روزنامه جمهوري اسلامي 14/04/1382 صفحه جوانان

  • با ما سخن بگو
  • حكمت
    اخلاق « طبيعي » و « اكتسابي »

  • عواطف دوره جواني سنگلاخها و موانع
  • خدايا
  • طنز
    ترك اعتياد
  • *****
    با ما سخن بگو


  • جوانان امام و انقلاب
    يكي از چيزهايي كه در طول دوران دوازده ساله مسوولان نظام جمهوري اسلامي و حتي شخص شخيص امام بزرگوار را كه تحقيقا انسان برتر و فوق انسانهاي متعارف بود ـ خشنود و خوشدل مي كرد و خستگيها را از تن آنها مي زدود ديدار جوانان مومن و مخلص و پولادين و سربازان جان بر كف انقلاب اسلامي بود كه حقيقتا ارزشمندترين فرآورده و دستاورد اين انقلاب محسوب مي شوند.
    اين انقلاب متعلق به شماهاست متعلق به جوانان است متعلق به مردم مومن و حزب اللهي است متعلق به خانواده ي شهداست متعلق به فرزندان شهداست شما بايد آن را اداره كنيد و شما هستيد كه بايد ان شاالله اين كشور و اين انقلاب را تحويل بگيريد. ادامه ي راهي را كه امام بزرگوارمان آن را شروع كردند و پدران شما جاده هايش را كوبيدند ان شاالله شما بايد با استواري برويد .
    ( از سخنان رهبر معظم انقلاب حديث ولايت ج 6 و9 ص 99 و 59 )
    جوانان و برنامه ريزي
    آن چيزي كه من مي توانم به جوانان و نوجوانان عزيز توصيه بكنم اين است كه از وقت ـ از حال ـ حداكثر استفاده را بكنند البته اين هم بدون برنامه ريزي نمي شود بايد بنشينند و با همان ذهن خودشان برنامه ريزي كنند. برنامه ريزي هم يك الگوي همگاني ندارد كه من بگويم همه بايد اين طور برنامه ريزي كنند نه هر كسي بر حسب سنش بر حسب وضع زندگي خانوادگي و امكاناتش بر حسب آن شهر و خانواده يي كه در آن زندگي مي كند ممكن است يك جور برنامه ريزي بكند و يك جور امكان داشته باشد. همه بايد برنامه ريزي كنند و از وقتشان با برنامه حداكثر استفاده را بكنند.
    (از سخنان رهبر معظم انقلاب 76 11 14 )
    جوانان و مسئوليت خودسازي
    شما جوانان عزيز بخصوص در اين مناطق مرزي و در همسايگي آبهاي خليج فارس بايد بدانيد كه امروز مسئوليت سنگيني بر دوش شماست و آن مسووليت خودسازي است خودسازي از لحاظ علمي و فكري خودسازي از لحاظ نيروي جسماني خودسازي از لحاظ صلاح اخلاقي خودسازي از لحاظ معرفت ديني و عمل ديني خودسازي از لحاظ كسب تجربه براي ساختن اين كشور. اين كشور متعلق به شما جوانان است و شما جوانان بايد اين بار امانت سنگين را از نسل پيش از خود تحويل بگيريد و آن را به نسل بعد برسانيد و اين صلاحيتهاي علمي و اخلاقي و جسماني و تربيتي مي خواهد و وظيفه ي همه ـ بخصوص جوانان ـ است كه اين صلاحيتها را كسب كنند.
    (از سخنان رهبر معظم انقلاب حديث ولايت ج 9 ص 89 )

  • *****
    حكمت
    اخلاق « طبيعي » و « اكتسابي »


  • شخصي به نام اسحاق بن عمار از پيشواي ششم حضرت امام جعفر صادق (ع ) چنين روايت مي كند :
    امام صادق (ع ) فرمود : « اخلاق خوب و پسنديده » عطيه الهي است كه خداوند جهان به بندگان خود عطا فرموده است و آن بر دو قسم است : نزد بعضي به صورت فطري و طبيعي و در گروه ديگري به صورت اكتسابي و قائم به نيت و اراده است . »
    اسحاق بن عمار مي گويد از امام (ع ) پرسيدم :
    كدام يك از اين دو نوع اخلاق پسنديده نسبت به ديگري برتري دارد
    حضرت در پاسخ فرمودند :
    اخلاق فطري و طبيعي با سرشت آدمي تركيب شده و صاحبش به طور طبيعي نمي تواند به غير از آن متصف باشد ولي اخلاق اكتسابي از راه مجاهده و بردباري به دست آمده است و هر اخلاق و صفت پسنديده اي كه با كوشش و صبر به دست آيد براخلاق و صفت طبيعي برتري دارد.

  • *****
    عواطف دوره جواني سنگلاخها و موانع




  • وقتي سخن از « مستي » به ميان مي آيد ذهنها متوجه ماده مسكر و حرامي مي شود كه استفاده از آن موجب زايل شدن عقل و خرد و به وجود آمدن حالتي مي گردد كه شخص مست كنترل خود را از دست مي دهد و علاوه بر اين كه بر واژه ها و عبارات به زبان آورده تسلط ندارد در حركت و اين سو و آن سو رفتن نيز نمي تواند خويشتن را مهار نمايد و با تعادل و مستقيم و متين حركت كند.
    اين نوع مستي به جسم و تن آدمي ارتباط پيدا مي كند و اين تزلزل و ضعف در مهار و كنترل اعضا و جوارح از خوردن ماده اي بروز مي نمايد كه به تمام سلولها راه يافته و در سرتاسر بدن تاثير منفي برجاي نهاده است لكن بايد به مستي ديگري نيز توجه نمود كه با روح و روان و عواطف و احساسات انسان مرتبط مي باشد. تاثير اين مستي كمتر از آثار مخرب و ويرانگر مستي نوع اول نيست و همانگونه كه آدمي در اثر مستي ناشي از مصرف مسكرات حرام به خود و ديگر زيان مي رساند و از مسير پاك و حياتبخش « دين » و « ايمان » خارج مي شود و به بيراهه هاي گمراهي و فساد و تباهي سقوط مي كند مستي مرتبط با روح و عواطف انسان نيز او را از حركت صحيح الهي بازمي دارد و در كوره راههاي جهل و جمود و بي هويتي مي افكند.
    تعاليم و آموزه هاي دين مقدس اسلام نسبت به اين نوع مستي و خطرات و زيانهاي ناشي از آن بسيار دقيق و عميق مي انديشد و براي انسانهايي كه در صدد شناسايي اين مستي ها و صيانت جان و روحشان از آفات و خطرات آن مي باشند راه مي گشايد.
    آموزه هاي روان شناختي اسلام درباره اين نوع مستي ها فراوان هستند و هر كدام از زاويه اي و به قصد آشكار نمودن آفت و زياني به اين بيماريهاي روحي و اخلاقي نظر مي گسترند.
    از ميان اين تعاليم آموزه اي را برمي گزينيم كه به معرفي انواع اين مستي ها مي پردازد و در يك بيان كلي خطرات آن را مي نماياند و هر انسان كنجكاوي را به مطالعه و كنكاش در متون روانشناسي اسلام براي كسب آگاهي و بينشهاي بيشتر درباره انواع مستي هاي مرتبط با روح و روان و عواطف و احساسات ترغيب مي كند.
    اين آموزه را از آن دسته از سخنان و رهنمودهاي اميرمومنان حضرت علي (ع ) كه روح و روان انسان را مي كاوند و دردها و ضعفها و ناتوانيها را مي نمايانند برمي گزينيم و به جوانان عزيز جوياي حقايق تقديم مي كنيم :
    « شايسته است انسان عاقل خويشتن را از مستي ثروت مستي قدرت مستي علم و دانش مستي مدح و تمجيد و مستي جواني مصون نگاه دارد. زيرا هر يك از اين مستي ها بادهاي مسموم و پليدي دارد كه عقل و خرد را زايل مي كند و آدمي را خفيف و بي شخصيت مي نمايد. »
    1 ـ « ثروت » از نعمتهاي بزرگ الهي است كه چنانچه از راههاي مشروع به دست آيد و در راههاي حلال هزينه شود ممدوح و پسنديده و مورد رضا و خشنودي خداست .
    هر انساني كه به مال و ثروت سرشار مشروع دست يابد بايد تحت تاثير جاذبه هاي نيرومند آن قرار نگيرد و زرق و برق سكه ها او را نفريبد و وسايل و امكانات فراوان و الواني كه در پرتو ثروت و مال فراهم مي آورد و به بهره برداري مي رساند در روح و روانش « غرور » و « تكبر » و « تفاخر » به وجود نياورد و خويشتن را به دليل داشتن ثروتهاي سرشار از ديگران برتر و والاتر نيابد و به بزرگي فروشي و تحقير انسانها متمايل نشود. اين حالات همان مستي ناشي از ثروت است كه به آدمهاي ضعيف و كم گنجايش دست مي دهد و آنان را از « خود » بي خود و مست مي سازد.
    2 ـ دومين مستي از « قدرت » ناشي مي شود . « قدرت » به عنوان يك اهرم و ابزار در نظام سياسي و حكومتي اسلام مطرح مي باشد و چنانچه از آن به صورت « وسيله » براي تدبير امور جامعه و خدمت به توده هاي مردم و رفع مضايق و تنگناهاي مختلف بهره برداري شود امري پسنديده و صحيح است و بدون آن نمي توان حكومت و دولت و كشور و جامعه را اداره نمود. لكن اگر اين قدرت « هدف » شود صاحبان خود را مست مي كند و به بهره برداري هاي ناصحيح ترغيب مي نمايد. مست شدگان از قدرت انگيزه هاي الهي را رها مي كنند و خود را در محضر حضرت پروردگار مسئول و پاسخگو نمي يابند و در مسير خدمت به مردم جامعه حركت نمي كنند و آنچه در مخيله مي گذرانند قدرت براي قدرت است نه قدرت براي خدمت .
    3 ـ « علم و دانش » در تعاليم مقدس اسلام از جايگاهي رفيع و منزلت و ارزشي وصف ناپذير برخوردار مي باشد به گونه اي كه خداشناسي و توحيد و عبادت و استقرار قوانين اسلامي براي تحقق يك زندگي سالم و بالنده « مادي » و « معنوي » بدون علم و دانش در ابعاد مختلف امكان پذير نمي باشد. بهره وريهاي صحيح از نعمت بزرگ دانش و بينش با نحوه نگرش انسان به اين موهبت الهي و نوع معرفت و شناخت او پيوند مي يابد. بسياري از انسانها در اوج علم و دانش متواضع و شريف و خدمتگذار به جامعه و مردم هستند لكن در كنار اينان بعضي از دانش آموختگان به « غرور علمي » آلوده مي شوند و خود را تافته اي جدا بافته از مردم مي دانند و در آمد و شدها و محاورات و مواجهات همواره فخر مي فروشند و با خود برتربيني هاي خاص به ديگران نگاهي تحقيرآميز مي افكنند. اين حالت مستي ناشي از علم و دانش است كه در اثر جهل نسبت به خدا و هستي و خلقت و نعمتهاي الهي از جمله علوم و دانشهاي گوناگون كه امانتهاي خدا در دست بشر محسوب مي شوند ظهور مي نمايد.
    4 ـ چهارمين مستي از « مدح و تمجيد » به وجود مي آيد . در لحظات زندگي دنيا و در آمد و شدها و برخوردها و تعاملها در محيطهاي گوناگون بسيار اتفاق مي افتد كه تواناييهاي فراهم آمده در وجود انسان در موضوعاتي چون علم تخصص مديريت مقام ثروت نوع شغل و حرفه و ساير امتيازات تعريف و تمجيد ديگران را برمي انگيزاند. در چنين مواقعي بايد از كنار اين مدح و ثناها عبور كرد و ضمن به زبان آوردن عبارات تشكرآميز اسير جاذبه هاي ناشي از درخشندگي واژه ها و تعابير تمجيدگران نشد.
    كساني كه از كنار مدح و تمجيدها ـ كه به طور طبيعي در محيطهاي مختلف و توسط افراد گوناگون چهره مي نمايند ـ به سهولت مي گذرند و خود را محتاج و نيازمند آنها نمي يابند از مراتب و درجات قابل توجه اي از ايمان و تقوا برخوردار مي باشند لكن آنان كه با هر مدح و تمجيدي رنگ چهره و سيمايشان متغير مي شود و چشمانشان مي درخشد و در دل احساس بسيار خوش آيندي مي كنند و همواره مشتاق و نيازمند اين تعريف و تمجيدها هستند و از تداوم آن خرسند و شاد مي شوند و از توقف آن مغموم و خشمناك بدانند كه مست تمجيد هستند و از خوديت انساني و الهي خود بي خود مي باشند!
    5 ـ پنجمين مستي مستي « جواني » است .
    اين نوع مستي با تغيير و تحولات ناشي از دوران حساس و حياتي بلوغ جواني به ظهور و فعليت مي رسد. اين تغييرات و دگرگونيها عواطف و احساسات و خواهشهاي مختلف و در عين حال متضادي را در جان و روح جوانان به عينيت و نقش آفريني مي رساند.
    عواطف و احساسات دوره جواني در جاي خود و در صورت جهت دهي صحيح و بهره وريهاي بهينه و منطبق با حقيقت و نيازهاي اصيل فطري فردي و اجتماعي بسيار ارزشمند و بنيادين محسوب مي شوند. لكن اگر اين احساسات و عواطف حياتي به جاي جهت دهي هاي سالم و بهره برداريهاي صحيح در مسير تحقق رشد و بالندگي جوانان و شكل يابي يك زندگي پاك و بانشاط به طغيان برسند و در مجاري ناصواب و تباهي آفرين جاري گردند و به فساد كاريها و گمراهيها و معاصي و بزهكاريهاي گوناگون ـ كه هم زندگي فردي و خانوادگي جوان را مختل و تباه مي سازند و هم حيات اجتماعي او را به اضمحلال و نابودي مي رسانند ـ ختم شوند نوعي « مستي » محسوب مي شوند كه تعادل حيات جوان را به هم مي ريزند و رشد و سعادت و پيشرفت او را مختل مي نمايند.
    همانگونه كه اميرمومنان (ع ) فرمودند مستي جواني در كنار ساير مستي ها بادهاي مسموم و پليدي دارند كه عقل و خرد را زايل مي كنند و آدمي را خفيف و بي شخصيت مي نمايند.
    جوانان گرانقدر ما در شرايط خاص و حساسي قرار دارند كه بايد با هوشياري و دقت و پشتوانه اي از مطالعه و بينش راه آينده خود را از سنگلاخها و ناهمواريها و موانع بزدايند و حركت سالم و بالنده خويش را تسهيل نمايند. اين مهم در صورتي به ظهور مي رسد كه عواطف و احساسات دوره جواني به « تعادل » برسند و در « مسير سالم » به بهره برداري بهينه درآيند. رهنمود و آموزه زيباي حضرت علي (ع ) ـ و مراقبت از تندبادهاي خطرناك مستي هاي پنجگانه ـ در كنار ساير آموزشهاي روانشناختي اسلام جوانان عزيز را در نيل به اين هدف پاك ياري و كمك مي رساند.
    عواطف و احساسات دوره جواني در صورت جهت دهي صحيح و بهره وري هاي بهينه و منطبق با حقيقت و نيازهاي اصيل فطري فردي و اجتماعي بسيار ارزشمند محسوب مي شوند.
    جوانان گرانقدر در شرايط خاص و حساسي قرار دارند كه بايد با هوشياري و دقت و پشتوانه اي از مطالعه و بينش راه آينده خود را از ناهمواري ها بزدايند تا به شخصيت « متعادل » دست يابند.

  • *****
    خدايا


  • اگر چشمان من درياست
    تويي فانوس شبهايش
    اگر حرفي زدم از گل
    تويي مفهوم و معنايش

    اگر گفتم به شبنم اشك
    اگر با اشك خو كردم
    تو گل بودي و من شبنم
    تو را من جستجو كردم

    اگر مرغي پريد و من
    برايش شعرها گفتم
    نبوده در خيالم مرغ
    خدايا من تو را گفتم

    اگر چون كبك مي خوانم
    اگر چون كوه خاموشم
    خيال توست در فكرم
    صداي توست در گوشم
    محمد كاظم مزيناني

  • *****
    طنز
    ترك اعتياد


  • شخصي از اين كه يكي از افراد فاميل خود را معتاد و آلوده به مواد مخدر مي ديد رنج مي برد و از مشاهده او به شدت ناراحت و اندوهگين مي شد.
    يك روز به طور جدي رو كرد به او و به زبان موعظه و دلسوزي به او چنين گفت :
    تو واقعا آدم بي اراده اي هستي آخر چطور نمي تواني ترك اعتياد كني !
    شخص معتاد در پاسخ گفت :
    داداش من چهارده بار اين اعتياد را ترك كردم چطور آدم بي اراده اي هستم !