روزنامه جمهوري اسلامي 14/04/1382 صفحه امام

  • فرهنگ انگلي
  • پنجاه تصوير از امام و ايران
  • حديث نور
  • *****
    فرهنگ انگلي




  • ت جواد محدثي
    ابتذال فرهنگي از نگاه امام خميني
    اگر امام راحل را از بصيرترين « فرهنگ شناسان » و قوي ترين « فرهنگ سازان » تاريخ معاصر به شمار آوريم بيراهه نرفته ايم .
    شناختي كه وي از اهميت و نقش فرهنگ داشت و بينشي كه به جامعه در قلمرو فرهنگ شناسي و مايه ها و ريشه هاي استقلال فرهنگي و وابستگي فرهنگي مي داد و آفات و خطرات انحطاط و ابتذال در فكر و فرهنگ را تبيين مي كرد مجموعه اي غني از ديدگاه هاي يك فقيه آگاه و رهبر هدايتگر است .
    فريادهايي كه امام امت بر ضد فرهنگ منحط و ارزش ستيز زمان طاغوت داشت و با القاات فرهنگي بيگانگان ستيز مي كرد زمينه ساز حركتي تاريخ ساز شد به نام « انقلاب اسلامي » .
    به اين جملات دقت كنيد :
    « فرهنگ استعماري جوانان استعماري تحويل مملكت مي دهد. فرهنگي كه با نقشه ديگران درست مي شود و اجانب براي ما نقشه كشي مي كنند و با صورت فرهنگ مي خواهند تحويل جامعه ما بدهند اين فرهنگ فرهنگ استماري و انگلي است و اين فرهنگ از همه چيزها حتي از اسلحه اين قلدرها بدتر است ... وقتي فرهنگ فاسد شد جوان هايي كه زيربناي تاسيس همه چيز هستند از دست ما مي روند و انگل بار مي آيند غرب زده بار مي آيند . » (1 )
    هويت بخشي امام راحل به جوانان بر اساس تكيه بر فرهنگ خودي و اسلامي بود.
    بدبيني به فرهنگ بيگانه به خاطر رهاوردهاي آن در وابسته ساختن جوامع گوناگون به سلطه گران بود. از آنجا كه مسخ فرهنگي و تغيير هويت فرهنگي يك جامعه به منزله سپاه پيش قراول استعمار عمل مي كرد عالمان دين و فرزانگان هوشيار پيوسته نگاه بدبينانه به آن داشتند.
    حضرت امام برخورد منفي عالمان را حتي با پديده هاي صنعتي غرب از همين نگاه تحليل كرده مي فرمايد :
    « احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبي خصوصا فرهنگ مبتذل غرب موجب شده بود كه آنان با اختراعات و پديده ها برخورد احتياط آميز كنند. علماي راستين از بس كه دروغ و فريب از جهانخواران ديده بودند و به هيچ چيز اطمينان نمي كردند و ابزاري از قبيل راديو و تلويزيون در نزدشان مقدمه ورود استعمار بود لذا گاهي حكم به منع استفاده از آنها را مي دادند... آيا رژيم گذشته از راديو و تلويزيون براي بي اعتبار كردن عقايد مذهبي و ناديده گرفتن آداب و رسوم ملي استفاده نمي نمود » (2 )
    استخدام فرهنگ در مسير اهداف استعماري سابقه اي ديرينه دارد. « فرنگي مآبي » تعبيري بود كه در زبان محاوره اي آن روزها در مورد غرب زدگي و وادادگي فرهنگي و مرعوب شدن نسبت به بيگانه و بي ريشه ماندن يا جدا از اصل ماندن و « گسست فرهنگي » به كار مي رفت .
    آنچه امروز از زبان و قلم برخي خودباختگان مي تراود و غرب را قبله آمال و فرهنگ غربي را معيار كمال و ترقي مي دانند در اظهارات سلف فاسد اينان نيز وجود داشت .
    حضرت امام در اشاره به اينگونه خودباختگي مي فرمايد :
    « ما را جوري بار آورده بودند كه يا بايد فرنگي مآب باشيم يا هيچي ... عقب افتادگي و جلو رفتن را به اين مي دانستند كه فرنگي مآب باشد... تقي زاده گفته بود كه ما بايد سر تا پايمان انگليسي باشد يا فرنگي باشد و بايد اينطور باشيم تا اينكه آدم بشويم . آدم بودن را به كلاه و كفش و لباس و بزك و امثال ذلك مي دانستند . » (3 )
    امام راحل در وصيت نامه خويش پيش از آنكه به مردم و مسئولان رهنمود دهد كه چگونه متكي به فرهنگ خويش باشند و از آن صيانت كنند فصلي مفصل به ترسيم فرهنگ انگلي و انگل پرور طاغوت مي پردازد كه ساخته و پرداخته نظام وابسته به بيگانه اي بود كه مجري اهداف و مقاصد غرب و آمريكا در اين كشور به شمار مي رفت . در بخشي از آن تصوير و ترسيم چنين مي خوانيم :
    « افتخار بزرگ فرنگي مآب بودن در تمام شوون زندگي از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بويژه در خانم هاي مرفه يا نيمه مرفه بود و در آداب معاشرت و كيفيت حرف زدن و به كار بردن لغات غربي در گفتار و نوشتار به صورتي بود كه فهم آن براي بيشتر مردم غيرممكن و براي هم رديفان نيز مشكل مي نمود... مجله ها با مقاله ها و عكس هاي افتضاح بار و اسف انگيز و روزنامه ها با مسابقات در مقالات ضدفرهنگي خويش و ضداسلامي با افتخار مردم به ويژه جوان موثر را به سوي غرب يا شرق هدايت مي كردند. اضافه كنيد بر آن تبليغ دامنه دار در ترويج مراكز فساد و عشرت كده ها و مراكز قمار و لاتار و مغازه هاي فروش كالاهاي تجملاتي و اسباب آرايش و بازي ها و مشروبات الكلي بويژه آنچه از غرب وارد مي شد ... » (4 )
    و... شگفتا هنوز ته مانده هاي آن جريان شوم در قالبي نو و تعابيري فريبنده و امروزي مروج همان تفكر و گرايشند. فرزندان امام بايد در مقابل اين جريان بايستند و به ديدگاه آن قائد راحل كه فرمود : « ايران امروز ديگر تحمل افكار غرب زده و شرق زدگي مشتي خائن را ندارد . » (5 ) وفادار بمانند .
    راه رسيدن به استقلال خودباوري در قلمرو فكر و فرهنگ است . تصور استقلال با وجود وابستگي فرهنگي خام انديشي است و از تفكرات انگلي هرگز فرهنگ و اقتصاد و سياست مستقل فراهم نمي آيد.
    امام امت مي فرمايد :
    امام خميني : « استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات مي گيرد و ساده انديشي است كه گمان شود با وابستگي فرهنگي استقلال در ابعاد ديگر يا يكي از آنها امكان پذير است . » (6 )
    امالله دريغ كه اين ساده انديشي در كلام و موضع برخي مدعيان ژرف نگري و روشن بيني جلوه گر است .
    پي نوشت ها :
    1 ـ صحيفه نور ج 2 ص .7
    2 ـ همان ج 21 ص 90 (منشور حوزويان ) .
    3 ـ همان ج 16 ص .64
    4 ـ همان ج 21 ص 195 (وصيت نامه بند « م » ) .
    5 ـ همان ج 17 ص .35
    6 ـ همان ج 15 ص .160
    فريادهايي كه امام امت بر ضد فرهنگ منحط و ارزش ستيز زمان طاغوت داشت و با القاات فرهنگي بيگانگان ستيز مي كرد زمينه ساز حركتي تاريخ ساز شد به نام « انقلاب اسلامي »
    حضرت امام خميني :
    استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات مي گيرد و ساده انديشي است كه گمان شود با وابستگي فرهنگي استقلال در ابعاد ديگر يا يكي از آنها امكان پذير است .

  • *****
    پنجاه تصوير از امام و ايران




  • در پنجاه تصوير از امام وايران نام مجموعه اي است از 50 قطعه يادداشت سفر توصيفي توسط خارجيان پيرامون امام و ايران پس از انقلاب اسلامي كه توسط موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني منتشر شده است . و هر يك از اين قطعات از منظري خاص به بررسي پديده اي واحد پرداخته است . در ميان گفته ها و نوشته هاي موجود در كتاب نكات جالبي به چشم مي خورد. به عنوان نمونه رابين وودورث خبرنگار و مفسر غربي اولين ديدار خود با حضرت امام را چنين توصيف مي كند : « هنگامي كه در به روي او باز شد من تند بادي از انرژي را تجربه كردم كه از ميان در از طريق عباي قهوه اي و عمامه و محاسن سپيدش در همه جا منتشر مي شد و كوچكترين ذره و مولكول در آن ساختمان را به حركت در مي آورد. »
    و يا اينكه بازار صابر تاجيكي مي نويسد : « سفر من به ايران سفر به سرزمين سبزي بود كه سالها آرزويش مي كردم ... سفر به عالم فرهنگ وبه عالم آهنگ به عالم عشق ... سفر به سرزمين پاكي كه دنبالش مي گشتم سفر به قبله و كعبه ام ... »
    كتاب فوق قطره اي از عبارات مطبوع و بي شمار در فراسوي مرزها مي باشد.

  • *****
    حديث نور


  • در برابر اسلام و ملت ايران مسوول هستم
    1357 5 28
    در پي اخطارهاي قبلي دولت عراق بار ديگر مقامات عراقي طي تماسي با امام خميني به ايشان اطلاع دادند كه براي دولت عراق به دليل روابطي كه با ايران دارد غيرممكن است كه بتواند فعاليتهاي معظم له را تحمل كند. امام خميني با تاكيد بر ادامه فعاليتهاي مبارزاتي در جواب فرمودند : « اگر شما مسئوليتهايي در قبال ايران داريد من هم به نوبه خود در برابر اسلام و ملت ايران مسئول هستم . »
    پيام به مناسبت جنايت در سينما ركس آبادان
    1357 5 31
    حضرت امام خميني به مناسبت جنايت فجيع رژيم در آتش زدن سينما ركس آبادان پيامي صادر كردند. در اين پيام آمده است : « من گمان نمي كنم هيچ مسلماني بلكه انساني دست به چنين فاجعه وحشيانه اي بزند جز آنكه به نظائر آن عادت نموده اند. گفتار شاه كه تظاهركنندگان مخالف من « وحشت بزرگ » را وعده مي دهند و تكرار آن پس از واقعه كه اين همان وعده بوده است شاهد ديگر بر توطئه است ... اظهار تاسف بوقهاي تبليغاتي از اشخاصي كه هر روز دستشان تا مرفق به خون هم ميهنان ما فرو رفته است شاهد بزرگي است بر نقشه شيطاني شاه و همدستانش هم آنان كه در اكثر شهرهاي ايران دست به كشتار فجيع زده اند. »
    اعلام خطر در برابر نيرنگهاي شاه
    1357 6 6
    حضرت امام خميني درباره نيرنگهاي شاه به مناسبت روي كار آمدن دولت شريف امامي اعلام خطر كردند و پيامي صادر كردند.
    در قسمتي از اين پيام چنين آمده است : « در اين موقع حساس تاريخ ايران شاه به وسيله كارشناسان خود دست به توطئه خطرناكي زده است كه با اندكي سستي و تغافل ملت ايران بايد از به دست آوردن آزادي و استقلال و حقوق بشر مايوس شود و خود را بري همه نوع اختناق و شكنجه و قتل و غارت مهيا كند و اسلام بايد از احكام نوراني خود چشم بپوشد. تبديل مهره به مهره اي كه از اول با اسلحه فريب و رياكاري وارد ميدان شده است به امر شاه توطئه عليه ملت و شكستن نهضت اسلامي است و به هدر دادن خون جوانان عزيز اسلام .... ملت ايران از اين رژيم و تمام مهره هاي آن كه خدمت صادقانه به جنايتكار اصلي نموده و مفتخر به آن هستند متنفر و آنها را لايق هيچ مقامي نمي دانند. »
    ايشان ضمن رد هرگونه آشتي با رژيم تاكيد كردند : « عموم ملت در تظاهرات خود مي گويند ما شاه و سلسله پهلوي را نمي خواهيم . خواست ملت اين است نه وعده پوچ احترام به علما و نه بستن موقت نمازخانه ها و نه امر بي ارزش بكار بردن تاريخ اسلامي به طور فريبكارانه و موقت ... »
    موضعگيري قدرتمندانه امام خميني راه را بر هرگونه سازشكاري و آشتي شخصيتهاي مذهبي و سياسي و جناحهاي ميانه رو بست .
    چاپ عكس امام براي اولين بار در روزنامه هاي ايران
    1357 6 7
    براي نخستين بار از سال 42 ـ كه خبر تبعيد امام خميني در روزنامه ها به چاپ رسيد ـ روزنامه كيهان با چاپ يك عكس سه ستوني نام امام را زينت بخش صفحه اول خود كرد و اين تيتر را برگزيد : « مذاكره براي بازگشت حضرت آيت الله العظمي خميني »
    كيهان كه براي چاپ عكس امام روزنامه را به « چاپ دوم » رسانده بود نوشت : « گزارشهاي غيررسمي حاكي است كه هيئتي از طرف دولت عازم نجف شد. هيئت اعزامي مي كوشد نظر موافق حضرت آيت الله العظمي خميني را به بازگشت جلب كند اما از عكس العمل حضرت آيت الله العظمي هنوز خبري در دست نيست . »
    در اين روز به خاطر چاپ عكس امام خميني و آمدن نام ايشان در كيهان تيراژ روزنامه به بي سابقه ترين حد خود رسيد شش دستگاه عظيم چاپ كيهان از ساعت 12 ظهر تا ساعت 10 شب يكسره كار مي كردند و تيراژ روزنامه به يك ميليون و 200 هزار رسيد و در مواردي يك نسخه كيهان به يكصد برابر قيمت خريداري شد. مردم براي خريد روزنامه ساعتها در صف ماندند و روزنامه اطلاعات نيز در چاپ دوم خود عكس امام را چاپ كرد.
    لازم به ذكر است كه خبرگزاري فرانسه هم در اين رابطه اعلام كرد : « عكسهايي از آيت الله خميني در صفحه اول روزنامه هاي تهران چاپ شده است . مردم با اشتياق زياد و ايستادن در صفهاي طولاني در صدد خريد و يا يافتن نسخه هاي روزنامه هاي امروز بودند. »