنند و
داراي يك جوشش فصلي هستند كه به اين دليل هم بايد هر چه
زودتر به دعواهاي سياسي خاتمه دهيم و به جاي آن
رقابت
سالم
برنامه ريزي و ارائه پيشنهادات سازنده در حد توان
كشور به وجود آيد.
در تشكل هاي دانشجويي تحولاتي در حال وقوع است آيا اين رفتارها
به مجموعه دانشجويي لطمه خواهد زد
اصولا دانشجو يك تيپ آرماني و خوش نيت است
لذا در
طول تاريخ توقع از دانشجو همين چيزها بود كه امروز مي بينيم .
پس نگراني از جانب دانشجو و تشكلهاي ذيربط در جامعه
نبايد باشد. اما آنچه ممكن است اتفاق بيفتد و سابقه هم دارد
شيطنتها و سواستفاده هايي است كه از بيرون دانشگاه و به
اسم دانشجو انجام مي شود. لذا ابتدا با روشنگري و
اطلاع رساني بايد مانع از انجام شيطنتها و سواستفاده ها از
دانشگاه و دانشجو شد. بطور مثال در همين ماجراهاي اخير
تهران
مسئولان از دانشجو نگراني نداشتند و براي همين بود
كه برخورد جدي در آن قضايا با دانشجويان صورت نگرفت . در
كوي دانشگاه تهران حدود 7 هزار نفر ساكن هستند كه با
تبليغات فراوان تنها 200 نفر براي اعتصاب غذا ثبت نام كردند
و در مرحله عمل تعداد كمي از بوفه غذا دريافت نكرده بودند.
همچنين در طول اغتشاشات در همه نقاطي كه ناآراميهايي
وجود داشت
درصد حضور دانشجويان بسيار پائين بود. بدنه
اصلي دانشگاهها بدنه سالم و آرام و روبه پيش است اما
تبليغات سو رسانه هاي خارجي و برخي داخلي ها بيش از
اندازه به بزرگنمايي پرداختند كه قطعا از سر خيرخواهي نبود و
قصد سو داشتند. مديريت آموزش عالي بايد با برنامه ريزي و
توجه جدي اجازه اين گونه سو استفاده ها را ندهد و بايد از
پويايي و زنده بودن دانشگاهها به نفع عمومي استفاده شود
چرا كه انتقاد سازنده و توقعات سالم دانشجو به پيشبرد اهداف
نظام كمك مي كند و دانشجويان نبايد اجازه دهند تا گروههايي
با حركتهاي صنفي و خواستهاي منطقي دانشجو را به نفع افراد
و يا گروهها
مصادره و منحرف نمايند. اين اعمال
هم به زيان
دانشگاه است و هم ضرر جدي متوجه مردم و نظام مي كند.
اين روزها شايع شده است كه مي خواهند دانشگاهها را براي كنترل
اوضاع تعطيل كنند. نظر شما در اين باره چيست
تعطيلي دانشگاهها و يا مثلا عقب افتادن امتحانات
راه
درستي نيست . بلكه رفتن به سمت راهي است كه اهداف
مخالفين نظام را تامين مي كند. يعني نداشتن پيشرفتهاي علمي
و تحقيقاتي و مختل كردن فضاي سالم دانشگاهي . در حال
حاضر ما دانشمندان بسيار خوبي داريم
جواناني كه اهل علم و
تحقيق هستند. و از اين ظرفيت بالاي علمي و فضاي آموزشي و
اشتياق جوانان به تحصيل بايد حداكثر بهره را براي توسعه
كشور ببريم . در سالهايي كه مسئوليت اجرايي داشتم و اتفاقا
همين آقاي دكتر معين وزير آموزش عالي بود
مهمانان بخش
دانشگاهي كشور
اغلب به نكته اي اشاره داشتند و آن اين بود
كه شما در فضاي جنگ
انقلاب و تخريبهاي ضدانقلاب
دانشگاههاي زنده و پويايي داريد و از هيجانات موجود در
دانشگاه هاي كشورهاي ديگر رنج نمي بريد. و ما حركت علمي و
تحقيقي خوبي را در ايران شاهد هستيم . خوب اين نكته بسيار
با اهميت بود
چرا كه مهمانان ما تحت تاثير تبليغات دشمن و
بويژه آمريكا
تصور مي كردند سفره علم و دانش در اين كشور
برچيده شده و اين تبليغات براي آن بود كه دست آوردهاي
علمي ما را در جهان تحت الشعاع قرار داده و بگويند در ايران
كسي به فكر علم و دانش نيست و در چنين فضايي اختراع و
ابتكار دروغ است !
اما وقتي مهمانان ما مي ديدند كه فضا
واقعا فضاي
تحصيل است و انضباط خوبي بر آن حاكم است و اصولا "
اكثريت دانشجويان همراه با نظام هستند
از تبليغات دروغين
امپرياليسم خبري متعجب مي شدند. و شايد همين ديد و
بازديدها سبب شده بود كه عده زيادي از آنها كه رفته بودند
برگشتند. در هرحال جلوگيري از تحركات سياسي دانشجويان
كار خوبي نيست و من هم با آن مخالفم . ولي نبود انضباط
تحصيلي و تبديل فضاي علمي و تحقيقي دانشگاه به فعاليتهاي
صرفا سياسي و تخريبي قابل قبول نيست .
مسئله استفاده نظامي ايران از انرژي هسته اي يكي از موضوعات روز
مي باشد. در اين خصوص مطالبي را بيان فرماييد بخصوص كه ما مي دانيم
شما پايه گذار صنعت جديد هسته اي كشور بوديد و پيشرفت هاي فعلي
ادامه همان اقدامات شما است .
كشور ما طي دو دهه گذشته از نظر علمي فعاليتهاي خوبي
داشته و توانسته است به فناوري هسته اي كه سالها غرب تلاش
كرد تا با تحريم آن
ما را عقب نگه دارد
دست يابد. زيرا بناي
اين راه عملكرد خوب دانشگاهها و دانشمندان است . بايد
بگويم كه امروز اين دست آورد علمي مورد توجه كليه مسئولان
نظام است و حتي اجازه نخواهيم داد كه يك ذره از اين
دست آوردها از خدمت انقلاب و مردم خارج شود.اصولا
انرژي هسته اي فقط در يك بعد ممكن است استفاده نظامي
داشته باشد و حال آنكه دهها مورد مثبت و استفاده
صلح جويانه نيز دارد. اما شاهديم كه تبليغات غربي و بويژه
آمريكائي چگونه با اين دست آورد علمي و بسيار مهم روز
برخورد مي كند! فاصله بين كشورهايي كه فناوري هسته اي
دارند و آنها كه ندارند
در بخش استفاده هاي غيرنظامي بقدري
زياد است كه چشم پوشي از آن روا نيست . آمريكا و همه
كشورهاي استكباري در طول دو دهه گذشته همه تلاش خود را
كردند كه انتقال اين فناوري به كشور ما ممكن نباشد. اما
دانشمندان ايراني همچون همه تحريمهاي ديگر با تلاش
شبانه روزي و خستگي ناپذير توانستند به اين فناوري دست
پيدا كنند و همين امر است كه آمريكا را عصباني كرده و هر روز
يك دروغ شاخدار درباره ايران مي گويند. من مطمئن هستم كه
اگر ما حتي 20 نيروگاه اتمي داشتيم
ولي دانش فني آن را
نداشتيم
اينها اينقدر عصباني نمي شدند. پس حالا كه عده اي
زحمت كشيده و راه و روش استفاده صلح جويانه از انرژي
هسته اي را يافته اند
ما حتي يك قدم هم عقب نخواهيم رفت و
به اين راه ادامه مي دهيم و مسلما " كسي نمي تواند دانش وقت را
كه ملتي روي پاي خود به دست آورده از او بگيرد. اما در
خصوص استفاده نظامي بارها گفته ايم كه اراده اي و نيازي به
اين موضوع نداريم و حداكثر همكاري را هم با سازمان جهاني
انرژي اتمي براي شفاف سازي در اين بخش انجام خواهيم
داد.
آمريكاييها اعلام داشته اند كه ايران با توجه به داشتن نفت و گاز فراوان
ضرورتي به داشتن انرژي هسته اي ندارد
نظر خود را در اين خصوص نيز
بفرماييد.
موضوع داشتن نفت گاز زياد و عدم نياز به انرژي هسته اي
هم بقدري ناشيانه طرح شده كه امروز در محافل علمي و
سياسي بعنوان « جوك » از آن ياد مي شود. پايه اوليه احداث
نيروگاه هسته اي در ايران سالها قبل و در رژيم گذشته و توسط
همين آمريكائيها گذاشته شد. مگر در آن زمان كشور ما نفت
نداشت مگر كشورهايي مثل كانادا
آمريكا
روسيه و.... از
منابع عظيم گاز و نفت برخوردار نيستند اينها يا واقعا " بين
انرژي فسيلي و انرژي اتمي تفاوت قائل نيستند كه در آن
صورت اطلاعاتشان پائين است و يا با داشتن اطلاعات كافي
دنبال بهانه مي گردند. شايد بار ديگر بتوانند افكار عمومي
جهان را فريب بدهند
همانطور كه درباره عراق با دروغ
سلاحهاي كشتار جمعي عده اي را فريب دادند و پس از اشغال
از پيدا كردن و ارائه سلاحهاي كشتار جمعي عاجز شدند. البته
مسئله مهم در خصوص كشور ما اين است كه غرب به غير از
آمريكائي ها
بويژه اروپا پذيرفته كه ما نياز به انرژي هسته اي
داريم و اين حق ماست
لذا در اين بخش صحبتي با ما ندارند
الا كنترل و نظارتهاي متعارف . اما تبليغات آمريكا چيز ديگري
مي گويد و اصرار بر دروغ هاي خود دارد كه ايران سلاح اتمي
مي سازد و براي ما قابل تحمل نيست ! رسالت و مسئوليت
كمك به كشورها براي استفاده از ثمرات و دانش M.P.T اصلي
هسته اي است و در كنار آن نظارت بر جلوگيري از رفتن به
سمت استفاده نظامي است كه در حال حاضر اينها بيشتر به
بخش دوم و فرعي مسئوليت خود مي پردازند.
پيوستن ايران به قراردادهاي سازمان بين المللي انرژي
اتمي و قرارگرفتن در بين يكصدوسي كشور جهان
اصولا براي
اين بود كه جهان صنعتي برابر اين قرارداد به احداث نيروگاه
اتمي دركشور ما كمك كند و سپس به نظارت و كنترل بپردازند
اما در طول اين سالها نه تنها كمكي نكردند
بلكه شديدا كشور
ما را تحت تحريم هاي خود قرار داده اند و امروز هم تنها به
بخش نظارت و كنترل اكتفا مي كنند كه از نظر حقوق بين الملل
قابل قبول نيست . اما از آنجائيكه ما خود به استفاده
صلح جويانه از انرژي هسته اي اعتقاد داريم و استفاده
غيرنظامي آن را طبق قرارداد سازمان بين المللي انرژي اتمي
براي همه كشورها مفيد مي دانيم
پيوستن به الحاقيه را كه
تشديد نظارت و كنترل است
رد نمي كنيم
بشرط آنكه مفاد
همين قرارداد اوليه از طرف آمريكا و غرب اجرا شود. به رغم
اينكه سايت هاي هسته اي بوشهر
دارخوين
اصفهان و جاهاي
ديگر همه در رژيم گذشته پايه گذاري شد و هيچكدام مخفي
نبوده و نيست . اما مي بينيم آمريكائيها كه طبق اعلام خودشان
منافقين را تروريست و گروه غيرقانوني مي نامند براساس
اطلاعات غلط و يا كهنه و سوخته همين گروهك
يك مرتبه در
جهان هياهو به پا مي كنند كه اين امر بيشتر يك جنگ رواني
است . لذا ما هم در همان مقطع كه البته آمريكا و انگليس بيشتر
درگير جنگ در عراق بودند
به جهان اعلام كرديم كه تمامي
تاسيسات هسته اي ما قابل نظارت است و از طرف سازمان
بين المللي انرژي اتمي هم آمدند
ديدند و تاييد كردند
اين
تاييد علاوه بر بعد سياسي يك تائيد جدي در زمينه پيشرفت
علم و دانش بومي كشورمان بود كه نتيجه فعاليت خوب و
علمي همين دانشگاهيان است .
تبليغات ديگري كه اين روزها مي شود و بيشتر جنبه سياسي تخريبي
دارد
موضوع همكاري ما با روسيه و ادامه آن در زمينه انرژي هسته اي
است
در اين باره توضيح بفرماييد.
سالهاست كه با روسيه در قالب تكميل و راه اندازي نيروگاه
برق هسته اي بوشهر همكاري مي كنيم و اين همكاري كاملا در
چارچوب قوانين و قراردادهاي بين المللي و دو طرفه جدي
است . آنچه اتفاق افتاده مقداري تاخير در زمان قرارداد است
كه به نظر ما اين كار هم با فشار آمريكايي ها صورت گرفته است .
البته روسها هم متوجه شده اند كه هياهوي آمريكائي ها صرفا
براي مقابله با ايران نيست
بلكه مي خواهند دست روسيه را از
بازارهاي خارجي قطع كنند
لذا تا اينجا همكاري با ما خوب
بوده و من اميدوارم كه ادامه داشته باشد. چون قراردادهاي
سنگين تري هم در آينده خواهيم داشت . البته ما قرارداد
مشابهي سالها پيش با چين امضا كرده بوديم كه متاسفانه
چيني ها نتوانستند در مقابل آمريكا مقاومت كنند و آن قرارداد
را لغو كردند
بهرحال حداقل 4 يا 5 نيروگاه ديگر از جمله
دارخوين
جازموريان
نيروگاه دوم بوشهر و دو نيروگاه استان
گلستان در دولت من در برنامه قرار گرفت و با روسيه و چين در
مورد آنها وارد مذاكره شديم و با چين به مرحله امضا هم
رسيديم و دولت اكنون در صدد ساخت شش نيروگاه هسته اي
به منظور تامين برق است و در آينده به مناقصه خواهيم
گذاشت و قطعا عملكرد روسيه در ادامه همكاري با ما تاثير
خواهد داشت . بويژه در امر پشتيباني و نگهداري اين نيروگاهها
كه خود قرارداد بلند مدت تري خواهد بود.
نظر خود را در خصوص روابط ايران و اروپا و فراز و نشيب هاي آن
بفرماييد
معمولا " كشورهاي اروپائي هميشه خواهان روابط با ايران
هستند و اصرار دارند در كنار كارهاي تجاري و فني
داراي
روابط سياسي هم باشند. از همين رو در زمان دولت گذشته
گفتگوهايي شروع شد كه البته با عنوان و اسم
انتقادي بود
يعني آنها مايل بودند به ما انتقاد كنند و ما هم در موارد بسياري
از جمله فلسطين
حمايت از اسرائيل و صدام و بويژه موضوع
سلاحهاي شيميائي به آنها انتقاد داشتيم . آمريكائي ها و
اسرائيلي ها وقتي متوجه شدند كه انتقادات ما بيشتر است و
دارد در بين مسئولين اروپايي جاي خود را باز مي كند
دست
بكار شده و با توطئه « دادگاه ميكونوس » به تخريب اين روابط
پرداختند. اتفاقا در آن ماجرا هم صحنه گردان اصلي منافقين و
ليبرالها بودند كه بعنوان مزدوران آمريكا و اسرائيل عمل كردند.
در اواخر دوران رياست جمهوري من
پيش بيني غربيها اين
بود كه بعد از دوره كار اجرايي من
كشور ايران در درست
جريان راديكال قرار بگيرد و دادگاه ميكونوس
كم شدن روابط
با اين تغيير آني بي ارتباط نبود. البته مدتي اين گفتگوها قطع
شد. ولي پس از روي كارآمدن آقاي خاتمي و تجديد سياست
تنش زدايي روابط و گفتگو به حالت گذشته برگشته و حتي بهتر
هم شده بود. اما متاسفانه با پيش آمدن درگيريهاي داخلي و
بزرگنمايي اين اختلافات توسط برخي عوامل داخلي و
رسانه هاي خارجي
روابط برخي كشورهاي اروپايي امروز
تحكم آميز شده است . يادم هست در آن دوره اغلب كشورهاي
اروپايي در سطح عاليترين مقامات از من بعنوان رئيس جمهور
دعوت مي كردند كه به كشورشان برويم
اما من نمي پذيرفتم و
مي گفتيم كه اول بايد آنها به ايران سفر كنند. چون ما انقلاب
كرده ايم و لازم است آنها اول بيايند. اين موضع انقلابي باعث
شده بود كه كشورهاي مهم دنيا هم اهتمام زيادي به سفر سران
كشور انقلابيمان به كشورهايشان داشتند حتي در خصوص سفر
به شوروي و چين هم كه در دوران رياست مجلس من پيش
آمد
اين مورد جاري بود. يعني صدر هيئت رئيسه شوروي و
رياست جمهوري خلق چين ميزبان ما بودند. اين مسائل در
واقع عزت و افتخاري براي نظام اسلامي ايران بود. با اين
وجود من هنوز هم فكر مي كنم عليرغم فشارهاي زياد آمريكا به
اروپا و طمع هايي كه در سايه اختلافات داخلي در برخي
كشورهاي اروپايي پيش آمد
ادامه روابط و همكاري با اروپا
ممكن و لازم است و ما مي توانيم اين كارها را با حفظ عزت و
افتخار جمهوري اسلامي ايران انجام دهيم .
به نظر حضرت عالي ايران چقدر توانست به كشورهاي آسياي ميانه و
قفقاز نزديك شود و آيا برنامه خاصي در اين باره داريد
درخصوص روابط با آسياي ميانه و قفقاز قدري كوتاهي
شده
از جمله عدم امضا قرارداد تعيين رژيم حقوقي خزر
تاكنون مي تواند نتيجه اين كوتاهيها باشد. اگر روابط ما در
همان حد سابق بود كه سازماني بعنوان كشورهاي حاشيه بحر
خزر را سر و سامان داديم و حتي دبيرخانه آن را در ايران
مستقر كرديم و ديدارهاي دوره اي منظمي داشتيم
شايد كار
تاكنون تمام شده بود. بهرحال حيف است كه اين درياي صلح
به درياي اختلاف تبديل شود و من فكر مي كنم مسئله قابل حل
است و فقط اولويتها بايد مشخص شود و روابط صميمانه
سران كشورهاي منطقه دوباره احيا شود
البته همين حالا
احداث كريدور شمال ـ جنوب در حال مذاكره است . اين
طرحها و پيگيري قراردادهاي قبلي ما با كشورهايي همچون
اوكراين و گرجستان مي تواند روابط خوبي را در منطقه به نفع
همه كشورها داشته باشد.
جنابعالي همواره در خصوص روابط با آفريقا نظرات خاصي داشته ايد
آيابنظر شما اين روابط در حال حاضر مناسب است
درباره آفريقا هم معتقدم كم كاري و غفلت شده است
در اين
قاره حدود 50 كشور وجود دارد كه اغلب محروم و مستضعف
هستند و بسياري از آنها مسلمانند طبق قانون اساسي رابطه ما
با اين كشورها اولويت دارد. زيرا در قانون اساسي همكاري با
كشورهاي مسلمان و همسايه و جهان سومي از اولويت
برخوردار شده است . همچنين اين كار با هزينه هاي بسيار
كمتري نسبت به اروپا و آسيا قابل اجراست . براي مثال مدت
كوتاهي كه جهاد سازندگي بعنوان نوك پيكان اين روابط عمل
كرد
بازده بسيار خوبي داشت
ما اگر در آفريقا حضور فعالي
داشته باشيم كه زمينه هاي خوبي هم داشته و داريم
مي توانيم
روابط دوستانه و كارسازي برقرار كنيم و ضمن كمك به آنها از
طريق صادرات خدمات فني
مهندسي
كالا و آموزش
با آرا
اين 50 كشور در مجامع بين المللي اثرگذار باشيم و از آن
استفاده كنيم . بويژه آنكه آفريقائي ها دوستاني بسيار كم توقع
هستند و اروپائي ها و آمريكائي ها هم تمايل به توجه بيشتر به
آفريقا ندارند. در آن زمان من سفري به شرق و جنوب آفريقا
كردم . آنها ده ها طرح مهم توسعه اي مثل سد
راه
بندر
پالايشگاه
دانشگاه
كارخانه و خانه سازي
به ايران پيشنهاد
كردند و براي فعال شدن روابط با آفريقا دولت من خط
كشتي راني و هوايي براي آفريقا تاسيس كرد. متاسفانه آنها
تعطيل شده و براي رفتن به آفريقا اكنون بايد يا از طريق اروپا و
يا از امارات برويم .
با توجه به اوضاع كنوني فلسطين
نتيجه نقشه راه را بعنوان يك راه حل
اساسي چگونه ارزيابي مي كنيد
قدرت هاي آمريكا
روسيه
اروپا و سازمان ملل در صدد
اجراي اين طرح در خاورميانه هستند
همچنين تقريبا " همه
اعراب و حتي كشور خودگردان هم در صدد اجراي آن
مي باشند
اما اين طرح از اساس دچار اشكال است
از جمله
مسئله آوارگان در اين طرح ديده نشده و به نظر من محال است
با ناديده گرفتن حقوق آوارگان
طرحي در منطقه فلسطين موفق
شود . حدود 4 تا 5 ميليون آواره فلسطيني وجود دارد كه ديگر
چيزي براي از دست دادن ندارند و تنها اميدشان برگشت به
كشورشان است
اگر قرار باشد آنها براي هميشه مايوس شوند
يك انفجار واقعي رخ خواهد داد. در طرح نقشه راه مسئله
بيت المقدس اصلا " جدي گرفته نشده كه دنياي اسلام از آن
كوتاه نخواهد آمد. لذا اين طرح با زور آمريكا تا اينجا آمده و
حتي در داخل اسرائيل هم مخالفت هاي جدي وجود دارد
از
جمله تحمل يك كشور فلسطيني هر چند كوچك
اصول
استراتژيك اسرائيل را بر هم خواهد زد. شايد اين عمليات پي
در پي و جنايات علني صهيونيستها براي بر هم زدن همين طرح
است . منتهي دنبال بهانه مي گردند كه بگويند گروههاي مبارز
مخالفت كرده و طرح را ناكام گذاشتند و بعد به همين بهانه
جنايت جديدي خلق كنند.
من صداقتي در اين طرح نمي بينم
اين نقشه فقط براي حل
مشكلات اسرائيل است .
اين روزها بحث لوايح اختيارات رياست جمهوري و احتمال رد آن در
شوراي نگهبان داغ است . با توجه به اينكه شايد براي رفع اختلاف به
مجمع تشخيص مصلحت بيايد در اين خصوص و اقدامات مجمع در
دوره مجلس ششم توضيح بفرماييد.
در طول 3 سال گذشته حدود 28 طرح و لايحه اختلافي از
سوي مجلس ششم به مجمع ارجاع شده كه در حال حاضر
فقط 8 مورد مانده است . از 20 مورد حل اختلاف شده هم
اكثريت به نفع مجلس بوده است . در بين اين طرحها و لوايح
مسائلي مانند بودجه ها و سرمايه گذاريهاي خارجي بوده كه با
توجه به نياز و اهميت آن با سرعت كارشناسي شده و پس از
طرح در جلسه به راي گيري رسيده و رفع اختلاف شده . در
برخي از لوايح بودجه
مواردي بوده كه بسيار حجيم و سنگين
هم بوده و اگر قرار بود نظر قانوني شوراي نگهبان عمل شود
اصولا مشكلات پيچيده اي متوجه دولت مي شد كه بعضا " در
همين موارد سنگين
ما با استدلالهاي مصلحتي مشكل را حل
و راه را براي دولت و مجلس هموار نموده ايم .
از 8 مورد باقيمانده هم حداقل 4 مورد مراحل
كارشناسي اش تمام شده و بزودي در جلسات مطرح خواهد
شد . اين 4 مورد آخر هم بدليل نياز به كار كارشناسي بيشتر
هنوز در كميسيونهاست . لذا مباحثي كه برخي افراد و يا
رسانه هاي وابسته به آنها براه انداخته اند درست نيست و
بزرگنمايي غير واقعيتهاست البته يك تفكري هم در جامعه
وجود دارد و آن اينكه ممكن است در برخي موارد نمايندگان
مجلس ششم با اطمينان به اينكه طرح يا لايحه اي در شوراي
نگهبان راي نمي آورد اصرار بر تصويب آن مي كنند تا شايد در
مجمع تصويب شود كه قبول اين احتمال موجب مي شود وقت
زيادي از مجمع گرفته شود.
درخصوص لوايح دوقلوي دولت هم من خودم توصيه
كردم كه بهتر است مجلس با شوراي نگهبان به تفاهم برسند و
اين لوايح به مجمع ارسال نشود
ولي در هر صورت در صورت
حل نشدن ناچارا " بايد به مجمع ارسال شود و راه حل ديگري
باقي نخواهد ماند.
بهرحال از جمله وظايف ما علاوه بر مشاوره دادن به
رهبري درخصوص سياست هاي كلان و عمده و مسائل
ارجاعي از طرف رهبري
حل اختلاف بين مجلس و شوراي
نگهبان است كه خوشبختانه با آرامش كامل و با استدلالهاي
بسيار قوي به بن بست شكني پرداخته ايم . چه بسا اعضايي از
شوراي نگهبان كه قبلا در شورا بدليل عدم تطابق مسائل با
شرع و قانون اساسي راي مخالف داده اند ولي در جلسات
مجمع تشخيص مصلحت و پس از بحثهاي طولاني مصلحت را
در نظر گرفته و به آن راي مثبت مي دهند.
با اين آمار به نظر مي رسد در برخي موارد عليه مجمع كه
يك مجمع كاملا " بي طرف و كارشناسانه است جوسازي
مي شود.
با اينحال بايد نيروهاي متعهد
مسلمان و علاقمند و
انقلابي دور هم جمع شوند و اشكالات را حل كنند تا جمهوري
اسلامي با اقتدارتر به راه خود ادامه دهد.
آنچه آمريكائيها در اغتشاشات اخير كردند
بسيار مشابه همان
كارهايي بود كه در 28 مرداد 32 انجام دادند
نبايد اجازه داد كه از جوانان و بويژه دانشجويان سواستفاده
شود
توصيه مي كنم برخي افراد نادان داخلي از سرنوشت منافقين عبرت
بگيرند
شعار تحقق دمكراسي در عراق كاملا دروغ است و آمريكائيها در
جهت تجديد ديكتاتوري به شيوه حزب بعث حركت مي كنند
آبهاي پهناور خليج فارس
بدون قدرت ايران قابل اداره نيست
دشمن با ايجاد آشوب و اشكال در كار دانشگاهها
قصد ضربه زدن
و نااميد كردن نسل آينده را دارد
اگر دعواهاي سياسي و قدرت طلبي ها را كنار بگذاريم و دست در
دست هم به عمران و آباداني و معيشت مردم توجه كنيم
حل مشكلات
دشوار نخواهد بود
عده اي به جاي وحدت و تلاش براي حل مشكلات مردم به شكل
غيرمتعارفي ژست اپوزيسيونها را به خود مي گيرند
بدنه يك نظام خدمتگزار نمي تواند ژست اپوزيسيوني بگيرد و از
زير بار مسئوليت شانه خالي كند
در راه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي
حتي يك قدم عقب
نخواهيم نشست
صداقتي در طرح « نقشه راه » نمي بينيم
اين طرح فقط براي حل
مشكلات اسرائيل است
بهتر است مجلس و شوراي نگهبان در خصوص لوايح دوقلو به تفاهم
برسند ولي در صورت حل نشدن موضوع
به ناچار به مجمع ارسال
خواهد شد

|