روزنامه جمهوري اسلامي 15/04/1382 صفحه انديشه و نظر
*****
انديشمندان اسلام و مسئوليت مقابله با بدعت گذاري و تحريف در دين




  • آنچه در آيات قرآن كريم و متون روايي شيعه درباره پايگاه منزلت اكرام و ارزشمندي عالمان و انديشمندان اسلامي آمده است به طور مستقيم با تحرك تلاش بي وقفه و مسئوليت پذيري آنان در برابر « اسلام » معني پيدا مي كند و اين بزرگداشت ها با ميزان احساس تعهد و رنج و مرارتي كه آنان در راه دفاع از كيان دين و مقابله با هجمه هاي سنگين دشمنان در اعصار مختلف عليه مباني و ارزشها و هنجارهاي اسلامي تحمل مي نمايند پيوند و ارتباط مي يابد.
    در فرهنگ و معارف اسلامي فراوان مي يابيم روايات و احاديثي را كه علماي دين را به مسئوليت هاي سنگيني كه برانگيزاننده اكرام و منزلت و بزرگداشت هاي اجتماعي مي باشد توجه مي دهند و پيشاپيش آنان را از قصور و غفلت در انجام اين وظايف نهي مي نمايند و كساني را كه از اين مسئوليت ها شانه خالي مي كنند و به تعهدات خود در برابر خدا عمل نمي نمايند مورد بازخواست قرار مي دهند. بنابر اين بر خلاف آنچه بر زبان و قلم كساني جاري مي شود كه فضاسازي هاي مسموم عليه علماي راستين دين را براي تحقق هدف نهايي خود ـ كه از صحنه خارج كردن تعاليم اسلام و جداسازي دين از سياست و بسترسازي براي استقرار نظام و حكومت سياسي وابسته به غرب مي باشدـ لازم و ضروري مي دانند علماي انديشمند و مسئول بايد همواره در رنج و تلاش وقفه ناپذير براي عمل دقيق به تعهدات الهي خود باشند و هر گونه قصور و غفلتي كه از آنان در انجام اين مهم صورت پذيرد با بازخواست الهي مواجه مي گردد.
    يكي از اين تعهدات مقابله با « بدعت گذاري » در دين خدا در تمام اعصار و زمانها مي باشد.
    « بدعت » كه عبارت است از ابداع تفكر و مقررات و احكامي كه برخلاف اصل و حقيقت دين باشد برانگيزاننده تحرك انديشمندانه و آگاهي آفرين عالمان زمان شناس و بيدار است . به تعبيري ديگر بدعت و بدعت گذاري تفسير و تحليل هاي واژگونه و منطبق با اميال و نفسانيت هاي فردي و گروهي است كه با حقيقت وحي و تعاليم زلال دين در تضاد و تناقض آشكار باشد.
    اين تحريف ها و واژگون سازي ها در طول تاريخ و در اعصار مختلف توسط حكام جور و عوامل وابسته به آنها كه علماي درباري و دين به دنيا فروش نحله هاي فكري مرتبط با حكومت هاي ضدديني احزاب و دستجات سياسي مخالف اسلام و افراد و گروههاي منفعت طلب اقتصادي بوده و هستند صورت مي پذيرد.
    در چنين شرايطي ـ در هر عصر و زمان ـ وظيفه الهي عالمان راستين ايجاب مي كند كه در برابر تفسيرهاي غلط و منحط و بدعتها و تحريف ها قيام نمايند و با « زبان « و « قلم » و « عمل » از اصل و حقيقت دين دفاع كنند و به روشنگري و بيدارسازي توده هاي مردم به ويژه نسل جوان جامعه بپردازند.
    طبيعي است آنچه اصل و حقيقت تعاليم مقدس اسلام را از تحريف و بيراهه ها نجات مي دهد عمل دقيق علماي مسئوليت شناس در مقابله صحيح با بدعت ها و تحريف هاست و در نقطه مقابل قصور و تسامح در انجام اين وظيفه حياتي موجب تهي شدن دين از حقايق و تعاليم نوراني و وارونه گشتن احكام و قوانين اسلام و انحراف و گمراهي مردم مي گردد.
    از ميان سخنان ائمه دين (ع ) در باره مقابله با بدعت گزاري و تحريف گري در دين خدا توسط عالمان ديني دو روايت و سخن برگزيده را در اين نوشتار مطرح مي كنيم .
    روايت بسيار آگاهي بخشي از رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) درباره نقش عالم ديني در مبارزه با بدعت و تحريف در دين و مفاسد ناشي از آن در متون روايي ثبت است كه از جنبه هاي مختلف تامل برانگير مي باشد.
    پيامبر اكرم (ص ) در بخش اول سخن خويش ابتدا به برتري « عالم » نسبت به « عابد » توجه مي دهند :
    « فضل العالم علي العابد بسبعين درجه بين كل درجتين حضرالفرس سبعين عاما »
    « برتري عالم بر عابد هفتاد درجه است و فاصله ميان هر دو درجه به اندازه هفتاد سال دويدن است »
    اين بخش از سخن رسول خدا(ص ) از جمله روايات مكرري است كه به مقام عالم ديني اشارت دارد و برتري عالمان انديشمند را بر عابدان فاقد علم و دانش رقم مي زند و بدين سان هم ارزش علم و دانش را مشخص مي نمايد و هم جايگاه رفيع عالمان و دانشمندان و رجحان آنان را بر عبادتگران بدون علم و حكمت مي نماياند.
    در بخش دوم سخن رسول اكرم (ص ) به علت اصلي اين برتري اشاره مي شود :
    « و ذلك ان الشيطان يضع البدعه للناس فيبصرهاالعالم فينهي عنها والعابد مقبل علي عبادته لايتوجه لها و لاتعرفها » (1 )
    « و اين برتري بدان سبب است كه شيطان بدعت ها را براي مردم فراهم مي آورد و عالم ديني آنها را مي بيند و مي شناسد و از آنها جلوگيري مي كند در صورتي كه عابد همواره به عبادت خود مشغول است و متوجه بدعتها و تحريفها نيست و آنها را نمي شناسد. »
    يكي از فلسفه هاي منزلت و جايگاه رفيع عالمان انديشمند ديني كه در كلام پيامبراكرم (ص ) و ائمه اطهار (ع ) فراوان به آن اشارت رفته است در اين روايت مشخص و روشن مي شود. وقتي بدعت ها و تحريف هاي گوناگون ـ كه در هرعصر و زمانه اي چهره ها و شيوه هاي خاص دارند ـ توسط شيطان و عوامل و پيروان او در عرصه هاي بيان و قلم و كتابت ظاهر مي شوند و راههاي هدايت و رستگاري را مسدود مي سازند و توده هاي مردم را به شبهه و ترديد و تحير گرفتار مي نمايند و از راهيابي به « حقيقت دين » باز مي دارند اين « عالم انديشمند و آگاه ديني » است كه به دليل معرفت عميق و دانش وسيع خود بدعتها و تحريف ها را مي شناسد و در اثر احساس مسئوليت الهي به مقابله با آنها همت مي گمارد.
    عبارت عميق « فيبصرها العالم » (عالم ديني بدعتها را مي بيند و نسبت به آنها بصيرت و شناخت دارد) اشاره به « بدعت شناسي » و « تحريف شناسي » عالم انديشمند ديني دارد كه در اوج بينش و معرفت و ذكاوت همه تحركات مرموز عوامل پيدا و پنهان دشمنان را زير نظر مي گيرد و واژگونه سازي ها را در مي يابد.
    و عبارت « فينهي عنها » (و از بدعت ها جلوگيري مي نمايد) اشاره به احساس وظيفه و مسئوليت عالم راستين ديني در مبارزه با بدعت ها و تحريف ها و تفسيرهاي غلط و تباهي آفرين دارد.يعني كافي نيست كه عالم ديني بدعت شناس باشد ونسبت به تحركات گمراه ساز شناخت و معرفت كسب نمايد بلكه بايد در برابر آنها بپاخيزد و از نشر و اثرگذاري آنها در توده هاي مردم جلوگيري به عمل آورد.
    شناخت بدعت ها و تحريف ها و سكوت در برابر آنها گناه بزرگي است كه دامنگير عالماني مي شود كه احساس مسئوليت در مقابله با اين گمراه سازي ها نمي كنند.
    شناخت بدعت ها و تحريف ها و سكوت در برابر آنها از مصداقهاي بارز « علم بدون عمل » است كه در اسلام فاقد ارزش و اعتبار مي باشد و هيچ نفع و آثار ارزنده اي را براي جوامع انساني به ارمغان نمي آورد. بنابراين « عالم راستين ديني » كسي است كه هم « بدعت شناس » است و هم « بدعت ستيز » .
    سپس رسول اكرم (ص ) در اين مقايسه ارزشمند و عبرت آموز بين « عالم » و « عابد » به اين نكته اشاره مي كند كه در حالي كه عالم ديني بدعت شناس است و بدعت ستيز انسان عابد به عبادت خويش اشتغال دارد و نه متوجه بدعتها و تحريف هاست و نه اساسا نسبت به آنها شناخت دارد. در چنين حالتي اگر مجموعه « دين » وارونه و واژگونه شود و در چنبره تحريف و تفسيرهاي گمراه كننده اسير گردد عابد به دليل نداشتن « علم » و « معرفت » نمي داند كه در گوشه و كنار او چه مي گذرد و « دين » و « ايمان » و « ارزش » هاي الهي چسان در معرض هتك قرار مي گيرد!
    دومين روايت درباره مبارزه عالمان دين با بدعت گزاري و تحريف گري در دين نيز از رسول خدا(ص ) است .
    رسول گرامي اسلام (ص ) درباره وظيفه و مسئوليت علماي دين در هر عصر براي مقابله با بدعتها چنين مي فرمايد :
    « اذا ظهرت البدع في امتي فليظهر العالم علمه فمن لم يفعل فعليه لعنه الله » (2 )
    « چون بدعت ها در امت من پديد آيد بر عالم ديني است كه علم خود را آشكار كند پس هر كس چنين نكند لعنت خدا بر او باد. »
    اين روايت با صراحت و قاطعيت به موضوع حياتي بدعت گزاري در دين و مسئوليت عالمان ديني براي مبارزه با آن مي پردازد و اين وظيفه و مسئوليت را به گونه اي بنيادي و تعيين كننده مي داند كه امتناع و خودداري از آن را مستوجب نزول لعنت و عذاب خداوند متعال بر كساني مي داند كه علم و دانش خويش را ـ كه ابزار روشنگري و آگاه سازي است و به وسيله آن بدعت ها و بدعت گزاران به جامعه معرفي مي شوند ـ كتمان مي كنند.
    يكي از علل اصلي انحطاط جامعه اسلامي در دوران حكومت غاصبانه معاويه و فرزندش يزيد سكوت بسياري از علماي ديني در برابر بدعتهايي بود كه توسط معاويه و يزيد در دين خدا پديد آمد.
    حضرت امام حسين (ع ) اين عالمان غيرمسئول و نامتعهد در برابر بدعت ها و تحريف هايي كه ذهن و جان مردم جامعه را محاصره كرده و آنان را تحت تاثير حكومت جابرانه و غاصبانه بني اميه در آورده بود مورد خطاب قرار مي دهد و اينگونه تازيانه بيداري بر ارواح خفته آنها فرود مي آورد :
    « مي بينيد كه پيمان الهي را بشكسته اند و روي از درگاه پروردگار برتافته اند و در عين حال قفل خموشي بر دهان داريد... در برابر شما مواثيق پيغمراكرم را ناچيز مي شمارند و دم از دهانتان برنمي آيد! » (3 )
    و نيز آنان را اينگونه به خاطر قصور و غفلت هاي خطرناك و انحطاط آفريني كه در برابر صيانت و پاسداري از احكام و قوانين الهي روا مي داشتند نهيب مي زند :
    « احكام الهي را به آنان (حكومت غاصب يزيد) واگذاشته ايد تا هرچه مقتضاي شهوت و غضبشان باشد به كار برند! » (4 )
    مي بينيم كه بدعت گزاري و تحريف گري در دين خدا بسيار خطرناك است و موجب انحراف از اصل دين و تعاليم زلال اسلام و سقوط در مهالك گمراهي و تباهي مي شود و عالمان ديني ـ كه در آيات قرآن و سخنان پيامبر اسلام (ص ) و ائمه دين (ع ) از آنان تجليل مي شود و وارثان پيامبر و تداوم دهندگان راه هدايت و رستگاري و تبيين كنندگان و مروجان دين خدا در عصر ختم نبوت و غيبت مهدي موعود(عج ) معرفي مي شوند ـ بايد در چنين شرايطي بپاخيزند و براي بقاي اصل دين و تعاليم اصيل و ناب آن با تحريف ها و بدعت ها در جلوه ها و ابعاد گوناگون مبارزه كنند.
    آيا مي توان تصور نمود كه اگر عالمان ديني آگاه و مسئول در عصر حاضر وجود خارجي نداشتند و يا در برابر تحريف ها و بدعت هاي عوامل پيدا و پنهان قدرتهاي استعماري ـ كه راه سيطره سياسي خود بر ملل مسلمان را جز در پرتو هجوم به باورهاي ديني و بنيان هاي فرهنگي اسلام قابل تحقق نمي دانند ـ سكوت اختيار مي كردند چه بر سر اصول و مباني دين و احكام و قوانين و تعاليم و ارزشهاي اسلامي مي آمد

    پي نوشت ها :
    1 ـ الحياه ج 2 ص 467
    2 ـ بحارالانوار ـ ج 2 ص 65 ـ الحياه ج 2 ص 467
    3 ـ تاريخ عاشورا ص 61
    4 ـ همان ماخذ ص 62
    شناخت بدعت ها و تحريف ها و سكوت در برابر آنها گناه بزرگي است كه دامنگير عالماني مي شود كه احساس مسئوليت در مقابله با اين گمراه سازي ها نمي كنند. از ديدگاه تعاليم اسلام عالم راستين ديني كسي است كه هم « بدعت شناس » است و هم « بدعت ستيز » .
    آيا مي توان تصور نمود كه اگر عالمان ديني آگاه و مسئول در عصر حاضر وجود نداشتند و يا در برابر تحريف ها و بدعت هاي قدرت هاي استعماري و عوامل پيدا و پنهان آنها سكوت اختيار مي كردند چه بر سر اصول و مباني دين و احكام و قوانين و تعاليم و ارزشهاي اسلامي مي آمد
    تعاليم و معارف اسلامي عالمان و انديشمندان ديني را به مسئوليت هاي سنگيني همچون مقابله با بدعت گزاري و تحريف در دين توجه مي دهند و پيشاپيش آنان را از قصور و غفلت در انجام اين وظايف نهي مي نمايند و كساني را كه از اين مسئوليت ها شانه خالي مي كنند و به تعهدات خود در برابر خدا عمل نمي نمايند مورد بازخواست قرار مي دهند.