به مناسبت 14 تير
سالگرد ربوده شدن چهار ديپلمات بوسيله عوامل رژيم صهيونيستي در لبنان
سكوت مرموز جاده
كنجكاوي
خبرنگار جوان را افزايش مي دهد.
« كاظم اخوان » دوربين خود را براي ثبت
وقايع لبنان كه به تازگي مورد تهاجم
نظامي اسراييل قرار گرفته است
تنظيم
مي نمايد. « حاج احمد متوسليان »
كارهاي او را زيرنظر مي گيرد و با لبخند
خود
عكاس و خبرنگار خبرگزاري
جمهوري اسلامي را تشويق مي كند.
گرماي هوا خستگي راه را بيشتر
مي كند. راننده كم سن و سال كه گويا
تازه پشت لبش سبز شده است
به مراد
و محبوب خويش نگاه مي كند و از شوق
همراهي با حاج احمد
سختي سفر را
فراموش مي كند.
ساعت 12
5 ظهر است . اتومبيل
هيات ديپلماتيك ايران در حال عبور از
جاده « طرابلس ـ بيروت » است و گارد
لبناني سفارت ايران نيز آنها را همراهي
مي كند. كمي جلوتر پست بازرسي
« حاجزبرباره » قرار دارد كه ارتشيان
جنوب لبنان موسوم به « فالانژيست » ها
آن را كنترل مي كند.
« كاظم » در مورد عكس ها بي نظيري
كه مي تواند از جنايات اسراييل بگيرد
سخن مي گويد و ديگران به حرف هاي او
گوش فرا مي دهند. « سيدمحسن
موسوي » (كاردار سفارت ايران در
لبنان ) حال عجيبي دارد
با رها از اين
مسير عبور كرده ولي تا بحال چنين
بي قرار نشده است !
لحظه ها به كندي مي گذرند. دريايي
از سكوت و آرامش
چشمان بي انتهاي
حاج احمد را دل نشين تر از هميشه كرده
است ; انتظار واقعه اي تلخ كه هر لحظه
به آنها نزديك و نزديك تر مي شود...
سوال هاي زيادي ذهن راننده را به
خود مشغول كرده است
خدايا! چرا
حاج احمد حرف نمي زند ! سردار فتح
خرمشهر به چه چيزي فكر مي كند !...
صداي ترمز ناگهاني اتومبيل او را
به خود مي آورد. « تقي رستگار مقدم »
در ايست بازرسي دست نشاندگان رژيم
صهيونيستي ناچار مي شود ماشين را از
حركت باز دارد و آغاز بي نشاني خود و
همسفرانش را نظاره گر باشد.
ساعتي پس از اين توطئه
گارد
لبناني كه مامور حفظ امنيت هيئت
ديپلماتيك ايران بودند آزاد مي شوند و
چهار گروگان ايراني كه براي انجام
ماموريت دولتي عازم لبنان بودند
به
نقطه نامعلومي انتقال داده مي شوند...
هم اكنون بيست و يك سال از
گروگان گيري 14 تير 1361 در شرق
لبنان مي گذرد و هيچ گونه خبري از چهار
ديپلمات ربوده شده ايراني به وسيله
دست نشاندگان رژيم صهيونيستي به
طور رسمي منتشر نشده است . برخي با
توجه به طولاني شدن زمان
آنها را
« شهيد » مي نامند و عده اي هنوز در
انتظار بازگشت اين عزيزان هستند
اما
آن چه براي هر دو گروه مشترك و سوال
برانگيز است
رسيدگي دولت ايران به
اين جريان و پي گيري وضعيت ماموران
سياسي خود در سرزمين لبنان است !
افرادي كه گزينه « شهادت » را براي
سرنوشت گروگان ها انتخاب كرده اند
اخبار پراكنده اي را در طول اين بيست
ويك سال از رسانه ها
نقل قول ها و
منابع مختلفي شنيده اند كه برحسب آنها
بازگشت به وطن را فصل نانوشته اين
قصه مي دانند; اخباري چون :
چهار ايراني عصر همان روز بازداشت
(4 ژوئيه 1982 ) در كرنتينا اعدام
شده اند.
چهار ديپلمات ايراني 20 روز پس از
ربوده شدن در اواخر ژوئيه يا اوايل
اوت 1982 به قتل رسيده اند .
آنها در سال 1983 كشته شده اند .
چهار ايراني در 1984 در زندان به قتل
رسيده اند.
گروگان هاي ايراني در ژانويه 1986 در
جريان حركت نظامي سمير جعجع
(سركرده گروهكي كه عمليات آدم ربايي
را انجام داد) عليه ايلي حبيقه « وابسته
اسراييل و رئيس گروهك فالانژيست ها »
در اثر بمباران منطقه كرنتينا كشته
شده اند و كليه مراجعي كه پيرامون
سرنوشت چهار ايراني تحقيقاتي
كرده اند (از جمله آمريكاييها) متوجه
اين تضاد شده اند و اعتراف كرده اند كه
پاسخي براي اين تضاد ندارند. در حالي
كه از نظر اصول منطقي
وقتي يك خبر
به چند شكل متضاد بيان مي شود اصل
خبر با همه شكل هاي (بياني اش ) مردود
شناخته مي شود.
اما كساني كه در فصل انتظار
بزرگ ترين گروگان گيري قرن معاصر باقي
مانده اند
از جمله خانواده اين چهار
جوان ايراني كه براي انجام ماموريت
سياسي دولت خويش عازم لبنان شدند
اخبار بيشتر و مدارك رسمي زيادي در
اختيار دارند كه حكايت از اسارت اين
عزيزان دارد و براي نمونه به چند مورد
آن اشاره مي گردد :
پس از گذشت 12 سال از ربوده شدن
ايشان
منابع لبنان خبر از تحويل چهار
گروگان ربوده شده به مقامات اسرائيلي
دادند و از منابع نزديك به ايلي جبيقه
اعلام شد كه عناصر « فالانژيست » اين
افراد را در اختيار مقامات صهيونيستي
قرار داده اند (جمهوري اسلامي
73
2
3 )
در ماه ژوئن 1997
رئيس كميته
دفاع از حقوق زندانيان خارجي در
اسراييل
احمد حبيب الله اعلام كرد :
« من از جانب اسراييلي ها تاكيد مي كنم
چهار نفر ايراني كه درسال 1982 در
لبنان ربوده شدند
زنده هستند » . وي
افزود « يك زنداني در زندان نظامي
عتليت در شمال تل آويو اسامي چهار
گروگان ايراني را در فهرست زندانيان
مشاهده كرده است » .(كيهان هوايي
76
4
4 )
علاوه بر اين ظرف دوسال گذشته
احمد حبيب الله چندين بار در
مصاحبه هاي مطبوعاتي در شهر ناصره
اظهار داشته كه گروگان هاي ايراني زنده
و در زندان هاي اسراييل هستند. سخنان
احمد حبيب الله توسط خبرگزاري هاي
بين المللي مخابره و در روزنامه هاي
مختلف در سطح جهان درج شده است .
(جمهوري اسلامي 81
4
3 )
در ژوئيه 1989 ايلي حبيقه فرمانده
سابق نيروهاي فالانژ طي تماسي كه با
وي در دمشق گرفته شد اظهار داشت كه
براساس آخرين اطلاعات وي
گروگان هاي ايراني در « ديرقطاز »
نگهداري مي شوند.
در 30 آوريل 1990 تلويزيون وابسته
به ژنرال ميشل عون در بيروت خبر داد
كه سه نفر از چهار ديپلمات ايراني كه
در سال 1982 توسط نيروهاي فالانژ
ربوده شده اند همچنان زنده هستند و در
منطقه « لقلوق » نگهداري مي شوند.
حدود سه ماه پيش يك روزنامه عربي
از زنده بودن اين چهار نفر خبر داد.
روزنامه « الدستور » در فروردين 1376
در اين باره به نقل از گزارشهاي اداره
زندانيان رژيم صهيونيستي خبر داد كه
سه ايراني در زندانهاي اسرائيل به سر
مي برند (كيهان 78
4
16 )
اظهارات دو سال پيش سخنگوي
اداره زندانهاي رژيم صهيونيستي مبني
بر وجود سه ايراني و راننده آنها در
زندانهاي اسراييل و سپس اظهارات
احمد حبيب الله رئيس انجمن بازداشت
شدگان و زندانيان « نيكوزيا » كه اعلام
داشت ; ايرانيان ربوده شده زنده هستند
و در يكي از زندانهاي مخفي وابسته به
« شين بث » به سر مي برند
هر چند با
تكذيب رژيم صهيونيستي مواجه شد
اما به هر حال مسئوليت حفظ جان و
آزادي هر چه سريعتر ديپلماتها و
خبرنگار ايراني را مستقيما برعهده اين
رژيم قرار داده است . (كيهان
1378
4
14 )
نشريه « الوطن العربيه » چندي پيش
روايت تلخي از ايرانيان ربوده شده به
نقل از يكي از زندانيان آزاد شده
فلسطين بيان كرده است كه حكايت از
وضعيت دردناك فرزندان انقلاب دارد.
در اين روزنامه آمده است : « ايرانيها در
سال 61 ربوده شده اند و در چارچوب
تبادل خدمات در آن تاريخ به مقامات
اسرائيلي تحويل داده شده اند. آنها پس
از گذراندن 3 سال حبس در زندان
« صرفند » در سال 1922 (1371 ) به
زندان « نفحه » انتقال داده شدند كه اين
زندان از دسترس رسانه هاي محلي و
بين المللي و صليب سرخ دور است . در
سال 1980 در زميني وسيع كه اطراف
آن را ديوارهاي محكم احاطه كرده
است
بنا گرديد. سقف سلولهاي اين
زندان به حدي پايين است كه به قبر
شبيه است و از طريق يك تونل تنگ و
باريك به هم متصل است عرض سلولها
از نيم متر تجاوز نمي كند و در انتهاي
تونل
دريچه اي مشرف به خورشيد
تعبيه شده است و يك نوار برقي به آن
متصل است كه هر فردي با آن تماس
بگيرد كشته مي شود. (رسالت
80
4
14 به نقل از نشريه باور
76
12
11 )
با اين وجود براي هر دو گروه (كه به
نتيجه شهادت يا اسارت در سرنوشت
اين عزيزان رسيده اند)
يك سوال
مشترك باقي است كه : در طول اين
بيست و يك سال
دولت ايران عملا چه
كاري براي آزادسازي ديپلماتهاي ربوده
شده خود از بند رژيم صهيونيستي
انجام داده است !
با گذشت بيست و يكسال از حادثه
14 تير 1361 كه منجر به ناپديد شدن
چهار تن از جوانان ايراني شد سرنوشت
اين عزيزان هنوز در پشت پرده ابهام
قرار دارد.
خانواده ديپلماتهاي ربوده شده با
ابراز تاسف از كم كاري دولت در پيگيري
اين موضوع اعلام مي نمايند : نوع
عملكرد مسئولان در راستاي پيگيري
موضوع ظرف بيست و يكسال گذشته
بسيار ضعيف بوده و اين روند كند باعث
شده تا اين قضيه در مجامع جهاني
بازتاب جدي نداشته باشد در حالي كه
وقتي ديپلماتهاي غربي در لبنان گروگان
گرفته شدند
مجامع بين المللي يكپارچه
براي آزادي اين افراد وارد عمل شدند و
حتي دبيركل سازمان ملل مستقيما با
سفر به ايران و ساير كشورها
پيگير
موضوع بود تا منجر به آزادسازي
گروگانهاي غربي در لبنان شد. همسر
آقاي سيد محسن موسوي (كاردار ربوده
شده سفارت ايران در لبنان ) اظهار
مي كند : « متاسفانه مسوولين هر سال به
صدور بيانيه اكتفا كرده اند و تاكنون هيچ
اقدام موثري براي آزادي ديپلماتهاي
ربوده شده به اجرا درنياورده اند. »
آنها ضمن ابراز گلايه از عدم تحقق
وعده هاي مسئولان افزودند : « طي
نامه اي در سال گذشته از رئيس جمهور
خواستيم تا نماينده اي از طرف دولت
ايران براي پيگيري موضوع تعيين شود
اما متاسفانه با گذشت يك سال هنوز اين
امر محقق نشده است . »
با توجه به اينكه بيست و يكسال
فرصت كمي نيست تا دست كم
سرنوشت اين عزيزان براي ملت ايران و
خانواده آنان مشخص گردد
انتظار
مي رود مقامات مسوول در نظام
جمهوري اسلامي
تلاش حقيقي و ملي
خويش را در برخورد با اين موضوع
شدت ببخشند و براي جبران فرصتهاي
از دست رفته در طول سالهاي گذشته
دست كم به انعكاس گسترده جريان
آدم ربايي سال 61 در سطح جهاني
بپردازند و با استفاده از حقوق سياسي و
بين المللي كه شامل حال ديپلماتهاي
ربوده شده ايراني به وسيله عوامل رژيم
صهيونيستي مي گردد
اقدام نهايي
خويش را جهت آزادسازي فرزندان
مظلوم انقلاب اسلامي به كار ببندند و
سرنوشت چهار جوان بي نشان ايراني را
از پس پرده ابهام خارج نمايند!
گروه فرهنگي سروش ولايت
انتظار مي رود مسئولين جمهوري اسلامي ايران تلاش حقيقي و ملي خويش را براي بازگرداندن 4 ديپلمات
اسير ايراني شدت بخشند و فرصتهاي از دست رفته سالهاي قبل را جبران نمايند
براي مردم ايران اين سئوال بي پاسخ مانده كه در اين بيست و يكسالي كه از اسارت 4 ديپلمات ايراني در
لبنان مي گذرد
دولت جمهوري اسلامي ايران عملا چه كاري براي آزاد سازي ديپلماتهاي ربوده شده از بند
رژيم صهيونيستي انجام داده است

*****
بحران آفريني عليه ملت
تا كي !
|
هنوز چند صباحي از دستور رهبر معظم انقلاب به مسوولان جهت
حركت در راه خدمت به ملت وفادار ايران اسلامي نگذشته است كه باز هم
ابرهاي سياه نااميدي و نارضايتي را در بين مردم پراكندند تا انقلاب اسلامي
ايران را دچار بحران ديگري نمايند.
خيرخواهان و بدخواهان اين نظام همگي واقفند كه رهبر اين انقلاب
دردآشناترين چهره اين نظام بوده و زندگي اش وقف خدمت به اين ملت
است ; اما چرا افراد و كانونهاي سياهي دنبال اين هستند كه هر برنامه اي براي
خدمت به ملت و كاستن از آلام مستضعفان را در نطفه خفه كنند و منافع و
مطامع خود را در كوران حوادث بحران زا بجويند. چرا اينقدر به رهبر و ملت
اين نظام دهن كجي مي شود تا كي بايد حوادث آفرينان و ناراحتي تراشان
در هاله امني در اين مملكت بنشينند و هر روز بر كار ملت گره زني نمايند
تا كي بايد شاهد بود كه افرادي در اين مملكت براي پر كردن كيسه زر و
زور خود از تمام نظام هزينه كنند و بر تماميت آن بتازند
نگاهي به رخدادهاي چند ماه گذشته در كشور حكايت از آن دارد كه
عده اي كه با راه مردم اين نظام بيگانه اند
كمر به نابودي همه جانبه اين ملت
بسته اند; چه آنهايي كه مي خواهند كشور را در دام استكبار بيندازند و چه
آنهايي كه رنگيني سفره هايشان را در آن يافته اند كه از حلقوم ملت بزنند و
شاهرگهاي ثروت اين نظام را در دست گيرند.
چه وقت و چگونه
مردم شاهد رسوايي خائنين به نظام خواهند بود
چرا شيفتگان قدرت
راه را بر شيفتگان خدمت مي بندند چرا دستورات مقام
معظم رهبري به ورطه فراموشي سپرده مي شود و عده اي براي خاموش كردن
اينگونه بارقه هاي اميد و اصلاح در كشور
هر كار نكرده اي را به اجرا
مي گذارند.
اما بدخواهان اين نظام بدانند كه دستهاي غيبي كه هميشه يار و ياور
ملت در تمامي صحنه ها بوده است
كانونهايي را كه بي شرمانه همه اهداف
انقلاب را نشانه رفته اند از هم خواهد پاشيد و اين نتيجه
جز رسوايي در
برابر ملت چيز ديگري نخواهد بود.
آنهايي كه خود را در حاشيه امن قرار داده و با عناوين و حربه هاي
مختلف اجتماعي
سياسي
فرهنگي و اقتصادي
ملت را به بازي گرفته و بر
رنج او مي افزايند
از جاه طلبي و افزون طلبي دست بردارند و فكري هم براي
فرداي قيامت كه هر نقطه روشن و خاموش و آشكار و پنهان
در معرض عدل
الهي قرار خواهد گرفت
بنمايند.
اگر امروز افرادي بدون توجه به مردم و زندگي و آرمانها
گرانيهاي
فزاينده اي بر او تحميل مي نمايند
اگر امروز بيكاري و فقر
دامن مستضعفين
و در عين حال صادق ترين چهره هاي اين ملت را گرفته است
و اگر امروز
هزاران هزار سنگ اندازي در راه پر فراز و نشيب اين نظام به منصه ظهور
مي رسد
نتيجه خيانتها و ظلمهايي است كه عده اي دنيادوست و زياده خواه
روامي دارند. همين عده هستند كه فراغ بال و آسايش خويش را در گرفتاري
اين ملت مي دانند و از هيچ خيانتي فروگذار نيستند.
اميدمان به درگاه الهي و التماسمان از ذات اقدسش اين است كه اين
لكه هاي ننگ را از دامن نظام جمهوري اسلامي بزدايد و چهره هزار
چهره شان را بر اين ملت بنماياند.
ع . ا

*****
مبارزه با گراني را با كاهش قيمت قير دنبال
كنيد
|
افزايش هزار درصدي قيمت قير
بي رحمانه ترين
نوع گراني در ايران
كساني كه براي خريد قير
پس از تعطيلات نوروزي سال
گذشته به بازار آمدند
ناگهان با
قيمتي مواجه شدند كه هيچ
وقت به ذهنشان خطور نكرده
بود
چرا كه ده برابر شدن
قيمت قير آن هم در كمتر از يك
هفته
چيزي نيست كه بتوان به
راحتي آن را باور نمود. در پي
اين افزايش ناگهاني
صدها تن
از رانندگان كاميون با توقف
وسائط نقليه خود در برابر
پالايشگاه تهران دست به
اعتراض زدند. رانندگان كاميون
و توليد كنندگان آسفالت از
رئيس جمهور و نمايندگان
مجلس شوراي اسلامي
خواستند كه هرچه سريعتر به
اين مشكل رسيدگي كنند.
قير
فرآورده اي است كه
هم در ساختمان سازي به كار
مي رود و هم در راهسازي و به
همين دليل افزايش قيمت آن در
يكسال گذشته باعث نگراني
بسياري از مردم شده و آثار
مخرب آن را نمي توان در
افزايش هزينه ساخت و ساز
ناديده
گرفت .
دست اندركاران ساخت
مسكن افزايش هزار درصدي
قيمت قير را يكي از عوامل
افزايش قيمت مسكن تلقي
مي كنند چون اين افزايش
موجب بالا رفتن قيمت مصالح
ساختماني گرديده است .
هرچند مسئوولين وزارت نفت
با دفاع غيركارشناسانه
افزايش
قيمت قير را موجب جلوگيري
از رانت خواري عنوان كرده اند
ولي واقعيت اين است كه در
ايران 80 فرآورده نفتي توليد
مي شود و هيچ گاه بحث
جلوگيري از رانت خواري در
مورد آنها مطرح نبوده است .
علاوه بر اين هم اكنون سالانه
حدود 3 ميليون تن قير در
كشور توليد مي شود.
افزايش قيمت قير كه اكنون
با قيمت جهاني در كشور به
فروش مي رسد
باعث شده
بهاي آن در اوايل سال گذشته
از بشكه 8500 ريال به
بشكه اي 85000 هزار ريال بالا
برود. اين افزايش قيمت قطعا
بيش از نرخ تورم و بالاتر از
افزايش قيمت هاي متداول هر
ساله بوده و لذا ضروري است
در زمينه كاهش آن اقدامات
جدي صورت پذيرد.
ضمنا سال گذشته مجلس
با تصويب اصلاح ماده 71
مربوط به بخشي از مقررات
مالي دولت
عملا به دولت
اجازه داد كه فرآورده هاي نفتي
توليدي كشور به جز نفت گاز
نفت كوره
نفت سفيد
بنزين و
گاز طبيعي را با قيمت جهاني به
فروش رساند. هرچند ادعا اين
است كه اين اقدام به منظور
حفظ و صيانت از منابع كشور
صورت گرفته اما به هر روي
اين مصوبه بر افزايش قيمت ها
موثر بوده و بي شك افزايش
قيمت مصالح اثرات بسيار
نامطلوبي بر قيمت مسكن
گذاشته و مي گذارد.
براستي در كجاي دنيا كسي
مي تواند نمونه اي بياورد كه
قيمت « قير »
به عنوان يك
كالاي اساسي در راه سازي و
برخي امور ساختماني
ظرف
24 ساعت ده برابر شود !

| | |