روزنامه جمهوري اسلامي 15/04/1382 صفحه مقالات

  • آشنايي با نهج البلاغه
  • مسووليت دولت در برابر معيشت كارمندان از ديدگاه علي (ع )
  • اوصاف خاتم پيامبران در سخن امير مومنان
  • *****
    آشنايي با نهج البلاغه


  • نهج البلاغه ـ همان طور كه ميدانيد ـ مجموعه خطبه ها نامه ها و كلمات كوتاهي است كه از مولاي متقيان اميرمومنان (صلوات الله عليه ) براي ما به يادگار مانده است . كتاب شريف نهج البلاغه به سه بخش تقسيم مي شود : خطبه ها نامه ها و كلمات قصار(1 )
    خطبه ها يعني سخنرانيها نه خطبه هاي نماز جمعه شايد بعضي از اينها مضمون خطب نماز جمعه هم باشد اما اميرالمومنين در موضع يك معلم و يك اسلام شناس و نيز در موضع يك حاكم با مردم خود حرف مي زد و سخنراني مي كرد و اين سخنان مجموعه آن سخنرانيهاست . ناگزير اين سخنان ضمن اين كه خطوط كلي انديشه اسلامي را در خود منعكس مي كند ناظر به مسايل روز يعني مسايل جاري و مشكلات زندگي اميرالمومنين (ع ) نيز است . (2 )
    نهج البلاغه مانند گفته هاي حكيمي نيست كه دور از غوغاي زندگي و فارغ از واقعيتها و مسايل گوناگوني ـ كه در يك جامعه ممكن است مطرح باشدـ مي نشيند و معارف اسلامي را بيان مي كند بلكه سخنان انساني است كه بار مسئوليت اداره يك جامعه عظيم را بر دوش خود احساس مي كند و داناي دين و بصير به همه معارف اسلامي و قرآني است و با دلي مالامال از معرفت و روحي بزرگ و در مقامي پر مسئوليت با مردم رو به رو مي شود با آنها حرف مي زند و به سئوالات و استفهامات آنها پاسخ مي دهد. اين است زمينه و موقعيت صدور نهج البلاغه .
    بايد پرتويي بر نهج البلاغه بيفتد كه شما شيعيان و پيروان و طرفداران علي (ع ) بدانيد كه نهج البلاغه چيست و دل خود را فقط به نام قرآن و نهج البلاغه خوش نكنيد. چنين نباشد كه بعضي از غفلت و جهالت ما استفاده كنند و به نام قرآن و نهج البلاغه بافته ها و اندوخته هاي ذهني خود را در مغز ما بريزند. آن طور نباشد كه عناصر تحت تاثير فرهنگ غربي به جاي آن كه به اين اثر انساني و اجتماعي و تاريخي و هنري توجه كنند : به نوشته ها و گفته ها و اندوخته هاي ذهني ديگران بپردازند.
    اگر ما اندكي با نهج البلاغه آشنا شويم و راه خود را به سوي اين كتاب باز كنيم راه سو استفاده دشمنهاي كوچك و خرد و ريزي كه در داخل هستند و نيز راه استفاده دشمنهاي بزرگ جنايتكاري كه هميشه از غفلت و دوري ما از اسلام استفاده كرده اند بسته خواهد شد . (3 )
    شايد بشود گفت كه نهج البلاغه مجموعه اي از عمده ترين مباحث و معارف اسلامي است و همه آنچه كه براي يك انسان مسلمان و يك جامعه اسلامي لازم است سخني و حرفي و اشاره اي و يا بحثي و هدايتي از آن در نهج البلاغه آمده است . توحيد و عقايد اسلامي و اصول دين تا اخلاق و تهذيب و تزكيه نفساني سياست ملك داري و كيفيت اداره صحنه هاي عظيم فعاليت اجتماعي تا تنظيم روابط اخلاقي و خانوادگي جنگ و سياست و حكمت و علم و...
    از سخنان مقام معظم رهبري
    پاورقي :
    1 ـ نهج البلاغه شامل 241 خطبه 79 نامه و 480 كلمات قصار مي باشد.
    2 ـ درسهايي از نهج البلاغه ص 8
    3 ـ گفتاري درباره حكومت علوي ص 4

  • *****
    مسووليت دولت در برابر معيشت كارمندان از ديدگاه علي (ع )


  • احمدرضا توحيدي
    حضرت علي (ع ) در مقطعي از زمان حكومت خويش طي فرمان تاريخي خود به مالك اشتر نخعي در باب آيين حكومت داري به ايشان تذكراتي را داده اند كه در اينجا به فرازي از آن كه در مورد برخورد حاكم با كارمندان است پرداخته ايم .
    حضرت امير(ع ) در قسمتي از نامه خويش خطاب به مالك مي نويسند :
    « ثم اسبغ عليهم الرزاق فان ذلك قوه لهم علي استصلاح انفسهم و غني لهم عن تناول ما تحت ايديهم و حجه عليم ان خالفوا امرك او ثلموا امانتك . »
    سپس به معيشت آنان توسعه و گشايش بخش زيرا اين روش آنان را بر اصلاح خود نيرو مي بخشد و ايجاد انگيزه بر پاكسازي خود مي نمايد و از تجاوز و دست درازي به بيت المال كه در اختيار دارند بي نياز مي كند و چنانچه با اين رفتار آنان سرمخالفت را باتو بردارند و در امانت تو كه به آنان واگذار نموده اي (چه امانت شغلي و چه امانت مالي ) خيانت ورزند آن زمان تو داراي حجت و دليل خواهي بود و نتيجتا با برهان قاطع و دليل روشن مي تواني با آنان برخورد كني .
    ضرورت حقوق كافي براي كارمندان
    « ثم اسبغ عليهم الارزاق » حضرت امام علي (ع ) در فرمان تاريخي خود به جناب مالك اشتر توجه وي را به ضرورت پرداخت حقوق كافي و به وجود آوردن زمينه سالم براي امرار معاش كارگزاران جلب مي فرمايد : زيرا كارگزاران در حقيقت افراد تحت تكفل و وابسته به دولت هستند و در صورتي مي توانند وقت و نيروي خود را صرف خدمات دولت و جامعه بنمايند كه دولت هم متقابلا نيازمندي هاي آنان را در رابطه با هزينه هاي زندگي تامين نموده و پاسخگو باشد و در اين صورت آثار مثبتي كه در نكته دوم بيان مي شود بر آن مترتب مي گردد و اگر دولت نسبت به هزينه هاي زندگي كارمندان و كارگزاران توجهي نداشته باشد و احساس مسووليتي ننمايد خواه ناخواه انحرافات قطعي براي بسياري از كارگزاران و كارمندان بوجود خواهد آمد همچنان كه در بسياري از كشورها اين مطلب به وضوح و آشكار به چشم مي خورد و مساله رشوه و حق حساب يكي از آثار روشن عدم كفاف حقوق كارگزاران و كارمندان است .
    بازخورد حقوق مناسب كارمندان
    « فان ذلك قوه لهم علي استصلاح انفسهم غني لهم عن تناول ما تحت ايديهم و حجه عليهم ان خالفوا امرك او ثلموا امانتك . »
    امام علي (ع ) در اين فراز از فرمان حكومتي فراگير و جهان شمول خود به سه پايه اساسي و بنيادي در نظام اداري اشاره مي فرمايد كه چنانچه كارمندان و كارگزاران نظام مراعات كنند نظام اداري كشور به بهترين وضع سير خود را طي مي كند
    الف : در صورتي كه كارمند و كارگزار به اندازه كافي براي شوون زندگي خود و افراد تحت تكفل حقوق دريافت كند مي تواند در رابطه با اصلاح خود از نظر تزكيه و تطهير مسائل اخلاقي اجتماعي سياسي مذهبي و ديني موفق باشد و همت خود را بر آن نهد كه خود و فرزندانش را كنترل و در راه صحيح حركت دهد و مفهوم مخالف آن انحراف كارگزار و افراد تحت تكفل وي است در صورت عدم حقوق كافي براي هزينه هاي زندگي زيرا فشار و تنگدستي بويژه در صورت عدم تعهد لازم به التزامات ديني و اجتماعي و سياسي انحرافات انسانها را به سوي مفاسداخلاقي اجتماعي اقتصادي سياسي دربرخواهد داشت كه هر يك از اين گونه مفاسد براي سقوط كارگزار و كارمند كافي مي باشد و مستلزم اخراج وي از محيط اداره و سلب پست و مسووليت مي شود و طبعا سقوط كارگزار ضربه اي بس بزرگ به نظام است و موجب اختلال نظام اداري خواهد گرديد.
    ب : اثر دوم حقوق كافي براي كارگزار و كارمند آن است كه وي گرفتار فساد اقتصادي مالي رشوه خواري و يا اختلاس و سرقت نمي شود زيرا نوعا اين گونه انحرافات نشات گرفته از فشار مادي و كمبود هزينه زندگي است و در صورت دريافت حقوق كافي كارمند و كارگزار خود را غني و بي نياز از رشوه و اختلاس و دستبرد و سرقت و يا هرگونه فساد مالي مي بيند و حاضر نمي گردد حيثيت و شرف خود را دستخوش اقدامي كند كه نياز به آن نداشته و ندارد.
    ج : فايده سوم حقوق كافي كارگزار و كارمند اين است كه مديران و مسوولان كشور داراي دليل و برهان قاطع و كافي جهت احتجاج و استدلال نسبت به كارمندان و كارگزاران تحت امر خود در صورت سهل انگاري و يا تخلف اداري خواهند بود زيرا كارمند در صورت دريافت حقوق كافي حق هيچگونه بهانه و يا عذري براي سرپيچي و سهل انگاري و مخالفت ندارد و مسوول مافوق مي تواند وجدانا قانونا و شرعا برخورد تند و شديد خود را نسبت به آن متخلف بنمايد.
    بالعكس اگر به كارمند حقوق كافي پرداخت نشود گر چه هنگام گزينش و استخدام در فرم هاي استخدامي كمال تعهد و التزام را از كارمند گرفته باشند اما پيش آمدهاي زندگي مسائل اجتماعي سياسي و اقتصادي خواه و ناخواه وي را به سوي انحرافات كشانيده و در نتيجه كارمند مرتكب خلاف هايي خواهد گرديد كه هنگام رسيدگي مسول مافوق احساس اضطرار نسبت به وضعيت كارمند مي كندو اگر به وي حق قانوني و شرعي هم ندهد وجدان مسول مافوق اجازه برخورد شديد را با كارمند بيچاره نمي دهد و نتيجتا حجت و دليل كافي و برهان قاطع نخواهد داشت .
    حيف و ميل اموال عمومي چرا
    « و غني لهم عن تناول ما تحت ايديهم »
    يكي از عوامل انحراف كارمندان و كارگزاران و موجبات ارتكاب خلاف و پذيرش رشوه و حق حساب يا اختلاس و دستبرد نسبت به بيت المال و امثال ذلك مساله فشار زندگي هزينه هاي بالاي امور معيشتي مي باشد و چنانچه دستمزد و حقوق كارمند جوابگوي مخارج امور معيشت نباشد و وي از ايمان و تعهد لازم برخوردار نباشد خواه ناخواه دست به سوي بيت المال كه در اختيار دارد دراز مي نمايد و يا از حق حساب پرهيز نمي كند و يا اقدام به رشوه خواري مي نمايد.
    اما اگر حقوق كافي به آنها داده شود و كارمند را از نظر هزينه هاي زندگي تا اندازه اي تامين كنند همچنانكه امام علي (ع ) فرموده است : « ثم اسبغ عليهم الارزاق » فقط در اين صورت است كه مصداق فرمايش امام (ع ) : « و غني لهم عن تناولما تحت ايديهم » ظهور عيني پيدا مي كند و آشكارا سلامت كارمندان و كارگزاران در خارج به چشم مي خورد. بنابراين يكي از عوامل تجاوز و دست درازي به بيت المال و دريافت حق حساب يا رشوه و تخلفات مالي كمبود حقوق و عدم كفاف آن براي كارمندان مي باشد. دولت و مسوولان ذيربط جهت مبارزه با فساد اداري موظفند هر چه زودتر به فكر علاج و درمان آن براساس دستورات امام مطلق و پيشواي بحق جهان اسلام باشند.
    چگونگي برخورد با كارمند
    « وحجه عليهم ان خالفوا امرك او ثلموا امانتك »
    يكي از شرايط اوليه كفر و مجازات و برخورد با خلاف كار اتمام حجت بر مكلف است چنانچه ولي امر و يا مسوول مافوق دليل و حجت را بر افراد تحت امر تمام نكرده باشد عقلا و قانونا نمي تواند با آنها برخورد لازم را داشته باشد و مساله « قبح عقاب بلابيان » پيش مي آيد كه يكي از اصول مسلمه و قطعي و عقلي است كه در بحث اصول يكي از پايه هاي اجتهاد و استنباط فقهاي بزرگ قرار گرفته است .
    مسوول مافوق آن زمان مي تواند با افراد تحت امر برخورد لازم را داشته باشد كه حجت را بر آنان تمام نموده و عذري را براي كارمندان خود در رابطه با ارتكاب خلاف باقي نگذارده باشد و گرنه حق كيفر و تعزير و مجازات آنان را ندارد. لذا امام عليه السلام مي فرمايد :
    مالكا! در صورتي مي تواني با كارمندان خود برخورد كني و آنان را در صورت مخالفت و خيانت به كيفر اعمال خود برساني كه حجت تو نسبت به آنها به حد لازم و كافي ثابت باشد و آن حجت درصورتي به كمال خواهد رسيد كه آنان را از نظر حقوق كافي برخوردار نموده باشي و گرنه اولين پاسخ كارمند در رابطه با خيانت مالي مطرح نمودن مشكلات هزينه هاي زندگي و امور معيشت است گر چه اين پاسخ در قبال تعهدات لازم كه هنگام گزينش و استخدام پذيرفته است قانع كننده نيست و ليكن گرفتاري هاي زندگي اين راه و ميدان را از نظر كارمند براي وي باز مي گرداند.
    به نقل از نشريه غدير

  • *****
    اوصاف خاتم پيامبران در سخن امير مومنان


  • ث خطبه 72 نهج البلاغه
    ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
    امير عارفان عليه السلام خداوند سبحان را بسيار مي ستود و پيامبر اكرم صلي اله عليه و آله را فراوان اكرام و احترام مي نمود.
    آن حضرت در اين خطبه ابتدا خداي رحمان را مي ستايد و سپس پيامبر او را عظيم و بليغ اكرام مي نمايد و به مردمان معرفت جو نيز شيوه ستودن و تكريم را مي آموزاند :
    « خداوندا! اي گستراننده گسترده ها ( و فراخي دهنده زمين و دشتها) و نگاهدارنده برافراشته ها ( و برافرازنده آسمانها) و آفريننده دلها بر فطرت و سرشت ويژه آنها چه شقاوتمندها و چه سعادتمندها.
    ارجمندترين سلامهايت را و فزاينده ترين بركت ها و نعمتهايت را بر محمد عطا فرما; همو كه :
    1 ـ بنده تو است و پرستنده است .
    2 ـ فرستاده توست و پيغام آورنده است .
    3 ـ پايان بخش سلسله پيامبران پيشين است و آورنده آخرين آيين .
    4 ـ و گشاينده بسته شده است (و بازكننده درهاي رحمت الهي بر مردمان و گشايشگر آفاق انديشه ها بر انديشه ورزان ).
    5 ـ نمايانگر حق است با حق (و بيانگر آيين الهي است باشيوه هاي راستين و برهانهاي متين ).
    6 ـ فرو نشاننده غوغاها و آشوبهاي باطل كاران است .
    7 ـ سركوبنده و فروشكننده صولت و شوكت گمراهان است .
    (آري ! حقا كه آن پيامبر بزرگ شايسته صلوات و تحيات بسيار است ) چنان كه :
    8 ـ نيرومندانه رسالت را عهده دار شد (و شكيبانه و دلاورانه به انجام آن همت گمارد و آن را به فرجام خجسته اش رساند).
    9 ـ در انجام فرمان تو به پا خاست و قامت خويش را استوار ساخت .
    10 ـ در طلب رضاي تو شتابان و پيشگام بود .
    11 ـ در راه نوردي بر ايفاي وظيفه رسالت ) نترسيد و تاخير نورزيد و گام واپس ننهاد.
    12 ـ عزمش به سستي نگراييد ( و انجام آنچه را به عهده داشت فرو نگذارد).
    13 ـ وحي و پيامت را نيك فهميد و آن را آگاهانه دريافت نمود.
    14 ـ عهد و پيمانت را حافظ و نگاهبان بود .
    15 ـ بر انجام فرمانت كوشا و روان بود .
    (آري ! آن حضرت راه تو را پوييد و بر پايداري بر پيمانت كوشيد); تا آنكه :
    16 ـ مشعل هدايت را براي حق جويان برافروخت .
    17 ـ راه را بر ره گم كردگان و به تاريكي روندگان روشن نمود.
    18 ـ دلهاي غوطه خورده در گردابهاي فتنه ها و گناهان به وجود او ( و به راهبري حضرتش ) هدايت يافتند.
    19 ـ پرچمهاي هدايتگر را برافراشت (و نشانه هاي روشنگر طريقت سعادت را به رهروان نماياند).
    20 ـ و مشعلهاي احكام تابناك الهي را افروزاند ( و راه رستگاري را به همه رهجويان و حق پويان و به كاروان آدميان در هر عصر و زمان نماياند).
    21 ـ همو كه امين مطمئن تو بود (اميني رازدار و درست كردار).
    22 ـ خزانه دار دانش نهان تو و نگاهبان اسرار پنهان تو بود .
    23 ـ او كه شاهد تو است به روز رستاخيز ( و حجت و گواه تو است بر مردمان ).
    24 ـ او پيامبر تو است بر (آيين ) حق .
    25 ـ و فرستاده تو است به سوي آفريدگان .